بیانات استاد معظم آیت الله کمیلی حفظه الله در شرح دعای شریف افتتاح (بخش دوم)

بیانات استاد معظم و مکرم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی

در شرح دعای شریف افتتاح (بخش دوم) در شب دوم ماه مبارک رمضان ۱۴۳۹

دانلود فایل صوتی شرح دعای افتتاح بخش دوم در شب دوم ماه رمضان

alt

تاریخ سخنرانی: ۱۳۹۷/۰۲/۲۸

مدت زمان : ۰۰:۳۱:۰۸

حجم فایل:  ۱۰٫۶ مگابایت 


بیانات استاد معظم و مکرم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی سلمه الله

در شرح دعای شریف افتتاح در شب دوم ماه مبارک رمضان ۱۴۳۹

متن عربی بخش دوم دعای افتتاح:

الْحَمْدُ لِلَّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِهِ کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا مُضَادَّ لَهُ فِی مُلْکِهِ وَ لا مُنَازِعَ لَهُ فِی أَمْرِهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا شَرِیکَ لَهُ فِی خَلْقِهِ وَ لا شَبِیهَ لَهُ فِی عَظَمَتِهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَاشِی فِی الْخَلْقِ أَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ الظَّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ الْبَاسِطِ بِالْجُودِ یَدَهُ الَّذِی لا تَنْقُصُ خَزَائِنُهُ وَ لا تَزِیدُهُ کَثْرَةُ الْعَطَاءِ إِلا جُودا وَ کَرَما إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الْوَهَّابُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ قَلِیلا مِنْ کَثِیرٍ مَعَ حَاجَةٍ بِی إِلَیْهِ عَظِیمةٍ وَ غِنَاکَ عَنْهُ قَدِیمٌ وَ هُوَ عِنْدِی کَثِیرٌ وَ هُوَ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسِیرٌ.

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله طیبین الطاهرین.

اسم رمضان، اسمی از اسماء الله است.

ماهی که در آن قرار گرفته‌ایم شهر الله الاکبر است. اضافه بر مستحبات، ادعیه و نوافلی که در این ماه شریف واردشده است، بعضی از علماء اسم رمضان را اسمی از اسماء الله دانسته‌اند. لذا می‌گویند که لفظ رمضان را اطلاق نفرمایید بلکه باید شهر الرمضان بگویید و هر زمان خواستید آن را نام ببرید ماه رمضان بگویید. چرا؟ اگر بنا است که رمضان اسم خداوند باشد همانند اسماء دیگر، مفهومش این‌ است که می‌گوییم یا رمضان! ای خدایی که تو آمرزش دهنده گناهان هستی و بخشش و عفو از جانب تو است. یا رمضان همانند یا غفور اسمی از اسماء خدا است لذا تنها نام بردن آن مفهومی ندارد؛ اما اگر منظورمان ماه است باید اسم شهر را بیاوریم و بگوییم این ماه خدا است و این ماه رمضان است. درواقع اگر اسم رمضان اسم خدا است انصراف ذهن به خود خدا توجه می‌شود. درحالی‌که ما می‌خواهیم ماه را بیان کنیم و بگوییم ماه چنین و ‌چنان است و این  شب‌ها، روزها، سحرها و مختصات را دارد.

دو حکم منسوخ‌شده در ماه رمضان

در خصوص ماه رمضان دو حکم منسوخ وجود دارد. همان‌طور که می‌دانید در قران «ناسخ و منسوخ» و «متشابه و غیر متشابه» داریم. برای امت اسلام در اوایل اسلام به دلیل حرمت بسیار این ماه، دو کار بسیار مشقت آمیز از انواع ریاضت نفس پیش‌آمده بود. اول آنکه وقتی مغرب می‌شد حرمت مجامعتی که در روز بود امتداد داشت. آمیزش جنسی از آن ده مفطری است که روزه را باطل می‌کند. وضعیت به صورتی بود که زوجین از هم‌بستر شدن در ماه رمضان به‌کلی ممنوع بودند و برای انجام آن می‌بایست صبر می‌کردند تا ماه رمضان به پایان برسد. هرچند این خویشتن‌داری نوعی ریاضت نفس و موجب جلوگیری نفس از شهوات و مَرَضّات است اما بر عده‌ای از جوانان گران آمده بود و مبتلا به معصیت می‌شدند. میان‌سالان ممکن بود که  بتوانند خود را حفظ کنند ولی برای زن و مردی که نزدیک به ماه رمضان ازدواج کرده بودند بسیار مشکل بود اگر می‌خواستند یک ماه باهم هم‌بستر نشوند. لذا از سختی و سنگینی این امر به گناه می‌افتادند. لذا وقتی این درخواست را خدمت پیامبر اسلام بردند ایشان به درگاه خدا توجه نمودند و از خداوند عظیم خواستند که این حکم سنگین را از امتشان بردارد. حال چگونه متوجه منسوخ شدن این حکم شویم؟ از طریق آیۀ ناسخ می‌شویم. در این آیه آمده است: «قوله تعالی عز و وجل: أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائکُمْ»؛ برای شما حلال شد که با زنانتان در شب‌های روزه مراقبت کنید و لذا می‌بینیم بااینکه اول هر ماه هم‌بستر شدن با زن کراهت دارد ولی در ماه رمضان که این حکم سنگین رفع شد هم‌بستر شدن مستحب است و این برای سهولت امر الهی بود. از کلمه أُحِلَّ می‌فهمیم که قبلاً حُرِّم بوده هرچند برای این موضوع در قران آیۀ تحریم نداریم. ولی وقتی خداوند می‌فرماید حلال شده، یعنی قبلاً حرام بوده که حالا حلال شده است. پس ما حکم منسوخ را از بطن همین آیه می‌توانیم کشف کنیم. ناسخ نیز خود این آیه است.

حکم دومی که منسوخ شد در آیه‌ای است که می‌فرماید: «کُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ». کلمۀ «کلوا و اشربوا»، -یعنی بخورید و بیاشامید تا وقتی‌که برای شما بیاض فجر ثابت شود،- نشان می‌دهد که قبلاً این خوردن و آشامیدن جایز نبوده که اکنون می‌فرمایند که بخورید و بیاشامید. مفسرین نوشته‌اند که در اوایل اسلام فرد تا موقعی که در شب‌های ماه رمضان خوابش نمی‌گرفت مجاز بود که بخورد و بیاشامد؛ یعنی اگر در ماه رمضان شب‌بیداری می‌کرد همین‌که سرش را می‌گذاشت و می‌خوابید، خوردن و آشامیدن ممنوع می‌شد؛ یعنی حتی باوجود ساعت‌ها فاصله تا طلوع فجر، بازهم خوردن و آشامیدن ممنوع بود. این برای امت اسلام، حکم سنگینی بود؛ لذا آمدند و از پیامبر خواستند و ایشان نیز دعا نمودند و آیۀ «کُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ» نازل شد. اینجا نیز همان‌طور که در حکم قبلی گفته شد منسوخ را از آیۀ ناسخ متوجه می‌شویم.

اثرات شب‌بیداری و سحرخیزی در سیر و سلوک

شب‌بیداری و سحرخیزی در مسائل سیر و سلوک آمده یا جلوگیری از نفس و خودداری از مرضات و شهوات یک امر ریاضتی است و سبب تزکیۀ نفس می‌شود؛ ولی ببینید که لطف خداوند تا کجا رفته است که این دو حکم سنگین را مرتفع نمود. ولی حالا ما باید ملاحظه کنیم که این دو حکم تا مدت‌ها بوده و سپس رفع شده است؛ لذا تا آنجا که میسور است به شب‌بیداری توجه داشته باشیم. البته در شب‌های قدر، احیاء واردشده است و پیامبر فراش خود را در دهۀ آخر از خانه‌ای که نزدیک مسجدالنبی بود به داخل مسجد منتقل می‌نمود و کلاً در دهۀ آخر معتکف بودند. در بیداری شب داریم که این‌ها قائم الیل هستند! صائم النهار هستند! البته نظر ما این است که کسانی که واقعاً نیاز شدید به خواب دارند، حداقل باید ۶ ساعت بخوابند و اگر از شب کم آوردند باید آن را در روز جبران کنند.

سپاس از نعمت‌ها عامل ایجاد محبت و عشق الهی

دو امری که اشاره شد یکی از موجبات حمد الهی است که در دعای افتتاح خوانده شد، «الْحَمْدُ لِلَّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِهِ کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا». واقعاً اگر این دو امر سنگین تا به امروز امتداد داشت حال و وضعیت ما چگونه بود؟ تمامی نعمت‌های خدا که این نیز یکی از نعمت‌ها است جای حمد دارد. تمامی نعمت‌ها اعم از صغیره و کبیره، نعم ظاهریه، باطنیه، مادیه، معنویه، دنیویه و اخرویه جای شمارش و شکر دارد. یکی از اسباب بزرگ ایجاد محبت و عشق الهی، شمارش نعمت‌های خدا و سپس شکر گذاری از این نعمت‌ها است. شناخت منعم از طریق نشستن و تفکر در نعمت‌های کوچکی و بزرگ که به ما داده و همچنین بررسی و تحلیل آن‌ها، تأثیر بسیاری در پیشرفت معنوی خواهد داشت.

صفات ثبوتیه و سلبیه

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا مُضَادَّ لَهُ فِی مُلْکِهِ» در جملۀ دوم و جملات بعدی صفات سلبیۀ خداوند را می‌خوانیم. صفات خداوند بر دو قسم صفات ثبوتیه و صفات سلبیه است. وقتی می‌گوییم خدا لطیف، منعم، قادر، توانا و دانا است این‌ها جزء صفاتی است که در ذات مقدس اثبات می‌شود. یک نوع اموری است که می‌بایست از ذات حق نفی نماییم و بگوییم «لم یلد»، «لم یولد»، خدا فرزند و پدر و مادر ندارد، از کسی زائیده نشده است؛«لم یکن له کفوا احد» شبیه و نظیری ندارد! مثلاً در همین دعایی که امشب خواندیم، «لا مضاد له»، نفی ضدیت و نفی وجود داشتن ضدیتی برای خداوند در عالم مملکتش است. امروزه در بین رؤسا و حکام کشورها به‌یک‌باره دیده می‌شود که فردی حاکم شده ولی کس دیگری با انجام کودتایی نظام را به هم می‌زند و برای ریاستش مضاد و منازعی پیدا می‌شود؛ اما آیا برای خداوند نیز مضاد، شریک، منازع و شبیهی می‌توان یافت؟ اصلاً این‌چنین خدایی، سزاوار پرستش نیست و این برای ذات مقدس، نقص بزرگی است. چنین خدایی را نمی‌شود پرستش کرد. اگر این دو خدا هرکدامشان کار دیگری را انجام بدهد پس آن دومی زائد است و اگر بگوییم که هر دو با کمک یکدیگر باید خدا باشند این نشان می‌دهد که خدای اول نیاز داشته درحالی‌که ذات خداوند می‌بایست، ذات مقدس و بی‌نیازی باشد. ممکن است بپرسید که کسانی به این دنیا آمدند و به‌حسب ظاهر با کبریا و حکومت پروردگار منازعه نمودند، هرچند که ممکن نیست که خداوند در عالم قیامت و آخرت منازعی داشته باشد؛ که آنجا فرموده «لمن الملک الیوم لله الواحد القهار»؛ یعنی هر دو را به‌حسب ظاهر و باطن یکی می‌بینیم؛ حاکمیت در قیامت منحصر به ذات پروردگار است و تمامی فرعون‌ها، نمرودها و آن‌ها که آمدند و با حکومت الهی منازعه نمودند در عالم آخرت محکوم‌اند. برای این دنیا چطور؟ فرعونی به این دنیا آمد و گفت: «انا ربکم الاعلی»؛ یا نمرودی آمد آن‌چنان‌که در تاریخ می‌خوانیم منازعه نمود و چقدر از پادشاهان و سلاطین و حکامی که آن‌ها منازعه داشتند  پس این جمله‌ای که می‌فرماید «لا مُنَازِعَ لَهُ فِی أَمْرِهِ»، «لا مُضَادَّ لَهُ فِی مُلْکِهِ» چه می‌شود؟ در حالی‌که آن‌ها به‌حسب ظاهر آمدند! پاسخ این است که ما به عالم واقع نگاه می‌کنیم هرچند که آن‌ها آمدند و ادعای ربوبیت نمودند ولی این ادعا، ادعایی کذب و غلط بود. درواقع حقیقت و واقعیت این امر مهم است نه این ظاهر دروغینی که به‌حسب اسباب ظاهری گفتند ما پروردگاریم! این منازعین و معارضین تأثیری در کبریا و عظمت خداوند ندارند. معارضین و آن‌هایی که منکر ربوبیت خدا شدند بیشتر باعث رسوایی خویش و به ذلت افتادنشان شدند. فرعون در دریای نیل غرق شد. عاقبت نمرود چه شد؟ همه آن‌هایی که آمدند و می‌آیند و معارضاتی از خود نشان می‌دهند می‌بینید که در پایان به چه گرفتاری‌هایی مبتلا می‌شوند و چگونه نابود می‌شوند.

سرّ آزاد بودن بندگان در این دنیا

چه سرّی است که خداوند این دنیا را آزاد گذاشته ولی آخرت را آزاد نگذاشته است؟ سرّش این است که اینجا داری است که باید در آن امتحان شویم! حتماً باید کفر و ایمان در آن باشد تا کفار و مؤمنین خود را نشان دهند و حق و باطل از هم تمییز یابد. پس در این جمله‌ای که می‌خوانیم، حمد آن خدایی را که مضادی در حکومت و ملک خود نداشته یک واقعیت است. «و لا مُنَازِعَ لَهُ فِی أَمْرِهِ». خداوند در امور تشریعی و تکوینی هیچ منازعی ندارد؛ یعنی خداوند در اموری که علی الخصوص تکوینی است تحولاتی را با یک «کن فیکون» ایجاد می‌کند. چه کسی می‌تواند با امور غیبی و ارادی خداوند که مشیت اوست منازعه کند. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا شَرِیکَ لَهُ فِی خَلْقِهِ» خدائی که هیچ شریکی در خلق کردن ندارد یعنی برای خلق مخلوقاتش نیازی ندارد که شریک و معاونی بگیرد و با کمک و شراکت او خلق را ایجاد نماید. مثلاً یک کارخانۀ سهامی یا فروشگاهی را که دو نفر یا بیشتر باهم شریک شده‌اند و آن را راه‌اندازی نموده‌اند در نظر بگیرید. چون یک نفر نمی‌توانسته و سرمایۀ آن‌چنانی نیز نداشته که بتواند آن را راه‌اندازی کند لذا نیاز بوده که چند نفر با یکدیگر جمع بشوند و فروشگاه یا کارخانه‌ را راه‌اندازی کنند. پس آنچه منشأ شرکت می‌شود، مسئلۀ نیازی است که وجود دارد و خداوند ذات بی‌نیازی است. «وَ لا شَبِیهَ لَهُ فِی عَظَمَتِهِ» شما روی هر بزرگ و عظیمی دست بگذارید به عظمت خداوند نمی‌رسد. مثلاً در خلقت جبرئیل می‌گویند که جبرئیل اعظم الملائکه است. ملک عظیم پروردگار است. پیامبر روزی خواست که جبرئیل را آن‌گونه که در آسمان‌ها است ببیند؛ لذا پیامبر وقتی نگاه کردند، دیدند که یک بالش در مشرق و یک بالش در مغرب است لذا افتادند و غش نمودند. لذا جبرئیل به شکل یکی ازاصحاب مانند دحیۀ کلبی به مسجد پیامبر می‌رفتند. حال این‌یک مخلوق عظیم است اما خالقش کیست؟ خالقش خدای باعظمت است. پس خداوند هیچ‌گونه شبیهی در عظمت ندارد و در عظمت متفرد است. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَاشِی فِی الْخَلْقِ أَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ» شکر آن خدایی را که امر او در مخلوقات، عالم خلق و در عالم دنیای طبیعت، ظاهر و نمایان است. فاشی یعنی نمایان است. امرهای تکوینی خدا در این عالم تکوین شده برای ما ظاهر و نمایان است؛ و هم‌چنین موجبات حمد او در این عالم منتشر است. وقتی عارف چشمانش را به هر نعمتی از نعمت‌های خدا و به هر مخلوقی از مخلوقات خدا بیندازد، نگاهش، نگاه حمدی و شکری است یعنی منعم را در نعمت و محمود را در حمد می‌بیند. لذا چگونه خدا را حمد نکند؟ ذکر یکی از بزرگان الحمد لله بود. ذکرش شب و روز این بود؛ ما کنارش بودیم و می‌گفتیم این چه حالی است که ایشان در خانه ومسجد خدا را حمد می‌کند؟ «الفاشی فی الخلق حمده»، تحلیل ایشان این‌گونه بود که وقتی بجز آثار حمد چیز دیگری را نمی‌بینم و جز محمود چیز دیگری را نمی‌بینم؛ من چگونه می‌توانم حمد خدا را انجام دهم. به هر جا که نگاه کنم و به هر سویی که چشم بیندازم این‌گونه است. «الظَّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ الْبَاسِطِ بِالْجُودِ یَدَهُ»، یکی از اسماء خداوند کریم و جواد است. این جود و کرم امری است که بر ما و اهل معرفت پنهان نیست. این چیزی است که ظاهر و روشن است و بسط ید خدا برای ما امر مسلمی است. البته برای آن‌هایی که اهل الله و اولیاءالله هستند چون انشاء این دعا توسط ولی خداست و ایشان این دعا را با آن باطن پر معرفت بیان فرمودند. «الَّذِی لا تَنْقُصُ خَزَائِنُهُ وَ لا تَزِیدُهُ کَثْرَهُ الْعَطَاءِ إِلا جُودا وَ کَرَما إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الْوَهَّابُ» این‌ها تأکیدات است. تأکیدی بعد تأکید دیگر است. یکجا فرمود، کرم و جودش ظاهر است! سپس می‌فرماید هیچ نقصی در خزائنش پیدا نمی‌شود. بسیار دادنش، چیزی را از خزینه‌اش کم نمی‌کند. این تأکیدی بر کرم و جود الهی است که مسئله‌ای روشن و مبرهن است و هیچ جای اخفا در آن نیست. «انه هو العزیز الوهاب»، ذکر عزیز و ذکر وهاب در ارتباط با مطالبی است که گفته شد. وقتی یک خدای باعظمت و با کرم را که به خزائن ملکش روزبه‌روز افزوده می‌شود و هیچ‌چیزی از آن نقص نمی‌شود آیا این برای خدا عزت نیست؟ این برای خداوند نوعی عزت است! وقتی خداوندی باشد که دارای چنین اوصاف و مَقدِرَت و توانائی‌هایی باشد درواقع عزتش با همین افعال و اوصاف است. چرا الوهاب را گفته؟ چون وهاب بر وزن فعال مبالغۀ در هبه کردن و بخشیدن است. وقتی ما در این دعا این‌همه از نعمت‌های خدا را شمردیم و گفتیم و بیان نمودیم، آن‌ها از جانب چه کسی بوده است؟ از جانب خدا! چه کسی هبه و بخشش نموده؟ او بخشیده! لذا در این مطالبی که گفته شد وهابیت خدا نمایان و ظاهر است. لذا کلمۀ وهاب را در تناسب با همان مطالب آورده است. سپس مطلبی رابیان می‌فرمایند که سخن را با همان به پایان می‌رسانیم.

مشخص نمودن خواسته و حاجت بزرگ در پیشگاه خداوند

قبل از ورود به این مطلب، مقدمه‌ای عرض می‌شود. ما و شما باید ببینیم که طبق جمله‌ای که هم‌اینک خوانده می‌شود در افکارمان چیست؟ ما باید آن خواستۀ بزرگ و حاجت بزرگمان را در پیشگاه خداوند مشخص نماییم. ممکن است برای عده‌ای به سبب نداشتن معارف الهی، حاجت‌های مادی و دنیوی بسیار ارزشمند باشد ولی یک سالک الی الله و کسی که در این راه سیر می‌کند آیا می‌تواند غیر از معرفت الله چیز دیگری را برای خود در نظر بگیرد؟! آیا یک سالک الی الله که این‌همه به خود زجر و ریاضت می‌دهد و این‌همه دستورات سلوکی انجام می‌ده،د می‌تواند مقصد دیگری جز توحید و معرفت الله داشته باشد و منظور دیگری در نظرش باشد؟ حالا اگر یکجاهایی نیز آمده و مسئله آتش را مطرح می‌کند -مثلاً در دعای جوشن کبیر در انتهای هر فصلی از دعا خوانده می‌شود: «سبحانک یا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب»؛- البته نجات از آتش هم یکی از حوائج مهم است؛ اما سؤال این است که اگر ما معرفت الله را پیدا کنیم نجات از آتش را هم پیدا می‌کنیم؛ دخول در جنت را هم پیدا می‌کنیم. پس اگر در جملۀ آخر دعای «یا علی یا عظیم» که در ماه رمضان در تعقیبات نماز خوانده می‌شود که «بِفَکَاکِ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ» یا در بعضی از ادعیه «اعتق رقبتی من النار» یا «فیا ذَالْمَنِّ وَ لا یُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَىَّ بِفَکاکِ رَقَبَتى مِنَ النّارِ» را می‌خوانیم، «فَکِّ رقبه» به مفهوم آزاد شدن این گردن از آتش غضب خدا است. حالا برای عارف کدام‌یک مهم است؟ اینکه آتش نرود! بهشت برود! یا خود خدا مهم است! وقتی صد را داشتی همه آن ۹۹ تا را نیز داری. اینجاست که وقتی به این جمله در دعای افتتاح می‌رسیم، می‌گوییم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ قَلِیلا مِنْ کَثِیرٍ مَعَ حَاجَهٍ بِی إِلَیْهِ عَظِیمَهٍ»؛ یعنی من از تو آن حاجت عظیم را می‌خواهم. حاجت عظیم چیست؟ باید به آن فکر کنیم. اینجا نگفته چیست ولی عارف و سالک منظور این دعا را می‌فهمد. یا این‌که در شب آینده به این قسمت از دعا می‌رسیم و می‌گوییم، «لَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَهِ الْأُمُورِ» که آنجا نیز طلب حاجت از خداوند است که بعداً راجع به آن توضیح می‌دهیم. خدایا من از تو سؤال می‌کنم کمی از زیاد را و حاجتی که این حاجت عظیم است و غنای تو از چنین حاجتی قدیم است؛ تو از رسیدن من به خودت بی‌نیازی؛ ولی این منم که نیاز دارم به تو برسم. «وَ هُوَ عِنْدِی کَثِیرٌ» این حاجت در نزد من حاجت بسیار بزرگی است و «وَ هُوَ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسِیر» برای تو نیز آسان است. حاجتی که خیلی زیاد و عظیم است و برای خدا نیز دادنش آسان باشد، کدام حاجت است؟ ما باید زرنگ باشیم و گول نخوریم و یک‌زمان به سراغ حوائجی نرویم که در مقابل آن حاجت هیچ باشد. اگر آن حاجت برآورده شود همه‌چیز در آن است. امیدواریم که رفقای عزیز به این مطلبی که در پایان گفته شد توجه نمایند.

مناجات

پروردگارا! در این شب‌ها و ایام و اوقات سعید و شریف ماه مبارک رمضان حاجتی جز این نداریم که ما را از رذالت نفس نجات دهی و دستمان را از چاه نفس بگیری و بیرون بیاوری! خداوندا! شاهد دل‌ها و نیت‌هایمان هستی. ممکن است همت و نیت ما ضعیف باشد اما از تو می‌خواهیم که نیت ما را در این راه محکم کنی تا بتوانیم به تو برسیم. خداوندا اگر هم نرسیدیم بالاخره چنانکه نیت ما را در این راه قوی بداری و بدانی که ما برای چنین مطلب بزرگی حاضریم همه‌چیز را بدهیم و تو را از دست ندهیم. خدایا! این لطف را حقمان بکن و در این ماه شریف که مهمانت هستیم ضیافت ما را در رسیدن به خودت تکمیل بفرما. پروردگارا! قلوب و دل‌هایمان را مملو از محبت و معرفتت قرار بده. خدایا! شیاطین و وسوسه‌های نفس را از ما دور بگردان. اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک. اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین بحرمه سوره المبارکه الفاتحه مع الصلوات.

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...