• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
آثار و تاليفات حضرت آيت الله كميلي خراساني (حفظه الله)/ دسته‌بندی نشده/ قرائت حضرت استاد

19 ژانویه, 2026

کد مطلب : 33572

رسيدن به بالاترين مقام عرفانی بدون تطبيق تعاليم شرعی به دست نمی‌آيد

لزوم توجه به شریعت

شريعت، طريقت و حقيقت امور سه‌گانه‌اند كه لازم و ملزوم یک‌دیگرند و هيچ‌گاه در سير روحی و عملیِ سالكين الی‌اللّه از یک‌دیگر جدا نمی‌شوند؛ زیرا رسيدن به بالاترين مقام عرفانی بدون تطبيق تعاليم شرعی به دست نمی‌آيد؛ لذا موفقیت فقیهان و مجتهدین در این راه مهم و خطیر، به علت التزامِ عملی ايشان به شریعت در مقایسه با ديگران بيشتر است.

 

شریعت، طریقت و حقیقت امور سه‌گانه‌اند که لازم و ملزوم یک‌دیگرند و هیچ‌گاه در سیر روحی و عملیِ سالکین الی‌اللّه از یک‌دیگر جدا نمی‌شوند؛ زیرا رسیدن به بالاترین مقام عرفانی بدون تطبیق تعالیم شرعی به دست نمی‌آید؛ لذا موفقیت فقیهان و مجتهدین در این راه مهم و خطیر، به علت التزامِ عملی ایشان به شریعت در مقایسه با دیگران بیشتر است.

استادان سیر و سلوک به شرع مقدّس اهتمام فوق‌العاده‌ای دارند و تمامی آن‌چه را که به شاگردان می‌گویند مستند و مبتنی بر مبانی شریعت است؛ زیرا قاعدۀ عمومی در این راه این است که سالک با تطبیق اعمال خود با شریعت، اهل سیر و سلوک می‌گردد.

به‌عبارت‌ دیگر راه رسیدن به حقیقتِ قرب و کمال، همان عمل به شرع است و لاغیر. افرادی که طریقت را بر شریعت مقدّم می‌‌دارند دچار انحراف جدی خواهند شد؛ چراکه این‌ها از مسائل شرعی عقب هستند و می‌گویند وقتی ما به وصال می‌‌رسیم؛ دیگر چرا نماز بخوانیم یا روزه بگیریم و یا مکّه برویم؟! این‌ حرف‌های پوچ، ثمرۀ دوری از شریعت است.

مطابقت عمل با شریعت

استاد ما سیّد هاشم حداد(رحمه الله) به احکام شریعت، انجام مستحبات و ترک مکروهات متعبّد و مقیّد بود و شاگردان خود را به آن توصیه می‌کرد. ایشان کتاب عروه الوثقی سیّد محمد کاظم طباطبایی یزدی(رحمه الله) را مطالعه می‌کرد و به مسائل شرعی آگاه بود. سالک هم باید احکام شرعی مورد نیازش را یاد بگیرد و به اجرا دربیاورد و نباید سر مویی از شریعت کم بگذارد.

ما معتقدیم در این طریقت آن‌هایی که عالِم و عامِل به امور شریعت هستند، از کسانی که توجه کمتری دارند جلوتر می‌باشند؛ چون اعمال شرعیّه اگر واقعاً از روی صدق و خلوص انجام بگیرد نورش در انسان پیدا می‌شود. استاد حداد(رحمه الله) مجتهد حوزوی نبود اما بنده گواهی می‌دهم که از جهت شریعت‌مدار بودن از ناحیه‌ پروردگار به ایشان افاضه می‌شد و به نکات دقیقی در احکام شرعی توجه داشت.

علّامه‌ طهرانی(رحمه الله) که فردی مجتهد بود، در کتاب روح مجرد می‌گوید: «ایشان بعضی اوقات در امور شرعیه از حقیر ایراد می‌گرفتند. یک بار فرمودند: وقتی مسح پاها را می‌کشی، آن‌ها را روی جای محکمی بگذار تا مسح خوب کشیده شود؛ زیرا در صورت معلّق نگهداشتن آن‌ها، چه بسا انسان متوجّه نیست و در این صورت دست‌ها پاها را مسح نمی‌نمایند.»[۱]

علّامه(رحمه الله) که خودشان عارف فقیهی بود حواس‌شان نبود؛ اما حداد(رحمه الله)  به این مسئلۀ کوچک توجه داشت. درست است که استاد(رحمه الله) در حوزه درس نخواند تا به درجه‌ اجتهاد برسد اما فوق‌العاده به احکام شرعی توجّه داشت.

اهمیت دادن به حقوق شرعی و اخلاقی

با‌ این‌که استاد در حالت فنا به سر می‌برد؛ ولی رعایت حقوق و موازین شرعی از ایشان کاملاً نمایان بود. هم خودشان عمل می‌کرد و هم به دیگران سفارش می‌کرد. ذرّه‌ای از شرع، کم  نمی‌‌گذاشت و خیلی دقیق بود که موازین شرعی رعایت گردد و حق‌ و حقوق دیگران ادا شود.

گاهی خدمت‌شان می‌رفتیم و دوست داشتیم نزدشان بمانیم؛ می‌فرمود: «شما زن داری باید برگردی.» و نمی‌گذاشت کسی از رفقا بماند. هرچه اصرار می‌کردیم که اجازه دهد نمی‌پذیرفت و یا می‌فرمود: « جوان‌مردی؛ یعنی منصف بودن در حقّ دیگران و مطالبه نکردن انصاف خود از دیگران.»

در مورد رعایت حقوق به‌ویژه حقوق والدین به خودِ بنده خیلی سفارش می‌کرد. پدر و مادر ما آن موقع ساکن نجف بود و گاهی مخالفت می‌کردند به‌خصوص آن موقع که مجرد بودیم و الآن سال‌هاست که به رحمت خدا رفتند. استاد در مورد آنان می‌فرمود: «شما باید بروی خدمت‌شان کنی.»

بعضی‌ها که قدمی در راه سیر و سلوک برمی‌دارند امکان دارد به حقوق اطرافیان اجحاف کنند و سرگرم مسائل باطنی خودشان شوند؛ اما سفارش آن این بود که باید حقوق شرعیّه و حق پدر و مادر رعایت شود.

در اوایل شاگردی و سیر و سلوکم بعضی از افراد خدمت والد رفته بودند و سعایت ما را کرده و گفته بودند که ایشان در کربلا به محضر آقای حداد(رحمه الله) می‌رسد و از درس‌ها و کارهایش عقب می‌ماند. وقتی این مطلب به گوش استاد رسید، همان‌طور که مکرراً این مطلب را به بنده تذکّر می‌‌داد، ‌‌فرمود: «شما باید حقوق و موازین شرعی را رعایت کنید و به درس و بحث و به کارهای منزل هم برسید و حقّ عیال و أبوین را رعایت کنی.»

شیوۀ تربیت سلوکی حداد(رحمه الله) طوری بود که باید شریعت، طریقت و حقیقت همه باهم رشد کند نه این‌که فقط یک جهت را لحاظ کنیم و پیش برویم.

برخی افراد وقتی وارد سیر و سلوک می‌شوند فکر می‌کنند که دیگر همه‌چیز را باید کنار بگذارند؛ مثلاً وظیفه‌هایی که در برابر پدر و مادر، زن‌ و فرزند، درس و تحصیل و کارهای اجتماعی دیگر دارند را نادیده می‌گیرند تا از راه خدا و پیش‌رفت عملی در سلوک بازنمانند.

درحالی‌که این اشتباه بزرگ است؛ چون زمانی می‌توانیم پیش‌رفت روحی و معنوی داشته باشیم که اولاً: دربارۀ حقوقی که بر عهدۀ ماست احساس مسئولیت کنیم و بدانیم کجا کم گذاشته‌ایم و در حق چه کسانی اجحاف و کجا بی‌عدالتی کرده‌ایم؟ ثانیاً: درصدد جبران آن‌ها برآییم. با ظلم به زن‌ و بچه و اجحاف به حقوق دیگران نمی‌توان به خدا نزدیک شد. پیمودن راه خدا و تقرّب و معرفت به او، با رعایت حقوق دیگران به دست می‌آید.

سالک باید بیشتر از دیگران، حقوقی را که به عهده دارد رعایت کند. استاد سیّد هاشم حداد(رحمه الله) تأکید داشت کسانی که وارد این راه می‌شوند در ابتدا باید شرح وظایف خود را از دیدگاه شریعت بدانند.

رسالۀ حقوق امام سجاد(علیه السلام) را بخوانند و ببینند آیا آن حقوق و مسئولیت‌ها را درست انجام می‌‌دهند یا نه؟ سالک اگر احساس کرد در این راه پیش‌رفت ندارد باید بداند یک جای کارش می‌لَنگد؛

بنابراین باید به خودش رجوع کرده و از نو محاسبه کند و ببیند کدام حقّ را رعایت نکرده و کجا ظلم و بی‌عدالتی کرده درنتیجه آن را تدارک و جبران کند؛ چون اگر در برابر حقّی که پایمال کرده چشم‌پوشی کند، درواقع در راه شیطان قدم برداشته است؛ درحالی‌که فکر می‌کند به سبب توهّم حالت‌های معنوی خوبی که برایش پیش‌آمده پیش‌رفت روحی کرده و این‌ همان تلبیسات شیطانی است؛

پس سالک نمی‌تواند حتّی به‌اندازه یک ‌بند انگشت از شریعت و دستورات قرآن و حقوق شرعی که به عهده دارد کم بگذارد، در غیر این صورت به همان مقدار توفیق الهی را از دست می‌دهد.

وقتی حالات فنا بر عارف شدّت بگیرد دیگر نمی‌تواند به غیر او توجه داشته باشد مگر به لطف و مدد الهی. هنگامی که حال فنای زیادی بر حداد(رحمه الله) غالب می‌شد در این حالت لازم بود که دیگران تذکر بدهند ولی اکثراً ما می‌‌دیدیم که با کمک‌های غیبی و الهی ایشان به کارهای‌شان می‌‌رسید.

در کتاب روح مجرد آمده است که ایشان وقتی به زیارت‌ خانۀ خدا مشرّف شد، در مورد اعمال حج، هر عملی را که ایشان می‌خواست انجام دهد به ایشان الهام می‌‌شد[۲] که باید این عمل را این‌گونه انجام دهد و چون ایشان مسدّد به تسدید الهی بود و از غیب مدد و یاری می‌‌شد، می‌‌توانست کارهای روزمره خودشان را به‌طور دقیق انجام دهد.

امربه معروف و نهی از منکر

عارف، اهل مهربانی و عطوفت با همه است. او اهل بصیرت باطنی است و دست تقدیر الهی را در موجودات جهانی می‌بیند. زمانی که لازم باشد، در جبهه جنگ با کفّار هم حاضر می‌شود، ولی همان‌طور که گفته شد فقط برای خدا و باحال تسلیم به قضا و قدر او عمل می‌کند.

استاد ما آقای حداد(رحمه الله) می‌فرمود: «در جنگ اسلام و کفر ما وظیفه ‌داریم که به جنگ با کفر برویم و دشمن را از بین ببریم، اما این‌که حتماً پیروز شویم با خداست.» البته موضوع تضاد بین کفر و ایمان، خودش سرّ‌ی دارد و چون ما از سرّ این تضاد آگاه نیستیم نمی‌توانیم در کار خداوند دخالت یا اعتراض کنیم.

در مسائل دیگر؛ مثل امر به‌ معروف و نهی از منکر هم ما حرف‌مان را می‌زنیم و به وظایف شرعی هم عمل می‌کنیم اما اگر مشیّت خداوند امر دیگری باشد، نباید به مشیّت خداوند اعتراضی داشته باشیم؛ مانند امام حسین(علیه السلام) که از باب امر به ‌معروف و نهی از منکر قیام و به وظیفه خود عمل کردند اگرچه در ظاهر یزیدیان پیروز شدند.

استاد سیّدهاشم حداد(رحمه الله) می‌فرمود: «اگر بنا باشد امربه معروف و نهی‌از منکر شما را از راه خودت بیرون کند[۳] و فکرت را مشغول سازد و از خود غافل شوی، این کار را ترک کن.» انسان باید بداند جایی که امید تأثیر وجود دارد حرف بزند و خود را با نجاست گنه‌کاران آلوده نکند.

برخی خودشان را به گناه می‌اندازند تا نهی از منکر کنند. مثلاً عمداً در خیابان به زنان نگاه می‌کند تا اگر کسی بی‌حجاب بود به او تذکّر دهد. یا هنگام نهی از منکر خیلی عصبانی می‌شود و با ناراحتی زیاد، نهی از منکر می‌کند.

آیا می‌توان گفت این نوع امر به معروف و نهی از منکر مورد رضای خداست؟ اگر انسان بتواند امر به معروف و نهی از منکر و ارشادات خود را با سیر رفتاری و اخلاق پیامبری و الهی خود، لباس تحقّق بپوشاند هنر کرده است.

عزیز من! در نهی از منکر چه ضرورتی دارد که خودمان را عصبی کنیم؟ درست است منکر بزرگی صورت گرفته و وقتی می‌بینیم باید از آن انزجار قلبی داشته باشیم؛ اما نگفتند درون خودت را به‌هم بریز. وقتی شما منکر را دوست ندارید همین، مرتبه‌ای از نهی از منکر است.

البته نمی‌گوییم که نهی از منکر لسانی نداشته باشید بلکه می‌گوییم باید جوری باشد که از روی شفقت و دلسوزی باشد حتّی می‌گویند جلوی دیگران او را نصیحت نکن که آبرویش برود، او را ببر گوشه‌ای و در آرامش روحی و روانی با او حرف بزن.

تقیّد در انجام مستحبات

ایشان مستحبات را با خلوص و توجّه و از روی محبت و عشق انجام می‌داد. واقعاً در ایشان عشق الهی، عرفان و تذکّرت الهی را می‌دیدم. حالت ایشان مثل حالت ابن طاووس(رحمه الله) بود که می‌گویند همیشه در محضر خدا بود. بسیاری از ادعیه‌ای که در اقبال آمده و کتاب‌های ادعیه‌ای که از ابن طاووس(رحمه الله) هست، از انشاءات خودِ ابن‌طاووس است.

ابن‌طاووس وقتی به اسم خدا می‌رسید، «جَلَّ جَلَالُه» می‌گفت؛ همان‌طور که ما هر وقت به اسم حضرت علی(علیه السلام) می‌رسیم «علیه‌السلام» می‌گوییم و این مطلب حکایت از یک حضور دائمی در ایشان می‌کرد.

استاد وقتی‌ شروع به خواندن دعا یا قرآن می‌کرد، به نظر می‌رسید خود ایشان مجموعه‌ای از اذکار، ادعیه، توسلات و توجهات است. سرسوزنی از شرع تخطّی نمی‌کرد و مستحبات را تا جایی که می‌شد انجام می‌داد و در راه‌شان خیلی قوی بود پس بی‌جهت نبود که به آن درجات رسید.

در روایتی از آقا امام رضا(علیه السلام) واردشده که فرمود: «مَنْ أذَّنَ وَ أقَامَ، صَلَّی وَرَائَهُ صَفَّان مِنَ المَلَائِکَهِ وَ إنْ أقَامَ بِغَیْرِ أذَانٍ صَلَّی عَنْ یَمِینِهِ وَاحِدٌ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَاحِدٌ، ثُمَّ قَالَ: إغْتَنِم الصَّفَّیْن؛[۴]هرکس اذان و اقامه بگوید و به نماز بایستد؛

دو صف از ملائکه به او اقتدا می‌کنند و اگر فقط اقامه بگوید، فقط دو فرشته به او اقتدا می‌کنند یکی در سمت راست و یکی در سمت چپ؛ سپس فرمود: آن دو صف را غنیمت شمار.» یکی از مستحبات مؤکّد نماز؛ اذان و اقامه گفتن است. بعضی از افراد، مستحبات را به دید یک عمل کوچک و کم‌ارزش نگاه می‌کنند، درحالی‌که اولیاء الهی به مستحبات مانند واجبات اهمیت می‌دادند.

در روایت واردشده: «مَنْ أذَّنَ سَبْعَ سِنِینَ مُحْتَسَباً جَاءَ یَوْمَ القِیَامَهِ لَاذَنْبَ لَهُ؛[۵]هرکس هفت سال برای خدا اذان بگوید؛ روز قیامت درحالی‌که هیچ گناهی نداشته باشد وارد محشر می‌شود.» احادیث در این باب زیاد است. طریقۀ استاد در نماز جماعت این بود که گاهی اوقات اذان و اقامه را خودشان می‌گفت و گاهی هم به یکی از شاگردان می‌فرمود که اذان یا اقامه بگویید.

رسیدگی به بدن

سیر و سلوک به این نیست که انسان خود را به سختی‌ها و ریاضت‌های ناصحیح بیندازد و آخر هم از راه بماند. در اولین دیداری که استاد ما با آیت‌اللّه قاضی(رحمه الله)  داشت، آقای قاضی(رحمه الله) به ایشان فرمود: «این بدن مثل اسب است، باید تیمارش کنی تا به مقصد برسی.»

آن زمان در کربلا، رفتنِ یک روحانی با لباس روحانیت به قهوه‌خانه خیلی مناسب نبود. سیّد هاشم(رحمه الله) نقل می‌کند که شبی قبل از اذان صبح برای خرید نان بیرون آمدم، دیدم سیّد محترمی در قهوه‌خانه نشسته است.

گفتم: آقا چرا این‌جا نشسته‌اید؟ آقای قاضی(رحمه الله) گفت: «من منتظر چای هستم و تا چای نخورم و خستگی خود را نگیرم، نمی‌توانم به زیارت حرم بروم.» گفتم: «آقا اگر شما چای می‌خواهید بیایید منزل ما؛ چون قهوه‌خانه در عرف مردم شایستۀ شما نیست.» و باهم به منزل رفتیم. چای درست کردم و هردو با نان، صبحانه خوردیم.

بعد آقای قاضی(رحمه الله) فرمود: «این بدن برای ما حُکم اَستر را دارد هر چه بیشتر به آن خدمت کنی بیشتر می‌توانی از آن استفاده کنی.» و این آغاز آشنایی آقای سیّد هاشم حداد(رحمه الله) با آقای قاضی(رحمه الله) بود. بعد داستان سفرشان از تبریز به کربلا را بیان کرد که در آن سفر یک قافله‌داری بود و هر جا در مسیر، توقف می‌کرد، ابتدائاً سراغ الاغ‌ها و اسب‌ها می‌رفت و به آن‌ها رسیدگی می‌کرد.

مردم می‌گفتند: «این به‌جای این‌که به ما برسد اول به الاغ‌هایش می‌رسد.» ولی همین‌کار این قافله‌دار باعث شد که قافله ما دو سه روز زودتر از قافله‌های دیگر به نجف برسد. چون وقتی به حیوانات رسیدگی می‌کرد موقع حرکت، حیوانات سرحال بودند و خوب حرکت می‌کردند ولی متصدّیان قافله‌های دیگر مشغول خودشان می‌شدند و بعد به اسب‌ها رسیدگی می‌کردند.

حکایتی دیگر این‌که در اثر آب‌وهوای خشک نجف، دوری از خانواده و عزلت از مردم، ازنظر جسمی بسیار ضعیف، لاغر و مریض شدم؛ اما وقتی خدمت استاد رسیدم، ما را از تمام موارد فوق‌ منع کرد و گفت: «باید کباب بخوری و تفریح کنی.» و این‌گونه خواستند وضعیت جسمی و روحی ما را متعادل کند و برای سیر و سلوک آماده شوم.

ایشان با اشراف خود بر تمام برنامه‌های بنده، حالات باطنی ما را معتدل کرد و توصیه مکرّر داشت که در هیچ جا نباید افراط ‌و تفریط کرد و هر جا که لازم است باید حقّ آن را ادا کرد. تعدّی و اجحاف در حقوق از نظر ایشان یک امر مخلّ در سیر و سلوک بود و می‌‌فرمود: «بدن یک مرکب است خیلی خودت را اذیّت نکن» این ‌کلام ایشان ما را کاملاً عوض کرد.

سازگاری حقیقت تبرّی با رأفت الهی

از استاد سؤال شد: چرا در دعای علقمه بعد از زیارت عاشورا این‌همه لعن و نفرین به دشمنان و ظالمان می‌کنیم، آیا با رحمت خدا سازش دارد؟ خدایی که این‌همه رئوف و مهربان است، چرا باید برای کسی که با من دشمنی می‌کند این‌طور لعن کنم که خدایا زمین‌گیر، ذلیل و علیلش کن تا به‌طرف من نیاید و کاری با من نداشته باشد؟

ایشان فرمود: «این لعن‌ها مثل چاقوی جرّاح است که عضو فاسدی را قطع می‌کند تا فسادش به سایر اعضا نرسد.» پس اگر دشمنان اهل‌بیت(علیهم السلام)، ناصبی‌ها، وهابی‌ها یا افرادی که واقعاً به شیعیان اهل‌بیت(علیهم السلام) اذیت و آزار می‌رسانند؛ لعن و نفرین می‌شوند، به‌سبب دعوای شخصی نیست.

شما اگر با فردی در یک قضیه‌ای شخصی، خصومت پیدا کردی، نباید نفرینش کنی. می‌فرماید این مطلب هم مثل همان چاقوی جرّاح برای قطع عضو فاسد است و نفعش به جامعه می‌رسد.

پیغمبر(صل الله علیه و آله) با آن‌همه محبّتش برای هدایت عموم، فقط دعا می‌کرد. پدری که می‌خواهد فرزندش را از شرّی حفظ کند هرچه طفلش داد و بی‌داد می‌کند، خواستۀ مضرّ او را اجابت نمی‌کند. پس نفرین برای کارهای بزرگ و دشمنی‌های بزرگ؛ هم‌چون دشمنی‌های با دین و اسلام و امثال آن‌ است.

حداد(رحمه الله) می‌فرمود: «دعا تماماً خیر است چه به‌صورت لعن و نفرین و چه به‌صورت غیر لعن.» اگر متجاوز را لعن می‌کنیم برای این است که او را مخدوش کنیم تا کمتر جنایت کند. این محدود کردن در واقع نوعی دفع ضرر از اوست و به عبارتی این دفع ضرر، نفعی برای خود اوست. دفع ضرر، جلب نفع است؛ لذا این‌گونه لعن و نفرین‌ها، هم جلب منفعت می‌کند برای شخص لعن‌کننده و هم برای کسانی که لعن می‌شوند.

 

 

برگرفته از کتاب حداد در آیینه حداد 

تألیف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

 

علاقه مندان جهت خریدو مطالعه کتاب می توانند از لینک زیر اقدام نمایند:

کتاب حداد در آینه حداد(چاپ دوم)

[۱]. طهرانی، روح مجرد، ص ۱۱۰٫

[۲]. همان، ص ۱۴۲.

[۳]. به این معنا که حقیقت انسان، حضرت باری تعالی است و بیرون رفتن از راه خود همان خروج از راه خداست و هم به این معناست که مبادا سالک راه سیر و سلوک را گم کند.

[۴]. همان، ص ۲۸۷.

[۵]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۸۶.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=33572

مطالب مشابه

  • عشق سید هاشم حداد (رحمه الله علیه) به اهل‌بیت(علیهم السلام)
  • بزرگان عرفان در کلام آیه الحق سید هاشم حداد (رحمه الله علیه)
  • آیه الحق سید هاشم حداد (ره) در کلام عرفا
  • توصیه حضرت آیت الله کمیلی برای حل مشکل جامعه اسلامی و مردم
  • بسته صوتی شهادت حضرت امام کاظم «علیه‌السلام»
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف
  • راه رسیدن به عشق الهی
  • اهمیت شریعت در عرفان عملی
  • تفاوت تصوف با مکتب عرفانی نجف
  • بیانیه حضرت آیت اللّٰه کمیلى در محکومیت اغتشاشات دى ماه ۱۴۰۴ و لزوم حمایت از رهبرى

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه شعبان
  • مناسبتها
  • نمازها

اعمال ماه شعبان

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مناسبتها و فضایل ماه شعبان

سوم شعبان:

ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام است.

به گفته «شیخ طوسى» در «مصباح»، ولادت آن حضرت ( طبق روایتى از امام حسن عسکرى علیه السلام) در روز پنج شنبه، سوم شعبان سال سوم هجرى واقع شده است.

چهارم شعبان:

ولادت حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام است. (سال ۲۶ هجرى)

پنجم شعبان:

ولادت امام زین العابدین على بن الحسین علیهماالسلام است. (سال ۳۸ هجرى)

یازدهم شعبان:

ولادت حضرت على بن الحسین (علی اکبر) علیهما السلام است. (سال ۴۳هجرى)

پانزدهم شعبان:

میلاد مسعود منجى عالم بشریّت، حضرت حجّه بن الحسن امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف مى‌باشد که در سال ۲۵۵ هجری، در «سامرّا» واقع گردید.

 

فضیلت ماه شعبان

ماه شعبان یکى از عزیزترین ماه هاى اسلامى و یادآور خاطره هاى بزرگ است که از همه مهمتر، میلاد مبارک سالار شهیدان کربلا، امام حسین علیه السلام در سوم ماه، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در چهارم ماه، حضرت سجاد علیه السلام در پنجم ماه و همچنین میلاد فرخنده حضرت بقیّه اللّه الاعظم حضرت مهدی منتظرعلیه السلام در پانزدهم ماه است که فضاى این ماه را به بوى ولایت عطرآگین ساخته است.

در فضیلت این ماه، همین بس که ماه پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نامیده شده و هنگامى که آن حضرت(ص) هلال ماه را مشاهده می فرمود، دستور مى دادند کسى در سراسر مدینه ندا دهد که:

"اى مردم! این ماه، ماه من است، خدا رحمت کند کسى که مرا بر ماه من یارى دهد، یعنى آن را روزه بدارد".

مرحوم محدّث قمى، حدیثى را از تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام در فضیلت روز اوّل ماه شعبان نقل نموده که در واقع مربوط به تمام ماه شعبان است، این حدیث بسیار پرمعنا و در عین حال بسیار مفصّل است که ایشان آن را تلخیص کرده است: "امیر مؤمنان على علیه السلام روز اوّل ماه شعبان گروهى را مشاهده کردند که در مسجد نشسته اند و سخنان بیهوده و ناآگاهانه، درباره قضا و قدر مى گویند و صداى جار و جنجالشان فضا را پر کرده، حضرت(ع) فرمودند: این گونه سخنان را رها کنید! امروز روز اوّل ماه شعبان است و از این نظر شعبان نامیده شده که مرکز شعبه ها و شاخه هاى خیرات و نیکى هاست، شعبه هاى خیراتِ نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهى از منکر و نیکى به پدر و مادر و همسایگان و صدقه به نیازمندان و اصلاح در میان مردم و مانند آن است."

سپس امام علی علیه السلام به حدیثى از رسول اکرم صلى الله علیه وآله اشاره فرمودند که خلاصه اش چنین است: "پیامبر(ص) فرمودند: روز اوّل ماه شعبان که مى شود، خداوند امر مى فرماید درهاى بهشت باز شود و دستور مى دهد به درخت «طوبى» که شاخه هایش را به مردم دنیا نزدیک کند و منادى از سوى پروردگار صدا مى زند که این شاخه هاى درخت «طوبى» در دسترس شماست، به آنها بیاویزید که شما را به سوى بهشت مى برد و از شاخه هاى درخت «زقّوم» بپرهیزید و به آن چنگ نزنید که شما را به سوى دوزخ مى کشاند، سپس افزودند: به خدایى که مرا به رسالت برگزیده سوگند! که هر کس در این روز به سراغ یکى از کارهاى خیر برود، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته و او را به سوى بهشت مى کشاند و هر کس به سراغ یکى از کارهاى شرّ برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» چنگ زده و او را به سوى دوزخ مى کشاند.

سپس آن حضرت(ص)، نمونه هایى از اسباب چنگ زدن به شاخه هاى درخت «طوبى» را برشمرده و فرمودند: هر کس (علاوه بر نمازهاى واجب) در این روز، نماز مستحبّى بخواند یا روزه بگیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و مادر و فرزند، یا خویشاوندان، یا همسایگان، صلح و صفا ایجاد کند، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته است!

همچنین کسى که بدهى خود را به مردم ادا کند، یتیمى را کفالت نماید یا سبک مغزى را از تعرّض به آبرو و ناموس مردم بازدارد و کسى که قرآن بخواند یا شکر نعمت هاى او را بجا آورد، بیمارى را عیادت کند، به پدر و مادر نیکى نماید، مؤمنى را تشییع جنازه کند و یا هر کار خیر دیگرى انجام دهد، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» آویخته است.

سپس افزودند: قسم به آن کس که مرا به نبوّت مبعوث کرد، هر کس به سراغ درى از درهاى شرّ و گناه در این ماه برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» آویخته که او را به آتش مى کشاند، کسى که در نماز واجب خود کوتاهى نماید، یا نیازمندى نزد او آید و شرح بیچارگى خود را بدهد و او توان حلّ مشکل آن نیازمند را داشته باشد ولى کوتاهى کند و دست او را نگیرد، یا عذر بدهکار بیچاره اى را نپذیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و فرزند، یا خویشاوندان و همسایگان و دیگر مؤمنان، اختلاف و نفاق بیندازد، یا بدهى خود را به مردم انکار کند، یا از رسیدگى به کار یتیمان خوددارى نماید، یا به سراغ خوانندگى هاى مجالس لهو و فساد برود، یا ظلم ها و گناهان خویش را بشمرد و به آن افتخار کند!، یا از همسایه بیمارش عیادت نکند، یا پدر و مادرش را از خود، ناخشنود سازد ... همه اینها سبب درآویختن به شاخه هاى درخت «زقّوم» است که انسان را به جهنّم مى برد"

این حدیث شریف و پرمعنا، راههاى سعادت و شقاوت را با ذکر یک مثال معنوى به روشنى بیان کرده و طُرُق خودسازى و تهذیب نفس و خدمت به خلق و عبودیّت خالق را در این ماه مشخّص نموده است. همچنین نسبت به اسباب بدبختى و محرومیّت از سعادت هشدار داده است که براى همه ماههاى سال راه گشا است، به‌ویژه در ماه شعبان که سرآغاز حرکت جدیدى به سوى نیکى ها و پاکى هاست.

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

نمازهای وارده برای تمام شب­های ماه شعبان

برگرفته از کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس (ره)

 

نماز شب اول ماه شعبان:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در اولین شب از ماه شعبان صد رکعت نماز بگزاردکه در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را نیز یک بار بخواند، پس بعد از تمام شدن نماز٬ سوره حمد را۵۰ باربخواند به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت٬ اگر بنده­ای این نمازرا گزارده و روزه بگیرد٬ خداوند تعالی از او شر اهل آسمان و زمین و شیاطین و پادشاهان را دفع می کند و از اوهفتاد هزار گناه کبیره رامی آمرزد و از او عذاب قبر را بر می­دارد و فرشتگان نکیر و منکر او را نمی­ترسانند و در حالی از قبرش بیرون می­آید که صورتش به مانند ماه شب چهارده است و از صراط به مانند برق عبور کرده ونامه­اش به دست راست او داده می شود.(اقبال الاعمال، ص۱۹۳)

نمازی دیگر برای شب اول:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب اول ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی بعد از حمد سوره توحید را پانزده بار بخواند، خدای تعالی به او پاداش دوازده هزار شهید را عنایت کرده و برای او عبادت دوازده سال را می‌نویسد و از گناهانش به مانند روزی که از مادرمتولد شده بیرون می آید و خداوند برای هر آیه از قرآن٬ کاخی در بهشت به او عنایت می کند. (همان، ص۱۹۳)

نماز شب دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی­ که در شب دوم از ماه شعبان٬ ۵۰رکعت نماز بگذارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های اخلاص و فلق و ناس را نیز یکبار بخواندخداوند به فرشتگان کرام الکاتبین فرمان می دهد که: بر بنده ام گناهی ننویسید تا این که یک سال بر او بگذرد و خداوند برای او بهره ای در عبادت اهل آسمان و زمین قرار می دهد و به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت ٬ از عبادت آن شب جز بدکار یا منافق یا فاجر دوری نمی‌گزیند و فضیلت زیادی ذکر کرده اند.(همان، ص ۲۰۱)

نماز شب سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:  کسی که در شب سوم ماه شعبان دو رکعت نماز بخواند که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را ۲۵ بار بخواند، خداوند در روز قیامت برای او هشت باب بهشت رامی‌گشاید و هفت باب جهنم را به روی او می­بندد و به او هزار لباس ابریشمی و هزارتاج می‌پوشاند. (همان، ص ۲۰۱)

نماز شب چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهارم ماه شعبان چهل رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و ۲۵ بار سوره توحید را بخواند خداوند برای او به ازاء هر رکعتی پاداش یک میلیون سال را نوشته و برای او برای هر سوره ای٬ یک میلیون شهر می‌سازد و خداوند به اوپاداش یک میلیون شهید را عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۰۳)

نماز شب پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پنجم از شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را پانصد بار بخواند و پس از سلام بر پیامبرهفتاد بار درود(صلوات) رساند،خداوند برای او هزار حاجت از حاجت های دنیایی و آخرتی او را برآورده می سازد وبه تعداد ستارگان آسمان٬ شهر در بهشت به او عنایت می فرماید. (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب ششم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب ششم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یکبار و سوره توحید را ۵۰ بار بخواند٬ خداوند او را برخوشبختی می‌گیرد و قبرش را گشادمی‌کند و در حالی از قبرش بیرون می‌آید که صورتش به مانند ماه است و می‌گوید: «اشهد انّ لا اله الا الله و انّ محمدا عبده و رسوله». (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و سوره توحید را صد بار بخواند و در رکعت دوم سوره حمدرا یک بار و  آیهالکرسی راصد بار بخواند، مرد و زن مومنی نیست که این نماز را می‌گزارد مگر این که خداوند تعالی دعایش را اجابت کرده و حوائجش را برآورده می سازد و برای او هر روزپاداش شهیدی می نویسد و بر او گناهی نمی‌باشد. (همان،ص ۲۰۴)

نماز شب هشتم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب هشتم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و آیه «ءامن الرسول» را تا آخر آن ٬ پنج بار و سوره توحیدرا پانزده مرتبه بخواند و در رکعت دوم سوره حمد را یک بار و آیه آخر سوره کهف «قل انما انا بشر مثلکم» را یک بارو پانزده بار سوره توحید رابخواند ٬ پس اگر گناهانش بیشتر از کف دریا باشد ٬ خداوند او را تا پاک نکند ازدنیا نمی برد٬ و گویا که تورات وانجیل و زبور و قرآن را خوانده باشد) .همان، ص ۲۰۵)

نماز شب نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نهم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و ده بار سوره نصر را بخواند، خداوند حتما جسدش را بر آتش حرام می‌کند و به او برای هر آیه ای ثواب دوازده شهید از شهدا بدر و ثواب علما را عنایت می کند. (همان، ص ۲۰۵)

نماز شب دهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دهم ماه شعبان٬ چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و آیه الکرسی را یک بار و سوره کوثر را سه بار بخواند، پس کسی که این نماز رابگزارد خداوند به فرشتگانش می‌فرماید: صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزاردرجه برای او بالا ببرید وصد هزار در برای او باز کنید و برای همیشه بر او نبندید و او و پدر و مادرش وهمسایگانش آمرزیده می شوند. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب یازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب یازدهم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره جحد( کافرون ) را ده بار بخواند، به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت این نماز را به جز مومن دارای ایمان کامل نمی‌گزارده و خداوند به اوبرای هر رکعتی باغی از باغ های بهشت عنایت می‌کند.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب دوازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دوازدهم از ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد  که درهر رکعتی سوره حمد را یکبار و سوره تکاثر را ده بار بخواند خداوند گناهان چهل ساله او را می‌آمرزد و برای او چهل درجه بالا می‌برد و برای او چهل هزار فرشته طلب آمرزش می کنند و برای اوثواب کسی که شب قدر رادرک کرده باشد است.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب سیزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سیزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره تین را یک بار بخواند، گویا که دویست برده ازفرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را آزاد کرده باشد و از گناهانش به مانند روزی که از مادر متولد شده بیرون می‌آید و خداوند دوری از آتش را به او عنایت می‌فرماید و با من (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و  ابراهیم علیه السلام هم نشین می‌شود. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب چهاردهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهاردهم از ماه شعبان چهاررکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره والعصر را پنج بار بخواند خداوند برای اوپاداش نمازگزاران از آدم تا روزقیامت را می نویسد و در حالی او را بر می انگیزد که صورتش از آفتاب و ماه درخشانتر است و آمرزیده می شود. (همان، ص ۲۰۷)

نماز شب پانزدهم ماه شعبان (شب ولادت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف):رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پانزدهم میان مغرب و عشاء چهار رکعت نماز بگزراد کهدر هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اخلاص را ده بار بخواند (در روایت دیگرییازده بار) و پس از تمام شدن نماز ده بار بگوید : «یا رَبِ‏ اغْفِرْ لَنَا» و نیز ده بار بگوید: «یَا رَبِ‏ارْحَمْنَا» و ده بار بگوید: «یا رَبِّ تُبْ عَلَیْنَا» و بیست و یکبار سوره اخلاص را بخواند و آنگاه ده بار بگوید: «سُبْحَانَ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَى وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ هُوَ عَلى‏کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر»، خداوند تعالی (دعای) او را مستجاب و حوائج او را در دنیا و آخرت برآورده میسازد و نامه اش را به دست راست او می‌دهد و تا سال آینده در نگهبانی خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۰۸)

نمازی دیگر در شب نیمه شعبان جهت دیدن پیامبر(ص) در خواب:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب نیمه شعبان با بهترین  شکلیخود را پاکیزه نموده و دو لباس تمیز بپوشد آن گاه به سوی مصلایش آمده و نماز عشاء را بخواند، آن گاه دورکعت نماز بگزارد که دررکعت اول بعد از حمد سه آیه اول سوره بقره٬ آیه الکرسی و سه آیه اخر سوره بقره) ءامَنَ الرّسول)را بخواند و در رکعت دوم سوره حمد و بعد سوره ناس را هفت بار و فلق را هفت بار و اخلاص رانیز هفت بار بخواند٬ آنگاه سلام داده و بعد از آن چهار رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره یس و در رکعتدوم سوره دخان و در رکعت سوم سوره سجده و در رکعت چهارم سوره مُلک را بخواند. ( البته بعد از سوره حمد وهنگام قرائت آیه سجدهبه سجده رفته و دوباره بلند شود و نماز را ادامه دهد )آن گاه بعد از آن صد رکعتبگزارد که در هر رکعتی سورهاخلاص را ده بار و الحمد الله را یک بار بخواند خداوند برای او ٬ سه حاجت رابرآورده می‌سازد یا در دنیا یا در آخرت آنگاه اگر بخواهد که مرا در این شب ببیند(در خواب)٬ می‌بیند. (همان، ص ۲۱۵)

نماز شب شانزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شانزدهم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی حمد و آیه الکرسی را یک بار و سوره اخلاص را پانزده بار بخواند، پس خداوند تعالی به من فرمود: کسی که دورکعت نماز را بگزارد به مانند آن چه را که به تو پیامبریت دادم به او می دهم ودر بهشت برای او هزار کاخ بنا می کنم. (همان، ص ۲۳۶)

نماز شب هفدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفدهم ماه شعبان٬ دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را هفتاد و یک بار بخواند، پس وقتی که نمازش تمام شد هفتاد بار استغفار گوید از جایش بلند نمی‌شود تا این که خداوند او را آمرزیده و بر او گناهی نمینویسد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب هجدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هجدهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را ۵ بار بخواند، خداوند هر حاجتی را که در آن شب می خواهد می دهد و اگر او را بدبخت آفریده باشد، پس خوشبخت قرار می‌دهد و اگر در همین سال بمیرد شهید از دنیا می‌رود. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب نوزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نوزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره مُلک را ۵ بار بخواند خداوند گناهان گذشته وآینده اش را می‌آمرزد و نمازهایی که بعد از آن می خواند را می پذیرد و اگر پدر و مادرش در آتش باشد، آن‌ها رااز آتش بیرون می‌آورد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب بیستم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیستم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ۱۵ بار بخواند به خدایی که مرا بدرستی به پیامبری برانگیخت از دنیا نمی رود، مگر این که در خواب جای خود را در بهشت دیده و با فرشتگان مقرب محشور می‌شود. (همان،ص۲۳۸)

نماز شب بیست و یکم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و یکم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره های حمد و اخلاص و فلق و ناس را بخواند، خداوند برای او به تعداد ستارگان آسمان حسنه نوشته و به تعداد آن درجات او را بالا می‌برد و به تعداد آن بدی‌های او را میزداید. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و دوم ماه شعبان دورکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره های حمد و جحد ( کافرون ) را یک بار و اخلاص را ۱۵ بار بخواند، خداوند تعالی نام او را در نام های راستگویان می‌نویسد و در روز قیامت با گروه مرسلین می‌آید در حالی که او در پوشش خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و سوم شعبان سی رکعت نماز بگزارد که درآن سوره های حمد و زلزال را یک بار بخواند، خداوند تعالی غل و غش را از دل او می‌زداید و از کسانی استکه خداوند سینه‌اش را برای اسلام گشوده و او را در حالی بر می انگیزاند که صورتش به مانند ماه شب چهارده است. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و چهارم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ده بار بخواند، خداوند تعالی با آزادی او از جهنم رهایی از عذاب وعذاب قبر و حساب کوتاه و دیدار آدم و نوح و پیامبران و شفاعت ٬ اکرامش می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و پنجم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد و تکاثر را یک بار بخواند، خداوند تعالی به او پاداش آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و ثواب هفتاد پیامبر عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و ششم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و ششم از ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و آیه «ءامَنَ الرّسول» را ده بار بخواند، خداوند تعالی او را از آفت‌های دنیا و آخرت سلامت می دارد و در روز قیامت خداوند تعالی شش نور به او عنایت می‌فرماید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اعلی «سبح اسم ربک الاعلی» را ده بار بخواند، خداوندبرای او یک میلیون حسنه نوشته و یک میلیون بدی را از او رفع کرده و یک میلیون درجه او را بالا می برد و اورا با تاجی از نور می‌آراید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هشتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هشتم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد و اخلاص و فلق و ناس را یک بار بخواند، خداوند تعالی او رادر حالی از قبر بر می‌انگیزاند که صورتش به مانند شب چهارده است و هراس های روز قیامت را از او دفع می‌کند. (همان،ص۲۴۱)

نماز شب بیست و نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و نهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های تکاثر و فلق و ناس و اخلاص را ده مرتبه بخواند، خداوند تعالی پاداش کوشندگان را به او داده و میزانش سنگین و به او در حساب تخفیف داده می‌شود و ازصراط به سرعت برق می گذرد. (همان، ص ۲۴۱)

نماز شب سی ام:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سی ام شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی بعد از «حمد» سوره «اعلی» را ده بار بخواند، پس از اتمام نیز بر پیامبر(ص) صد بار درود (صلوات)برساند، پس به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، خداوند برای او یک میلیون شهر در بهشت جاودان بالا میبرد و اگر اهل آسمان‌ها و زمین برای شمارش پاداش او گرد آیند توانایی آن را نداشته و خداوند برای او هزار حاجت را برآورده می‌سازد. (همان، ص ۲۴۱)

***

 

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد