• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : شنبه, ۲۳ اسفند , ۱۴۰۴

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
متون عرفانی

10 مارس, 2015

کد مطلب : 2185

واژه های عرفانی

  • فهرست
    • ↓ آ ـ ا
    • ↓- ب
    • ↓- پ
    • ↓- ت
    • ↓- ج
    • ↓- چ
    • ↓- ح
    • ↓- خ
    • ↓- د
    • ↓- ذ
    • ↓- ر
    • ↓- ز
    • ↓- س
    • ↓- ش
    • ↓- ص
    • ↓- ط
    • ↓- ظ
    • ↓- ع
    • ↓- غ
    • ↓- ف
    • ↓- ق
    • ↓- ک
    • ↓- گ
    • ↓- ل
    • ↓- م
    • ↓- ن
    • ↓- و
    • ↓- ﻫ
    • ↓- ی 

       

       


       

       

       

      آ ـ ا

      آب حیات: چشمه عشق که هر که نوشد نابود نشود.

      آب حیوان: ۱ـ آب حیات. ۲ـ تابش انوار و تجلیات الهی.

      آب خضر: آب حیات.

      آب خرابات: تجلّیات رحمانی که کدورت‌های ظاهر و باطن را می‌زداید.

      آدم: مظهر ذات الهی.

      اربعین: چلّه.

      آغوش: دریافت اسرار.

      آینه: قلب انسان کامل.

      آینه جمال: مرتبه ظهور و تجلّی صفاتی.

      ابرو: صفات از آن رو که حاجب ذات است.

      استاد ازل: خداوند.

      استدراج: تنزل تدریجی سالک بر اثر رعایت نکردن آداب سلوک، به گونه‌ای که خود نفهمد.

      إکسیر: انسان کامل.

      الف: ذات احدیت

      امانت: ولایت مطلقه.

      اهل دل: کسانی که از سَر گذشته‌اند و طالب سِرّاند.

      اهل طامات: سالک گرفتار در کشف و کرامات.

      ایام غم: روزگار بازماندگی و عقب افتادگی از سیر الی الله.

      ب

      باده: ۱ـ عشق منیف. ۲ـ نصرت الهی.

      باد صبا: نفحت رحمانی (نسیم‌های نشأت گرفته از رحمت الهی) که از مشرق روحانیات می‌وزد.

      باده چون نار: انفاس قدس رحمانی.

      بار امانت: عهد و پیمان الهی.

      باران: ۱ـ فیض گسترده الهی که بر همه موجودات ریزان است. ۲ـ غلبه عنایات الهی که مایه فرح سالک است.

      باز: روح قدس و نفس ناطقه انسانی.

      بارقه: انواری که در اوائل کشف رخ می‌نماید و نمی‌پاید.

      باغ: جهان خرم روحانی.

      بال: روشن شدن دل به واسطه معارف حقیقی.

      بت: ۱ـ مقصود و معشوق ۲ـ جسم و مادّه ۳ـ هوا و هوس ۴ـ نفس امّاره ۵ـ وحدت ۶ـ مظهر عشق که عشق همان حقیقت مطلقه است. ۷ـ انسان کامل و قطب زمان.

      بتخانه: ۱ـ عالم لاهوت که مقام وحدت کل است. ۲ـ مظهریت ذات احدیت.

      بچه ترکان: زیبا رویان، جان ستان.

      بحر: ۱ـ مقام ذات و وحدت که کثرات امواج اویند. ۲ـ تجلیات ذاتی که موجب فناست.

      بحر عطا: فیض دائم حق.

      بساط وصل: مرتبه اتّصال و وصل عاشق.

      بندگی: مقام تکلیف.

      بوسه: فیض و جذبه باطن.

      بهار: ۱ـ مقام علم که حجاب است. ۲ـ مقام وجد و حال که مقابل معنای اوّل است. (پس این واژه از أضداد است.)

      بیت الحرام: قلب انسان کامل.

      بی‌خودی: ۱ـ حالت مستی و جذبه سالک ۲ـ فنا

      بیگانه: غیر سالک.

      بیعت: تسلیم مرید نسبت به استاد کامل.

      بی‌نشان: مقام بی‌اسمی و فناست که مربوط به ذات الهی است.

      پ

      پرتو: تجلّی

      پرده: حجاب میان بنده عاشق و حقّ معشوق.

      پریشانی: عالم تفرقه.

      پیاله: ۱ـ هر ذره عالم از آن جهت که پیمانه شراب محبت فطری حق است.۲ـ محبوب . ۳ـ صفای ظاهر و باطن.

      پیر خرابات: انسان کامل راهنما.

      پیر میخانه: انسان کامل راهنما.

      پیچ زلف: ۱ـ تضاد ظاهری اسماء و صفات الهی در مقام ظهور که بر اعتدال قامت حضرت الوهیت اشاره دارد. ۲ـ طریق طلب.

      پیشانی: مظهر و ظهور اسرار الهی.

      پیمانه: ۱ـ هر ذرّه عالم از آن جهت که پیمانه شراب محبت فطری الهی است. ۲ـ دل عارف که در او مشاهده انوار غیبی می‌کنند. ۳ـ شراب حقیقت.

      پیک: انفاس قدس الهی.

      ت

      تاب زلف: ۱ـ پیچ زلف ۲ـ اسرار الهی.

      تاراج: سلب اختیار سالک در همه احوال و اعمال ظاهری و باطنی.

      تجلّی: ۱ـ نور کشف که بر دل عارف ظاهر می‌گردد. ۲ـ فیض الهی.

      تجلّی جلالی: تجلّی‌ای که مستلزم بعد یا قهر است. (البته محصول تجلی جلالی در سالک و عارف متفاوت است).

      تجلی جمالی: تجلّی که مستلزم قرب است.

      تحیّر: سرگردانی در بحر توحید و وادی عشق.

      تردامن: کسی که از توحید قطره‌ای چشیده و در توحید کامل نیست.

      ترسا: مرد روحانی که صفات رذیله نفس او به صفات حمیده مبدل شده است.

      ترسابچه: ۱ـ مرشد کامل که تربیت یافته نظیر خود است. ۲ـ جاذبه ربّانی. ۳ـ دارویی که از عالم ارواح به قلوب و نفوس می‌رسد و آنها را بر اثر غلبه، از تفرقه نفوس می‌رهاند.

      ترسائی: خلاصی از بند تقلید و رسوم اعتباری. (این حالت چون بر حضرت عیسی و پیروان ترسایش غالب بود ترسائی نام گرفت.)

      تَرک: خانم خانه.

      تُرک: ۱ـ ترک زبانان که بخشندگان عمرند. [۲۳] ۲ـ زیبارویان ۳ـ جذبه الهی.

      تعزیر: خواری و توبیخی است که در اثر لغزش در سلوک، بر سالک وارد می‌شود.

      تعلّق: علائق مادّی دنیوی.

      تفرقه: پراکنده شدن دل به واسطه تعلّق به امور متعدد؛ در برابر جمعیت.

      تفرید: دل از علائق بریدن و کمر بندگی بر میان بستن که به نوعی سالک را «تنها» می‌کند.

      تفکّر: ۱ـ گذر از باطل که ماسوای حق است به حق که خداست یعنی از همه چیز و در همه چیز خدا دیدن. ۲ـ نتیجه ذکر. [۲۴]

      تواجد: ۱ـ پدیدار شدن اثر واردات بر ظاهر سالک که این وصف مبتدیان است. ۲ـ اظهار حالت وجد، بدون وجد درونی، که در حقیقت تشبّه به اهل وجد است.

      توبه: اعراض از آن چه مانع وصول سالک به محبوب حقیقی است.

      ج

      جام: دل عارف که از معرفت لبریز است.

      جام الهی: تجلیات قدس الهی که عارف را سرمست می‌کند.

      جام جهان نما: قلب عارف کامل.

      **

      جام گیتی امروز**: قلب عارف کامل.

      جان: ۱ـ روح انسان ۲ـ نَفَس رحمانی که تجلّی گسترده حق است.

      جانان: صفت قیومی حق که همه موجودات به او پایدارند.

      جذبه: سیر به سوی حق بدون سعی و رنج سالک، به مقتضای عنایت ازلی.

      جرعه: ۱ـ اسرار و مقاماتی که در حال سلوک بر سالک پوشیده مانده باشد. ۲ـ تجلّی وجودی

      جلال: ۱ـ ظهور بزرگی معشوق که نشأت گرفته از استغنای از عاشق است، به منظور نفی غرور عاشق. ۲ـ پوشیده بودن حق از ابصار و بصائر (چشم‌ها و عقل‌ها)

      جلوه: انوار الهی که بر دل سالک تابیده او را شیدا می‌کند.

      جمال: ۱ـ ظهور کمال معشوق از جهت استغنای از عاشق. ۲ـ اوصاف لطف و رحمت الهی.

      جمعیت: همّت را در توجّه به حضرت حق یکی کردن و از ماسوای او دل کندن، در برابر تفرقه.

      جنون: از خود بی‌خبری در عین آگاهی.

      جوانمرد: عارف کامل.

      جور: بازداشتن سالک از سلوک که مایه خواری سالک است.

      جهالت: مرگ دل که موجب درک نکردن حقایق است.

      چ

      چراغ دل: دل روشن به نور معرفت.

      چشم : ۱- شهود حق، اعیان و استعدادهایشان را که در حقیقت صفت بصیری حق است. ۲ـ جمال.

      چشم جادو: جذبه‌های الهی.

      چشم خمار: پوشیدن کوتاهی‌ها سالک بر سالک.

      چشم سحرانگیز: جذبه‌های الهی.

      چشم مست: ۱ـ استغنای حق و عدم التفات او که مقتضی در نظر هستی نیاوردن عالم و به نیستی واگذار کردن آن است. ۲ـ سرّ الهی و جذبه‌های او.

      چشمه: ۱ـ منبع فیض الهی ۲ـ قلب عارف کامل

      چشمه حیوان: معرفت حق که منبع و اساس هر معرفت صحیح است.

      چلّه: چهل شبانه روز مداومت بر عملی سلوکی، همراه با خلوت یا بدون آن.

      چنگ: ۱ـ اشارات پیر و اشراقات قلبی او برای تنظیم حرکات و سکنات سالک. ۲ـ دست یافتن به کمال شوق و ذوق.

      چهره: تجلیات در حال غیبت سالک.

      ح

      حال: واردات سالک که ناپایدار است.

      حجاب: آن چه میان سالک و مقصودش که خداست، حائل است.

      حرم: مقام بی‌رنگی و بی‌خودی که همان مقام وصال است.

      حریف: سالک هم شأن، هم مقام و هم پیاله سالک دیگر.

      حُسن: ۱ـ آن چه موافق أمر الهی است. ۲ـ کمالات ذات احدیت.

      حضور: ۱ـ غیبت از خلق و حضور در نزد حق ۲ـ مقام وحدت

      حفظ: سرّ نگهداری و کتمان.

      حق: خداوند، به این اعتبار که تنها موجود حقیقی است.

      حقیقت: ظهور ذات حق بی‌حجاب و تعینات که محو کثرات در اشعه انوار ذات را در پی دارد.

      حقیقت حقائق: ذات احدیت که حضرت جمع است.

      حقیقت محمّدیه: ذات احدیت به اعتبار تعین اوّل.

      حلقه زلف: مرتبه تفصیل تعینات الهی است که به هر تعین، حلقه گویند.

      حیرت: واردی که بر دل عارف وارد می‌شود و او را از ادامه تأمّل و تفکّر باز می‌دارد.

      خ

      خال: نقطه وحدت حقیقیه که از ادراک اغیار مخفی است و سر آغاز و انجام کثرت اعتباری است.

      خال سیاه: عالم غیب.

      خاطر: وارده امر است که بر قلب سالک به صورت خطاب بی‌اختیار وارد می‌شود اعم از آن که ربانی باشد یا غیر آن.

      خانه خمّار: عالم غیب.

      خانه دل: قلب.

      خرابات: وحدت صرف که رسوم تعینات در آن محو است.

      خراباتی: انسان کاملی که هیچ فعل و صفتی را به خود و دیگری نسبت نمی‌دهد و همه را از خدا می‌بیند.

      خرقه: لباس مخصوص صوفیان که با آدابی آن را به دست شیخ می‌پوشیده‌اند.

      خضر: ۱ـ پیر و مرشد ۲ـ حالت بسط، در برابر الیاس که به معنای قبض است. [۲۵]

      خط: ظهور حقیقت در تعینات و مظاهر عالم ارواح.

      خط سبز: برزخ.

      خطره: آن چه از احکام طریقت بر دل می‌گذرد.

      خلعت: الطافی که به سال می‌رسد.

      خلوت: عزت.

      خلوتخانه: مقام کمالات ولایت.

      خلوتیان ملکوت: جوانمردان طریقت

      خُم: ۱ـ تجلیات اسمائی و صفاتی ۲ـ مقام جمع ۳ـ واحدیت.

      خَم زلف: پیچ زلف

      خم عشق: قلب عاشق شیدا که واله باشد.

      خمّار: پیر کامل.

      خُمار: عاشق سرگردان.

      خمخانه: ۱ـ همه عالم غیب و شهادت که از شراب محبت فطری حق لبریزند. ۲ـ قلبی که محل ورود غلبات عشق است.

      خُمستان: خمخانه.

      خمر: می

      د

      درد: حالتی که از محبوب به محبّ می‌رسد و محب طاقت آن را ندارد.

      دریا: ۱ـ هستی مطلق که خداوند است. ۲ـ انسان کامل.

      درازی زلف: عدم انحصار موجودات و کثرات.

      دست: صفت قدرت.

      دست افشاندن: در راه معشوق از دنیا و آخرت دست برداشتن.

      دف: طلبِ همراه شوق عاشق نسبت به معشوق.

      دل: نفس ناطقه که محل تفصیل معانی است.

      دلبر: ۱ـ معشوق از آن جهت که با ناز و کرشمه خود عاشق را شیدا می‌کند. ۲ـ صفت قابضیّت معشوق.

      دلدار: ۱ـ معشوق از آن جهت که مایه امید حیات عاشق است. ۲ـ صفت باسطیَت معشوق.

      دلگشا: ۱ـ صفت فیاضیت، در مقام انس در دل سالک. ۲ـ صفت فتاحیت.

      دم: ۱ـ وقت. ۲ـ فیض الهی است که به نَفَس الرحمن تعبیر می‌شود. ۳ـ نشأه و خلسه‌ای که مانند برق در روح مرید می‌درخشد و این پس از ریاضت وارده خواهد بود.

      دم غنیمت شمردن: وقت و اقتضای رفتاری آن را پاس داشتن.

      دنیا: ماسوی الله، به اعبتار بازداشتن سالک از الله.

      دوش: صفت کبریایی حضرت حق.

      دهان: ۱ـ صفت متکلمی حضرت حق. ۲ـ اشارات و انتباهات الهی.

      دیر: عالم انسانی.

      دیر مغان: مجلس عارفان و اولیا.

      دیوانه: مغلوب عشق حق.

      ذ

      ذکر قلبی: ذکری که زبان در آن خاموش و قلب گویا است.

      ذوق: اولین مرتبه کشف (و پس از آن شُرب و سپس رَی [سیرابی] است.)

      ر

      رخ: ۱ـ تجلّی ذات الهی به صفات جمالی ۲ـ نقطه وحدت ظهور و بطون.

      رسم: عادت که شامل عبادت بدون نیت خالص و ظواهر شریعت هم می‌شود.

      رطل: جام محبّت الهی.

      رقص: حرکت و سیر سالک که بر اثر شادی و فرح روح انجام می‌شود.

      رند: انسان کاملی که همه تعینات را از خود زدوده است و این زیرکی واقعی است.

      رنگ: رسوم و تعلّقات بشری.

      ز

      زلف: ۱ـ تجلی ذات الهی به صفات جلالیه ۲ـ مطلق ماسوی الله و ممکنات.

      زنّار: کمر خدمت و طاعت محبوب بستن.

      زنخدان: لطف قهرآمیز محبوب.

      زندان: دنیا.

      زنده: ۱ـ تارک علایق دنیوی که دارای مرگ اختیاری است. ۲ـ زنده به عشق الهی.

      س

      ساعد: صفت قوّت.

      ساغر: ۱- دل عارف ۲- سکر و شوق

      ساقی: ۱- خداوند فیاض مطلق ۲- ذات الهی به اعتبار حبّ ظهور و اظهار ۳- پیر و مرشد کامل ۴- چشم و گوش آدمی که اکثر اسباب مستی از این دو راه به او می‌رسد.

      سالک: مسافر الی الله مادامی که بنی مبدأ و منتهای مسیر است.

      سبو: ۱- جام می وحدت که از منبع فیض مطلق به هر کس سهمی داده‌اند. ۲- تعین اعتباری ویژه هر انسان.

      سجّاده: هرچه روی دل بر آن باشد.

      سجود: فنای فی الله.

      سراپرده: جهان عِلوی و عالم بالا.

      سراپرده راز: ۱ـ دل مؤمن ۲ـ مقام لاهوت.

      سرّ: اـ مرتبه‌ای از مراتب بالای درونی آدمی که محل مشاهده است. ۲ـ آن‌چه در سلوک بر سالک اظهارش را نشاید؛ از حالات و مقامات و افکار و اوراد.

      سرّ تجلیات: اشتمال هر تجلّی بر همه تجلیات و شهود همه چیز در هر چیز.

      سرّ حال: آنچه از مراد خداوند در هر حال شناخته شود.

      سرّ قدَر: آن چه برای هر موجودی از ازل تا ابد در علم حق مقدّر شده است.

      سروش: هاتف غیبی.

      سکر: ترک قیود ظاهری و باطنی و توجه به حقّ.

      سکون: آرامش در کنف عنایت حق بر اثر توکّل.

      سلطان ازل: خداوند.

      سوخته: واصل به مقام عبودیت.

      سیاه کاران: از راه بازماندگان در سیر الی الله.

      سیاهی: ذات حق.

      سیه روئی: امکان ممکنات

      سیب زنخ: مشاهده ناشی از مَطالع جمال.

      سیمرغ: انسان کامل.

      سینه: صفت علم.

      ش

      شادی: بسط بعد از قبض.

      شام: کثرات و تعینات که حاجب وحدتند.

      شاهد: ۱ـ حق به اعتبار ظهور و حضور ۲ـ آن چه در قلب سالک است و اوهمیشه به یاد آن است.

      شب: عالم غیب و جبروت. (تاریکی شب: ظلمت ممکنات از جهت آنکه ظل‌اند.)

      شب قدر: ۱ـ آغازین وقت وصال سالک به محبوب ۲ـ بقای بالله.

      شب هجر: فراق و جدایی از محبوب که سخت و تاریک می‌نماید.

      شراب: ۱ـ غلبه عشق که سُکر آورد. ۲ـ تجلیات انوار حق.

      شرابخانه: ۱ـ باطن عارف کامل ۲ـ عالم ملکوت.

      شراب ازل: تجلیات قِدَم.

      شراب الست: تجلیات قِدَم.

      شراب انس: الطاف الهی.

      شراب پخته: ۱ـ عیش صرفِ مجرد از اعتبار عبودیّت. ۲ـ عالم ملکوت.

      شراب توحید: فنای ذاتی که سالک را از همه شواغل می‌رهاند.

      شراب خام: عیش ممزوج مقارن عبودیت.

      شراب لایزالی: تجلیات قِدَم.

      شراب معرفت: معرفت ناشی از غلبه عشق.

      شُرب: شیرینی طاعت و لذّت کرامت و راحتی انس به حق.

      شرح صدر: سینه عارف که محل تابش انوار معرفت الهی است.

      شرک: دیدن غیر خدا و توجه به آن.

      شمع: نور الهی در دل سالک.

      شوخی: ۱ـ جذبه الهی ۲ـ توجه بسیار به اظهار صُور افعال.

      شور: حالتی از بی‌خودی که در پی شنیدن سخن حق یا کلامی عبرت آمیز به سالک دست می‌دهد.

      شوریده: حیران و سرگردان از کثرت جذبه‌های الهی.

      شوق: میل به رسیدن به محبوب پس از شناخت و ارتباط اجمالی و پیش از وصال.

      شهود: رؤیت حق به وسیله حق که برای سالک در مقام فنا دست می‌دهد.

      شهید: مندکّ در پرتو تجلیات معشوق.

      شیخ: ۱ـ انسان کامل ۲ـ انسان کامل در علوم شریعت، طریقت و حقیقت.

      شیدایی: شدت غلیان عشق و عاشقی.

      شیوه: جذبه‌های گه‌گاهی.

      ص

      صاحب دل: آنان که اهل تصفیه دل‌اند.

      صاعقه: لهیب محبّت که در یک آن محبّ را بسوزد.

      صبا: نسیم‌های رحمانی که از مشرق روحانیّات می‌وزد و بر انجام کارهای خیر برمی‌انگیزد.

      صبح: نور وحدت.

      صبوحی: ۱ـ باده خُمار شکن ۲ـ هم‌سخنی با حق.

      صحرا: عالم روحانی.

      صُراحی: مقام انس

      صمت: ۱ـ سکوت از سر مراقبت دل ۲ـ سرّ نگهداری.

      صنم: بت.

      صومعه: مقام توجه دل و قطع علاقه از ماسوی الله.

      صید: مقام جذبه.

      ط

      طاق ابرو: اهمال سالک که به وسیله آن از درجه خود سقوط می‌کند.

      طامات: ۱ـ خودنمایی و خودفروشی ۲ـ برخی سخنان نپخته که در اوائل سلوک بر زبان سالک رود.

      طَرَب: انس با حق.

      طرد: محروم ماندن از ادراک روحانیات به واسطه تخلفات سالک.

      طرّه: تجلی جمالی حضرت حق.

      طریقت: سیر خاصّ سالکان الی الله که لبّ شریعت است و به حقیقت می‌انجامد.

      طلسم: کنه ذات حق.

      طمس: فنای صفاتی.

      طواف: مقام تحیّر.

      ظ

      ظلّ: نفس رحمانی و فیض گسترده خداوند که به تعینات اعیان امکانی ظهور پیدا می‌کند.

      ظلّ الله: انسان کامل.

      ظلمت آباد: عالم دنیا و طبیعت.

      ظهور: تجلّی حضرت حق.

      ع

      عارض: تجلّی جمالی.

      عارف: انسان کاملی که از وجود مجازی خود فانی گشته و اسرار حقیقت را دریافته است.

      عالم جان: مرتبه الوهیت که مقام اسمای الهی است.

      عبدالله: کسی که خدا با همه اسمایش بر او تجلّی کرده است.

      عرش: محل استقرار اسمای مقیّد الهی.

      عزلت: خلوت گزیدن به منظور تحصیل جمعیّت خاطر.

      عزم: تصمیم قاطع بر سپردن راه و همه همّت را بر آن گذاشتن.

      عشق: محبت شدید به حضرت حق که قلب را در نهایت می‌سوزاند.

      عشرت: لذّت انس و سرور با حضرت حق.

      عکس روی: مظاهر تجلیات الهی.

      علف: آنچه که نفس را در آن حظّی است.

      عنقاء: ۱ـ مقام غیب الغیوبی ذات حضرت حق ۲ـ انسان کامل.

      عهد امانت: عهد و پیمان الهی.

      عید: ۱ـ تجلّی جمالی وارد بر قلب، گرچه به روش جلالی باشد. ۲ـ زمان تجلّی.

      عیش: لذت انس با حضرت حق که همراه با شعور و آگاهی در حین لذّت است.

      عیش نقد: وقت.

      غ

      غارت: جذبه الهی که بدون سلوک بر دل وارد شود.

      غفلت: دوری سالک از ذکر به غفلت دل از حقیقت که مایه ابطال وقت به بطالت است.

      غافل: محجوب از حقایق که در جهل مرکّب به سر می‌برد.

      غربت: مقید ماندن نفس عارف در جهان مادّی در حالی که مجانستی با آن ندارد.

      غرباء: عارفان.

      غزال رعنا: محبوب لم یزلی.

      غمخوار: صفت رحیمی حق در مورد سالکان که ویژه آنان است.

      غم‌گزار: مقام مستعدّی سالک.

      غمزه: ۱ـ نگه داشتن محبوب است سالک را در دو حالت خوف و رجا با رساندن راحت پس از محنت و چشاندن محنت پس از راحت ۲ـ فیوضات و جذبه‌های قلبی.

      غمگسار: صفت رحمانی حضرت حق که شمول دارد.

      غیرت: طلبِ نبودن غیر در میان سالک و خداوند.

      ف

      فترت: سستی و خاموشی آتش سوزان شوق آغازین سلوک.

      فتنه: گرفتار و اسیر معشوق شدن.

      فراق: غیبت و جدایی از وحدت.

      فرح: لذت قلبی ناشی از نزدیکی به محبوب.

      فریب: استدراج سالک از طرف محبوب که به جهت امتحان انجام شود.

      فغان: اظهار احوال درونی.

      فقر: ناداری مطلق در برابر حضرت حق.

      فقیری: عدم اختیار.

      فنا: اندکاک جهت بشری سالک در جهت ربوبی محبوب. فنا در برابر بقا است.

      فیض: وارده قلبی از طریق الهام که بر اثر رنج سلوک، کسب می‌شود.

      ق

      قامت: ۱ـ سزاواری پرستش که ویژه خداوند است. ۲ـ حضرت الوهیت که برزخ وجوب و امکان است.

      قبض: گرفتگی نفس سالک در پی لغزش او یا بدون آن. [۲۶]

      قبله: محبوب حقیقی که ذات واحد الله است و به او باید توجّه کرد.

      قد: قامت

      قدح: استعداد هر ذرّه، به قدر خویش، برای شراب محبّت فطری حق و فیض او.

      قفس: تن آدمی و نفس امّاره.

      قلّاش: کسی که از دنیا دل بریده و از هیچ چیز و هیچ کس جز محبوب باکی ندارد.

      قلندر: کسی که از غیر محبوب بریده و لذا به آداب و رسوم اعتباری اعتنایی ندارد. (قلندر و قلاش هم معنایند یا معنایی نزدیک به هم دارند)

      قمار: سرباختن در راه محبوب.

      قمارخانه: محل اجتماع عاشقانی که در راه محبوب ترک سر کرده‌اند.

      قیامت صغرا: موت ارادی.

      ک

      کاهلی: کند بودن سیر الی الله.

      کدورات: تعلّقات دنیوی.

      کرشمه: تجلّی جلالی.

      کشف: ظهور آن چه پنهان است، در قلب، یعنی رفع حجاب و اطلاع بر ماوراء حجاب.

      کشف صوری: کشف همراه صورت.

      کشف معنوی: کشف بدون صورت.

      کعبه: ۱ـ توجه دل به سوی خدای محبوب ۲ـ مقام وصل.

      کفر: تاریکی عالم کثرت و تفرقه.

      کلیسا: عالم معنی و شهود.

      کمان ابرو: سقوط سالک از مقامش به جهت تقصیر؛ و بازگشتش به مقامش به حکم جذبه و عنایت.

      کنشت: عالم معنی و شهود.

      کنعان: عالم ملکوت.

      کنیسه: عالم معنی و شهود.

      کوه طور: مقام فنا.

      کوه قاف: مقام یکرنگی.

      کوه هستی: خودبینی و انانیت.

      کوی خرابات: مقام فنا و وحدت و بی‌خودی.

      کوی میکده: کوی خرابات.

      کوی مغان: کوی خرابات.

      گ

      گبر: عارف موّحد که یکرنگ است.

      گرگ: نفس امّاره.

      گلزار: مقام گشادن دل سالک در معارف.

      گنج: مقام عبودیت.

      گیسو: راه طلب به عالم هویت.

      گلخن: ۱ـ تن که زندان نفس است ۲ـ دنیا و ابتلائاتش.

      گم شدن: مقام فنا و بیخودی.

      گوهر: ۱ـ جان آدمی ۲ـ حقیقت انسان کامل.

      ل

      لاله: ۱ـ نتیجه معارف که مشاهده می‌شود. ۲ـ چهره گلگون محبوب که عاشق را داغدار می‌کند.

      لاشیء: لقب دنیا.

      لب: ۱ـ روان بخشی و جان فزایی ۲ـ افاضه وجود به نَفَس رحمانی.

      لعل: دل درویشان.

      لوائح: انواری که در اوائل سیر، سالک مشاهده می‌نماید. قریب المعنی با طوالع و لوامع.

      لیله القدر: شب قدر.

      م

      ماه صیام: مرحله ریاضت.

      مجاهدت: ریاضت.

      مجذوب: کسی را که خداوند به کمند جذبه برباید و بدون رنج و کوشش به مقامات برساند.

      مجذوب مطلق: فانی باقی در فنا که به مرحله بقا بار نیابد. اینان دیوانگان حق نام دارند.

      محاسبه: حسابرسی سالک از خویش که از رعایت آداب سلوک غفلت نکرده باشد.

      محبوب: حضرت حق.

      مُحرم: اهل سلوک.

      مخموری: بی‌خودی.

      مُدام: شراب وحدت که عارف هماره از آن سرمست است.

      مدّعی: مخالفان طریق سلوک و عرفان.

      مراد: عارف کاملی که شایسته دستگیری سالکان است.

      مراقبه: کشیک نفس کشیدن تا از توجه دائم به مقصود باز نماند.

      مرد مطلق: عارف کامل.

      مرشد: عارف کامل که راهنمای راه است.

      مرید: طالب کمال که معمولاً با ارادت به شیخی ره می‌سپارد.

      مژه: ۱ـ حجاب سالک در ولایت به جهت کوتاهی در اعمال ۲ـ تیر غمزه معشوق به سینه عاشق.

      مسافر: سالک الی الله.

      مست: سالک عاشق که از باده هستی، از خود بی‌خود شده است.

      مست خراب: مستغرق در سُکر و مستی.

      مستوری: کنه هویّت الهی که از ادراک همه پوشیده است.

      مستی: بی‌خودی سالک از خود بر اثر باده‌خواری.

      مشرق: جان.

      مشارطه: عهد صبحگاهی سالک با نفس خود که از حدود تجاوز نکند.

      مِصطبه: خرابات.

      مطرب: پیر کامل و مرشد مکمِّل.

      مطالعه: توفیقات حق برای عارفان.

      مطلوب: حضرت حق.

      معتکف: قطع علاقه‌های دنیوی و برگزیدن و دل دادن به راه حقیقت.

      معشوق: خداوند از آن جهت که شایسته دوستی فقط اوست.

      مغرب: جسم.

      مغنّی: رساننده فیض.

      مقام: مرتبه‌ای سلوکی که ملکه سالک شود.

      مقام بی‌نشانی: مرتبه ذات الهی.

      مکاشفه: کشف.

      مکر: اظهار کرامات، بدون امر واردی.

      ملاحت: بی‌نهایتی کمال الهی.

      ملامتی: سالکانی که در عین مواظبت بر آداب باطنی سلوک، به گونه‌ای در میان مردم رفتار می‌کنند، که مورد سرزنش قرار می‌گیرند.

      منزل جان: مقام الهی و مرتبه فنای در معشوق.

      موت: نابود کردن صفات ناپسند، به ریشه کن کردن هوای نفس.

      موت ابیض: (مرگ سفید) گرسنگی.

      موت احمر: (مرگ سرخ) مخالفت با هوای نفس.

      موت اختیاری: ۱ـ خلع نفس از بدن به صورت موقّت ۲ـ قلع و قمع هوای نفس.

      موت اخضر: (مرگ سبز) بی‌اعتنایی به پوشاک و اکتفا به لباس پست.

      موت اسود: (مرگ سیاه) تحمّل بر آزار خلق در راه محبوب که مایه فنای در محبوب است.

      موج: تجلیات وجود مطلق.

      موج الست: نَفَس رحمانی.

      موی: (زلف) ظهور حضرت حق در ماسوا که ربوبیت اوست.

      موی میان: نظر سالک به قطع حجب از خود و غیر خود.

      مهربان: صفت ربوبیت.

      مُهره گلگون: تجلیات در غیر مادّه.

      میان: وجود سالک، آنگاه که حجابی نمانده باشد.

      میان باریک: حجاب وجود سالک.

      می: ۱ـ جوشش عشق ۲ـ مراقبه. [۲۷]

      میخانه: ۱ـ باطن عارف کامل که منبع ذوق و شوق و معارف است. ۲ـ عالم لاهوت.

      میکده: ۱ـ میخانه ۲ـ جای مناجات بنده با حق به طریق محبّت ۳ـ مجلس انس دوستان ۴ـ خرابات ۵ـ خانقاه.

      میر مجلس: ۱ـ ساقی میخانه ۲ـ رند خرابات.

      می مغانه: تجلیات ربانی و انفاس قدسی مرشد کامل.

      مینا: دل عارف.

      ن

      ناز: ۱ـ تقویت معشوق عاشق را در عشق ۲ـ فریب دادن معشوق، عاشق را.

      نام: شهرت طلبی و هوس نیکنامی که بر رند عاشق حرام است.

      نای: پیغام محبوب.

      نرگس: چشم.

      نسیم: ۱ـ یادآوری جهت عنایت حضرت حق ۲ـ تجلی جمال الهی ۳ـ نفس رحمانی.

      نَفَس: خنک شدن قلب به لطائف غیبی که ویژه صاحبان نَفَس است.

      نقاب: حجاب میان محبّ و محبوب.

      نقطه: وحدت حقیقی.

      نَوال و نَواله: خلعت‌های الهی که به مقرّبان می‌رسد.

      نیم مستی: آگاهی از استغراق خود و نظر داشتن بر آن.

      و

      وادی یمن: ۱ـ طریق تصفیه دل که موجب قبول تجلی الهی است. ۲ـ وحدت مطلق.

      وارد: خواطر قلبی که بدون اختیار بر دل فرود می‌آید.

      واصلان: سالکان رسیده به مقام فنا.

      واقفان: متوقفان در راه که ارتقا نیابند.

      وجد: حالت طرب ناشی از واردات قلبی سالک.

      ورد: اذکار لفظی سالک.

      وصل: اتّصال سرّ سالک به حق که در پی آن به جز حق نبیند.

      وصال: وصل.

      وطن: ۱ـ مقام قرب حق ۲ـ استقرار عبد در حال و مقامی خاص.

      وفا: انجام اعمال و آداب سلوک، که تعهد کرده بدان ها پای‌بند باشد.

      وقت: حال وارده بر سالک که اقتضای رفتاری خاص دارد از آن جهت که اقتضای این رفتار را دارد. حال باید غنیمت دانسته شود.

      وقفه: توقّف بین دو مقام به خاطر ادا نشدن حقوق مقام پیشین و عدم لیاقت ورود به مقام پسین.

      ولایت: قیام عبد به حق در مقام فنا از نفس.

      وهم: عالم امکان.

      ویرانه: عالم مادّه و مادیات.

      ﻫ

      هاتف: دعوت کننده به سوی حقیقت که در دل سالک تجلّی می‌کند.

      هجر: دوری از محبوب که بر عاشق بسی تلخ است.

      هجران: هجر.

      هشیاری: بیرون شدن از مستی غلبه عشق که مایه بی‌خودی بوده است.

      همت: تصمیم قاطع بر پیمودن مسیر قرب الهی.

      هُو: غیب مطلق.

      هیبت: اثر مشاهده جلال در دل عارف.

      ی

      یار: حضرت محبوب.

      یقظه: بیداری از غفلت از راه قرب.

      یوسف قدسی: روح شریف انسانی که گرفتار ظلمتکده تن است.

اصطلاحات عرفانی از کتاب سیر و سلوک( طرحی نو در عرفان عملی شیعی) نوشته‌ی آیت الله علی رضایی تهرانی(صفحه ۷۵۹الی صفحه ۷۸۳)

  • خلسه عرفانی: در اصطلاح عرفان عملى , خلسه لطیفه اى که بر اثر انصراف از نشأت طبیعت به سالک الى الله سبحانه روى می آورد آن را ( غیبت ) گویند . وجه تسمیه آن ظاهر است که غیبت از این نشأت طبیعت است . در این حالت تمثلات روحانى آنسوئى و محاورات شریف و شیرین و دلنشین با آن أشباح نورانى براى نفس مستعد حاصل مى گردد . این اصطلاح را قاضى نور الله شهید در اول مجلس ششم مجالس المؤمنین ذکر کرده است و براى راقم بارها پیش آمده است . الحمد لله رب العالمین . منبع:کلمه ۷۹ – هزار و یک کلمه
  • نفی خواطر: عبارت است از تسخیر قلب و حکومت بر آن، تا سخنی نگوید و عملی انجام ندهد و تصور و خاطره‌ای بر او وارد نشود مگر به اذن و اختیار صاحب آن( از کتاب نفی خواطر، علی قنبریان)
  • مکاشفه: قیصری میگوید: کشف در لغت رفع حجاب است و در اصطلاح عرفا به معنی اطلاع بر ماوراء حجاب از معانی غیبی و امور خفیه می باشد. کشف یا معنوی است یا صوری، مراد از کشف صوری اموری است که در عالم مثال است و به دو طریق مشاهده یا شنیدن صور ارواح و انوار روحانیه مکاشف می گردد. و کشف معنوی کشفی است که عبارت است از حقایق و عبارت است از ظهور معانی غیبی و حقایق عینی است.

مکاشفه گاهی برای سالک بدست می‌آید گاهی هم به دست نمی‌آید. هر چه سالک به عالم حقیقت نزدیک تر شود، این گونه مطالب نفسانی را در خود روز به روز کمرنگ تر می‌کند.​

  • شطحیات: ابن عربی در تعریف شطحیات گفته: سخنی که از آن بوی نابخردی و ادعا به مشام برسد، البته از عارفان کم صادر می‌شود.( از کتاب سیر و سلوک طرحی نو در عرفان عملی شیعی صفحه۶۸۳)

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=2185

مطالب مشابه

  • دستور آیت الله قاضی (ره) برای اشهر ثلاثه
  • شرح نمط نهم کتاب اشارات و تنبیهات (جلسه دوم)
  • ارزش دنیا
  • کم کردم شواغل
  • یاد ِ حق آب است و دل، ماهى‏
  • زیارت مشاهد مشرفه
  • سخنانی انتخاب شده ازشیخ ابوالحسن خرقانی
  • لطایف و اشارات شیخ اکبر محیی الدین بن عربی

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

بسته صوتی شرح کوتاه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال مشترک رمضان
  • اعمال مخصوص رمضان
  • فضایل ماه رمضان
  • نمازهاى شب هاى رمضان

 اعمال مخصوصِ شب ها یا روزهاى معیّنِ ماه مبارک رمضان

شب اول:

۱ـ به سراغ رؤیت هلال برود که بعضى آن را واجب (کفایى) دانسته اند.

۲ـ وقتى هلال را رؤیت کرد، طبق روایتى از امام صادق(علیه السلام) رو به قبله نماید و دست ها را به آسمان بلند کند و خطاب به هلال کند و بگوید:

رَبّـى وَرَبُّـکَ اللهُ رَبُّ الْعـالَمینَ، اَللّـهُمَّ اَهِلَّـهُ عَلَیْنا بِـالاَْمْـنِ وَالاِْیمانِ، وَالسَّلامَهِ وَالاِْسْلامِ، وَالْمُسارَعَهِ اِلى ما تُحِبُّ وَتَرْضى، اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى شَهْرِنا هذا، وَارْزُقْنا خَیْرَهُ وَعَوْنَهُ، وَاصْرِفْ عَنّا ضُرَّهُ وَشَرَّهُ، وَبَلائَهُ وَفِتْنَتَهُ؛

پروردگار من و پروردگار تو خدا پروردگار جهانیان است خدایا این ماه را بر ما نو کن با امنیّت و ایمان و سلامتى و اسلام و پیشى گرفتن بدانچه تو دوست دارى و خشنود شوى خدایا برکت ده به ما در این ماه و خیر و خوبى و کمک آن را روزى ما کن و بگردان از ما زیان این ماه و شر و بلا و فتنه اش را.

۳ـ «سیّد بن طاووس» (رحمت‌الله علیه) روایت کرده که روزى حضرت امام زین العابدین(علیه السلام) عبور مى‌کرد که نظرش به هلال ماه رمضان افتاد، ایستاد و گفت:

اَیُّهَا الْخَلْقُ الْمُطیعُ الدّائِبُ السَّریعُ، اَلْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ التَّقْدیرِ، اَلْمُتَصَرِّفُ فى فَلَکِ التَّدْبیرِ، امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِکَ الظُّلَمَ، وَاَوْضَحَ بِکَ الْبُهَمَ ...

۴ـ مجامعت با حلال خود کند و این از خصوصیات این ماه است و الا در ماه های دیگر جماع در شب اول مکروه است .

۵ـغسل شب اوّل ماه طبق بعضى از روایات مستحب است.

۶ـدر شب اوّل ماه امام حسین(علیه السلام) را زیارت کند، تا گناهانش بخشوده شود.

۷ـ از شب اوّل ماه، شروع به خواندن هزار رکعت نماز ماه رمضان نماید.

۸ـ دو رکعت نماز بخواند که در هر رکعت سوره حمد و سوره انعام را بخواند و از خدا بخواهد تا امور وى را کفایت کند و از آنچه که مى‌ترسد و از بیماری‌ها او را حفظ نماید.

۹ـ این دعا را بخواند که در اعمال شب آخر ماه شعبان نیز آمده است: اَللّهُمَّ إِنَّ هذَا الشَّهْرُ الْمُبارَکُ....

۱۰ـ بعد از نماز مغرب دست‌ها را بلند کند و این دعا را که از امام جواد(علیه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ یا مَنْ یَمْلِکُ التَّدْبیرَ، وَهُوَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ...

۱۱ـ در شب اوّل، این دعا را که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است بخواند:

اَللّـهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، مُنَزِّلَ الْقُرْآنِ، هذا شَهْرُ رَمَضانَ...

۱۲ـ دعاى بسیار نورانى چهل و چهارم «صحیفه سجّادیّه» نیز مربوط به این شب است.

۱۳ـاز امور مهمّه در این ماه، تلاوت قرآن مجید است که با شروع ماه رمضان، سزاوار است قرآن بسیار تلاوت شود. روایت شده است که حضرت امام صادق(علیه السلام) در وقت تلاوت قرآن قبل از قرائت، این دعاى بسیار پرمعنا را مى خواندند:

اَللّـهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّ هذا کِتابُکَ الْمُنْزَلُ مِنْ عِنْدِکَ عَلى رَسُولِکَ...

۱۴ـ خواندن دعای جوشن کبیر

***

روز اول:

۱ـ غسل کند

۲ـ خود را با گلاب خوشبو سازد

۳ـ دو رکعت نماز بگزارد و در رکعت اوّل سوره حمد و سوره "انّا فتحنا" و در رکعت دوم حمد و هر سوره اى که خواست، بخواند. در روایتى آمده است هر کس این نماز را بخواند خداوند بدى ها را در آن سال از وى دفع کند و تا سال آینده در پناه حمایت خدا باشد.

۴ـ دو رکعت نماز اوّل ماه را به‌جا آورد و صدقه بپردازد

۵ـ بعد از طلوع فجر این دعا را بخواند: اَللّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضانَ، وَقَدِ افْتَرَضْتَ عَلَیْنا صِیامَهُ...

 

شب سیزدهم:

۱ـ غسل کند

۲ـ چهار رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت یک مرتبه حمد و بیست و پنج مرتبه سوره توحید را بخواند.

۳ـ دو رکعت نماز که در شب سیزدهم ماه رجب و شعبان نیز خوانده مى شود; در هر رکعت، بعد از سوره حمد سوره هاى یس، ملک، و توحید را بخواند.

۴ـ خواندن «دعاى مجیر» در شب هاى سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم

 

شب چهاردهم:

در این شب، چهار رکعت نماز مى خواند (هر دو رکعت به یک سلام)، به صورتى که در شب سیزدهم گذشت.

 

شب پانزدهم:

۱ـ غسل کند

۲ـ شش رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، سوره هاى حمد و یس و ملک و توحید را بخواند.

۳ـ صد رکعت نماز، که در هر رکعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره «قل هو اللّه احد» را بخواند. از حضرت امیرالمؤمنین على(علیه السلام) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) روایت شده است که هر کس این عمل را بجا آورد، خداوند ده فرشته را به سوى او بفرستد تا دشمنان را از او دفع کنند و سى فرشته را به هنگام مرگ نزد او بفرستد تا بهشت را به وى بشارت دهند و سى فرشته دیگر، تا او را از آتش دوزخ ایمن دارند.

۴ـ زیارت امام حسین(علیه السلام): از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردند که پاداش کسى که در شب نیمه ماه رمضان کنار قبر امام حسین(علیه السلام) باشد، چیست؟ فرمود: خوشا به حال کسى که در شب نیمه ماه رمضان در کنار قبر امام حسین(علیه السلام) بعد از نماز عشا ده رکعت نماز بگزارد، در هر رکعتى بعد از سوره حمد ده مرتبه قل هو الله احد را بخواند و از آتش دوزخ به خدا پناه ببرد. خداوند نیز به پاداش این عمل، نامش را «آزاد شده از آتش» ثبت فرماید و قبل از آن که بمیرد، فرشتگان به وى بشارت بهشت مى دهند و فرشتگان دیگرى، او را از آتش دوزخ ایمن مى دارند.

 

روز پانزدهم:

روز پانزدهم ماه رمضان سال سوم هجرى، روز ولادت باسعادت امام مجتبى(علیه السلام) است و بنابر (بعضى از اقوال، تولّد امام محمّد تقى(علیه السلام) در سال ۱۹۵ نیز در این روز واقع شده است، البتّه این قول غیرمشهور است)؛ به هر حال این روز، روز بسیار بافضیلتى است و دادن صدقه و خیرات و کمک به مستمندان در این روز پاداش زیادى دارد.

 

شب هفدهم:

این شب، شب بسیار مبارکى است. در این شب، رسول خدا(ص) با لشکر کفّار قریش در سرزمین بدر برخورد کردند و در روز هفدهم، جنگ بدر واقع شد و خداوند متعال لشکریان اسلام را بر مشرکین پیروز گردانید، با آن که مسلمانان از نفرات محدود و ساز و برگ اندک جنگى برخوردار بودند. این پیروزى از بزرگترین فتوحات اسلام است؛ از این رو علما گفته اند که در این روز، غسل و صدقه و شکر خدا بجا آوردن مستحبّ است و عبادت در شب هفدهم فضیلت فراوانى دارد.

***

 

اعمال مشترک شب های قدر:

۱ـ غسل شب قدر: مرحوم «علاّمه مجلسى» فرموده: بهتر است غسلِ شب هاى قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند که نماز مغرب را با غسل بخوانند.

۲ـ دو رکعت نماز بخواند: که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره «قُل هُوَ اللّه» را تلاوت کند و بعد از پایان نماز، هفتاد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ.

در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است: کسى که این عمل را بجا آورد، از جاى خویش برنخیزد مگر این که خداوند متعال او و پدر و مادرش را بیامرزد و خداوند فرشتگان را مأمور مى کند تا سال آینده براى وى حسنات بنویسند... .

۳ـ امام باقر(علیه السلام) درباره عمل دیگر این شب فرمود: قرآن را بگشاید و در برابر خود قرار دهد وبگوید:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَما فیهِ،وَفیهِ اسْمُکَ [الاَْعْظَمُ] الاَْکْبَرُ،وَ اَسْماؤُکَ الْحُسْنى،وَما یُخافُ وَیُرْجى،اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ؛ خدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده ات و آنچه در آن است که در آن است نام بزرگت و نام‌هاى نیکویت و آنچه بدانها ترس و امید شود که قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ.

سپس حاجت خود را از خدا بخواهد.

۴ـ مراسم قرآن به سر گرفتن: به فرموده امام صادق(علیه السلام): قرآن مجید را بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فیهِ، وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ، فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ؛ خدایا به حق این قرآن و به حق آن کس که او را بدین قرآن فرستادى و هر مؤمنى که در آن مدحش کردى و به حق تو بر ایشان زیرا هیچ کس به حق تو از خودت آشناتر نیست.

آنگاه ده مرتبه بگوید: بِکَ یا اللهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) و ده مرتبه بعَلِىٍّ(علیه السلام)و ده مرتبه بِفاطِمَهَ(علیها السلام)و ده مرتبه بِالْحَسَنِ(علیه السلام)و ده مرتبه بِالْحُسَیْنِ(علیه السلام)و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ(علیهما السلام)و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(علیهما السلام)و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد(علیهما السلام)و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر(علیهما السلام)و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى(علیهما السلام)و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(علیهما السلام)و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد(علیهما السلام)و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ(علیهما السلام)و ده مرتبه بِالْحُجَّهِ(علیه السلام).

در پایان هر حاجتى که دارد از خداوند طلب کند و در تمام این اذکار، نهایت حضور قلب و توجّه به درگاه خدا را حفظ کند. بهتر است اگر مى‌خواهند توسّل گرفته، یا ذکر مصیبتى کنند قبل یا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نکنند.

۵ـ زیارت امام حسین(علیه السلام):به فرموده علاّمه مجلسى، زیارت امام حسین(علیه السلام) در هر یکى از این سه شب، مستحبّ مؤکّد است، و در روایتى آمده است که سبب آمرزش گناهان مى‌شود و اگر دسترسى به زیارت از نزدیک نداشته باشد، از دور زیارت کند.

۶ـ احیا داشتن شب هاى قدر: یعنى این شب را تا صبح بیدار باشد و با عبادت و دعا و تلاوت قرآن و جلسات سخنرانى دینى و پرسش و پاسخ هاى مذهبى و یا مطالعه کتاب هاى تفسیر و عقاید و مواعظ سپرى کند.

در روایتى از امام باقر(علیه السلام) آمده است: هر کس شب قدر را احیا دارد، گناهان او آمرزیده شود، هرچند زیاد باشد، و بهتر است روز قبل مقدارى استراحت کند و غذا و نوشیدنى کمتر بخورد تا خواب بر او غلبه نکند و کسانى که توانایى بر احیا ندارند، بهتر است اوّل شب را استراحت کنند و سحرگاهان بیدار باشند و عبادت نمایند.

۷ـ صد رکعت نماز بگزارد: (هر دو رکعت به یک سلام) که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که اگر توانایى داشته باشد، در هر رکعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره قل هو اللّه را بخواند.

۸ـ مرحوم «شیخ کفعمى» در «مصباح» نقل کرده است که امام زین العابدین(علیه السلام) این دعا را در شب هاى نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم در حالت ایستاده و نشسته و در رکوع و سجود مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِکُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلااَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلى نَفْسى، وَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتى وَقِلَّهِ حیلَتى، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَهِ فى هذِهِ اللَّیْلَهِ، وَاَتْمِمْ عَلَىَّ اتَیْتَنى، فَاِنّى عَبْدُکَ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ، اَلضَّعیفُ الْفَقیرُ الْمَهینُ، اَللّـهُمَّ لاتَجْعَلْنى ناسِیاً لِذِکْرِکَ فیـما اَوْلَیْتَنى، وَلا لاِِحْسانِکَ فیما اَعْطَیْتَنى، وَلا ایِساً مِنْ اِجابَتِکَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى فى سَرّآءَ اَوْ ضَرّآءَ، اَعْطَیْتَنى، اَوْ شِدَّه اَوْ رَخآء، اَوْ عافِیَه اَوْ بَلاء، اَوْ بُؤْس اَوْ نَعْمآءَ، اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ؛

 

خدایا من شام کردم در حالى که بنده خوارى هستم که مالک سود و زیانى براى خویش نیستم و نتوانم از خویشتن پیش آمد ناگوارى را بازگردانم و این مطلبى است که من آن را بر خویش گواهى دهم و به ناتوانى خود و بیچارگیم در برابرت اعتراف دارم. پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد و وفا کن برایم بدانچه بر من و همه مؤمنین و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در این شب و تمام کن بر من آنچه را به من دادى، زیرا که من بنده بی‌نواى مستمند ناتوان تهیدست خوار تو هستم. خدایا مرا فراموشکار از یاد خویش در آنچه به من انعام فرمودى و از احسانت در آنچه به من عطا کردى قرار مده و ناامید از اجابت خویش قرارم مده و اگرچه دیر زمانى طول کشد چه در خوشى و چه در سختى، در دشوارى یا در آسایش، در تندرستى یا گرفتارى، در تنگدستى یا در نعمت، به‌ راستى که تو شنواى دعایى.

 

۹ـ مرحوم «علاّمه مجلسى» مى فرماید: بهترین اعمال در این شب ها طلب آمرزش گناهان و دعا براى امور دنیوى و اخروىاست، هم براى خود و هم براى پدر و مادر و خویشان و برادران مؤمن؛ چه زنده باشند و چه از دنیا رفته باشند و همچنین ذکرهاى مختلفو صلوات بر محمّد و آل طاهرین ایشان(علیهم السلام)، تا آن جا که مقدور است انجام دهد و در بعضى از روایات وارد شده است که دعاى «جوشن کبیر»را در این سه شب بخوانند.

در روایتى آمده است که شخصى خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) رسید و عرض کرد: اگر شب قدر را درک کردم، چه چیزى را از خداوند طلب کنم؟ فرمود: عافیت و سلامتى را بخواه.

***

اعمالِ «مخصوص» هر یک از شب های قدر:

اعمال شب نوزدهم:

۱- صد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَ أَتُوبُ إلَیْهِ

۲ـ صد مرتبه بگوید: اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَهَ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ

۳ـ دعایى را که در اعمال روزهاى ماه رمضان ذکر شد (یا ذا الّذی کان...) را بخواند.

۴ـ این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ، وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاَْمْرِ الحَکیمِ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ، وَفِى الْقَضآءِ الَّذى لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ تَکْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، اَلْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطیلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى، وَتَفْعَلَ بى کَذا وَکَذا؛

خدایا قرار ده در آنچه حکم کرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى و در آنچه جدا کنى از فرمان حکیمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى که برگشت و تغییر و تبدیلى ندارد که نام مرا در زمره حاجیان خانه محترمت (کعبه) بنویسى آنان که حجشان مقبول و سعیشان مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و کردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده در آنچه مقدر فرموده اى، که عمر مرا طولانى کرده و روزیم را وسیع گردانى و درباره ام چنین و چنان کنى (به جاى کلمه کذا و کذا، حاجت خود را عرضه دارد)

 

اعمال شب بیست و یکم:

۱ـ دعایى است که در «مصباح المتهجّد» و «کافى» نقل شده است که در شب بیست و یکم خوانده مى شود:

یا مُولِجَ اللَّیْلِ فِى النَّهارِ، وَمُولِجَ النَّهارِ فِى اللَّیْلِ، وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَالْمَیِّت...

۲ـ مرحوم «شیخ کفعمى» از «سیّد بن باقى» نقل کرده است که در شب بیست و یکم مى خوانى:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاقْسِمْ لى حِلْماً یَسُدُّ عَنّى بابَالْجَهْلِ، وَهُدىً تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ کُلِّ ضَلالَه...

۳- به فرموده «شیخ مفید»، در این شب صلوات بسیار فرستد و بر ظالمان و غاصبان حق آل محمّد(علیهم‌السلام) و همچنین بر قاتل امیرمؤمنان(علیه السلام) بسیار لعن و نفرین فرستد و براى خویش و پدر و مادرش و سایر مؤمنان دعا کند.

۴ـ دعا براى وجود مبارک امام زمان(عج) و فرج آن حضرت، یکى دیگر از اعمال این شب است. در روایتى که «سیّد بن طاووس» از حمّاد بن عثمان نقل کرده مى خوانیم: " در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم، امام(ع) از من پرسیدند که آیا غسل کرده اى؟ گفتم: آرى،امام(ع) حصیرى طلبیدند و مرا نیز به کنارشان فراخواندند. آن حضرت(ع) مشغول نماز شدند و من نیز نزدیک آن حضرت(ع) نماز مى خواندم. وقتى که از نمازها فارغ شدیم، آن حضرت دعا کردند و من آمین گفتم، و این کار ادامه داشت تا صبح طلوع کرد. امام(ع) اذان و اقامه گفتند و برخى از خدمتکاران را فراخواند و نماز صبح را به امامت آن حضرت(ع) به‌جا آوردیم.

امام صادق(علیه السلام) بعد از نماز، به تسبیح و تقدیس پروردگار پرداختند و بر پیامبر(ص) درود فرستادند و براى مؤمنان دعا کردند؛ آن‌گاه به سجده رفته و ساعتى در سجده بودند، و در آن مدّت جز صداى نَفَس حضرت(ع) چیزى را نمى شنیدم، سپس دعایى خواندند از جمله در دعایشان عرض کردند:

وَ أسْألُکَ بِجَمیعِ ما سَأَلْتُکَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْکَ مِنْ عَظیمِ جَلالِکَ، ما لَوْ عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُکَ بِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَیْتِهِ، وَ أَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِیائِکَ وَ أَصْفِیائِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ بِهِ تُبیدُ الظّالِمینَ وَ تُهْلِکُهُمْ، عَجِّلْ ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ؛

از تو تقاضا مى کنم به جمیع آنچه که تو را با آن خواندم و آنچه را نخواندم، از عظیم جلال تو که اگر مى دانستم تو را با آن خواندم. از تو مى خواهم بر محمد و اهل بیتش درود بفرستى و اجازه فرج و ظهور کسى را بدهى که با ظهور او گشایشى در کار اولیاى تو و برگزیدگان از خلقت ظاهر مى شود و به وسیله او ظالمان را نابود و هلاک مى سازى. اى پروردگار عالمیان، در ظهورش تعجیل فرما.

 

پس از آن که امام صادق(علیه السلام) سر از سجده برداشتند. عرض کردم: جانم به فدایت! شما براى فرج کسى دعا کردید که با فرج او گشایشى در کار دوستان و اولیاى الهى حاصل خواهد شد؛ مگر آن کس شما نیستید؟

امام(علیه السلام) فرمودند: نه! او قائم آل محمّد(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)است!

نکته:

از شب بیست و یکم، دهه آخر ماه رمضان شروع مى شود که بسیار پرارزش و مغتنم است. در هر شب از شب هاى این دهه، غسل مستحب است و روایت شده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در هر شب از شب هاى دهه آخر ماه رمضان غسل مى کرد. همچنین اعتکاف در مساجد جامع در این دهه مستحب است و فضیلت فراوان دارد و در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان برابر دو حج و دو عمره شمرده شده است.

 

اعمال شب بیست و سوم:

۱-سوره عنکبوت و سوره روم را بخواند که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «هر کس در شب بیست و سوم، سوره هاى عنکبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند! اهل بهشت است».

۲ـ هزار مرتبه سوره «إنّا أنزلناه» را بخواند.

۳ـ سوره «حم دخان» را بخواند.

۴ـ این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى، وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى، وَاَصِحَّ لى جِسْمى، وَبَلِّغْنى اَمَلى، وَاِنْ کُنْتُ مِنَ الاَْشْقِیآءِ فَامْحُنى مِنَ الاَْشْقِیآءِ، وَاْکتُبْنى مِنَ السُّعَدآءِ، فَاِنَّکَ قُلْتَ فى کِتابِکَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، «یَمْحُو اللهُ ما یَشآءُ وَیُثْبِتُ، وَعِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ»؛

خدایا دراز کن عمرم را و فراخ کن روزیم را و سالم گردان تنم را و برسانم به آرزویم و اگر در زمره بدبختان هستم تو نامم را ازسلک آنان پاک کن و در زمره سعادتمندانم ثبت کن زیرا تو خودت در کتابى که بر پیامبر مرسلت(ص) نازل فرمودى چنین گفتى: «خدا هر چه خواهد محو مى کند و ثبت مى کند و نزد اوست اصل کتاب».

۵ـ این دعا را که مخصوص شب بیست و سوم است بخواند:

یا رَبَّ لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَجاعِلَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْر، وَرَبَّ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ، وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ، وَالظُّلَمِ والاَْنْوارِ...

۶ـ این دعا را که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فیما تَقْضى وَفیما تُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِالْمَحْتُومِ، وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاَْمْرِ الْحَکیمِ...

۷ـ این دعا را که از امام حسن(علیه السلام) نقل شده است بخواند:

یا باطِناً فى ظُهُورِهِ، وَیا ظاهِراً فى بُطُونِهِ، وَیا باطِناً لَیْسَ یَخْفى، وَیا ظاهِراً لَیْسَ یُرى...

 

سپس هر حاجتى دارى از خدا بطلب.

 

۸ـ همچنین از معصومین(علیهم السلام) روایت شده است که در شب بیست و سوم ماه رمضان، در سجود و ایستاده و نشسته دعاى ذیل را مى خواندند، بلکه مناسب است در تمام ماه رمضان و در زمان‌هاى دیگر پس از تمجید و ستایش خداوند و صلوات بر محمّد و آل طاهرین ایشان علیهم السلام (مثلاً حدّاقل با گفتن اَلْحَمْدُلِلّهِ وَ الصَّلاهُ عَلى رَسُولِ اللّهِ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ)، این دعا خوانده شود:

اَللّـهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى ابآئِهِ...

 

۹ـ همچنین این دعا را در حالى که دستان خود را به سوى آسمان بلند مى کند، بخواند:

یا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ، یا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ، یا مُجْرِىَ الْبُحُورِ، یا مُلَیِّنَ الْحَدِیدِ لِداوُدَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بى کَذا وَ کَذا

اى تدبیر کننده کارها اى برانگیزنده هر که در گورها است اى روان کننده دریاها اى نرم کننده به جاى آهن براى حضرت داود درود فرست بر محمد و آل محمد و نسبت به من چنین و چنان کن.

کلمات کذا و کذا حاجات خود را بخواهد و سپس اضافه کند: اَللَّیْلَهَ اَللَّیْلَهَ، اَلسَّاعَهَ اَلسَّاعَهَ. این دعا را در حال رکوع، سجده، ایستاده و نشسته به طور مکرّر بخوان.

 

۱۰ـ با توجّه به اهمّیّت شب بیست و سوم، غسل، احیا و زیارت امام حسین(علیه السلام) در این شب فضیلت بسیار دارد و همچنین خواندن آن صد رکعت نماز که مشترک میان همه شب هاى قدر است.

«شیخ طوسى» در «تهذیب»، از ابوبصیر روایت کرده است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: « در آن شبى که امید مى رود شب قدر باشد صد رکعت نماز بخوان؛ در هر رکعت (پس از حمد) ده مرتبه سوره توحید را بخوان. ابوبصیر عرض کرد: اگر نتوانستم ایستاده بخوانم، چه کنم؟ فرمود: نشسته بجا آور! گفتم: اگر نتوانم نشسته بخوانم؟ فرمود: در همان حال که در بستر خود دراز کشیده اى، بجا آور.

۱۱ـ مرحوم «علاّمه مجلسى»، در «زاد المعاد» فرموده است: در این شب هر مقدار که ممکن باشد قرآن بخواند و از دعاهاى «صحیفه کامله سجّادیّه» نیز استفاده کند؛ مخصوصاً دعاى مکارم الاخلاق و دعاى توبه.

روزهاى شب قدر را نیز باید حرمت داشت و به عبادت و دعا به سر برد؛ در احادیث فراوانى آمده است که روز قدر نیز در فضیلت مثل شب قدر است.

***

دعاى شب هاى دهه آخر ماه مبارک رمضان

دعاهاى این شب ها بر دو قسم است: نخست دعاهایى که مشترک میان همه شب هاى این دهه است که در هر شب از دهه آخر ماه رمضان خوانده مى شود و دیگر، دعاهایى که مخصوص هر شب از دهه آخر است.

برای خواندن دعاهای مربوطه، به ادعیه و مفاتیح الجنان مراجعه شود.

***

 " فضیلت و اعمال ماه رمضان المبارک "

شیخ صدوق به سند معتبره روایت کرده از حضرت امام رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود از حضرت امیرالمؤ منین (علیه و على اولاده السلام) که فرمود : خطبه اى خواند براى ما روزى حضرت رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله) پس فرمود : اَیُّها النّاس بدرستى که رو کرده است به سوى شما ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش. ماهى است که نزد خدا بهترین ماه ها است و روزهایش بهترین روزها است و شب هایش بهترین شب ها است و ساعت هایش بهترین ساعتها است و آن ماهی است که خوانده اند شمارا در آن بسوى ضیافت خدا و گردیده اید در آن از اهل کرامت خدا . نَفَسهاى شما در آن ثواب تسبیح دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد و عملهاى شما در آن مقبول است و دعاهاى شما در آن مستجاب است . پس سؤ ال کنید از پروردگار خود به نیّت هاى درست و دل هاى پاکیزه از گناهان و صفات ذمیمه که توفیق دهد شما را براى روزه داشتن آن و تلاوتکردن قرآن در آن .

به درستى که شقى و بد عاقبت کسى است که محروم گردد از آمرزش خدا در این ماه عظیم و یاد کنید به گرسنگى و تشنگى شما در این ماه تشنگى و گرسنگى روز قیامت را و تَصدّقکنید بر فقیران و مسکینان خود و تعظیم نمائید پیران خود را و رحم کنید کودکان خود را و نوازش نمائید خویشان خود را و نگاه دارید زبان هاى خود را از آنچه نباید گفت و بپوشید دیدهاى خود را از آنچه حلال نیست شما را در نظر کردن به سوى آن و بازدارید گوش هاى خود را از آنچه حلال نیست شما را شنیدن آن و مهربانى کنید با یتیمان مردم تا مهربانى کنند بعد از شما با یتیمان شما و بازگشت کنید به سوى خدا از گناهان خود و بلند کنید دست هاى خود را به دعا در اوقات نمازهاى خود ، زیرا که وقت نمازها بهترین ساعت ها است که نظر مى کند حق تعالى در این اوقات به رحمت به سوى بندگان خود و جواب مى گوید ایشان را هرگاه او را مناجات کند و لبّیک مى گوید ایشان را هرگاه اورا ندا کنند و مستجاب مى گرداند هرگاه او را بخوانند اى گروه مردمان . به درستى که جان هاى شما در گروِ  کرده هاى شما است ، پس از گرو به در آورید به طلب آمرزش ازخدا و پشت هاى شما گرانبار است از گناهان شما ، پس سبک گردانید آنها را به طول دادن سجده ها و بدانید که حق تعالى سوگند یاد کرده است به عزّت و جلال خود که عذاب نکند نمازگذارندگان و سجده کنندگان در این ماه را و نترساند ایشان را به آتش جهنم در روزقیامت.

ایُّها النّاس هر که از شما افطار دهد روزه دار مؤمنى را در این ماه از براى اوخواهد بود نزد خدا ثواب بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته . پس ‍ بعضى از اصحاب گفتند : یا رسول الله همه ما قدرت بر آن نداریم .  حضرت فرمود : بپرهیزید از آتش جهنم به افطار فرمودن روزه داران اگرچه به نصف دانه خرما باشد و اگر چه به یک شربت آبى باشد ؛ به درستى که خدا این ثواب را مى دهد کسى را که چنین کند اگر قادر بر زیاده از این نباشد.

اَیُّها النّاسُ هر که خُلْق خود را در این ماه نیکو گرداند بر صراط آسان بگذرد در روزى که قدم ها بر آن لغزد و هر که سبک گرداند در این ماه خدمت غلام و کنیز خودرا ، خدا در قیامت حساب او را آسان گرداند و هر که در این ماه شرّ خود را از مردم باز دارد ، حق تعالى غضب خود را در قیامت از او باز دارد و هر که در این ماه یتیم بى پدرى را ، گرامى دارد خدا او را در قیامت گرامى دارد و هر که در این ماه صله واحسان کند با خویشان خود خدا وَصل کند او را به رحمت خود در قیامت و هر که در این ماه قطع احسان از خویشان خود بکند ، خدا در قیامت قطع رحمت از او کند و هر که نماز سنّتى در این ماه بکند خدا براى او برات بیزارى از آتش جهنم بنویسد و هر که در این ماه نماز واجبى را ادا کند خدا عطا کند به او ثواب هفتاد نماز واجب که در ماه هاى دیگر کرده شود و هر که در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد خدا سنگین گرداند ترازوى عمل او را در روزى که ترازوهاى اعمال سبک باشد و کسى که یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسى دارد که در ماه هاى دیگر ختم قرآن کرده باشد.

اَیُّها النّاسُ بدرستى که درهاى بهشت در این ماه گشاده است پس سؤ ال کنید ازپروردگار که آن را به روى شما نبندد ؛ و درهاى جهنّم در این ماه بسته است . پس سؤال کنید از پروردگار تبارک و تعالى به تلاوت کردن قرآن مجید در شب ها و روزهاى این ماه و به ایستادن به نماز و جِدّ و جَهد کردن در عبادت و بجا آوردن نمازها در اوقات فضیلت و کثرت استغفار و دعا

.

فَعَنِ الصّادِقِ علیه السلام : اَنَّهُ مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فى شَهْرِرَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلاّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَهَ

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که در ماه رمضان آمرزیده نشود تا سال آینده آمرزیده نشود مگر آنکه در عرفات حاضر شود

 

و نگاه دارد خودرا از چیزهایى که خدا حرام کرده است و از افطار کردن بر چیزهاى حرام و رفتار کن به حوى که مولاى ما حضرت صادق (علیه السلام) وصیّت نموده و فرموده هرگاه روزه دارى ، مى باید که روزه داری گوش و چشم و مو و پوست و جمیع اعضاى تو ، یعنى از محرّمات بلکه از مکروهات و فرمود باید که روزِ روزه داری تو مانند روزِ افطار تو نباشد ونیز فرموده که روزه نه همین ترک از خوردن و آشامیدن است ؛ بلکه باید در روز روزهنگاه دارید زبان خود را از دروغ و بپوشانید دیده هاى خود را از حرام و با یکدیگرنزاع مکنید و حَسَد مبرید و غیبت مکنید و مجادله مکنید و سوگند دروغ مخورید بلکه سوگند راست نیز و دشنام مدهید و فحش مگوئید و ستم مکنید و بى خردى مکنید و دلتنگ مشوید و غافل مشوید از یاد خدا و از نماز و خاموش باشید از آنچه نباید گفت و صبرکنید و راستگو باشید و دورى کنید از اهل شرّ و اجتناب کنید از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت کردن با مردم و گمان بد بردن و غیبت کردن و سخن چینى کردن و خود را مُشْرِف به آخرت دانید و منتظر فَرَج و ظُهور قائم آل محمّد (علیه السلام) باشید و آرزومند ثوابهاى آخرت باشید و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت بردارید.

بر شما باد به آرام دل و آرام تن و خضوع و خشوع و شکستگى و مذلّت مانند بنده اى که از آقاى خود ترسد و ترسان باشید از عذاب خدا و امیدوار باشید رحمت او را و باید پاک باشد اى روزه دار دل تو از عیبها و باطن تو از حیله ها و مکرها و پاکیزه باشد بدن تو از کثافتها و بیزارى بجوى به سوى خدا از آنچه غیر اوست و در روزه ولایت خودرا خالص گردانى از براى او و خاموش باشى از آنچه حق تعالى نهى کرده است تو را از آندر آشکارا و پنهان و بترسى از خداوند قهار آنچه سزاوار ترسیدن او است در پنهان و آشکار و ببخشى روح و بدن خود را به خداى عزّوجلّ در ایّام روزه خود و فارغ گردانى دل خود را از براى محبّت او و یاد او و بدن خود را به کارفرمائى در آنچه خدا تو را امر کرده است به آن و خوانده است به سوى آن اگر همه اینها را به عمل آورى آنچه سزاوار روزه داشتن است به عمل آورده اى و فرموده خدا را اطاعت کرده اى و آنچه کم کنى از آنها که بیان کردم از براى تو به قدر آن از روزه تو کم مى شود از فضل آن وثواب آن.

به درستى که پدرم گفت : رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله) شنید که زنى در روز روزه اى جاریه خود را دشنام داد . حضرت طعامى طلبید . آن زن را گفت بخور زن.  زن گفت من روزه ام . فرمود : چگونه روزه اى که جاریه خود را دشنام دادى . روزه فقط همین نخوردن و نیاشامیدن تنها نیست . به درستى که حق تعالى روزه را حجابى گردانیده است از سایر امور قبیحه . از کردار بد و گفتار بد . چه بسیار کمند روزه داران و چه بسیارند گرسنگى کشندگان و حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام) فرمود که چه بسیار روزه دارى که بهره اى نیست او را از روزه به غیر از تشنگى و گرسنگى و چه بسیار عبادت کننده اى که نیست او را بهره اى از عبادت به غیر تَعَب . اى خوشا خواب زیرکان که بهتر از بیدارى و عبادت احمقان است و خوشا افطار کردن زیرکان که بهتر از روزه داشتن بى خردان است.

و روایت شده از جابربن یزید از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) که حضرت رسول  (صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله) به جابر بن عبدالله فرمود : اى جابر این ماه رمضان است ، هر که روزه بدارد روز آن را و بایستد به عبادت پاره اى از شبش را و باز دارداز حرام شکم و فَرْج خود را و نگاه دارد زبان خود را ، بیرون رود از گناهان خود مثل بیرون رفتن او از ماه . جابر گفت یا رسول اللّه چه نیکو است این حدیث که فرمودى ،  فرمود : اى جابر  چقدر سخت است این شرطهایى که نمودم . 

 

نمازهاى شب هاى ماه مبارک رمضان

مرحوم «علاّمه مجلسى» در فصل آخر از اعمال ماه رمضان در کتاب «زادالمعاد»، نماز شب هاى ماه رمضان را چنین بیان مى کند: (و با توجّه به این که بهترین اعمال، در ماه مبارک، نماز و قرآن است و این نمازها در بردارنده بسیارى از سوره هاى قرآن است، هرکس هر چند شب را بخواند غنیمت است).

شب اوّل: چهار رکعت; هر رکعت بعد از سوره حمد پانزده مرتبه سوره توحید.

شب دوم: چهار رکعت; در هر رکعت بعد از سوره حمد بیست مرتبه سوره إنَّا أنزلناه.

شب سوم: ده رکعت; در هر رکعت بعد از سوره حمد پنجاه مرتبه سوره توحید.

شب چهارم: هشت رکعت; در هر رکعت بعد از سوره حمد بیست مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

شب پنجم: دو رکعت; در هر رکعت، سوره حمد و پنجاه مرتبه سوره توحید; بعد از سلامِ نماز، صد مرتبه بگوید: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.

شب ششم: چهار رکعت و در هر رکعت سوره حمد و سوره ملک.

شب هفتم: چهار رکعت; در هر رکعت سوره حمد و سیزده مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

شب هشتم: دو رکعت; در هر رکعت سوره حمد و ده مرتبه سوره توحید و پس از سلام نماز، هزار مرتبه بگوید: سبحان اللّه.

شب نهم: شش رکعت میان نماز مغرب و عشا; در هر رکعت سوره حمد و هفت مرتبه آیه الکرسى و پس از اتمام نماز، پنجاه مرتبه بگوید: اَللّهمّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.

شب دهم: بیست رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره توحید.

شب یازدهم: دو رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست مرتبه سوره کوثر.

شب دوازدهم: هشت رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

شب سیزدهم: چهار رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست و پنج مرتبه سوره توحید.

شب چهاردهم: شش رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره إذا زُلزِلَت.

شب پانزدهم: چهار رکعت; در دو رکعت اوّل بعد از سوره حمد، صد مرتبه سوره توحید، و در دو رکعت دیگر، بعد از سوره حمد، پنجاه مرتبه سوره توحید.

شب شانزدهم: دوازده رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و دوازده مرتبه سوره تکاثر.

شب هفدهم: دو رکعت; در رکعت اوّل، سوره حمد و هر سوره اى که خواست بخواند و در رکعت دوم، سوره حمد و صد مرتبه سوره توحید و بعد از سلام نیز صد مرتبه بگوید: لا إلهَ اِلاَّ اللّهُ.

شب هیجدهم: چهار رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست و پنج مرتبه سوره کوثر.

شب نوزدهم: پنجاه رکعت; با سوره حمد، و پنجاه مرتبه سوره إذا زلزلت.

مرحوم «علاّمه مجلسى» مى گوید: ظاهراً مراد آن است که در هر رکعت یک مرتبه این سوره را بخواند; زیرا در یک شب خواندن دوهزار و پانصد مرتبه سوره «اذا زلزلت» دشوار خواهد بود.

شب‌هاى بیستم تا بیست و چهارم: در هر یک از این شب ها، هشت رکعت نماز بخواند که پس از حمد، هر سوره اى خواست مى خواند.

شب بیست و پنجم: هشت رکعت نماز; در هر رکعت سوره حمد، و ده مرتبه سوره توحید را بخواند.

شب بیست و ششم: هشت رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و صد مرتبه سوره توحید را بخواند.

شب بیست و هفتم: چهار رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و سوره ملک را بخواند و اگر نتوانست، بیست و پنج مرتبه سوره توحید را بخواند.

شب بیست و هشتم: شش رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و صد مرتبه آیه الکرسى، صد مرتبه سوره توحید و صد مرتبه سوره کوثر را بخواند و پس از پایان نماز، صد مرتبه صلوات بفرستد.

مرحوم حاج شیخ عباس قمى مى نویسد: مطابق آنچه که من یافتم بجاى صد مرتبه، ده مرتبه آمده است(که همین مناسب‌تر به نظر مى رسد).

شب بیست و نهم: دو رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست مرتبه سوره توحید را بخواند.

شب سى ام: دوازده رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست مرتبه سوره توحید را بخواند و پس از پایان نماز، صد مرتبه صلوات بفرستد.

 

یادآورى: این نمازها هر دو رکعت به یک سلام است و اگر تمام آن‌ها را نتوان بجا آورد، باید هر مقدار که مى‌توان به‌جا آورده شود.

 

 

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد