رهنمودهای امام صادق علیه السلام به عبدالله بن جندب

بسم الله الرحمن الرحیم

سفارش‌های ۲۵ گانه امام صادق (ع) به شیعیان از طریق عبدالله ابن جندب

 

«روایتی است در تحف‌العقول، که وصیت امام صادق (علیه‌السّلام) است به عبداللَّه‌بن‌جندب. همین طور قسمت قسمت است:

یا ابن جندب، یا ابن جندب. این روایت، پر از حکمت است. واقعاً همه‌ چیزهائی که ما برای خلقیات شخصی‌مان، معاشرت‌های اجتماعی‌مان، فعالیتهای عمومی‌مان و برای بنای تمدن اسلامی نیاز داریم، در این روایت و نظائرش پیدا می‌شود. این که عرض کردم، یک نمونه و مثال است؛ از این قبیل نمونه‌ها زیاد است و می‌توانید مراجعه کنید. تحف العقول، ابن شعبه حرانی ص ۳۰۱  ؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج‏۷۵، ص ۲۷۹» بیانات معظم رهبری در دیدار جمعی از شعرای آئینی۱۳۹۰/۰۳/۲۵

تحف العقول وَصِیَّتُهُ ع لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ رُوِیَ أَنَّهُ ع قَالَ:

 

 ۱- یَا عَبْدَ اللَّهِ لَقَدْ نَصَبَ إِبْلِیسُ حَبَائِلَهُ فِی دَارِ الْغُرُورِ- فَمَا یَقْصِدُ فِیهَا إِلَّا أَوْلِیَاءَنَا- وَ لَقَدْ جَلَّتِ الْآخِرَةُ فِی أَعْیُنِهِمْ حَتَّى مَا یُرِیدُونَ بِهَا بَدَلًا- ثُمَّ قَالَ آهِ آهِ عَلَى قُلُوبٍ حُشِیَتْ نُوراً- وَ إِنَّمَا کَانَتِ الدُّنْیَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الشُّجَاعِ الْأَرْقَمِ «۳»- وَ الْعَدُوِّ الْأَعْجَمِ «۴» أَنِسُوا بِاللَّهِ- وَ اسْتَوْحَشُوا مِمَّا بِهِ اسْتَأْنَسَ الْمُتْرَفُونَ- أُولَئِکَ أَوْلِیَائِی حَقّاً وَ بِهِمْ تُکْشَفُ کُلُّ فِتْنَةٍ- وَ تُرْفَعُ کُلُّ بَلِیَّةٍ

۱- یا عبدالله، شیطان دام‌های خود را در دنیا گسترده و هدف او اولیاء و دوستان ما هستند، آن‌چنان آخرت در نظر دوستان ما بزرگ و با اهمیت است که هرگز چیز دیگرى را بجاى آن نمی‌پذیرند سپس فرمود: آه آه بر دل‌هایی که پر از نور شده و دنیا در نظر آن‌ها همچون مار بزرگ و مسموم و دشمن نفهم است انس به خدا گرفته‏‌اند و از هر چه دنیاپرستان به آن دل بسته‏‌اند بیزارند آن‌ها دوستان واقعى ما هستند که به‌وسیله ایشان هر آشوبى برطرف می‌شود و هر بلائى رفع می‌شود.

 

۲- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ حَقٌّ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ- یَعْرِفُنَا أَنْ یَعْرِضَ عَمَلَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ- عَلَى نَفْسِهِ فَیَکُونَ مُحَاسِبَ نَفْسِهِ- فَإِنْ رَأَى حَسَنَةً اسْتَزَادَ مِنْهَا- وَ إِنْ رَأَى سَیِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْهَا لِئَلَّا یَخْزَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ طُوبَى لِعَبْدٍ لَمْ یَغْبِطِ الْخَاطِئِینَ- عَلَى مَا أُوتُوا مِنْ‏نَعِیمِ الدُّنْیَا وَ زَهْرَتِهَا- طُوبَى لِعَبْدٍ طَلَبَ الْآخِرَةَ وَ سَعَى لَهَا- طُوبَى لِمَنْ لَمْ تُلْهِهِ الْأَمَانِیُّ الْکَاذِبَةُ- ثُمَّ قَالَ ع رَحِمَ اللَّهُ قَوْماً کَانُوا سِرَاجاً وَ مَنَاراً- کَانُوا دُعَاةً إِلَیْنَا بِأَعْمَالِهِمْ وَ مَجْهُودِ طَاقَتِهِمْ- لَیْسُوا کَمَنْ یُذِیعُ أَسْرَارَنَا

۲- اى پسر جندب لازم است براى هرکس که عارف به‌حق ما است عمل خود را در هر شب و روز رسیدگى کند و از خود حساب بخواهد. اگر کار خوبى مشاهده کرد اضافه کند و اگر گناهى انجام داده بود از آن استغفار نماید تا روز قیامت خوار نشود. خوشا به حال آن بنده‌‏اى که افسوس خطاکاران را نخورد به‌واسطه مال دنیایی که به آن‌ها داده شده، خوشا به حال بنده‌‏اى که در جستجوى آخرت است و براى آن کوشش می‌کند. خوشا به حال کسى که دل‌بسته به آرزوهای دروغ نیست. سپس فرمود خدا رحمت کند آن گروهى را که چراغ درخشان و راهنماى مردم بودند. مردم را به‌وسیله اعمال خود به‌سوی ما دعوت می‌کردند و تمام قدرت خویش را بکار می‌بردند و از کسانى نبودند که اسرار ما را فاش نمایند.

 

۳- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ یَخَافُونَ اللَّهَ- وَ یُشْفِقُونَ أَنْ یُسْلَبُوا مَا أُعْطُوا مِنَ الْهُدَى- فَإِذَا ذَکَرُوا اللَّهَ وَ نَعْمَاءَهُ وَجِلُوا وَ أَشْفَقُوا- وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إِیماناً- مِمَّا أَظْهَرَهُ مِنْ نَفَاذِ قُدْرَتِهِ وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ.

۳- اى پسر جندب مؤمنین کسانى هستند که از خدا می‌ترسند؛ و بیم آن دارند که نعمت هدایتى که به ایشان ارزانى شده از آن‌ها سلب شود. وقتى به یاد نعمت‌های خدا می‌‏افتند می‌ترسند و بیمناک‌اند و گاهى که آیات خدا بر آن‌ها تلاوت می‌شود ایمانشان افزوده می‌شود، و به‌واسطه آنچه مشاهده می‌کنند از نفوذ قدرت پروردگار بر پروردگار خویش توکل دارند.

 

۴- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ قَدِیماً عَمِرَ الْجَهْلُ- وَ قَوِیَ أَسَاسُهُ وَ ذَلِکَ لِاتِّخَاذِهِمْ دِینَ اللَّهِ لَعِباً- حَتَّى لَقَدْ کَانَ الْمُتَقَرِّبُ مِنْهُمْ إِلَى اللَّهِ بِعَمَلِهِ یُرِیدُ سِوَاهُ- أُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ

۴-  پسر جندب، از دیر زمانى است که مردم به نادانی گرایش دارند و پایه‏‌هاى جهل را استوار می‌نمایند، آن‌هم به‌واسطه این است که دین خدا را بازیچه انگاشته‌‏اند؛ به‌طوری‌که می‌خواهند با اعمال خود به خدا تقرب جویند. منظورشان خدا نیست این‌ها از ستمگران هستند.

 

۵-  یَا ابْنَ جُنْدَبٍ لَوْ أَنَّ شِیعَتَنَا اسْتَقَامُوا لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَةُ- وَ لَأَظَلَّهُمُ الْغَمَامُ وَ لَأَشْرَقُوا نَهَاراً- وَ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ- وَ لَمَا سَأَلُوا اللَّهَ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُمْ.

۵-  پسر جندب، اگر شیعیان ما استقامت بورزند ملائکه با آن‌ها مصافحه خواهند نمود و ابر بر سرشان سایه می‌افکند و روزهاى روشن و تابان دارند و از بالا و پائین نعمت بر آن‌ها فرو می‌ریزد و هر چه از خدا بخواهند به ایشان می‌بخشد.

 

۶- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ لَا تَقُلْ فِی الْمُذْنِبِینَ- مِنْ أَهْلِ دَعْوَتِکُمْ إِلَّا خَیْراً- وَ اسْتَکِینُوا إِلَى اللَّهِ فِی تَوْفِیقِهِمْ وَ سَلُوا التَّوْبَةَ لَهُمْ- فَکُلُّ مَنْ قَصَدَنَا وَ تَوَلَّانَا- وَ لَمْ یُوَالِ عَدُوَّنَا وَ قَالَ مَا یَعْلَمُ- وَ سَکَتَ عَمَّا لَا یَعْلَمُ أَوْ أَشْکَلَ عَلَیْهِ فَهُوَ فِی الْجَنَّةِ.

۶- پسر جندب، درباره گناهکاران از هم‌کیشان خود جز سخن نیک مگو. از خدا براى آن‌ها توفیق بخواه؛ و توبه تقاضا نما؛ هرکس به ما توجه کند و ما را دوست بدارد و با دشمنان ما رابطه دوستى نداشته باشد و آنچه می‌داند بگوید و از آنچه نمی‌داند یا چیزى که بر او مشتبه است ساکت باشد اهل بهشت است.

 

۷- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ یَهْلِکُ الْمُتَّکِلُ عَلَى عَمَلِهِ- وَ لَا یَنْجُو الْمُجْتَرِئُ عَلَى الذُّنُوبِ الْوَاثِقُ بِرَحْمَةِ اللَّهِ- قُلْتُ فَمَنْ یَنْجُو قَالَ- الَّذِینَ هُمْ بَیْنَ الرَّجَاءِ وَ الْخَوْفِ- کَأَنَّ قُلُوبَهُمْ فِی مِخْلَبِ طَائِرٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ- وَ خَوْفاً مِنَ الْعَذَابِ.

۷- پسر جندب هر که بر عمل خود تکیه داشته باشد هلاک می‌شود و آن‌کس که بی‌باکانه گناه می‌کند و دل به رحمت خدا بسته نجات نخواهد یافت. عرض کردم پس چه کسى نجات می‌یابد؟ فرمود کسانى که بین امید و ترس هستند؛ مثل اینکه دل‌هایشان در چنگال پرنده‌ای است. به‌واسطه اشتیاقى که به ثواب و ترسى که از عذاب دارند.

 

۸- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُزَوِّجَهُ اللَّهُ الْحُورَ الْعِینَ- وَ یُتَوِّجَهُ بِالنُّورِ فَلْیُدْخِلْ عَلَى أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ السُّرُورَ.

۸- پسر جندب هرکه خوشحال می‌شود از اینکه خداوند حوریه را به ازدواج او درآورد و با چهره‌‏اى درخشان بیاید. شادى بر دل برادر مؤمن خود کند.

 

۹-  یَا ابْنَ جُنْدَبٍ أَقِلَّ النَّوْمَ بِاللَّیْلِ وَ الْکَلَامَ بِالنَّهَارِ- فَمَا فِی الْجَسَدِ شَیْ‏ءٌ أَقَلُّ شُکْراً مِنَ الْعَیْنِ وَ اللِّسَانِ- فَإِنَّ أُمَّ سُلَیْمَانَ قَالَتْ لِسُلَیْمَانَ ع- یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ النَّوْمَ- فَإِنَّهُ یُفْقِرُکَ یَوْمَ یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَى أَعْمَالِهِمْ.

۹-  پسر جندب هرچه می‌توانی خواب شب و صحبت کردن روز را کم کن. در بدن انسان عضوى کمتر شکرگزارتر از چشم و زبان نیست. مادر سلیمان به فرزندش گفت پسرم، بپرهیز از خواب چون خواب تو را محتاج و نیازمند می‌کند در روزى که مردم به اعمال خود نیاز دارند.

 

۱۰- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنَّ لِلشَّیْطَانِ مَصَائِدَ یَصْطَادُ بِهَا- فَتَحَامَوْا شِبَاکَهُ «۱» وَ مَصَائِدَهُ قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ مَا هِیَ- قَالَ أَمَّا مَصَائِدُهُ فَصَدٌّ عَنْ بِرِّ الْإِخْوَانِ- وَ أَمَّا شِبَاکُهُ فَنَوْمٌ عَنْ قَضَاءِ الصَّلَوَاتِ الَّتِی فَرَضَهَا اللَّهُ- أَمَا إِنَّهُ مَا یُعْبَدُ اللَّهُ بِمِثْلِ نَقْلِ الْأَقْدَامِ- إِلَى بِرِّ الْإِخْوَانِ وَ زِیَارَتِهِمْ وَیْلٌ لِلسَّاهِینَ عَنِ الصَّلَوَاتِ- النَّائِمِینَ فِی الْخَلَوَاتِ الْمُسْتَهْزِءِینَ بِاللَّهِ- وَ آیَاتِهِ فِی الْفَتَرَاتِ «۱»- أُولَئِکَ الَّذِینَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ- وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ- وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ «۲».

۱۰- پسر جندب شیطان دام‌هایی براى صید دارد خود را از گرفتار شدن به دام‌ها و ریسمان‌های او نگه دارید. عرض کردم یا ابن رسول‌الله، دام‌های شیطان چیست؟ فرمود دام‌های شیطان جلوگیرى کردن اوست از نیکى به برادران؛ اما ریسمان‌هایش خوابیدن از انجام نمازهاى واجب است. بدان که خدا پرستش نشده به‌اندازه قدم برداشتن براى نیکى به برادران و زیارت و دیدار آن‌ها واى بر کسانى که نمازها را به دست سهو و (نسیان) می‌سپارند. آن‌ها که در خلوت بخواب می‌روند؛ و در ضعف و سستی‌ها خدا و آیاتش را به مسخره می‌گیرند آن‌ها کسانى هستند که در آخرت نصیبى ندارند و خداوند با ایشان سخن نخواهد گفت و نه به آن‌ها توجه دارد و اعمالشان را تزکیه نمی‌کند و دچار عذابى دردناک می‌شوند.

 

۱۱- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ مَنْ أَصْبَحَ مَهْمُوماً لِسِوَى- فَکَاکِ رَقَبَتِهِ فَقَدْ هَوَّنَ عَلَیْهِ الْجَلِیلَ- وَ رَغِبَ مِنْ رَبِّهِ فِی الْوَتْحِ الْحَقِیرِ «۳» وَ مَنْ غَشَّ أَخَاهُ- وَ حَقَّرَهُ وَ نَاوَاهُ «۴» جَعَلَ اللَّهُ النَّارَ مَأْوَاهُ- وَ مَنْ حَسَدَ مُؤْمِناً انْمَاثَ الْإِیمَانُ فِی قَلْبِهِ- کَمَا یَنْمَاثُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ.

۱۱- پسر جندب، هرکس اندوهش براى غیر آزاد نمودن خویش (از آتش جهنم) باشد آنچه اهمیت زیاد دارد در نظرش بی‌اهمیت آمده و در رابطه با خدا به چیز بی‌‏ارزشى دل‌بسته. هر که به برادر خود خیانت کند و او را تحقیر نماید و به او ستم کند، خداوند جهنم را جایگاهش قرار می‌دهد و هر که نسبت به مؤمنى حسد ورزد ایمان او نابود می‌شود چنانچه نمک در آب حل می‌شود.

 

۱۲- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ الْمَاشِی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ- کَالسَّاعِی بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ قَاضِی حَاجَتِهِ- کَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَوْمَ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ- وَ مَا عَذَّبَ اللَّهُ أُمَّةً- إِلَّا عِنْدَ اسْتَهَانَتِهِمْ بِحُقُوقِ فُقَرَاءِ إِخْوَانِهِمْ.

۱۲- پسر جندب! آنکه براى انجام حاجت برادرش راهى رود، چنان است که بین (کوه) صفا و مروه سعى کرده و اگر حاجتش را برآورد چنان است که در جنگ بدر و احد در خون غلتیده، خدا هیچ امتى را هلاک نکرد جز وقتی‌که به حقوق برادران مستمند خود بی‌اعتنائى کردند.

 

۱۳- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ بَلِّغْ مَعَاشِرَ شِیعَتِنَا وَ قُلْ لَهُمْ- لَا تَذْهَبَنَّ بِکُمُ الْمَذَاهِبُ- فَوَ اللَّهِ لَا تُنَالُ وَلَایَتُنَا إِلَّا بِالْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ فِی الدُّنْیَا- وَ مُوَاسَاةِ الْإِخْوَانِ فِی اللَّهِ- وَ لَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ یَظْلِمُ النَّاسَ:

۱۳- پسر جندب به شیعیان ما ابلاغ کن و به آن‌ها بگو: این طرف و آن طرف نروید. به خدا سوگند به ولایت ما نمی‌رسید مگر با ورع و کوشش در دنیا و مواسات با برادران در راه خدا و از شیعیان ما نیست کسى که به مردم ستم روا دارد.

 

۱۴-یَا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنَّمَا شِیعَتُنَا یُعْرَفُونَ بِخِصَالٍ شَتَّى- بِالسَّخَاءِ وَ الْبَذْلِ لِلْإِخْوَانِ- وَ بِأَنْ یُصَلُّوا الْخَمْسِینَ لَیْلًا وَ نَهَاراً شِیعَتُنَا لَا یَهِرُّونَ هَرِیرَ الْکَلْبِ وَ لَا یَطْمَعُونَ طَمَعَ الْغُرَابِ- وَ لَا یُجَاوِرُونَ لَنَا عَدُوّاً وَ لَا یَسْأَلُونَ لَنَا مُبْغِضاً- وَ لَوْ مَاتُوا جُوعاً شِیعَتُنَا لَا یَأْکُلُونَ الْجِرِّیَّ «۵»- وَ لَا یَمْسَحُونَ عَلَى الْخُفَّیْنِ وَ یُحَافِظُونَ عَلَى الزَّوَالِ- وَ لَایَشْرَبُونَ مُسْکِراً- قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَیْنَ أَطْلُبُهُمْ- قَالَ ع عَلَى رُءُوسِ الْجِبَالِ وَ أَطْرَافِ الْمُدُنِ- وَ إِذَا دَخَلْتَ مَدِینَةً- فَسَلْ  عَمَّنْ لَا یُجَاوِرُهُمْ وَ لَا یُجَاوِرُونَهُ- فَذَلِکَ مُؤْمِنٌ کَمَا قَالَ اللَّهُ- وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعى‏  وَ اللَّهِ لَقَدْ کَانَ حَبِیبَ النَّجَّارِ وَحْدَهُ-

۱۴- پسر جندب شیعیان ما با امتیازاتى شناخته می‌شوند. سخاوت و بخشش نسبت به برادران و خواندن پنجاه رکعت نماز در شبانه‌‏روز. شیعیان ما مانند سگ زوزه نمی‌کشند و نه چون کلاغ حرص و طمع دارند و هم‌نشین با دشمنان ما نیستند و از کینه‌‏توز ما درخواست نمی‌کنند گرچه از گرسنگى بمیرند. شیعیان ما ماهى بی‌فلس نمی‌خورند و بر روى کفش مسح نمی‌کنند و مواظب نماز ظهر هستند و شراب نمی‌خورند. عبدالله بن جندب گفت چنین اشخاصى را از کجا بیابم؟ فرمود از قله کوه‌ها و اطراف شهرها وقتى وارد شهرى شدى جویا شو از کسى که با کسى رفت‌وآمد ندارد اوست مؤمن چنانچه خداوند فرموده است: وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِینَةِ یَسْعى‏. به خدا قسم آن مرد که آمد تنها حبیب نجار بود (که با شتاب آمد و مردم را متوجه پیروى از پیامبران کرد).

 

۱۵- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ کُلُّ الذُّنُوبِ مَغْفُورَةٌ- سِوَى عُقُوقِ أَهْلِ دَعْوَتِکَ- وَ کُلُّ الْبِرِّ مَقْبُولٌ إِلَّا مَا کَانَ رِئَاءً

۱۵- پسر جندب تمام گناهان بخشیده می‌شود مگر نافرمانى و تمرد از هم‌کیشان و هر نوع نیکوکارى مقبول است مگر ریا.

 

۱۶- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ أَحْبِبْ فِی اللَّهِ وَ أَبْغِضْ فِی اللَّهِ- وَ اسْتَمْسِکْ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى- وَ اعْتَصِمْ بِالْهُدَى یُقْبَلْ عَمَلُکَ فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ- وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً- ثُمَّ اهْتَدى‏ «۳»- فَلَا یُقْبَلُ إِلَّا الْإِیمَانُ وَ لَا إِیمَانَ إِلَّا بِعَمَلٍ- وَ لَا عَمَلَ إِلَّا بِیَقِینٍ- وَ لَا یَقِینَ إِلَّا بِالْخُشُوعِ وَ مِلَاکُهَا کُلُّهَا الْهُدَى- فَمَنِ اهْتَدَى یُقْبَلُ عَمَلُهُ وَ صَعِدَ إِلَى الْمَلَکُوتِ مُتَقَبَّلًا- وَ اللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.

۱۶- پسر جندب دوست بدار در راه خدا و دشمن بدار در راه او و چنگ به دست‌آویز محکم بزن؛ و متمسک به هدایت شو تا عملت پذیرفته شود خداوند می‌فرماید: وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى‏ «۱» پس قبول نمی‌کند مگر با ایمان و ایمانى نیست مگر با عمل و عملى نیست مگر با یقین و یقینى وجود ندارد مگر با خشوع و کوچکى و ملاک همه این‌ها هدایت است هر کس راه یافت عملش پذیرفته می‌شود و پرواز به ملکوت با اعمال پذیرفته می‌نماید وَ اللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.

 

۱۷- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تُجَاوِرَ الْجَلِیلَ فِی دَارِهِ- وَ تَسْکُنَ الْفِرْدَوْسَ فِی جِوَارِهِ فَلْتَهُنْ عَلَیْکَ الدُّنْیَا- وَ اجْعَلِ الْمَوْتَ نُصْبَ عَیْنِکَ وَ لَا تَدَّخِرْ شَیْئاً لِغَدٍ- وَ اعْلَمْ أَنَّ لَکَ مَا قَدَّمْتَ وَ عَلَیْکَ مَا أَخَّرْتَ.

۱۷-  پسر جندب، اگر مایلى همسایه خدا شوى و ساکن بهشت فردوس در جوار خدا گردى باید دنیا در نظرت بی‌ارزش باشد؛ و پیوسته مراقب مرگ باشى؛ و چیزى را براى فردا ذخیره نکنى بدان مال تو آن‌ها است که جلوتر بفرستى و به ضرر تو است هر چه باقى بگذارى.

 

۱۸- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ مَنْ حَرَمَ نَفْسَهُ کَسْبَهُ فَإِنَّمَا یَجْمَعُ لِغَیْرِهِ- وَ مَنْ أَطَاعَ هَوَاهُ فَقَدْ أَطَاعَ عَدُوَّهُ- مَنْ یَثِقْ بِاللَّهِ یَکْفِهِ مَا أَهَمَّهُ مِنْ أَمْرِ دُنْیَاهُ وَ آخِرَتِهِ- وَ یَحْفَظْ لَهُ مَا غَابَ عَنْهُ- وَ قَدْ عَجَزَ مَنْ لَمْ یُعِدَّ لِکُلِّ بَلَاءٍ صَبْراً- وَ لِکُلِّ نِعْمَةٍ شُکْراً وَ لِکُلِّ عُسْرٍ یُسْراً- صَبِّرْ نَفْسَکَ عِنْدَ کُلِّ بَلِیَّةٍ فِی وَلَدٍ أَوْ مَالٍ- أَوْ رَزِیَّةٍ «۵» فَإِنَّمَا یَقْبِضُ عَارِیَتَهُ- وَ یَأْخُذُهِبَتَهُ لِیَبْلُوَ فِیهِمَا صَبْرَکَ وَ شُکْرَکَ وَ ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَا یُجَرِّئُکَ عَلَى مَعْصِیَتِهِ- وَ خَفْهُ خَوْفاً لَا یُؤْیِسُکَ مِنْ رَحْمَتِهِ- وَ لَا تَغْتَرَّ بِقَوْلِ الْجَاهِلِ وَ لَا بِمَدْحِهِ- فَتَکَبَّرَ وَ تَجَبَّرَ وَ تُعْجَبَ بِعَمَلِکَ- فَإِنَّ أَفْضَلَ الْعَمَلِ الْعِبَادَةُ وَ التَّوَاضُعُ- فَلَا تُضَیِّعْ مَالَکَ وَ تُصْلِحَ مَالَ غَیْرِکَ مَا خَلَّفْتَهُ وَرَاءَ ظَهْرِکَ- وَ اقْنَعْ بِمَا قَسَمَهُ اللَّهُ لَکَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَّا إِلَى مَا عِنْدَکَ- وَ لَا تَتَمَنَّ مَا لَسْتَ تَنَالُهُ فَإِنَّ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ- وَ مَنْ لَمْ یَقْنَعْ لَمْ یَشْبَعْ وَ خُذْ حَظَّکَ مِنْ آخِرَتِکَ- وَ لَا تَکُنْ بَطِراً فِی الْغِنَى وَ لَا جَزِعاً فِی الْفَقْرِ- وَ لَا تَکُنْ فَظّاً غَلِیظاً یَکْرَهُ النَّاسُ قُرْبَکَ- وَ لَا تَکُنْ وَاهِناً یُحَقِّرُکَ مَنْ عَرَفَکَ- وَ لَا تُشَارَّ «۱» مَنْ فَوْقَکَ وَ لَا تَسْخَرْ بِمَنْ هُوَ دُونَکَ- وَ لَا تُنَازِعِ الْأَمْرَ أَهْلَهُ وَ لَا تُطِعِ السُّفَهَاءَ- وَ لَا تَکُنْ مَهِیناً تَحْتَ کُلِّ أَحَدٍ وَ لَا تَتَّکِلَنَّ عَلَى کِفَایَةِ أَحَدٍ- وَ قِفْ عِنْدَ کُلِّ أَمْرٍ حَتَّى تَعْرِفَ مَدْخَلَهُ مِنْ مَخْرَجِهِ- قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِیهِ فَتَنْدَمَ وَ اجْعَلْ قَلْبَکَ قَرِیباً تُشَارِکُهُ «۲»- وَ اجْعَلْ عِلْمَکَ وَالِداً تَتَّبِعُهُ- وَ اجْعَلْ نَفْسَکَ عَدُوّاً تُجَاهِدُهُ وَ عَارِیَّةً تَرُدُّهَا- فَإِنَّکَ قَدْ جُعِلْتَ طَبِیبَ نَفْسِکَ- وَ عُرِّفْتَ آیَةَ الصِّحَّةِ وَ بُیِّنَ لَکَ الدَّاءُ- وَ دُلِلْتَ عَلَى الدَّوَاءِ فَانْظُرْ قِیَامَکَ عَلَى نَفْسِکَ- وَ إِنْ کَانَتْ لَکَ یَدٌ عِنْدَ إِنْسَانٍ- فَلَا تُفْسِدْهَا بِکَثْرَةِ الْمِنَنِ وَ الذِّکْرِ لَهَا- وَ لَکِنِ أَتْبِعْهَا بِأَفْضَلَ مِنْهَا فَإِنَّ ذَلِکَ أَجْمَلُ بِکَ فِی أَخْلَاقِکَ- وَ أَوْجَبَ لِلثَّوَابِ فِی آخِرَتِکَ- وَ عَلَیْکَ بِالصَّمْتِ تُعَدَّ حَلِیماً جَاهِلًا کُنْتَ أَوْ عَالِماً- فَإِنَّ الصَّمْتَ زَیْنٌ لَکَ عِنْدَ الْعُلَمَاءِ وَ سَتْرٌ لَکَ عِنْدَ الْجُهَّالِ.

۱۸- پسر جندب، هرکس خود را محروم نماید از کسب‌وکار خویش براى دیگران جمع می‌کند و هر که پیرو هواى نفس خویش شود پیرو دشمن خود شده و هر که اعتماد به خدا نماید کار دنیا و آخرتش را کفایت می‌کند و در غیبت او خدا حافظ و نگهبان منافع اوست. ناتوان است هر که براى هر پیش‌‏آمدى صبرى آماده نکرده و براى هر نعمتى شکرى و براى هر سختى آسانى. خود را شکیبا بدار در هر بلا یا مصیبتى که در فرزند یا مال تو پیش آید خدا امانت خود را می‌گیرد و آنچه داده است باز پس می‌گیرد تا در مورد آن‌ها صبر و شکر ترا بیازماید، چنان امیدوار به خدا باش که ترا به معصیت و گناه واندارد و چنان از خدا بترس که از رحمت او مأیوس نباشى مبادا فریب حرف نادانان را بخورى و نه از مدح و ستایش او گول بخورى و موجب تکبر و خودخواهى تو شود و خودپسند شوى. زیرا بهترین اعمال عبادت و تواضع است مبادا ثروت خود را به باد دهى و مال دیگران اصلاح نمائى به‌وسیله آنچه بعد از خود می‌گذاری. قانع باش به آنچه خدا روزیت کرده و توجه نداشته باش مگر به آنچه نزد تو است آرزوى آنچه به آن نمی‌رسی نداشته باش. هر که قانع باشد سیر می‌شود و هر که قانع نباشد سیر نمی‌شود. بهره خود را از آخرت خویش بگیر. در ثروت متکبر مباش و در فقر ناراحت. درشت‏خو و سخت‏گیر نباش که مردم از نزدیک شدن به تو بپرهیزند و نه فرومایه و پست باش که هر که ترا می‌شناسد تحقیرت کند. با بالاتر از خود نزاع مکن و پائین تر از خود را مسخره نکن؛ و با کسانى که به‌حق چیزى را دارند نزاع منما پیرو سفیهان مشو و نه خوار و بی‌مقدار زیردست هر کس باش. به اعتماد هرکس متکى نباش، در مقابل هر کارى توقف نما تا ورود و خروج آن را تشخیص دهى پیش از آنکه دچار پشیمانى شدى، دل خویش را همچون خویشاوندى قرار ده که با او مشورت می‌کنی و عمل خود را چون پدرى که از پى او می‌روی؛ و نفس خود را دشمنى که به او پیکار می‌کنی و یک عاریه‌‏اى که باید آن را برگردانى. تو خود طبیب خویشى. علامت تندرستى را می‌شناسى و درد را تشخیص می‌دهی و به دوا واردى. متوجه وظیفه خود باش، اگر به کسی کمکى کرده‏‌اى آن را با منت نهادن زیاد و پیوسته یادآورى کردن نابود مکن. ولى دنباله آن را با نیکى بهترى ادامه بده. این کار شایسته‌‏تر است برایت از نظر اخلاقى و موجب ثواب در آخرت می‌شود خاموش باش تا بردبار باشى چه بدانى و چه ندانى زیرا خاموشى تو در نزد دانشمندان زینت است و در مقابل نادانان پرده‌ای است.

 

 ۱۹-یَا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنَّ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ ع قَالَ لِأَصْحَابِهِ- أَ رَأَیْتُمْ لَوْ أَنَّ أَحَدَکُمْ مَرَّ بِأَخِیهِ- فَرَأَى ثَوْبَهُ قَدِ انْکَشَفَ عَنْ بَعْضِ عَوْرَتِهِ- أَ کَانَ کَاشِفاً عَنْهَا کُلِّهَا أَمْ یَرُدُّ عَلَیْهَا مَا انْکَشَفَ مِنْهَا- قَالُوا بَلْ نَرُدُّ عَلَیْهَا قَالَ کَلَّا- بَلْ تَکْشِفُونَ عَنْهَا کُلِّهَا- فَعَرَفُوا أَنَّهُ مَثَلٌ ضَرَبَهُ لَهُمْ- فَقِیلَ یَا رُوحَ اللَّهِ وَ کَیْفَ ذَلِکَ- قَالَ الرَّجُلُ مِنْکُمْ یَطَّلِعُ عَلَى الْعَوْرَةِ مِنْ أَخِیهِ فَلَا یَسْتُرُهَا- بِحَقٍّ أَقُولُ لَکُمْ إِنَّکُمْ لَا تُصِیبُونَ- مَا تُرِیدُونَ إِلَّا بِتَرْکِ مَا تَشْتَهُونَ- وَ لَا تَنَالُونَ مَا تَأْمُلُونَ إِلَّا بِالصَّبْرِ عَلَى مَا تَکْرَهُونَ‏إِیَّاکُمْ وَ النَّظْرَةَ فَإِنَّهَا تَزْرَعُ فِی الْقَلْبِ الشَّهْوَةَ- وَ کَفَى بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَةً- طُوبَى لِمَنْ جَعَلَ بَصَرَهُ فِی قَلْبِهِ وَ لَمْ یَجْعَلْ بَصَرَهُ فِی عَیْنِهِ- لَا تَنْظُرُوا فِی عُیُوبِ النَّاسِ کَالْأَرْبَابِ- وَ انْظُرُوا فِی عُیُوبِکُمْ کَهَیْئَةِ الْعَبِیدِ- إِنَّمَا النَّاسُ رَجُلَانِ مُبْتَلًى وَ مُعَافًى- فَارْحَمُوا الْمُبْتَلَى وَ احْمَدُوا اللَّهَ عَلَى الْعَافِیَةِ.

۱۹-  پسر جندب. عیسى بن مریم به یاران خود گفت. اگر شما در راه برخورد به برادر خود کنید و ببینید که جامه‌‏اش از روى عورتش کنار رفته آیا تمام لباسش را کنار می‌زنید تا عورتش کاملاً دیده شود یا آن را می‌پوشانید؟ گفتند می‌پوشانیم. عیسى گفت نه همه آن را آشکار می‌کنید. فهمیدند عیسى منظورش مثلى بوده عرض کردند منظور شما چیست؟  گفت یکى از شما متوجه عورت برادر خود می‌شود ولى آن را نمی‌پوشاند. این یک واقعیت است که می‌گویم به آرزو و هدف خود نمی‌رسید مگر اینکه ترک کنید آنچه را که به آن علاقه دارید و به آرزوی خود نمی‌رسید مگر با صبر بر آنچه ناپسند شما است از نگاه کردن خوددارى کنید که تماشا در دل شهوت را می‌پاشد و کافى است که از این راه گرفتار فتنه شوید خوشا به حال کسى که بینش خود را در دل قرار دهد نه در دیده، به عیب‌های مردم همچون ارباب‌ها نگاه نکنید ولى عیب‌های خود را چون بندگان در نظر بگیرید. مردم دو نوع‌اند گرفتار و آسوده، به کسی که گرفتار است رحم کنید و خدا را سپاس‏گزارى نمایید بر سلامتى و آسایش.

 

۲۰- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ صِلْ مَنْ قَطَعَکَ وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَکَ- وَ أَحْسِنْ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَیْکَ وَ سَلِّمْ عَلَى مَنْ سَبَّکَ- وَ أَنْصِفْ مَنْ خَاصَمَکَ وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ- کَمَا أَنَّکَ تُحِبُّ أَنْ یُعْفَى عَنْکَ فَاعْتَبِرْ بِعَفْوِ اللَّهِ عَنْکَ- أَ لَا تَرَى أَنَّ شَمْسَهُ أَشْرَقَتْ عَلَى الْأَبْرَارِ وَ الْفُجَّارِ- وَ أَنَّ مَطَرَهُ یَنْزِلُ عَلَى الصَّالِحِینَ وَ الْخَاطِئِینَ

۲۰-اى پسر جندب بپیوند با کسى که از تو بریده و بده به آنکه از تو دریغ کرده و احسان کن بدان که با تو بدى کرده و سلام کن بر کسى که به تو دشنام داده و انصاف بده به کسی که با تو خصومت کرده و بگذر از کسى که به تو ستم کرده چنانچه دوست دارى که از تو گذشت شود، به عفو خدا از خودت توجه کن، نبینى که آفتابش بر نیکان و بدان هر دو می‌تابد و بارانش بر صالح و خطاکار می‌بارد.

 

 ۲۱-یَا ابْنَ جُنْدَبٍ لَا تَتَصَدَّقْ عَلَى أَعْیُنِ النَّاسِ لِیُزَکُّوکَ- فَإِنَّکَ إِنْ فَعَلْتَ ذَلِکَ فَقَدِ اسْتَوْفَیْتَ أَجْرَکَ- وَ لَکِنْ إِذَا أَعْطَیْتَ بِیَمِینِکَ فَلَا تُطْلِعْ عَلَیْهَا شِمَالَکَ- فَإِنَّ الَّذِی تَتَصَدَّقُ لَهُ سِرّاً یُجْزِیکَ عَلَانِیَةً- عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ فِی الْیَوْمِ الَّذِی لَا یَضُرُّکَ- أَنْ لَا یُطْلِعَ النَّاسَ عَلَى صَدَقَتِکَ وَ اخْفِضِ الصَّوْتَ- إِنَّ رَبَّکَ الَّذِی یَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ- قَدْ عَلِمَ مَا تُرِیدُونَ قَبْلَ أَنْ تَسْأَلُوهُ- وَ إِذَا صُمْتَ فَلَا تَغْتَبْ أَحَداً- وَ لَا تَلْبِسُوا صِیَامَکُمْ بِظُلْمٍ- وَ لَا تَکُنْ کَالَّذِی یَصُومُ رِئَاءَ النَّاسِ- مُغْبَرَّةً وُجُوهُهُمْ شَعِثَةً رُءُوسُهُمْ- یَابِسَةً أَفْوَاهُهُمْ لِکَیْ یَعْلَمَ النَّاسُ أَنَّهُمْ صِیَامٌ.

۲۱- پسر جندب! در انظار مردم صدقه نده که نیکت شمارند و در این صورت پاداش خود را دریافت کرده‌‏اى، وقتى به کسی چیزى می‌بخشى سعى کن با دست راست خود دادى دست چپت مطلع نشود آن صدقه‏‌اى که در پنهانى می‌دهی در روزى که اشکالى ندارد مردم مطلع از صدقه تو شوند (روز قیامت) در مقابل اهل محشر بدرد تو خواهد خورد. صداى خود را کوتاه کن خداوند بر اسرار پنهانى و تمام مسائل آشکار مطلع است. می‌داند چه می‌خواهید قبل از درخواست، وقتى خاموشى بودى. غیبت کسى را نکن و روزه خود را به ستم آلوده مگردان. مانند آن شخص نباش که براى نشان دادن به مردم روز می‌گیرد. با چهره‌اى غبارآلود و سرهاى ژولیده و دهان خشک تا مردم بفهمند آن‌ها روزه هستند.

 

۲۲- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ الْخَیْرُ کُلُّهُ أَمَامَکَ- وَ إِنَّ الشَّرَّ کُلَّهُ أَمَامَکَ- وَ لَنْ تَرَى الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ إِلَّا بَعْدَ الْآخِرَةِ- لِأَنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ جَعَلَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فِی الْجَنَّةِ- وَ الشَّرَّ کُلَّهُ فِی النَّارِ- لِأَنَّهُمَا الْبَاقِیَانِ وَ الْوَاجِبُ عَلَى مَنْ وَهَبَ اللَّهُ لَهُ الْهُدَى- وَ أَکْرَمَهُ بِالْإِیمَانِ وَ أَلْهَمَهُ رُشْدَهُ- وَ رَکَّبَ فِیهِ عَقْلًا یَتَعَرَّفُ بِهِ نِعَمَهُ- وَ آتَاهُ عِلْماً وَ حُکْماً یُدَبِّرُ بِهِ أَمْرَ دِینِهِ وَ دُنْیَاهُ «۱»- أَنْ یُوجِبَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ یَشْکُرَ اللَّهَ وَ لَا یَکْفُرَهُ- وَ أَنْ یَذْکُرَ اللَّهَ وَ لَا یَنْسَاهُ وَ أَنْ یُطِیعَ اللَّهَ وَ لَا یَعْصِیَهُ- لِلْقَدِیمِ الَّذِی تَفَرَّدَ لَهُ بِحُسْنِ النَّظَرِ وَ لِلْحَدِیثِ الَّذِی أَنْعَمَ عَلَیْهِ بَعْدَ إِذْ أَنْشَأَهُ مَخْلُوقاً- وَ لِلْجَزِیلِ الَّذِی وَعْدَهُ- وَ الْفَضْلِ الَّذِی لَمْ یُکَلِّفْهُ مِنْ طَاعَتِهِ فَوْقَ طَاعَتِهِ- وَ مَا یَعْجِزُ عَنِ الْقِیَامِ بِهِ- وَ ضَمِنَ- لَهُ الْعَوْنَ عَلَى تَیْسِیرِ مَا حَمَلَهُ مِنْ ذَلِکَ‏وَ نَدَبَهُ إِلَى الِاسْتِعَانَةِ عَلَى قَلِیلِ مَا کَلَّفَهُ- وَ هُوَ مُعْرِضٌ «۱» عَمَّا أَمَرَهُ- وَ عَاجِزٌ عَنْهُ قَدْ لَبِسَ ثَوْبَ الِاسْتِهَانَةِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ رَبِّهِ- مُتَقَلِّداً لِهَوَاهُ مَاضِیاً فِی شَهَوَاتِهِ- مُؤْثِراً لِدُنْیَاهُ عَلَى آخِرَتِهِ- وَ هُوَ فِی ذَلِکَ یَتَمَنَّى جِنَانَ الْفِرْدَوْسِ- وَ مَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ أَنْ یَطْمَعَ- أَنْ یَنْزِلَ بِعَمَلِ الْفُجَّارِ مَنَازِلَ الْأَبْرَارِ- أَمَا إِنَّهُ لَوْ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ وَ قَامَتِ الْقِیَامَةُ وَ جَاءَتِ الطَّامَّةُ- وَ نَصَبَ الْجَبَّارُ الْمَوَازِینَ لِفَصْلِ الْقَضَاءِ- وَ بَرَزَ الْخَلَائِقُ لِیَوْمِ الْحِسَابِ أَیْقَنْتَ عِنْدَ ذَلِکَ- لِمَنْ تَکُونُ الرِّفْعَةُ وَ الْکَرَامَةُ وَ بِمَنْ تَحِلُّ الْحَسْرَةُ وَ النَّدَامَةُ- فَاعْمَلِ الْیَوْمَ فِی الدُّنْیَا بِمَا تَرْجُو بِهِ الْفَوْزَ فِی الْآخِرَةِ.

۲۲- پسر جندب همه خوبی‌ها و همه بدی‌ها در پیش روى تو است. نتیجه خوبى و بدى را نخواهى دید مگر بعد از آخرت. زیرا خداوند تمام نتایج خوبی‌ها را در بهشت و همه بدی‌ها را در جهنم قرار داده. چون این دو پایدار و باقى هستند لازم است سپاسگزارى نماید کسى که خداوند او را هدایت بخشیده و به ایمان گرامى داشته و ارشادش کرده و به او بینشى عطا کرده که نعمت‌های پروردگار را درمی‌یابد و علم و حکمتى بخشیده که تدبیر امر دنیا و آخرت خود را می‌نماید و کفران این نعمت‌ها را ننماید. به یاد خدا باشد و فراموش نکند و مطیع او باشد و مخالفت نکند به‌واسطه لطفى که از پیش به تو داشته و نعمت و عنایتى که جدیداً به تو ارزانى نموده و به وجودت آورده و آن گران الطافى که به تو وعده عنایت داده و مشمول فضل خویش نموده به این‌طور که بیش از قدرت و طاقتت تکلیف نکرده و ضامن کمک شده براى تو نسبت به همین مقدارى که تکلیف کرده و تشویق به کمک نموده بر همین مقدار کم تکلیف بااینکه بنده از دستور او سرپیچى می‌کند و به عجز و ناتوانى تن در می‌دهد لباس خوارى بر تن مى‏پوشد در پیشگاه پروردگار. دل‌بسته به هوای نفس خویش است و پیوسته دچار شهوات. دنیا را مقدم داشته بر آخرت در عین حال با چنین اعمالى آرزوى بهشت برین را دارد. با اینکه سزاوار نیست انسان مقام ابرار را با عمل مجاز آرزو کند متوجه باش وقتى قیامت برپا شود و هنگام محشر فرارسد و ترازوى عدالت براى داورى برپا شود و مردم براى حساب آماده شوند، خواهى فهمید مقام و موقعیت متعلق به چه شخصى است و حسرت و ندامت مربوط به کیست. امروز عملى را در دنیا انجام ده که امید رستگارى به‌وسیله آن در آخرت دارى.

 

۲۳-یَا ابْنَ جُنْدَبٍ قَالَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ فِی بَعْضِ مَا أَوْحَى- إِنَّمَا أَقْبَلُ الصَّلَاةَ مِمَّنْ یَتَوَاضَعُ لِعَظَمَتِی- وَ یَکُفُّ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَوَاتِ مِنْ أَجْلِی- وَ یَقْطَعُ نَهَارَهُ بِذِکْرِی وَ لَا یَتَعَظَّمُ عَلَى خَلْقِی- وَ یُطْعِمُ الْجَائِعَ وَ یَکْسُو الْعَارِیَ وَ یَرْحَمُ الْمُصَابَ وَ یُؤْوِی الْغَرِیبَ «۲»- فَذَلِکَ یُشْرِقُ نُورُهُ مِثْلَ الشَّمْسِ- أَجْعَلُ لَهُ فِی الظُّلْمَةِ نُوراً وَ فِی الْجَهَالَةِ حِلْماً- أَکْلَأُهُ بِعِزَّتِی «۳» وَ أَسْتَحْفِظُهُ مَلَائِکَتِی یَدْعُونِی فَأُلَبِّیهِ- وَ یَسْأَلُنِی فَأُعْطِیهِ فَمَثَلُ ذَلِکَ الْعَبْدِ عِنْدِی- کَمَثَلِ جَنَّاتِ الْفِرْدَوْسِ لَا یُسْبَقُ أَثْمَارُهَا- وَ لَا تَتَغَیَّرُ عَنْ حَالِهَا.

۲۳- پسر جندب، خداوند در بعضى از وحى‏‌هاى خود فرموده. من نماز کسى را می‌پذیرم که در مقابل عظمتم تواضع کند و از شهوت‌ها به خاطر من چشم بپوشد و روزش را به یاد من به پایان برد و بر مردم فخر نفروشد و گرسنه را سیر و برهنه را بپوشاند و گرفتار را رحم کند و غریب را پناه دهد چنین شخصى نورش مانند خورشید می‌درخشد. در تاریکی‌ها برایش نور و در جهالت حلم و بردبارى قرار می‌دهم به‌وسیله عزت خود او را حفظ می‌کنم و با ملائکه خویش محفوظش می‌دارم. مرا صدا می‌زند جوابش را می‌دهم، از من درخواست می‌کند عطایش می‌کنم. چنین بنده‌‏اى در نزد من همچون بهشت برین است که میوه‏اى بهتر از آن وجود ندارد و تغییرپذیر نیست.

 

۲۴- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ الْإِسْلَامُ عُرْیَانٌ فَلِبَاسُهُ الْحَیَاءُ- وَ زِینَتُهُ الْوَقَارُ وَ مُرُوَّتُهُ الْعَمَلُ الصَّالِحُ- وَ عِمَادُهُ الْوَرَعُ وَ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ أَسَاسٌ- وَ أَسَاسُ الْإِسْلَامِ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.

۲۴- پسر جندب اسلام عریان است لباس آن حیا است و زینتش وقار و مروتش عمل صالح و پایه‏ اش ورع است، هر چیزى اساسى دارد و اساس اسلام محبت با ما اهل‌بیت است.

 

۲۵- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى سُوراً مِنْ نُورٍ- مَحْفُوفاً بِالزَّبَرْجَدِ وَ الْحَرِیرِ- مُنَجَّداً بِالسُّنْدُسِ «۴» وَ الدِّیبَاجِ- یُضْرَبُ هَذَا السُّورُ بَیْنَ أَوْلِیَائِنَا وَ بَیْنَ أَعْدَائِنَا- فَإِذَا غَلَى الدِّمَاغُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ- وَ نُضِجَتِ الْأَکْبَادُ مِنْ طُولِ‏الْمَوْقِفِ- أُدْخِلَ فِی هَذَا السُّورِ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ- فَکَانُوا فِی أَمْنِ اللَّهِ وَ حِرْزِهِ- لَهُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ- وَ أَعْدَاءُ اللَّهِ قَدْ أَلْجَمَهُمُ الْعَرَقُ وَ قَطَعَهُمُ الْفَرَقُ- وَ هُمْ یَنْظُرُونَ إِلَى مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ فَیَقُولُونَ- ما لَنا لا نَرى‏ رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ «۱»- فَیَنْظُرُ إِلَیْهِمْ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ فَیَضْحَکُونَ مِنْهُمْ- فَذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ «۲»- وَ قَوْلُهُ فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ-  عَلَى الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ «۳»- فَلَا یَبْقَى أَحَدٌ مِمَّنْ أَعَانَ مُؤْمِناً مِنْ أَوْلِیَائِنَا بِکَلِمَةٍ- إِلَّا أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسَاب‏

۲۵- پسر جندب، خدا را دیوارى از نور است که با زبرجد و حریر محفوظ شده و با سندس و دیبا آراسته شده. این دیوار را فاصله بین دوستان ما و دشمنانمان قرار می‌دهند وقتى مغزها به جوش آمد و جان به گلوگاه رسید و کبدها سوخت از طول اقامت در محشر در این جایگاه اولیاى خدا وارد می‌شوند و در پناه خدا در امان خواهند بود. در این جایگاه هر چه میل کنند و از هر چه لذت ببرند وجود دارد.

اما دشمنان خدا عرق لجام و افسار براى آن‌ها شده و از هم جدا هستند آن‌ها می‌‏بینند خداوند چه گرفتاری‌ها و عذاب براى آن‌ها آماده کرده. میگویند ما لَنا لا نَرى‏ رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ.

کجایند و چرا مشاهده نمی‌کنیم آن‌کسانی را که ما ایشان را از اشرار و تبهکاران می‌شمردیم. دوستان خدا آن‌ها را تماشا می‌کنند و از این سخنشان خنده می‌نمایند.

این آیه اشاره به همان مطلب است أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ «۱» و آیه دیگر فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ.  عَلَى الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ «۲» باقى نمی‌ماند احدى از کسانى که کمک به مؤمنى نموده‌‏اند با کلمه‌‏اى مگر اینکه خداوند او را داخل بهشت می‌نماید بدون حساب.

 

منبع: بحارالانوار؛ جلد ۷۵؛ صفحه ۲۷۹؛ باب ۲۴

اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام»
به اطلاع می‌رساند به حول و قوه الهی مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام» با سخنرانی فقیه عارف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «...
نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...