• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
آثار و تاليفات حضرت آيت الله كميلي خراساني (حفظه الله)/ کتابخانه

18 ژانویه, 2026

کد مطلب : 33558

بخشی از سخنان عارفانۀ حضرت استاد حداد(رحمه الله)

بزرگان عرفان در کلام آیه الحق سید هاشم حداد (رحمه الله علیه)

وقتی آقای کمیلی(دام ظله) برای شاگردی خدمت مرحوم والدِ ما آمدند، مرحوم پدر خیلی از آقای کمیلی(دام ظله) حمایت می‌کرد و می‌فرمود: «ایشان در سلوکش خیلی خوب عمل می‌کند.» حتّی اجازه امامت نماز جماعت هم به ایشان داده بود. ایشان در درس‌های عرفانی‌شان واقعاً خیلی امیدوارکننده بود.

 

در این مقاله به دیدگاه‌های این عارف کامل در مورد شخصیت‌هایی؛ هم‌چون ابن عربی(رحمه الله)، آیت الله قاضی(رحمه الله)، علامه طهرانی(رحمه الله) و آیت الله کمیلی(دام ظله) می پردازیم:

ابن عربی(رحمه الله) [۱]

عرفای مکتب نجف که مشهور به «طریقت معرفتِ نفس» هستند، به‌ویژه حضرت آیت‌اللّه قاضی(رحمه الله) و آیت الحقّ سیّد هاشم حداد(رحمه الله)، ابن عربی(رحمه الله) را مورد تأیید، تمجید و تحسین قرار داده‌اند. از علّامه طباطبایی(رحمه الله) نقل است: «در اسلام هیچ‌کس نتوانسته است یک سطر مانند محیی الدین(رحمه الله) بیاورد».[۲]

آیت‌اللّه سیّد علی‌آقای قاضی(رحمه الله)، محیی‌الدّین(رحمه الله) را به‌عنوان شیعه قبول داشت و مطالب کتاب‌های ایشان را درست می‌‎دانست اما اهل سنّت در ظاهر، او را از خودشان می‌دانند. قبر محیی‌الدّین(رحمه الله) در سوریه است. ما بر سر مزارش رفتیم، استادمان هم می‌رفت. آقای قاضی(رحمه الله)، صاحب مثنوی(رحمه الله) را هم شیعه می‌داند، نظر ما هم این است که جناب محیی‌الدّین(رحمه الله) و صاحب مثنوی، مولانا جلال الدین(رحمه الله) هردو شیعه هستند.

در کلمات و آثار محیی‌الدّین(رحمه الله) یا مولوی(رحمه الله) مطالب بسیار بلندی از توحید دیده می‌شود که این  مقامات بلند تنها با عرفان عملی قابل‌دسترسی هست و باید خدا راه را به ایشان نشان داده باشد تا بتوانند به آن مقامات برسند و آن حالات را به‌درستی توصیف کنند.

نمی‌توان گفت کسانی که معتقد به این‌گونه مطالب هستند، با ولایت اهل بیت مخالف هستند. وقتی خداوند به این‌گونه افراد لطف می‌کند که این‌همه ریاضت و زحمت بکشند و توحیدی شوند و مسلماً به مقام شهود ولایت هم رسیده‌اند؛ بنابراین نمی‌شود کسی از توحید دم بزند؛ ولی به حقّانیّت خلافت بلافصل آقا امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نرسیده باشد.

نهایت سخن در این مطلب این است که عصرشان، عصر تقیّه بوده و نمی‌توانستند تظاهر به تشیّع کنند. حالات محیی‌الدّین(رحمه الله) را می‌دانیم که ایشان بین اهل سنّت و در مکه، دمشق و … بوده است. این‌ها نمی‌توانستند عقایدشان را بگویند؛ مثل زمان امام موسی کاظم(علیه السلام) که علی بن یقطین(رحمه الله) وزیر هارون‌الرشید بود و حضرت به او فرمود تو مثل سنّی‌ها وضو بگیر.[۳]

آیت‌اللّه ‌قاضی(رحمه الله)

در بین شاگردان قاضی تنها حداد بود که شاگرد مبرّز و از هر جهت مورد اعتماد قاضی بود. شخصیتی که به‌ظاهر از مجتهدین حوزه نبود؛ اما در باطن از علوم سرشاری برخوردار بود. ایشان شیفته استادش بود و برای دیدار استاد از کربلا به نجف می‌رفت و هر چه داشت از کسب خود در اختیار استاد قرار می‌داد.

وقتی برای اولین بار خدمت استاد می‌رسد استاد به او نگاهی می‌اندازد می‌گوید: رسیدی! و از همان جذبه اول راه را پیدا می‌کند و همراه با استادش این راه را به کمال می‌رساند.

عارف کامل سیدهاشم حداد(رحمه الله) از استادشان به عظمت یاد می‌کرد و می‌فرمود: «از صدر اسلام، عارفی به جامعیت قاضی(رحمه الله) نیامده است. علامه قاضی(رحمه الله) عالمی بود که از جهت فقاهت، فهم روایت و حدیث، تفسیر و علوم قرآنی، ادبیات عرب و لغت و فصاحت، بی‌نظیر بود،

حتی از جهت تجوید و قرائت قرآن و در مجالس فاتحه‌ای که احیاناً حضور پیدا می‌کرد، کمتر قاری قرآن بود که جرأت خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که اشکال‌های تجویدی و نحوۀ قرائت‌شان را می‌گفت. از نظر ادبی هم با آن‌که زبان مادری ایشان آذری بود؛ اما به عربی شعر می‌سرودند.»[۴]

استاد خیلی از استادشان با جلالت و بزرگی یاد می‌کردند البته نه این‌که زیاد نام ایشان را به زبان بیاورد؛ چون این‌ها اسرار الهی است. وقتی‌که از آقای بهجت(رحمه الله) در مورد آقای حداد(رحمه الله) سؤال شد ایشان گفت: «حداد سرّ اللّه است».

سیدهاشم حداد(رحمه الله) هم اسم استادشان را زیاد ذکر نمی‌کرد یا مطلبی از ایشان نمی‌گفت ولی اگر ذکری از قاضی (رحمه لله) می‌شد خیلی با جلالت و عظمت از ایشان نام می‌برد و مطلبی را نقل می‌کرد.

علامه طهرانی(رحمه الله)

غالباً در نماز جماعت خود استاد، به عنوان امام جماعت می‌ایستاد و گاهی نماز جماعت در پشت‌بام منزل برقرار می‌شد. ایشان تواضع عارفانۀ عجیبی داشت و زمانی که علّامه طهرانی (رحمه الله)از ایران به کربلا آمده بود، ایشان را برای امام جماعت انتخاب کرد؛

زیرا علّامه(رحمه الله) فردی مجتهد و راه‌رفته بود؛ لذا ایشان می‌فرمود: «سید محمدحسین، سیدالطائفتین است؛ هم در علوم ظاهری و هم در علوم باطنی.» این ادب عارفانه‌ای از سوی ایشان بود که این لقب را صادر کرد.

آیت‌اللّه کمیلی(دام ظله)

استاد ما سیّد هاشم حداد(رحمه الله)  در سیر و سلوک الی‌اللّه به‌مراتب والای معرفت، محبت و تقرّب به حضرت حق(جل جلاله) دست پیداکرده بود. ایشان همه سخنان و بیانات‌شان با قرآن و روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) تطبیق داشت. سیّد از ذریّه پیغمبر(صل الله علیه و آله) و عالِم به قرآن و روایات بود. ما وقتی به محضر ایشان شرفیاب می‌شدیم قرآن، مفاتیح، روایات اهل‌بیت(علیهم السلام) و کتاب عروه‌الوثقی سیّد یزدی(رحمه الله) در دست‌شان بود.

سخنش سخن خدا و پیغمبر (صل الله علیه و آله)و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) بود و همیشه «یا صاحب الزّمان(عجل الله تعالی فرجه)» می‌گفت؛ لذا جملات ایشان به‌عنوان تجربیات سلوکی یک عارف کامل دارای نکات ظریف و قابل تأمّلی است که می‌تواند برای سالکین راه حق راه‌نما و راه‌گشا باشد.[۵] در این‌جا به برخی از دیدگاه‌های سیدهاشم حداد(رحمه الله) دربارۀ ایشان اشاره می‌کنیم:

۱٫تأیید در حکایت‌های سیدبرهان

یکی از فرزندان حداد(رحمه الله) سیّد برهان نام دارد و مانند پدر بزرگ‌وارشان لباس مخصوص می‌پوشد. ایشان در دیداری که با آیت‌اللّه کمیلی خراسانی(دام ظله) در مؤسسۀ تحقیقاتی پویندگان انوار توحید (شعبۀ قم) داشت، دیده‌ها و شنیده‌های خود را از معیّت و همراهی آیت ‌اللّه کمیلی(دام ظله) با عارف کامل سیدهاشم حداد(رحمه الله) نقل کرد:

وقتی آقای کمیلی(دام ظله) برای شاگردی خدمت مرحوم والدِ ما آمدند، مرحوم پدر خیلی از آقای کمیلی(دام ظله) حمایت می‌کرد و می‌فرمود: «ایشان در سلوکش خیلی خوب عمل می‌کند.» حتّی اجازه امامت نماز جماعت هم به ایشان داده بود. ایشان در درس‌های عرفانی‌شان واقعاً خیلی امیدوارکننده بود.

معمولاً زیارت‌هایی که آقای کمیلی(دام ظله) با مرحوم پدر ما به حرم‌های مطهّر مشرّف می‌شد طولانی بود. آقای کمیلی(دام ظله) همیشه در راه رفتن پشت سر آقای حداد(رحمه الله) راه می‌رفت. مرحوم والد ما بسیاری از مطالب عرفانی را به ایشان می‌گفت و آقای کمیلی(دام ظله) هم کامل همه را یادداشت می‌کرد.

زمانی که آقای کمیلی(دام ظله) با مرحوم ابوی بود همه فکر و ذکرش عبادت بود و خورد و خوراک ایشان کم و معمولاً از غذاهای ساده بود. گاهی اوقات که مدت توقّف آقای کمیلی(دام ظله) نزد پدر ما مقداری طول می‌کشید، پدر ما می‌گفت: برو خانه نزد خانواده؛ اما آقای کمیلی(دام ظله) باز هم دوست داشت بماند ولی پدر ما به اصرار، ایشان را راهی منزل‌شان می‌کرد.

تعدادی از بزرگان که می‌آمدند؛ مثل مرحوم آیت‌اللّه بهجت، مرحوم سید محمدحسین طهرانی، پدر ما فوق‌العاده جویا می‌شد که آقای کمیلی(دام ظله) هم از نجف آمدند و در جلسه هست یا خیر؟ آقای کمیلی(دام ظله) می‌آمد و حضور می‌یافت؛ می‌دیدیم ایشان در جلسه خیلی به آقا خیره می‌شد و نظر می‌کرد به دهان آقا و چشم به چشم آقا می‌دوخت که چه کلمه‌ای از ایشان ظاهر می‌شود تا زود دریافت کند. آقای کمیلی(دام ظله) خیلی اطراف آقا بود و تعلّق خاطر به ایشان داشت.

گاهی که آقای کمیلی(دام ظله) از نجف به کربلا منزل ما می‌آمدند بعد از ملاقات، والد ما می‌فرمود: «اگر می‌خواهید شب را بمانید.» و گاهی اوقات هم به ایشان می‌فرمود: «عیال علویه شما در نجف منتظر هستند برگردید نجف.» در هر صورت آقای کمیلی(دام ظله) خیلی مطیع امر آقا بودند اگر آقا می‌گفتند شب را بمان می‌ماندند و اگر می‌گفتند برو، می‌رفت. ایشان هر چه که پدرم می‌گفتند همان را اجرا می‌کردند.

آن ایّامی که ما منزل بودیم و شما می‌آمدید مرحوم والد ما اشتیاق زیادی داشتند تا شما را ببینند و یک عشقی بین شما و ایشان بود. روزی مرحوم آقا سیّد عبدالکریم کشمیری(رحمه الله) منزل پدر ما آمدند و در مورد آقای کمیلی(دام ظله) از ایشان سؤال کرد که از نظر عرفانی و معارفی چگونه است؟ آقا به ایشان فرمودند: «خیلی خوب‌اند و خیلی تو راه است و ایشان آینده خوبی دارد و برای رفقا مرجعی خواهد شد.

۲٫خودکفا شدن و دست‌گیری از دیگران

در اواخر عمر شریف‌شان به بنده ‌فرمود: «از این به بعد باید خودت خودکفا به کارهایت برسی» و در مسافرت لبنان به بنده فرمود: «از این جوان‌های لبنانی شیعه، چند نفر را جمع کن، جلسه بگیر و از آن‌ها دست‌گیری کن.» وقتی‌که ایران آمدم فرمود: «شما نزد سید محمدحسین طهرانی(رحمه الله) برو و با ایشان رفاقت کن.»

۳٫خروج از عالم نفس

مطلبی را می‌خواهم عرض کنم با این‌که مقداری برایم سخت است اما این موهبت الهی را پس از استخاره‌ ویژه‌ای که خوب آمد در این‌جا بیان خواهم کرد. حدوداً هفت یا هشت سال قبل از ارتحال سَروَر و مولایم سیّد هاشم حداد(رحمه الله)، به دستور ایشان مسافرتی به لبنان داشتم. چند سال در لبنان بودم و آن‌جا کارهای تبلیغی و فرهنگی انجام می‌دادم.

دریکی از مسافرت‌هایی که برگشتم، خصوصی رفتم خدمت ایشان و گفتم: «آقا ما دیگر مثل سابق که در نجف بودیم، نمی‌توانیم زیاد خدمت شما برسیم و سال‌هاست که در خدمت شما هستیم، الآن شما حال ما را چگونه می‌بینید؟ من نگران حال خود هستم، شما هم استاد هستید و تشخیص می‌دهید.»

ایشان بشارتی الهی به من داد و یک جمله فرمود: «فلانی مطمئن باش که از عالم نفس بیرون آمدی.» این خبر مژده‌ بزرگی برایم بود؛ چون ایشان مُخبر و معلّم و عارفی کامل و آگاه بود و بنده پیوسته با این بشارت احساس راحتی و آرامش می‌کردم و این بشارت یک سکینه و جهشی در من ایجاد کرد. در سفر دیگری که به محضر ایشان رسیدم فرمود: «شما در سیر و سلوک به‌جایی رسیده‌اید که می‌توانید به رأی و نظر خودتان عمل کنید.»

۴٫اقتدانمودن استاد نشانۀ رضایت

بنده در خواب دیدم حضرت استاد سیّد هاشم حداد(رحمه الله) در نماز به بنده اقتدا کرد. این نشانۀ آن است که استاد از این تلاش و کوششی که ما برای تربیت و هدایت شاگردان انجام می‌دهیم راضی‌اند و به جلسات و شاگردان ما، عنایت خاصی دارد و سبْک سلوکی که در پیش گرفتیم همان سبک ایشان در تربیت نفوس است و تأیید ایشان در موارد متعددی برای این‌جانب به اثبات رسیده است والحمدلله.

 

 

برگرفته از کتاب حداد در آیینه حداد 

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب حداد در آینه حداد(چاپ دوم)

[۱]. محیی الدّین بن عربی(رحمهالله) ملقّب به شیخِ اکبر و ابن عربی از عرفای قرن ششم و هفتم هجری قمری است. او کتاب‌های مختلفی ازجمله فتوحات مکیه، فصوص الحکم، ترجمان الاشواق و شرح آن و… تألیف کرده است. کتاب‌ فصوص الحکم ابن عربی(رحمهالله) به علّت اهمیت زیادی که در عرفان اسلامی دارد به ‌کمک ده‌ها شارح بزرگ ازجمله: صدرالدین قونوی، شیخ داود قیصری، مؤیدالدّین جندی، عبدالرحمن جامی، خواجه محمدپارسا و… شرح شده است که خواندن آن خود یک دوره عرفان نظری است.

[۲]. مرتضی مطهّری، شرح منظومه، ص ۲۳۹.

[۳]. روزی علی بن یقطین در نامه ای به حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) نوشت: «اصحاب بر سر کیفیت مسح پا در وضو با هم اختلاف دارند. اگر صلاح دیدید به خط شریف خود کیفیت وضوی کامل را برایم بنویسید.» امام(علیه السلام) در جواب نامه او چنین نوشت:« فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) فَهِمْتُ مَا ذَکَرْتَ مِنَ الِاخْتِلَافِ فِی الْوُضُوءِ وَ الَّذِی آمُرُکَ بِهِ فِی ذَلِکَ أَنْ تَتَمَضْمَضَ ثَلَاثاً وَ تَسْتَنْشِقَ ثَلَاثاً وَ تَغْسِلَ وَجْهَکَ ثَلَاثاً وَ تُخَلِّلَ شَعْرَ لِحْیَتِکَ وَ تَمْسَحَ رَأْسَکَ کُلَّهُ وَ تَمْسَحَ ظَاهِرَ أُذُنَیْکَ وَ بَاطِنَهُمَا وَ تَغْسِلَ رِجْلَیْکَ إِلَى الْکَعْبَیْنِ ثَلَاثاً وَ لَا تُخَالِفَ ذَلِک؛‏ اختلافی را که گفته بودی، متوجه شدم، ولی تو از این پس این چنین وضو بگیر: سه بار آب در دهان بگردان و دهان‌شویه کن. سه بار استنشاق کن و بینی ات را بشوی. صورتت را سه بار و دست‌ها را از پایین تا آرنج بشوی. همه سر را مسح کن و گوش‌ها را بشوی. پاهایت را بشوی.با این دستور هرگز مخالفت مکن.» وقتی نامه امام به دست علی رسید، همه از جواب امام تعجب کردند که چرا دستورالعمل وضویی کاملاً مشابه با وضوی اهل سنّت برای علی بن یقطین صادر فرموده است، ولی خود علی گفت: «مولایم بهتر از هر کس دیگری علت چنین دستوری را می داند و من هم فرمانبردار و مطیع دستورش هستم. از آن پس علی بن یقطین بر خلاف همه ی شیعیان وضو می گرفت، درست همان گونه که امام فرموده بود. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۳۸٫

[۴]. طهرانی، روح مجرد، ص ۵۰۱٫

[۵]. آیت‌الله کمیلی خراسانی(دام ظله) بخشی از سخنان عارفانۀ حضرت استاد حداد(رحمه الله) را در کتاب «المطالب السلوکیه» صفحه۲۶۷ آورده‌اند.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=33558

مطالب مشابه

  • برتری لذت معنوی
  • لزوم توجه به شریعت
  • عشق سید هاشم حداد (رحمه الله علیه) به اهل‌بیت(علیهم السلام)
  • آیه الحق سید هاشم حداد (ره) در کلام عرفا
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف
  • راه رسیدن به عشق الهی
  • اهمیت شریعت در عرفان عملی
  • تفاوت تصوف با مکتب عرفانی نجف
  • چاپ کتاب ارزشمند «تسبیحات کائنات»
  • ترک دنیا طلبی مذموم

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی الحجه الحرام
  • مناسبتها
  • فضایل

مناسبتهای ذی الحجه

فضیلت ماه ذی الحجه

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد