• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : دوشنبه, ۱ تیر , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
ربیع الثانی/ ویژه نامه

4 دسامبر, 2019

کد مطلب : 18308

ویژه نامه

ولادت با سعادت امام حسن عسکری علیه السلام

فـرمـود آن حـضـرت کـه هـمـانا از براى جود و بخشش اندازه و مقدارى است، پس هـرگـاه زیـاد شد از آن مقدار پس آن اسراف است؛ و از براى حزم و احتیاط مقدارى است پس هرگاه زیاد شد از آن مقدار پس آن جبن و ترس است و از براى اقتصاد و میانه روى مقدارى اسـت پـس هـرگـاه زیـاد شـد بـر آن پـس آن بـخل است، و از براى شجاعت مقدارى است پس هـرگـاه زیاد شد بر آن پس آن تهور و بى باکى است و کافى است تو را از براى ادب کردن نفست اجتناب کردنت از چیزى که مکروه و ناپسند مى‌شمارى از غیر خودت .

بسم الله الرحمن الرحیم

تـاریـخ ولادت، اسـم، لقـب، کـنـیـت واحوال والده ماجده آن حضرت

بـدان کـه ولادت باسعادت آن حضرت در مدینه طیبه در سنه دویست و سى و دوم هجرى در مـاه ربـیـع الثـانى بوده و در تعیین روز آن خلاف است. علامه مجلسى رحمه اللّه فرموده اشـهـر آن اسـت کـه روز ولادت، روز جـمـعـه هـشتم ماه ربیع الثانى بود و بعضى دهم ماه مذکور و بعضى در شب چهارم نیز گفته‌اند. و شیخنا الحر العاملى رحمه اللّه نیز به همین اختلاف اشاره فرموده است. اسـم شریف آن حضرت حسن و کنیه اش ابومحمّد و اشهرالقابش زکى وعسکرى است و به آن حـضـرت و هـم‌چـنـیـن بـه پـدر و جـدش عـلیهم السلام ابن الرضا مى‌گفتند و نـقش خاتمش: سُبْحانَ مَنْ لْهُ مَقالِیدُ السَّمواتِ وَ الارْض وبه قولى اَنَا للّهِ شَهیدٌ بوده و تسبیحش در روز شانزدهم و هفدهم ماه است .و این است تسبیح آن حضرت: «سُبْحانَ مَنْ هُوَ فى عُلُوِّهِ دانٍ وَ فى دُنُوِّهِ عالٍ وَ فى اِشْراقِهِ مُنیرٌ وِ فى سُلْطانِهِ قَوِىُّ سُبْحانَ اللّهِ وَ بِحَمْدِهِ». والده مـاجـده آن حـضـرت نـامـش حُـدَیـث و بـه قـولى سـلیل بوده و او را جده مى‌گفتند و در نهایت صلاح و ورع و تقوى بوده و کـافـى اسـت در فـضـیـلت او کـه مـفـزع شـیعه و پناه و دادرس‍ یشان بوده بعد از وفات حـضـرت امـام حـسن عسکرى علیه السلام . مسعودى در اثبات الوصیه فرموده که روایـت شـده از عـالم عـلیـه السـلام کـه وقـتـى کـه داخـل شـد سـلیـل مـادر حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام بر امام على نقى علیه السلام فرمود: سلیل بیرون کشیده شده از هر آفت و عاهت و هر پلیدى و نجاست بعد فرمود به او، زود است که حق تعالى عطا فرماید به تو حجت خود را بر خلق خود که پر کند زمین را از عدل همچنان که پر شده باشد از جور. آن‌گاه مسعودى فرموده که حامله شد آن مخدره به امام حسن عسکرى علیه السلام در مدینه و متولد شد آن حضرت در مدینه در سنه دویست و سى و یـک و سـن شـریـف امـام عـلى نـقـى عـلیـه السـلام در آن زمـان شـانـزده سـال و چـند ماه بود و حرکت فرمود با آن حضرت به عراق در سنه دویست و سى و شش و سن مبارکش چهار سال و چند ماه بود.

عبادت و هیبت امام حسن عسکرى علیه السلام

شـیـخ مـفـیـد و غـیـره روایـت کـرده‌انـد کـه بـنـى عـبـاس داخل شدند بر صالح بن وصیف در زمانى که حبس کرده بود حضرت امام حسن عسکرى علیه السـلام را و به او گفتند که تنگ گیر بر او و وسعت مده بر او. صالح گفت : چه کنم من بـا او. هـمـانا سپرده ام او را به دست دو نفرى که بدترین اشخاص مى‌باشند که من پیدا کـرده‌ام ایـشـان را، یـکـى را نـام عـلى بـن یـارمـش اسـت و دیـگـرى اقـتامش و اینک آن دو نفر اهل نماز و روزه گشته اند و رسیده اند در عبادت به مقامى عظیم ، پس امر کرد آن دو نفر را آوردنـد پـس ایـشـان را عـتـاب کـرد و گفت: واى بر شما! چیست شأن شما با این شخص؟ گـفـتـنـد: چـه گـوییم در حق مردى که روزها را روزه مى‌گیرد و شب‌ها را تا به صبح به عـبـادت مشغول است، تکلم نمى‌کند با کسى و مشغول نمى‌شود به غیر از عبادت و هر وقت نـظـر بـر مـا مـى‌افـکـنـد بـدن مـا مـى‌لرزد و چـنـان مى‌شویم که مالک نفس خود نیستیم و خـوددارى نـمـى‌تـوانـیـم بکنیم . آل عباس چون این را شنیدند برگشتند از نزد صالح در کمال ذلت به بدترین حالى .

زمینه سازى براى غیبت امام زمان علیه السلام

مـؤ لف گـویـد: از روایـات ظـاهر مى‌شود که آن حضرت بیشتر اوقات محبوس و ممنوع از مـعـاشـرات بـود و پـیـوسته مشغول بود به عبادت چنانچه از روایت بعد ظاهر مى‌شود. و مـسـعـودى روایـت کـرده کـه حـضـرت امـام عـلى النـقـى عـلیه السلام پنهان مى‌کرد خود را از بـسـیارى از شیعیان خود مگر از عدد قلیلى از خواص خود و چون امر منتهى شد به حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام از پشت پرده با خواص و غیر خواص تکلم مى‌فرمود مگر در آن اوقـات کـه سـوار مـى‌شـد بـراى رفـتـن بـه خـانـه سـلطـان، و ایـن عـمـل از آن جـنـاب و از پـدر بـزرگـوارش پـیـش از او مقدمه بود براى غیبت حضرت صاحب الزمـان عـلیـه السـلام که شیعه به این مألوف شوند و از غیبت وحشت نکنند و عادت جارى شود در احتجاب و اختفاء.

نماز خواندن حضرت در میان شیران و درندگان

روایـت شـده کـه حـضـرت امـام حسن عسکرى علیه السلام را سپردند به نحریر و نـحریر تنگ مى‌گرفت بر آن حضرت و اذیت مى‌کرد آن جناب را. زوجه‌اش ‍ به او گفت: اى مـرد! بـتـرس از خـدا بـه درسـتـى کـه تـو نـمـى‌دانـى کـه کـیـسـت در منزل تو، پس شروع کرد در بیان اوصاف حضرت عسکرى علیه السلام از صلاح و عبادت و جلالت آن حضرت و گفت من مى‌ترسم بر تو از این رفتار تو با آن حضرت ، نحریر گـفـت: به خدا سوگند که من او را در برکه السباع میان شیران و درندگان خواهم افکند. پـس اجـازه طـلبـیـد از خـلیـفـه در ایـن امر، او را اجازه داد. پس آن حضرت را افکند به نزد شـیـران و شـک نـداشـتـند در آنکه شیران آن حضرت را خواهند خورد، پس نظر کردند در آن مـحـل کـه از حـال آن جـنـاب خـبرى گیرند، دیدند آن جناب را که ایستاده نماز مى‌خواند و سـبـاع در دور آن حـضرت مى‌باشند پس امر کرد که آن جناب را بیرون آورند و به خانه‌اش برند .مـؤ لف گـویـد: و بـه هـمـیـن دلالت بـاهـره اشـاره شـده در توسل به آن حضرت در دعاى ساعت یازدهم روز« وَ بـِالاِمـامِ الْحـَسـَنِ بـْنِ عـَلِىِّ عـلیـه السـلام اَلَّذى طـُرِحَ لَلسِّبـاعِ فـَخَلَّصْتَهُ مِن مَرابِضِها وَامْتُحِنَ بِالدَّوآبِّ الصِّعابُ فَذَلَّلْتَ لَهُ مَراکِبَها»؛ یعنى متوسل شدم به امام حسن عسکرى علیه السلام آن آقایى که افکندند در میان درندگان پـس بـه سـلامـت او را از مـحـل درنـدگـان بـیرون آوردى ، و ممتحن شد آن حضرت به دابه سرکش و حیوان چموش پس رام کردى براى او سوار شدن او را.

تدبیر امام علیه السلام براى جلوگیرى از تألیف کندى

ابـن شـهـر آشـوب از کـتـاب تـبـدیـل ابـوالقـاسـم کـوفـى نـقـل کـرده کـه اسـحـاق کـنـدى که فـیلسوف عراق بود در زمان خود شروع کرد در تألیف کـتـابى در تناقض قرآن و مشغول کرد خود را به آن امر به حدى که از مردم کناره کرده و در منزل بود و پیوسته به این کار اهتمام داشت تا آنکه یکى از شاگردان او خدمت حضرت امـام حـسـن عـسکرى علیه السلام رسید، حضرت به او فرمود: آیا نیست در میان شما یک مرد رشـیـدى کـه بـرگـردانـد اسـتـاد شما کندى را از این شغلى که براى خود قرار داده؟ آن تـلمـیـذ گـفـت: چـگـونـه مـا مـى‌تـوانیم اعتراض کنیم بر او در این امر یا در غیر این امر و شـایـسـتـه نـیست از ما نسبت به او این کار. حضرت فرمود: اگر من چیزى به تو القا کنم تـو بـه او مـى‌رسـانى؟ عرض کرد: آرى ، فرمود: برو به نزد او و انس بگیر با او و لطـف و مـدارا کـن بـا او در مـؤانـسـت و اعانت او پس چون واقع شد انس فیمابین شما با وى بگو مسأله‌اى به نظرم رسیده مى‌خواهم آن را از تو بپرسم، پس بگو با او که اگر بـیاید به نزد تو متکلم به قرآن و بگوید که آیا جایز است که حق تعالى اراده فرموده بـاشـد از آن کـلامـى کـه در قـرآن است غیر آن معنى که تو گمان کرده‌اى و آن را معنى آن گرفته‌اى؟ او در جواب گوید: جایز است زیرا که او مردى است که فهم مى‌کند چیزى را که شنید، پس به او بگو شاید که خداوند اراده فرموده باشد در قرآن غیر آن معنى که تو براى آن نموده‌اى و آن را مراد حق تعالى گرفته‌اى فَتَکُونُ واضِعا لِغَیْرِ مَعانِیه . پـس آن شـاگـرد رفـت نزد کندى و ملاطفت کرد با او تا آنکه القا کرد بر او آن مسأله را که حضرت به او تعلیم فرموده بود، کندى گفت: که این مسأله را اعاده کن بر من، اعاده کـرد، فـکـرى کـرد در آن یـافـت کـه بـر حـسـب لغـت و نـظـر جـایـز اسـت و مـحـتمل است معنى دیگرى را، گفت: قسم مى‌دهم تو را که خبر مى‌دهى به من که این مسأله را کى تعلیم تو کرده؟ گفت: به قلبم عارض شد، گفت: چنین نیست که تو مى‌گویى زیرا که این کلامى نیست که از مانند تو سر زند و تو هنوز به آن مرتبه نرسیده‌اى که فـهـم چـنـیـن مـطـلبى کنى، با من بگو از کجا گفتى آن را؟ گفت: حضرت امام حسن عسکرى عـلیـه السـلام مـرا بـه آن امـر فـرمـود، کـنـدى گـفـت: الان حـقـیـقـت حـال را بـیـان کردى، این نحو مطالب بیرون نمى‌آید مگر از این بیت، پس آتش طلبید و آنچه در این باب تألیف کرده بود سوزانید.

روش امام علیه السلام در هدایت نزدیکان

در بحارالانوار است که صاحب تاریخ قم روایت کرده از مشایخ قـم کـه ابـوالحـسـن حـسـیـن بـن حـسـن بـن جـعـفـر بـن مـحـمـّد بـن اسـمـاعـیـل بـن الامام جعفر الصادق علیه السلام در قم بود و شرب خمر مى‌کرد علانیه ، پـس روزى بـراى حـاجـتـى رفـت بـه در سـراى احـمـد بـن اسـحـاق اشـعـرى کـه وکـیـل اوقـاف بـود بـه قـم و اذن دخـول خـواسـت احـمـد او را اذن نـداد سـیـد بـرگـشـت بـه مـنـزل خود با حال غم و اندوه . پس از این قصه احمد بن اسحاق متوجه به حج شد همین‌که بـه سرّ من رأى رسید اجازه خواست که خدمت ابومحمّد حسن عسکرى علیه السلام مشرف شد حـضـرت او را اجـازه نـداد، احـمد بدین جهت گریه طولانى کرد و تضرع نمود تا حضرت اذنـش داد. پـس چـون خـدمـت آن حـضـرت رسـیـد عـرض کـرد: یـابـن رسـول اللّه ! بـراى چـه مـرا مـنـع کـردى از تـشـرف بـه خـدمـت خـود و حـال آنـکـه مـن از شـیـعـیان و موالیان توام . فرمود به جهت اینکه تو برگردانیدى پسر عـمـوى مـا را از در منزل خود، پس گریست احمد و قسم یاد کرد به خداوند تعالى که او را مـنـع نـکـرد از دخـول در مـنزلش مگر به جهت آنکه توبه کند از شرب خمر، فرمود: راست گـفـتـى و لکـن چـاره اى نـیـست از احترام و اکرام ایشان بر هر حالى ، و آنکه حقیر نشمارى ایشان را و اهانت نکنى به ایشان که از خاسرین خواهى بود به جهت انتسابشان به ما. پـس چـون احـمـد برگشت به قم اشراف مردم به دیدن او آمدند و حسین نیز با ایشان بـود چـون احـمـد، حـسـیـن را دیـد بـرجـسـت از جـاى خـود و استقبال کرد او را و اکرام نمود او را و نشانید او را در صدر مجلس خود، حسین این کار را از احـمـد بـعـیـد و بـدیـع شـمـرد و سـبـب آن را از او پـرسـیـد. احـمـد بـراى او نـقل کرد آنچه مابین او و حضرت عسکرى علیه السلام گذشته بود، حسین چون آن را شنید پـشـیـمـان شـد از افـعـال قـبـیـحـه خـود و تـوبـه کـرد از آن و بـرگـشـت بـه منزل خود و ریخت هرچه خمر داشت بر زمین و شکست آلات آن را و گردید از اتقیاء باورع و از صالحین اهل عبادت و پیوسته ملازمت مساجد داشت و معتکف در مساجد بود تا وفات کرد و در نزدیکى مزار حضرت فاطمه بنت موسى علیه السلام مدفون گردید.

ذکر بعضى از کلمات حکمت آمیز حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام

اوّل- قالَ علیه السلام: لاتُمارِ فَیَذْهَبُ بَهاؤُکَ وَ لاتُمازِحْ فَیُجْتَرى عَلَیْکَ فرمود: جدال مکن پس مى‌رود خوبى و حسن تو و مزاح مکن که جرأت مى‌کنند و دلیر مى‌شوند بر تو.

دوّم- قـالَ علیه السلام: مِنَ التَّواضُعِ، اَلسَّلامُ عَلى کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَف الْمَجْلِسِ فـرمـود: از تـواضع است آنکه سلام کنى بر هر کس که مى‌گذرى بر او و آنکه بنشینى در جائى که پست تر است از مکان شریف مجلس .

سـوّم ـ قـالَ عـلیـه السـلام: اَوْرَعُ النّاسَ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَهِ، اَعْبَدُ النّاسِ مَنْ اَقامَ عَلى الْفَرآئِضِ، اَزْهَدْ النّاسِ مِنْ تَرَکَ الْحَرامَ، اَشَدُّ النّاسِ اجْتِهادا مَنْ تَرَکَ الذُّنُوبَ فرمود: پارساترین مردم کسى است که توقف کند نزد شبهه و عابدترین مردم کسى است که به پا دارد فرائض را و زاهدترین مردم کسى است که ترک کند حرام را و از همه مردم کوشش و مشقتش بیشتر است کسى که ترک کند گناهان را.

چـهـارم ـ قـالَ عـلیـه السـلام: قـَلْبُ الاَحْمَقِ فى فَمِهِ وَ فُمُ الْحَکیمِ فى قَلْبِهِ فـرمـود: دل آدم احـمـق در دهـانـش اسـت و دهـان مـرد حـکـیـم در دلش اسـت. حـاصـل آنـکـه شـخـص احـمـق اول چـیـزى را مـى‌گـویـد بـعـد از آن تـأمـل در آن مـى‌کـنـد کـه آیـا صـلاح بـود گـفـتن این کلام یا نه ؟ بعکس شخص حکیم که اول تـأمـل مـى‌کـنـد در کـلامـى کـه مـى‌خواهد بگوید پس اگر صلاح دید گفته شود مى‌گوید آن را.

پنجم- قـالَ عـلیـه السـلام: لایـَشـْغـَلُکَ رِزْقٌ مـَضـْمـُونٌ عـَنْ عـَمـَلٍ مـَفْرُوضٌ فرمود: مشغول نسازد تو را روزى که خدا ضامن آن شده از عملى که بر تو فرض است .

شـشـم- قـالَ عـلیـه السـلام: لَیـْسَ مـِنَ الاَدَبِ اظـْهـارُ الْفـَرَحِ، عـِنـْدَ الْمـَحْزُونِ فرمود: از ادب دور است ظاهر کردن خوشحالى نزد شخص غمناک

هـفـتـم ـ قـالَ عـلیـه السـلام: رِیـاضـَهُ الْجـاهـِلِ وَرَدُّ الْمـُعـْتـادِ عـَنْ عـادَتـِه کَالْمُعْجِزِ فـرمـود: رام کـردن و تـربـیـت شـخـص جـاهـل و بـرگـردانـیـدن صـاحب عادت را از عادتش ‍ مثل معجزه است .فـقـیـر گوید: روایت شده از حضرت عیسى علیه السلام که فرمود مداوا کردم مریضان را پـس شـفـا یافتند به اذن خدا و زنده کردم مردگان را به اذن خدا و معالجه کردم احمق را و قدرت نیافتم بر اصلاح او!

هشتم- قالَ علیه السلام: لاتُکْرِمِ الرَّجُلَ بِما یَشُقُّ عَلَیِه فرمود: اکرام مکن شخص را به آن چیزى که شاق و دشوار است بر او.

نـهـم ـ قـالَ عـلیه السلام: مَنْ وَعَظ اَخاهُ سِرّا فَقَدْ زانَهُ وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِیَهً فَقَدْ شانَهُ فرمود: کسى که موعظه کرد برادر خود را در پنهانى، همانا آراست او را و کسى که موعظه کرد او را آشکار همانا عیب کرد او را.

دهم ـ قالَ علیه السلام: مَنْ اَنِسَ بِاللّهِ اِسْتَوْحَشَ مِنَ النّاسِ فرمود: هر کسى که انس به خدا گرفت وحشت کند از مردم .

یازدهم ـ قالَ علیه السلام: لَوْ عَقَلَ اَهْلُ الدُّنْیا خَرِبَتْ فـرمود: آن حضرت که اگر اهل دنیا دانائى و فهم داشتند و دریافت مى کردند، دنیا خراب و ویران مى‌شد!

دوازدهـم ـ فـرمـود آن حـضـرت کـه هـمـانا از براى جود و بخشش اندازه و مقدارى است، پس هـرگـاه زیـاد شد از آن مقدار پس آن اسراف است؛ و از براى حزم و احتیاط مقدارى است پس هرگاه زیاد شد از آن مقدار پس آن جبن و ترس است و از براى اقتصاد و میانه روى مقدارى اسـت پـس هـرگـاه زیـاد شـد بـر آن پـس آن بـخل است، و از براى شجاعت مقدارى است پس هـرگـاه زیاد شد بر آن پس آن تهور و بى باکى است و کافى است تو را از براى ادب کردن نفست اجتناب کردنت از چیزى که مکروه و ناپسند مى‌شمارى از غیر خودت .

منبع: کتاب منتهی الامال، تألیف مرحوم حاج شیخ عباس قمی

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=18308

مطالب مشابه

  • امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
  • برتری لذت معنوی
  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه ذی القعده
  • بسته صوتی شرح کوتاه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
  • ویژه نامه مبعث پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم)
  • بسته صوتی شهادت حضرت امام کاظم «علیه‌السلام»
  • سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»-فاطمیه ۱۴۴۵ و ۱۴۴۶
  • بسته صوتی استاد کمیلی در ماه ربیع‌ الاول
  • مجموعه سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در ماه محرم ۱۴۴۶ ه.ق

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی الحجه الحرام
  • مناسبتها
  • فضایل

مناسبتهای ذی الحجه

فضیلت ماه ذی الحجه

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد