• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
آثار و تاليفات حضرت آيت الله كميلي خراساني (حفظه الله)/ کتابخانه

18 ژانویه, 2026

کد مطلب : 33558

بخشی از سخنان عارفانۀ حضرت استاد حداد(رحمه الله)

بزرگان عرفان در کلام آیه الحق سید هاشم حداد (رحمه الله علیه)

وقتی آقای کمیلی(دام ظله) برای شاگردی خدمت مرحوم والدِ ما آمدند، مرحوم پدر خیلی از آقای کمیلی(دام ظله) حمایت می‌کرد و می‌فرمود: «ایشان در سلوکش خیلی خوب عمل می‌کند.» حتّی اجازه امامت نماز جماعت هم به ایشان داده بود. ایشان در درس‌های عرفانی‌شان واقعاً خیلی امیدوارکننده بود.

 

در این مقاله به دیدگاه‌های این عارف کامل در مورد شخصیت‌هایی؛ هم‌چون ابن عربی(رحمه الله)، آیت الله قاضی(رحمه الله)، علامه طهرانی(رحمه الله) و آیت الله کمیلی(دام ظله) می پردازیم:

ابن عربی(رحمه الله) [۱]

عرفای مکتب نجف که مشهور به «طریقت معرفتِ نفس» هستند، به‌ویژه حضرت آیت‌اللّه قاضی(رحمه الله) و آیت الحقّ سیّد هاشم حداد(رحمه الله)، ابن عربی(رحمه الله) را مورد تأیید، تمجید و تحسین قرار داده‌اند. از علّامه طباطبایی(رحمه الله) نقل است: «در اسلام هیچ‌کس نتوانسته است یک سطر مانند محیی الدین(رحمه الله) بیاورد».[۲]

آیت‌اللّه سیّد علی‌آقای قاضی(رحمه الله)، محیی‌الدّین(رحمه الله) را به‌عنوان شیعه قبول داشت و مطالب کتاب‌های ایشان را درست می‌‎دانست اما اهل سنّت در ظاهر، او را از خودشان می‌دانند. قبر محیی‌الدّین(رحمه الله) در سوریه است. ما بر سر مزارش رفتیم، استادمان هم می‌رفت. آقای قاضی(رحمه الله)، صاحب مثنوی(رحمه الله) را هم شیعه می‌داند، نظر ما هم این است که جناب محیی‌الدّین(رحمه الله) و صاحب مثنوی، مولانا جلال الدین(رحمه الله) هردو شیعه هستند.

در کلمات و آثار محیی‌الدّین(رحمه الله) یا مولوی(رحمه الله) مطالب بسیار بلندی از توحید دیده می‌شود که این  مقامات بلند تنها با عرفان عملی قابل‌دسترسی هست و باید خدا راه را به ایشان نشان داده باشد تا بتوانند به آن مقامات برسند و آن حالات را به‌درستی توصیف کنند.

نمی‌توان گفت کسانی که معتقد به این‌گونه مطالب هستند، با ولایت اهل بیت مخالف هستند. وقتی خداوند به این‌گونه افراد لطف می‌کند که این‌همه ریاضت و زحمت بکشند و توحیدی شوند و مسلماً به مقام شهود ولایت هم رسیده‌اند؛ بنابراین نمی‌شود کسی از توحید دم بزند؛ ولی به حقّانیّت خلافت بلافصل آقا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نرسیده باشد.

نهایت سخن در این مطلب این است که عصرشان، عصر تقیّه بوده و نمی‌توانستند تظاهر به تشیّع کنند. حالات محیی‌الدّین(رحمه الله) را می‌دانیم که ایشان بین اهل سنّت و در مکه، دمشق و … بوده است. این‌ها نمی‌توانستند عقایدشان را بگویند؛ مثل زمان امام موسی کاظم(علیه السلام) که علی بن یقطین(رحمه الله) وزیر هارون‌الرشید بود و حضرت به او فرمود تو مثل سنّی‌ها وضو بگیر.[۳]

آیت‌اللّه ‌قاضی(رحمه الله)

در بین شاگردان قاضی تنها حداد بود که شاگرد مبرّز و از هر جهت مورد اعتماد قاضی بود. شخصیتی که به‌ظاهر از مجتهدین حوزه نبود؛ اما در باطن از علوم سرشاری برخوردار بود. ایشان شیفته استادش بود و برای دیدار استاد از کربلا به نجف می‌رفت و هر چه داشت از کسب خود در اختیار استاد قرار می‌داد.

وقتی برای اولین بار خدمت استاد می‌رسد استاد به او نگاهی می‌اندازد می‌گوید: رسیدی! و از همان جذبه اول راه را پیدا می‌کند و همراه با استادش این راه را به کمال می‌رساند.

عارف کامل سیدهاشم حداد(رحمه الله) از استادشان به عظمت یاد می‌کرد و می‌فرمود: «از صدر اسلام، عارفی به جامعیت قاضی(رحمه الله) نیامده است. علامه قاضی(رحمه الله) عالمی بود که از جهت فقاهت، فهم روایت و حدیث، تفسیر و علوم قرآنی، ادبیات عرب و لغت و فصاحت، بی‌نظیر بود،

حتی از جهت تجوید و قرائت قرآن و در مجالس فاتحه‌ای که احیاناً حضور پیدا می‌کرد، کمتر قاری قرآن بود که جرأت خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که اشکال‌های تجویدی و نحوۀ قرائت‌شان را می‌گفت. از نظر ادبی هم با آن‌که زبان مادری ایشان آذری بود؛ اما به عربی شعر می‌سرودند.»[۴]

استاد خیلی از استادشان با جلالت و بزرگی یاد می‌کردند البته نه این‌که زیاد نام ایشان را به زبان بیاورد؛ چون این‌ها اسرار الهی است. وقتی‌که از آقای بهجت(رحمه الله) در مورد آقای حداد(رحمه الله) سؤال شد ایشان گفت: «حداد سرّ اللّه است».

سیدهاشم حداد(رحمه الله) هم اسم استادشان را زیاد ذکر نمی‌کرد یا مطلبی از ایشان نمی‌گفت ولی اگر ذکری از قاضی (رحمه لله) می‌شد خیلی با جلالت و عظمت از ایشان نام می‌برد و مطلبی را نقل می‌کرد.

علامه طهرانی(رحمه الله)

غالباً در نماز جماعت خود استاد، به عنوان امام جماعت می‌ایستاد و گاهی نماز جماعت در پشت‌بام منزل برقرار می‌شد. ایشان تواضع عارفانۀ عجیبی داشت و زمانی که علّامه طهرانی (رحمه الله)از ایران به کربلا آمده بود، ایشان را برای امام جماعت انتخاب کرد؛

زیرا علّامه(رحمه الله) فردی مجتهد و راه‌رفته بود؛ لذا ایشان می‌فرمود: «سید محمدحسین، سیدالطائفتین است؛ هم در علوم ظاهری و هم در علوم باطنی.» این ادب عارفانه‌ای از سوی ایشان بود که این لقب را صادر کرد.

آیت‌اللّه کمیلی(دام ظله)

استاد ما سیّد هاشم حداد(رحمه الله)  در سیر و سلوک الی‌اللّه به‌مراتب والای معرفت، محبت و تقرّب به حضرت حق(جل جلاله) دست پیداکرده بود. ایشان همه سخنان و بیانات‌شان با قرآن و روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) تطبیق داشت. سیّد از ذریّه پیغمبر(صل الله علیه و آله) و عالِم به قرآن و روایات بود. ما وقتی به محضر ایشان شرفیاب می‌شدیم قرآن، مفاتیح، روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) و کتاب عروه‌الوثقی سیّد یزدی(رحمه الله) در دست‌شان بود.

سخنش سخن خدا و پیغمبر (صل الله علیه و آله)و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) بود و همیشه «یا صاحب الزّمان(عجل الله تعالی فرجه)» می‌گفت؛ لذا جملات ایشان به‌عنوان تجربیات سلوکی یک عارف کامل دارای نکات ظریف و قابل تأمّلی است که می‌تواند برای سالکین راه حق راه‌نما و راه‌گشا باشد.[۵] در این‌جا به برخی از دیدگاه‌های سیدهاشم حداد(رحمه الله) دربارۀ ایشان اشاره می‌کنیم:

۱٫تأیید در حکایت‌های سیدبرهان

یکی از فرزندان حداد(رحمه الله) سیّد برهان نام دارد و مانند پدر بزرگ‌وارشان لباس مخصوص می‌پوشد. ایشان در دیداری که با آیت‌اللّه کمیلی خراسانی(دام ظله) در مؤسسۀ تحقیقاتی پویندگان انوار توحید (شعبۀ قم) داشت، دیده‌ها و شنیده‌های خود را از معیّت و همراهی آیت ‌اللّه کمیلی(دام ظله) با عارف کامل سیدهاشم حداد(رحمه الله) نقل کرد:

وقتی آقای کمیلی(دام ظله) برای شاگردی خدمت مرحوم والدِ ما آمدند، مرحوم پدر خیلی از آقای کمیلی(دام ظله) حمایت می‌کرد و می‌فرمود: «ایشان در سلوکش خیلی خوب عمل می‌کند.» حتّی اجازه امامت نماز جماعت هم به ایشان داده بود. ایشان در درس‌های عرفانی‌شان واقعاً خیلی امیدوارکننده بود.

معمولاً زیارت‌هایی که آقای کمیلی(دام ظله) با مرحوم پدر ما به حرم‌های مطهّر مشرّف می‌شد طولانی بود. آقای کمیلی(دام ظله) همیشه در راه رفتن پشت سر آقای حداد(رحمه الله) راه می‌رفت. مرحوم والد ما بسیاری از مطالب عرفانی را به ایشان می‌گفت و آقای کمیلی(دام ظله) هم کامل همه را یادداشت می‌کرد.

زمانی که آقای کمیلی(دام ظله) با مرحوم ابوی بود همه فکر و ذکرش عبادت بود و خورد و خوراک ایشان کم و معمولاً از غذاهای ساده بود. گاهی اوقات که مدت توقّف آقای کمیلی(دام ظله) نزد پدر ما مقداری طول می‌کشید، پدر ما می‌گفت: برو خانه نزد خانواده؛ اما آقای کمیلی(دام ظله) باز هم دوست داشت بماند ولی پدر ما به اصرار، ایشان را راهی منزل‌شان می‌کرد.

تعدادی از بزرگان که می‌آمدند؛ مثل مرحوم آیت‌اللّه بهجت، مرحوم سید محمدحسین طهرانی، پدر ما فوق‌العاده جویا می‌شد که آقای کمیلی(دام ظله) هم از نجف آمدند و در جلسه هست یا خیر؟ آقای کمیلی(دام ظله) می‌آمد و حضور می‌یافت؛ می‌دیدیم ایشان در جلسه خیلی به آقا خیره می‌شد و نظر می‌کرد به دهان آقا و چشم به چشم آقا می‌دوخت که چه کلمه‌ای از ایشان ظاهر می‌شود تا زود دریافت کند. آقای کمیلی(دام ظله) خیلی اطراف آقا بود و تعلّق خاطر به ایشان داشت.

گاهی که آقای کمیلی(دام ظله) از نجف به کربلا منزل ما می‌آمدند بعد از ملاقات، والد ما می‌فرمود: «اگر می‌خواهید شب را بمانید.» و گاهی اوقات هم به ایشان می‌فرمود: «عیال علویه شما در نجف منتظر هستند برگردید نجف.» در هر صورت آقای کمیلی(دام ظله) خیلی مطیع امر آقا بودند اگر آقا می‌گفتند شب را بمان می‌ماندند و اگر می‌گفتند برو، می‌رفت. ایشان هر چه که پدرم می‌گفتند همان را اجرا می‌کردند.

آن ایّامی که ما منزل بودیم و شما می‌آمدید مرحوم والد ما اشتیاق زیادی داشتند تا شما را ببینند و یک عشقی بین شما و ایشان بود. روزی مرحوم آقا سیّد عبدالکریم کشمیری(رحمه الله) منزل پدر ما آمدند و در مورد آقای کمیلی(دام ظله) از ایشان سؤال کرد که از نظر عرفانی و معارفی چگونه است؟ آقا به ایشان فرمودند: «خیلی خوب‌اند و خیلی تو راه است و ایشان آینده خوبی دارد و برای رفقا مرجعی خواهد شد.

۲٫خودکفا شدن و دست‌گیری از دیگران

در اواخر عمر شریف‌شان به بنده ‌فرمود: «از این به بعد باید خودت خودکفا به کارهایت برسی» و در مسافرت لبنان به بنده فرمود: «از این جوان‌های لبنانی شیعه، چند نفر را جمع کن، جلسه بگیر و از آن‌ها دست‌گیری کن.» وقتی‌که ایران آمدم فرمود: «شما نزد سید محمدحسین طهرانی(رحمه الله) برو و با ایشان رفاقت کن.»

۳٫خروج از عالم نفس

مطلبی را می‌خواهم عرض کنم با این‌که مقداری برایم سخت است اما این موهبت الهی را پس از استخاره‌ ویژه‌ای که خوب آمد در این‌جا بیان خواهم کرد. حدوداً هفت یا هشت سال قبل از ارتحال سَروَر و مولایم سیّد هاشم حداد(رحمه الله)، به دستور ایشان مسافرتی به لبنان داشتم. چند سال در لبنان بودم و آن‌جا کارهای تبلیغی و فرهنگی انجام می‌دادم.

دریکی از مسافرت‌هایی که برگشتم، خصوصی رفتم خدمت ایشان و گفتم: «آقا ما دیگر مثل سابق که در نجف بودیم، نمی‌توانیم زیاد خدمت شما برسیم و سال‌هاست که در خدمت شما هستیم، الآن شما حال ما را چگونه می‌بینید؟ من نگران حال خود هستم، شما هم استاد هستید و تشخیص می‌دهید.»

ایشان بشارتی الهی به من داد و یک جمله فرمود: «فلانی مطمئن باش که از عالم نفس بیرون آمدی.» این خبر مژده‌ بزرگی برایم بود؛ چون ایشان مُخبر و معلّم و عارفی کامل و آگاه بود و بنده پیوسته با این بشارت احساس راحتی و آرامش می‌کردم و این بشارت یک سکینه و جهشی در من ایجاد کرد. در سفر دیگری که به محضر ایشان رسیدم فرمود: «شما در سیر و سلوک به‌جایی رسیده‌اید که می‌توانید به رأی و نظر خودتان عمل کنید.»

۴٫اقتدانمودن استاد نشانۀ رضایت

بنده در خواب دیدم حضرت استاد سیّد هاشم حداد(رحمه الله) در نماز به بنده اقتدا کرد. این نشانۀ آن است که استاد از این تلاش و کوششی که ما برای تربیت و هدایت شاگردان انجام می‌دهیم راضی‌اند و به جلسات و شاگردان ما، عنایت خاصی دارد و سبْک سلوکی که در پیش گرفتیم همان سبک ایشان در تربیت نفوس است و تأیید ایشان در موارد متعددی برای این‌جانب به اثبات رسیده است والحمدلله.

 

 

برگرفته از کتاب حداد در آیینه حداد 

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب حداد در آینه حداد(چاپ دوم)

[۱]. محیی الدّین بن عربی(رحمهالله) ملقّب به شیخِ اکبر و ابن عربی از عرفای قرن ششم و هفتم هجری قمری است. او کتاب‌های مختلفی ازجمله فتوحات مکیه، فصوص الحکم، ترجمان الاشواق و شرح آن و… تألیف کرده است. کتاب‌ فصوص الحکم ابن عربی(رحمهالله) به علّت اهمیت زیادی که در عرفان اسلامی دارد به ‌کمک ده‌ها شارح بزرگ ازجمله: صدرالدین قونوی، شیخ داود قیصری، مؤیدالدّین جندی، عبدالرحمن جامی، خواجه محمدپارسا و… شرح شده است که خواندن آن خود یک دوره عرفان نظری است.

[۲]. مرتضی مطهّری، شرح منظومه، ص ۲۳۹.

[۳]. روزی علی بن یقطین در نامه ای به حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) نوشت: «اصحاب بر سر کیفیت مسح پا در وضو با هم اختلاف دارند. اگر صلاح دیدید به خط شریف خود کیفیت وضوی کامل را برایم بنویسید.» امام(علیه السلام) در جواب نامه او چنین نوشت:« فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) فَهِمْتُ مَا ذَکَرْتَ مِنَ الِاخْتِلَافِ فِی الْوُضُوءِ وَ الَّذِی آمُرُکَ بِهِ فِی ذَلِکَ أَنْ تَتَمَضْمَضَ ثَلَاثاً وَ تَسْتَنْشِقَ ثَلَاثاً وَ تَغْسِلَ وَجْهَکَ ثَلَاثاً وَ تُخَلِّلَ شَعْرَ لِحْیَتِکَ وَ تَمْسَحَ رَأْسَکَ کُلَّهُ وَ تَمْسَحَ ظَاهِرَ أُذُنَیْکَ وَ بَاطِنَهُمَا وَ تَغْسِلَ رِجْلَیْکَ إِلَى الْکَعْبَیْنِ ثَلَاثاً وَ لَا تُخَالِفَ ذَلِک؛‏ اختلافی را که گفته بودی، متوجه شدم، ولی تو از این پس این چنین وضو بگیر: سه بار آب در دهان بگردان و دهان‌شویه کن. سه بار استنشاق کن و بینی ات را بشوی. صورتت را سه بار و دست‌ها را از پایین تا آرنج بشوی. همه سر را مسح کن و گوش‌ها را بشوی. پاهایت را بشوی.با این دستور هرگز مخالفت مکن.» وقتی نامه امام به دست علی رسید، همه از جواب امام تعجب کردند که چرا دستورالعمل وضویی کاملاً مشابه با وضوی اهل سنّت برای علی بن یقطین صادر فرموده است، ولی خود علی گفت: «مولایم بهتر از هر کس دیگری علت چنین دستوری را می داند و من هم فرمانبردار و مطیع دستورش هستم. از آن پس علی بن یقطین بر خلاف همه ی شیعیان وضو می گرفت، درست همان گونه که امام فرموده بود. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۳۸٫

[۴]. طهرانی، روح مجرد، ص ۵۰۱٫

[۵]. آیت‌الله کمیلی خراسانی(دام ظله) بخشی از سخنان عارفانۀ حضرت استاد حداد(رحمه الله) را در کتاب «المطالب السلوکیه» صفحه۲۶۷ آورده‌اند.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=33558

مطالب مشابه

  • لزوم توجه به شریعت
  • عشق سید هاشم حداد (رحمه الله علیه) به اهل‌بیت(علیهم السلام)
  • آیه الحق سید هاشم حداد (ره) در کلام عرفا
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف
  • راه رسیدن به عشق الهی
  • اهمیت شریعت در عرفان عملی
  • تفاوت تصوف با مکتب عرفانی نجف
  • چاپ کتاب ارزشمند «تسبیحات کائنات»
  • ترک دنیا طلبی مذموم
  • تبدیل حال به مقام با استمرار مراقبه

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه شعبان
  • مناسبتها
  • نمازها

اعمال ماه شعبان

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مناسبتها و فضایل ماه شعبان

سوم شعبان:

ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام است.

به گفته «شیخ طوسى» در «مصباح»، ولادت آن حضرت ( طبق روایتى از امام حسن عسکرى علیه السلام) در روز پنج شنبه، سوم شعبان سال سوم هجرى واقع شده است.

چهارم شعبان:

ولادت حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام است. (سال ۲۶ هجرى)

پنجم شعبان:

ولادت امام زین العابدین على بن الحسین علیهماالسلام است. (سال ۳۸ هجرى)

یازدهم شعبان:

ولادت حضرت على بن الحسین (علی اکبر) علیهما السلام است. (سال ۴۳هجرى)

پانزدهم شعبان:

میلاد مسعود منجى عالم بشریّت، حضرت حجّه بن الحسن امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف مى‌باشد که در سال ۲۵۵ هجری، در «سامرّا» واقع گردید.

 

فضیلت ماه شعبان

ماه شعبان یکى از عزیزترین ماه هاى اسلامى و یادآور خاطره هاى بزرگ است که از همه مهمتر، میلاد مبارک سالار شهیدان کربلا، امام حسین علیه السلام در سوم ماه، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در چهارم ماه، حضرت سجاد علیه السلام در پنجم ماه و همچنین میلاد فرخنده حضرت بقیّه اللّه الاعظم حضرت مهدی منتظرعلیه السلام در پانزدهم ماه است که فضاى این ماه را به بوى ولایت عطرآگین ساخته است.

در فضیلت این ماه، همین بس که ماه پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نامیده شده و هنگامى که آن حضرت(ص) هلال ماه را مشاهده می فرمود، دستور مى دادند کسى در سراسر مدینه ندا دهد که:

"اى مردم! این ماه، ماه من است، خدا رحمت کند کسى که مرا بر ماه من یارى دهد، یعنى آن را روزه بدارد".

مرحوم محدّث قمى، حدیثى را از تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام در فضیلت روز اوّل ماه شعبان نقل نموده که در واقع مربوط به تمام ماه شعبان است، این حدیث بسیار پرمعنا و در عین حال بسیار مفصّل است که ایشان آن را تلخیص کرده است: "امیر مؤمنان على علیه السلام روز اوّل ماه شعبان گروهى را مشاهده کردند که در مسجد نشسته اند و سخنان بیهوده و ناآگاهانه، درباره قضا و قدر مى گویند و صداى جار و جنجالشان فضا را پر کرده، حضرت(ع) فرمودند: این گونه سخنان را رها کنید! امروز روز اوّل ماه شعبان است و از این نظر شعبان نامیده شده که مرکز شعبه ها و شاخه هاى خیرات و نیکى هاست، شعبه هاى خیراتِ نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهى از منکر و نیکى به پدر و مادر و همسایگان و صدقه به نیازمندان و اصلاح در میان مردم و مانند آن است."

سپس امام علی علیه السلام به حدیثى از رسول اکرم صلى الله علیه وآله اشاره فرمودند که خلاصه اش چنین است: "پیامبر(ص) فرمودند: روز اوّل ماه شعبان که مى شود، خداوند امر مى فرماید درهاى بهشت باز شود و دستور مى دهد به درخت «طوبى» که شاخه هایش را به مردم دنیا نزدیک کند و منادى از سوى پروردگار صدا مى زند که این شاخه هاى درخت «طوبى» در دسترس شماست، به آنها بیاویزید که شما را به سوى بهشت مى برد و از شاخه هاى درخت «زقّوم» بپرهیزید و به آن چنگ نزنید که شما را به سوى دوزخ مى کشاند، سپس افزودند: به خدایى که مرا به رسالت برگزیده سوگند! که هر کس در این روز به سراغ یکى از کارهاى خیر برود، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته و او را به سوى بهشت مى کشاند و هر کس به سراغ یکى از کارهاى شرّ برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» چنگ زده و او را به سوى دوزخ مى کشاند.

سپس آن حضرت(ص)، نمونه هایى از اسباب چنگ زدن به شاخه هاى درخت «طوبى» را برشمرده و فرمودند: هر کس (علاوه بر نمازهاى واجب) در این روز، نماز مستحبّى بخواند یا روزه بگیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و مادر و فرزند، یا خویشاوندان، یا همسایگان، صلح و صفا ایجاد کند، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته است!

همچنین کسى که بدهى خود را به مردم ادا کند، یتیمى را کفالت نماید یا سبک مغزى را از تعرّض به آبرو و ناموس مردم بازدارد و کسى که قرآن بخواند یا شکر نعمت هاى او را بجا آورد، بیمارى را عیادت کند، به پدر و مادر نیکى نماید، مؤمنى را تشییع جنازه کند و یا هر کار خیر دیگرى انجام دهد، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» آویخته است.

سپس افزودند: قسم به آن کس که مرا به نبوّت مبعوث کرد، هر کس به سراغ درى از درهاى شرّ و گناه در این ماه برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» آویخته که او را به آتش مى کشاند، کسى که در نماز واجب خود کوتاهى نماید، یا نیازمندى نزد او آید و شرح بیچارگى خود را بدهد و او توان حلّ مشکل آن نیازمند را داشته باشد ولى کوتاهى کند و دست او را نگیرد، یا عذر بدهکار بیچاره اى را نپذیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و فرزند، یا خویشاوندان و همسایگان و دیگر مؤمنان، اختلاف و نفاق بیندازد، یا بدهى خود را به مردم انکار کند، یا از رسیدگى به کار یتیمان خوددارى نماید، یا به سراغ خوانندگى هاى مجالس لهو و فساد برود، یا ظلم ها و گناهان خویش را بشمرد و به آن افتخار کند!، یا از همسایه بیمارش عیادت نکند، یا پدر و مادرش را از خود، ناخشنود سازد ... همه اینها سبب درآویختن به شاخه هاى درخت «زقّوم» است که انسان را به جهنّم مى برد"

این حدیث شریف و پرمعنا، راههاى سعادت و شقاوت را با ذکر یک مثال معنوى به روشنى بیان کرده و طُرُق خودسازى و تهذیب نفس و خدمت به خلق و عبودیّت خالق را در این ماه مشخّص نموده است. همچنین نسبت به اسباب بدبختى و محرومیّت از سعادت هشدار داده است که براى همه ماههاى سال راه گشا است، به‌ویژه در ماه شعبان که سرآغاز حرکت جدیدى به سوى نیکى ها و پاکى هاست.

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

نمازهای وارده برای تمام شب­های ماه شعبان

برگرفته از کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس (ره)

 

نماز شب اول ماه شعبان:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در اولین شب از ماه شعبان صد رکعت نماز بگزاردکه در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را نیز یک بار بخواند، پس بعد از تمام شدن نماز٬ سوره حمد را۵۰ باربخواند به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت٬ اگر بنده­ای این نمازرا گزارده و روزه بگیرد٬ خداوند تعالی از او شر اهل آسمان و زمین و شیاطین و پادشاهان را دفع می کند و از اوهفتاد هزار گناه کبیره رامی آمرزد و از او عذاب قبر را بر می­دارد و فرشتگان نکیر و منکر او را نمی­ترسانند و در حالی از قبرش بیرون می­آید که صورتش به مانند ماه شب چهارده است و از صراط به مانند برق عبور کرده ونامه­اش به دست راست او داده می شود.(اقبال الاعمال، ص۱۹۳)

نمازی دیگر برای شب اول:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب اول ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی بعد از حمد سوره توحید را پانزده بار بخواند، خدای تعالی به او پاداش دوازده هزار شهید را عنایت کرده و برای او عبادت دوازده سال را می‌نویسد و از گناهانش به مانند روزی که از مادرمتولد شده بیرون می آید و خداوند برای هر آیه از قرآن٬ کاخی در بهشت به او عنایت می کند. (همان، ص۱۹۳)

نماز شب دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی­ که در شب دوم از ماه شعبان٬ ۵۰رکعت نماز بگذارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های اخلاص و فلق و ناس را نیز یکبار بخواندخداوند به فرشتگان کرام الکاتبین فرمان می دهد که: بر بنده ام گناهی ننویسید تا این که یک سال بر او بگذرد و خداوند برای او بهره ای در عبادت اهل آسمان و زمین قرار می دهد و به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت ٬ از عبادت آن شب جز بدکار یا منافق یا فاجر دوری نمی‌گزیند و فضیلت زیادی ذکر کرده اند.(همان، ص ۲۰۱)

نماز شب سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:  کسی که در شب سوم ماه شعبان دو رکعت نماز بخواند که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را ۲۵ بار بخواند، خداوند در روز قیامت برای او هشت باب بهشت رامی‌گشاید و هفت باب جهنم را به روی او می­بندد و به او هزار لباس ابریشمی و هزارتاج می‌پوشاند. (همان، ص ۲۰۱)

نماز شب چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهارم ماه شعبان چهل رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و ۲۵ بار سوره توحید را بخواند خداوند برای او به ازاء هر رکعتی پاداش یک میلیون سال را نوشته و برای او برای هر سوره ای٬ یک میلیون شهر می‌سازد و خداوند به اوپاداش یک میلیون شهید را عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۰۳)

نماز شب پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پنجم از شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را پانصد بار بخواند و پس از سلام بر پیامبرهفتاد بار درود(صلوات) رساند،خداوند برای او هزار حاجت از حاجت های دنیایی و آخرتی او را برآورده می سازد وبه تعداد ستارگان آسمان٬ شهر در بهشت به او عنایت می فرماید. (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب ششم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب ششم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یکبار و سوره توحید را ۵۰ بار بخواند٬ خداوند او را برخوشبختی می‌گیرد و قبرش را گشادمی‌کند و در حالی از قبرش بیرون می‌آید که صورتش به مانند ماه است و می‌گوید: «اشهد انّ لا اله الا الله و انّ محمدا عبده و رسوله». (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و سوره توحید را صد بار بخواند و در رکعت دوم سوره حمدرا یک بار و  آیهالکرسی راصد بار بخواند، مرد و زن مومنی نیست که این نماز را می‌گزارد مگر این که خداوند تعالی دعایش را اجابت کرده و حوائجش را برآورده می سازد و برای او هر روزپاداش شهیدی می نویسد و بر او گناهی نمی‌باشد. (همان،ص ۲۰۴)

نماز شب هشتم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب هشتم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و آیه «ءامن الرسول» را تا آخر آن ٬ پنج بار و سوره توحیدرا پانزده مرتبه بخواند و در رکعت دوم سوره حمد را یک بار و آیه آخر سوره کهف «قل انما انا بشر مثلکم» را یک بارو پانزده بار سوره توحید رابخواند ٬ پس اگر گناهانش بیشتر از کف دریا باشد ٬ خداوند او را تا پاک نکند ازدنیا نمی برد٬ و گویا که تورات وانجیل و زبور و قرآن را خوانده باشد) .همان، ص ۲۰۵)

نماز شب نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نهم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و ده بار سوره نصر را بخواند، خداوند حتما جسدش را بر آتش حرام می‌کند و به او برای هر آیه ای ثواب دوازده شهید از شهدا بدر و ثواب علما را عنایت می کند. (همان، ص ۲۰۵)

نماز شب دهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دهم ماه شعبان٬ چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و آیه الکرسی را یک بار و سوره کوثر را سه بار بخواند، پس کسی که این نماز رابگزارد خداوند به فرشتگانش می‌فرماید: صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزاردرجه برای او بالا ببرید وصد هزار در برای او باز کنید و برای همیشه بر او نبندید و او و پدر و مادرش وهمسایگانش آمرزیده می شوند. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب یازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب یازدهم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره جحد( کافرون ) را ده بار بخواند، به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت این نماز را به جز مومن دارای ایمان کامل نمی‌گزارده و خداوند به اوبرای هر رکعتی باغی از باغ های بهشت عنایت می‌کند.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب دوازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دوازدهم از ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد  که درهر رکعتی سوره حمد را یکبار و سوره تکاثر را ده بار بخواند خداوند گناهان چهل ساله او را می‌آمرزد و برای او چهل درجه بالا می‌برد و برای او چهل هزار فرشته طلب آمرزش می کنند و برای اوثواب کسی که شب قدر رادرک کرده باشد است.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب سیزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سیزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره تین را یک بار بخواند، گویا که دویست برده ازفرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را آزاد کرده باشد و از گناهانش به مانند روزی که از مادر متولد شده بیرون می‌آید و خداوند دوری از آتش را به او عنایت می‌فرماید و با من (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و  ابراهیم علیه السلام هم نشین می‌شود. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب چهاردهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهاردهم از ماه شعبان چهاررکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره والعصر را پنج بار بخواند خداوند برای اوپاداش نمازگزاران از آدم تا روزقیامت را می نویسد و در حالی او را بر می انگیزد که صورتش از آفتاب و ماه درخشانتر است و آمرزیده می شود. (همان، ص ۲۰۷)

نماز شب پانزدهم ماه شعبان (شب ولادت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف):رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پانزدهم میان مغرب و عشاء چهار رکعت نماز بگزراد کهدر هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اخلاص را ده بار بخواند (در روایت دیگرییازده بار) و پس از تمام شدن نماز ده بار بگوید : «یا رَبِ‏ اغْفِرْ لَنَا» و نیز ده بار بگوید: «یَا رَبِ‏ارْحَمْنَا» و ده بار بگوید: «یا رَبِّ تُبْ عَلَیْنَا» و بیست و یکبار سوره اخلاص را بخواند و آنگاه ده بار بگوید: «سُبْحَانَ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَى وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ هُوَ عَلى‏کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر»، خداوند تعالی (دعای) او را مستجاب و حوائج او را در دنیا و آخرت برآورده میسازد و نامه اش را به دست راست او می‌دهد و تا سال آینده در نگهبانی خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۰۸)

نمازی دیگر در شب نیمه شعبان جهت دیدن پیامبر(ص) در خواب:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب نیمه شعبان با بهترین  شکلیخود را پاکیزه نموده و دو لباس تمیز بپوشد آن گاه به سوی مصلایش آمده و نماز عشاء را بخواند، آن گاه دورکعت نماز بگزارد که دررکعت اول بعد از حمد سه آیه اول سوره بقره٬ آیه الکرسی و سه آیه اخر سوره بقره) ءامَنَ الرّسول)را بخواند و در رکعت دوم سوره حمد و بعد سوره ناس را هفت بار و فلق را هفت بار و اخلاص رانیز هفت بار بخواند٬ آنگاه سلام داده و بعد از آن چهار رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره یس و در رکعتدوم سوره دخان و در رکعت سوم سوره سجده و در رکعت چهارم سوره مُلک را بخواند. ( البته بعد از سوره حمد وهنگام قرائت آیه سجدهبه سجده رفته و دوباره بلند شود و نماز را ادامه دهد )آن گاه بعد از آن صد رکعتبگزارد که در هر رکعتی سورهاخلاص را ده بار و الحمد الله را یک بار بخواند خداوند برای او ٬ سه حاجت رابرآورده می‌سازد یا در دنیا یا در آخرت آنگاه اگر بخواهد که مرا در این شب ببیند(در خواب)٬ می‌بیند. (همان، ص ۲۱۵)

نماز شب شانزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شانزدهم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی حمد و آیه الکرسی را یک بار و سوره اخلاص را پانزده بار بخواند، پس خداوند تعالی به من فرمود: کسی که دورکعت نماز را بگزارد به مانند آن چه را که به تو پیامبریت دادم به او می دهم ودر بهشت برای او هزار کاخ بنا می کنم. (همان، ص ۲۳۶)

نماز شب هفدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفدهم ماه شعبان٬ دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را هفتاد و یک بار بخواند، پس وقتی که نمازش تمام شد هفتاد بار استغفار گوید از جایش بلند نمی‌شود تا این که خداوند او را آمرزیده و بر او گناهی نمینویسد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب هجدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هجدهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را ۵ بار بخواند، خداوند هر حاجتی را که در آن شب می خواهد می دهد و اگر او را بدبخت آفریده باشد، پس خوشبخت قرار می‌دهد و اگر در همین سال بمیرد شهید از دنیا می‌رود. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب نوزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نوزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره مُلک را ۵ بار بخواند خداوند گناهان گذشته وآینده اش را می‌آمرزد و نمازهایی که بعد از آن می خواند را می پذیرد و اگر پدر و مادرش در آتش باشد، آن‌ها رااز آتش بیرون می‌آورد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب بیستم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیستم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ۱۵ بار بخواند به خدایی که مرا بدرستی به پیامبری برانگیخت از دنیا نمی رود، مگر این که در خواب جای خود را در بهشت دیده و با فرشتگان مقرب محشور می‌شود. (همان،ص۲۳۸)

نماز شب بیست و یکم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و یکم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره های حمد و اخلاص و فلق و ناس را بخواند، خداوند برای او به تعداد ستارگان آسمان حسنه نوشته و به تعداد آن درجات او را بالا می‌برد و به تعداد آن بدی‌های او را میزداید. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و دوم ماه شعبان دورکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره های حمد و جحد ( کافرون ) را یک بار و اخلاص را ۱۵ بار بخواند، خداوند تعالی نام او را در نام های راستگویان می‌نویسد و در روز قیامت با گروه مرسلین می‌آید در حالی که او در پوشش خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و سوم شعبان سی رکعت نماز بگزارد که درآن سوره های حمد و زلزال را یک بار بخواند، خداوند تعالی غل و غش را از دل او می‌زداید و از کسانی استکه خداوند سینه‌اش را برای اسلام گشوده و او را در حالی بر می انگیزاند که صورتش به مانند ماه شب چهارده است. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و چهارم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ده بار بخواند، خداوند تعالی با آزادی او از جهنم رهایی از عذاب وعذاب قبر و حساب کوتاه و دیدار آدم و نوح و پیامبران و شفاعت ٬ اکرامش می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و پنجم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد و تکاثر را یک بار بخواند، خداوند تعالی به او پاداش آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و ثواب هفتاد پیامبر عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و ششم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و ششم از ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و آیه «ءامَنَ الرّسول» را ده بار بخواند، خداوند تعالی او را از آفت‌های دنیا و آخرت سلامت می دارد و در روز قیامت خداوند تعالی شش نور به او عنایت می‌فرماید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اعلی «سبح اسم ربک الاعلی» را ده بار بخواند، خداوندبرای او یک میلیون حسنه نوشته و یک میلیون بدی را از او رفع کرده و یک میلیون درجه او را بالا می برد و اورا با تاجی از نور می‌آراید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هشتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هشتم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد و اخلاص و فلق و ناس را یک بار بخواند، خداوند تعالی او رادر حالی از قبر بر می‌انگیزاند که صورتش به مانند شب چهارده است و هراس های روز قیامت را از او دفع می‌کند. (همان،ص۲۴۱)

نماز شب بیست و نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و نهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های تکاثر و فلق و ناس و اخلاص را ده مرتبه بخواند، خداوند تعالی پاداش کوشندگان را به او داده و میزانش سنگین و به او در حساب تخفیف داده می‌شود و ازصراط به سرعت برق می گذرد. (همان، ص ۲۴۱)

نماز شب سی ام:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سی ام شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی بعد از «حمد» سوره «اعلی» را ده بار بخواند، پس از اتمام نیز بر پیامبر(ص) صد بار درود (صلوات)برساند، پس به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، خداوند برای او یک میلیون شهر در بهشت جاودان بالا میبرد و اگر اهل آسمان‌ها و زمین برای شمارش پاداش او گرد آیند توانایی آن را نداشته و خداوند برای او هزار حاجت را برآورده می‌سازد. (همان، ص ۲۴۱)

***

 

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد