• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۲۰ اردیبهشت , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور

20 آوریل, 2026

کد مطلب : 33706

مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور

نقد ادعای رسالت برای اقطاب نعمت اللهیه

 

اقطاب نعمت‌اللهیه خود را مأذون در طریقت می‌شمارند؛ به این معنا که برای تعلیم سلوک و نشان دادن راه وصول به مقامات عرفانی به مستعدان، از نوعی اذن برخوردارند و افزون بر آن، مدعی‌اند صاحب چنین اذنی ناگزیر دارای مقام «دعوهالنبوه» یا همان ولایت نبوی نیز هست. شیخ عباسعلی کیوان قزوینی نخستین دعوی اقطاب سلسله نعمت‌اللهیه را چنین گزارش می‌کند: «آنها باطن ولایتی را که مخصوص خاتم الانبیا علیه السلام است، برای خود معتقدند که به نیروی آن ولایت، احکام تصوف را تأسیس کرده‌اند».[۱] وی همچنین به نقل از سلطان محمد، جایگاه قطبیت را بدین صورت توضیح می‌دهد: «قطب باید منصوب از جانب خدا باشد به نص قطب سابق ثابت القطبیه و دارای آن ولایتی باشد که باطن نبوت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله بود و به نیروی آن ولایت مقنن قوانین سرّیه تصوّف باشد؛ همان طور که پیغمبر صلی الله علیه و آله در هر زمان باید رئیس مسلمانان باشد، در هر زمان هم یک نفر قطب در روی زمین از جانب خدا باید باشد، به نصب الهی و نه به انتخاب مریدان و قطب غیر از خلیفه است.»[۲] بر اساس این تلقی، صوفیه نعمت‌اللهیه می‌کوشند نوعی هم‌ترازی میان اقطاب خویش و پیامبران الهی ترسیم کنند.[۳]

اما از منظر قرآن و کلام شیعه، نسبت دادن مقامی هم‌سنگ با «باطن نبوت» به اقطاب صوفیه و اثبات نوعی ولایتِ منشأ تشریع برای آنان، با اصل بنیادین ختم نبوت ناسازگار است. قرآن کریم با صراحت پیامبر اسلام را «خاتم النبیین» معرفی می‌کند و بدین‌وسیله هرگونه منصب تشریعی و قانون‌گذاری مستقل در دین را پس از ایشان نفی می‌نماید. « مَا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِکُمْ وَلَٰکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِیِّینَ»؛[۴] در دین اسلام و به‌خصوص تشیع، حتی امام معصوم نیز شارعِ مستقل نیست، بلکه مفسر و مبیّن شریعت نبوی است و همه معارف و احکام را از پیامبر اخذ می‌کند؛ ازاین‌رو، ادعای اینکه شخصی با نیروی «ولایتِ باطن نبوت» بتواند «قوانین سری طریقت» را تأسیس کند، به معنای گشودن باب تشریع پس از ختم نبوت و در تعارض با آیه «إِنِ الحُکمُ إِلّا لِلَّهِ»؛[۵] خواهد بود. همچنین در منظومه اعتقادی شیعه، ولایت الهی منصبی است که تنها با نص معصوم ثابت می‌شود و مصادیق آن در سلسله امامت منحصر است. «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ»؛[۶] بنابراین، اثبات قطبِ منصوب از جانب خدا، خارج از دایره امامت و بدون نص معتبر، فاقد حجیت شرعی است و نمی‌توان برای آن اطاعت مولوی و بی‌چون‌وچرا قائل شد.

از سوی دیگر، اطاعت مطلق در منطق قرآن تنها از خداوند، پیامبر و «اولی الامری» پذیرفته است که بنا بر تفسیر روایی شیعه همان امامان معصوم‌اند؛ زیرا چنین اطاعتی فرع بر عصمت و مصونیت از خطاست. « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»؛[۷] هر مقامی که برای غیر معصوم اطاعت بی‌قید و شرط و مصون از نقد طلب کند، عملاً او را در عرض حجج الهی قرار داده و این امر با مبنای قرآنی «فَسئَلوا أَهلَ الذِّکرِ إِن کُنتُم لا تَعلَمون»؛[۸] و سیره اهل‌بیت که بر تعلیم، استدلال و نفی غلو استوار است، ناسازگار خواهد بود.

در روایات، غلو در حق ائمه اطهار علیهم‌السلام و نسبت دادن مقامات خاص نبوت به غیر انبیا به شدت نکوهش شده است؛ امام صادق علیه‌السلام در روایتی می‌فرماید: «اِحْذَرُوا عَلَى شَبَابِکُمُ اَلْغُلاَهَ لاَ یُفْسِدُوهُمْ فَإِنَّ اَلْغُلاَهَ شَرُّ خَلْقِ اَللَّهِ یُصَغِّرُونَ عَظَمَهَ اَللَّهِ وَ یَدَّعُونَ اَلرُّبُوبِیَّهَ لِعِبَادِ اَللَّهِ»؛[۹] بر جوانان خود از خطر غالیان بیمناک باشید، مبادا عقاید آنان را تباه سازند، زیرا غلات بدترین خلق خدایند. عظمت خدا را کوچک دانسته و برای بندگان خدا قائل به ربوبیّت‌اند. همچنین امیرالمومنین علیه‌السلام از غلات بیزاری جسته می‌فرماید: «اَللَّهُمَّ إِنِّی بَرِیءٌ مِنَ اَلْغُلاَهِ کَبَرَاءَهِ عِیسَى اِبْنِ مَرْیَمَ مِنَ اَلنَّصَارَى اَللَّهُمَّ اخْذُلْهُمْ أَبَداً وَ لاَ تَنْصُرْ مِنْهُمْ أَحَداً»؛[۱۰] بار خدایا من از غلات تبری می‌جویم، همان گونه که عیسی بن مریم از نصاری تبرّی جست. بار خدایا آنان را تا ابد خوار و ذلیل گردان و هیچ یک از آنان را یاری مکن. با این اوصاف که غلو در حق خودِ اهل‌بیت علیهم السلام نهی شده، به طریق اولی در مورد سایر افراد که به هیچ وجه قابل قیاس با آنها نیستند، غلو نادرست و منهی عنه است؛ ازاین‌رو، تشبیه قطب به پیامبران و القای این معنا که مخالفت با او به منزله تخطئه همه انبیا و اولیاست، نه‌تنها فاقد دلیل معتبر است بلکه نوعی توسعه در مفهوم حجیت و ولایت به شمار می‌آید که با مرزهای دقیق امامت نیز سازگار نیست.

بر این اساس، هرچند اصل سلوک اخلاقی و تهذیب نفس در مکتب اهل‌بیت پذیرفته و بلکه مورد تأکید است، اما این سلوک هرگز طریقتی مستقل از شریعت و بی‌نیاز از معیارهای فقه و نصوص معصومان نیست. راه مستقیم در قرآن یکی بیش نیست « وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ»؛[۱۱] و این صراط در پیوند ناگسستنی با کتاب، سنت و ولایت ائمه معنا می‌یابد. ازاین‌رو، ساختن ساختاری موازی با امامت و اعطای مقام تشریع یا اطاعت مطلق به قطب، خروج از چارچوب ولایت معصوم و نوعی بدعت در حوزه دین تلقی می‌شود، هرچند با ادبیات صوفیانه توجیه گردد. نتیجه آنکه معیار حقانیت در تشیع نه ادعای کشف و اجازه باطنی، بلکه اتصال روشن به نص، شریعت و ولایت معصوم است و هر مقامی که این پیوند را نداشته باشد، فاقد اعتبار دینی خواهد بود.

 

[۱] عباسعلی کیوان قزوینی، استوار رازدار، ص ۴۰۶٫

[۲]  همان، ص ۳۹۸٫

[۳] محمداسماعیل عبداللهی، تصوف فرقه‌ای، ص ۲۴۵٫

[۴] احزاب، آیه ۴۰٫

[۵] یوسف، آیه ۴۰٫

[۶] مائده، آیه ۵۵٫

[۷] نساء، آیه ۵۹٫

[۸] نحل، آیه ۴۳٫

[۹] مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۲۲۵٫

[۱۰] همان، ج ۲۵، ص ۲۶۶٫

[۱۱] انعام، آیه ۱۵۳٫

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=33706

مطالب مشابه

  • اشتباه در نماز عید فطر فرقه نعمت‌اللهی گنابادیه
  • بوسیدن دست زنان توسط یوسف مردانی
  • جنایتی داعش‌گونه در غائله گلستان هفتم
  • نقد سجده بر قطب
  • نقدی بر کثرت‌گرایی صوفیان
  • نقد بر پرداخت عشریه
  • طعن و رد ابوهاشم کوفی توسط امام صادق(ع)
  • ضعف ارتباط و معرفت حسن بصری نسبت به امیرالمؤمنین(ع)
  • روایاتی در باب تصوف بخش ششم
  • روایاتی در باب تصوف بخش پنجم

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی القعده
  • مناسبتها
  • فضیلت

اعمال ماه ذی القعده

اعمال ماه ذی القعده

مناسبات ماه ذی القعده

ماه ذى القعده ، نخستین ماه ازماههاى حرام است که در آنها جنگ، حتّى با دشمنان اسلام حرام است; مگر این که جنگ برمسلمین تحمیل شود (سه ماه دیگر از ماههاى حرام، ذى الحجّه، محرّم و رجب است) آتش بس در این چهار ماه وسیله اى براى آرامش جامعه و توفیق براى حجّ وعبادت، حلّ مشکلات اقتصادى و بازنگرى در امر جنگ و یافتن نقطه پایان براى آن و سپس مرهم نهادن بر زخم هاى جانکاه ناشى از آن است. ماهى است که زوّار خانه خدا از اطراف و اکنافِ جهان به سوى خانه خدا حرکت مى کنند، گروهى به مدینه مى روند و قبر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و قبور ائمّه هدى(علیهم السلام) را زیارت مى کنند و آثار تاریخى که در جاى جاى این خاستگاه اسلامى وجود دارد را مى بینند و غرق لذّات روحانى مى شوند (هرچند نابخردان و جاهلان، بسیارى از این آثار عظیم و گرانقدر را از میان برده اند) گروه دیگرى راهى مکّه مى شوند و با انجام مناسک «عمره تمتّع» در انتظار مراسم بزرگ عبادى سیاسى حج مى نشینند و با طواف کعبه و شرکت درصفوف پرشکوه جماعت، روح و جانشان را تازه مى کنند . سیّد بن طاووس در فضیلت این ماه مى گوید: «ماه ذى القعده ماهى است که به هنگام شدّت و گرفتارى، زمان خوبى براى دعاست، و براى رفع ظلم و ستم و دعا بر ضد ظالم مؤثّر است. همچنین مى گوید: «این ماه «ماه اجابت دعاها» نامیده شده است; لذا باید اوقاتش را غنیمت شمرد و در آن روزه حاجت گرفت.

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد