• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
عرفان عملی

28 فوریه, 2019

کد مطلب : 21891

موضوع تفکر سالک

موضوع تفکر سالک : چگونگى دوزخ و هولها و عذابهاى آن

چگونگى دوزخ و هولها و عذابهاى آن در کتاب المحجة البیضاء ملا فیض کاشانی (ره)

موضوع تفکر سالک


آیت الله کمیلی «حفظه الله»:
اولین مرحله تفکر برای سالک تفکر در مرگ است ؛ در بی خبر رسیدن مرگ، سکرات مرگ، حالات اولیاء، در مرگ و بعد از مرگ

موضوع تفکر سالک : چگونگى دوزخ و هول‌ها و عذاب‌هاى آن‏

 

تفکر در دوزخ

اى غافل از خود كه به آنچه و آن سرگرمی‌هاى اين دنياست كه همه در شرف زوال و نيستى است مغرور و فريفته شده‌‏اى، تفكّر در چيزى را كه از آن كوچ خواهى كرد رها كن و در چيزى كه بر آن ورود خواهى كرد بينديش چه به تو خبر داده شده جايى كه همه به آن وارد خواهند شد دوزخ است: «وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا، ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا»[۱]. بنابراين بايد در ورود خود به دوزخ بر يقين و در نجات خود از آن‏ در شكّ باشى پس هول ورود بدانجا را به ياد آور شايد با انجام دادن اعمال، خود را براى نجات از آن آماده كنى.

احوال دوزخیان

و در احوال خلايق بنگر كه از شدايد قيامت آنچه را بايد تحمّل كنند تحمّل كرده‌‏اند و در حالى كه در غم و هول و هراس فرو رفته‌‏اند، ايستاده و منتظرند تا حقيقت اخبار را بدانند و شفاعت‏‌كنندگان شفاعت كنند.

ناگهان ظلماتى كه داراى شعبه‏‌ها و شاخه‏‌هاست مجرمان را احاطه می‌‏كند و آتشى كه داراى زبانه و شعله‌‏ها است بر آنها سايه می‌‏افكند و از آن بانگى هولناك و رعب‏‌انگيز می‌شنوند كه بيانگر شدّت خشم آن است، در اين موقع مجرمان به هلاكت خود يقين می‌كنند، و امّت‌ها از ترس به زانو در می‌‏آيند تا آنجا كه بی‌گناهان از بدى عاقبت خود بيمناك می‌شوند. در اين ميان ندا كننده‏‌اى از موكّلان دوزخ ندا می‌كند فلان فرزند فلان كه در دنيا با آرزوهاى دراز به خود وعده‌‏ها می‌داد و عمرش را با ارتكاب اعمال زشت ضايع می‌كرد كجاست، آنها با گرزهاى آهنين به پيشواز او می‌روند و با تهديدهاى شديد با وى روبرو می‌شوند و او را به سوى عذاب‌هاى سخت می‌رانند و در قعر جهنّم سرنگون می‌كنند و به او می‌گويند: «ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ»‏[۲].

پس آنها را در خانه‏‌هايى سكنی می‌دهند كه از هر سو تنگ، راه‌هايش تاريك، مهلكه‏‌هايش مبهم است، اسير آن جاودانى و آتش آن هميشگى است، آشاميدني‌شان حميم (آب جوشان) و قرارگاهشان جحيم است، موكّلان آنها را سركوب می‌كنند، و هاويه آنها را گرد می‌‏آورد، آرزوهايشان در آن جز هلاكت نيست، و رهايى از آن بر ايشان ميسّر نيست، پاهايشان به موى بالاى پيشانى آنها بسته شده و از ظلمت معاصى روی‌هايشان سياه گشته است از هر سوى آن آواز می‌دهند، و از هر گوشه و كنار آن فرياد می‌‏زنند:

اى مالك! وعده عذاب خداوند بر ما تحقق يافت. اى مالك! آهن ما را به ستوه درآورده، اى مالك! پوست بدن ما، پخته و سوخته شده، اى مالك! ما را از اينجا بيرون آور كه ما ديگر به گناه باز نمی‌گرديم، موكّلان دوزخ می‌گويند: هيهات هنگام امان دادن نيست، و از اين سراى ذلّت خروجى براى شما وجود ندارد، دور شويد و با من سخن مگوييد، شما اگر از آن بيرون آورده شويد به آنچه از آن نهى شده‌‏ايد باز می‌گرديد، در اين موقع آنها نوميد می‌‏شوند، و از كوتاهي‌هاى خود در برابر خداوند تأسّف می‌خورند

ليكن پشيمانى آنها را نجات نمی‌دهد و تأسّف براى آنها سودى ندارد، آنها را به رو می‌اندازند در حالى كه در غلّ و زنجيرند و در بالا و زير و راست و چپ آنها آتش است بلكه غرقه در آتشند و طعام و شراب و لباس و بستر آنها از آتش است، آنان در ميان پاره‌‏اى آتش بسر می‌برند و جامه‏‌هاى قطران می‌پوشند، و گرزهاى آهنين بر آنها فرود می‌آيد، و سنگينى زنجيرها آنان را به ستوه می‌آورد، ناگزير در تنگناهاى آن داخل می‌گردند و در دركات آن شكسته و خرد می‌شوند و در ميان تاريكي‌هاى آن سراسيمه‌‏اند، آتش آنها را مانند ديگ جوشان به جوش می‌‏آورد و صداى آنها به ويل و ثبور بلند می‌شود، و در هر زمان فرياد هلاك شدم سر می‌دهند، آب جوشان بر سر آنها ريخته می‌شود و بر اثر آن آنچه در شكم دارند گداخته و پوست بدنشان بريان می‌گردد،

براى آنها گرزهاى گران آهنينى است كه سرهايشان بدانها خرد می‌‏شود، چرك و زرداب از دهن‌هايشان سرازير می‌گردد، و جگرهايشان از تشنگى پاره پاره و چشم‌هايشان گداخته و بر صورت‌هايشان جارى می‌شود، گوشت صورتشان و موي‌هايشان بلكه پوست‌هايشان از هر طرف فرو می‌ريزد، و هر زمان پوست آنها سوخته شود پوست ديگرى به جاى آن به آنها داده می‌شود، استخوانهايشان از گوشت تهى و ارواحشان به عروق و رشته اعصابشان وابسته است، در ميان آتش‌ها آواز بر می‌آورند و آرزوى مرگ می‌كنند ليكن نمی‌ميرند.

چگونه خواهى بود هرگاه به آنها نظر افكنى و مشاهده كنى كه صورت‌هايشان از زغال، سياه‌‏تر شده و چشم‌هايشان كور، زبان‌هايشان لال، پشتشان شكسته، استخوان‌هايشان خرد شده، گوش‌هايشان بريده، پوست‌هايشان دريده و دست‌هايشان به گردنشان و پاهايشان به موى بالاى پيشاني‌شان بسته شده است، آنها بر روى صورتهايشان در آتش حركت می‌كنند، و با خشم‌هايشان از روى خار و خس آهنين می‌گذرند، شعله‏‌هاى آتش تا اعماق درونشان را می‌سوزاند و مارهاى هاويه و كژدم‌هاى آن به ظواهر اعضايشان چسبيده است.

اين‏ها مجمل احوال دوزخيان است اكنون در تفصيل اين اهوال بينديش و نخست درباره وادي‌هاى دوزخ و درّه‏‌هاى آن تفكّر كن چه پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرموده است: «همانا در جهنّم هفتاد هزار وادى است و در هر وادى هفتاد هزار درّه است و در هر درّه هفتاد هزار اژدها و هفتاد هزار كژدم است، كار كافر و منافق به پايان نمی‌رسد و مگر آنگاه كه همه آنها او را بگزند»[۳].

وادی غم یا چاه غم چیست؟

از على «عليه السّلام» روايت شده كه پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» فرموده است: «به خدا پناه بريد از چاه غم يا وادى‏ غم، عرض كردند: اى پيامبر خدا! وادى غم يا چاه غم چيست؟ فرمود: آن وادي‌اى است در جهنّم كه جهنّم هر روز هفتاد بار از آن به خدا پناه می‌برد، خداوند آن را براى قاريان رياكار آماده كرده است»[۴].

تعداد طبقات جهنم

اين‏ها كه ذكر شد درباره وسعت جهنّم و انشعاب وادي‌هاى آن بود كه به‌ ‏اندازه وادي‌هاى دنيا و شهوت‌هاى آن است و تعداد طبقات جهنّم به ‏اندازه اعضاى هفتگانه‌‏اى است كه بنده به وسيله آنها مرتكب گناه می‌‏شود، برخى از اين طبقات بالاى برخى ديگرند، بالاترين آنها جهنّم و پس از آن به ترتيب سقر، لظى، حطمه، سعير، جحيم و هاويه است. اكنون در عمق هاويه بينديش كه آن را حدّى نيست چنان كه عمق شهوات دنيا نيز حدّى ندارد، و همان گونه كه هر نياز دنيوى همواره به نيازى بزرگتر از آن منجرّ می‌شود. هاويه جهنّم نيز به آخر نمی‌رسد مگر آن كه به هاويه‌ه‏اى ژرف‏تر از آن منتهى می‌گردد.

گفته‌‏اند: در خدمت پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» بوديم كه آوازى شنيديم، پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود: آيا می‌دانيد اين چيست؟ عرض كرديم: خدا و پيامبرش داناترند، فرمود: «اين سنگى است كه هفتاد سال است در جهنّم فرو فرستاده‏ شده و اكنون به قعر آن رسيده است»[۵].

تفاوت در درکات جهنم

سپس در تفاوت دركات جهنّم بينديش چه در آخرت درجات بزرگتر و برتريها زيادتر است، و همان گونه كه حرص مردم به دنيا متفاوت است، برخى چنان در كار دنيا حريص و زياده طلبند كه به غريق شباهت دارند، و بعضى تا حدّ معينى خود را با آن درگير كرده‌‏اند از اين رو آتش دوزخ نيز به طور متفاوت دامنگير آنها می‌شود. چه‏ «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ»[۶] و انواع عذابها به هر گونه كه باشد بر همه كسانى كه در دوزخند به طور يكسان وارد نمی‌شود بلكه براى هر كدام از آنها را به نسبت مقدار گناهانش حدّ معلوم و معيّنى است جز اين كه هرگاه همه دنيا و متعلّقات آن به كسى كه عذابش از همه كمتر است عرضه شود حاضر است آن را در برابر سختى كه به آن گرفتار است معاوضه كند. پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرموده است: «كم ‏عذاب‏ترين اهل دوزخ كسى است كه نعلينى از آتش در پاى دارد كه بر اثر گرمى آن مغز او به جوش می‌آيد»[۷].

اينك در حال كسى كه عذابش را سبك كرده‌‏اند بينديش و وى را با كسى‏ كه عذابش سخت و سنگين است مقايسه كن و از آن عبرت گير، و هر زمان در شدّت عذاب جهنّم شكّ كنى انگشت خود را به آتش نزديك ساز و اين را بدان قياس كن. سپس بدان كه تو در اين مقايسه خطا كرده‌‏اى چه آتش دنيا با آتش جهنّم تناسبى ندارد ليكن چون سخت‏‌ترين عذاب دنيا عذاب اين آتش است عذاب جهنّم را بدان شناسانده‌‏اند. هيهات كه اگر دوزخيان نظير آتش دنيا را می‌افتند از آتشى كه در آن گرفتارند می‌گريختند و با رغبت خود را در اين می‌انداختند. اين معنا در برخى اخبار بدين گونه تعبير شده و گفته‌‏اند: «آتش دنيا هفتاد بار به هفتاد آب رحمت شسته شده تا اهل دنيا تاب آن را داشته باشند»[۸].

بلكه پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» به صفات آتش جهنم تصريح كرده و فرموده است: «خداوند امر فرموده هزار سال آتش دوزخ را افروختند تا سرخ شد سپس هزار سال ديگر آن را افروختند تا سپيد گرديد، پس از آن هزار سال ديگر آن را افروخته كردند تا سياه شد، و آن سياه و تاريك است»[۹].

و نيز فرموده است: «آتش در پيشگاه خدا ناله و شكايت كرد و گفت، پروردگارا بخشى از من بخش ديگر را می‌خورد از اين رو خدا به او اجازه داد كه دو بار نفس كشد يكى در زمستان و ديگرى در تابستان پس سخت‌‏ترين گرمايى كه در تابستان می‌يابيد از گرماى آن و سخت‏‌ترين سرماى زمستان از زمهرير آن است»[۱۰]. پس از اين بنگر به عفونت چرك و خونى كه از بدن آنها جارى می‌شود به طورى كه در آن غرق می‌شوند، معناى «و غسّاق» همين است.

شراب اهل جهنم

ابو سعيد خدرى گفته كه پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرموده است: «اگر يك دلو از «غسّاق» جهنّم در دنيا انداخته شود همه اهل زمين متعفّن خواهند شد»[۱۱]، اين شراب اهل جهنّم است و هنگامى كه يكى از آنها از تشنگى استغاثه و درخواست آب می‌كند از آب چرك و خون به او نوشانيده می‌شود و آن را جرعه جرعه می‌آشامد و هيچ گواراى او نی‌‏شود و از هر سو مرگ به او هجوم می‌آورد ليكن نمی‌ميرد: «وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً» [۱۲].

طعام اهل جهنم

سپس به طعام آنها بنگر كه زقّوم است چنان كه خداوند فرموده است: «ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ، فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ، فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ، فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ» ‏[۱۳].

و نيز خداوند فرموده است: «إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ، فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ، ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ»‏[۱۴]. نيز فرموده است:

«تَصْلى‏ ناراً حامِيَةً، تُسْقى‏ مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ» [۱۵]، و نيز: «إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً، وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً»[۱۶]. ابن عبّاس گفته است: «پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود: اگر قطره‏‌اى از زقّوم در درياهاى دنيا بچكد زندگى بر مردم دنيا تباه می‌شود پس چگونه خواهد بود كسى كه آن طعام اوست»[۱۷].

انس گفته است: پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود: «به آنچه خداوند شما را بدان ترغيب كرده رغبت كنيد، و از آنچه شما را از آن بر حذر داشته بر حذر باشيد، و بترسيد از عذاب و عقاب او و از جهنّم كه خداوند شما را بدان‌ها ترسانيده چه اگر قطره‌‏اى از بهشت در دنيايى كه در آنيد با شما باشد آن را برايتان خوش و گوارا می‌سازد، و اگر قطره‌‏اى از دوزخ در دنيايى كه در آن هستيد با شما باشد آن را برايتان ناخوش و ناگوار می‌گرداند»[۱۸].

ابو الدرداء گفته است: «پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود: بر دوزخيان گرسنگى را چيره می‌كنند به طورى كه با عذابى كه گرفتار آنند برابرى می‌كند، براى طعام فريادرسى و لابه می‌كنند. به آنها طعامى از خار و خس داده می‌‏شود كه نه فربه می‌كند و نه گرسنگى را فرو می‌نشاند، و نيز به آنها طعامى گلوگير داده می‌شود و هنگامى كه به ياد می‌‏آوردند كه در دنيا لقمه گلوگير را با آب فرو می‌بردند درخواست آشاميدنى می‌كنند شرابى از آب جوشان به آنها می‌‏دهند كه با انبرهاى آهنين براى آنها برده می‌شود، هنگامى كه به صورت آنها نزديك می‌گردد روي‌هايشان را بريان می‌كند، و وقتى به شكم آنها می‌رسد آنچه را در شكم دارند تكّه تكّه می‌كند.

می‌گويند: موكّلان دوزخ را فرا خوانيد، آنها را حاضر می‌كنند، می‌گويند: از پروردگارتان بخواهيد از عذاب ما يك روز تخفيف دهد، موكّلان دوزخ می‌گويند: آيا پيامبران شما با دلايل روشن به سوى شما نمی‌آمدند، پاسخ می‌دهند، چرا می‌گويند: پس دعا كنيد كه دعاى كافران جز گمراهى و ضلالت نيست، می‌گويند: مالك دوزخ را فرا خوانيد، او را حاضر می‌كنند، می‌گويند: اى مالك از پروردگار بخواه ما را بميراند، به آنها پاسخ می‌‏دهد: شما هميشه در همين جا خواهيد بود».

اعمش گفته است: به من خبر داده شده كه ميان دعوت آنها از مالك و اجابت او هزار سال فاصله می‌شود: «پس از آن بعضى به بعضى ديگر می‌گويند: پروردگارتان را بخوانيد كه كسى از پروردگارتان بهتر نيست، می‌گويند: اى پروردگار ما بدبختى ما بر ما چيره شد و گروهى گمراه بوديم، اى پروردگار ما، ما را از اينجا بيرون آور، اگر به گمراهى باز گرديم ستمكار خواهيم بود، به آنها پاسخ داده می‌شود: گم شويد در آن و با من سخن نگوييد، در اين هنگام از هر خير و خوبى نوميد می‌شوند و صدا به گفتن دريغ و افسوس و وا ويلا بلند می‌كنند»[۱۹].

ابو امامه گفته است: پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله»‏[۲۰] درباره آيه: «وَ يُسْقى‏ مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ: يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ» ‏[۲۱] فرمود: آبى كه چرك و خون است پيش او آورده می‌شود و او از آن كراهت دارد، وقتى به نزديك او برده می‌شود صورتش بريان می‌گردد و پوست سرش می‌‏افتد، و وقتى آن را مى‌‏آشامد روده‏‌هايش تكّه تكّه می‌شود تا آنگاه كه از نشيمنگاهش بيرون آيد. خداوند می‌فرمايد: «وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ‏» [۲۲]، و نيز: «وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ» ‏[۲۳].

اين است خوراك و نوشيدنى دوزخيان به هنگامى كه گرسنه می‌شوند؛

مارها و کژدم‌های جهنم

اكنون به مارها و كژدم‌هاى جهنّم و شدّت زهر و بزرگى جثّه و زشتى منظر آنها بنگر كه بر اهل جهنّم مسلّط و به آنها شيفته می‌شوند و يك ساعت از گزيدن آنها باز نمی‌ايستند.

از پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» روايت است كه: كسى كه خداوند به او مالى دهد و وى زكات آن را پرداخت نكند روز قيامت مال او به صورت مارى بسيار زهر ناك كه بر بالاى چشمانش دو خال سياه است مجسّم و طوق گردن او می‌شود، سپس دو گوشه دهن او را می‌گيرد و می‌گويد:

من مال و گنج تو هستم، و پس از آن پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» اين آيه را خواند: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ»‏[۲۴].

پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» فرموده است: «در دوزخ مارهايى است همانند گردن شتران تنومند بختى كه چون يكى از آنها بگزد چهل سال سوزش زهر آن احساس می‌شود. و در آن كژدم‌هايى است مانند استر پالاندار كه وقتى می‌گزند، گزيده شده چهل سال دچار سوزش زهر آن است. اين كژدم‌ها و مارها بر كسانى مسلّط می‌شوند كه در دنيا بخل و بدخويى و آزار رسانى به مردم بر آنان چيره باشد و كسى كه خود را از خويها نگه دارد اين مارها و كژدم‌ها برايش مجسّم نمی‌شوند و از آنها مصون می‌ماند»[۲۵].

بزرگ گردانیدن اجسام دوزخیان

پس از اين‏ها در بزرگ گردانيدن اجسام دوزخيان بينديش چه خداوند بر طول و عرض اندام آنها می‌افزايد تا بدين سبب عذاب آنها زيادتر شود و سوزندگى آتش و سوزش گزيدگى مارها و كژدم‌ها را يكباره در همه اجزاى بدن خود پياپى احساس كنند. از پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» روايت است كه: «دندان كافر در آتش مانند كوه احد و ستبرى پوست بدنش به ‏اندازه مسافت سه روزه راه است»[۲۶]. و نيز فرموده است: «لب پايين او بر سينه‌‏اش افتاده و لب بالايش پهن شده و صورتش را پوشانيده است»[۲۷]. و نيز: «در روز قيامت زبان كافر دو فرسخ كشيده می‌شود و مردم آن را پايمال می‌كنند»[۲۸] با اين بزرگى بدن پيوسته آتش آنها را می‌‏سوزاند و پوست و گوشت آنها پياپى تجديد می‌شود. درباره آيه: «كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها»[۲۹] گفته شده است كه آتش در هر روز هفتاد هزار بار آنها را می‌خورد و هر بار كه آنان را می‌خورد گفته می‌شود: باز گرديد و آنها به همان گونه كه بوده‌‏اند باز می‌گردند.

حالات کسانی که وارد دوزخ می‌شوند

می‌گويم: از طريق خاصّه (شيعه) صدوق به سند خود از امام باقر «عليه السّلام» روايت كرده كه فرموده است: دوزخيان به سبب عذابهاى دردناكى كه بر آنها وارد می‌شود مانند سگها و گرگها عوعو می‌كنند، تو چه گمان دارى درباره گروهى كه فرمان مرگ آنها صادر نمی‌شود تا بميرند، و عذاب آنها تخفيف داده نی‌‏شود. در جهنّم تشنگان و گرسنگانى هستند كه چشمانشان نمی‌بيند، كر و گنگ و كورند و روي‌هايشان سياه است، طردشدگان به دوزخند و پشيمان از كردار خويشند، آنها مورد ترحّم قرار نمی‌گيرند و از عذابشان تخفيف داده نمی‌شود، در آتش دوزخ شعله‏‌ور می‌شوند، و از آب جوشان می‌نوشند، و از زقّوم می‌خورند و با انبر آتش در هم شكسته و با گرزهاى آهنين كوبيده می‌شوند و فرشتگان غلاظ و شداد به آنها رحم نمی‌كنند. آنها بر روهاي‌شان به سوى آتش جهنّم كشيده می‌شوند، و با شياطين همنشين می‌گردند، و در قيد غل و زنجيرها مقيّد و مغلول می‌‏شوند، اگر دعا كنند اجابت نمی‌شود، و اگر حاجتى را مسألت كنند بر آورده نمی‌گردد، اين است حالت كسانى كه وارد دوزخ می‌شوند»[۳۰].

منافیخ جهنم چیست؟

و نيز به سند خود از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است: «روزى پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» نشسته بود ناگهان جبرئيل «عليه السّلام» بر او نازل شد در حالى كه غمگين و محزون و چهره‏‌اش دگرگون بود، پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» به او فرمود: اى جبرئيل! چه شده است كه تو را اندوهگين و گريان می‌بينم، عرض كرد: اى محمّد چرا چنين نباشم و حال آن كه امروز منافيخ (دمه‏‌هاى) جهنّم نصب شده است، پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» فرمود: اى جبرئيل! منافيخ جهنّم چيست؟ عرض كرد: خداوند به آتش امر فرمود هزار سال در آن دميدند تا سرخ شد سپس به آن امر فرمود هزار سال ديگر در آن دميد تا سفيد گرديد پس از آن به آن امر فرمود تا هزار سال ديگر در آن دميدند تا سياه شد و اكنون سياه و تاريك است اگر حلقه‏‌اى از زنجيرى كه درازى آن هفتاد ذراع است در دنيا نهاده شود از گرمى آن همه دنيا می‌گدازد، و اگر قطره‏‌اى از زقّوم و ضريع در آبهاى دنيا چكيده شود همه دنيا از بوى گند آن می‌ميرند. پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» گريان شد و جبرئيل نيز گريست، خداوند فرشته‌‏اى به سوى آنها فرستاد و گفت: پروردگارتان به شما سلام می‌رساند و می‌فرمايد: من شما را مصونيّت داده‌‏ام از اين كه گناهى مرتكب شويد تا شما را بدان عذاب كنم»[۳۱].

آتش دنیا در قیاس با آتش جهنم

على «عليه السّلام» از پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» روايت كرده كه فرموده است: «اين آتش شما يك جزء از هفتاد جزء آتش جهنّم است و هفتاد بار با آب خاموش شده است و اگر اين نبود آدمى نمی‌توانست آن را به هنگامى كه شعله‏‌ور می‌شود خاموش كند و آن را در روز قيامت می‌آورند تا بر آتش دوزخ گذارده شود، هيچ فرشته مقرّب و هيچ پيامبر مرسل نيست جز اين كه در آن روز از بيم فرياد جهنّم به زانو در می‌آيد»[۳۲].

وادی سقر

از امام صادق «عليه السّلام» روايت شده كه فرموده است: در جهنّم براى متكبّران واديی است كه به آن سقر گفته می‌شود، و آن از شدّت گرماى خود به خدا شكايت كرد و اجازه خواست تا نفس كشد خدا به او اجازه داد، وقتى نفس كشيد جهنّم سوخت»[۳۳].

و نيز از آن حضرت روايت است كه: «در جهنّم مارهايى است همانند گردن شتران تنومند … تا آخر حديث»[۳۴] چنان كه غزّالى ذكر كرده است.

غزّالى می‌گويد: اكنون در گريه و ناله و دريغ و افسوس دوزخيان بينديش چه اين حالات در همان آغاز ديدار دوزخ بر آنها چيره می‌شود.

نحوه ملاقات با دوزخ

پيامبر «صلّى اللّه عليه و آله» فرموده است: «در آن روز جهنّم با هفتاد هزار زمام آورده می‌‏شود كه هر زمامى به دست هفتاد هزار فرشته است»[۳۵].

از پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» نقل شده كه فرموده است: بر اهل آتش گريه را چيره می‌كنند و آنان می‌گريند تا اشك آنها تمام می‌شود سپس خون می‌گريند به طورى كه در صورتشان شكاف گونه‏‌هايى ديده می‌شود كه اگر كشى به آنها فرستاده شود در آنها روان می‌گردد»[۳۶] آنها مادام كه در گريستن و ناليدن و دريغ و افسوس خوردن اجازه دارند به آن ادامه می‌‏دهند چه اين‏ آسايشى براى آنهاست ليكن از اين عمل نيز ممنوع می‌شوند.

دعای دوزخیان

محمّد بن كعب قرظى گفته است: دوزخيان را پنج دعاست، خداوند چهار دعاى آنها را پاسخ می‌‏دهد، و چون به دعاى پنجم می‌رسند ديگر هرگز سخن نمی‌گويند. آنان می‌گويند:

«رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى‏ خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ» ‏[۳۷]، خداوند در پاسخ آنها می‌فرمايد: «ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ»[۳۸].

پس از آن می‌گويند: «رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً» [۳۹]، خداوند به آنها پاسخ می‌‏دهد:

«أَ وَ لَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَكُمْ مِنْ زَوالٍ‏»[۴۰]. سپس می‌گويند: نرَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ»‏[۴۱]، خداوند پاسخ می‌دهد: «أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ»[۴۲]. بعد از آن می‌گويند: «رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ، رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ»‏[۴۳]. خداوند در پاسخ آنها می‌فرمايد: «اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ»‏[۴۴]، پس از اين ديگر هرگز سخن نمی‌گويند، و اين شديدترين عذاب براى آنهاست.

مالك بن انس می‌گويد: زيد بن اسلم درباره قول خداوند متعال: «سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ» ‏[۴۵] گفته است: صد سال شكيبايى می‌ورزند، سپس صد سال ديگر بى‏تابى می‌كنند، پس از آن می‌گويند: «سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا.»

سر بریدن مرگ در روز قیامت

پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرموده است: «روز قيامت مرگ را به صورت قوچى كبود رنگ‏ می‌‏آورند و ميان بهشت و دوزخ سر می‌برند، در اين هنگام ندا می‌شود،: اى بهشتيان جاويد باشيد بدون مرگ، و اى دوزخيان جاويد باشيد بدون مرگ»[۴۶].

اين‏ها كه ذكر شد اقسام عذابهاى جهنّم است به اجمال، و تفصيل غم‌ها و افسوس‌ها و محنت‌ها و حسرت‌هاى آن بی‌پايان است.

بزرگترین حسرت دوزخیان

بزرگترين حسرت دوزخيان علاوه بر عذابهاى سختى كه بدان گرفتارند حسرت از دست رفتن نعمتهاى بهشت و محروميّت از لقاى پروردگار و از دست دادن رضاى اوست با علم به اين كه همه اين‏ها را به بهايى اندك فروختند چه آنها را در برابر شهوتهاى پست و زود گذر دنيا معامله كردند، شهوتهايى ناپالوده كه به انواع كدورتها آلوده بود. از اين رو در درون خود می‌گويند: دريغا! چگونه با سرپيچى از اوامر پروردگارمان خود را هلاك ساختيم و چرا نفس خويش را وادار نكرديم تا در روزهاى اندك عمر شكيبايى ورزد و اگر شكيبايى می‌كرديم آن روزگار سپرى می‌شد و اكنون در جوار خداوند رحمان به رضا و رضوان او متنعّم بوديم.

اى واى بر دريغ و افسوس اينان كه از دست آنها رفت آنچه را از دست دادند و گرفتار شدند به آنچه بدان گرفتارند و چيزى از نعمتها و لذّتهاى دنيا براى آنها باقى نماند، اگر اينان نعمتهاى بهشت را مشاهده نمی‌كردند دريغ و افسوس آنها تا اين حدّ زياد نبود ليكن اين نعمتها بر آنها عرضه می‌شود چنان كه پيامبر خدا «صلّى اللّه عليه و آله» فرموده است: «در روز قيامت دسته‌‏اى از دوزخيان را به سوى بهشت می‌برند همين كه به بهشت نزديك می‌شوند و بوى آن را استنشاق و به قصور آن و آنچه خداوند براى بهشتيان فراهم ساخته نظر می‌كنند ندا می‌رسد كه آنها را باز گردانيد، آنان را از آن بهره‌‏اى نيست لذا با اندوه و افسوسى باز م‌گردند كه گذشتگان و آيندگان با غم و افسوسى نظير آن باز نمی‌گردند از اين رو می‌گويند: اى پروردگار ما اگر پيش از آن كه ثوابها و آنچه را براى دوستانت آماده ساخته‌‏اى به ما نشان دادى ما را به جهنّم فرستاده بودى براى ما آسان‏تر بود، خداوند به آنها پاسخ مى‏‌دهد: اين كار براى آن بود كه شما هنگامى كه خلوت كرديد با ارتكاب گناهان بزرگ با من مبارزه می‌كرديد و هرگاه مردم را می‌‏ديديد اظهار فروتنى می‌كرديد و در نزد آنها بر خلاف آنچه در دل نسبت به من داشتيد رياكارى می‌‏ورزيديد، از مردمان می‌‏ترسيديد و از من نمی‌‏ترسيديد، مردم را بزرگ می‌داشتيد و مرا تجليل نمی‌كرديد، چيزهايى را به خاطر مردم ترك می‌كرديد و براى من رها نمی‌كرديد از اين رو امروز علاوه بر آن كه شما را از ثواب‌هاى‏ دايمى محروم می‌كنم عذاب‌هاى دردناك به شما می‌چشانم»[۴۷].

عيسى عليه السّلام فرموده است: «بسا بدن‌هاى رعنا و چهره‏‌هاى زيبا و زبان‌هاى شيوا كه فردا در طبقات دوزخ می‌‏نالند» بنابراين اى بيچاره درباره اين هول و هراس‌ها بينديش و بدان كه خداوند دوزخ را توأم با ترس و وحشت آفريده و مردمى را براى آن خلق كرده كه كم يا زياد نمی‌شوند، و اين موضوعى است كه قضاى خداوند بر آن صادر گشته و امر آن خاتمه يافته است، خداوند فرموده است: «وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ»[۴۸]، به جانم سوگند كه اين اشاره به روز قيامت است، ليكن اين حكم در روز قيامت صادر نمی‌شود بلكه در ازل الآزال صدور يافته و در روز قيامت آنچه قضاى الهى بدان سبقت گرفته آشكار می‌گردد.

با خبر شدن از جایگاهتان در دنیا و آخرت

شگفتا از تو كه خنده و بازى كنى و خود را به امور ناچيز و بی‌اهميّت دنيا سرگرم سازى در حالى كه نمی‌دانى قلم قضا چه چيزى از پيش برايت رقم زده است.

اگر بگويى: كاش می‌دانستم كه بازگشتم به كجا و عاقبت و سرنوشت من چيست و چه چيزى قلم قضا درباره من رقم زده است؟

پاسخ اين است كه براى تو نشانه‌‏اى است كه می‌‏توانى با آن خو گيرى و به سبب آن اميد خود را صادق بدانى و آن اين است كه به احوال و اعمال خويش بنگرى چه بر هر كسى آنچه را براى آن خلق شده ميسّر و آسان كرده‌‏اند، پس اگر راه خير برايت آسان شده است خوشحال باش كه از آتش به دورى، و اگر هر زمان قصد كار خيرى می‌كنى موانع تو را احاطه می‌كند تا از آن دست باز دارى و هرگاه قصد كار بدى می‌كنى اسباب آن برايت ميسّر و آسان می‌شود تا آن را انجام دهى بدان كه قضاى الهى همين را بر تو رقم زده است، زيرا دلالت اين امر بر سرانجام كار مانند دلالت باران بر رويش گياه و دلالت دود بر آتش است. خداوند فرموده است: «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ، وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ» ‏[۴۹]. بنابراين خود را بر آن دو آيه عرضه كن تا جايگاه خود را در سراى دنيا و آخرت بدانى.[۵۰]


پانوشت :

[۱] . مريم/ ۷۱ و ۷۲: و همه شما( بدون استثناء) وارد جهنّم می‌شويد، اين امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از پروردگارتان سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى می‌بخشيم و ستمگران را در حالى كه به زانو در آمده‏‌اند در آن رها می‌كنيم.

[۲] . دخان/ ۴۹:( به او گفته می‌شود) بچش كه بسيار قدرتمند و گرامى بودى.

[۳] . عراقى گفته است: من همه اين حديث را بدين صورت نيافتم.

[۴] . سنن ابن ماجه شماره ۲۵۶، ابن عدى از حديث ابى هريره، بيهقى با سند حسن، التّرغيب و الترهيب، ج ۴، ص ۴۶۸٫

[۵] . صحيح مسلم، ج ۸، ص ۱۵۰ نظير آن، التّرغيب و الترهيب، جر ۴، ص ۴۷۰٫

[۶] . نساء/ ۴۰: خداوند( حتّى) به ‏اندازه سنگينى ذرّه‌‏اى ستم نمی‌كند.

[۷] . المصابيح بغوى، ج ۲، ص ۲۲۲ از حديث ابى هريره با اندك اختلاف در الفاظ، احمد و بزّار و راويان آنها از روات صحيح‌‏اند؛ التّرغيب و التّرهيب، ج ۴، ص ۴۸۷؛ المستدرك حاكم، ج ۴، ص ۵۸۱ و گفته است:

حديثى صحيح است؛ صحيح مسلم، ج ۱، ص ص ۱۳۵ و الفاظ از اوست.

[۸] ( ۱) تمام اين حديث بزودى از طريق خاصّه ذكر خواهد شد.

[۹] ( ۲) سنن ترمذى، ج ۱۰، ص ۵۸، بيهقى، اصفهانى و ابن ماجه از حديث ابى هريره.

[۱۰] ( ۳) المصابيح بغوى، ج ۲، ص ۲۲۲ از حديث ابى هريره، ترمذى، ج ۱۰، ص ۶۰ از حديث او.

[۱۱] ( ۴) سنن ترمذى، ج ۱۰، ص ۵۳ و گفته است: اين را ما از حديث رشد بن سعد می‌دانيم؛ ليكن در آن سخن‌هايى است.

[۱۲] ( ۱) كهف/ ۲۹: … و اگر تقاضاى آب كنند آبى براى آنها می‌آورند همچون فلز گداخته كه صورت‌ها را بريان می‌كند چه بد نوشيدنى و چه بد محلّ اجتماعى است.

[۱۳] ( ۲) واقعه/ ۵۱ تا ۵۵: سپس شما اى گمراهان تكذيب ‏كننده قطعا از درخت زقّوم می‌خوريد و شكمها را از آن پر می‌كنيد، و روى آن از آب سوزان می‌‏نوشيد، و همچون شترانى كه دچار بيمارى عطش شده‌‏اند از آن می‌‏آشاميد.

[۱۴] . صافّات/ ۶۴ تا ۶۸: درختى است كه در قعر جهنّم ی‌‏رويد، شكوفه آن مانند كلّه شياطين است، آنها از آن می‌‏خورند و شكم خود را از آن پر می‌كنند، سپس روى آن آب داغ متعفّنى می‌نوشند.

[۱۵] . غاشية/ ۴ و ۵: در آتش سوزان وارد می‌شوند از چشمه‏اى بسيار داغ به آنها می‌نوشانند.

[۱۶] . مزمّل/ ۱۲ و ۱۳: نزد ما غلّ و زنجيرها و ( آتش) دوزخ، و غذايى گلوگير و عذابى دردناك است.

[۱۷] . سنن ترمذى، ج ۱۰ ص ۵۴ و گفته حديثى صحيح است.

[۱۸] . سنن بيهقى، التّرغيب و التّرهيب، ج ۴، ص ۴۵۳٫

[۱۹] . سنن ترمذى، ج ۱۰ ص ۵۵٫

[۲۰] . سنن ترمذى، ج ۱۰ ص ۵۱، المستدرك حاكم و گفته است بنا بر شرط مسلم صحيح است.

[۲۱] . ابراهيم/ ۱۶ و ۱۷: و از آب چرك و خون به او نوشانده می‌شود و به زحمت جرعه جرعه آن را سر می‌كشد و هرگز گواراى او نيست.

[۲۲] . محمّد عليه السّلام/ ۱۵: و آب جوشان به آنها نوشانده می‌شود كه روده‏‌هاى آنها را تكّه تكّه می‌كند.

[۲۳] . كهف/ ۲۹: و اگر تقاضاى آب كنند آبى براى آنها می‌‏آورند همچون فلزّ گداخته كه صورتها را بريان می‌كند.

[۲۴] . آل عمران/ ۱۸۰: آنها كه بخل می‌‏ورزند و آنچه را از فضل خود به آنها داده انفاق نمی‌كنند گمان نكنند براى آنها خير است بلكه براى آنها شرّ است.

[۲۵] . مسند احمد، طبرانى از طريق ابى لهيعه از درّاج از عبد اللّه بن حارث بن جزء، صحيح ابن جبّان، حاكم و گفته است سند آن صحيح است.

[۲۶] . صحيح مسلم، ج ۸، ۱۵۴ از حديث ابى هريره.

[۲۷] . ترمذى نظير آن را روايت كرده است.

[۲۸] . سنن ترمذى، ج ۱۰، ص ۴۹ و در آن آمده است:« زبانش يك يا دو فرسخ كشيده می‌شود».

[۲۹] . نساء/ ۵۶: … هرگاه پوستهاى تن آنها( در آن) بريان شود پوستهاى ديگرى به جاى آنها قرار می‌دهيم.

[۳۰] . امالى، صص ۳۲۲ و ۳۲۳٫

[۳۱] . تفسير علىّ بن ابراهيم، ص ۴۳۷، الاوسط طبرانى.

[۳۲] . حسين بن سعيد اهوازى، بحار، ج ۳، ص ۳۷۶، تفسير على بن ابراهيم از امام صادق عليه السّلام نظير آن.

[۳۳] . ثواب الأعمال، ص ۲۱۵٫

[۳۴] . مسند احمد، ج ۴، ص ۱۹۱ از حديث عبد اللّه بن حارث بن جزء.

[۳۵] . صحيح مسلم، ج ۸، ص ۱۴۹٫

[۳۶] . سنن ابن ماجه، شماره ۳۲۴- م از حديث انس؛ تفسير علىّ بن ابراهيم، ص ۳۴۴٫

[۳۷] . مؤمن/ ۱۱: پروردگارا ما دو بار می‌راندى و دو بار زنده كردى، اكنون به گناهان خود معترفيم، آيا راهى براى خروج از دوزخ وجود دارد؟

[۳۸] . مؤمن/ ۱۲: اين به خاطر آن است كه وقتى خداوند به يگانگى خوانده می‌‏شود انكار می‌كرديد و اگر كسانى براى او شريك قائل می‌شدند ايمان می‌‏آورديد هم اكنون داورى مخصوص خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.

[۳۹] . سجده/ ۱۲: پروردگارا ديديم و شنيديم ما را باز گردان تا عمل صالح به‏ جا آوريم.

[۴۰] . ابراهيم/ ۴۴: … مگر پيش از اين شما سوگند ياد نكرده بوديد كه زوال و فنايى برايتان نيست؟

[۴۱] . فاطر/ ۳۷: پروردگار ما را بيرون آور تا عمل صالح به‏ جا آوريم غير از آنچه انجام می‌داديم.

[۴۲] . فاطر/ ۳۸: آيا شما را به اندازه‌‏اى كه انسان در آن متذكّر می‌شود عمر نداديم؟ و انذاركننده به سوى شما نيامد؟ پس بچشيد كه براى ستمگران هيچ ياورى نيست.

[۴۳] . مؤمنون/ ۱۰۷ و ۱۰۸: مى‏گويد: پروردگارا شقاوت ما بر ما چيره شد و ما قوم گمراهى بوديم، پروردگارا ما را از آن بيرون آور اگر بار ديگر تكرار كرديم قطعا ستمگريم( و مستحقّ عذاب).

[۴۴] . مؤمنون/ ۱۰۹: دور شويد در دوزخ و با من سخن نگوييد.

[۴۵] . ابراهيم/ ۲۱: … چه بى‏تابى كنيم و چه شكيبايى، تفاوتى براى ما ندارد، راه نجاتى نيست.

[۴۶] . صحيح مسلم، ج ۸، ص ۱۵۲، از حديث ابى سعيد.

[۴۷] . عراقى گفته است: ما آن را در الاربعين از ابى هدبه از انس نقل كرده‏‌ايم، و ابو هدبه همان ابراهيم بن هدبه هالك است.

[۴۸] . مريم/ ۳۹: آنها را از روز حسرت( روز رستاخيز كه براى همه مايه حسرت و اندوه است) بترسان، روزى كه همه چيز پايان می‌يابد و حال آن كه آنان در غفلت‏‌اند و ايمان نمی‌آورند.

[۴۹] . انفطار/ ۱۳ و ۱۴: مسلّما نيكان در نعمت‌هاى فراوانى هستند، و بدكاران در دوزخ‌‏اند.

[۵۰] ملا محسن فيض كاشانى/سيد محمد صادق عارف، راه روشن(ترجمه المحجة البيضاء)، ۸جلد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى – مشهد، چاپ: اول، ۱۳۷۲٫

منبع : کتاب راه روشن ترجمه المحجة البیضاء ملا فیض کاشانی (ره)


موضوع تفکر سالک : تفکر آفاقی سالک (برای مشاهده متن از اینجا وارد شوید.)

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=21891

مطالب مشابه

  • عرفان حسینی در کلام استاد خسروپناه
  • شرح نمط نهم کتاب اشارات و تنبیهات (جلسه دوم)
  • شرح نمط نهم کتاب اشارات و تنبیهات (جلسه اول)
  • موضوع تفکر سالک : تفکر آفاقی
  • موضوع تفکر سالک : مرگ در نهج البلاغه
  • نماز استغاثه به حضرت فاطمه (ع)
  • نکاتی از کتاب المقامات العلیه درباره تخلیه و تحلیه
  • سخنانی انتخاب شده ازشیخ ابوالحسن خرقانی
  • لطایف و اشارات شیخ اکبر محیی الدین بن عربی
  • تجلی

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه شعبان
  • مناسبتها
  • نمازها

اعمال ماه شعبان

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مناسبتها و فضایل ماه شعبان

سوم شعبان:

ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام است.

به گفته «شیخ طوسى» در «مصباح»، ولادت آن حضرت ( طبق روایتى از امام حسن عسکرى علیه السلام) در روز پنج شنبه، سوم شعبان سال سوم هجرى واقع شده است.

چهارم شعبان:

ولادت حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام است. (سال ۲۶ هجرى)

پنجم شعبان:

ولادت امام زین العابدین على بن الحسین علیهماالسلام است. (سال ۳۸ هجرى)

یازدهم شعبان:

ولادت حضرت على بن الحسین (علی اکبر) علیهما السلام است. (سال ۴۳هجرى)

پانزدهم شعبان:

میلاد مسعود منجى عالم بشریّت، حضرت حجّه بن الحسن امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف مى‌باشد که در سال ۲۵۵ هجری، در «سامرّا» واقع گردید.

 

فضیلت ماه شعبان

ماه شعبان یکى از عزیزترین ماه هاى اسلامى و یادآور خاطره هاى بزرگ است که از همه مهمتر، میلاد مبارک سالار شهیدان کربلا، امام حسین علیه السلام در سوم ماه، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در چهارم ماه، حضرت سجاد علیه السلام در پنجم ماه و همچنین میلاد فرخنده حضرت بقیّه اللّه الاعظم حضرت مهدی منتظرعلیه السلام در پانزدهم ماه است که فضاى این ماه را به بوى ولایت عطرآگین ساخته است.

در فضیلت این ماه، همین بس که ماه پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نامیده شده و هنگامى که آن حضرت(ص) هلال ماه را مشاهده می فرمود، دستور مى دادند کسى در سراسر مدینه ندا دهد که:

"اى مردم! این ماه، ماه من است، خدا رحمت کند کسى که مرا بر ماه من یارى دهد، یعنى آن را روزه بدارد".

مرحوم محدّث قمى، حدیثى را از تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام در فضیلت روز اوّل ماه شعبان نقل نموده که در واقع مربوط به تمام ماه شعبان است، این حدیث بسیار پرمعنا و در عین حال بسیار مفصّل است که ایشان آن را تلخیص کرده است: "امیر مؤمنان على علیه السلام روز اوّل ماه شعبان گروهى را مشاهده کردند که در مسجد نشسته اند و سخنان بیهوده و ناآگاهانه، درباره قضا و قدر مى گویند و صداى جار و جنجالشان فضا را پر کرده، حضرت(ع) فرمودند: این گونه سخنان را رها کنید! امروز روز اوّل ماه شعبان است و از این نظر شعبان نامیده شده که مرکز شعبه ها و شاخه هاى خیرات و نیکى هاست، شعبه هاى خیراتِ نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهى از منکر و نیکى به پدر و مادر و همسایگان و صدقه به نیازمندان و اصلاح در میان مردم و مانند آن است."

سپس امام علی علیه السلام به حدیثى از رسول اکرم صلى الله علیه وآله اشاره فرمودند که خلاصه اش چنین است: "پیامبر(ص) فرمودند: روز اوّل ماه شعبان که مى شود، خداوند امر مى فرماید درهاى بهشت باز شود و دستور مى دهد به درخت «طوبى» که شاخه هایش را به مردم دنیا نزدیک کند و منادى از سوى پروردگار صدا مى زند که این شاخه هاى درخت «طوبى» در دسترس شماست، به آنها بیاویزید که شما را به سوى بهشت مى برد و از شاخه هاى درخت «زقّوم» بپرهیزید و به آن چنگ نزنید که شما را به سوى دوزخ مى کشاند، سپس افزودند: به خدایى که مرا به رسالت برگزیده سوگند! که هر کس در این روز به سراغ یکى از کارهاى خیر برود، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته و او را به سوى بهشت مى کشاند و هر کس به سراغ یکى از کارهاى شرّ برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» چنگ زده و او را به سوى دوزخ مى کشاند.

سپس آن حضرت(ص)، نمونه هایى از اسباب چنگ زدن به شاخه هاى درخت «طوبى» را برشمرده و فرمودند: هر کس (علاوه بر نمازهاى واجب) در این روز، نماز مستحبّى بخواند یا روزه بگیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و مادر و فرزند، یا خویشاوندان، یا همسایگان، صلح و صفا ایجاد کند، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته است!

همچنین کسى که بدهى خود را به مردم ادا کند، یتیمى را کفالت نماید یا سبک مغزى را از تعرّض به آبرو و ناموس مردم بازدارد و کسى که قرآن بخواند یا شکر نعمت هاى او را بجا آورد، بیمارى را عیادت کند، به پدر و مادر نیکى نماید، مؤمنى را تشییع جنازه کند و یا هر کار خیر دیگرى انجام دهد، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» آویخته است.

سپس افزودند: قسم به آن کس که مرا به نبوّت مبعوث کرد، هر کس به سراغ درى از درهاى شرّ و گناه در این ماه برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» آویخته که او را به آتش مى کشاند، کسى که در نماز واجب خود کوتاهى نماید، یا نیازمندى نزد او آید و شرح بیچارگى خود را بدهد و او توان حلّ مشکل آن نیازمند را داشته باشد ولى کوتاهى کند و دست او را نگیرد، یا عذر بدهکار بیچاره اى را نپذیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و فرزند، یا خویشاوندان و همسایگان و دیگر مؤمنان، اختلاف و نفاق بیندازد، یا بدهى خود را به مردم انکار کند، یا از رسیدگى به کار یتیمان خوددارى نماید، یا به سراغ خوانندگى هاى مجالس لهو و فساد برود، یا ظلم ها و گناهان خویش را بشمرد و به آن افتخار کند!، یا از همسایه بیمارش عیادت نکند، یا پدر و مادرش را از خود، ناخشنود سازد ... همه اینها سبب درآویختن به شاخه هاى درخت «زقّوم» است که انسان را به جهنّم مى برد"

این حدیث شریف و پرمعنا، راههاى سعادت و شقاوت را با ذکر یک مثال معنوى به روشنى بیان کرده و طُرُق خودسازى و تهذیب نفس و خدمت به خلق و عبودیّت خالق را در این ماه مشخّص نموده است. همچنین نسبت به اسباب بدبختى و محرومیّت از سعادت هشدار داده است که براى همه ماههاى سال راه گشا است، به‌ویژه در ماه شعبان که سرآغاز حرکت جدیدى به سوى نیکى ها و پاکى هاست.

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

نمازهای وارده برای تمام شب­های ماه شعبان

برگرفته از کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس (ره)

 

نماز شب اول ماه شعبان:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در اولین شب از ماه شعبان صد رکعت نماز بگزاردکه در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را نیز یک بار بخواند، پس بعد از تمام شدن نماز٬ سوره حمد را۵۰ باربخواند به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت٬ اگر بنده­ای این نمازرا گزارده و روزه بگیرد٬ خداوند تعالی از او شر اهل آسمان و زمین و شیاطین و پادشاهان را دفع می کند و از اوهفتاد هزار گناه کبیره رامی آمرزد و از او عذاب قبر را بر می­دارد و فرشتگان نکیر و منکر او را نمی­ترسانند و در حالی از قبرش بیرون می­آید که صورتش به مانند ماه شب چهارده است و از صراط به مانند برق عبور کرده ونامه­اش به دست راست او داده می شود.(اقبال الاعمال، ص۱۹۳)

نمازی دیگر برای شب اول:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب اول ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی بعد از حمد سوره توحید را پانزده بار بخواند، خدای تعالی به او پاداش دوازده هزار شهید را عنایت کرده و برای او عبادت دوازده سال را می‌نویسد و از گناهانش به مانند روزی که از مادرمتولد شده بیرون می آید و خداوند برای هر آیه از قرآن٬ کاخی در بهشت به او عنایت می کند. (همان، ص۱۹۳)

نماز شب دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی­ که در شب دوم از ماه شعبان٬ ۵۰رکعت نماز بگذارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های اخلاص و فلق و ناس را نیز یکبار بخواندخداوند به فرشتگان کرام الکاتبین فرمان می دهد که: بر بنده ام گناهی ننویسید تا این که یک سال بر او بگذرد و خداوند برای او بهره ای در عبادت اهل آسمان و زمین قرار می دهد و به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت ٬ از عبادت آن شب جز بدکار یا منافق یا فاجر دوری نمی‌گزیند و فضیلت زیادی ذکر کرده اند.(همان، ص ۲۰۱)

نماز شب سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:  کسی که در شب سوم ماه شعبان دو رکعت نماز بخواند که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را ۲۵ بار بخواند، خداوند در روز قیامت برای او هشت باب بهشت رامی‌گشاید و هفت باب جهنم را به روی او می­بندد و به او هزار لباس ابریشمی و هزارتاج می‌پوشاند. (همان، ص ۲۰۱)

نماز شب چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهارم ماه شعبان چهل رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و ۲۵ بار سوره توحید را بخواند خداوند برای او به ازاء هر رکعتی پاداش یک میلیون سال را نوشته و برای او برای هر سوره ای٬ یک میلیون شهر می‌سازد و خداوند به اوپاداش یک میلیون شهید را عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۰۳)

نماز شب پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پنجم از شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را پانصد بار بخواند و پس از سلام بر پیامبرهفتاد بار درود(صلوات) رساند،خداوند برای او هزار حاجت از حاجت های دنیایی و آخرتی او را برآورده می سازد وبه تعداد ستارگان آسمان٬ شهر در بهشت به او عنایت می فرماید. (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب ششم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب ششم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یکبار و سوره توحید را ۵۰ بار بخواند٬ خداوند او را برخوشبختی می‌گیرد و قبرش را گشادمی‌کند و در حالی از قبرش بیرون می‌آید که صورتش به مانند ماه است و می‌گوید: «اشهد انّ لا اله الا الله و انّ محمدا عبده و رسوله». (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و سوره توحید را صد بار بخواند و در رکعت دوم سوره حمدرا یک بار و  آیهالکرسی راصد بار بخواند، مرد و زن مومنی نیست که این نماز را می‌گزارد مگر این که خداوند تعالی دعایش را اجابت کرده و حوائجش را برآورده می سازد و برای او هر روزپاداش شهیدی می نویسد و بر او گناهی نمی‌باشد. (همان،ص ۲۰۴)

نماز شب هشتم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب هشتم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و آیه «ءامن الرسول» را تا آخر آن ٬ پنج بار و سوره توحیدرا پانزده مرتبه بخواند و در رکعت دوم سوره حمد را یک بار و آیه آخر سوره کهف «قل انما انا بشر مثلکم» را یک بارو پانزده بار سوره توحید رابخواند ٬ پس اگر گناهانش بیشتر از کف دریا باشد ٬ خداوند او را تا پاک نکند ازدنیا نمی برد٬ و گویا که تورات وانجیل و زبور و قرآن را خوانده باشد) .همان، ص ۲۰۵)

نماز شب نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نهم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و ده بار سوره نصر را بخواند، خداوند حتما جسدش را بر آتش حرام می‌کند و به او برای هر آیه ای ثواب دوازده شهید از شهدا بدر و ثواب علما را عنایت می کند. (همان، ص ۲۰۵)

نماز شب دهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دهم ماه شعبان٬ چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و آیه الکرسی را یک بار و سوره کوثر را سه بار بخواند، پس کسی که این نماز رابگزارد خداوند به فرشتگانش می‌فرماید: صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزاردرجه برای او بالا ببرید وصد هزار در برای او باز کنید و برای همیشه بر او نبندید و او و پدر و مادرش وهمسایگانش آمرزیده می شوند. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب یازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب یازدهم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره جحد( کافرون ) را ده بار بخواند، به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت این نماز را به جز مومن دارای ایمان کامل نمی‌گزارده و خداوند به اوبرای هر رکعتی باغی از باغ های بهشت عنایت می‌کند.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب دوازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دوازدهم از ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد  که درهر رکعتی سوره حمد را یکبار و سوره تکاثر را ده بار بخواند خداوند گناهان چهل ساله او را می‌آمرزد و برای او چهل درجه بالا می‌برد و برای او چهل هزار فرشته طلب آمرزش می کنند و برای اوثواب کسی که شب قدر رادرک کرده باشد است.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب سیزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سیزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره تین را یک بار بخواند، گویا که دویست برده ازفرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را آزاد کرده باشد و از گناهانش به مانند روزی که از مادر متولد شده بیرون می‌آید و خداوند دوری از آتش را به او عنایت می‌فرماید و با من (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و  ابراهیم علیه السلام هم نشین می‌شود. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب چهاردهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهاردهم از ماه شعبان چهاررکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره والعصر را پنج بار بخواند خداوند برای اوپاداش نمازگزاران از آدم تا روزقیامت را می نویسد و در حالی او را بر می انگیزد که صورتش از آفتاب و ماه درخشانتر است و آمرزیده می شود. (همان، ص ۲۰۷)

نماز شب پانزدهم ماه شعبان (شب ولادت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف):رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پانزدهم میان مغرب و عشاء چهار رکعت نماز بگزراد کهدر هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اخلاص را ده بار بخواند (در روایت دیگرییازده بار) و پس از تمام شدن نماز ده بار بگوید : «یا رَبِ‏ اغْفِرْ لَنَا» و نیز ده بار بگوید: «یَا رَبِ‏ارْحَمْنَا» و ده بار بگوید: «یا رَبِّ تُبْ عَلَیْنَا» و بیست و یکبار سوره اخلاص را بخواند و آنگاه ده بار بگوید: «سُبْحَانَ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَى وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ هُوَ عَلى‏کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر»، خداوند تعالی (دعای) او را مستجاب و حوائج او را در دنیا و آخرت برآورده میسازد و نامه اش را به دست راست او می‌دهد و تا سال آینده در نگهبانی خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۰۸)

نمازی دیگر در شب نیمه شعبان جهت دیدن پیامبر(ص) در خواب:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب نیمه شعبان با بهترین  شکلیخود را پاکیزه نموده و دو لباس تمیز بپوشد آن گاه به سوی مصلایش آمده و نماز عشاء را بخواند، آن گاه دورکعت نماز بگزارد که دررکعت اول بعد از حمد سه آیه اول سوره بقره٬ آیه الکرسی و سه آیه اخر سوره بقره) ءامَنَ الرّسول)را بخواند و در رکعت دوم سوره حمد و بعد سوره ناس را هفت بار و فلق را هفت بار و اخلاص رانیز هفت بار بخواند٬ آنگاه سلام داده و بعد از آن چهار رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره یس و در رکعتدوم سوره دخان و در رکعت سوم سوره سجده و در رکعت چهارم سوره مُلک را بخواند. ( البته بعد از سوره حمد وهنگام قرائت آیه سجدهبه سجده رفته و دوباره بلند شود و نماز را ادامه دهد )آن گاه بعد از آن صد رکعتبگزارد که در هر رکعتی سورهاخلاص را ده بار و الحمد الله را یک بار بخواند خداوند برای او ٬ سه حاجت رابرآورده می‌سازد یا در دنیا یا در آخرت آنگاه اگر بخواهد که مرا در این شب ببیند(در خواب)٬ می‌بیند. (همان، ص ۲۱۵)

نماز شب شانزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شانزدهم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی حمد و آیه الکرسی را یک بار و سوره اخلاص را پانزده بار بخواند، پس خداوند تعالی به من فرمود: کسی که دورکعت نماز را بگزارد به مانند آن چه را که به تو پیامبریت دادم به او می دهم ودر بهشت برای او هزار کاخ بنا می کنم. (همان، ص ۲۳۶)

نماز شب هفدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفدهم ماه شعبان٬ دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را هفتاد و یک بار بخواند، پس وقتی که نمازش تمام شد هفتاد بار استغفار گوید از جایش بلند نمی‌شود تا این که خداوند او را آمرزیده و بر او گناهی نمینویسد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب هجدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هجدهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را ۵ بار بخواند، خداوند هر حاجتی را که در آن شب می خواهد می دهد و اگر او را بدبخت آفریده باشد، پس خوشبخت قرار می‌دهد و اگر در همین سال بمیرد شهید از دنیا می‌رود. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب نوزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نوزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره مُلک را ۵ بار بخواند خداوند گناهان گذشته وآینده اش را می‌آمرزد و نمازهایی که بعد از آن می خواند را می پذیرد و اگر پدر و مادرش در آتش باشد، آن‌ها رااز آتش بیرون می‌آورد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب بیستم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیستم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ۱۵ بار بخواند به خدایی که مرا بدرستی به پیامبری برانگیخت از دنیا نمی رود، مگر این که در خواب جای خود را در بهشت دیده و با فرشتگان مقرب محشور می‌شود. (همان،ص۲۳۸)

نماز شب بیست و یکم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و یکم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره های حمد و اخلاص و فلق و ناس را بخواند، خداوند برای او به تعداد ستارگان آسمان حسنه نوشته و به تعداد آن درجات او را بالا می‌برد و به تعداد آن بدی‌های او را میزداید. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و دوم ماه شعبان دورکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره های حمد و جحد ( کافرون ) را یک بار و اخلاص را ۱۵ بار بخواند، خداوند تعالی نام او را در نام های راستگویان می‌نویسد و در روز قیامت با گروه مرسلین می‌آید در حالی که او در پوشش خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و سوم شعبان سی رکعت نماز بگزارد که درآن سوره های حمد و زلزال را یک بار بخواند، خداوند تعالی غل و غش را از دل او می‌زداید و از کسانی استکه خداوند سینه‌اش را برای اسلام گشوده و او را در حالی بر می انگیزاند که صورتش به مانند ماه شب چهارده است. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و چهارم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ده بار بخواند، خداوند تعالی با آزادی او از جهنم رهایی از عذاب وعذاب قبر و حساب کوتاه و دیدار آدم و نوح و پیامبران و شفاعت ٬ اکرامش می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و پنجم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد و تکاثر را یک بار بخواند، خداوند تعالی به او پاداش آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و ثواب هفتاد پیامبر عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و ششم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و ششم از ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و آیه «ءامَنَ الرّسول» را ده بار بخواند، خداوند تعالی او را از آفت‌های دنیا و آخرت سلامت می دارد و در روز قیامت خداوند تعالی شش نور به او عنایت می‌فرماید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اعلی «سبح اسم ربک الاعلی» را ده بار بخواند، خداوندبرای او یک میلیون حسنه نوشته و یک میلیون بدی را از او رفع کرده و یک میلیون درجه او را بالا می برد و اورا با تاجی از نور می‌آراید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هشتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هشتم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد و اخلاص و فلق و ناس را یک بار بخواند، خداوند تعالی او رادر حالی از قبر بر می‌انگیزاند که صورتش به مانند شب چهارده است و هراس های روز قیامت را از او دفع می‌کند. (همان،ص۲۴۱)

نماز شب بیست و نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و نهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های تکاثر و فلق و ناس و اخلاص را ده مرتبه بخواند، خداوند تعالی پاداش کوشندگان را به او داده و میزانش سنگین و به او در حساب تخفیف داده می‌شود و ازصراط به سرعت برق می گذرد. (همان، ص ۲۴۱)

نماز شب سی ام:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سی ام شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی بعد از «حمد» سوره «اعلی» را ده بار بخواند، پس از اتمام نیز بر پیامبر(ص) صد بار درود (صلوات)برساند، پس به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، خداوند برای او یک میلیون شهر در بهشت جاودان بالا میبرد و اگر اهل آسمان‌ها و زمین برای شمارش پاداش او گرد آیند توانایی آن را نداشته و خداوند برای او هزار حاجت را برآورده می‌سازد. (همان، ص ۲۴۱)

***

 

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد