• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : دوشنبه, ۴ خرداد , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
آثار و تاليفات حضرت آيت الله كميلي خراساني (حفظه الله)/ شرح درس/ شرح مصباح الشریعه

23 اکتبر, 2023

کد مطلب : 30816

برشی از کتاب عرفان اهل بیتی

جایگاه قناعت در رسیدن به راحتی

قناعت خودش یک مسئلۀ مهمی است که ما باید این را یاد بگیریم و آموزش بدهیم. اگر اولش هم سخت باشد، ولی یک مدتی باید زندگی را به قناعت بگذرانیم. 

جایگاه قناعت در رسیدن به راحتی
قال الصادق علیه السلام:«وَ قَالَ وَهْبُ بْنُ مُنَبِّهٍ: فِی کُتُبِ الْأَوَّلِینَ‏ مَکْتُوبٌ: یَا قَنَاعَهُ! الْعِزُّ وَ الْغِنَى مَعَکِ فَازَ مَنْ فَازَ بِکِ»؛ {۱} امام صادق علیه السلام می فرماید: وهب بن مُنَبِّه مورّخی است که از کتاب‌ها خبر دارد. ایشان می‌گوید: در کتاب‌های اولین و آخرین این جمله نوشته‌ شده است، هرچند عین این عبارت نباشد، ولی مضمونش این است: ای قناعت کجایی؟ ای قناعت بیا که عزّ و سرمایه و غنا با تو است. هر کسی با تو سازش کند پیروز شده است؛ یعنی قناعت برای آن‌هایی که اهل قناعت هستند، سرمایۀ بزرگی است. اگر زن و مردی سازگار باشند، چشم و هم‌چشمی نکنند و زندگی خودشان را دائماً با این‌وآن مقایسه نکنند، زندگی راحت و همراه با آسایشی خواهند داشت. 
اصلاً نباید در زندگی‌ها مقایسه کنیم که فلانی این‌طور است، پس ما هم باید این‌گونه باشیم. به زن‌های‌مان هم باید یاد بدهیم که نباید این‌جور باشند. مگر همۀ افراد در رزق و روزی یکسان‌اند؟ مگر همۀ افراد در مقتضیات زندگی یکسان‌اند که من بخواهم خودم را با فلانی مقایسه کنم؟ پس طبق این فرموده، قناعت خودش یک مسئلۀ مهمی است که ما باید این را یاد بگیریم و آموزش بدهیم. اگر اولش هم سخت باشد، ولی یک مدتی باید زندگی را به قناعت بگذرانیم. 
در قرآن کریم آمده «فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏» {۲} این ما هستیم که در میان مردم از لحاظ امر معیشتی تفاوت‌هایی قرار داده‌ایم؛ به جهت حکمتی که نظم امور عالم خلقت برقرار باشد. اگر همه در یک سطح بودند، کارها پیش نمی‌رفت؛ از باب مثال برای تخلیۀ چاه توالت، به یک فرد مقنّی نیاز هست.
امام صادق علیه السلام : «قَالَ أَبُو الدَّرْدَاءِ: مَا قَسَّمَ اللَّهُ لِی لَا یَفُوتُنِی وَ لَوْ کَانَ فِی جَنَاحِ رِیحٍ»؛ شما ببین که ابودرداء به خدا چقدر ایمان دارد و توکّلش چقدر زیاد است؟! ایشان می‌فرماید: هر چه خدا برای من روزی کرده باشد، اصلاً از من فوت نمی‌شود. اگر خدا رزق و روزی را برای من گذاشته باشد و بیان کرده که باید به من برسد، دیر یا زود می‌رسد و از من فوت نمی‌شود. من این اعتقاد و یقین را دارم. 
«وَ لَوْ کَانَ فِی جَنَاحِ رِیحٍ»؛ هرچند این چیزی که قسمت شده که باید برسد، در بال یک بادی باشد؛ فرض کنید در بال یک پرنده‌ای است که باید او رزق مرا بیاورد یا یک بادی باید از یک‌جا حرکت کند یا یک بارانی و رحمتی برسد یا اصلاً از غیب باید روزی به ما برسد، می‌رسد. بعضی‌ها بودند که دست‌شان را به زیر تشک می‌بردند و از غیب به آن‌ها می‌رسید.
 حالا این حرف را نمی‌زنم که شما به دنبال کرامت بروید و کرامت‌گرایی کنید؛ مثل بعضی که مدرک‌گرا هستند و به دنبال مدرک می‌روند. من این را می‌خواهم بگویم که انسان غیر از این رزق‌های ظاهری، رزق‌های غیبی هم دارد.

نتیجۀ بی اعتمادی به خدا

«وَ قَالَ أَبُوذَرٍّ رضوان الله علیه هُتِکَ سِتْرُ مَنْ لَا یَثِقُ بِرَبِّهِ»؛ ابوذر رضوان الله علیه می‌فرماید: کسی که در کارهایش به خدای خودش اعتماد نمی‌کند، هیچ سِتر و حیایی ندارد و کسی که این‌طوری باشد پرده‌دری کرده است. «وَ لَوْ کَانَ مَحْبُوساً فِی الصُّمِّ الصَّیَاخِیدِ»؛ هرچند در یک سلول انفرادی، در یک چاه و زندانی، حبس شده باشد. اگر این شخص بخواهد به خدای خودش وثوق و اعتماد نداشته باشد، بداند که ستاریّت خودش را از بین برده و حرمت الهی را پرده‌دری کرده و بی‌حیا و بی‌شرم شده است، بین خودش و خدا هیچ پرده و حیایی نگذاشته است، هرچند تنهای تنها هم باشد.
«فَلَیْسَ أَحَدٌ أَخْسَرَ وَ أَرْذَلَ وَ أَنْزَلَ مِمَّنْ لَا یُصَدِّقُ رَبَّهُ فِیمَا ضَمِنَ لَهُ»؛ چه کسی زیان‌کارتر، ذلیل‌تر، خوارتر، پایین‌تر و پست‌تر از آن بندۀ خدایی باشد که به خدای خودش اعتماد نمی‌کند و باورش نمی‌آید؟ «فِیمَا ضَمِنَ لَهُ»؛ در آن رزقی که خدا ضمانت کرده است: «وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُون‏» {۳} خودش گفته است، چرا ما نباید به وعده‌ای که خدا داده و تضمین کرده، اعتماد نکنیم؟ این را بدانید تا وقتی که این ایمان و تصدیق در ما به‌درستی پیدا نشود، سرگردانیم، سرگردان در خانۀ این‌وآن هستیم، دائم فکر می‌کنیم کجا برویم و چه‌کار کنیم؟ فلانی کار ما را راه می‌اندازد، فلانی این‌طور می‌کند، ولی کار ما هم درست نمی‌شود؛ چون خدا خودش قسم‌خورده و فرموده من کارَت را درست نمی‌کنم؛ تا وقتی پیش من نیایی و تا وقتی یقینت را به من درست نکنی، اصلاً کارَت را درست نمی‌کنم. این هم در قرآن وهم در احادیث {۴} هست و یک امر مسلّم است؛ دیگر خودتان می‌دانید.
«وَ تَکَفَّلَ بِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ خَلَقَهُ»؛ قبل از این‌که شما را خلق کند، خودش فرموده در این چند روزه چقدر عمر می‌کنی، چقدر هستی، چه پیدا خواهی کرد و … . مگر می‌شود صاحب کارخانه نداند این وسایل کارخانه چیست و چطور باید این کارخانه را بگرداند؟‌خدایی که این‌همه بندگان را خلق کرده، نمی‌داند که چه‌کار باید کند؟ پس قبل از این‌که ما در این دنیا بیاییم، فرموده که چطور باید باشیم؟ کفالت کرده است.
«وَ هُوَ مَعَ ذَلِکَ یَعْتَمِدُ عَلَى قُوَّتِهِ وَ تَدْبِیرِهِ وَ جُهْدِهِ وَ سَعْیِهِ»؛ وقتی خدا مخلوق خودش را این‌طور خواسته باشد و بعد، این تقدیرات باید روی او جاری شود، حالا این بندۀ خدا باز می‌گوید من قوّت دارم، تدبیر خودم است، با زحمت خودم و با سعی خودم این پول را پیدا کردم، «وَ یَتَعَدَّى حُدُودَ رَبِّهِ»؛ از آن حدودی که دارد، تجاوز کرده و پایش را بیرون می‌گذارد، جرأت می‌کند و به خدای خودش تجاسر می‌کند. می‌گوید همۀ این‌ها از من است. «بِأَسْبَابٍ قَدْ أَغْنَاهُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهَا»؛ یعنی از آن حدودی که خدا گذاشته تجاوز می‌کند. خداوند فرموده سراغ دزدی و حرام نرو، سراغ کسی که آبرویت را می‌برد، نرو؛ چون مؤمن عزیز است، یک‌وقت به‌سبب این‌که سراغ یک نفر بروی، عزّتت را از دست ندهی. اسبابی که خدا آدم را از آن‌ها بی‌نیاز کرده و نهی کرده و فرموده این کار را نکن، ولی انجام می‌دهیم و بدی‌اش را هم می‌بینیم. پس آن‌چه از این مبحث به دست آمد، این است که اگر بخواهیم راحتی و آسایش را پیدا کنیم، چاره‌ای نداریم جز این‌که به‌طرف خدایی که خودش حلّال مشکل‌ها است، برویم.

پی نوشت:
۱-مصباح الشریعه
۲-بعضى را بر بعضى دیگر برترى بخشیده‏ایم‏. اسراء (۱۷)، آیۀ ۲۱٫
۳-و روزى شما در آسمان است و آن‌چه به شما وعده داده می‌شود. ذاریات (۵۱)، آیۀ ۲۲٫
۴-«قَالَ رَسُولُ الله صل الله علیه و علی آله و سلم وَ لَا وُکِلَ ابْنُ آدَمَ إِلَّا إلَى مَنْ رَجَاهُ وَ لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ لَمْ یَرْجُ إِلَّا اللهَ مَا وُکِلَ إِلَى غَیْرِهِ»؛ پیامبر اکرم صل الله علیه و علی آله و سلم فرمودند: آدمی واگذار نشد مگر به کسی که به او امید بست؛ اگر آدمی جز به خدا امید نمی‌بست، به غیر خدا واگذار نمی‌شد. متّقی هندی، کنزالعمّال، ج ۳، ص ۱۴۸، ح ۵۹۰۹٫ «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: … أَیُّمَا مُؤْمِنٍ‏ خَضَعَ لِصَاحِبِ سُلْطَانٍ أَوْ مَنْ یُخَالِفُهُ عَلَى دِینِهِ طَالِباً لِمَا فِی یَدَیْهِ أَخْمَلَهُ اللَّهُ وَ مَقَتَهُ وَ وَکَلَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ»؛ امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: هر مؤمنی در برابر صاحب قدرتی یا کسی که مخالف دین اوست، به قصد دست یافتن به چیزی که در دست اوست، کرنش و خضوع کند، خداوند او را بی‌نام و نشان گرداند و برای این کار بر او خشم گیرد و او را به خودش واگذارد. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۲۴۶؛
منبع: کتاب عرفان اهل بیتی در شرح «مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه»، فصل بیست و هشتم: آسایش – از تألیفات آیت الله حاج شیخ محمدصالح کمیلی حفظه الله
علاقه مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از طریق همین لینک اقدام فرمایند.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=30816

مطالب مشابه

  • برتری لذت معنوی
  • لزوم توجه به شریعت
  • عشق سید هاشم حداد (رحمه الله علیه) به اهل‌بیت(علیهم السلام)
  • بزرگان عرفان در کلام آیه الحق سید هاشم حداد (رحمه الله علیه)
  • آیه الحق سید هاشم حداد (ره) در کلام عرفا
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف
  • راه رسیدن به عشق الهی
  • اهمیت شریعت در عرفان عملی
  • تفاوت تصوف با مکتب عرفانی نجف
  • شرح کتاب چهل حدیث- شرح حدیث شانزدهم با موضوع صبر

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی الحجه الحرام
  • مناسبتها
  • فضایل

مناسبتهای ذی الحجه

فضیلت ماه ذی الحجه

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد