• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : سه شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
ادعیه عرفانی/ بیانات آیت الله کمیلی/ رجب

13 آوریل, 2018

کد مطلب : 19178

شرح فرازهایی از دعای بیست و هفتم ماه رجب

دعا توجه صرف داشتن به خدا است.

حضرت آیت الله کمیلی خراسانی: در عالم توحید جز راه خدا و خانه خدا، راه دیگر و خانه دیگری نیست..

شرح و تفسیر بخشی از دعای ۲۷ ماه مبارک رجب و روز مبعث پیامبر اکرم (ص) توسط آیت الله کمیلی

بسم الله الرحمن الرحیم

دعایی که شرح و تفسیر می‌شود بخشی از دعای ۲۷ام ماه مبارک رجب است. این دعای شریف در کتب اقبال سید بن طاووس و همچنین مصباح المتجهد شیخ طوسی آمده است. این دعا در روز ۲۷ام ماه رجب مستحب است که قرائت شود.

دعا آن مضامینی است که بین بنده و خداوند گفتگو می‌شود، تأکید می‌شود که اگر در یک روز و زمان یا مکانی مستحب است که قرائت شود مطابق با آن عمل شود. اما چون این‌ ادعیه، گفتگو‌ها و معارفی است که بین عبد و الله برگزار و گفتگو می‌شود لذا در هر اوقاتی نیز خوانده می‌شود.

عمده متوجه شدن رموز، اسرار و معانی این جمله‌های شریف است که از جانب اهل بیت علیه السلام به ما آموزش و تعلیم داده شده است. در این دعا می‌خوانیم:

«اللَّهُمَّ وَ قَدْ أَکْدَى الطَّلَبُ وَ أَعْیَتِ الْحِیلَهُ وَ الْمَذْهَبُ»؛ این دعا باید با معرفت و حال اهل سلوک مطابقت داشته باشد. ببینید آیا واقعاً این‌طور است؟ وقتی معصومی، حالش را در این دعا بیان می‌فرماید این اسوه و الگویی برای ماست تا همان حالی که سبب شد معصوم این دعا را بخواند ما نیز به پیروی از ایشان چنین معرفت، شناخت و حال معنوی را در خود ایجاد نماییم.

صفات قلبی و سلوکی ما باید به مرحله‌ای رسیده باشد تا بتوان چنین جملاتی را با خداوند در میان گذاشت. اگر این‌‌طور نیست بدون هیچ تعارفی، دروغ است. یعنی اگر بخواهیم چنین مطالبی را به خداوند عرضه نماییم و خداوند نیز با آگاهی از دلمان که در چنین مرتبتی نیستیم در واقع مطلبی را بیان نموده‌ایم که حقیقت نداشته است. به خداوند از خواندن دعایی که در حدش نیستیم پناه می‌بریم.

باید سعی نمود که خود را به طریقی در باطن، قلب و نفس خود بالا و پایین کرد تا این جملات درباره ما صادق باشد. حالا با آن کیفیت بالایش گفته نمی‌شود بلکه در آن اقل مراتبش نیز کفایت می‌نماید. این پرسش مطرح است که وقتی در گفتگوهای با خداوند در دعای کمیل، ادعیه ماه رجب و نیز در سایر ادعیه حتی در همان حداقل مراتب نیز فاصله بسیاری بین ‌ما و این دعا وجود دارد، وظیفه ما چیست؟ ادعیه را می‌شود خواند یا خیر؟ نخواندن ادعیه صحیح نیست زیرا مناسبات ماه رجب هست و سپس به ماه‌های شعبان و رمضان وارد می‌شویم. لذا گفته شده ادعیه را باید خواند.

اگر تصمیم به خواندن ادعیه‌ای است که صفات آن در وجودمان نیست و سپس به خداوند عرض شود که این‌گونه‌ایم در حالی که این‌چنین نباشد این هم معضل و مشکلی سنگین‌تر است. با این اوصاف تکلیف چیست؟ این‌جا گفته‌اند که با خودتان ور بروید. یعنی وقتی می‌خواهید جمله‌ای از دعا را بخوانید در داخل و باطن و قلبتان با خودتان ور بروید. عیناً مشابه چیزی که درست نمی‌شود. مانند برگه‌ای که پاره شده است و با چسبی  آن را می‌چسبانید. این کار چقدر زحمت دارد! یا فرض بفرمایید قصد جوشکاری فلزی که از جایی جدا شده را داشته باشید. برای این منظور آتشی می‌آورید تا قطعات را به یکدیگر جوش بزنید. یا پیراهن نوئی که پاره شده است را نمی‌شود دور انداخت بالاخره می‌بایست به آن وصله‌ای زد تا قابل پوشیدن شود.

با این تماثیل برای رفع این مشکل گفته می‌شود که وصله بزنید. یعنی در صورت عدم تشابه باطنمان با متن ادعیه، باطنمان را به‌ طریقی که خدا به ما آگاه است و با ما متحد است اصلاح نماییم. مضمون این دعا چیست؟

«قَدْ أَکْدَى الطَّلَبُ »؛ خدایا من همه جا رفته‌ام و به زحمت و طلب افتاده‌ام.

«وَ أَعْیَتِ الْحِیلَهُ وَ الْمَذْهَبُ»؛ ریشه مذهب از ذِهاب است. خدایا به هر حیله‌ای متوسل شدم و به هر راهی رفتم تا به آن مقصد و مطلبی که می‌خواهم برسم.

«وَ دَرَسَتِ الْآمَالُ»؛ خدایا آنقدر به این در و آن در زدم اما همۀ آرزوهای من کهنه و پاره شد و از بین رفت. به خود گفتم: کجا بروم و کدام در را بکوبم. دیدم به هرجایی که رفتم نباید می‌رفتم. بجز در خانه شما در خانه دیگری به روی من گشوده نمی‌شود. چون در عالم توحید جز راه خدا و خانه خدا، راه دیگر و خانه دیگری نیست.

شما کجا می‌خواهید بروید؟ به هر وسیله‌ و سببی دست بزنید مسبب الاسباب اوست. پس این آرزوئی خشک است اگر که خیال کنیم می‌توانیم کاری انجام دهیم، یک نماز خوبی بخوانیم و یا راهی را درست نماییم. می‌فرمایند که من تمامی راه‌ها را رفته‌ام و تمامی طلب‌ها و حیله‌ها را به کار بسته‌ام.

«وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ»؛ خدایا می‌بینم که نمی‌توانم هیچ امیدی به کسی داشته باشم و از فردی خواسته‌ای داشته باشم. نمی‌توانم! از که بخواهم؟ آیا می‌شود کسی بیاید و معادل عطایت، عطایی داشته باشد؟ آنچه را که تو می‌خواهی به بندگانت بدهی او هم بگوید که من خدایی پهلوی تو هستم، من نیز خدا هستم ‌و می‌توانم به بندگان بدهم! این شرک و کفر است.

این مطلب چگونه می‌تواند به ذهن خطور نماید! لذا من در حیله و مذهب و طلب خسته شده‌ام. تمامی آرزوها از بین رفت و رجا و امیدم در همه جا بجز یک جا قطع شد. حال آن یک جا کجاست؟

«إِلَّا مِنْکَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ.»؛ مگر در خانه تو که هیچ شریکی نیز نداری. پس به آن جایگاه می‌شود اعتماد نمود و از آنجا قدرت و توان و چاره‌ای برای هر دردی همانند (دردهای جسمانی، دردهای روحانی، امراض صعب العلاج، بیماری که پزشک معالجش به وی می‌گوید در نزد من راه چاره‌ای نداری و باید جای دیگری بروی خوب کجا برود؟!) گرفت.

«وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ إِلَّا مِنْکَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ.»؛ سؤال این است که آیا نباید چنین مطلبی را از روی صدق و واقعیت و حقیقت به محضر خدای قادرِ متعالِ لایزالی که از سِرّ و اسرار و راز باطنمان آگاه است ببریم؟ اگر دل من هزار جور کار می‌کند اما پیش خدا کار نمی‌کند یا اگر کار می‌کند یکی از آن صد جایی است که یکی هم خداست! در واقع اگر باطنمان این‌گونه بوده این دروغ است. 

لذا باید کاری کرد و با خودمان ور برویم که ببینیم از آن بابی که فرمودند: «من بکی او ابکی او تباکی». تباکی تشبیه نمودن به اهل بکاست. یعنی خودمان را به اهل عرفان تشبیه بدهیم، آن‌هایی که دستانشان از همه جا بریده شده است در حالی‌که در ظاهر دارای همه نوع قدرت‌، توان‌ و سرمایه‌، مال و عافیت و سلامتی هستند و هیچ‌چیزی کم ندارند.

در حرم به شما گفتم که این آقا تاجر بغداد است ولی خودش را فقیری صرف می‌داند‌. یک زمان که با وی صحبتی داشتم فرمود که ممکن است فقیر از آن تاجر نیز بدتر باشد.

گفتم این چگونه می‌شود؟ گفت: چون فقیرِ از لحاظ دنیوی و مادی اما دلش پر از آرزوهای دنیوی است. وقتی دلش پر از آرزو باشد این چه فایده‌ای دارد؟ این فرد از آن تاجر بدتر است! تاجری که تمامی کارهایش، راهش  و همه چیزش از لحاظ دنیوی درست است. آیا می‌شود یک تاجری یک کسی که همه نوع وسایل راحتی و رفاهی در دنیا برایش فراهم است خودش را فقیر محض و صرف بداند؟ یعنی از آن گدا خود را گداتر بداند! از آن گدایی که واقعاً چیزی ندارد! واقعاً چیزی ندارد یکی خانه‌اش روی حصیر است و چیزی ندارد اما خانه این‌که روی فرش و ابریشم است و همه نوع مال دارد.

شما اگر بتوانید کاری انجام دهید که همانند آن تاجری که دارد و ندارد یعنی خود را مالک هر آنچه که دارد نمی‌داند و دستش را بریده می‌بیند این نگرش آثاری دارد. یعنی وقتی با این‌چنین فردی رفاقت می‌کنید مشاهده می‌نمایید که واقعاً این‌گونه است. واقعاً هر آنچه که دارد از خدا می‌داند و از خود چیزی را نمی‌داند. لذا این امکان و تحقق هست که آدمی در عین دارا بودن همه چیز خویش را ندار ببیند. این همان معنای دعا است که من فقط به تو توجه دارم و توجهم‌ از دیگران قطع است.

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَجِدُ سُبُلَ الْمَطَالِبِ إِلَیْکَ مُشْرَعَهً»؛ راه مطلب مشرعه است. شارع به مفهوم خیابان است. یعنی راه رسیدن به تو همانند خیابان باز است. شما ماشینت را در این جاده صاف می‌زنی و در این اتوبان حرکت می‌کنی و به مقصد می‌رسی. این راه کجی و معوجی ندارد. می‌فرماید: خدایا راهت صاف و راست است و ما هم به شما می‌رسیم. وقتی که انْقَطَعَ الرَّجَاءُ باشی این‌جا هم این‌گونه که گفته شد می‌شوی.

«وَ مَنَاهِلَ الرَّجَاءِ لَدَیْکَ مُتْرَعَهً.»؛ مَنهَل آن حوض‌های پر آبی است که ما هم به آب این حوض‌ها که آب رحمت الهی است، دست می‌زنیم.

«وَ أَبْوَابَ الدُّعَاءِ لِمَنْ دَعَاکَ مُفَتَّحَهً.»؛ برای اهل دعا در دعا باز است و بسته نیست. در یکی از ادعیه ماه رجب نیز «بابک مفتوح للراغبین» آمده است.

«وَ الِاسْتِعَانَهَ لِمَنِ اسْتَعَانَ بِکَ مُبَاحَه»؛ هرکسی می‌تواند از شما طلب کمک نماید و این استعانت برای هرکسی مباح است. چون موحد در توحید بجز او هیچ چیزی را نمی‌بیند و ائمه موحد بودند که این‌گونه دعا می‌خواندند و به ما نیز تعلیم دادند.

«وَ أَعْلَمُ أَنَّکَ لِدَاعِیکَ بِمَوضِعِ إِجَابَهٍ»؛ یقین دارم که کسی را که می‌خواندت اجابتش می‌فرمایی. این مطلب چه زمان از روی صدق و راستی است؟

زمانی‌که تمامی درها غیر از در خدا را بسته ببینم. اگر این درها را باز ببینم که نمی‌توانم به سمت خدا بروم. باید امیدت را از هرکسی قطع نمایی تا در دعا بگویی که من اجابت را از تو می‌بینم. حتی اجابتی که از طریق مخلوقین است از جانب خالق و خداوند است. پیش هرکس و هرجایی هم بروی آن باز هم خداست. امامانمان این‌گونه بودند و از ما نیز خواسته‌اند که این‌چنین باشیم.

«وَ لِلصَّارِخِ إِلَیْکَ بِمَرْصَدِ إِغَاثَهٍ.»؛ صراخ به مفهوم فریاد زدن است. تا فریاد بزند به دادش می‌رسی.

«وَ أَنَّ فِی اللَّهْفِ إِلَى جُودِکَ وَ الضَّمَانِ بِعِدَتِکَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِینَ»؛ اگر اهل بخل مرا از خودشان رد و منع می‌کنند اما جود و سخاوتت عِوضی از آن‌ها است.

«وَ مَنْدُوحَهً عَمَّا فِی أَیْدِی الْمُسْتَأْثِرِینَ.»؛ مستأثر به فرد منفعت طلب که هر چیزی را برای خودش می‌خواهد گفته می‌شود. می‌فرمایند: خدایا! اگر  گرفتار و مستأثر می‌شوم ولی تو مستأثر نیستی و میدهی و دستانت باز است.

«وَ أَنَّکَ لَا تَحْتجبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَکَ»؛ این خیلی حرف است! خدایا تو از بنده‌ات مهجور نیستی‌. اعمال زشت و قبیحه‌  آنها سبب می‌شود که تو از آن‌ها دور شوی. پس در واقع تو در همه جا هستی و از ما دور نیستی. اما اعمال و رفتارهایمان و کارهای زشتمان حجابی می‌شود که مانعی از رسیدن دعاهایمان به سوی تو و مانع ندیدن تو می‌شود.

«وَ أَنَّکَ لَا تَحْجُبُ عَنْ خَلْقِکَ»؛ خدایا تو هیچ‌وقت محجوب و مستور از بنده‌ات نیستی. ا‌گر همانند خورشید نمایانی و همه جا هستی و اگر تو خورشید هستی پس حجاب کجاست؟ چرا تو هستی و نمی‌بینمت؟ اعمالمان مانع از دیدن خداوند می‌شود.

«وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَفْضَلَ زَادِ الرَّاحِلِ إِلَیْکَ عَزْمُ إِرَادَهٍ»؛ حال ما می‌خواهیم به او برسیم برای رسیدن به او چه‌کاری می‌بایست انجام دهیم؟ آیا کار زیادی هست؟ آیا عبادت بسیاری می‌خواهد؟ او ‌که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است و با ما هست. و هو معکم این ما کنتم.

خدایا چه میزان می‌بایست توشه برداریم؟ برای رسیدن به تو چقدر کار می‌بایست انجام دهیم؟ ببینید در این دعا چه میگوید!

«وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَفْضَلَ زَادِ الرَّاحِلِ إِلَیْکَ عَزْمُ إِرَادَهٍ یَخْتَارُکَ بِهَا وَ قَدْ نَاجَاکَ بِعَزْمِ الْإِرَادَهِ قَلْبِی.»؛ عزیز من ببین می‌فرمایند: بهترین توشه‌ای که می‌توانم بردارم و بخواهم به تو برسم خیلی خیلی خیلی کوتاه و قدم خیلی کوتاهی است که من می‌توانم بردارم ولی عَزْمُ إِرَادَهٍ می‌خواهد یک مقدار عزم، اراده و محبت می‌خواهد.

اگر من این قصد و عزمم را به تو ای خدا قوی کنم، این اراده‌ام را به تو ای خدا قوی کنم، محبتم را به تو ای خدا قوی نمایم، این ارادتم را یکی کنم، مرادم را به تو ای خدا یکی کنم در این زندگی و رفت و آمد در این درس و بحث و برنامه‌هایی‌ که دارم این همه چیز نمی‌خواهد.

زاد همان عزم و اراده هست. بهترین زاد این است که من اراده قلبیم را زیاد کنم. «عَزْمُ إِرَادَهٍ یَخْتَارُکَ بِهَا» حال این عزم و اراده هست یا نیست؟ امام می‌فرمایند: بلی هست.

«وَ قَدْ نَاجَاکَ بِعَزْمِ الْإِرَادَهِ قَلْبِی»؛ نگاه می‌کند به دلش می‌بیند که هست. بعد می‌فرماید آن مناجات قلبی بین من و تو هست و این ارادت هست  و من تو را در دل خودم میبینم. وقتی از حضرت علی سؤال شد که خدا را می‌بینی و عبادت می‌کنی؟ فرمودند: من خدای ندیده را عبادت نمی‌کنم. یعنی دل من خدا را می‌بیند. اگر اینطور است پس چرا ما نمی‌بینیم؟ اگر ایشان می‌فرمایند که «نَاجَاکَ بِعَزْمِ الْإِرَادَهِ قَلْبِی» پس چرا ما اینجور نیستیم! دلیلش این است که ما به قلب نمی‌پردازیم. ما بیشتر به مسائل ظاهری و عبادی و به پوست عبادت که اسم این‌ها را قشریون میگذارند می‌پردازیم. قشریون افرادی هستند که به قشر و پوست و ظاهر چیزی توجه بیشتری دارند. ما باید از قلبیون باشیم. در مقابل قشر، قلبی باشیم. قلبی حرکت کنیم، قلبی بخواهیم، قلبی نماز بخوانیم، قلبی حرف بزنیم. آن وقت راه نیز نزدیک می‌شود و دیگر این همه داد و بیداد نمی‌خواهد.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=19178

مطالب مشابه

  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی القعده
  • آشنایی با آرا و اندیشه‌های آیت‌الله محمدصالح کمیلی خراسانی؛ پیوند فقه، عرفان و حماسه(PDF)
  • ویژه نامه مبعث پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم)
  • توصیه حضرت آیت الله کمیلی برای حل مشکل جامعه اسلامی و مردم
  • بسته صوتی شهادت حضرت امام کاظم «علیه‌السلام»
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف
  • راه رسیدن به عشق الهی
  • بیانیه حضرت آیت اللّٰه کمیلى در محکومیت اغتشاشات دى ماه ۱۴۰۴ و لزوم حمایت از رهبرى
  • شریعت و فرقه های نوظهور
  • ویژگی‌های اولیای الهی از دیدگاه حضرت امام علی (علیه السلام)

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی الحجه الحرام
  • مناسبتها
  • فضایل

مناسبتهای ذی الحجه

فضیلت ماه ذی الحجه

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد