• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۴ مرداد , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
بیانات آیت الله کمیلی/ ویژه نامه

6 مارس, 2021

کد مطلب : 22343

زندگینامه+نحوه تشییع+صلوات‌نامه حضرت

متن بیانات حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی حفظه‌الله به مناسبت شهادت حضرت امام موسی کاظم –علیه‌السلام-

عناوین بیانات آیت الله کمیلی خراسانی: زندگینامه+نحوه تشییع+صلوات‌نامه حضرت

متن بیانات حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی حفظه‌الله به مناسبت شهادت حضرت امام موسی کاظم –علیه‌السلام-

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی‌الله علی محمد و اله الطاهرین

السلام علی الامام الهمام السید السند، الطهر الطاهر، مولانا اباالحسن ابا ابراهیم موسی بن جعفر الکاظم – صلی‌الله علیک- یا سیدی ومولای لعن الله من ظلمکم و جحد حقکم و انکر فضلکم. یا لیتنا کنا معکم فنفوز فوزا عظیما.

مختصری از زندگینامۀ حضرت امام کاظم -علیه‌السلام-

حضرت امام کاظم -علیه‌السلام- به «کاظم الغیظ»، یعنی فرو برنده خشم خویش شهرت داشتد. ایشان هفتمین پیشوای مسلمانان و خورشیدی فروزنده از خورشیدهای معرفت در بین جامعۀ بشریت هستند. آن حضرت از خاندانِ پاکی است که پیامبر عظیم‌الشان اسلام، ایشان را همسنگ قرآن در حدیث ثقلین بیان کرده‌اند. حضرت موسی بن جعفر -علیه‌السلام- از درخت بلند و تناور چنین شجره طیبه‌ای هستند.

حضرت در سال ۱۲۸ هجری قمری در روزگار پایانی حکومت بنی‌امیه در مدینۀ منوره و با آغاز پیدایش حکومت بنی‌عباس که با شعار «الرضا من آل محمد علیهم‌السلام» به قدرت رسیدند چشم به جهان گشودند. حضرت دو دهه از عمر شریفشان را در زمان حیات پدر بزرگوارشان امام صادق -علیه‎السلام- گذراندند و در مکتب ایشان نشو و نما پیدا کردند.

خلفای عباسی در این مقطع از حیات مبارک حضرت موسی بن جعفر -علیه‌السلام- سفاح و منصور بودند تا جائی‌که منصور ملعون، پدر بزرگوارشان را در بیست و پنجم ماه شوال سال ۱۴۸ قمری به شهادت رساندند.

دوران حیات حضرت در زمان چنین حاکمانی بوده است. امام صادق -علیه‌السلام- برای حفاظت از جان حضرت موسی بن جعفر -علیه‌السلام- تدابیری اندیشیدند تا جنبش رسالت الهی در بدترین شرایط سیاسی تداوم یابد. بدین ترتیب این درخت تناور و پرشاخ و برگ و سر به آسمان کشیده به ثمر نشست.

حضرت در سه دهه از عمر سراسر از هدایتشان از آزادی نسبی حکومت مهدی عباسی و حدود یک دهه در روزگار حکومت هارون‌الرشید برخوردار بودند. پایه‌های حکومت عباسی در سه دهۀ نخستین عمر آن حضرت هنوز به‌طور کامل قوت نگرفته بود. اما امام موسی بن جعفر -علیه‌السلام- در دهۀ چهارم زندگی‌شان یعنی در سنین چهل‌سالگی با فشارها و تنگناهایی مواجه شدند.

وقتی به سیرت و زندگی آن حضرت نگاه می‌کنیم، می‌بینیم فشارهای واردشده بر حضرت نظیر زندانی شدن‌های طولانی در چندین زندان بر هیچ‌یک از امامان وارد نشده بود. طرح‌های خبیثی از طرف حکام وقت به‌صورت مکرر برای از میان برداشتن و به شهادت رسانیدن حضرت پی‌ریزی می‌شد.

در تاریخ نقل‌شده است که هارون‌الرشید در هنگام دستگیری امام کاظم -علیه‌السلام- با اشاره به قبر پیامبر و خطاب به ایشان در مدینۀ منوره باحالت عذرخواهی گفت: بازداشت نوادۀ شما به خاطر آن است که وجود ایشان سبب بروز تفرقه و پراکندگی امت اسلام شده است. حال شما ببینید که برای امام رئوف ‌چنین نقشه‌ای را طرح‌ریزی می‌کنند و به حضرت چنین تهمتی می‌زنند! هرچند امام کاظم -علیه‌السلام- در معرض شکنجه‌های هارون قرار داشتند اما در مکتب و محفل علمی موسی بن جعفر -علیه‌السلام- عالمان و مجتهدانی پرورش یافتند.

امام موسی بن جعفر -علیه‌السلام- به صفات «عابد»، «تقی»، «باب‌الحوائج الی الله» معروف بودند. همچنین این بزرگوار به جهت فروبردن خشم و غضبشان شهرت «کاظمی» داشتند. صفت حلم صفت بسیار خوبی است لذا شیعیان و دوستانشان نیز باید این‌گونه باشند.

حضرت موسی بن جعفر -علیه‌السلام- هرگز با حکام ظالم وقتشان سازش نکردند و به دلیل داشتن مواضع کاملاً مخالف، مکرر زندانی می‌شدند. ما نیز می‌‌بایست در پافشاری عقاید دینی و معارف اسلامی همانند مولایمان موسی بن جعفر -علیه‌السلام- ثابت‌قدم باشیم.

آن حضرت از ملامت هیچ ملامتگری نهراسیدند و تا جان در بدن داشتند در راه خدا و برای اعتلای کلمۀ الله و آئین جدشان پیامبر -صلی‌الله علیه و آله- مقاومت کردند و سرانجام جان خویش را در همین راه فدا کردند و در سال ۱۸۳ یا به‌ روایتی سال ۱۸۴ قمری به زهر جفای هارون‌الرشید دعوت پروردگارشان را لبیک گفتند.

نحوه تشییع و خاکسپاری حضرت امام موسی کاظم –علیه‌السلام-

کارهایی که هارون‌الرشید ملعون به آن‌ها دست زد لکه ننگی بر دامان حاکمان عباسی گذاشت و کارنامۀ سیاهی را بر سیاه‌کاری‌های دیگر این خاندان افزود. چراکه هارون فقط به کشتن امام کاظم -علیه‌السلام- بسنده نکرد. بلکه اعمال زشتی در حق آن حضرت رواداشت؛ که نشان می‌دهد، هارون هیچ بهره‌ای از بزرگواری، هوشمندی و انسانیت نداشته است.

سلیمان بن جعفر منصور پسر منصور دوانیقی و عموی هارون از این روحیۀ هارون آگاهی داشت؛ لذا هنگامی‌که از بیرون آوردن پیکر موسی بن جعفر –علیه‌السلام- از زندان و قرار دادن این پیکر شریف بر روی پل بغداد و سردادن آن جملات در جلوی جنازۀ حضرت سلیمان مطلع شد به دلیل ارادتش به حضرت، تصمیم گرفت که آن رفتارهای زشت را به بهترین صورت جبران کند. نوشته‌اند قصر سلیمان بر دجله اشراف داشت لذا وقتی هیاهوی مردم را شنید و شهر بغداد را دستخوش آشوب و آشفتگی دید از فرزندانش پرسید چه خبر است؟

آن‌ها گفتند: سندی بن شاهک ملعون، شهادت موسی بن جعفر را اعلام نموده است. سلیمان بر فرزندان خود بانگ زد که به همراه غلامان بروید و جنازۀ امام را تحویل بگیرید؛ و اگر ممانعت کردند آن‌ها را بزنید و اقدام به پاره نمودن جامۀ سیاه یعنی لباس رسمی سپاه شرطه که معمولاً مأموران حکومتی بر تن می‌کنند بکنید و جنازه را تحویل بگیرید. فرزندان و غلامان سلیمان روانه شدند و پیکر امام را از دست شرطه‌های حکومتی تحویل گرفتند و آن‌ها نیز هیچ واکنشی نشان ندادند؛ زیرا سلیمان، عموی خلیفه بود و مهم‌ترین شخصیت خاندان بنی‌عباس به شمار می‌رفت و همه از او فرمان‌برداری داشتند. آن‌ها پیکر امام کاظم -علیه‌السلام- را نزد سلیمان آوردند. در آن هنگام دستور داد تا در گذرگاه‌های بغداد ندا کردند که هرکس بخواهد بر جنازۀ پاکیزه و پاکیزه زادۀ موسی بن جعفر حضور یابد حاضر شود. «من أراد أن یرى الطیب بن الطیب»

مردم از هر صنف و طبقه‌ای در تشییع‌جنازۀ امام حضور یافتند و شیعیان به سوگواری پرداختند و غرق اندوه و ماتم شدند. سلیمان امر تجهیز امام کاظم -علیه‌السلام- را بر عهده گرفت.

در تاریخ نوشته‌اند: امام را غسل داد و دستور داد کفنی که تمام قران کریم را بر روی آن نوشته‌شده بودند و برای سلیمان حدود ۲۵۰۰ دینار تمام‌شده بود بر پیکر شریف آقا موسی بن جعفر -علیه‌السلام- بپوشانند. مسیب بن زهیر می‌گوید که به خدا سوگند، مردم را می‌دیدم که می‌پنداشتند امام را غسل می‌دهند اما دست آن‌ها به ایشان نمی‌رسید؛ و می‌پنداشتند که ایشان را حنوط و کفن می‌کنند ولی می‌دیدم که کاری نکردند. پس از پایان یافتن غسل، حنوط و کفن حضرت، جنازه را به‌سوی آرامگاهش بردند. دسته‌های سوگواری در گذرگاه‌های بغداد به حرکت درآمدند؛ و در حالیکه در رثای امام عزیز صدای غم و مصیبت سر می‌دادند مسیر مقابر قریش را در پیش گرفتند. سلیمان بن ابی جعفر درحالی‌که لباس‌های فاخر خود را از تن کنده بود با سر و پای‌ برهنه، لباس عزا بر تن و گریبان‌چاک کرده، پیشاپیش جمعیت شیعیان عزادار در حرکت بود. سرانجام پیکر مطهر و شریف حضرت امام کاظم -علیه‌السلام- را باعزت و احترام در مقابر قریش که امروز به آن کاظمین گفته می‌شود به خاک سپردند.

ترجمۀ بخش‌هایی از صلوات نامه حضرت امام کاظم علیه‌السلام

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِيِّ الْأَبْرَارِ وَ إِمَامِ الْأَخْيَارِ وَ عَيْبَةِ الْأَنْوَارِ وَ وَارِثِ السَّكِينَةِ وَ الْوَقَارِ وَ الْحِكَمِ وَ الْآثَارِ الَّذِي كَانَ يُحْيِي اللَّيْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُوَاصَلَةِ الاسْتِغْفَارِ حَلِيفِ السَّجْدَةِ الطَّوِيلَةِ وَ الدُّمُوعِ الْغَزِيرَةِ وَ الْمُنَاجَاةِ الْكَثِيرَةِ وَ الضَّرَاعَاتِ الْمُتَّصِلَةِ وَ مَقَرِّ النُّهَى وَ الْعَدْلِ وَ الْخَيْرِ وَ الْفَضْلِ وَ النَّدَى وَ الْبَذْلِ وَ مَأْلَفِ الْبَلْوَى وَ الصَّبْرِ وَ الْمُضْطَهَدِ بِالظُّلْمِ وَ الْمَقْبُورِ بِالْجَوْرِ وَ الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ وَ ظُلَمِ الْمَطَامِيرِ ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ وَ الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَيْهَا بِذُلِّ الاسْتِخْفَافِ وَ الْوَارِدِ عَلَى جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وَ أَبِيهِ الْمُرْتَضَى وَ أُمِّهِ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ، بِإِرْثٍ مَغْصُوبٍ وَ وِلاءٍ مَسْلُوبٍ وَ أَمْرٍ مَغْلُوبٍ وَ دَمٍ مَطْلُوبٍ وَ سَمٍّ مَشْرُوبٍ اللَّهُمَّ وَ كَمَا صَبَرَ عَلَى غَلِيظِ الْمِحَنِ وَ تَجَرَّعَ غُصَصَ الْكُرَبِ وَ اسْتَسْلَمَ لِرِضَاكَ وَ أَخْلَصَ الطَّاعَةَ لَكَ وَ مَحَضَ الْخُشُوعَ وَ اسْتَشْعَرَ الْخُضُوعَ وَ عَادَى الْبِدْعَةَ وَ أَهْلَهَا وَ لَمْ يَلْحَقْهُ فِي شَيْ ءٍ مِنْ أَوَامِرِكَ وَ نَوَاهِيكَ لَوْمَةُ لائِمٍ صَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً نَامِيَةً مُنِيفَةً زَاكِيَةً تُوجِبُ لَهُ بِهَا شَفَاعَةَ أُمَمٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ قُرُونٍ مِنْ بَرَايَاكَ وَ بَلِّغْهُ عَنَّا تَحِيَّةً وَ سَلاماً وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ فِي مُوَالاتِهِ فَضْلاً وَ إِحْسَاناً وَ مَغْفِرَةً وَ رِضْوَاناً إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَمِيمِ وَ التَّجَاوُزِ الْعَظِيمِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.»

«الَّذِي كَانَ يُحْيِي اللَّيْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُوَاصَلَةِ الاسْتِغْفَار»؛ همان آقایی که با ذکر استغفار شب را تا سحرگاه به بیداری می‌گذرانید.

«حَلِيفِ السَّجْدَةِ الطَّوِيلَةِ»؛ حلیف به کسی می‌گویند که با شخصی پیمانی ببندد. یعنی آقا با سجده‌های طویل به درگاه خداوند پیمانی بسته بود. گاهی صبح سجده می‌کرد و تا هنگام نماز ظهر سر از سجده برنمی‌داشت.

«وَ الدُّمُوعِ الْغَزِيرَةِ»؛ آقا بَکّاء بوده است. و در راه وصال محبوب اشک‌های محبت‌آمیز داشته است.

«وَ الْمُنَاجَاةِ الْكَثِيرَةِ»؛ آقا اهل مناجات، اهل ذکر و عشق پروردگار بوده است.

«و الضَّرَاعَاتِ الْمُتَّصِلَةِ»؛ یعنی تضرع‌های آقا پی‌در‌پی بوده و منقطع نمی‌شده است.

«وَ مَأْلَفِ الْبَلْوَى»؛ آن‌قدر بلاهای آقا زیاد بوده که با بلاهای الهی الفت گرفته بودند.

«وَ الْمُضْطَهَدِ بِالظُّلْمِ»؛ به آقا ظلم‌ها و ستم‌ها نمودند.

«وَ الْمَقْبُورِ بِالْجَوْرِ»، حضرت به خاطر جور و ستم به مرگ و قبر افتادند.

«وَ الْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ»؛ در چاله‌ها و سلول‌های انفرادی زندان آن‌هم نه یک زندان و دو زندان [بلکه در زندان‌های متعدد] آقا را شکنجه و عذاب می‌کردند.

«وَ ظُلَمِ الْمَطَامِيرِ ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ»؛ به دست‌ و پا و بدن حضرت غل و زنجیر بسته بودند؛ به‌ویژه به ساق‌های پای آقا به‌نحوی‌که این ساق‌ها مرضوض یعنی له‌شده بود.

«وَ الْجَنَازَةِ الْمُنَادَى عَلَيْهَا بِذُلِّ الاسْتِخْفَافِ»؛ وقتی جنازۀ آقا را چهار نفر حمال بر دوش گرفتند، یک نفر نیز از جلو ندای ذلت‌باری را سر می‌داد که: هرکس می‌خواهد بر جنازۀ رافضی حاضر شود، بیاید.

«وَ الْوَارِدِ عَلَى جَدِّهِ الْمُصْطَفَى وَ أَبِيهِ الْمُرْتَضَى وَ أُمِّهِ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ، بِإِرْثٍ مَغْصُوبٍ وَ وِلاءٍ مَسْلُوبٍ وَ أَمْرٍ مَغْلُوبٍ وَ دَمٍ مَطْلُوبٍ وَ سَمٍّ مَشْرُوبٍ»؛ آقا در حالی از دنیا رفتند و بر جدشان پیامبر، پدرشان علی و مادرشان زهرا وارد شدند که ارث آن حضرت را غصب نموده بودند، ولایت حاکمیت ایشان را به غارت برده بودند، اوضاع و احوالشان را مغلوب و به ایشان زهر داده بودند.

«اللَّهُمَّ وَ كَمَا صَبَرَ عَلَى غَلِيظِ الْمِحَنِ وَ تَجَرَّعَ غُصَصَ الْكُرَبِ وَ اسْتَسْلَمَ لِرِضَاكَ وَ أَخْلَصَ الطَّاعَةَ لَكَ وَ مَحَضَ الْخُشُوعَ وَ اسْتَشْعَرَ الْخُضُوعَ وَ عَادَى الْبِدْعَةَ وَ أَهْلَهَا وَ لَمْ يَلْحَقْهُ فِي شَيْ ءٍ مِنْ أَوَامِرِكَ وَ نَوَاهِيكَ لَوْمَةُ لائِمٍ»؛ آقایمان بر سختی‌ها و محنت‌های روزگار صبر کرد. آقایمان غصه‌هایی را فروبردند. آقایمان به رضای الهی تسلیم بود؛ آقایمان طاعت و عبادتش را برای خدا خالص نموده بود؛ آقایمان خشوع محض داشتند؛ آقایمان به درگاه محبوب خود خضوع و ذلت داشت؛ و با بدعت‌ها و اهل آن بدعت‌ها مبارزه کرد. و هیچ‌گاه سرزنشِ سرزنش کنندگان سبب کوتاهی ایشان در انجام فرامین الهی نشد.

«صَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً نَامِيَةً مُنِيفَةً زَاكِيَةً تُوجِبُ لَهُ بِهَا شَفَاعَةَ أُمَمٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ قُرُونٍ مِنْ بَرَايَاكَ»؛ یعنی خداوندا! به آن حضرت مقام شفاعت عطا کن تا بتواند امت‌هایی را شفاعت کند.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=22343

مطالب مشابه

  • امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
  • برتری لذت معنوی
  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی القعده
  • بسته صوتی شرح کوتاه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • آشنایی با آرا و اندیشه‌های آیت‌الله محمدصالح کمیلی خراسانی؛ پیوند فقه، عرفان و حماسه(PDF)
  • بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
  • ویژه نامه مبعث پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم)
  • توصیه حضرت آیت الله کمیلی برای حل مشکل جامعه اسلامی و مردم
  • بسته صوتی شهادت حضرت امام کاظم «علیه‌السلام»
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف

نظرات

  1. صلوات بر امام موسی کاظم علیه السلام گفت:
    2022-05-25 در 23:59

    […] متن بیانات آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت شهادت امام … […]

    پاسخ

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه صفر
  • مناسبات
  • فضیلت

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد