• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : شنبه, ۲ خرداد , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
شعبان/ ویژه نامه

9 ژوئن, 2014

کد مطلب : 971

ویژه نامه ولادت امام زمان-عج

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَلسَّلا مُ عَلَیْکَ یا داعِیَ اللَّهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ…

کوچه های شهر را امشب چراغانی کنید

عرش را و فرش را آیینه بندانی کنید

آمده نور دل انگیزی به سمت سامرا

باید امشب کوچه ها را خوب نورانی کنید

طبق رسم فصل حج، مثل تمام حاجیان

جان ما را پیش پای یار، قربانی کنید

از خَم ابروی او صدها خُم می می چکد

باید امشب خلق را انگور مهمانی کنید

دیدن روی سلیمان کار آسانی که نیست

باید اوّل خوب از این مُلک، دربانی کنید

هر که باشد نوکر تو زود آقا می شود

خود به خود با یک نگاه تو مسیحا می شود

***

ولادت حضرت ولی الله الاعظم امام زمان مهدی موعود (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بر همه سالکان راه حق مبارک باد

طلوع خورشید چهاردهم:

حضرت حکیمه خاتون(سلام الله علیها):

نزدیک غروب بود، ابومحمد ـ امام حسن عسکری ـ کسی را نزد من فرستاد و از من برای افطار دعوت فرمودند. کارهایم را رها کردم و به خانه حضرت عسکری (علیه‌السلام) رفتم و از علت این دعوت سؤال کردم؟ به من فرمود: عمه جان! امشب پیش ما افطار کن که امشب خدای تبارک و تعالی حجت خود را به دنیا خواهد آورد. پرسیدم: مادرش کیست؟

فرمود: نرجس. گفتم: خداوند مرا فدای شما کند، من کوچکترین اثر و نشانه‌ای از حمل در او نمی‌بینم!! فرمود: همانست که گفتم.

حکیمه خاتون گفت: وارد اتاق شدم سلام کردم و نشستم. نرجس خاتون سلامم را جواب داد و گفت: بانوی من! بانوی خاندانم! چگونه‌ای؟ در چه حال هستی گفتم: بلکه تو بانوی من و خاندان من هستی.

نرجس سخنم را قطع کرد و گفت: این چه گفتاری است عمه جان؟!

گفتم: دخترم! خداوند امشب به تو پسری عطا می‌کند که سرور و آقای هر دو جهان خواهد بود. نرجس از شنیدن این کلام خجالت کشید و از حیا سرش را پایین انداخت.

چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار کردم و خوابیدم. نیمه‌های شب بود برای نماز شب برخاستم و پس از خواندن نماز شب دوباره به رختخواب رفتم. در تمام این مدت، نرجس مشغول استراحت بود و خبری نبود. بعد از مدتی او نیز بیدار شد نماز شبش را خواند و دوباره به رختخواب باگشت.

من که نگران بودم از اطاق بیرون آمدم به آسمان نگاهی افکندم، دیدم صبح کاذب دمیده ولی هنوز خبری نشده و نرجس خاتون مشغول استراحت است در دلم دچار تردید شدم، که ناگهان امام حسن عسکری (علیه‌السلام) از اطاق مجاور بانگ زد: عمه جان شتاب نکن، که امر نزدیک است.

نشستم و مشغول تلاوت قرآن شدم. هنوز مشغول تلاوت بودم که نرجس خاتون وحشت زده بیدار شد. به سویش دویدم و گفتم: تو را به خدا، چیزی احساس می‌کنی؟ فرمود: آری، عمه جان!

گفتم: بر خود مسلط باش که وعده خدا نزدیک است.

آن‌گاه لحظاتی او را ندیدم! گویی پرده‌ای بین من و او آویخته شده بود بعد از سپری شدن آن لحظات، احساس کردم که حجت خدا به دنیا آمده است.

سپس فرزند نرجس خاتون ـ حجت خدا را دیدم که به سجده افتاده است. او را در آغوش گرفتم دیدم پاک و پاکیزه است در همان لحظه امام حسن عسکری (علیه‌السلام) مرا صدا زد و فرمود: عمه جان! پسرم را نزد من بیاور.

مولود مسعود را به محضر امام حسن عسکری (علیه‌السلام) بردم، امام، نور دیده‌اش را بغل کرد و او را بر سینه چسبانید و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آن‌گاه زبان مبارک خود را در دهان او قرار داد، گویی از زبان خود به او شیری داد. سپس دست مبارکش را بر دیده‌ها، گوش‌ها و مفاصل بدنش کشید و کامش را برداشت، سپس فرمود: پسرم! سخن بگو، حرف بزن! بی درنگ حجت خدا که لحظاتی از تولدش می‌گذشت سخن آغاز کرد:

به یگانگی خدا و رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شهادت داد و بعد به امیرمؤمنان و یکایک امامان سلام و صلوات فرستاد تا به پدر بزرگوارش رسید، به او هم سلام گفته، دیگر ساکت شد. آن‌گاه امام حسن عسکری (علیه‌السلام) به من (حکیمه خاتون) فرمود: عمه جان! او را پیش مادرش ببر، پس او را نزد مادرش بردم. سپس فرمودند: عمه جان! روز هفتم نیز نزد ما بیا.

حکیمه خاتون می‌گوید: صبح همان روز به محضر امام رسیدم و عرض ادب کردم. پرده اتاق نرجس را کنار زدم که مولود مسعود (امام زمان علیه السلام) را یکبار دیگر زیارت کنم، او را در گهواره خود ندیدم.

به امام حسن عسکری (علیه‌السلام) گفتم: فدای تو شوم، سید و مولای من چه شد؟! فرمود: او را به کسی امانت سپردم که مادر موسی، پسرش موسی را به او سپرد.

شاید مراد حضرت این بود که او را به حفظ و حراست خدا در حریم قدس سپردم.

حکیمه خاتون فرمود: روز سوم ولادت حضرت مهدی (علیه‌السلام)، برای دیدن آن چهره دلربا دلم تنگ شد، به خانه امام عسکری (علیه‌السلام) و به اتاق نرجس خاتون رفتم از آن مولود نشانی نیافتم. نرجس خاتون را دیدم نشسته و گهواره‌ای با پوشش سبز در کنار او قرار داشت.

سپس به محضر امام عسکری (علیه‌السلام) شرفیاب شدم، امام که می‌دانست من به دنبال حضرت مهدی می‌گردم فرمودند: عمه جان! او در کنف حمایت و تحت عنایت و رعایت حضرت پروردگار است تا روزی که خداوند او را اذن ظهور دهد.

عمه جان! هنگامی که من از دنیا رفتم، و شیعیانم دچار اختلاف شدند، به افراد مورد اعتماد داستان ولادت را بازگوی. ولیکن باید این داستان پیش تو و آنها پوشیده و مخفی بماند. که خداوند ولی خودش را از دیدگان مردم غایب خواهد کرد و از بندگانش مخفی نگه خواهد داشت. کسی او را نخواهد دید تا روزی که جبرئیل رکاب اسبش را بگیرد. تا خداوند کاری را که شدنی است انجام دهد (زمان ظهور حضرت فرا رسد).

از سخنان حکیمه خاتون استفاده می‌شود که هرگاه دلش برای امام عصر (علیه‌السلام) تنگ می‌شده به دیدار او می‌رفته و در توصیف صورت و لحن امام عصر (علیه‌السلام) می‌گوید: هرگز سیمایی زیباتر از سیمای او ندیده بودم. و زبانی شیرین تر از لحن او نشنیده بودم و عطری خوشتر از بوی او استشمام نکرده بودم.

امام عسکری (علیه‌السلام) و انتشار خبر ولادت حضرت مهدی (علیه‌السلام)

در حالیکه امام عسکری (علیه‌السلام) و خانواده‌اش در مراقبت شدید خلیفه عباسی بودند و دشمنان مترصد به دنیا آمدن حضرت مهدی (علیه‌السلام)، برای از بین بردن او بودند ولی حجت دوازدهم در سامرا به گونه‌‌ای که هرگز احدی از دشمنان آگاه نشوند، درخانه امام عسکری در سحرگاه روز جمعه پانزدهم شعبان ۲۵۵ هجری پیش از آفتاب دیده به جهان گشود که همیشه آفتاب را پشت سر نهد!

امام حسن عسکری (علیه‌السلام) نیز با تمام قدرت به پخش و نشر خبر ولادت آن حجت خدا پرداخت چرا که دیگر کسی نتواند منکر ولادت و وجود او گردد.

***

فعالیت‌های امام عسکری(علیه‌السلام) در انتشار تولد با سعادت حضرت مهدی (علیه‌السلام) بدین شرح بود:

۱ـ جناب حکیمه خاتون را که بانوی با عظمتی بود و در میان بنی هاشم شریفترین بانو، دختر امام جواد، خواهر امام هادی، زاهده، عابده، و سر آمد بانوان شیعه در عصر خود بود دعوت می‌کند که آن شب را در خاندان امامت سپری کند و شاهد عینی ولادت آن مهر تابان باشد.

۲ـ قابله‌ای از غیر شیعه دعوت می‌کند که گواه ولادت آن حجت خدا باشد، تا حجت بر عده‌ای از صالحان اهل سنت تمام شود، که همین بانو موجب شیعه شدن عده‌ای از افراد خانواده‌اش شده است.

۳ـ مولود مسعود را (حضرت مهدی علیه السلام) در مناسبت‌های گوناگون به افراد مورد اعتماد از یاران و شیعیان عرضه می‌نمود، تا حجت خدا را با چشم خود ببیند و دیگر سخن دشمنان را درباره انکار او باور نکنند.

۴ـحضرت مهدی (علیه‌السلام) را در همان سن طفولیت در جمع شیعیان حاضر می‌کرد که در حضور پدر پرسش‌های آنان را پاسخ دهد، اموال آنان را دریافت نماید و میان آنان داوری کند.

۵ـ امام عسکری (علیه‌السلام) نامه‌های فراوانی به شهرهای دور دست همچون: مدینه، بصره، قم ارسال می‌کند و در آن‌ها شیعیان خالص را به ولادت حجت دوازدهم بشارت می‌دهد.

۶ـ گوشت و نان فراوان خریداری کرده، به عنوان عقیقه فرزند گرامیش مهدی (علیه‌السلام) در میان شیعیان سامرا تقسیم می‌کنند.

۷ـ حضرت عسکری (علیه‌السلام) گوسفندانی را به خارج از سامرا می‌فرستاد تا به عنوان عقیقه فرزندش ذبح کرده، اطعام نمایند.

خلاصه کلام اینکه خانواده امامت از هیچ فرصتی در انتشار خبر ولادت با سعادت آن یگانه هستی مولود غفلت ننمود و پیش از رحلت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) خبر ولادت حجت خدا در دورترین نقاط جهان اسلام به گوش شیعیان خاص و افرادی صالح از غیر شیعه رسیده بود.[۱]

***

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

در نعل سمند او شکل مه نو پیدا

وز قد بلند او بالی صنوبر پست

شمع دل دمسازان بنشست چو او برخاست

وافغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست

گر غالیه خوشبو شد در گیسوی او پیچید

ور وسمه کمان کش گشت در ابروی او پیوست

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست

وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

برخی از ویژگی‌ها و نشانه‌های حضرت مهدی(عج) در زمان «ولادت» و «ظهور»

۱ـ نور و درخشندگی آن حضرت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و أله و سلم) در حدیث معراج فرمود: نور مهدی (علیه السلام) در میان انوار سایر ائمه مانند ستاره‌های درخشان بود در میان سایر ستارگان.

۲ـ در روز ولادت أن حضرت دو ملک آن، بزرگوار را به سراپرده عرش بردند وحق تعالی به او فرمود: مرحبا به تو ای بنده من!

۳- جمع شدن بین کنیه و اسم رسول خدا در حضرتش.

۴ـ او آخرین وصی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)و آخرین حجت خدا در زمین است.

۵ـ حضرت مهدی(علیه السلام) از همان کودکی در انظار خیلی به چشم نمی‌خورد و برای پرورش یافتن به عالم قدس سپرده شد و همواره در مجالست و مؤآنست ارواح قدسی و ملکوتی بود.

۶ـ هیچ‌گاه با کفار و منافقین و فساق بخاطر تقیه مجالست و مدارا ننموده و تا کنون دست هیچ ظالمی به دامانش نرسیده.

۷ـ بیعت احدی از جباران و ستمگران بر گردن حضرتش نیست.

۸ ـدر کتب آسمان و اخبار شب معراج خداوند تبارک و تعالی او را با القابی ذکر کرده و نام او را نبرده است. که این مطلب عظمت و علوّ و درجه آن امام را می‌رساند.

۹ـ ظهور آیات و نشانه‌های آسمانی و زمینی قبل از ظهور حضرت مهدی (عج).

۱۰ـ هم زمان با ظهورش ندایی از آسمان به اسم آن حضرت شنیده می‌شود که همه اهل زمین این ندا را می‌شنوند

۱۱ـحرکت افلاک و سیارات و اجرام آسمانی کند می‌شود به طوری که روزها طول می‌کشد و سال‌ها طولانی می‌گردد.

۱۲ـ ظاهر شدن مصحف امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) که بعد از شهادت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همه قرآن را با شأن نزول و تأویلات بدون هیچ تغییر و تبدیلی جمع آوری کردند.

۱۳ـ جن و ملک حضرتش را یاری می‌کنند و در رکاب حضرت به مبارزه و دفاع می‌پردازند.

۱۴ـ گردش روز و شب و گذشت زمان در قوت و نیروی حضرت و شکل و شمایل او هیچ تأثیری نگذارد، چنان‌که وقتی ظهور کند در صورت جوانی سی ساله باشد.

۱۵ـوحشت و نفرت و هراس از میان مردم و موجودات زنده برداشته می‌شود و مهر و محبت و امنیت وآرامش بر کل زمین سایه می‌افکند.

۱۶ـعده‌ای از مردگان و اموات در زمان حضرت زنده می‌شودند و حضرت مهدی (عج) را یاری می‌کنند.

۱۷ـزمین گنج‌ها و ذخایر خود را در اختیار حضرتش قرار می‌دهد و سپرده‌ها و ذخایر را از خود خارج کند.

۱۸ـباران و گیاه و درختان و میوه‌ها و همه نعمتهای زمین زیاد می‌شود به طوری که زمین چهره‌ای متفاوت و زیبا پیدا می‌کند.

۱۹ـعقل‌ها به برکت وجود آن حضرت کامل شود و کینه و حسد از دل‌ها کوچ می‌کند، سینه مؤمنان پر از علم و معرفت می‌شود.

۲۰ـقوت و نیروی غیر متعارف و مضاعف در اصحاب آن حضرت به گونه‌ای که هر کدام از آن‌ها سالیان درازی عمر کنند و هر یک از آنان قدرت چهل مرد را به تنهایی داشته باشند و ضعف و سستی از بدن‌های ایشان رفته باشد.

۲۱ـ مردم به واسطه نور چهره دلربای حضرت مهدی (عج) از نور آفتاب و ماه بی نیاز می‌شوند

۲۲ـ پرچم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با آن حضرت است.

۲۳ـزره حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فقط بر بدن شریف حضرت مهدی (عج) اندازه و موزون است.

۲۴ـبرداشته شدن تقیه و خوف از کفار به طوری که مؤمنین و شیعیان می‌توانند بغض و برائت خود را از دشمنان ائمه آزادانه ابراز کنند.

۲۵ـحضرت مهدی(عج) بر تمام زمین حکومت می‌کند و حکمش در تمامی این کره خاکی نافذ است.

۲۶ـپر شدن تمام زمین از عدل و داد چنانکه در بیشتر آیات و اخباری که درباره حضرت مهدی(عج) است این وعده به چشم می‌خورد که زمین پر از عدل و داد شود.

۲۷ـامام زمان(عج) در زمان حکومتش در بین مردم به علم امامت حکم می‌کند و از کسی بینه و شاهد بر مدعایش نمی‌خواهد.

۲۸ـ اجرا شدن احکام مخصوصی که تا زمان آن حضرت اجرا نشده است.

۲۹ـ آشکار شدن تمامی مراتب علوم و معارف به گونه‌ای که حضرت صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: علم بیست و هفت حرف است و تمامی آن‌چه را که پیامبران آورده‌اند دو حرف از علم بوده و مردم نشناختند غیر از این دو حرف را و هنگامی که قائم ما (علیه‌السلام) خروج کند بیست و پنج حرف دیگر را آشکار نماید.

۳۰ـبرای اصحاب و یاران آن حضرت شمشیرهایی از آسمان آورده می‌شود.

۳۱ـ حیوانات و وحوش از اصحاب حضرت اطاعت می‌نماید.

۳۲ـجاری شدن و دو نهر در پشت [مرکز فرماندهی حضرت] کوفه، یکی از آب و دیری از شیر، به گونه‌ای که هر تشنه‌ای را سیراب و هر گرسنه‌ای را سیر گرداند.

۳۳ـ حضرت عیسی (علیه‌السلام) از آسمان نازل گردد و پشت سر حضرت مهدی صلوات الله علیه نماز گذارد و حضرتش را یاری فرماید.

۳۴ـدجال لعین که وجودش عذابی الهی است به دست امام زمان (علیه‌السلام) به هلاکت می‌رسد.

۳۵ـ شیطان با ذلت و خواری به دست حضرت مهدی (عج) یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) کشته می‌شود.[۲]

***

بعد تو چندین قیامت دیر شد ما را ببخش
مِهر مُرد و ماه در زنجیر شد ما را ببخش

راوی این قصه از یعقوب یادی هم نکرد
یوسف این قصه دیگر پیر شـد ما را ببخش

نازنینا عدل ما را کشت، تو دیگر مکش
مهربانا! ظلم عالم گیر شد ما را ببخش

ازحدیث قدسی چشمت کسی شرحی نخواند
مصحف زلف تـو بد تفسیر شد ما را ببخش

ماندانستیم راز عقل و سرّ عشق چیست
عقل مُرد و عاشقی تحقیر شد ما را ببخش

تیرمان بر سنگ خورد و خون مان بر خاک ریخت
سهم مان دنیای پر نـخجیر شـد ما را ببخش

مدتی گر عاشقی از یاد رفت از ما مرنج
اندکی گر مثنوی تــأخیر شد ما را ببخش

حدیث جامع نبوی در توصیف آخرالزمان

ابن عباس میگوید:در حجه الوداع، با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مشغول انجام مناسک حج بودیم که حضرت حلقه در کعبه را گرفته و رو به ما کردند و فرمودند: آیا می خواهید شما را از نشانه ها و حوادث پیش از قیامت (ظهور) خبردار کنم؟!

 سلمان که از همه به ایشان نزدیک تر ایستاده بود،گفت: بلی یا رسول الله !

ایشان فرمودند: از جمله آنها ضایع و تباه کردن نمازها و تبعیت از شهوتها، متمایل شدن به هواهای نفسانی، تکریم و بزرگداشت ثروتمندان و مال پرستان و فروختن دین به قیمت دنیاست .در این زمان است که قلب مومن در درونش همانند نمک در آب حل می شود ،چرا که منکرات، کژیها و کاستیها را می بیند وقدرت تغییر دادن آنها را ندارد.

– سلمان پرسید: آیا واقعآ چنین خواهد شد ؟

– سلمان! قسم به آن که جانم در دست اوست، آری! و به دنبال آن حاکمان و امیران ستمگر و وزیران فاسق و کار گزاران و کارشناسان ستمکار پیدا می شوند و [مردم] به خیانتکاران، اعتماد می کنند.

–  آیا واقعآ چنین روزی خواهد آمد؟

– سلمان! قسم به آن که جانم به قبضه ی قدرت اوست، آری!در آن زمان است که منکرات و انحرافات، معروف و خوب و اعمال پسندیده، منکر و نا پسندید شمرده می شود.شخص خائن معتمد و شخص امین، خائن خوانده میشود.دروغگو را تایید و راستگو را طرد میکنند.

–  آیا واقعا چنین روزی خواهد آمد؟

– قسم به آنکه جانم در دستانش است؛ آری! در آن زمان است که زنان فرمانروا میشوند و برتری می یابند.با زنان و کنیزان مشورت میگردد و کودکان، بر منبر ها می‌نشینند و هر چیزی نهایتا به دروغ ختم میشود.زکات و فیء که حق عمومی و همگانی است غنیمت و بهره شخصی شمرده میشود.شخص به والدینش ستم میکند و در عین حال به دوستش خدمت و نیکی. و آنجاست که ستارۀ گنهکاری طلوع میکند.

–  آیا چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد؟

– سلمان! قسم به آنکه جانم در دست اوست؛ آری! در چنین شرایطی است که مرد با همسرش در تجارت شریک میشود، خوی و عادت‌های شخصی و باطل زیاد شده وخوبی‌ها به شدت کم میشود. شخص به خاطر سخت گیری به بدهکاران خود، تحقیر میشود.و زمانی است که بازار ها به هم نزدیک میشوند و یکی میگوید: چیزی نفروختم و دیگری میگوید: سودی نبردم و چیزی جز شکایت کردن از خدا دیده نخواهد شد!

 –  آیا چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد؟

– سلمان! قسم به آنکه جانم در دست اوست؛ آری! در آن زمان است که به دنبال این حوادث، اقوامی پیدا می‌شوند که اگر حرفی بزنند کشته می‌شوند و اگرساکت بمانند، غارتشان میکنند تا اینکه از اموالشان بهره مند شوند و به حریمهایشان تجاوز کنند و حرمتشان را شکسته و خونشان را بریزند. قلبهای آنها کاملا با ترس و حقه بازی عجین گشته و آنها را جز در حالت خوف و نگرانی و هراس ووحشت نمی یابی.

–  آیا واقعا چنین خواهد شد؟

– سلمان! آری قسم به آنکه جانم در دست اوست. درآن زمان است که چیزی از مشرق و چیزی از مغرب می آید و امت مرا رنگارنگ میکند. چه بیچاره اند کسانیکه به خاطر آنها ضعیف میشوند و وای برآنها که خدا چه برای آنها مهیّا کرده است و چگونه مترصد آنهاست، نه به کوچکتر ها رحم میکنند و نه به بزرگتر ها احترام میگذارند.از خطاکاران و گنهکاران در امان نیستند،بدنهایشان، بدن انسان و قلب هایشان، قلب شیطان است!

– آیا واقعا چنین خواهد شد؟

– سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری!درآن زمان مردان تنها به مردان و زنان تنها به زنان [برای ارضاء شهوات] مشغول میشوند. همانگونه که اهل خانه ای نسبت به دختران خانه خود احساس غیرت میکنند [غریبه ها] نسبت به پسرکان جوان، غیور میگردند [وآنها را ناموس خود میشمارند] مردان به زنان و زنان به مردان شبیه میشوند و زنان بر زینها سوار میگردند که لعنت من برچنین زنان مسلمانی باد!

– آیا واقعا چنین خواهد شد؟

– سلمان! آری قسم به آنکه جانم در دست اوست. در آن زمان مساجد را همانند کلیساها و کنسیه‌ها تزیین میکنند و قرآنها را طلاکاری وزینت.مناره ها بلند میشوند وخطوط (دسته ها) زیاد میشوند. قلبهایشان نسبت به هم متنفر ودرزبانهایشان، اختلاف نمایان است.

– آیا واقعا چنین خواهد شد؟

– سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! در آن زمان است که مردان و پسران امتم برای زینت از طلا استفاده میکنند و حریر و دیبا و ابریشم می‌پوشند و با بیگانگان متحد میشوند.

– آیاچنین چیزی واقع خواهد شد؟

– سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! درآن زمان، ربا علنی میشود و با اجناس ممتاز، رشوه و معامله میکنند.دین رها میشود ومقام و منزلت دنیا [در نظرمردم] رفیع میگردد.

 –  آیا چنین خواهد شد؟

–  سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! هرچندبه خداضرری نمیرسانند[به خودشان ظلم میکنند] لیکن طلاق زیاد میشود و حدود اقامه و اجرا نمیشود.

–  آیا واقعا چنین خواهد شد؟

– سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! در آن زمان است که زنان آوازه خوان میشوند وآلات موسیقی جلوه می یابند و به دنبال آن اشرار امتم پیدا میشوند.

–  آیا واقعا چنین خواهد شد؟

– سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! درآن زمان ثروتمندان امتم ، برای تفریح و سیاحت، افراد عادی برای تجارت و کسب درآمد و فقرا برای ریا و خودنمایی به حج وعمره میروند. جمعیتی پیدا می‌شوند که تفکر وتدبر و تفقه آنها برای غیر خدا [واغراض غیرالهی] است. زنازادگان زیادمیشوند وقرآن را با آواز و غنا میخوانند و به خاطر دنیا بر سر هم میریزند و با هم درگیر میشوند.

–  آیا واقعا چنین خواهد شد؟

-سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! درآن زمان به محارم تجاوز میکنند و به دنبال گناهان میروند، اشرار و بدان بر خوبان مسلط میشوند.دروغ علنی میشود ولجاجت نمایان میگردد. بیچارگیها نمایان میشود، با لباسها به هم فخر میفروشند ومباهات میکنند و ظرفهای ناشایست را پر میکنند.نرد و شطرنج و آلات موسیقی موردپسند[مردم] واقع میشوند. امر به معروف و نهی از منکر را انکار میکنند،به طوری که مؤمن خوارتر از کنیز میگردد. همدستی میان زاهد[نما]ها وقاریان [بدکردار] نمایان میشود. اینها همانها هستند که درآسمانها آنها را پلیدان ناپاک می خوانند.

-آیا واقعا چنین خواهد شد؟

– سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! درآن زمان ثروتمند از وضعیت فقیر هراسان نمی شود به طوری که گدا یک هفته کامل از مردم گدایی میکند اما کسی را که چیزی در دستش بگذارد، نمی یابد!

– آیا حقیقتا چنین اتفاقی خواهد افتاد؟

– سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! در آن زمان «روبیضه» به سخن می آید.

– پدرو مادرم به فدایت یا رسول الله! «روبیضه» دیگر چیست؟!

– کسی که تابه حال صحبت نمی‌کرد برای امور عموم به سخن می آید و جز کمی از او فرمان نبرند…

***

– قسم به جانم که این همان چیزی است که دائما در عصرگمراهی و فسقی که درآن زندگی میکنیم، مشاهده میشود وبا تمام حواس ووجود از آنها خبر داریم. صلوات خداوند بر تو باد یا رسول الله ! ما را از آنهابا خبر کردی سلام بر تو یا مهدیا ! که روزی همه اینها را از بین می‌بری و عدل و داد را جایگزین آن میگردانی.[۳]

وقتی تو از سفر برسی عید می‌شود

دنیا دوباره صاحب خورشید می‌شود

چشمان روشنت که طلوعی دوباره کرد

دلها پر از تجلّی توحید می‌شود

با اهتزاز پرچم سرخت در آسمان

پیمان عشق و عاطفه تجدید می‌شود

از چشم خیس گریه کنان شهید عشق

با بوسه ای به راه تو تمجید می‌شود

یک عمر نوکریِ در خانۀ حسین

با یک نگاه لطف تو تایید می‌شود

آقا طواف مرقد خاکی مادرت

وقتی که چشم های تو تابید، می‌شود

این جمعه ها عزای مرا جار می‌زنند

برگرد با رسیدن تو عید می‌شود

نشانه های حتمی ظهور امام زمان

حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می‌فرماید:

«من المحتوم الذی لابد منه ان یکون قبل القائم: خروج السفیانی؛ و خسف بالبیداء و قتل النفس زکیّه و المنادی من السماء و خروج الیمانی»

از علائم حتمی قبل از ظهور قائم(عج): خروج سفیانی، فرو رفتن در زمین، کشته شدن نفس زکیه، ندای آسمانی و خروج یمانی؛

طبق این روایت از مولی الکونین علی بن ابیطالب(علیه السلام)، علائم قطعی و نشانه های حتمی ظهور پنج دسته اند، که ما هر یک از آنها را به اختصار بیان می نماییم:

۱- خروج و شورش سفیانی:

قطعی ترین نشانه در روایات شیعه شورش و خروج سفیانی است اما در کتب حدیث اهل سنت از سفیانی اسمی نیست و در عوض در کتب اهل تسنن از شخصی به نام دجال سخن رفته و تعداد احادیث مربوط به او بسیار بیشتر از روایات شیعه در مورد سفیانی است البته از دجال در بعضی از از روایات شیعه هم نام برده شده است؛

اما در مورد سفیانی امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

«و من یحتوم خروج سفیانی من رجب»؛

از علائم حتمی ظهور٬ شورش سفیانی در ماه رجب است. 

«قال الباقر علیه السلام: یخرج السفیانی یوم جمعه فیصعد منبر دمشق و یبایع الناس على أن لایخالفوا أمره رضوه أم کرهوه. ثمّ یخرج إلى الغوطه فیجتمع إلیه خمسون ألف مقاتل ثمّ تختلف الرایات الثلاث: فرایه الترک والعجم وهی سوداء ورایه لبنی العبّاس صفراء ورایه السفیانی حمراء فیغلبهم السفیانی بعد أن یقتل منهم ستّین ألفاً ویسیر إلى حمص فإلى الفرات مروراً بالرفه وسبا»؛

امام باقر (علیه السلام) می‌فرمایند:

سفیانی در روز جمعه بیرون می آید وبر منبر دمشق بالا می رود و با مردم بیعت می کند که خواه ناخواه با او مخالفت نکنند! سپس به سوی غوطه رود و پنجاه هزار جنگاور برای او گرد آیند؛ آنگاه سه پرچم در پشت سر هم آید: پرچم ترکان و عجم که سیاه رنگ است، پرچم عباسیان که زرد رنگ است و پرچم سفیانی که به رنگ سرخ باشد؛ سفیانی پس از آن‌که شصت هزار تن از آن‌ها بکشد بر آنان چیره گردد وبه سوی حمص و فرات رود.[۴]

امام صادق (علیه السلام): سفیانی طبق روایتی از امیر المومنین(علیه السلام) فردی است با نام عثمان از نوادگان ابوسفیان و بسیار خبیث و قسی القلب و مدت ۸ یا ۹ماه غارت و کشور گشایی می کند.

سپس حضرت مهدی(عج) او را از بین می برد و در بعضی روایات آمده که حضرت عیسی (ع) در بیت المقدس سفیانی را می کشد. اما قبل از نابودی شخص سفیانی لشکر خونخوار او در سرزمین بیداء به زمین فرو می روند.

دجال:

دجال صیغه مبالغه از کلمه دجل به معنای پنهان کننده حق و آشکار کننده باطل و گفته شده که نام اصلی دجال٬ صاید بن صید است و والدینش هر دو یهودی اند و ۳ سال قبل از خروجش قحطی می شود. در روایات اهل تسنن خصوصیاتی برای دجال گفته شده از جمله اینکه فردی کافر کیش و دارای عمر طولانی٬کوتاه قد٬ چاق و زشت رو است. که تمام عالم جز مکه و مدینه را تصرف می کند و هنگام خروجش حضرت بقیه الله بر سفیانی فائق آمده است.

۲- خسف بیداء:

بیداء نام سرزمینی است در دو منزلی مدینه؛ خسف٬ به معنای بلعیدن و نابود کردن است و طبق روایات متعددی تمام لشکر سفیانی پس از جنایت‌های بی شمار، هنگام عبور از این سرزمین به دل زمین فرو رفته و نابود می شوند و فقط دو نفر از این لشکر زنده می‌ماند:

در روایتی فرمودند: سفیانی از نسل ابوسفیان بن حرب است. سپاهی را به سوی مکه می‌فرستد که در سرزمین بیداء در شبی مهتابی که قرص ماه کامل است، بیتوته می کنند. چوپانی از آنجا عبور می کند و با خود می گوید: بیچاره مردم مکه که اینها چه بر سرشان خواهند آورد. می رود و برمی گردد و آنها را نمی بیند می گوید: سبحان اللّه ! یعنی در یک لحظه کوچ کردند [و از اینجا رفتند]؟ به منزلگاه آنها که می رسد لباسی را می بیند که بخشی از آن در زمین فرو رفته و بخشی دیگر آن بیرون است؛ سعی می کند که آن را درآورد ولی نمی تواند پس می فهمد که در زمین فرو رفته اند![۵]

۳- صیحه ی آسمانی:

 از مجموع روایات در باب نداهای آسمانی بر می آید که این ندا ها دو نوعند:

۱)یک دسته جزء نشانه های غیر حتمی اند مثل ندای آسمانی در ماه رجب

۲)یک دسته جزء نشانه های حتمی ظهورند، مثل دو صیحه ی آسمانی که در یک روز از ماه رمضان واقع می شوند.

امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند: «.…لابد من هاتین الصوتین قبل خروج القائم صوت من السماء و هو صوت جبرئیل و صوت من الارض و هو صوت ابلیس اللعین»؛[۶]

حتما قبل از ظهور قائم(عج) این دو صوت شنیده می شود: یکی از آسمان که صدای جبرئیل است و دیگری از زمین که صدای شیطان لعین است.

امام صادق(علیه السلام) در دنباله ی آیه‌ی: «وَاسْتَمِعْ یَوْمَ یُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ؛ یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَهَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ»[۷]؛

و روزى که منادى از جایى نزدیک ندا درمى‏دهد به گوش باش؛ روزی که همگان صیحه را به حق می‏شنوند، آن روز روز خروج است؛

می فرمایند:

«ینادی المنادی باسم القائم و اسم ابیه علیهماالسلام و الصیحه فی هذه الایه صیحه القائم من السماء و دلک یوم الخروج؛[۸]

«منادی با نام حضرت قائم و نام پدرش ندا سر می دهد و صیحه در این آیه همان بانگ آسمانی و صیحه زمان قیام حضرت است و آن روز روز خزوج قائم است»

در روایتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: مفاد و مضمون این آیه چنین است:

«ایها الناس قطع عنکم مده الجبارین و ولی الامر خیرامه محمد فالحقوا بمکه»[۹]

هان ای مردم مهلت ستمگران به پایان رسیده و بهترین امت محمد(ص) به پیشوایی برگزیده شد٬ خود را در مکه به او برسانید.

امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند:«منادی آسمانی در ابتدای روز بانگ می زند ای مردم! آگاه باشید حق با علی(ع) و شیعیان اوست و شیطان لعنه الله درآخر روز صدا می زند حق با سفیانی و پیروان اوست»[۱۰]

۴- قتل نفس زکیه:

اغلب روایات در باب کشته شدن نفس زکیه متعلق به کتب بزرگ شیعه است ولی در کتب اهل سنت روایتی بر رد آنها نبوده است و بعضا روایاتی موافقی هم وجود دارد؛ در مورد نفس زکیه سه نظریه وجود دارد که عبارتند از:

۱-نفس زکیه از نظر لغت به معنای انسان کامل و تذهیب نفس کرده است و محدثین آن را لقب جوانی از بنی هاشم از فرزندان امام حسین (علیه السلام) می دانندکه جزو لشکریان امام زمان(عج) بوده و حضرت او را به عنوان پیک برای رساندن پیام خود به مردم مکه به آنجا می فرستند و او پس از ابلاغ پیام حضرت در مکه مورد هجوم مردم قرار می گیرد و مظلومانه در بیت الحرام در بین رکن و مقام در ماه حرام به شهادت می رسدو طبق روایت پانزده روز پس از این واقعه قیام حضرت واقع می شود.

۲- بعضی دیگر از محدثین نفس زکیه را از اولاد امام حسن(علیه السلام) می داند و می‌گویند وی پشت دروازه ی کوفه (نه مکه) به همراه هفتاد نفر از صالحین به شهادت می رسد.

۳-گروه سوم گفته اند که او کسی نیست جز ابو عبدالله محمد بن عبدالله بن الحسن ابن الحسن بن علی بن ابی طالب(علیهم السلام) که در زمان منصور دوانیقی خلیفه عباسی سر به شورش برداشت و کشته شد.

این گروه وی را از مدعیان مهدویت دانسته و از نظر اخلاقی انسان چندان پاک و کاملی نمی‌دانند.

۵-خروج و قیام یمانی:

امام صادق(علیه السلام) نسب یمانی را چنین معرفی می کند:

«خروج رجل من ولد عمی زید بالیمن»؛ از نشانه های ظهور یکی از اولاد عمویم زید است در یمن.

در حدیث دیگری آمده:

پادشاهی در صنعاء یمن به نام حسن یا حسین خروج می کند.

و در روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمده است که خروج سفیانی و خراسانی و یمانی در یک روز واحد است.

و امام باقر(علیه السلام) فرموده اند که سفیانی (عثمان بن عنبس یا عثمان بن عتبه) از شام و یمانی از یمن(از آبادی به نام کرعه) و سید خراسانی (شعیب بن صالح) از ری قیام میکنند.

«و لیس فی الرایات اهی من رایه الیمانی هی رایه هدی لانه یدعو الی صاحبکم»؛

در بین این سه یمانی هدایت کننده تر از دیگران است و شما را به سوی صاحبتان دعوت و هدایت می کند.

…آنگاه که او قیام کرد به سوی او شتاب کن که پرچم هدایت برافراشته است و بر هیچ مسلمانی سرپیچی از او روا نیست و هرکه نافرمانی او کند اهل آتش است.

و در بعضی از روایات دارد که سید خراسانی نیز با لشکرش به یمانی پیوسته و با سفیانی جنگیده و او را شکست می دهند.

***

قیام وخروج سید خراسانی

اما در برخی از روایات هم از خروج سید خراسانی به عنوان علائم ظهور نام برده شده (اما ظاهرا در هیچ حدیثی به صراحت جزو علائم حتمی شمرده نشده است.) برخی محدثین سید خراسانی را با سید حسنی یکی دانسته اند. و بعضی نفس زکیه را همان سید حسنی دانسته اند. به هر شکل تعداد زیادی احادیث همزمان با قیام یمانی و شورش سفیانی از سید خراسانی هم نام برده اند. طبق احادیث سید خراسانی جوانی گندمگون و چهارشانه اهل تمیم است به نام شعیب بن صالح که با چهار هزار نفر از ری قیام می کند. لباسهای ایشان سفید و پرچم هایشان سیاه است و وارد سرزمین ایلیا (قدس) می شود و پرچمدار حضرت مهدی (عج) خواهد بود.

***

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن

گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه

گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم

گفتا که روز وصل را در انتظارم

اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیه و النّصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه


[۱] – ر. ک. روزگار رهایی: ج ۱، ص ۱۴۰ ـ ۱۷۵

[۲]– موسسه جهانی سبطین (علیهم السلام)

[۳] – کتاب شش‌ماه پایانی (تقویم حوادث شش‌ماه پیش از ظهور)؛ مجتبی السّاده؛ مترجم: محمود مطهری‌نیا؛ ناشر: موعود

[۴] – یوم الخلاص؛ ص ۶۸۶

[۵] – .بشاره الاسلام، ص۱۸۴

[۶] –  کتاب الغیبه ؛ شیخ طوسی

[۷] – سوره ق؛ آیات ۴۱و۴۲

[۸] – تفسیر قمی

[۹] – کتاب الاختصاص – شیخ مفید

[۱۰] – ارشاد- شیخ مفید

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=971

مطالب مشابه

  • امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
  • برتری لذت معنوی
  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی القعده
  • بسته صوتی شرح کوتاه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
  • ویژه نامه مبعث پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم)
  • بسته صوتی شهادت حضرت امام کاظم «علیه‌السلام»
  • سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»-فاطمیه ۱۴۴۵ و ۱۴۴۶
  • بسته صوتی استاد کمیلی در ماه ربیع‌ الاول
  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه محرم ۱۴۴۶ ه.ق

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی الحجه الحرام
  • مناسبتها
  • فضایل

مناسبتهای ذی الحجه

فضیلت ماه ذی الحجه

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد