• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : شنبه, ۱۹ اردیبهشت , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
ادعیه عرفانی/ بیانات عرفانی آيت الله كميلي/ ذی الحجه/ شرح ادعیه و احادیث

20 آگوست, 2019

کد مطلب : 23965

متن بیانات+ارسال صوت

ولایت و امامت در شرح زیارت جامعۀ کبیره

ائمه «علیهم‌السلام» ذکر و یاد خدا را به‌صورت دائم در دلشان دارند. ما هم به رفقا خیلی تأکید می‌کنیم که موضوع یاد قلبی مسئله‌ای مهم در راه سیر و سلوک است. فقط نباید به اذکار و اربعینیات توجه کنیم بلکه آن چیزی که باید از این اذکار نتیجه بگیریم دوام ذکر و یاد الهی در دل است.

بسم الله الرحمن الرحیم

دانلود فایل صوتی بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی دربارۀ موضوع ولایت و امامت در شرح زیارت جامعۀ کبیره

مدت زمان: ۲۴:۴۸

حجم فایل:  ۲۲,۰۷ مگابایت

تاریخ: ۲۷ مردادماه ۱۳۹۸

دانلود فايل صوتي


متن بیانات معظم له

 چون فردا شب، شب عید غدیر است بهترین صحبت دربارۀ موضوع ولایت و امامت، مطالبی است که امام هادی «علیه‌السلام» در زیارت جامعه کبیره فرموده‌اند. این زیارت را شیخ صدوق «رضوان‌الله علیه» در کتاب «من لایحضره الفقیه» و همچنین در کتاب «عیون» از «موسی بن عبدالله نخعی» روایت کرده است. می‌گوید: خدمت امام هادی «علیه‌السلام» شرفیاب و به محضر ایشان عرض کردم یابن رسول‌الله به ما زیارت‌نامه‌ای که با بلاغتِ کامل باشد را تعلیم بفرمایید تا هرگاه خواستم یکی از شما ائمه «علیهم‌السلام» را زیارت کنم، با این زیارت‌نامه شما را بخوانم. امام هادی «علیه‌السلام» فرمودند: چون به درگاه حرم مطهر رسیدی بایست و در ابتدا شهادتین یعنی «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمد صلی الله علیه و اله عبده و رسوله» را بگو. بعد امام هادی «علیه‌السلام» فرمودند باید با حال غسل باشی و چون داخل حرم شدی و قبر را ببینی، بایست و ۳۰ مرتبه «الله‌اکبر» بگو. سپس با آرامش دل و آرامش جسم اندکی راه برو، گام‌هایت را نزدیک به هم بردار. سپس دو قدم که جلو رفتی مجدداً بایست و ۳۰ مرتبه «الله‌اکبر» بگو. چون نزدیک قبر مطهر رسیدی ۴۰ مرتبه «الله‌اکبر» بگو؛ که در مجموع صد «الله‌اکبر» می‌شود. مجلسی اول در خصوص «وجه تکبیر» فرموده است: که مبادا اکثر قباع شیعیان که به «غلو» تمایل دارند از امثال این زیارت‌نامه به غلو بیفتند یا آنکه از بزرگی و عظمت حق‌تعالی غافل شوند یا جهات دیگری در کار بوده که امام در ابتدا به گفتن صد تکبیر دستور می‌دهد و سپس این زیارت‌نامه خوانده می‌شود. پس از شرایط این زیارت‌نامه صد مرتبه تکبیر گفتن است. زیارت‌نامه خیلی مفصل است لذا فرازهایی از آن را که در نظرمان آمده انتخاب کرده‌ایم. در چند سلام اول بخشی از تسلیمات به این صورت است که می‌خوانیم:

«السَّلامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَ الْأَدِلاءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ وَالْمُسْتَقِرِّینَ فِی أَمْرِ اللَّهِ وَ التَّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ الْمُخْلِصِینَ فِی تَوْحِیدِ اللَّهِ وَ الْمُظْهِرِینَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ وَ عِبَادِهِ الْمُکْرَمِینَ الَّذِینَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ»

ائمه و ذوات مقدسه «علیهم‌السلام» طبق توصیف امام هادی «علیه‌السلام»، وجودشان در خدا ذوب شده است. به این ترتیب که در این فرازها می‌خوانیم: ای بزرگواران؛ شما بشر را به‌سوی خدا دعوت می‌کنید؛ شما راهنمای مرضات و خشنودی‌های الهی هستید؛

«وَالْمُسْتَقِرِّینَ فِی أَمْرِ اللَّهِ»؛ قرار، ثبات و وجود شما در امر الهی تثبیت‌شده است؛ یعنی به چیز دیگری جز امر الهی فکر نمی‌کنید. «ولکم فی رسوال الله اسوه الحسنه»؛ اگر این بزرگواران اسوه و پیشوای ما هستند عقاید ما نیز باید مثل عقاید ایشان باشد؛ و سیرت و رویۀ ما تابع این بزرگان باشد و جز خدا به امر دیگری فکر نکنیم.

«وَالتَّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللَّهِ»؛ ای امامان! شما در محبت و عشق خدا، سنگ عیار تمام گذاشتید؛ یعنی شما به حد کمالِ تمام رسیدید. ممکن است کسی عشقش مقدار کمی باشد. عشق و محبت نیز مراتبی دارد اما یک نفر هست که از عشق فراوانی سرشار است.

«وَالْمُخْلَصِینَ فِی تَوْحِیدِ اللَّهِ»؛ ای بزرگواران! شما در توحید خدا خالص شده‌اید. امام هادی «علیه‌السلام»، کلمه مخلَص [با لام فتحه‌دار] را آورده‌اند و مقصودشان معنای مفعولی بوده است؛ یعنی از کلمه «مخلِصین» با معنای فاعلی استفاده نکرده‌اند. مخلَص کسی است که هیچ ذره‌ای از غیر توحید در وجودش باقی نمانده است و کاملاً در توحید الهی به تکامل رسیده است.

«وَالْمُظْهِرِینَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ»؛ شما امر و نهی خدا را آشکار و ظاهر می‌کنید؛ یعنی آنجایی که امر خداست، امر الهی را بیان می‌کنید که در کجا است و آنجایی که نواهی است، آن‌ها را هم بیان و اظهار کرده‌اید. چون بدون مراجعه به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» فقط به قران نمی‌توانیم اکتفا کنیم. امامان، مفسرین واقعی قران هستند. ما بسیاری از شریعت را از امامان خود می‌گیریم.

«وَعِبَادِهِ الْمُکْرَمِینَ الَّذِینَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ»؛ ای بزرگواران! شما بندگان مُکرم خدا هستید؛ یعنی خداوند شما را به کرامت رسانده است. شما بزرگوار هستید و در پیشگاه الهی کرامت دارید. شما بجایی رسیده‌اید که -«لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ»- اصلاً در قولتان از خداوند سبقت نمی‌گیرید؛ یعنی اول می‌بینید که فرمودۀ خدا چیست. سپس گفتۀ خود را بر اساس فرمودۀ خدا بیان می‌کنید.

«وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ»؛ ائمه با امر الهی کار می‌کنند. هرجایی که امر الهی است همان‌جا حضور پیدا می‌کنند و حرفشان را می‌زنند.

این مطالب بخشی از تسلیمات مقدمۀ زیارت جامعه بود؛ اما فراز دیگری که در نظر گرفته‌ایم عبارت است از:

«فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ وَ أَکْبَرْتُمْ شَأْنَهُ وَ مَجَّدْتُمْ کَرَمَهُ وَ أَدَمْتُمْ ذِکْرَهُ وَ وَکَّدْتُمْ مِیثَاقَهُ وَ أَحْکَمْتُمْ عَقْدَ طَاعَتِهِ وَ نَصَحْتُمْ لَهُ فِی السِّرِّ وَ الْعَلانِیَةِ وَ دَعَوْتُمْ إِلَى سَبِیلِهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ بَذَلْتُمْ أَنْفُسَکُمْ فِی مَرْضَاتِهِ، وَ صَبَرْتُمْ عَلَى مَا أَصَابَکُمْ فِی جَنْبِهِ»

این فرازها مرتبط با حضرت حق جل و جلاله است. در فراز مربوط به تسلیمات در اوصاف ایشان گفته شد که در ذات پروردگار ذوب‌شده‌ و آن‌گونه هستند. در این فراز وصف دیگری از ایشان توضیح داده می‌شود. اینکه چقدر به خداوند توجه دارند و ما نیز باید همان‌گونه باشیم.

«فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ»؛ شما جلال و بزرگی خدا را درست متوجه شدید و درست به این مسئله پی بردید. در دل شما، کمال تعظیم نسبت به خداست.

«وَأَکْبَرْتُمْ شَأْنَهُ»؛ شما شأن خدا را بزرگ کردید. بسیاری ممکن است خدا را آن‌طور که شایسته است به زبان بیاورند اما آن معرفت را در دل نداشته باشند. ولی ائمه آن‌قدر به خدا نزدیک هستند و آن‌قدر به خدا معرفت دارند که شأن، شئونات و خصوصیات خدا را به دست آورده‌اند. لذا خداوند را به بزرگی یاد می‌کنند. ما هم باید چنین باشیم.

«وَمَجَّدْتُمْ کَرَمَهُ»؛ ما باید خداوند را به خاطر کرمش، تحمید و تمجید کنیم. بسیاری از این مسئله غافل هستند. اولاً دست خدا را در نعمت‌ها نمی‌بینند. اگر هم ببینند آن‌چنان حمد و سپاسی نسبت به این نعمت‌ها ندارند؛ اما پیشوایان ما این‌گونه هستند ما هم باید به تبعیت از ایشان این‌گونه باشیم.

«وَأَدَمْتُمْ ذِکْرَهُ»؛ ائمه «علیهم‌السلام» ذکر و یاد خدا را به‌صورت دائم در دلشان دارند. ما هم به رفقا خیلی تأکید می‌کنیم که موضوع یاد قلبی مسئله‌ای مهم در راه سیر و سلوک است. فقط نباید به اذکار و اربعینیات توجه کنیم بلکه آن چیزی که باید از این اذکار نتیجه بگیریم دوام ذکر و یاد الهی در دل است.

«وَوَکَّدْتُمْ مِیثَاقَهُ»؛ ای ائمه و بزرگواران! شما آمدید و خدا هرچه میثاق و پیمان داشت، تأکید و تثبیت کردید. شما به پیمان‌های الهی پایبند هستید. ما هم باید این پایبندی را داشته باشیم و در عهود الهی کم نیاوریم.

«وَأَحْکَمْتُمْ عَقْدَ طَاعَتِهِ»؛ بالاخره خداوند با بندگانش قراری گذاشته تا یک عقد و قراری با او داشته باشیم. وقتی می‌گوئیم بنده خدا هستیم یعنی باید مطیع باشیم؛ یعنی عقد دل ما باید به آنچه مربوط به طاعت خداوند است باشد. باید دل ما بر این منعقد شده باشد که میثاق و پیمان الهی را اجرا و محکم کنیم. ائمه این‌گونه بودند.

«وَنَصَحْتُمْ لَهُ فِی السِّرِّ وَ الْعَلانِیَةِ»؛ ای بزرگواران! شما مردم را در پنهان و آشکار برای خدا نصیحت و موعظه می‌کردید. ما نیز باید این‌گونه باشیم. البته در یک جاهایی نباید آشکارا کسی را در مقابل دیگران ارشاد کنیم. بلکه لازم است در یک جای پنهانی نصیحت کنیم؛ و عیب افراد را از روی شفقت بگوییم تا متوجه شود. البته یک جاهایی هم لازم است در علن و آشکار گفته شود. چه کسی می‌تواند این موضوع را تشخیص دهد؟ آن‌کسی که اهل سرّ، اهل معنا و اهل الله است و نصیحت و راهنمایی خود را با نیتی خالص برای دیگران بیان می‌کند.

«وَدَعَوْتُمْ إِلَى سَبِیلِهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»؛ وقتی ائمه می‌خواستند کسی را ارشاد و تبلیغ و به‌سوی خدا دعوت کنند آن را حکیمانه انجام می‌دادند. موعظه ایشان، زیبا و دلنشین بود به نحوی که طرف منزجر و منحرف نمی‌شد. گاهی اوقات بعضی از افرادی که قصد امر به معروف دارند با خشونت برخورد می‌کنند. مثلاً فرض کنید خانم بدحجابی در حرم بخواهد بدحجابی کند. خانمی به سمتش می‌رود و با دادوبیداد می‌گوید چرا وضعیت این‌گونه است؟ ما هم چنین صحنه‌ای را دیده‌ایم. بعضی از این که خانم‌ها به صحن امام رضا آمده‌اند تا عقد عروسی بخوانند. این خانم متوجه نیست که نباید بزک کند و با همان بزک و صورت نمایان به حرم برود. آن خانمی که متدین است نمی‌تواند این وضعیت را ببیند لذا یک‌دفعه می‌بینید با دادوبیداد جلو می‌آید و آن‌طرف نیز بیشتر زده می‌شود. لذا اگر قصد امر به معروف و نهی از منکر داریم باید زبانمان لین و ملایم باشد.

«وَبَذَلْتُمْ أَنْفُسَکُمْ فِی مَرْضَاتِهِ»؛ شما جان خویش را در راه رضای خدا بذل می‌کنید. ممکن است فردی نداند که در اثر امر به معروف خطری متوجه‌اش خواهد شد. مثلاً طرف چاقویی در می‌آورد و کاری می‌کند. اگر بداند ضرر جانی متوجه‌اش می‌شود باید رعایت کند و این کار را انجام ندهد؛ ولی اگر در ذهنش بود که مثلاً به پارک می‌روم و حرفم را می‌زنم اما یک‌دفعه با چاقو یا حربه‌ای به او حمله شود و چشم یا دستش زخمی شود این بذل نفس و بذل جان است. شهدایی هستند که فقط به خاطر امر به معروف در ایران شهید شده‌اند.

«وَصَبَرْتُمْ عَلَى مَا أَصَابَکُمْ فِی جَنْبِهِ»؛ لذا علاوه بر لازم بودن بذل جان، در اثر وارد شدن زخم یا مصیبت هم باید صبور بود. «فی جنبه» به مفهوم «فی حبه» یعنی در راه محبت خداست. وقتی به انسان یک مشکل و سختی وارد می‌شود باید با دل‌وجان بپذیرد، صبر کند، دادوبیداد و شکوه نکند. البته اگر نظر و نیتش خدا بوده است.

فراز سومی را که انتخاب کرده‌ایم، مضامین الهی دارد.

«إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَعَلَيْهِ تَدُلُّونَ وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ وَ لَهُ تُسَلِّمُونَ وَ بِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَ إِلَى سَبِيلِهِ تُرْشِدُونَ وَ بِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ»

 این کلمات نیز حکایت از توحید دارد. منظور و مقصود انسان در همه کارها و برنامه‌ها فقط خدا باشد. امام هادی «علیه‌السلام» می‌فرماید: دعوت شما فقط برای خدا است. اگر کسی را می‌خوانید، غرض و منظورتان این است تا او را به‌سوی خدا هدایت کنید. میزان کار ما نیز باید همین باشد.

«وَعَلَيْهِ تَدُلُّونَ»؛ شما مردم را به راه او دلالت و راهنمایی می‌کنید.

«وَ بِهِ تُؤْمِنُونَ»؛ ایمان شما منحصر در اوست.

«وَلَهُ تُسَلِّمُونَ»؛ و شما به مقام تسلیم و رضا رسیده‌اید و تسلیم اوامر و قضا و قدر الهی هستید.

«وَبِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ»؛ عمل و کارکرد شما بر اساس دستورات الهی است.

«وَإِلَى سَبِيلِهِ تُرْشِدُونَ»؛ مردم را به راه خدا هدایت و ارشاد می‌کنید.

«وَ بِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ»؛ قول و امر خدا هر جا که باشد، حکم شما هم روی همان میزانِ اقوال و دستورات الهی است؛ یعنی حکمی را از خود صادر نمی‌کنید. هرچه حکم می‌کنید از روی قول خداست. حکمی خارج از دایرۀ دستورات الهی و حکم الهی از سوی شما صادر نمی‌شود. البته قضات و قاضیان باید این مطلب را بیش‌تر رعایت کنند. اینکه وقتی حکمی را که صادر می‌کنند باید صد در صد حکم الهی باشد. امروز این مسئله را بحمدلله و المنه با روی کار آمدن آقای رئیسی شاهد هستیم. بسیاری از کارهای ایشان و قوۀ قضاییه روی همین میزان است. البته بعضی از مخالفت‌هایی که می‌شود به قانون انتصاب می‌دهند. قانون باید از اول تا به آخر طوری باشد که از آن نتوان تخلف کرد یا آن را به نزد مقام بالاتری برد. وقتی قاضی حکمی را در محاکم قضایی صادر می‌کند بر روی آن تجدید نظر می‌دهند و سپس به مقام بالاتر فرستاده می‌شود. ممکن است مقام بالاتر، حکم قاضی را رد کنند که این درست نیست. اگر حکم صد در صد حکم اسلامی و الهی است تجدیدنظر  و ارسال به مقام بالاتر چه معنای دارد؟ ممکن است در قوانین به این صورت باشد ولی این از راه صحیح نیست! راه صحیح این است که قاضی از همان اول نباید اشتباه کند و باید مدارک و اسنادی که برای حکم دارد برنامه‌ریزی‌اش به نحوی باشد که اگر نزد مقام بالاتر رفت نگویند که فلان قسمت آن اشتباه است. پس وقتی «وَ بِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ» را می‌خوانیم یعنی حکم الهی باید طوری باشد که متضمن دستور الهی باشد؛ و از خودمان نه چیزی کم کنیم و نه زیاد کنیم. و  صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=23965

مطالب مشابه

  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی القعده
  • بسته صوتی شرح کوتاه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • آشنایی با آرا و اندیشه‌های آیت‌الله محمدصالح کمیلی خراسانی؛ پیوند فقه، عرفان و حماسه(PDF)
  • بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف
  • راه رسیدن به عشق الهی
  • شریعت و فرقه های نوظهور
  • سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»-فاطمیه ۱۴۴۵ و ۱۴۴۶
  • بسته صوتی استاد کمیلی در ماه ربیع‌ الاول
  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی الحجه

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی القعده
  • مناسبتها
  • فضیلت

اعمال ماه ذی القعده

اعمال ماه ذی القعده

مناسبات ماه ذی القعده

ماه ذى القعده ، نخستین ماه ازماههاى حرام است که در آنها جنگ، حتّى با دشمنان اسلام حرام است; مگر این که جنگ برمسلمین تحمیل شود (سه ماه دیگر از ماههاى حرام، ذى الحجّه، محرّم و رجب است) آتش بس در این چهار ماه وسیله اى براى آرامش جامعه و توفیق براى حجّ وعبادت، حلّ مشکلات اقتصادى و بازنگرى در امر جنگ و یافتن نقطه پایان براى آن و سپس مرهم نهادن بر زخم هاى جانکاه ناشى از آن است. ماهى است که زوّار خانه خدا از اطراف و اکنافِ جهان به سوى خانه خدا حرکت مى کنند، گروهى به مدینه مى روند و قبر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و قبور ائمّه هدى(علیهم السلام) را زیارت مى کنند و آثار تاریخى که در جاى جاى این خاستگاه اسلامى وجود دارد را مى بینند و غرق لذّات روحانى مى شوند (هرچند نابخردان و جاهلان، بسیارى از این آثار عظیم و گرانقدر را از میان برده اند) گروه دیگرى راهى مکّه مى شوند و با انجام مناسک «عمره تمتّع» در انتظار مراسم بزرگ عبادى سیاسى حج مى نشینند و با طواف کعبه و شرکت درصفوف پرشکوه جماعت، روح و جانشان را تازه مى کنند . سیّد بن طاووس در فضیلت این ماه مى گوید: «ماه ذى القعده ماهى است که به هنگام شدّت و گرفتارى، زمان خوبى براى دعاست، و براى رفع ظلم و ستم و دعا بر ضد ظالم مؤثّر است. همچنین مى گوید: «این ماه «ماه اجابت دعاها» نامیده شده است; لذا باید اوقاتش را غنیمت شمرد و در آن روزه حاجت گرفت.

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد