• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
رمضان/ سيد هاشم حداد

24 ژوئن, 2015

کد مطلب : 3072

سیره مرحوم حداد در ماه مبارک رمضان

علامه طهرانی در کتاب روح مجرد میفرمایند که :
در تمام‌ یک‌ ماه‌ رویّه‌ چنین‌ بود که‌: چون‌ در عین‌ گرمای‌ تابستان‌ بود و شبها بسیار کوتاه‌ بود، شبها را نمی‌خوابیدم‌؛ به‌ عوض‌ در روزها میخوابیدم‌ تا دوساعت‌ به‌ ظهر مانده‌، در آن‌ وقت‌ آماده تشرّف‌ به‌ حرم‌ مطهّر می‌شدم‌ و نماز را در آنجا بجا می‌آوردم‌ و سپس‌ به‌ حرم‌ مطهّر حضرت‌ أباالفضل‌ العبّاس‌ علیه‌السّلام‌ مشرّف‌ می‌شدم‌، و پس‌ از ادای‌ زیارت‌ به‌ تهیّه مایحتاج‌ منزل‌ پرداخته‌ و تا غروب‌ در منزل‌ می‌ماندم‌. و پس‌ از ادای‌ نماز عشائین‌ و صرف‌ افطار، دو ساعت‌ از شب‌ گذشته‌ به‌ منزل‌ آقا (مرحوم حداد ره)مشرّف‌ می‌شدم‌ تا نزدیک‌ اذان‌ صبح‌ که‌ باز برای‌ سحور خوردن‌ به‌ خانه‌ باز می‌گشتم‌، یعنی‌ خود آقا وقت‌ ملاقات‌ را در شبها معیّن‌ نموده‌ بودند؛ زیرا که‌ روزها دنبال‌ کار میرفتند.
محلّ اجتماع‌، دکّه‌ای‌ بود در کنار مسجدی‌ که‌ ایشان‌ متصدّی‌ تنظیف‌ آن‌ بودند؛ و آن‌ دکّه‌ بطول‌ و عرض‌ 2 متر در ۲ متر بود و ارتفاع‌ سقفش‌ بقدری‌ بود که‌ در آن‌ نمی‌شد نماز را ایستاده‌ بجای‌ آورد چون‌ سر به‌ سقف‌ گیر میکرد؛ و در حقیقت‌ اطاق‌ نبود بلکه‌ محلّی‌ بود زائد که‌ معمار در وسط‌ پلّکان‌ معبر به‌ بام‌ مسجد به‌ عنوان‌ انبار در آنجا درآورده‌ بود. امّا چون‌ مکان‌ خلوت‌ و تاریک‌ و دنجی‌ بود، آقای‌ حدّاد آنجا را در مسجد برای‌ خود برگزیده‌، و برای‌ دعا و قرائت‌ قرآن‌ و أوراد و اذکاری‌ که‌ مرحوم‌ قاضی‌ میدادند بالاخصّ برای‌ سجده‌های‌ طولانی‌ بسیار مناسب‌ بود. امّا نمازها را ایشان‌ در درون‌ شبستان‌ مسجد میخواندند، و نمازهای‌ واجب‌ را نیز به‌ امام‌ جماعت‌ آن‌ مسجد به‌ نام‌ آقا شیخ‌ یوسف‌ اقتدا می‌نمودند.
در آن‌ دکّه‌ سماور چای‌ و قوری‌ نیز بود، و مقداری‌ از اثاث‌ مسجد هم‌ در کنار آن‌ ریخته‌ بود. خداوندا از این‌ دکّه‌ بدین‌ وضع‌ و کیفیّت‌ کسی‌ خبر ندارد، جز خود مرحوم‌ قاضی‌ که‌ در کربلای‌ معلّی‌ در اوقات‌ تشرّف‌ بدان‌ قدم‌ نهاده‌ است‌.
عظمت‌ و روحانیّت‌ آن‌ دکّه‌ را کسی‌ میداند که‌ مانند بعضی‌ از دوستان‌ حدّاد مثل‌ حاج‌ حبیب‌ سَماوی‌، و حاج‌ عبدالزّهراء گرعاوی‌، و حاج‌ أبوموسی‌ مُحیی‌، و حاج‌ أبوأحمد عبدالجلیل‌ مُحیی‌ و بعض‌ دیگر آنرا دیده‌ و در آن‌ احیاناً بیتوته‌ نموده‌اند.
حضرت‌ آقای‌ حاج‌ سیّد هاشم‌ از حقیر در تمام‌ شبهای‌ ماه‌ مبارک‌ در آن‌ دکّه‌ پذیرائی‌ کرد. وه‌ چه‌ پذیرائیی‌!
شب‌ تا نزدیک‌ اذان‌ به‌ گفتگو و قرائت‌ قرآن‌ و گریه‌ و خواندن‌ اشعار ابن‌فارض‌ و تفسیر نکات‌ عمیق‌ عرفانی‌ و دقائق‌ أسرار عالم‌ توحید و عشق‌ وافر و زائد الوصف‌ به‌ حضرت‌ أباعبدالله‌ الحسین‌ علیه‌ السّلام‌ میگذشت‌؛ و برای‌ رفقای‌ ما که‌ حاضر در آن‌ جلسه‌ بودند همچون‌ حاج‌ عبدالزّهراء باب‌ مکاشفات‌ باز بود و مطالبی‌ جالب‌ بیان‌ میکرد، و حقیقهً در آن‌ ماه‌ رمضان‌ بقدری‌ شوریده‌ و وارسته‌ و بی‌پیرایه‌ بود که‌ موجب‌ تعجّب‌ بود. آنقدر در جلسه‌ میگریست‌ که‌ چشمهایش‌ متورّم‌ می‌شد و از ساعت‌ میگذشت‌، آنگاه‌ به‌ درون‌ مسجد میرفت‌ و بر روی‌ حصیر پس‌ از ادامه گریه‌ به‌ سجده‌ می‌افتاد.
بسیار شور و وله‌ و آتش‌ داشت‌، آتش‌ سوزان‌ که‌ دیگران‌ را نیز تحت‌ تأثیر قرار میداد. یک‌ شب‌ که‌ پس‌ از این‌ گریه‌های‌ ممتدّ و سرخ‌ شدن‌ چشمها به‌ درون‌ مسجد رفت‌، حضرت‌ آقای‌ حدّاد به‌ من‌ فرمود: سیّد محمّد حسین‌! این‌ گریه‌ها و این‌ حِرْقَت‌ دل‌ را می‌بینی‌؟ من‌ صَدْ «قاط‌» (برابر و مقدار) بیشتر از او دارم‌ ولی‌ ظهور و بروزش‌ به‌ گونه دگر است‌.
حقیر قریب‌ سه‌ ربع‌ ساعت‌ مانده‌ به‌ اذان‌ صبح‌ به‌ منزل‌ می‌آمدم‌، و تقریباً ده‌ دقیقه‌ راه‌ طول‌ می‌کشید. یک‌ شب‌ آقا به‌ من‌ فرمود: چرا هر شب‌ بر می‌خیزی‌ و میروی‌ منزل‌ برای‌ سحری‌ خوردن‌؟! یک‌ چیزی‌ که‌ می‌آورم‌ و میخورم‌، تو هم‌ با من‌ بخور!
فردا شب‌ سحری‌ را در نزد ایشان‌ ماندم‌. نزدیک‌ اذان‌ به‌ منزل‌ که‌ با مسجد چند خانه‌ بیشتر فاصله‌ نداشت‌ رفته‌ و در سفره‌ای‌ که‌ عبارت‌ بود از پیراهن‌ عربی‌ یکی‌ از آقازادگانشان‌، قدری‌ فجل‌ (ترب‌ سفید) و خرما با دو گرده‌ نان‌ آوردند و به‌ روی‌ زمین‌ گذارده‌ فرمودند: بسم‌ الله‌!
ما آن‌ شب‌ را با مقداری‌ نان‌ و فجل‌ و چند خرما گذراندیم‌ و فردای‌ آن‌ روز تا عصر از شدّت‌ ضعف‌ و گرسنگی‌ توان‌ نداشتیم‌. چون‌ روزها هم‌ در نهایت‌ بلندی‌ و هوا هم‌ به‌ شدّت‌ گرم‌ بود. فلهذا با خود گفتم‌: این‌ گونه‌ غذاها به‌ درد ما نمی‌خورد، و با آن‌ اگر ادامه‌ دهیم‌ مریض‌ می‌شویم‌ و از روزه‌ وا می‌مانیم‌. روی‌ این‌ سبب‌ بعداً پس‌ از صرف‌ سحور با حضرت‌ ایشان‌، فوراً به‌ خانه‌ می‌آمدم‌ و آبگوشت‌ و یا قدری‌ کته‌ای‌ را که‌ طبخ‌ نموده‌ بودند میخوردم‌؛ یا بعضاً سحری‌ را از منزل‌ می‌بردم‌ و با سحری‌ ایشان‌ با هم‌ صرف‌ می‌شد.
امّا خواب‌ ایشان‌: اصولاً ما در مدّت‌ یکماه‌ خوابی‌ از ایشان‌ ندیدیم‌. چون‌ شبها تا طلوع‌ آفتاب‌ بیدار و به‌ تهجّد و دعا و ذکر و سجده‌ و فکر و تأمّل‌ مشغول‌ بودند، و صبحها هم‌ پس‌ از خریدن‌ نان‌ و حوائج‌ منزل‌ دنبال‌ کار در همان‌ محلّ شرطه‌خانه‌ میرفتند، و ظهر هم‌ نماز را در منزل‌ میخواندند، سپس‌ به‌ حرم‌ مطهّر مشرّف‌ می‌شدند؛ و گفته‌ می‌شد عصر مطلقاً نمی‌خوابند؛ فقط‌ صبحها بعضی‌ اوقات‌ که‌ بدن‌ را خیلی‌ خسته‌ می‌بینند، در حمّام‌ سرکوچه‌ رفته‌ و با استحمام‌ آب‌ گرم‌، رفع‌ خستگی‌ می‌نمایند؛ و یا مثلاً صبحها چند لحظه‌ای‌ تمدّد اعصاب‌ می‌کنند سپس‌ برای‌ کار میروند، آنهم‌ آنگونه‌ کار سنگین‌ و کوبنده‌. زیرا ایشان‌ نه‌ تنها نعل‌ می‌ساختند بلکه‌ باید خودشان‌ هم‌ به‌ سُمّ ستوران‌ میکوبیدند. امّا آن‌ وَجد و حال‌ و آتش‌ شعله‌ور از درون‌، اجازه قدری‌ استراحت‌ را نمیداد. ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ بدینگونه‌ سپری‌ شد. 

 

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=3072

مطالب مشابه

  • بسته صوتی شرح کوتاه ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • بیانات آیت الله کمیلی در ۴۲ امین سالروز عروج آسمانی آیت الحق سید هاشم حداد
  • بسته صوتی شرح ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان
  • آمادگی برای ورود به اشهر ثلاثه/شرح فرازی از مناجات شعبانیه
  • بسته صوتی عید سعید فطر
  • شب قدر شب وصال الهی است/ جلسه شب قدر ۱۴۰۰ ه.ش
  • عقاید و باورهای انسان معتقد به خدا/جلسه شب قدر ۱۴۰۲ ه.ش
  • وقایع پس از ضربت خوردن حضرت علی (ع)
  • شرح فراز اول دعای جوشن صغیر 
  • فیلم بزرگداشت عارف موحد سید هاشم حداد (رض)

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی الحجه الحرام
  • مناسبتها
  • فضایل

مناسبتهای ذی الحجه

فضیلت ماه ذی الحجه

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد