• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : پنج شنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
ادعیه عرفانی/ بیانات آیت الله کمیلی/ رمضان

11 ژوئن, 2018

کد مطلب : 19724

متن بیانات در شب هفتم ماه مبارک رمضان

جلسه هفتم شرح دعای افتتاح استاد کمیلی

صلوات به مفهوم رحمت خدا و درود خدا است. این درود فقط مختص اهل بیت نیست. بلکه می‌توانید تعمیمش بدهید و از خداوند  برای خودتان صلوات بخواهید.

بیانات استاد معظم و مکرم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

در شرح دعای شریف افتتاح (بخش هفتم) در شب هفتم ماه مبارک رمضان ۱۴۳۹

 


بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

متن عربی: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَخْلُقُ وَ لَمْ یُخْلَقْ وَ یَرْزُقُ وَ لا یُرْزَقُ وَ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ یُحْیِی الْمَوْتَی وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ أَمِینِکَ وَ صَفِیِّکَ وَ حَبِیبِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَ حَافِظِ سِرِّکَ وَ مُبَلِّغِ رِسَالاتِکَ أَفْضَلَ وَ أَحْسَنَ وَ أَجْمَلَ وَ أَکْمَلَ وَ أَزْکَی وَ أَنْمَی وَ أَطْیَبَ وَ أَطْهَرَ وَ أَسْنَی وَ أَکْثَرَ مَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ وَ أَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ وَ صِفْوَتِکَ وَ أَهْلِ الْکَرَامَهِ عَلَیْکَ مِنْ خَلْقِکَ

داستان مواجه شدن سید جواد کربلائی با پیرمردی سنی مذهب

علامه طهرانی، صدیق معظم ما در جلد سوم کتاب معاد شناسی به نقل از علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه یکی از داستان‌های امور برزخی را بیان نموده‌اند. ایشان می‌فرمایند که واعظی به نام سید جواد در کربلا سکونت داشتند که به سید جواد کربلایی شهرت داشتند. ایشان در ایام محرم به منظور تبلیغ به نواحی و قصبات دوری می‌رفتند و در آنجا به اقامه نماز جماعت، برپائی مجالس روضه و ذکر مسئله می‌پرداختند و سپس به کربلا مراجعت می‌کردند. در یکی از این سفرها وارد  قصبه‌ای شدند که تمامی سکنه‌‍اش سنی مذهب بودند.

در بین اهالی قصبه با پیرمردی سنی که محاسن سفید و چهره‌ای نورانی داشت مواجه شد و به گفتگو با او مشغول شد. در اثنای گفتگو با این پیرمرد متوجه شد که وی مردی ساده لوح و پاکدل و دلش سرشار از محبت غاصبین مقام خلافت مولا علی علیه السلام است. لذا فهمید که تفهیم سریع تشیع به وی به دلیل عدم آمادگی در شنیدن قضیه خلافت بلا فصل مولا علی علیه السلام امکان پذیر نیست و چه بسا ممکن است که ارائه مطلب نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. بعد از گذشت مدت زمانی با آن پیرمرد سنی مذهب تکلم کرد و از وی پرسید که شیخ شما کیست؟ لفظ شیخ در بین مردم عرب به مفهوم بزرگ و رئیس قبیله است. سید جواد با طرح این پرسش می‌خواست که آرام آرام راه گفتگو و مذاکره را باز کند تا بلکه ایمان به تدریج در دلش نفوذ نماید و مسئله ولایت حل و شیعه شود. در پاسخ پیرمرد سپید موی و نورانی گفت که شیخمان مرد قدرتمندی است. او چندین سفرهِ ضیافت، چندین گوسفند و شتر و حدود ۴۰۰۰ نفر تیرانداز دارد و عشایر و قبایل بسیاری گرداگردش جمع هستند.

سید جواد گفت: به به! شیختان چه مرد متمکن و قدرتمندی است! بعد این مذاکرات پیرمرد از سید جواب پرسید که شیخ شما کیست؟ ایشان گفتند که شیخمان آقایی است که هرکس در هر کجای عالم در مشرق یا مغرب هر حاجتی را که داشته باشد برآورده می‌کند. وقتی نامش را در هنگام وقوع گرفتاری و پریشانی بر زبان جاری سازی و صدایش بزنی، فوراً به سراغت می‌آید و مشکلت را رفع می‌کند.‌

پیرمرد گفت، عجب شیخی دارید. شیخی خوب است که همیشه این‌گونه باشد. سپس پیرمرد نامش را پرسید و سید جواد در پاسخ فقط گفت که نامش شیخ علی است. آنها از یکدیگر جدا شدند و سید جواد به کربلا مراجعت کرد. کلمه شیخ علی در دل پیرمرد بسیار جای گرفته بود و از آن بسیار خوشش آمده بود و او را به تفکر بسیار واداشته بود. بعد از گذشت مدتی مجدداً سید جواد به آن قصبه بازگشت و این پیرمرد ساده لوح با عشق و علاقه فراوان نزد سید جواد آمد.

سید جواد گفت بعد از گذاشتن سنگ زیر بنا خوب است که مراجعت نمائیم و بنائی را تمام کنیم. زیرا در آن روز فقط نامی از شیخ علی گفته شد و امروز می‌بایست که با معرفی شیخ علی، این پیرمرد روشندل را به مقام مقدس امامت مولا علی رهبری کنم. وقتی وارد قریه شد و از پیرمرد پرسش کرد، گفتند که ایشان از دار دنیا رفته است! سید جواد بسیار متأثر شد و با خود می‌گفت که عجب پیرمردی بود؛ ما به او دل بسته بودیم و قصد داشتیم که آهسته آهسته او را با ولایت آشنا کنیم. افسوس که بدون ولایت از دنیا رفت. قصدمان دستگیری از این پیرمرد بود و مشخص بود که وی اهل عناد و دشمنی نیست. بلکه القائات و تبلیغات سوء سبب محرومیت پیرمرد از گرایش به حقانیت ولایت شده بود. سید جواد از فوت او بسیار متأثر گشت و به دیدن فرزندانش رفت و به آن‌ها تسلیت گفت و تقاضا کرد تا وی را به سر مزارش ببرند. گفتم: خدایا ما به این پیرمرد امید داشتیم! خدایا چرا او را اینقدر زود از دنیا بردی! ما او را به آستانه مکتب تشیع بسیار نزدیک کرده بودیم؛ افسوس که ناقص و محروم از دنیا رفت! سید جواد می‌گوید که پس از مراجعت از سر تربتش به همراه فرزندانش به خانه پیرمرد رفتم و شب را در همان مکان استراحت کردم.

آموزش و تعلیم مقام ولایت به پیرمرد سنی مذهب در عالم برزخ

در عالم رؤیا دری را دیدم که می‌بایست واردش می‌شدم. پس از ورود، دالان طویلی را دیدم. در یک طرف دالان، نیمکت بلندی بود که دو نفر بر روی آن نشسته بودند و پیرمرد سنی نیز در مقابلشان نشسته بود. پس از ورود به این اتاق سلام و احوالپرسی کردم و دیدم که در انتهای دالان دری شیشه‌ای است. از شیشه که نگاه کردم دیدم عجب باغ بزرگی است. از پیرمرد سنی پرسیدم اینجا کجاست؟ گفت: اینجا عالم قبر و برزخ من است و باغ انتهای دالان متعلق به من و قیامتم است. به پیرمرد  گفتم که چرا وارد باغ نمی‌شوی؟ گفت: هنوز زمانش نرسیده است و بعد از طی این دالان می‌تواند وارد باغ شود. گفتم: چرا خودت طی نمی‌کنی؟ گفت: این دو نفر معلم من هستند. این مطالب را علامه طباطبائی برای علامه طهرانی نقل می‌کنند و می‌دانید که ایشان تا یک قضیه‌ای مستند، موثق و دارای نتیجه نباشد نقلش نمی‌کند. پیرمرد گفت: این دو نفر، فرشته آسمانی هستند. می‌آیند و ولایت را به من آموزش و تعلیم می‌دهند و هر زمان که ولایتم کامل شد وارد آن باغی که دیدی می‌شوم. آقا سید جواد گفتی و نگفتی! منظورش این بود که گفتی اگر شیخ علی را از مشرق یا مغرب عالم صدا بزنیم جواب می‌دهد و به فریاد می‌رسد! ولی نگفتی که شیخ علی، علی بن ابی‌طالب علیه السلام است. صلوات.

سید جواد به خدا قسم همین که صدا می‌زدم شیخ علی به فریادم برسید همان جا حاضر می‌شد و به فریادم می‌رسید. گفتم داستان چیست؟ گفت: چون از دنیا رحلت کردم و من را در قبر گذاشتند، دو ملک نکیر و منکر به سراغم آمدند و سوال کردند: «مَن رَبُّک؟ مَن نَبِیُّک؟ مَن اِمامُک؟»، دچار وحشت و اضطراب سختی شدم. هرجا که می‌خواستم پاسخ دهم به زبانم چیزی نمی‌آمد. با آنکه اهل اسلام هستم هرچه خواستم خدایم را بگویم و پیامبرم را نام ببرم به زبانم جاری نمی‌شد. نکیر و منکر آمدند و اطرافم را گرفتند و در حیطه غلبه و سیطره خود در آوردند. خواستند عذابم کنند و به تمام معنا بیچاره شدم. دیدم هیچ راه گریز و فراری نیست و گرفتار شده‌ام. ناگهان داستان شیخ علی در خاطرم آمد! گفته‌ بودی اگر هرکس در هنگام وقوع گرفتاری صدایش بزند اگر او در مشرق یا مغرب عالم باشد فوراً خودش را می‌رساند و گرفتاری را رفع می‌کند. لذا در این وضعیت صدا زدم که ای شیخ علی به فریادم برسید! می‌گوید: فوراً امیر مؤمنان علی بن ابی‌طالب حاضر شد و خطاب به ملک نکیر و منکر گفت که دست از این مرد بر دارید. این شخص معاند و دشمن نیست. تربیتش اینگونه بوده و عقایدش کامل نیست. چرا؟ چون وسعت این معرفت را نداشته است. قبل از به اتمام رسانیدن داستان لازم است بدانید که علامه طهرانی اعتقاد داشتند که اکثر سنی‌های دنیا، سنی‌های مستضعف هستند که متوجه حقیقت نشدند. اگر به حقیقت پی ببرند و آن را درک کنند حتماً شیعه می‌شوند. این پیرمرد سنی می‌گوید که آقا شیخ علی دو ملک را رد کردند و دستور دادند که دو فرشته دیگر بیایند تا عقاید دینی من را کامل کنند. ای سید جواد این دو نفری که بر روی نیمکت نشسته‌اند همان دو فرشته‌ای هستند که به امر آقا، عقاید را تعلیم می‌دهند. وقتی عقایدم صحیح شد اجازه طی نمودن دالان و ورود به آن باغ را خواهم داشت. این خواب رؤیای صادقه و از فرمایشات نقل شده توسط علامه طباطبایی رضوان الله علیه است. ما اینچنین مولا و آقائی داریم.

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند   به آسمان رود و کار آفتاب کند

 آزادی و اختیار انسان در پذیرش راه هدایت و ظلالت

این داستان مقدمه‌ای برای آماده‌سازی دلها جهت ادامه شرح دعای شریف افتتاح بود. مسئله هدایت، امری الهی در عالم توحید است و انسان می‌بایست طالب هدایت باشد. «وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا»، انسان باید از خداوند بخواهد تا به او نظر کند. خواسته‌های انسان ممکن است دنیوی و یا خواسته کفر و ظلالت باشد. در تفسیر آیه شریفه « یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَ یَهْدِی مَن یَشَاءُ »، آمده که «مَن یَشَاءُ» به مفهوم «مَن یَشَاءُ الهدایه» و «یُضِلُّ مَن یَشَاءُ» به مفهوم «مَن یَشَاءُ الظلاله» است. لذا آنکه طالب هدایت است، خداوند هدایتش می‌کند و هرکس راه بیراهه و ظلالت و گمراهی را بخواهد مورد ظلالت واقع می‌شود. در آیه دیگری نیز آمده کسانی که از ما دنیا را طلب می‌کنند به ایشان دنیا را می‌دهیم و به آنها که آخرت را طلب می‌کنند آخرت را می‌دهیم. که این مطلب به مسئله آزادی و اختیاری که خداوند در ذات بشر قرار داده است اشاره دارد.

مقتضای خالق بودن مخلوق نبودن است.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَخْلُقُ وَ لَمْ یُخْلَقْ وَ یَرْزُقُ وَ لا یُرْزَقُ وَ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ»، خدایی که خالق است و مخلوق نیست؛ رازق است و مرزوق نیست؛ مطعم است اما خورنده طعام نیست. مقتضای خالق بودن مخلوق نبودن است. معنای کلمه خالق چیست؟ خالق به مفهوم آفریننده است. خدایی که همیشه آفریننده است نمی‌تواند تحت حکم دیگری قرار بگیرد و مخلوق دیگری باشد. لبنان که بودیم،

خداوند شیخ محمد جواد مغنیه را که نویسنده معروفی است رحمت کند، ایشان کتابچه‌های کوچکی برای جوانان به چاپ می‌رسانید و بر روی هر کتابچه نامی می‌گذاشت. روی جلد یکی از کتاب‌هایش عبارت «مَن خَلَقَ الله؟» چه کسی خداوند را آفریده است؟ نوشته شده بود. این پرسش از سؤالات مورد توجه دانشجویان و جوانان و به منظور خارج نمودن این شبه از ذهنشان هستند. اصل سؤال مغلطه است. با ورود به طرح سؤال «چه کسی خدا را آفریده است؟»، متوجه می‌شوید که آفریننده هیچ وقت آفریده شده نمی‌شود.

شما خوب که فکر کنید آفریننده، آفریننده است و همیشه ‌آفریننده است و هیچگاه محکوم به آفرینش دیگری نخواهد بود. این امر مسلمی است. ایشان این سؤال را به منظور پاک نمودن ذهن از شبه طراحی نمود و به تحلیل و شکافتن مسئله پرداخت و با ذکر دلایل عقلانی یَخْلُقُ وَ لَمْ یُخْلَقْ، یَرْزُقُ وَ لا یُرْزَقُ وَ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ را اثبات نمود. به کسی که منشأ آفرینش طعام‌ها و انواع مأکولات و مشروبات است، منعم و مطعم گفته می‌شود. لذا چگونه ممکن است که به طعام نیاز پیدا کند.

«وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ یُحْیِی الْمَوْتَی وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ »؛ خدا میراننده زندگان و زنده کننده مردگان است در حالی که خود حی لا یموت است. لذا او نباید بمیرد که این مطلب در ادامه دو مطلب قبلی قابل فهم می‌شود. کسی که مرده را زنده و زنده را مرده می‌کند باید وجود و ذیجود قدرتمندی باشد که بر او مسئله موت عارض نمی‌شود. «بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ»، نیکوئی‌ها در دست اوست و تمامی کارها و افعالی که از او سر می‌زند خیر مطلق است و او بر همه چیز توانا است. اگر اینگونه نباشد نمی‌تواند منشأیی برای این عوالم قرار بگیرد.

از ابتدای دعای شریف افتتاح تا این قسمت تمامی کلمات و جملات در مورد توصیف ذات مقدس یگانه پرودگار عالم است و به اهل بیت اشاره‌ای نشده است. اما این بخش دعا تا به آخر به اهل بیت علیهم السلام اختصاص دارد. به عبارت دیگر، بیش از نیمی از این دعا در خصوص موضوع صفات و اسماء الهی و معرفی ذات یکتای پرودگار عالم و باقی قسمت‌های این دعا به اهل بیت علیهم السلام مرتبط است.

در این دعای شریف به تفصیل به دو مسئله جامع توحید و ولایت پرداخته شده است . بخش آخر و تتمه آخر دعای افتتاح یعنی نیمی از بخش مربوط به اهل بیت به معرفی آقا امام زمان، بیان اوصاف، مناقب و فضایل و عصر ظهور شخص شریف و شخیص حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه شریف اختصاص یافته است. پس یک قسمت از بخش آخر دعا به یازده امام و همچنین شخص پیامبر و یگانه بانوی اسلام حضرت زهرا علیها السلام و قسمتی دیگر به آقا امام زمان اختصاص یافته است. ابتدا آنچه که درباره پیامبر آمده ذکر می‌شود و سپس یک به یک به معصومین دیگر پرداخته می‌شود.

ویژگی‌های صلوات بر پیامبر

عبارات «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ أَمِینِکَ وَ صَفِیِّکَ وَ حَبِیبِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَ حَافِظِ سِرِّکَ وَ مُبَلِّغِ رِسَالاتِکَ أَفْضَلَ وَ أَحْسَنَ وَ أَجْمَلَ وَ أَکْمَلَ وَ أَزْکَی وَ أَنْمَی وَ أَطْیَبَ وَ أَطْهَرَ وَ أَسْنَی وَ أَکْثَرَ مَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ وَ أَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ وَ صَفْوَتِکَ وَ أَهْلِ الْکَرَامَهِ عَلَیْکَ مِنْ خَلْقِکَ» درباره رسول الله است. درست است که این عبارات ذکر صلوات بر پیامبر است اما یک صلوات معمولی دو کلمه‌ای نیست. بلکه صلواتی است که با صفات برجسته‌ای که پیامبر دارند به معرفی حضرت پرداخته می‌شود.

بندگی خداوند امری بس مهم است

از جمله این صفات «عبد» است؛ پیامبر عبدالله و بنده خداست. در بین تمامی اوصافی که بعداً به آن‌ها اشاره می‌شود کلمه عبد در این بخش از دعا پیشتر از همه آمده است. در تشهد نماز نیز «اشهد ان محمد عبده و رسوله»، گفته می‌شود. آیه «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا» در سوره مبارکه اسری که به قضیه معراج پیامبر اشاره دارد حتی صحبتی از نام اصلی پیامبر نیست. می‌دانیم که عبد کامل خداوند، مقام ختمی مرتبت، عبدی است که از همه عباد الله الصالحین من الاولین و الاخرین برتر است.

مقام ختمی مرتبت مقامی بس بلند است و برای این مقام گفته می‌شود که پیامبر بنده خدا بوده است. ببینید که بندگی چه امر مهمی است! « اَلْعُبودِیَّهُ جَوْهَرَهٌ کُنْهُهَا الرُّبوبِیَّهُ» درست است که همگی ما  بنده خدا هستیم ولی بندگی که پیامبر با خدا داشتند متفاوت بود. او بنده کامل خداوند بود؛ بنده‌ای بود که در دستگاه الهی عبد مقرب بود؛ جبرئیل همراه او به جایی رفت که پیامبر هرچه کرد تا جبرئیل بالاتر بیاید عرضه داشت «لَو َتَقدَّمتُ أَنمُلَهً لَاحتَرَقت» اگر به اندازه بند انگشتی بالاتر بیایم خواهم سوخت. پیامبر چه مقامی دارد که جبرئیل نمی‌تواند همراهیش کند. این مطالب در خصوص مقام عبودیت بود. درباره پیامبر بسیار سخن می‌توان گفت ولی به علت ضیق وقت از همین عبارات به صورت ساده گذر می‌کنیم.

در خصوص مقام رسالت می‌دانید که پیامبران به دو گروه مرسل و غیر مرسل تقسیم‌بندی می‌شوند. مرسل یا پیامبران دارای رسالت همان خمسه اولوالعزم شامل حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام، حضرت عیسی علیه السلام و پیامبر ما هستند. این‌ها پیامبرانی هستند که دارای رسالت و کتاب آسمانی هستند. باقی پیامبران هر چند تعدادشان بسیار است همگی در پرتو این پیامبران بوده‌اند. «و امینک»، پیامبر امانتدار خدا بود. «صفیک»، بنده برگزیده خدا بود. «حبیبک»، حبیب خدا بود. «خیرتک»، خِیَرَ به مفهوم مختار و منتخب شده از میان خلق بود. حافظ سرّ الهی بود. رسالت الهی و آنچه را که خداوند به عهده‌اش گذاشته بود نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر را تبلیغ می‌کرد. در آیه‌ای از قران آمده که اگر پیامبر بخواهد تحریفی کند و از جانب خود کلمه‌ای را اضافه و یا کم نماید «لاخذنا منه بِالوَتِین»! وتین به مفهوم بند گلو است و حیات انسان به آن بند است. در صورت تخلف از گفته‌های ما، او را می‌کشیم و از بین می‌بریم. «اَفضَلَ و أَحسَنَ وَ أَجمَلَ وَ أَکمَل»، می‌دانید که صلوات‌ها مختلف است. یک صلواتی هست که انسان با اعتقاد کامل و توجه کامل آن را می‌خواند.

به این نکته توجه بفرمائید که صلوات یک اثر نورانیتی در انسان دارد. این اثر باید برای انسان ملموس و محسوس بشود. یعنی این صلوات برای گوینده‌اش نورانیت و لذتی دارد که اگر به حقیقت صلوات واقف شود دلش می‌خواهد همیشه در ذکر صلوات باشد. چه سرّی در این صلوات است؟ عزیز من خودشان فرموده‌اند که برای من صلوات برسید تا در آن عالم مقامم بالا رود. سخن گفتن در خصوص فضیلت صلوات نیازمند وقت بسیار است و چه بسیار روایات و داستان‌ها که در این زمینه موجود است. چه بسیار حاجت‌ها که در مجالس ختم صلوات به اجابت رسیده است. «افضل و احسن» یعنی بهترین صلوات، زیباترین، کامل‌ترین، نمو بیشتر، پاکی بیشتر، طهارت بیشتر، سُمُوِّ بیشتر که بیشتر از که مد نظر است؟ در یک‌جا عبارات « أَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ فَعَّالٌ لِمَا تُرِیدُ وَ أَنْتَ عَلَى کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ» را می‌فرماید. یعنی بهترین صلوات را برای پیامبر اسلام داشته باشید که این صلوات آثارش از صلوات بر حضرت ابراهیم و آل ابراهیم که ما از آل ابراهیم و آنهائی که بعد از حضرت ابراهیم می‌آیند هستیم بیشتر است. شما فکر نکنید که صلوات فقط برای شخص پیامبر است. اولاً در متن صلوات آل محمد را می‌گوییم و در جای دیگر نیز « و صل علی عبادک صالحین و الملائکه المقربین» و همینطور کذا و کذا می‌گوئیم.

صلوات فقط مختص اهل بیت علیهم السلام نیست

صلوات به مفهوم رحمت خدا و درود خدا است. این درود فقط مختص اهل بیت نیست. بلکه می‌توانید تعمیمش بدهید و از خداوند  برای خودتان صلوات بخواهید. اینجا است که می‌فرماید: « أَکْثَرَ مَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ». به «عَلَی أَحَدٍ» توجه بفرمائید. می‌گوید ای خدا! بهترین صلوات را برای پیامبرمان می‌خواهیم؛ از آن صلوات‌ها، درودها، رحمت‌ها و برکاتی که برای احدی از بندگانت داشته‌ای. حال این احد کیست؟ احد اولین یا آخرین است؟ هر که باشد! « مِنْ عِبَادِکَ وَ أَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ»، ملائکه نیز عبادالله هستند. اما آنچه را که برای پیامبرت در نظر داری احدی نداشته باشد. یعنی برای پیامبر باید از همه بندگان، پیامبرانت، رسولانت، از خواص بندگانت، از اهل کرامت و از همه خلقت بیشتر باشد. پس آنچه که در بخش پیامبر از نیمه آخر دعا بر ما مکشوف شد موضوع صلوات بود. صلواتی که با آن معانی برجسته تشریح شد. خدایا! به حق پیامبرت قسمت می‌دهیم که ما را جزء مصلین بر پیامبرت قرار دهی. خدایا! پیامبر را شفیعمان قرار بده. خدایا! تلاوت‌های قرآنی در این مکان مقدس را به روح شریف و نورانی و منور حضرت محمد تقدیم بفرما. و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=19724

مطالب مشابه

  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی القعده
  • بسته صوتی شرح کوتاه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • آشنایی با آرا و اندیشه‌های آیت‌الله محمدصالح کمیلی خراسانی؛ پیوند فقه، عرفان و حماسه(PDF)
  • توصیه حضرت آیت الله کمیلی برای حل مشکل جامعه اسلامی و مردم
  • بسته صوتی شهادت حضرت امام کاظم «علیه‌السلام»
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف
  • راه رسیدن به عشق الهی
  • بیانیه حضرت آیت اللّٰه کمیلى در محکومیت اغتشاشات دى ماه ۱۴۰۴ و لزوم حمایت از رهبرى
  • شریعت و فرقه های نوظهور
  • سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»-فاطمیه ۱۴۴۵ و ۱۴۴۶

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی القعده
  • مناسبتها
  • فضیلت

اعمال ماه ذی القعده

اعمال ماه ذی القعده

مناسبات ماه ذی القعده

ماه ذى القعده ، نخستین ماه ازماههاى حرام است که در آنها جنگ، حتّى با دشمنان اسلام حرام است; مگر این که جنگ برمسلمین تحمیل شود (سه ماه دیگر از ماههاى حرام، ذى الحجّه، محرّم و رجب است) آتش بس در این چهار ماه وسیله اى براى آرامش جامعه و توفیق براى حجّ وعبادت، حلّ مشکلات اقتصادى و بازنگرى در امر جنگ و یافتن نقطه پایان براى آن و سپس مرهم نهادن بر زخم هاى جانکاه ناشى از آن است. ماهى است که زوّار خانه خدا از اطراف و اکنافِ جهان به سوى خانه خدا حرکت مى کنند، گروهى به مدینه مى روند و قبر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و قبور ائمّه هدى(علیهم السلام) را زیارت مى کنند و آثار تاریخى که در جاى جاى این خاستگاه اسلامى وجود دارد را مى بینند و غرق لذّات روحانى مى شوند (هرچند نابخردان و جاهلان، بسیارى از این آثار عظیم و گرانقدر را از میان برده اند) گروه دیگرى راهى مکّه مى شوند و با انجام مناسک «عمره تمتّع» در انتظار مراسم بزرگ عبادى سیاسى حج مى نشینند و با طواف کعبه و شرکت درصفوف پرشکوه جماعت، روح و جانشان را تازه مى کنند . سیّد بن طاووس در فضیلت این ماه مى گوید: «ماه ذى القعده ماهى است که به هنگام شدّت و گرفتارى، زمان خوبى براى دعاست، و براى رفع ظلم و ستم و دعا بر ضد ظالم مؤثّر است. همچنین مى گوید: «این ماه «ماه اجابت دعاها» نامیده شده است; لذا باید اوقاتش را غنیمت شمرد و در آن روزه حاجت گرفت.

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد