بیانات استاد معظم آیت الله کمیلی حفظه الله در شرح دعای شریف افتتاح (بخش سوم)

بیانات استاد معظم و مکرم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

در شرح دعای شریف افتتاح (بخش سوم) در شب سوم ماه مبارک رمضان ۱۴۳۹

دانلود فایل صوتی شرح دعای افتتاح بخش سوم در شب سوم ماه رمضان

alt

تاریخ سخنرانی: ۱۳۹۷/۰۲/۲۹

مدت زمان : ۰۰:۳۴:۴۷

حجم فایل:  ۱۳٫۹ مگابایت 


بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صل الله علی محمد و اله الطاهرین

 

متن عربی: اللَّهُمَّ إِنَّ عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبِی وَ تَجَاوُزَکَ عَنْ خَطِیئَتِی وَ صَفْحَکَ عَنْ ظُلْمِی وَ سَتْرَکَ عَلَی قَبِیحِ عَمَلِی وَ حِلْمَکَ عَنْ کَثِیرِ جُرْمِی عِنْدَ مَا کَانَ مِنْ خَطَایَ  وَ عَمْدِی أَطْمَعَنِی فِی أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ الَّذِی رَزَقْتَنِی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ أَرَیْتَنِی مِنْ قُدْرَتِکَ وَ عَرَّفْتَنِی مِنْ إِجَابَتِکَ فَصِرْتُ أَدْعُوکَ آمِنا وَ أَسْأَلُکَ مُسْتَأْنِسا لا خَائِفا وَ لا وَجِلا مُدِلا عَلَیْکَ فِیمَا قَصَدْتُ فِیهِإِلَیْکَ فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّیعَتَبْتُ بِجَهْلِی عَلَیْکَ وَ لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَهِ الْأُمُورِ

داستان مقعن بن جبیر

قبل از ورود به شرح دعای افتتاح به بیان دو داستان پرداخته می‌شود. اولین داستان، داستان مقعن بن جبیر است. این داستان در تاریخ جنگ خندق مدینۀ یثرب و همچنین توسط مفسرین قرآن پیرامون آیۀ شریفۀ «اعوذبالله من الشیطان الرجیم. وَکُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ» بیان شده است. همان‌طور که در فقه اسلام بیان‌شده است فجر به انواع فجر کاذب و فجر صادق تقسیم‌بندی می‌شود. از تفاوت‌های ما با اهل سنت در دو بار اذان گفتن آن‌ها یکی برای فجر صادق و دیگری برای فجر کاذب است. در فجر کاذب وقتی‌که در بیابان بایستید و از سمت مشرق به صفحۀ آسمان بنگرید خواهید دید که در ابتدا یک بیاض وهمی صادر می‌شود و سپس بیاض حقیقی دیده می‌شود؛ یعنی سپیدۀ صبحگاهی که می‌دمد در ابتدا یک حالت وهمی دارد به‌نحوی‌که انسان تصور می‌کند که فجر محقق شده است. درحالی‌که این‌یک اشارۀ وهمی است. سپیده می‌بایست که مستقر شود، آرامش پیدا کند و ثابت شود؛ لذا فجر صادق پس از گذشت دقایقی که کاملاً خیط ابیض از خیط اسود جدا شد محقق می‌شود. خیط به معنای نخ است. خیط ابیض یعنی در دل تاریکی، نخ سپید روشنایی از نخ‌های سیاه ظلمت شب که به مفهوم آمدن روز پس از شب است جدا می‌شود و به یک‌باره سپیده‌دم بیرون می‌آید. « یولِجُ الَّیلَ فی النَّهارِ ویولِجُ النَّهارَ فى الَّیلِ ویخرِجُ الحَی مِنَ المَیِّتِ وتُخرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَی» این از معجزات الهی است که شب را می‌برد و روز را می‌آورد. این‌ها آیات الهی است و باید به آن توجه کنید. در ابتدای اسلام اگر کسی اوایل شب می‌خوابید، خوردن بر وی حرام می‌شد. اگر می‌خواست غذا را در سحر بخورد باید بیدار می‌ماند. همان‌طور که قبلاً‌ نیز گفته شد این یک خاصیت داشت و فایدۀ آن شب‌زنده‌داری بود و فرد مجبور می‌شد که شب را تا به صبح بیدار بماند. علی‌الخصوص اگر شب‌ها نیز بلند باشد افطار مغرب کجا و غذای سحر کجا! خواهران و برادران به این نکته خوب توجه نمایند که لطف خداوند در آیۀ شریفه «کلوا و اشربوا» تا به کجا رفته است! اگر این حکم منسوخ نمی‌شد و می‌خواست بماند، حال ما چگونه بود! لذا چون مشقت و سختی داشت، پیامبر -صلی‌الله علیه و آله- از درگاه ایزدی مسئلت کردند و این حکم سنگین برداشته شد و آیۀ «کلوا و اشربوا» آمد که بخورید و بیاشامید، وقت تا قبل از اذان صبح بسیار است. گفته می‌شود که منشأ نزول این آیه، مقعن بن جبیر از صحابی رسول‌الله بوده است. ایشان با زبان روزه در جنگ حفر خندق شرکت داشتند. در غزوه خندق معروف و مشهور است که این شخص ازجملۀ افرادی است که مأمور به حفر خندق در اطراف شهر و برافروختن آتش در آن به‌منظور جلوگیری از تجاوز دشمن و داخل نشدن آن‌ها به شهر بوده است. این واقعه در ماه رمضان بوده و مقعن روزه‌دار بوده است. پس از مراجعت به منزل از همسرش تقاضای آماده نمودن افطار را می‌کند. همسر او وارد مطبخ می‌شود و مشغول تهیه غذای افطار می‌شود. وقتی سینی غذا را می‌آورد تا باهم به خوردن افطار مشغول شوند، متوجه خوابیدن همسرش از خستگی کار روز که به دستور پیامبر به همراه مسلمانان و لشکر اسلام اطراف شهر خندق حفر کرده بودند می‌شود. وقتی مقعن از خواب بیدار می‌شود متوجه می‌شود که کار از کار گذشته و دیگر نمی‌تواند غذا بخورد. روز بعد نیز چون روزه گرفتن واجب بوده، روزه می‌گیرد و با زبان روزه، همراه با لشکر اسلام به حفر خندق مشغول می‌شود. کلنگ می‌زند و خندق را حفر می‌کند. هوا نیز ظاهراً گرم بوده آن‌هم هوای عربستان سعودی و حجاز. ضعف بسیار مفرطی بر وی غلبه می‌کند و بر روی زمین می‌افتد. به پیامبر خبر دادند که یا رسول‌الله، مقعن را دریاب که از شدت ضعف بر زمین افتاده و غش کرده، پیامبر بر بالین مقعن می‌آید و می‌گوید، چه خبر است و جویای حال مقعن می‌شود. می‌گویند او روز قبل روزه بوده و به خانه رفته که افطار کند اما خوابش برده و نتوانسته چیزی بخورد و حالا روز دوم آمده و با همان زبان روزه‌ای که روز قبل روزه بوده و چیزی نیز نخورده است از ضعف زیاد بیهوش شده و بر زمین افتاده است. سپس آب آوردند و بر روی او ریختند و او را به هوش آوردند. همان‌جا پیامبر دستانشان را به‌جانب آسمان بلند کرد و فرمود خدایا بر امت من رحم کن و این حکم سنگین را بردار. جبرئیل نازل شد و آیۀ «وَکُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأَسْوَدِ» را آورد. این داستان مقعن بن جبیر بود.

مکاشفه صورت گرفته برای سید بحرالعلوم

داستان دوم نیز مرتبط با ماه شریف و مبارک رمضان و از کرامات حجت بزرگف سید مهدی بحرالعلوم -رضوان‌الله تعالی علیه- است که رسالۀ سیر و سلوک منسوب به ایشان است و ما از دستورات ایشان در نفی خواطر برای دوستان استفاده کرده‌ایم. در صفحۀ ۴۹۴ کتاب مفتاح السعاده حکایتی را از سید بزرگ، سید بحر العلوم نقل نموده‌اند. نقل‌شده که ایشان در تعدادی از مؤلفاتشان با دستخط خود نوشته‌اند که در شب بیست و سوم ماه رمضان هزار مرتبه سوره قدر را تلاوت کرده‌اند. این هزار مرتبه مخصوص شب‌های قدر نیست بلکه از شب اول ماه شروع می‌شود تا به شب‌های قدر و شب آخر ماه رمضان ختم می‌شود. در مراقبات ماه رمضان تلاوت سورۀ قدر را به‌عنوان یکی از اذکار و اوراد این ماه آورده‌ایم و گفته‌ایم که سالک از عدد هزار هر مقداری را که توانست بخواند و حداقل آن نیز صد مرتبه است. شما می‌توانید سورۀ قدر را در نمازهای واجب و نافله‌هایتان در شب و روز بخوانید که برای نمازهای واجب تعداد دفعات به این صورت که در دو رکعت نماز صبح، همچنین در دو رکعت اول نماز ظهر و عصر، در دو رکعت اول نماز مغرب و همچنین در دو رکعت اول نماز عشاء به‌نحوی‌که مجموع آن عدد ده می‌شود و اگر در نمازهای مستحبی و نماز شب و نوافل بخواهید بخوانید چقدر سورۀ قدر خوانده‌اید! برخی تسبیح دستشان هست و هر جا که می‌روند سورۀ قدر را تلاوت می‌کنند. سید بحرالعلوم با این جلالت و مقامش می‌گوید من سورۀ قدر را هزار مرتبه خواندم و بعد از تلاوت سورۀ مبارکه به عدد هزار گفتم به حرم مطهر مشرف ‌شدم. اینجا ذکر نشده کدام حرم ولی ظاهراً چون وطن ایشان در نجف بوده و استاد حوزۀ علمیۀ نجف بوده منظور از حرم، حرم امیرالمؤمنین -علیه‌السلام- است. می‌فرمایند که بعدازاینکه زیارت حرم مولا امیرالمؤمنین -علیه‌السلام- را تمام کردیم و شروع به خواندن نماز شب کردیم، در سجده بسیار گریه کردم، در همین حال سجود یا بین خواب‌وبیداری که واقعاً در رؤیا بوده که می‌فرماید در آن حالت، مکاشفه صحیحه برای ایشان پیش می‌آید. آقا زین العابدین -علیه‌السلام- را رؤیت می‌کنند و می‌بینند که ایشان در مقابل ضریح جدش امیرمؤمنان با گردن کج ایستاده است و مشغول تضرع و زاری است و به درگاه الهی در شب قدر مناجات می‌کند. امام زین‌العابدین در مناجاتش باخدا، آن‌هم در حرم جدش در نجف اشرف می‌فرماید: «الهی به‌حق امشب که شب قدر است مرحمت خود را بر شیعیان امیرالمؤمنین -علیه‌السلام- و بر گریه کنندگان بر حسین -علیه‌السلام- مرحمت و نازل گردان و آن‌ها را بیامرز». سید بحرالعلوم می‌گوید که در فرموده‌ها و مناجات حضرت خوب گوش سپردم دیدم که آقا ذکری را به‌صورت مکرر در مکرر می‌گوید و آن ذکر توحیدی «لا اله الا انت» بود. کلمه شریفۀ «لا اله الا الله» جزء اذکار مراقبات این ماه بوده که ما به عدد ۵۰۰ گفتیم ولی ذکر زیاد به تعبیر کثیر آمده که این ذکر را کثیر بگویید. هر شب همانند سوره قدر هزار مرتبه «لا اله الا الله» واردشده است ولی ما حداقل پانصد مرتبه گفته‌ایم. صحبت از داستان سید بحرالعلوم بود. سید در حالت سجود مشاهده می‌کند که آقا زین‌العابدین کنار ضریح جدشان امیرالمؤمنین ایستادند و باخدا مناجات می‌کنند و ذکر «لا اله الا انت» را به زبان تکرار می‌کنند. بعد سید می‌فرمایند آنچه در حرم و رواق و ضریح مطهر بود را دیدم که همگی با امام زین‌العابدین در این ذکر متابعت می‌کردند؛ یعنی درودیوار و حرم، همگی با آقا امام زین‌العابدین در حال این ذکر بودند از ایشان پرسیدم که جمادات چگونه در ذکر الهی با شما موافقت دارند؟ می‌فرمایند یک‌مرتبه دیدم که حضرت به بنده التفات فرمودند که خداوند جل شأنه توحید، نبوت و ولایت ما اهل‌بیت را در جمیع ممکنات عرضه داشت. همه ما را می‌شناسند و همه مطیع و منقاد ما هستند و اطاعت ما بر جمیع ممکنات حتم است. همه جمادات به تسبیح و تهلیل مشغول هستند ولی اکثر خلایق، تسبیح آن‌ها را نمی‌فهمند. سپس امام زین‌العابدین فرمودند: ای سید! هیچ نطفه‌ای جز به اذن امام -علیه‌السلام- منعقد نمی‌شود و هیچ برگی جز به اذن امام -علیه‌السلام- از درخت ساقط نمی‌شود. ای سید! ما ابواب فیوضات ربانیه هستیم. ما مفاتیح استفاضه هستیم. ما قسیم جنت هستیم. امور خلایق به اذن ماست. مشیت ما تابع مشیت الهیه است.

ثواب داشتن محبت و ولایت نسبت به اهل‌بیت علیهم‌السلام

عرض کردم آقا بفرمائید که محبت و ولایت شما اهل‌بیت علیه‌السلام چه ثوابی دارد؟ فرمودند: هرکس به ولایت و محبت ما اهل‌بیت بمیرد با ما محشور می‌شود. عرض کردم آقا بفرمائید اجر گریه کنندگان بر امام حسین علیه‌السلام چگونه است؟ فرمودند: گریه کنندگان با ثواب شهدای کربلا شریک هستند و در روز قیامت از آن‌ها خواهند بود و هر که بگوید «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ فَوْزا عَظِیماً» خداوند ثواب یک حج و یک عمره به او کرامت می‌فرماید. فرمودند: هرکس در مظلومیت آن حضرت گریه کند تا اشک بر رخسارش جاری شود خداوند گناهان گذشته و آینده او را بیامرزد و صورت او را بر آتش حرام نماید. فرمودند: ای سید! من برای او بهشت را ضامن هستم.

ثواب زیارت اهل‌بیت علیهم‌السلام

عرض کردم آقا چه ثوابی است برای کسی که یک نفر از شما را زیارت کند؟ فرمودند: ثوابش آن است که در شب اول قبر به زیارت او می‌رویم و او را از جمیع شداید نجات می‌دهیم و در روز قیامت با ما خواهد بود.

انواع ظلم

«اللَّهُمَّ إِنَّ عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبِی»، خدایا ما گناه می‌کنیم و تو می‌بخشی. «وَ تَجَاوُزَکَ عَنْ خَطِیئَتِی»، خطا می‌کنیم و تو می‌گذری. «وَ صَفْحَکَ عَنْ ظُلْمِی»، ما ظلم می‌کنیم و تو از ظلم ما می‌گذری. این ظلم همان بی‌عدالتی‌ و خروج از موازین عدالت است. یک ظلم به نفس داریم، یک ظلم به خلق داریم و یک ظلم نیز به معنای تجاوز از حدود الهی است. البته کاملا‌ً مشخص است که خداوند هیچ‌گاه مظلوم و ظالم واقع نمی‌شود. اگر همه دنیا و تمام مردم کافر شوند و همه ظلم و جنایت کنند تأثیری در کبریا و عظمت او نخواهد داشت. در دیوان عدالت الهی اگر ما ظلم و بی‌انصافی کنیم اگر خداوند بخواهد می‌تواند در محکمه عدلش ما را مجازات کند. ولی در دعا می‌خوانیم که تو بخشش داری و چه‌بسا از بسیاری از ظلم‌ها بگذری.

حاکم بودن ستاریت خداوند در دنیا

«وَ سَتْرَکَ عَلَی قَبِیحِ عَمَلِی»، خدایا تو ستارالعیوبی و زشتی‌های اعمال و کارهایمان را می‌پوشانی. اگر این ستاریت نبود حال ما چگونه بود؟ گفته‌شده در بعضی امم گذشته، شب که گناه می‌کردند وقتی‌که در روزبه خیابان می‌آمدند در پیشانی‌شان معلوم می‌شد. شما بگردید و سند آن را پیدا کنید چون من آن را درگذشته‌ها دیده‌ام. اگر بنا بود که امت مرحومه اسلام نیز چنین وضعیتی داشته باشند ما چه حالی پیدا می‌کردیم؟ اینجا ستاریت خداوند بر ما حاکم است ولی آیا در صحرای محشر نیز به این صورت است؟ یَوم‌َ تُبلَی السَّرائِر؛ آنجا همه‌چیز آشکار و علنی می‌شود. کاری کنیم که در آنجا مفتضح و رسوا نشویم.

گناه عمدی و گناه سهوی

«وَ حِلْمَکَ عَنْ کَثِیرِ جُرْمِی»، خدایا تو از بسیاری از جرم‌ها و خطاهایمان می‌گذری. «عِنْدَ مَا کَانَ مِنْ خَطَایَ وَ عَمْدِی»، یعنی یک‌وقت یک سهو و خطایی است و انسان از ابتدا به دنبال این گناه قدم برنداشته ولی حالا طوری شده که به گناهی کشیده شده است این‌یک نوع است. نوع دیگر نیز عمدی است یعنی از روی تعمد این کار را می‌کند، مثلاً خودش را مست می‌کند، عرق می‌خورد یا مثلاً همین مواد مخدر چون با عرق فرقی ندارد. تریاک، شیشه و مواد متنوع مخدر همه ازنظر فقهی و شرعی در حکم شراب است. حال ممکن است که هشتاد ضربه شلاق نداشته باشد ولی بالأخره این‌ها نیز جرم و گناه است. «لاضَرَرَ وَ لاضِرارَ فی الاسلام». انسان نباید به خودش آسیب بزند. این دسته از گناهان از روی تعمد است و خود شخص اقدام به این کار می‌کند. ولی در این دعا می‌خوانیم که خدایا تو از گناهان عمدی و سهوی ما می‌گذری و چشم می‌پوشانی و چون ستاریت داری و حلیم هستی و می‌گذری این سبب شده که «أَطْمَعَنِی فِی أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ». این من را به طمع انداخت که آنچه را که اصلاً استحقاق ندارم از تو سؤال کنم؛ یعنی من جنایتکار گناهکار چه زشتی‌ها و اعمال زشتی را انجام داده‌ام که باید قعر جهنم باشم و خداوند باید در دنیا و آخرت من را مجازات کند، اما نمی‌کند و خدا لطف دارد و این باعث می‌شود که من دستم را دراز کنم و بگویم: خدایا بیا و مرا ببخش!

صفت رحمانیت و رحیمیت خداوند

«الَّذِی رَزَقْتَنِی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ أَرَیْتَنِی مِنْ قُدْرَتِکَ وَ عَرَّفْتَنِی مِنْ إِجَابَتِکَ»، تو خدایی هستی که رحمتت شامل مؤمن و کافر و مسلمان و همه می‌شود. صفت رحمانیت خدا این‌گونه است. حال صفت رحیمیتش فقط برای مؤمنین و در آخرت است. ولی این رحمت را ما در دنیا با چشم خودمان می‌بینیم. «وَ أَرَیْتَنِی مِنْ قُدْرَتِکَ»، قدرت و توانائی به ما دادی و تمام این‌ها از جانب تو است. همین‌طور به من نشان دادی و من دانستم که در کجاها به فریادم رسیدی و کجاها مرا اجابت فرمودی. «یا الله» که گفتم جوابم را دادی. درجایی عرض نمودم که ما به خدا یک «لبیک یا الله» می‌گوییم  و یک «لبیک یا عبدی» نیز خدا به ما می‌گوید. ای بنده من بگو چه می‌خواهی و درخواست کن. «فَصِرْتُ أَدْعُوکَ آمِنا وَ أَسْأَلُکَ مُسْتَأْنِسا لا خَائِفا وَ لا وَجِلا مُدِلا عَلَیْکَ فِیمَا قَصَدْتُ فِیهِ إِلَیْکَ». من چقدر به تو نزدیک شده‌ام و چقدر مهربانی و گذشت و بخشش تو را نسبت به خود دیده‌ام. آخر من که مستحق یک‌لحظه ماندن در این دنیا نیستم. با این همه جرم و جنایت من اصلاً نباید زنده باشم. نباید در این دنیا نفس بکشم. شما می‌بینید که وقتی کسی جرم و جنایتی می‌کند او را به سرجوخۀ اعدام می‌برند و اعدامش می‌کنند. چقدر خدا در مقابل این نافرمانی‌ها باید ما را اعدام کند. من حق زنده شدن را ندارم ولی می‌دانم که تو از حق خودت می‌گذری؛ و چقدر به من لطف و عنایت داری. وقتی‌که مهربانی‌ها و رحمت‌ها و عنایت‌های تو را می‌بینم به تو نزدیک می‌شوم. «أَدْعُوکَ آمِنا» آن‌وقت در مقام امن‌وامان قرار می‌گیرم. وقتی‌که می‌خواهم با تو حرف بزنم با یک دل پر از اطمینان به عفو و گذشتت و با انس و حلاوت مناجاتت این کار را انجام می‌دهم. شیرینی لذت این گفتگو را من با تو می‌چشم. «وَ أَسْأَلُکَ مُسْتَأْنِسا»، از روی انس و محبت با تو حرف می‌زنم و تو انیس من قرار می‌گیری و مرا به امنیت خودت می‌بری. «لا خَائِفا وَ لا وَجِلا»، آنجا خوف مطرح نیست. وَجِل به مفهوم لرزش است. این‌که بدنم بلرزد! ابداً!

مفهوم دلال

«مُدِلا عَلَیْکَ»، از این نیز بالاتر می‌دانید که دَلال چیست؟ بچه‌هایی که به آغوش مادرشان می‌روند سروصورتشان چگونه است و مادر نیز چگونه او را ناز و نوازش می‌کند. خدایا تو دست نوازش به سر من کشیدی و مرا مورد نوازش و دلال خودت قراردادی. این چه احساسی است! گاهی آدم خراباتی می‌شود و گاهی هم حالش خوفی است. ولی این جمله دوم خراباتی است و می‌خواهد بگوید من در امن‌وامان توأم و با تو انس هستم و احساس می‌کنم که تو با من دلال داری؛ یعنی من را در گهوارۀ نوازشت قراردادی و نوازشم می‌کنی و من هم به تو ناز می‌کنم. تو باید ناز کنی! «مُدِلا عَلَیْکَ»، من دارم ناز می‌کنم. «فِیمَا قَصَدْتُ فِیهِ إِلَیْکَ» و با آن حالی که عرض کردم به‌سوی تو می‌آیم. این‌یک حالت رجاء فوق‌العاده است. البته بعضی از عرفا گفته‌اند که در آخر حال عارف به رجاء نزدیک می‌شود و در همین زمینه نیز بعضی روایات داریم. یک‌وقتی من تحقیق می‌کردم «مؤمن باید بین خوف و رجاء باشد» ولی در این میزان خوف‌ورجا مدام باید رفت و رفت تا در آخر به آنجایی می‌رسد که امشب خواندیم، یعنی به یک حالت رجاء فوق‌العاده می‌رسد.

علت تأخیر در استجابت دعا

«فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی عَتَبْتُ بِجَهْلِی عَلَیْکَ وَ لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَهِ الْأُمُورِ»، بعضی می‌گویند که ما در خانه خدا را خیلی زدیم و اینجا و آنجا رفتیم، متوسل شدیم، بیمارمان را به مشهد و کجا بردیم پس چرا ایشان عنایت نمی‌کنند؟ حال شما ببینید که دعای افتتاح چه می‌گوید؟ می‌گوید، «فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی»، خدایا اگر چیزهایی را از تو خواستم و تو حاجت من را دیر دادی، من چکار می‌کنم؟ «عَتَبْتُ بِجَهْلِی عَلَیْکَ»، من گریه و زاری و عتاب می‌کنم ولی این عتاب من از روی جهل و نادانی است و نباید این کار را بکنم. چرا؟ وقتی تو خدای دانایی هستی و مصلحت اول و آخر مرا می‌دانی و تو به علائق من آگاهی آیا دوست و مهربانی بهتر از تو نسبت به من هست؟ من باید رها کنم حالا نگاه بکنم به تو که حالا امروز دادی! ندادی! یک سال دیگر یا دو سال دیگر یا اصلاً در همین حال بمیرم و بروم پس من چه حرفی دارم. بااینکه خدا می‌فرماید «أَدْعُوکَ آمِنا، مُسْتَأْنِسا وَ مُدِلا عَلَیْکَ»، اگر عزیزم حال شما این‌گونه است پس چرا عتاب و گریه و زاری می‌کنی؟ ولی «خلق الانسان ضعیفا»، انسان است دیگر! «فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی» پس آن مطلبی را که از تو می‌خواهم تو به من دیر دادی فوراً شروع به گریه و زاری و عتاب کردن می‌کنم که تو چه خدایی هستی؟ چرا نمی‌دهی؟ چرا نمی‌کنی؟ و چرا؟ «وَ لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی» شاید باید این مطلب را به خودم بگویم که آن‌که برآورده شدن حاجتش از جانب خدا دیر شده است برایش خیر باشد، من که درست خیر را از شر نمی‌فهمم ولی خداوند بهتر می‌داند. پس شاید این‌که این حاجت به تأخیر افتاده یا شاید امسال نمی‌دهی، ده سال دیگر یا بیست سال دیگر می‌دهی یا شاید هم اصلاً نمی‌خواهی بدهی، شاید تمام این‌ها ابتلا و آزمایش است! شاید یک ترفیع درجه‌ای است! شاید تکفیر سیئه است! بالاخره یک دلیلی دارد. چرا در کار خداوند دخالت کنم؟ باید این احتمال را بدهم که چه‌بسا این تأخیرات برایم خیر بوده باشد! چرا؟ توجه بفرمائید دلیلش را می‌گوید. دلیلش این است که «لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَهِ الْأُمُورِ». تو از من بنده ضعیف داناتری. به چه داناتری؟ به پایان هر امری. اینکه امورات ما باید چگونه بگذرد و چگونه پایان پیدا کند. تو خداوند مدبر و خالق و رازق بهتر می‌دانی. پس من باید به تو واگذار کنم. مطالب دیگری نیز اینجا هست که ان شاء الله برای شب‌ آینده می‌گذاریم. ما حاجت‌هایی را از درگاه خداوند می‌خواهیم که ممکن است دنیوی و یا اخروی باشد. در همین راه سیر و سلوک بعضی‌ها عجله می‌کنند و دادوبیداد و گریه و ناله و زاری می‌کنند که خداوندا باید به من بدهی! حال اگر یک‌دفعه عنایتی شود و ظرفیتش را نداشته باشید چه می‌شود؟ همانند بعضی از اساتید منحرف اخلاق و عرفان که فرصت نیست توضیح داده شود. اخیراً استاد منحرفی در مشهد پیداشده که حالا مکاشفاتی دیده اما ظرفیت ندارد. حال چه حکمتی است که گاهی اوقات مطلبی را از خداخواه معنوی یا غیر معنوی می‌خواهیم که به ما نمی‌دهد و باید صبر کنیم تا وقت آن برسد. «الامور مرهونه باوقاتها». چگونه است که وقتی نهالی در زمین کاشته می‌شود باید مدتی بگذرد تا میوه بدهد! راه خداوند نیز این‌گونه است. باید زمانش برسد! این غذا باید پخته شود تا قابل‌خوردن شود. مدام عجله می‌کنند بعد هم گرفتار استاد منحرف می‌شوند. چون این استاد منحرف چیزهایی دارد و می‌دهد! با شیاطین و غیبیات ارتباطاتی دارد و چیزهایی را می‌گوید و آن‌ها نیز فریب این استاد شیطانی را می‌خورند. ولی ما این‌ها را نداریم لذا سراغ ما نمی‌آیند. حال یک تعدادی از این افرادی که به سراغ این استاد منحرف رفته‌اند پیش ما آمدند که داستانش طولانی است و بعد خدمتتان عرض می‌شود.

وصلی الله علی‌محمد و اله الطاهرین

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...