• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : دوشنبه, ۲۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
شرح ادعیه و احادیث

11 فوریه, 2019

کد مطلب : 21707

متن بيانات

شرح دعای شریف «اَعْدَدْتُ لِکُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلّا اللهُ»

این دعای شریف، دعای بسیار مستند و معتبر از ادعیۀ عرفانی و از ادعیه‌ای است که سالک الی الله به وسیلۀ آن خود را از گرفتاری‌ها نجات می‌دهد.

بسم الله الرحمن الرحیم

متن بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی حفظه الله در شرح دعای شریف

«اَعْدَدْتُ لِکُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلّا اللهُ»

در کتاب «بلد الأمین» از حضرت رسول «صلى الله علیه و آله» روایت کرده: هرکه هر روز ده بار این دعا را بخواند، حق تعالى‏ چهار هزار گناه کبیره او را بیامرزد؛ و وى را از سکرات مرگ و فشار قبر و صد هزار، هراس قیامت نجات دهد؛ و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد؛ و قرضش ادا شود؛ و اندوه و غمش برطرف گردد. دعا این است:

متن دعا: «اَعْدَدْتُ لِکُلِّ هَوْلٍ لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَ لِکُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ما شاءَاللهُ وَ لِکُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ للهِ وَ لِکُلِّ رَخآءٍ اَلشُّکْرُ للهِ وَ لِکُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ اللهِ وَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ لِکُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ وَ لِکُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللهُ وَ لِکُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللهِ وَ لِکُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللهِ وَ لِکُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ»

ترجمۀ دعا: «مهیا کردم براى هر هراسى «لا اله الا الله» را و براى هر اندوه و غمى، «ما شاء الله» را، و براى هر نعمتى‏ «الحمد لله»، و براى هر راحتى «الشکر لله»، و براى هر شگفتى «سبحان الله»، و براى هر گناهى «استغفر لله» و براى هر مصیبت، «انا لله و انا الیه راجعون» را، و براى هر تنگى «حسبى الله» و براى هر قضا و قدر «توکلت على الله» را، و براى هر دشمن «اعتصمت بالله» را و براى هر طاعت و معصیت «لا حول‏ و لا قوّة الاّ بالله العلى العظیم» را»

مواقع خواندن و عدد این اذکار شریف

این دعای شریف، دعای بسیار مستند و معتبر از ادعیۀ عرفانی و از ادعیه‌ای است که سالک الی الله به وسیلۀ آن خود را از گرفتاری‌ها نجات می‌دهد. این دعا را سفارش کرده‌اند که ده مرتبه خوانده شود. البته لازم است که به معانی بلند این دعا نیز توجه شود.

ریشه و مفهوم کلمۀ «اَعْدَدْتُ»

کلمۀ «اَعْدَدْتُ» که در ابتدای این دعای شریف آمده است از آیۀ شریفه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ، تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ»[آیه۶۰ سورۀ مبارکۀ انفال] گرفته شده است و از همان لغت و مادۀ «اعِدُّوا» است؛ یعنی نیرو گرفتن و آماده شدن، آماده‌باش، بسیجِ آماده‌باش، آماده‌ایم آماده. باید در روحمان این آمادگی را پیدا کنیم. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ»؛ «اَعْدَدْتُ» به مفهوم آمادگی و مهیا شدن برای دفع گرفتاری‌ها توسط جملات این دعا است.

اقسام گرفتاری‌های سالک

چه کسی می‌تواند بگوید که من می‌توانم با هر جمله‌ای از این دعا، یک نوع گرفتاری و شدت را از خودم برطرف کنم؟ ما می‌خواهیم به وسیلۀ این دعا بسیاری از گرفتاری‌های خود را درمان کنیم. چون اکثر گرفتاری‌های سالک، گرفتاری معنوی هست؛ گرفتاری‌های پیچ و خم این راه است؛ گرفتاری‌هایی است که می‌خواهد این جاده صاف باشد تا بتواند در آن رانندگی کند؛ چاله‌ها نباشند، این چاله‌های جادۀ خدا را توسط همین جملاتی که در دعا آمده باید پر کنند. اگر قلب ما قلبی ملکوتی و الهی باشد با استمداد از قدرت و توان خدا می‌توانیم مشکلات و سنگ‌هایی را که سر راهمان قرار دارد کنار بزنیم تا ان شاءالله به مقصد برسیم. شما ببینید، می‌فرماید: من برای خودم فقط با یک جمله می‌توانم هول‌ها و وحشت‌های دنیا و آخرت را دفع نمایم و آن جملۀ «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» است. یک زمان، «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» را با زبان می‌گوئیم و از حلق و دهانمان تجاوز نمی‌کند! یک زمان نیز با تمام وجود «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» را می‌گوییم. ذکر «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» که در این دعا مطرح شده، ذکری است که از روی وجدان، ضمیر، حقیقت و با تمام وجود گفته شود. چون با این ذکر می‌خواهیم، هول‌های راه را برطرف کنیم. این ذکر یک نفی و یک اثبات دارد. نفی آن، این است که جز خداوند هر معبود و تکیه‌گاهی را کنار بزنیم و فقط خداوند را تکیه‌گاه و مورد اعتماد و اطمینان خود قرار دهیم. آن هم چه خدایی! خدایی که عظیم و بزرگ است و همه چیز به دست اوست. خدا نمی‌تواند، هول‌ها و وحشت‌هائی را که گاهی دامنگیر سالک می‌شود [را رفع کند!] ؛ [گاهی سالک] در غربتی می‌افتد؛ در یک تنهایی می‌افتد؛ در یک وحشتی می‌افتد؛ در یک اضطراب و استرسی می‌افتد که می‌خواهد یکی دستش را بگیرد و او را از این چاله‌ها بیرون بکشد و در جاده صاف بیندازد تا پایش از این گل‌ها بیرون بیاید. [از این هول‌ها چه هنگام نجات پیدا می‌کنیم؟] هنگامی که «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» را درست بفهمیم و آن را برای خودمان درست جا بیندازیم. بفهمیم که در این عالم جز خدا مؤثر و صاحب قدرتی نیست. هرکسی هم که هست، قدرتش را از قدرت خدا می‌گیرد.

اذکار این دعای شریف

ابتدا ببینیم اذکار این دعا چیست و باید آن‌ها را در کجا بکار بگیریم. ذکر اول «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» است. ذکر دوم «ما شاءَاللهُ» است. ذکر سوم «الْحَمْدُ للهِ» است. ذکر چهارم «اَلشُّکْرُ للهِ» است. ذکر پنجم «سُبْحانَ اللهِ» است. ذکر ششم «اَسْتَغْفِرُاللهَ» است. ذکر هفتم «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ» است. ذکر هشتم «حَسْبِىَ اللهُ» است. ذکر نهم «تَوَکَّلْتُ عَلَى اللهِ» است. ذکر دهم «اِعْتَصَمْتُ بِاللهِ» است. ذکر یازدهم «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» است. یعنی شما از ابتدا تا انتهای این دعا، یازده کلمۀ فشردۀ ذکر به زبان جاری می‌کنید. این کلمات بسیار معروف و مشهور و آسانی هستند. شما در شبانه‌روز چه بسا بسیار «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» و «الْحَمْدُ للهِ» بگویید؛ در مصیبت‌ها نیز «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ» بگوئید. این اذکار چیزی نیست که از شما دور باشد. شما «اَسْتَغْفِرُاللهَ»، «اَلشُّکْرُ للهِ» و «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ» می‌گویید.

علت مؤثر واقع نشدن اذکار

این‌ها اذکار معمولی است که شما با آن‌ها آشنایی دارید. اگر اینطور است پس چرا مؤثر واقع نمی‌شود؟ برای اینکه ما ذکر را فقط برای ذکر می‌گوییم! اگر ذکر را برای علاج دردهای خودمان بگوییم، اگر تشخیص بدهیم که دردها چیست و بدانیم که این ذکر کجا باید گفته شود. آن وقت، وقتی که ذکر را می‌گوییم، یعنی می‌خواهیم خودمان را با همان ذکر درمان کنیم و در دستمان نیز غیر از این ذکر، چیز دیگری نیست.

شروط مؤثر واقع شدن ذکر

این ذکر است که می‌خواهد راه را برایمان راهگشا کند و ما را به خدا نزدیک کند. اما شرط و شروطی دارد! شرط و شروطش این است که ذکر را با معنی و توجه بگوییم! ذکر را در خودمان پیاده کرده باشیم! یعنی یک‌یه‌یک مفهوم ذکر و پیام‌هایی که این ذکر به ما می‌دهد را دریافت کرده باشیم و در خودمان جای انداخته باشیم. وقتی بگوییم دیگر راحت می‌گوییم. یعنی هنگام پیش آمدنِ هولی، سریع یک «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» می‌گوئیم و به خدا توکل می‌کنیم و [آن هول نیز] رفع می‌شود. یعنی باید باورمان به اهمیت این ذکرها که این اذکار بسیار موثر هستند و درد را درمان می‌کنند، بسیار باشد. اگر شما این توجه را داشته باشید حتماً آن فیض را از این ذکرها خواهید گرفت. همان‌طور که اگر در امراض جسمی به پزشک اعتماد نکنیم، چگونه می‌توانیم نسخه‌اش را بگیریم و خود را درمان کنیم؟

کار عمدۀ سالک

پس عمدۀ کار سالک، این باور و ایمان و اعتماد و توکلی است که باید به خدا توکل کند؛ و به این اذکار توجه کند؛ و اذکار را برای خود مفید و مؤثر بداند. اگر بخواهد از روی شک اقدام کند و هنوز در تردید است! اگر هنوز یک پا به جلو و یک پا به عقب می‌گذارد! اگر به این ذکرها دلبستگی ندارد و حواس و فکرش جای دیگری است! اگر فکرش به پولش است که چه کسی کمکش کند، چه کسی او را بیاورد و ببرد! اگر به مردم توجه می‌کند؛ اگر به غیر خدا توجه دارد؛ در آن‌ صورت نمی‌تواند از این ذکرهای الهی برداشت کند.

شما ببینید که این‌ اذکار را برای چه چیزهائی می‌گفتند. می‌فرمایند: من برای هر هول و هر امری که خطرناک و وحشتناک است، «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» را درمان خود می‌بینم. من خود را آماده کرده‌ام تا وقتی هولی پیش بیاید «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» بگویم. لذا با گفتن «لا اِلهَ اِلّا اللهُ» هول از بین می‌رود یا حداقل ابهت و وحشت موجود در آن کم می‌شود.

شرح ذکر «وَ لِکُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ ما شاءَاللهُ»

برای همّ و غمّ چه کلمه‌ای را باید بکار بگیریم؟ بالاخره کم نیستند و شامل «هموم و غموم دنیوی» و «هموم و غموم اخرویِ الهی» می‌شوند. در اینجا ذکر «ماشاءَاللهُ» بکار گرفته می‌شود. «ماشاءَاللهُ» به مفهوم چیست؟ یعنی آنچه خدا می‌خواهد. یعنی چه؟ یعنی اگر این همّ و غمّ و قبض و گرفتگی از جانب خدا در دلمان وارد شده است، پس مشیت الهی بوده وخوب هم هست. پس وقتی این نوع همّ و غمّ از جانب خداوند است چرا باید ناله کنیم؟ ولی یک زمان نیز خودمان ناشی‌گری کرده‌ایم. کاری را انجام داده‌ایم که نمی‌بایستی انجام می‌دادیم. لذا خودمان این همّ و غمّ را تولید کرده‌ایم. اما بنده عرض می‌کنم آنجایی هم که خودمان اشتباه می‌کنیم، باز مرجع ما خداست. باید عذرخواهی کنیم و معذرت‌ بخواهیم و بگوییم «ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ يَشَاْ لَمْ يَكُنْ». او هرچه بخواهد، می‌شود و هرچه را که نخواهد، نمی‌شود. یک دعای «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ وَ لاَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ غَيْرُهُ» نیز هست که بعد از نماز صبح خوانده می‌شود؛ شکر خدای را که هرچه او بخواهد همان می‌شود  ولی غیر او نمی‌تواند هر چیزی را که بخواهد، همان را انجام دهد و همان درست شود.

شرح ذکر «وَ لِکُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ للهِ»

«وَ لِکُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ للهِ»، بسیار روشن است که باید عوض نعمت خدا را حمد کنیم. شما این را بدانید که اگر بنشینیم و با خودمان خلوت کنیم سپس یک‌به‌یک نعمت‌های خداوند را بر کاغذ بنویسیم، نعمت‌هایی که در بدن و جسم ما است؛ نعمت‌هایی که از این راه برداشت نموده‌ایم؛ نعمت‌های دنیوی، نعمت‌های اخروی، نعمت‌هایی که در این محیطی که زندگی می‌کنیم، اطرافمان چقدر نعمت است. نعمت‌های خدا از در و دیوار  می‌بارد! نعمت‌ها از شش طرف از آسمان و زمین می‌بارد. هرجا که برویم چشم ما به نعمت‌های خداوند باز می‌شود. باران رحمت که می‌بارد، خداست؛ برف می‌بارد، خداست؛ دریا، خداست؛ خوراک، غذا، میوه، درخت، باغ، گل، هر چیزی را که می‌بینیم؛ مثلاً فرزندی که خدا به ما داده، ثمره و میوه‌ای است که از درخت ازدواج به وجود آمده است. تمام اینها قدردانی دارد و حمد و سپاس خداوند را می‌طلبد. سپس شما اگر بنشینید و نعمت‌های خدا را بشمارید، محبت خداوند در دلتان بیشتر می‌شود. یعنی یکی از راهها برای آنکه شما بتوانید منعم را که صاحب نعمت است به دلتان راه دهید این هست که نعمت‌های منعم را درباره خودتان بشمارید. نعمت‌هائی مانند زن و فرزند، متعلمین، پدر و مادر، محیطی که در آن زندگی می‌کنید، استادتان، رفقا، جلسه و آینده، مجموعه‌ای از نعمت‌های ظاهری و باطنی خدا را تشکیل می‌دهد. ما یک آن و یک لحظه از نعمت خدا خالی نیستیم. بنابرین چطور می‌توانیم حمد خدا را انجام ندهیم! پس «الْحَمْدُ لله»، به زبان نیست؛ «الْحَمْدُ لله» یک واقعیت است. یعنی یک اقرار و اعتراف به نعمت‌های خداوند است و خداوند نیز از بندگانش، چنین حمدی را می‌خواهد.

شرح ذکر «وَ لِکُلِّ رَخآءٍ اَلشُّکْرُ للهِ»

«وَ لِکُلِّ رَخآءٍ اَلشُّکْرُ للهِ»؛ قبلاً گفته شد که هنگام پیش آمدن همّ و غمّ باید سراغ خدا برویم و از او کمک بخواهیم. بگوییم این مشیت الهی است و خودمان را دلداری و تسکین بدهیم. اما یک زمان همّ و غمّی نیست، بلکه «رَخآء» وجود دارد. «رَخآء» به مفهوم چیست؟ یعنی رفاهیت و آسایش است؛ بالاخره زندگی که همیشه یکنواخت نیست. زندگیِ ظاهر و باطن اینگونه است. یک مرتبه در راه خدا یک جذبه معنوی شما را فرا می‌گیرد؛ یک انبساط، شادی و مستی به شما دست می‌دهد که از همه چیز لذت می‌برید. با نگاه کردن به همه چیز لذت می‌برید! چرا؟ چون آن نفحه و جذبه الهی آمده است و همان شما را بالا می‌کشد. شما را از حضائض نفس بالا می‌کشد و به سمت بالا و بالا می‌برد. از آن بالا به هر چیزی قشنگ بنگرید، توحیدی نگاه می‌کنید و از آن لذت می‌برید. سپس برای روح شما یک آسایش، رخاء، رفاهیت و لطفی پیش می‌آید که اصلاً نمی‌شود حسابش کرد. حال اینجا جای چیست؟ در این حالت چه باید بگوییم؟ این احوال سالک است! این دعا، تماماً حالات سالک را یک‌به‌یک بیان می‌کند. در هنگام گرفتاری و غم باید «ما شاءَاللهُ» بگویید. اگر نعمتی را می‌بینید باید «الْحَمْدُ لله» بگوئید. اگر رفاهیتی دارید باید  باید «اَلشُّکْرُ للهِ» بگوئید. تامی این دعا «الله» است. اول، وسط و آخر این دعا «الله» است. این یک دعای توحیدی است. ما را به سوی مبدأ می‌کشاند و مستغرق در یاد خدا می‌کند.

شرح ذکر «وَ لِکُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ اللهِ»

«وَ لِکُلِّ اُعْجُوبَةٍ سُبْحانَ اللهِ»؛ چه هنگام «سُبْحانَ الله» را می‌گوئیم؟ تسبیح، تعظیم و تنزیه خداوند را کی به جای می‌آوریم؟ وقتیکه اعجوبه‌ای را ببینیم. «اعجوبه»، مفرد کلمۀ «عجایب» است. برای روزگار عجایبی هست؛ در دریا عجایبی هست؛ در آسمان عجایبی هست؛ در وجود انسان نیز عجایبی از خلقت است. در دعای جوشن کبیر می‌خوانیم: «یَا مَنْ فِی الْبِحَارِ عَجَائِبُهُ». ای خدایی که در این دریای دنیا که یکی دو تا نیست و بسیار است، عجایبی از خلقت پیدا می‌شود. مروارید، الماس، درّ و صدف را از کجا استخراج می‌کنیم؟ ماهیان بزرگ و حیوانات بزرگی داخل دریا وجود دارد. چیزهای بسیاری در دریا وجود دارد؛ معادن بسیاری داخل دریا است ! تمامی اینها در دریاست. حالا از دریا بیرون بیائید و به آسمان و زمین بروید. شما فقط طبقۀ اول زمین و آسمان اول را که بالای سرتان قرار دارد را می‌توانید ببینید. اگر همانند پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» در معراج سیر کنید و تا آسمان هفتم عرش خدا بروید، آنجا چه چیزی را خواهید دید؟ اگر به طبقات زمین بروید در آنجا چه چیزی را خواهید دید؟ زمین هفت طبقه است. مگر در دعای قنوتِ «رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ»، خدای هفت آسمان و هفت زمین را نمی‌خوانیم. شما ممکن است بگوئید که ما فقط همین آسمان ظاهر را می‌بینیم و بالاتر از آن را نمی‌بینیم. شما ممکن است بگوئید که ما فقط همین طبقات زمینی که بر روی آن زندگی می‌کنیم را می‌بینیم و زمین‌هایی را که تا هفت طبقه پایین رفته است را نمی‌بینیم. بنده هم قبول دارم، نمی‌بینیم. ولی آیا شما کتاب «السماء و العالَم» علامۀ مجلسی در بحار الانوار را خوانده‌اید؟ وقتی امامان که علم اولین و آخرین را دارند برای شما از آسمان‌ها تعریف می‌کنند مثل این است که شما به آسمان‌ها رفته‌اید، چه فرقی می‌کند! وقتی‌که امامان از هفت زمین برای شما تعریف می‌کنند، همانند آن است که شما رفته باشید! آیا شما می‌توانید منکر لندن، آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلیس و ایتالیا بشوید؟ آیا می‌توانید بگوئید که چون من به کشورهای خارجی نرفته‌ام و فقط همین ایران را دیده‌ام پس این کشورها نیز وجود ندارند! آیا می‌توانیم این سخن را بگوئیم؟ حال آن‌که افرادی رفته‌اند و این کشورها را نیز دیده‌اند و بعد از مراجعتشان گفته‌اند که این کشورها وجود دارند. ما آسمان‌های هفتگانه را ندیده‌ایم ولی قرآن که دربارۀ آن‌ها گزارش می‌دهد! اخبار زمین و آسمان در قران آمده است. این همه تفاسیر مختلف بیست‌ جلدی و چهل جلدی برای قرآن نوشته شده است. در روایات سیر کنید! وقتی شما مراتب معرفتی را در سیر و سلوک رشد و نمو و طی نمائید و به آن بالاها بروید خداوند شما را به تمامی آن‌ها آگاه خواهد نمود. او به شما در حال خواب، بیداری یا مکاشفه می‌گوید، بلاخره همه را برایتان نشان می‌د‌هند. شما اگر صبر کنید و به آنجا برسید همه را می‌توانید بفهمید. اینجاست که  وقتی می‌گوییم خدا اعجوبه‌ها و شگفت‌هائی در عالم خلقت دارد باید اقرار کنیم که تمامی اینها وجود دارد و چارۀ آن گفتن «سُبْحانَ الله»، است؛ پاک و منزه است خداوندی که چنین عجائب و مخلوقات عظیمی را با دست خویش آفریده است.

شرح ذکر  «وَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُاللهَ:

«وَ لِکُلِّ ذَنْبٍ اَسْتَغْفِرُاللهَ»؛ مشخص است که باید برای گناهان «اَسْتَغْفِرُاللهَ» بگوئیم و از خداوند طلب مغفرت کنیم. گناهان به سه دستۀ گناهان شرعی، گناهان اخلاقی و گناهان عرفانی تقسیم‌بندی می‌شوند. برای آن‌هائی که اهل الله، اهل وصال و اهل معرفت هستند یک لحظه غفلت از یاد خدا، کوهی از گناه است. برای همین لحظاتی که غفلتی از یاد محبوب و معشوق در دلمان پیش می‌آید، باید بنشینیم گریه، ناله و طلب مغفرت کنیم تا اینکه دوباره تکرار نشود.

شرح ذکر «وَ لِکُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ»

«وَ لِکُلِّ مُصیبَةٍ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ»؛ در مصیبت‌ها باید این کلمۀ استرجاعِ «ما از خدا و به سوی خدا» را بگوییم. چرا کلمۀ استرجاع از «خدا به خدا»، چارۀ مصیبت‌ها و گرفتاری‌هایی است که برای انسان پیش می‌آید؟ مصیبت فقط از دست دادنِ پدر، مادر، برادر یا فرزند نیست! مصیبت فقط منحصر به فقدان احبه و اعزه نیست! بلکه شما باید هر نوع مصیبتی را مصیبت بدانید. وقتی این مطلب را پذیرفتید باید ببینید که این مصیبت برای چه پیش آمده است. ممکن است یک نوع ابتلاء یا آزمایشی برایمان باشد تا ببیند که آیا ما صبر داریم. بنده به کرات گفته‌ام که ما همیشه در حال تغییر و تحول هستیم. شما نمی‌توانید بگوئید که این مصیبت یا گرفتاری که پیش آمده می‌ماند! ممکن است که یک ساعت، دو ساعت یا یک مدتی به طول بینجامد. اما برای نجات از این مصیبت باید بگوئید که آن به‌طور موقت و مقطعی است. یعنی این مصیبت پیش آمده، خواهد رفت و نخواهد ‌ماند. چرا برای چیزی که نمی‌ماند، غم و غصه می‌خوریم؟ که چرا اینطوری شد؟ چرا اینطوری شدم؟ تا به آخر که اینگونه نمی‌ماند. این مطلب را نیز تجربه نموده‌ایم و دیده‌ایم که بزرگترین و شدیدترین مصیبتی هم که پیش بیاید بسته به مدت زمانش بالاخره رفع خواهد شد. پس به فکر آن روز باشیم و امید داشته باشیم که بالاخره رفع خواهد شد. پس این یک مطلب بود. اما مطلب دوم آن‌که وقتی «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ» یعنی ما از خدائیم و مرجع و بازگشتمان نیز به سوی اوست را می‌گوئیم، یعنی مدبری داریم که دائم ما را می‌چرخاند. چون نمی‌شود این جهان و آنچه در آن است بدون یک دستی باشد که آن را بگرداند. امکان ندارد که جهان به حال خویش رها شده باشد. اگر معتقدیم که این جهان یک مدبری دارد، پس باید به او واگذار کنیم. ممکن است که مصیبت به خاطر آزمایشی باشد که باید بوسیلۀ آن، امتحان شویم و سرفراز و سربلند بیرون بیاییم؛ و امتحان ما را برای آینده قوت می‌دهد.

شما نگاه کنید فردی که در دانشگاه یا حوزۀ علمیه، سر میز امتحان می‌نشیند، مدام از قبل برای روز امتحان درس می‌خواند. بعد از امتحان نیز وقتی نمرۀ خوبی را کسب نمود، چقدر در مسائل علمی قوت پیدا ‌می‌کند؛ چقدر آینده‌اش خوب می‌شود؛ چقدر مدرکش بالا می‌رود. پس امتحان باید باشد. امتحان در این دنیا نیز هست. یک آزمایش، آزمایشگاه یا امتحان در کلاس‌های دانشگاه‌ و حوزه‌های علمیه وجود دارد. بلاخره نمی‌شود که امتحان نباشد. خدا هم برای بندگانش این امتحان را دارد. این امتحان نیز به نفع بندگان است. شما باید امتحان شوید تا ببینید در این راه چند مرده حلاجید! چقدر در این راه قوت و توان دارید! امتحان برای قوت شماست تا در این راه قوی شوید. حال در مصیبت‌ها «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ» همانند آب سردی است که بر روی خویش می‌ریزیم و خنک می‌شویم. اگر دیدید که با گفتن این جمله خنک می‌شوید، بفهمید که معنی «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ» را فهمیده‌اید. اما اگر گفتن این ذکر هیچ تأثیری نداشت پس بدانید که فقط حرف خودتان را می‌زنید. بعضی فقط حرف خود را می‌زنند و حرف خدا را نمی‌زنند! خداوند نیز به حال خودشان رهایشان می‌کند و می‌فرماید حال که حرف من را گوش نمی‌کنید پس بیفتید در همان چیزهایی که خودتان می‌خواهید.

شرح ذکر «وَ لِکُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللهُ»

«وَ لِکُلِّ ضیقٍ حَسْبِىَ اللهُ»؛ این‌ها حالات مختلف یک فرد سالک الی الله، یک فرد مؤمن و یک انسان است. «ضیق» به مفهوم آن تنگنایی است که برای انسان پیش می‌آید. گاهی مصیبت است؛ گاهی گناه است؛ گاهی آسایش است؛ گاهی همّ و غمّ است؛ گاهی هول است؛ گاهی نعمت است و همین طور حالات مختلفی است که انسان پیدا می‌کند. یک دفعه یک حالتی از ضیق در روح یا نفسش پیدا می‌شود یا در زندگی در یک مضیقه و تنگنایی قرار می‌گیرد که هیچ راهی برای خلاص ندارد. بالاخره برای شما اتفاق افتاده است اگر هم تا به حال اتفاق نیفتاده است سرانجام  رخ می‌دهد. چون این دنیا بگونه‌ای است که باید تمامی این‌ها را ببینیم. حالا اگر در تنگنا افتادیم، چکار باید بکنیم و چه باید بگوئیم؟ چه کلمه‌ای مناسب است؟ چه ذکری مناسبی است؟ در این وضعیت، یک ذکر مناسب گفتن «حَسْبِىَ اللهُ» است. «حَسْبِىَ اللهُ» به مفهوم چیست؟ یعنی خداوند کفایت کننده است. در قرآن نیز خداوند خطاب به بندگانش می‌فرماید: «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ ». ای بنده غافل کمی فکر کن؛ آیا خدایت کفایت کننده تو نیست؟! پس تا به حال رزق چه کسی را می‌خوردی؟ تا حالا چه کسی با تو بوده است؟ که از حالا به بعد که باشد! در یک دعای بعد از نماز صبح می‌خوانیم: «حَسْبِي مَنْ هُوَ حَسْبِي حَسْبِي مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبِي حَسْبِي مَنْ كَانَ مُذْ كُنْتُ لَمْ يَزَلْ حَسْبِي حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيم».  این حسب و کفایت برای الان من نیست. متعلق به گذشته‌های من بوده است. مالِ آینده‌های من بوده است. مالِ حال حاضر من است. مال حالا نیست! چه کسی ما را از ازل آورد؟ بعد چه کسی ما را می‌برد؟ چه کسی ما را می‌آورد؟ ما همه‌اش در دستان او هستیم. ما در دست او می چرخیم. چرا نباید باور کنیم؟ لذا کلمۀ «حَسْبِىَ اللهُ» برای رفع ضیق و تنگنا است.

شرح ذکر «وَ لِکُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللهِ»

«وَ لِکُلِّ قَضآءٍ وَ قَدَرٍ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللهِ» یک اموری نیز از قضا و قدر پروردگار است. گفته‌اند که زیاد نباید در قضا و قدر فکر کنیم. انسان یک مقدرات و سرنوشتی دارد که باید به آن سرنوشت برسد و ببیند. هیچ محرب و مفری نیست! هریک از بندگان خدا یک سرنوشتی دارند. چه چیزی در این لوح محفوظ نوشته شده است؟ درون این علم خدا چه چیزی نوشته شده است؟ درون این قضا و قدر خدا چه چیزی نوشته شده است؟ در شب قدر ماه رمضان چه تقدیراتی خداوند در دوازده ماه سال برای ما قرار داده است؟ اگر از نظر ایمانی به این‌ها باور و ایمان داریم و اعتراف می‌کنیم باید ذکر «تَوَکَّلْتُ عَلَى اللهِ» را به زبان و با دل بگوییم. باید به خداوند بگوییم که تو قضا و قدر داری و ما هم حرف و چاره‌ای نداریم. تو سلطان و حاکم هستی. قضا و قدر خداوند هم هرچه باشد همان هست. لذا آن‌جا که فرموده‌اند در قضا و قدر خدا خیلی فکر نکنید و ذکر «تَوَکَّلْتُ عَلَى اللهِ» را بگویید. به مفهوم آن است که توکل ما بر خداست؛ خدا مصلحتمان را بهتر می‌داند؛ هرچه از دوست پیش آید خوش آید. اگر ذکر «تَوَکَّلْتُ عَلَى اللهِ» را گفتیم، دیگر نباید نگران باشیم. دیگر نباید پیش روانشناس، پزشک برویم و قرص بخوریم. آن‌هائی که قرص می‌خورند، استرس می‌گیرند، اضطراب می‌گیرند، حالات روانی پیدا می‌کنند برای آن است که به حقیقت این دعا پی نبرده‌اند. چون در وادی این دعا و کلمات نیستند. اگر این کلمات را درست از ته جان و دل بگویند، اثرش را خواهند دید. اما چون از دل و جان نمی‌گویند، یعنی اگر هم بگویند با زبان می‌گویند، یا حالا یک مقداری نیز پایین‌تر از زبان می‌گویند ولی با ظاهر قلبشان می‌گویند و با همه جانشان نمی‌گویند. این در دل مراتب دارد. ظاهر قلب است سپس پایین‌تر می‌رود و همین طور یک‌به‌یک در باطنمان هفت غیب داریم سرّ هست؛ اخفای از سرّ هست؛ ما باید باورمان را به خدا و گفته‌های خدا زیاد کنیم تا با آن سرّ مستاثر با خدا حرف بزنیم. یعنی با آن باطنِ باطنِ باطنِ خودمان و در آن خلوت‌های درونی برویم و با او گفتگو کنیم؛ خلوت کنیم؛ مناجات کنیم؛ و ذکر را از آنجا بگوییم؛ اگر ذکر را از آنجا گفتیم، آن وقت ببینید چه عالمی پیش می‌آید و چه تأثیراتی خواهد داشت.

شرح ذکر «وَ لِکُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللهِ»

«وَ لِکُلِّ عَدُوٍّ اِعْتَصَمْتُ بِاللهِ»؛ این دهمین ذکر از اذکار این دعا است. «اِعْتَصَمْتُ بِالله‌»ِ یعنی تکیه‌گاهم خداست؛ به او پناه می‌برم؛ او ملجأ و ملاذِ من است. چه وقت این ذکر را می‌گوئیم؟ وقتی که دشمن اعم از دشمن ظاهری یا باطنی همانند وسوسه‌های شیطان و نفس اماره به ما هجوم بیاورد. شب و روز این دشمنان ما را خیلی اذیت می‌کنند. مخصوصاً یک جوان مجرد که غریزۀ جنسی دارد. بلاخره جوان خواه دختر یا پسر می‌خواهد گناه نکند اما از آن طرف شهوت فشار می‌آورد. پس یک مسئله مشکلات جنسی است که غریزۀ جنسی فشار می‌آورد. یک مسئله، مشکلات فقر و غنی است. وقتی انسان تهیدست می‌شود و از آن طرف مسئولیت‌هایی به گردنش باشد این‌ها به او فشار می‌آورد. واقعاً می‌ماند که چکار باید بکند. واقعاً در برابر خجالت اهل، عیال و این‌ها می ماند که چکار کند. یا از کسی قرض گرفته و می‌ماند که چگونه این قرض را ادا کند. لذا این‌ها حالاتی است که اعتصام به خدا را می‌طلبد. می‌طلبد که یک نفر حریف این همه دشمن معنوی، روحی، جسمی، دشمن زندگی و این دشمنان ظاهری و باطنی شود. شما که نمی‌توانید حریفش شوید! وقتی شما اظهار ناتوانی کردید و گفتید من نمی‌توانم این همه دشمن را از خودم دفع کنم، آنوقت سراغ چه کسی می‌روید؟ سراغ یک منبع، مصدر قدرت و یک مصدری که از همه مصدرهای علم و توان بالاتر هست و آن خدای جلیل و جل و اعلی است. اینجا با یک کلمۀ «اِعْتَصَمْتُ بِالله‌» می‌گویید که خدایا من به وسیله تو در مقابل دشمنان سپر گرفتم؛ تو حصن من هستی؛ تو حصن حصین من هستی. لذا در دعا داریم که «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ» خدایا من را درآن درع و سپر قلعۀ محکم خودت قرار بده. خدایا من را در آن قلعه، محکم کن که از هیچ چیزی جز تو نترسم. یک روایت داریم که اگر شما واقعاً این کار را با خودتان بکنید و از غیر خدا نترسید، همه چیز را خدا از تو می‌ترساند. ولی اگر خدا را کنار بگذارید از همه چیز می‌ترسید. یعنی در روایتی معصوم می‌فرماید اگر بندۀ خدا به آنجا برسد که فقط از خدا ترس و بیم داشته باشد و از مخلوق ترس و بیم نداشته باشد و بگوید خداوند چارۀ تمامی ترس‌های من را می‌کند؛ من باید یک کاری بکنم که از خدا بترسم خدا را در نظر بگیرم. می‌فرمایند اگر بنده با خدای خودش این کار را بکند دیگر هرچه در این دنیا است از او می‌ترسد؛ ولی اگر این کار را نکند از هر چیزی می‌ترسد ولی اگر بگوید من فقط از خدا می‌ترسم دیگه از هیچ چیزی نمی‌ترسد.

شجاعت حضرت امام خمینی

شما ببینید که امام خمینی چه جگری داشتند! ما الان در بهمن ماه و نزدیک به سالروز پیروزی انقلاب اسلامی هستیم. کدام یک از مراجع تقلید و علماء آن جگر و شجاعت امام خمینی که انقلاب را بنیانگذاری نمودند را داشتند! کدامیک از ما چنین شجاعتی را داشتیم؟ در زمان شاه، نیمۀ شب، از طریق دیوار وارد خانه می‌شوند و ایشان را از منزل بیرون و تبعید می‌کنند! چه بلاهایی بر سر ایشان آوردند. در آن هواپیمایی که از فرانسه به سمت تهران آمد مدام در طی مسیر تهدید می‌کردند که هواپیما را در بین راه منفجر خواهند کرد. ولی ایشان نماز شبشان را داخل همان هواپیما، خواندند. ایشان چه تکیه‌گاهی به خدا داشتند؟ چرا ما اینگونه نیستیم؟ چرا ما از هر چیزی می‌ترسیم؟ از آمریکا می‌ترسیم! از این و آن می‌ترسیم! ما فقط باید از خدا بترسیم. تکیه‌گاه ما فقط باید خدا باشد. لذا اینجا می‌فرمایند در مقابل دشمن باید «اِعْتَصَمْتُ بِالله‌» را بگویید.

شرح «وَ لِکُلِّ طاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ»

در هر برنامه‌ای که از طاعات و معاصی پیش می‌آید، باید به ذکر «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» توسل پیدا کنیم. این ذکر شریف با طاعات و معاصی ما چه تناسبی دارد؟ تناسبش این است وقتی که می‌خواهید طاعت یا عبادتی را انجام دهید، مثلاً در ماه رمضان روزه بگیرید، یا می‌خواهید به خانۀ خدا بروید و این همه اعمال و مناسک حج را انجام دهید، این عبادت‌ها نیازمند یک توان جسمی و بدنی است. این حول و قوه‌ای که در بدن شماست از کجا گرفته شده است؟ از خدا است دیگر؛ پس اینجا باید «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» را بگویید تا بتوانید آن عبادت‌ها را به نحو احسنت انجام بدهید. معاصی نیز همین‌طور است. شما اگر با حول و قوۀ خدا نباشید چگونه می‌خواهید گناهان را ترک کنید؟ لذا شما در اتیان واجبات و در ترک محرمات نیاز به حول و قوۀ الهی دارید و باید بگویید که من از خود هیچ حول و قوه‌ای ندارم. باید حول و قوۀ خویش را نفی کنید. چه بهتر که این حول و قوۀ خودتان را که می‌توانید راه بروید، غذا بخورید، حرکت کنید، نماز بخوانید، گناه نکنید را به خدا استناد دهید. یعنی بگویید که تمامی این‌ها از خودم نیست و خدا به من داده است. پس باید حقیقت «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ» در شما تجسم و تحقق پیدا کند. در پایان به رفقا، خواهران و برادران توصیه می‌کنیم صحبت‌هایی را که درباره دعا گفته شد را نه یک مرتبه بلکه ده مرتبه بخوانند. این‌ها صحبت‌هایی است که همیشه به درد شما می‌خورد. به آن‌ها گوش دهید!. امیدواریم که این صحبت‌ها و ارشادات در شما تاثیرات مثبت خود را  قرار دهد و ان شاءالله با قوت الهی به جلو پیش بروید. وصل الله علی محمد و آله الطاهرین.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=21707

مطالب مشابه

  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی القعده
  • بسته صوتی شرح کوتاه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی الحجه
  • بسته صوتی شرح ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • شرح کتاب مصباح الشریعه: آثار و فواید روزه
  • حدیث ابوالدرداء| کیفیت مناجات امیرالمؤمنین با حضرت حق
  • مجموعه سخنرانی‌های حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی در ماه شریف شعبان المعظم
  • ایام فاطمیه دوم ۱۴۴۶-شام غریبان
  • شرح حدیث عنوان بصری با موضوع گذشت و حلم
  • شرح خطبه توحیدی نهج‌ البلاغه در وصف خداوند متعال در شرح سوره توحید

نظرات

  1. سئو گفت:
    2019-02-17 در 00:11

    سلام اقاجان مثل همیشه عالی بود
    از خداوند برای شما طول عمر و سلامتی خواستارم انشالله تعالی

    پاسخ
  2. زهرا گفت:
    2021-03-05 در 19:16

    سلام.ممنون.عالی و مفید بود.

    پاسخ
    • majidi گفت:
      2021-04-04 در 10:23

      سلام. الحمدلله

      پاسخ
  3. محسن گفت:
    2024-01-27 در 20:26

    سلام
    خیلی عالی بود
    استفاده بردم

    پاسخ
  4. سیدهادی گفت:
    2025-11-22 در 06:05

    سلام استاد عزیز،استفاده کردم،خداوند به شما طول عمر و سلامتی بدهد ان شاء الله

    پاسخ

دیدگاه شما در مورد سئو

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی القعده
  • مناسبتها
  • فضیلت

اعمال ماه ذی القعده

اعمال ماه ذی القعده

مناسبات ماه ذی القعده

ماه ذى القعده ، نخستین ماه ازماههاى حرام است که در آنها جنگ، حتّى با دشمنان اسلام حرام است; مگر این که جنگ برمسلمین تحمیل شود (سه ماه دیگر از ماههاى حرام، ذى الحجّه، محرّم و رجب است) آتش بس در این چهار ماه وسیله اى براى آرامش جامعه و توفیق براى حجّ وعبادت، حلّ مشکلات اقتصادى و بازنگرى در امر جنگ و یافتن نقطه پایان براى آن و سپس مرهم نهادن بر زخم هاى جانکاه ناشى از آن است. ماهى است که زوّار خانه خدا از اطراف و اکنافِ جهان به سوى خانه خدا حرکت مى کنند، گروهى به مدینه مى روند و قبر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و قبور ائمّه هدى(علیهم السلام) را زیارت مى کنند و آثار تاریخى که در جاى جاى این خاستگاه اسلامى وجود دارد را مى بینند و غرق لذّات روحانى مى شوند (هرچند نابخردان و جاهلان، بسیارى از این آثار عظیم و گرانقدر را از میان برده اند) گروه دیگرى راهى مکّه مى شوند و با انجام مناسک «عمره تمتّع» در انتظار مراسم بزرگ عبادى سیاسى حج مى نشینند و با طواف کعبه و شرکت درصفوف پرشکوه جماعت، روح و جانشان را تازه مى کنند . سیّد بن طاووس در فضیلت این ماه مى گوید: «ماه ذى القعده ماهى است که به هنگام شدّت و گرفتارى، زمان خوبى براى دعاست، و براى رفع ظلم و ستم و دعا بر ضد ظالم مؤثّر است. همچنین مى گوید: «این ماه «ماه اجابت دعاها» نامیده شده است; لذا باید اوقاتش را غنیمت شمرد و در آن روزه حاجت گرفت.

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد