• العربية
  • اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : شنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۴

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
احادیث عرفانی/ بیانات آیت الله کمیلی/ بیانات عرفانی آيت الله كميلي/ ذی الحجه/ شرح ادعیه و احادیث

16 آگوست, 2019

کد مطلب : 23932

متن بيانات

خطبه‌ های عید قربان سال 1398

عناوین بیانات آیت الله کمیلی: دعای حضرت ابراهیم علیه السلام؛ شرح حدیثی توحیدی با عنوان خدا در حجاب نیست؛ تفسیر الصمد؛

بسم الله الرحمن الرحیم

 خطبه‌های نماز عید قربان به امامت آیت الله کمیلی خراسانی

تاریخ سخنرانی: ۲۲ مرداد ماه ۱۳۹۸


بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین

متن بیانات معظم‌له

خطبه اول:

حضرت را یاد کنیم و صدای خطبه‌های آن حضرت را بشنویم که ظهور نزدیک است. البته وقتی حضرت تشریف بیاورند، نماز عید مانند نماز یومیه، وجوب عینی پیدا می‌کند. دعای فرج را می‌خوانیم.

بسم الله الرحمن الرحیم. اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً. اسعد الله ایامنا و ایامکم و بهذا العید السعید. چهلمین روزِ اربعین کلیمی است. این روز شریف سنت است و قربانی می‌کنند. اما برای افرادی که در کشتارگاه منی و در سرزمین منی هستند واجب است و یکی از اعمال مناسک حج است.  اما برای ما که دور هستیم سنت موکد است. چه‌بسا قربانی کردن مال و گوسفند در راه خدا، نوعی از قربانی این نفس باشد. همان‌طوری که شهادت و نثار جان در راه خدا جهاد است، نثار مال و گذشت از مال هم نوعی از قربانی کردن در راه خداست که اشاره به قربانی نفس دارد. بالاخره مال عزیز است آن هم وقتی انسان بخواهد در راه خدا از مال خود بگذرد. برخی نیز در مسئلۀ حج تسویف می‌کنند و آن را از این سال به سال دیگر می‌اندازند و چه‌بسا اصلاً نروند. اما آن‌که بر خود واجب می‌کند و می‌بیند مستطیع است و همان سال اول می‌رود، هم خودش حاضر می‌شود و هم پول‌هایی را در این راه مصرف می‌کند که این یک نوع از قربانی نفس است که در این راه بذل می‌شود. اصلاً کل اعمال و مناسک حج از همان ابتدا که تلبیه می‌گویید و احرام می‌بندید تا به آخر آن، فلسفه و سرّی دارد. اما بسیاری از افراد از اسرار عرفانی حج غافل هستند.

ادعیه‌هایی در دهۀ اول وارد شده که از روز اول شروع به خواندن آن‌ها نمودیم و امروز هم می‌خوانیم. یکی از این ادعیه، دعای حضرت ابراهیم است و مستحب است هر کدام از بندها ۱۰ مرتبه خوانده شود.

«حَسْبِىَ اللّهُ وَکَفى»؛ خدا مرا کفایت می‌کند. 

«سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ دَعا»؛ باورمان شود که خدا این منظر، دعا و تمام این‌ها را می‌شنود و می‌بیند.

«لَیْسَ وَرآءَ اللّهِ مُنْتَهى»؛ ما بعد از خدا چیزی نداریم.

«اَشْهَدُ لِلّهِ بِما دَعا»؛ به آنچه خدا در قران، کتاب‌ها و احادیث قدسی خوانده است گواهی می‌دهم.

«وَاَنَّهُ بَرَّى ءٌ مِمَّنْ تَبَرَّءَ»؛ گواهی می‌دهم که خدا از آنچه بی‌زاری جسته، بی‌زار است.

«وَاَنَّ لِلّهِ الاْخِرَةَ وَالاْولى»؛ و این‌ اولای دنیا و آخرت برای خداست.

این ادعیه، بندۀ خدا را به سوی خدا سوق می‌دهد. ادعیۀ توحیدی بسیاری داریم؛ از جملۀ آن دعایی است که به کرّات آن را خوانده‌ایم.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ اللَّيَالِي وَ الدُّهُورِ»؛ به عدد شب‌های دنیا و به عدد روزگاران، اعصار و ازمانی که از آن ابتدا آمده، می‌رود و تا روز موعود ادامه دارد. «لیالی» را فرموده‌اند اما به «نهار» و روز اشاره نشده است. اما روز و شب در «دهور» وارد شده است.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ أَمْوَاجِ الْبُحُورِ»؛ [به عدد] نه یک بحر و دو بحر بلکه بحاری که این دنیای گسترده دارد و موج‌های خفیف و شدیدی بر روی این دریاها وجود دارد؛ و این ضربانِ موج، عدد دارد.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ رَحْمَتُهُ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»؛ این جمله در بین جملات این دعا عدد ندارد. رحمت الهی بهتر است از آنچه مردم از مال، منال، مقام و امثال آن برای خود ذخیره می‌کنند.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الشَّوْكِ وَ الشَّجَرِ»؛ به عدد خارهای بیابان‌ها و غیر بیابان‌های این دنیای گسترده و همین‌طور اشجار، درختان کوچک، بزرگ، با ثمر و بی ثمر.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ»؛ «شعر»، به معنای موها است که شامل موی شما، من یا موی حیوانات است. «وبر»، موهای کرک است که از شتر است.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَ الْمَدَرِ»؛ «حجر» به معنای سنگ است و «مدر»، به معنای کلوخ‌ها است.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُيُونِ»؛ به تعداد به هم زدن چشم‌ها آن هم نه یک چشم و دو چشم! مقصود از «عیون»، عیون بشر، عیون حیوانات و هر عین صاحب عینی است.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ فِي اللَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ»؛ این قسمت هم احتمال دارد شامل عدد نباشد. ولی به یک مفهوم نیز می‌تواند شامل عدد باشد. وقتی می‌گوئیم: خدا را در شب‌های این دنیا به تهلیل، یگانگی و توحید یاد می‌کنیم؛ «عَسْعَسَ» شبی که در ظلمت شروع می‌شود؛ «والصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ» آن سفیدی دم صبح که شروع می‌شود و آغاز روشنایی و روز از همان ساعت‌های اول تا به آخر را می‌گویند. تمام این‌ها مخلوقات الهی است. هم می‌شود به این آیات‌ توجه کرد و به بزرگی این آیت‌ها پی برد و هم اینکه این تهلیلات توسط اهل ایمان در روز و شب گفته می‌شود و هم به تعداد بی‌شمار این همه شب‌ و روز.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ عَدَدَ الرِّيَاحِ فِي الْبَرَارِي وَ الصُّخُورِ»؛ جای این بادها کجاست؟ این بادها در «براری» جمع «بریه» به مفهوم بیابان‌ها است. در شهر و ساختمان‌ها جلوی باد گرفته می‌شود. ولی از آنجا هم بادها به این طرف می‌آید. این بادها، بادهای وزنده‌ای هستند که گاهی ممکن است آن‌قدر شدید باشند که یک ساختمان یا درختی را حرکت بدهد و هم می‌تواند خفیف باشد. ما این‌ها را در «براری» و در «صخور» [که به مفهوم] سنگ‌های بزرگ و کوه‌ها است می‌بینیم.

«لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مِنَ الْيَوْمِ إِلَى يَوْمِ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ»؛ از امروز تا روز قیامت که نفخ صور اسرافیل پیش می‌آید. یعنی عالم برزخ را هم شامل می‌شود چون عالم برزخ ما در همین دنیاست.

این [مطالب] یک مقدار از ذکر دعا در رابطه با توحید بود که عرض کردیم. امروز، روز عید قربان است و دریایی از مسلمان‌ها به سوی نماز عید می‌روند؛ به سوی خدا می‌روند؛ امروز، روز توحید است که بر اهل ایمان، اهل توحید و اهل الله طلوع می‌کند. باید از توحید و از مصدر این جهان گفتگو کرد. آیات توحیدی بسیاری در قران، خطبه‌های نهج‌البلاغه، روایات اهل‌بیت و در کلام عرفا مانند رسالۀ نورالوحده خواجه حوراء مغربی -که مطالعۀ آن را به دوستان و رفقا سفارش کرده‌ایم و خودمان نیز به شرح آن مشغول هستیم و ان‌شاءالله شرح آن نیز به زودی به چاپ خواهد رسید- آمده است.

از جمله احادیث توحیدی، حدیثی معتبر از کتاب توحید شیخ صدوق است که آن را از کتاب کافی شیخ کلینی نقل می‌کند:

«عن اَبی‌العَوجاء قلت له و لم احتجب عنهم و أرسل إلیهم الرّسل؟ و لو باشرهم بنفسه کان أقرب إلی الإیمان به؟»؛ اَبی‌العَوجاء پیشنهادی به حضرت امام صادق «علیه‌السلام» می‌دهد؛ می‌گوید: آقا ما می‌بینیم که خداوند در منظر و مشهد این مردم و عالم نیست، خدا در حجاب فرو رفته است اما از جانب خویش رسولان و پیامبرانی را فرستاده است. آیا بهتر نبود وقتی‌که از طرف خود رسولانی را می‌فرستد خودش نیز در بین پیغمبران می‌بود و مردم او را نیز می‌دیدند. آیا این‌طور نبود که اگر حضور پیدا می‌کرد همه به او ایمان می‌آوردند؟ و چه‌بسا دیگر کافری هم در کار نبود. و این راه نزدیک‌تر بود؛ یعنی وقتی خودش محسوس و ملموس شود و بیاید و همه او را ببینند به او ایمان می‌آوردند و این راه، نزدیک‌تر از ایمان به اوست. البته اینکه می‌فرماید «اقرب»، ممکن است [به این دلیل باشد] با اینکه یک عده او را می‌بینند ولی به او ایمان نیاورند. همان‌طور که پیامبر را می‌دیدند و ایمان نمی‌آوردند.

حالا ببینید که پاسخ امام صادق «علیه‌السلام» به اَبی‌العَوجاء چه بود؟ امام صادق «علیه‌السلام» در این حدیث استدلال‌هایی آورده مبنی بر اینکه او غایب نیست. بلکه فقط یکی را می‌خواهد که چشم حقیقتش باز شود و  او را رؤیت کند و الا او قابل رؤیت است.

امام صادق «علیه‌السلام» از چه راهی این مطلب را استدلال می‌کنند؟ از طریق یکی از صفت‌های پروردگار با نام «هو القادر» اثبات می‌کنند. قدرت و توان پروردگاری برای همۀ ما امری محسوس و مشهود است. اینکه به خودمان و نفسمان مراجعه کنیم بعد ببینیم در این نفسی که خداوند آن را خلق کرده و کار ما نبوده بلکه کار او بوده چه چیزهایی نهفته شده است؟ سپس با استفاده از این‌ها از اثر به مؤثر پی ببریم و مؤثر را نزدیک خودمان می‌بینیم.

«فقال لی: ویلک کیف احتجب عنک من أراک قدرته فی نفسک؟»؛ سپس فرمودند: ای وای بر تو! می‌گویی خداوند غایب است و چقدر بهتر می‌شد اگر حاضر ‌بود! خدا از ما غایب نیست. «کیف احتجب»، چگونه می‌گویی از ما محجوب است در حالی که او را می‌بینیم؟

«من أراک قدرته فی نفسک؟»؛ خدایی که قدرتش را در جان و نفس تو قرار داده است و تو مخلوق این قدرت هستی؛ تو محکوم این قدرت هستی؛ ولی باز هم می‌گویی خدایی در کار نیست یا خدا را می‌خواهم با چشم ظاهر ببینم. این همه قدرتی که در وجود تو است از کجا آمده است؟ بالاخره از او حکایت می‌کند.

«نشوَّک ولم تکن»؛ یکی اینکه خداوند تو را به وجود آورده است. «ولم تکن» و تو نبودی؛ مقداری فکر کن و ببین این از کجاست؟ آیا این اثر او نیست؟ آیا این دلیل و راهنمای بر او نیست؟

«وکبرک بعد صغرک»؛ «اراک کبرک بعد صغرک» اگر با مفعول بخوانیم به فعل اراک بر می‌گردد. خداوند بزرگی تو را بعد از کودکی و کوچکی به تو نشان داد؛ تو که به این صورت بزرگ نبودی! تو در شکم مادرت بودی. سپس چه دوران‌هایی را گذراندی تا به اینجا رسیدی.

«وقوَّتک بعد ضعفک»؛ یک وقتی بود که تو بسیار ضعیف بودی. سلولی از نطفۀ منی پدر و مادرت بودی [سپس این سلول به‌تدریج] رشد پیدا کرد تا به این قوت رسید. مگر تو این‌طوری بودی؟ چه‌کسی این را به وجود آورده است؟ این کار چه‌کسی بوده است؟

«وضعفک بعد قوَّتک»؛ همچنین روزی فرا می‌رسد که انسان به همان ضعف‌هایی که در اول داشت بر می‌گردد و قوا تحلیل می‌رود. حضرت در واقع می‌خواهند تحولاتی را که در وجود انسان پیش می‌آید را [بیان بفرمایند]. در تحولاتی نظیر ضعف، بیماری، صحت یا هر چیز دیگری دستی [در کار] بوده که این‌گونه پیش آمده است.

«وسقمک بعد صحتک وصحتک بعد سقمک»؛ [نعمت] سلامتی را داری اما یک دفعه می‌بینی که از دست می‌رود و بیماری، جای آن را می‌گیرد. لذا در اینجا متوجه این کلام توحیدی حضرت که «همه چیز از اوست» می‌شویم. درست است که یک چیزهایی در این اسباب ظاهری دخالت دارد ولی بازگشت تمامی آن‌ها به اوست. بیماری، صحت و سلامتی از اوست.

«ورضاک بعد غضبک، وغضبک بعد رضاک»؛ این‌که گاهی خشنود می‌شوی با اینکه قبلاً خشمی داشتی یا مثلاً خشمی بعد از خشنودی می‌آید، این تغیرات و تحولات یک دستی را می‌طلبد.

«وحزنک بعد فرحک، وفرحک بعد حزنک»؛ این چیست که تو گاهی اندوهناک می‌شوی در حالی‌که قبل از آن خوشحال و خندان بودی یا بالعکس.

«وحبّک بعد بغضک وبغضک بعد حبّک»؛ یک دفعه می‌بینی یک دوستی، نسبت به کسی در دل توست و سپس تغییر می‌کند و بغض و نفرت به وجود می‌آید. این تغیّر حالات از چه کسی است؟

«وعزمک بعد إِنابتک، وإِنابتک بعد عزمک»؛ تأمل می‌کنی و سپس روی چیزی عزیمت و اراده می‌کنی. این‌ها از کجاست؟

«وشهوتک بعد کراهتک، وکراهتک بعد شهوتک»؛ به چیزی اشتها پیدا می‌کنی که قبلاً از آن نفرت داشتی. گاهی هم عکس آن می‌شود.

 «ورغبتک بعد رهبتک، ورهبتک بعد رغبتک»؛ گاهی اوقات یک حال و میلی در انسان پیدا می‌شود و سپس آن حال تغییر می‌کند. می‌بینی که یک حال ترحم و خوفی ایجاد می‌شود. خلاصه حضرت می‌خواهد بگوید اگر قبض، بسط و حالاتی اعم از روحی، عرفانی، جسمی یا غیره پیش می‌آید؛ این دست تغییر یک مغیری را می‌طلبد. سپس می‌فرمایند:

«ورجاءک بعد یأسک و یأسک بعد رجائک»؛ چطور شد یک دفعه به یک چیزی امیدوار بودی اما باز به یک‌بار از همان چیز نا امید می‌شوی. یا گاهی برای انسان در همین حالات سیر و سلوکی صعود و نزولی پیش می‌آید.

«وخاطرک بما لم یکن فی وهمک، وعزوب ما أنت معتقده عن ذهنک»؛ گاهی اوقات می‌بینی چیزهایی که اصلاً در وهم، واهمه و خیال نمی‌آمد به یک ‌بار خطوری در ذهن حاصل می‌شود. این از کجاست؟ وقتی به یک‎‌بار این همه خطورات در ذهنی که هیچ خطوری در آن نبوده وارد می‌شود[متوجه می‌شویم] که باید یک دستی آن را ایجاد کرده باشد. همچنین گاهی به یک اموری معتقد هستی اما یک دفعه می‌بینی که این عقاید از تو زایل می‌شود و غروب پیدا می‌کند و می‌رود. بعضی از رفقا نزد ما می‌آیند و می‌گویند که در گذشته در این مسیر چه چیزهایی را می‌دیدیم، برنامه‌هایی بود، انواری بود ولی الان از یک فرد عامی ساده نیز بدتر شده‌ایم . الان صفرِ صفر شده‌ایم و چیزی در دست نداریم. آن چه بوده و این چیست؟ این کلام امام صادق «علیه‌السلام» است که بیشتر به او فکر کنیم.

«وما زال یعدّ علیّ قدرته التی هی فی نفسی التی لا أدفعها، حتّى ظننت أنه سیظهر فیما بینی وبینه »؛ ببینید حضرت چگونه این مطالب را با این کلمات و استدلال‌ها برای شخصی (اَبی‌العَوجاء) که چنین سؤال عجیبی را مطرح کرد جا انداختند. به نحوی که در انتها می‌گوید حرف‌های حضرت آن‌قدر در من تأثیر کرد مثل اینکه خداوند در جلوی چشم من آمد.

 «وما زال یُعدِّد علیَّ قدرته»؛ معلوم می‌شود که فقط این‌ها که در این حدیث به زبان آوردیم نیست. این‌ها یک مقدار از مطالبی است که امام صادق «علیه‌السلام» فرموده است. چون اَبی‌العَوجاء می‌گوید حضرت آنقدر از قدرت‌های پروردگار آن هم نه در جهان و بیرون از من بلکه از آن قدرت‌هایی که در وجود من است یک به یک برای من بر شمرد.

«وما زال یُعدِّد علیَّ قدرته التی هی فی نفسی قدرت»؛ قدرت خدایی که در وجود من است تا من آن‌ها را بهتر حس کنم، بفهمم و ببینم. من تمامی این‌ها را اذعان کردم.

« التی لا أدفعها»؛ من نمی‌توانم این قدرت‌ها را از بین ببرم. آن‌ها قدرت‌های ثابتی هستند و این استخوان، گوشت، پوست، اعضا و جوارح مخلوق خدا در این بدن هستند؛ و من نمی‌توانم آن‌ها را از بین ببرم. خداوند برای چه آن‌ها را در این بدن قرار داده است؟ برای اینکه قدرت‌نمایی کند؛ برای اینکه از همین راه او را بشناسم و او را در خودم ببینم. چون این‌ها در نفسم بوده لذا باید او را در نفسم ببینم.

«حتى ظننت أنه سیظهر فیما بینی وبینه»؛ حضرت آن‌قدر شمرد تا اینکه گفتم اکنون خدا مجسم می‌شود و جلوی چشم من می‌آید. اگر خدا مجسم شود ولی ما به او ایمان درونی نداشته باشیم چه فایده‌ای دارد؟ اصل آن ایمان است که حضرت این‌گونه بیان می‌کند. از خداوند می‌خواهیم که درجات ایمانی و یقینی ما را بیش‌ از بیش بفرماید.

اللهم وفقنا لما یرضیک عنا؛ اللهُـم تقبـل منـا صلواتنا و تقبل منا اعمالنا یا ارحم الراحمین.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳﴾ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾

«خطبۀ دوم»

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین.

اللهم صل و سلم علی حبیبک المحمد و علی فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین و علی امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب و علی الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمدبن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجه الخلف الصالح المهدی القائم المنتظر اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و ارنا وجهه و قرب زمانه وجعلنا من المستشهدین بین یدیه

در خصوص احادیث توحیدی، باز هم حدیث دیگری داریم:

«سُئِلَ محمد اِبْنُ اَلْحَنَفِيَّةِ عَنِ اَلصَّمَدِ فَقَالَ قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ»؛ این روایت را مرحوم سبزواری در صفحۀ ۳۸ کتاب جامع الاخبار  نقل می‌کند. از محمدبن حنفیه فرزند حضرت علی «علیه‌السلام»، از تفسیر «صمد» که یکی از صفات خداوند است سؤال کردند. محمد بن حنیفه از قول پدرش آقا امیرالمؤمنین گفت:

«تَأْوِيلُ اَلصَّمَدِ لاَ اِسْمٌ وَ لاَ جِسْمٌ وَ لاَ مِثْلٌ وَ لاَ شِبْهٌ وَ لاَ صُورَةٌ وَ لاَ تِمْثَالٌ وَ لاَ حَدٌّ وَ لاَ حُدُودٌ وَ لاَ مَوْضِعٌ وَ لاَ مَكَانٌ وَ لاَ كَيْفٌ وَ لاَ أَيْنٌ وَ لاَ هُنَا وَ لاَ ثَمَّةَ وَ لاَ مَلَأٌ وَ لاَ خَلَأٌ وَ لاَ قِيَامٌ وَ لاَ قُعُودٌ وَ لاَ سُكُونٌ وَ لاَ حَرَكَاةٌ وَ لاَ ظلْمَانِيٌّ وَ لاَ نُورَانِيٌّ وَ لاَ رُوحَانِيٌّ وَ لاَ نَفْسَانِيٌّ وَ لاَ يَخْلُو مِنْهُ مَوْضِعٌ وَ لاَ يَسَعُهُ مَوْضِعٌ وَ لاَ عَلَى لَوْنٍ وَ لاَ عَلَى خَطَرِ قَلْبٍ وَ لاَ عَلَى شَمِّ رَائِحَةٍ مَنْفِيٌّ منْ هَذِهِ اَلْأَشْيَاءُ»؛

«صمد» یک معنای لغوی و یک معنای تأویل عرفانی دارد. آقا امیرالمؤمنین در تفسیر کلمۀ «صمد» در این بیان مفصل [حالت دوم را بیان] می‌فرمایند: صمد آن خدایی است که نه اسم و نه جسم است؛ نه شبیهی دارد؛ نه صورتی دارد؛ نه مثالی دارد؛ نه حدی دارد؛ نه یک مکانی دارد؛ نمی‌شود به او گفت که کیفیت و عینیتش چگونه است؟ کجا هست؟ کجا نیست؟ کجا خالی است؟ کجا پر است؟

«منفی من هذه الاشیا»؛ همگی آن‌ها دربارۀ خدا قابل نفی است. تمام آن‌ها را باید از خدا نفی کرد. نمی‌شود گفت که او قائم است! جالس است! ساکن است! یا متحرک است! خداوند از صفاتی که بشر دارد منزه است. ظلمت و نوری که در مخلوقات است در او نیست. روحانیت و نفسانیتی که در مخلوقات است که در او نیست؛ و هیچ جایی از او خالی نیست؛ یعنی خدا در همه جا وجود دارد. ولی اینگونه نیست که در اشیاء ممزوج باشد. حال که موضعی از او خالی نیست و همه جا هست نمی‌شود بگوییم که این همه، جا و مکان، جای اوست. نه این جور نیست!

«ولا یسعه موضع»؛ با اینکه باید با همۀ اشیاء باشد اما اشیاء صلاحیت آن را ندارند که جایگاه او قرار بگیرند. چون تمامی آن‌ها شُبهۀ تجسم در او ایجاد می‌کند.

«و لا على لون»؛ او این رنگ‌های ما را  ندارد.

«ولا على خطر قلب»؛ همچنین او نمی‌تواند خاطره‌ای از خواطر قلب ما باشد. اگر هم عارفی تجلیاتی دارد، تجلیاتِ از آن ذات است چون کنه و ذات او به هیچ وجه برای ما مقدور نیست.

«و لا على شم رائحة»؛ او را نمی‌شود مثل گلی که انسان بو می‌کند، بویید. یعنی هیچ شبهه‌ای از تجسم در او نیست.

 «منفی من هذه الأشیاء»؛ او از همۀ این اشیا جداست و هیچ تشابهی با این اشیاء ندارد.

این مطلب هم روایت دیگری از روایات توحیدی بود. امروز در دعای ندبه خواندیم: ما باید خودمان را متوجه ناحیۀ مقدسه کنیم تا برای ما افاضاتی شود. همیشه باید نسبت به حضرت، حالت توجه و توسل داشته باشیم به‌ویژه در چنین محافل، مجامع و امکنه‌ای که مسلمین جمع می‌شوند. ممکن است در بین این جمعیت‌ها یکی دعایش بگیرد و مشیت خداوند قرار بگیرد و دعای مؤمنین را اجابت کند.

«اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَه کَریمَه تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ»؛ خدایا به اسلام و اسلامیان نصرت عنایت بفرما. دشمنان اسلام را نابود بگردان. مراجع عظام خاصه رهبری را در پناه آن حضرت از گزند روزگار محفوظ بدار. در جمع ما هرکس هر گرفتاری و مشکلی دارد و از جامعه مسلمین مشکلات را برطرف بفرما. اموات و گذشتگان ببخش و بیامرز. اللهم اغفر لنا و لجمیع المومنین و المؤمنات

بسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ وَالْعَصْرِ‌ ﴿١﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ‌ ﴿٢﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=23932

مطالب مشابه

  • سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»-فاطمیه ۱۴۴۵ و ۱۴۴۶
  • شرح کتاب چهل حدیث- شرح حدیث شانزدهم با موضوع صبر
  • بسته صوتی استاد کمیلی در ماه ربیع‌ الاول
  • دستورالعمل‌های عمومی به شاگردان و محبین برای کمک به پیروزی جبهه انقلاب
  • یپام حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در پی جنایت رژیم غاصب صهیونیستی
  • شرح کتاب چهل حدیث- ادامه شرح حدیث یازدهم با موضوع تفکر
  • شرح کتاب چهل حدیث- ادامه شرح حدیث یازدهم با موضوع تفکر
  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی الحجه
  • شرح کتاب چهل حدیث- ادامه شرح حدیث یازدهم با موضوع تفکر
  • شرح کتاب چهل حدیث- شرح حدیث یازدهم با موضوع تفکر

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»-فاطمیه ۱۴۴۵ و ۱۴۴۶
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال جمادی الثانی
  • مناسب های جمادی الثانی

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد