• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : پنج شنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
ادعیه عرفانی/ بیانات آیت الله کمیلی/ رمضان

5 ژوئن, 2018

کد مطلب : 19676

متن بیانات در شب چهارم رمضان

جلسه چهارم شرح دعای افتتاح استاد کمیلی

در مقامات بالا در خواست طلب از سالک می‌افتد. یعنی حالاتش به‌گونه‌ای می‌شود که دیگر نمی‌تواند طلب کند. خود را آ‌نچنان در محضر خداوند می‌بیند و آنچنان الطاف خداوند را در وجودش پیاپی مشاهده می‌کند که می‌گوید: آن‌چه عیان است چه حاجت به بیان است!

شرح دعای افتتاح توسط آیت الله کمیلی (بخش چهارم) در شب چهارم ماه مبارک رمضان


بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

متن عربی بخش چهارم دعای افتتاح:

فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی عَتَبْتُ بِجَهْلِی عَلَیْکَ وَ لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَهِ الْأُمُورِ فَلَمْ أَرَ مَوْلًی  کَرِیما أَصْبَرَ عَلَی عَبْدٍ لَئِیمٍ مِنْکَ عَلَیَّ یَا رَبِّ إِنَّکَ تَدْعُونِی فَأُوَلِّی عَنْکَ وَ تَتَحَبَّبُ إِلَیَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَیْکَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَیَّ فَلا أَقْبَلُ مِنْکَ کَأَنَّ لِیَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ، فَلَمْ یَمْنَعْکَ ذَلِکَ مِنَ الرَّحْمَهِ لِی وَ الْإِحْسَانِ إِلَیَّ وَ التَّفَضُّلِ عَلَیَّ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ فَارْحَمْ عَبْدَکَ الْجَاهِلَ وَ جُدْ عَلَیْهِ بِفَضْلِ إِحْسَانِکَ إِنَّکَ جَوَادٌ کَرِیمٌ

تقسیم‌بندی روزه:

روزه به سه قسم روزه عوام، روزه خواص و روزه خاص الخاص تقسیم‌بندی می‌شود‌. روزه عوام از بطن و شکم است به نحوی که شکم را از مفطرات روزه خویشتن‌داری می‌کنند. روزه خواص از گناهان اعضاء و جوارح بعلاوه شکم است. روزه خاص الخاص، روزه قلب از غیر خدا به انضمام روزه اعضاء و روزه شکم است.  به نحوی که انسان بتواند قلبش را روزه بدارد و دل را برای یاد خدا پاک نماید.

واگذار نمودن زمان استجابت دعا به خداوند:

در جلسه قبل مطلبی با این مضمون گفته شد که وقتی به درگاه خدا عرض حاجت می‌کنیم فقط می‌بایست از او بخواهیم. اما زمان اجابت حاجت را می‌بایست به خدا واگذار کنیم. در طلب حاجت و حوائج گفته‌اند که حتی نمک نانتان را نیز از خدا بخواهید. البته عده‌ای دهان را از خواسته و طلب می‌دوزند و هیچ به زبان نمی‌آورند. ایشان می‌گویند «عِلمُکَ بِحالِی کَفَی مِن سُؤالی» ما چه بگوییم در حالی‌که تو از همه چیز خبر داری.

«کَیفَ اُتَرجِمُ بِمَقالی وَ هُوَ مِنکَ بَرَزٌ اِلَیک»، چگونه عرض حاجتی داشته باشم و در محضرت سخنی بگویم؟ چون قبل از تکلم نمودن با این زبان، تو می‌دانی که من می‌خواهم چه بگویم. «و هو منک برز الیک». این زبان نیز از تو سخن می‌گوید. لذا اگر بنا به درخواست طلب و حاجتی شد، می‌بایست زمان اجابت این حوائج را در دنیا و پس از مرگ به خداوند واگذار نمائیم. خداوند به حالمان اَعرَف است و اعلمِ به اصلحِ اعمالِ ما است و چون عالم به اصلح است لذا ما می‌بایست تفویض کنیم. «افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد». مولوی در یکی از اشعارش می‌فرماید: دو قومی را می‌شناسم که یکی اهل دعا و آن دیگر زبانشان خاموش از دعا است یعنی تمامی وجودشان دعا، فقر و عجز است.

از خداوند طلبکار نباشید:

در ادامه شرح دعای شریف افتتاح به عبارت «فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی عَتَبْتُ بِجَهْلِی عَلَیْکَ»رسیدیم. اگر حاجت من بَطیء شد یعنی دیر برآورده شد، این عَتَبْتُ به کجا بر می‌گردد؟ باید در این عبارت حاجتی باشد که سپس « فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی» را بگوییم. این طلب حاجت خیلی ظاهر نیست مگر آنجا که در ابتدایش عبارت «أَطْمَعَنِی فِی أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ» خوانده شد. طمع سبب شده که از تو ای خدای کریم، حاجتی را که مستوجب برآورده شدن آن نیستم مسئلت نمایم. این بدین مفهوم است که من از تو طلبی را که حتماً می‌بایست اجابتش نمائی ندارم.

پس در جمله اول که عبارت «أَسْأَلَکَ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ» را می‌فرماید: «مَا لا»، ما موصوله است که اشاره به خواسته و حاجت دعا کننده دارد که خیلی واضح نیست چیست! بلکه به دعا کننده بستگی دارد. هرکسی که این دعا را بخواند منظور و خواسته‌ای دارد. برای این‌که خداوند نظری نماید، بعد از خواندن عبارت «أَطْمَعَنِی فِی أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ»، صفات خداوند را بیان می‌کنیم.

عرضه می‌داریم: تو آن خدای «الَّذِی رَزَقْتَنِی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ أَرَیْتَنِی مِنْ قُدْرَتِکَ وَ عَرَّفْتَنِی مِنْ إِجَابَتِکَ» هستی! خدایی که «أَدْعُوکَ آمِنا» یعنی تو را آن‌قدر در خودم می‌بینم که با امن و امان از تو می‌خواهم. «وَ أَسْأَلُکَ مُسْتَأْنِسا» سؤال کردنم به جهت انس و الفت با تو است و از روی خوف «لا خَائِفا وَ لا وَجِلا» نیست. بلکه من، «مُدِلا عَلَیْکَ»، بر تو ناز می‌کنم. «دلال» به مفهوم ناز است. یعنی بر تو ناز می‌کنم و از تو طلب می‌نمایم. «فِیمَا قَصَدْتُ فِیهِ إِلَیْکَ» همانند بچه‌ای که به پدرش ناز می‌کند و خواسته‌ای را از او طلب می‌نماید.

در مقامات بالا درخواست طلب از سالک می‌افتد:

پس تا به اینجا عرض حاجت نمودیم، «أَسْأَلَکَ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ الَّذِی رَزَقْتَنِی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ أَرَیْتَنِی مِنْ قُدْرَتِکَ وَ عَرَّفْتَنِی مِنْ إِجَابَتِکَ فَصِرْتُ أَدْعُوکَ آمِنا وَ أَسْأَلُکَ مُسْتَأْنِسا »، تمامی این‌ها درست ولی اگر پس از عرض حاجت، درخواستمان سریع به اجابت نرسید چه کاری می‌بایست انجام دهیم؟ حاجت ممکن است دنیوی و یا سیر و سلوکی یعنی حاجت‌هائی برای رسیدن به آن مقصد اعلا باشد. البته در مقامات بالا در خواست طلب از سالک می‌افتد. یعنی حالاتش به‌گونه‌ای می‌شود که دیگر نمی‌تواند طلب کند.

خود را آ‌نچنان در محضر خداوند می‌بیند و آنچنان الطاف خداوند را در وجودش پیاپی مشاهده می‌کند که می‌گوید: آن‌چه عیان است چه حاجت به بیان است! خدایا ما چه بگوییم! خدایا تو که از زیر و روی و همه چیزمان خبر داری. پس یک عده نیز هستند که در وجودشان اصلاً طلبی نیست. می‌گویند در جائی که لطف خداوند را بدون سؤال می‌بینیم، ما اصلاً حیا می‌کنیم که چیزی را از او در خواست کنیم. وقتی که خداوند بدون مسئلت عطا می‌کند لذا داده او نیازی به سؤال ما ندارد. او اهل عطا و کرم هست.

جهل و نادانی بندگان عاملی برای تعجیل داشتن در برآورده شدن حاجات:

ولی حال فرض بفرمائید که به درگاه خداوند سؤال و حاجتی را عرضه داشتیم و صبر نمودیم و دیدیم که اجابت نمی‌شود و مدام به تأخیر می‌افتد، «فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی عَتَبْتُ بِجَهْلِی عَلَیْکَ»، پس خداوندا اگر حاجتم سریع اجابت نشد من چون و چرا و عتاب و گله می‌نمایم! اما گله گذاریم از روی جهل و نادانی است، چرا که من نمی‌بایست عجله کنم.

اما اگر عجله نمودم و پس از آن‌که خواسته‌ام را اجابت نمودی مثلاً ثروتی را خواستم و اجابتش فرمودی اما این ثروت منشأئی برای مفاسد اخلاقی و دینی من شد این چه ثروتی است و چه فایده‌ای دارد! اگر به من فرزندی را که صالح نیست عطا نمودی این چه فایده‌ای برای من دارد! حاجت‌های دیگر نیز همین‌گونه است. لذا می‌بایست صبر کنیم تا وقت آن حاجت برسد. می‌فرمایند: «الامور مرهونه باوقاتها»، هر چیزی در وقتش می‌بایست ادا و روا شود.

لذا در این دعا می‌فرماید: این عتاب و گله گذاری من به واسطه آن است که چرا من از تو می‌خواهم! این‌که چرا این‌قدر گریه و زاری می‌کنم و تا به این حد به حرم‌ها می‌روم! و یا مثلاً فرض بفرمائید زوجی بچه‌دار نمی‌شوند و به پزشک مراجعت نموده‌اند و همه نوع دارو و درمان را انجام داده باشند و بسیار نیز هزینه نموده باشند پس می‌بایست دست بکشند! اگر خانم به این وضعیت راضی است و آقا مقصر است پس دیگر چه می‌خواهند؟ وقتی خداوند خانم را راضی نموده و می‌گوید که اگر بچه نیز نداشته باشی من با تو می‌سازم چرا که ما با هم دوست و زن و شوهر هستیم.

پس این آقا می‌بایست این را از خداوند بخواهد! بعضی خانم‌ها در این وضعیت طلاقشان را می‌خواهند. اما اگر خانم مقصر است و عقیم است باید به همسرش اجازه دهد که با وجود داشتن ایشان، عیال دیگری بگیرد تا خداوند به او فرزندی عطا نماید. اما بعضی خانم‌ها راضی نمی‌شوند. مواردی نیز بوده که ما به خانم با وجود عقیم بودنش گفته‌ایم که همسرت سید و اولاد پیغمبر است و می‌خواهد که ذریه‌ای داشته باشد. حالا شما عقیم شده‌ای درست، ولی همسرت که عقیم نیست و می‌خواهد برای باقیات و الصالحاتش ذریه‌ای داشته باشد و ذریه‌اش متصل باشد و ما هرچه تلاش کردیم، خانم راضی نشد. لذا گاهی اوقات نیز مسائل به‌گونه‌ای پیش می‌رود که مطلوب نیست.

آگاهی داشتن خداوند به پایان امور:

«وَ لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی» چه بسا حاجتی را که از تو خواستم و مدام در برآورده شدنش عجله داشتم و تو آن روا نکردی، خیریتی در تأخیرش بوده است! چرا؟ «لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَهِ الْأُمُورِ»، خدایا! چون تو عالم به پایان هر امری هستی و می‌دانی که اگر این حاجت در زمانش روا نشود چه بسا که منشأ آسیب‌ها و آفات و ضررهایی شود.

در ادامه دعا عبارت « فَلَمْ أَرَ مَوْلًی کَرِیما أَصْبَرَ عَلَی عَبْدٍ لَئِیمٍ» را می‌خوانیم. خدایا من عبد لئیم هستم. لئیم به مفهوم پست است یعنی بنده پستی هستم و در کارهایم عجله می‌کنم و مدام از تو خواسته‌هایی دارم و مدام در کارهایت گله گذاری و چون و چرا می‌کنم! در برنامه تدبیر و تقدیرت فضولی می‌کنم! در این‌جا وقتی به تو می‌نگرم می‌بینم که تو یک مولای کریم و صبور هستی! همان ساعت اول می‌توانی به‌گونه‌ای به کارم پایان دهی و من را از بین ببری اما این کار را انجام نمی‌دهی. خداوندا! نسبت به من صبور بوده‌ای.

حالات و ویژگی‌های بنده لئیم:

«إِنَّکَ تَدْعُونِی فَأُوَلِّی عَنْکَ»، این عبارت بیان آن لُئم است. بیان آن رذالت و پستی انسان است که چرا این‌گونه شده است! بیان لُئم این‌گونه است که می‌گوید: خدا من بنده بدی هستم به جهت آن‌که تو مدام من را به سوی خودت می‌خوانی که پیش من بیا ولی من روی بر می‌گردانم و تو مدام صدایم می‌زنی ولی من دوباره جوابت را نمی‌دهم.

«وَ تَتَحَبَّبُ إِلَیَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَیْکَ»، تو مدام درباره من مهربانی و محبت می‌کنی ولی من روی بر می‌گردانم. بغض و دوریت را در دلم دارم در حالی که نمی‌بایست این‌گونه باشد.

«وَ تَتَوَدَّدُ إِلَیَّ فَلا أَقْبَلُ مِنْکَ»، من مودت و محبتت را می‌بینم ولی نمی‌پذیرم و به سویت نمی‌آیم که بگویم این نعمات و کرم‌ها از جانب تو است. تصور می‌کنم که تمامی این‌ها با زحمت و تلاشم بوده است و هیچ‌کدام از جانب تو نبوده است. بنده لئیم، حالاتی این‌چنین و با این کیفیت دارد.

سپس می‌فرماید: « کَأَنَّ لِیَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ »، من آن‌چنان در لئم و بدبختی فرو رفته‌ام که نسبت به تو تطول دارم. تطول به مفهوم آن است که از آن حدی که تو برای من قرار داده‌ای که «من مخلوق هستم و تو خالق هستی»، «من مرزوق هستم و تو رازق هستم» و «من بنده‌ام و تو مولای من هستی» به‌گونه‌ای با تو رفتار می‌کنم که طلبکار هستم! مدام تطول می‌کنم و بر روی تو حاکمیت دارم! می‌گویم باید بدهی و این‌گونه می‌بایست رفتار کنی و حرف‌هائی این چنین که درست نیست را می‌زنم. بنده خدا که بندگی می‌کند نباید این‌گونه باشد. خدایا تمامی رفتارها، کردارها و گفتارهای غلطم را داری می‌بینی ولی باز هم گذشت تو نسبت به من ثابت است.

«فَلَمْ یَمْنَعْکَ ذَلِکَ مِنَ الرَّحْمَهِ لِی وَ الْإِحْسَانِ إِلَیَّ وَ التَّفَضُّلِ عَلَیَّ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ»، با این همه مزاحمات و موانعی که وجود دارد و با این همه خطا کاری و بی ادبی‌ها و بی‌تربیتی‌هائی که نسبت به این منعم عظیم داریم او رحمتش را هیچ‌گاه از ما دریغ نداشته است و هیچ‌گاه احسان، فضل، جود و رحمتش را از ما دور نداشته است. این را می‌بینیم، چرا که اگر دور می‌داشت ما نمی‌بایست زنده باشیم.

یعنی اگر خداوند می‌خواست که نسبت به ما کرم و احسانی نداشته باشد و ما را به غضبش بگیرد پس وجودمان زائد بود و نمی‌بایست باشیم. در حالی‌که می‌بینیم این‌گونه نیست. خداوندا حال که تو در این مقامِ از فضل، کرم، احسان، رحمت و مودت هستی و ما بنده بد تو هستیم، پس،«فَارْحَمْ عَبْدَکَ الْجَاهِلَ»، خداوندا بیا و بر این بنده نادانِ احمقِ عاجزِ فقیر، رحم کن و دستانش را بگیر و او را بنده خوبی کن و دستان این بنده‌ای را که وظایف بندگیش را درست انجام نمی‌دهد بگیر.

رحم خدا نسبت به فرد جاهل از طریق آموزش دادن، آداب یاد دادن، لطف نمودن، دستگیری نمودن و خارج نمودن او از منجلاب جهل و غضب خداوند است. «وَ جُدْ عَلَیْهِ بِفَضْلِ إِحْسَانِکَ»، خدایا بر من به وسیله کرم و احسانت جود کن و از این مهلکه‌ها نجاتم بده.«إِنَّکَ جَوَادٌ کَرِیمٌ»، چون خداوندا صفات جود و کرم مخصوص تو است و ما بنده ناشایسته و نالایق تو هستیم.

خداوند به دلهایمان نگاه می‌کند:

این شب‌های مبارک شب‌های دعاست تا به اصل دعا توجه کنیم. این‌که به دل زنده باشیم، با دل دعا کنیم، با دل در محضر خدا باشیم. خداوند به دل‌هایمان نگاه می‌کند، « إِنَّ اللَّهَ یَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِکُمْ لا إِلَى صُوَرِکُمْ». می‌فرمایند: که خداوند به دلهای شما نظر دارد نه به ظواهر و صور شما.

بنابراین سعی کنید همان‌طور که پیغمبر در خطبه قبل از ماه رمضان فرمودند: «فأسأل الله بقلوب الطاهره و نیات الصادقه» خودتان را در این ساعات شب و روز ماه رمضان با صدق نیت و با قلب طاهر در محضر خدا ببینیم تا در معرض نفحات و فیض او قرار بگیریم.

«اِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ أَلا فَتَعَرّضُوا لَها»، فرمودند خود را در معرض این جذبه‌ها و نفحات الهی قرار بدهید. خداوندا از درگاهت مسئلت داریم که دلهایمان را با الطاف و نگاه رحمت‌آمیزت نورانی بفرمائی. خداوندا! ما را بر ولایت محمد و آل محمد زنده بدار. و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=19676

مطالب مشابه

  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی القعده
  • بسته صوتی شرح کوتاه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • آشنایی با آرا و اندیشه‌های آیت‌الله محمدصالح کمیلی خراسانی؛ پیوند فقه، عرفان و حماسه(PDF)
  • توصیه حضرت آیت الله کمیلی برای حل مشکل جامعه اسلامی و مردم
  • بسته صوتی شهادت حضرت امام کاظم «علیه‌السلام»
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف
  • راه رسیدن به عشق الهی
  • بیانیه حضرت آیت اللّٰه کمیلى در محکومیت اغتشاشات دى ماه ۱۴۰۴ و لزوم حمایت از رهبرى
  • شریعت و فرقه های نوظهور
  • سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»-فاطمیه ۱۴۴۵ و ۱۴۴۶

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی القعده
  • مناسبتها
  • فضیلت

اعمال ماه ذی القعده

اعمال ماه ذی القعده

مناسبات ماه ذی القعده

ماه ذى القعده ، نخستین ماه ازماههاى حرام است که در آنها جنگ، حتّى با دشمنان اسلام حرام است; مگر این که جنگ برمسلمین تحمیل شود (سه ماه دیگر از ماههاى حرام، ذى الحجّه، محرّم و رجب است) آتش بس در این چهار ماه وسیله اى براى آرامش جامعه و توفیق براى حجّ وعبادت، حلّ مشکلات اقتصادى و بازنگرى در امر جنگ و یافتن نقطه پایان براى آن و سپس مرهم نهادن بر زخم هاى جانکاه ناشى از آن است. ماهى است که زوّار خانه خدا از اطراف و اکنافِ جهان به سوى خانه خدا حرکت مى کنند، گروهى به مدینه مى روند و قبر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و قبور ائمّه هدى(علیهم السلام) را زیارت مى کنند و آثار تاریخى که در جاى جاى این خاستگاه اسلامى وجود دارد را مى بینند و غرق لذّات روحانى مى شوند (هرچند نابخردان و جاهلان، بسیارى از این آثار عظیم و گرانقدر را از میان برده اند) گروه دیگرى راهى مکّه مى شوند و با انجام مناسک «عمره تمتّع» در انتظار مراسم بزرگ عبادى سیاسى حج مى نشینند و با طواف کعبه و شرکت درصفوف پرشکوه جماعت، روح و جانشان را تازه مى کنند . سیّد بن طاووس در فضیلت این ماه مى گوید: «ماه ذى القعده ماهى است که به هنگام شدّت و گرفتارى، زمان خوبى براى دعاست، و براى رفع ظلم و ستم و دعا بر ضد ظالم مؤثّر است. همچنین مى گوید: «این ماه «ماه اجابت دعاها» نامیده شده است; لذا باید اوقاتش را غنیمت شمرد و در آن روزه حاجت گرفت.

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد