بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی (حفظه الله) در خصوص عوامل مؤثر در آرامش روحی

بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در خصوص عوامل مؤثر در آرامش روحی 

حضرت آیت الله کمیلی در طول سفری چند روزه در اردیبهشت ماه سال ۹۷ به شهر یزد عزیمت کردند. در این سفر ایشان در پی دعوت مسئولین دانشگاه آزاد در این دانشگاه حضور یافتند و در جمع اساتید و کارکنان دانشگاه، بیاناتی با موضوع عوامل موثر و راه های کشف آرامش روحی ایراد فرمودند. فایل صوتی و متن بیانات ایشان جهت استفاده کاربران گرامی در این مطلب قرار داده شده است.


دانلود فایل صوتی بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در خصوص عوامل مؤثر در آرامش روحی


alt

تاریخ سخنرانی: ۱۳۹۷/۰۲/۰۴

مدت زمان : ۰۰:۳۸:۱۵

حجم فایل:  ۱۷٫۷ مگابایت 


بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین.

فرازی از دعای شریف مکارم الاخلاق:

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،

بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست،

وَلاتَرْفَعْنى فِى‏ النّاسِ دَرَجَهً اِلاّ حَطَطْتَنى عِنْدَ نَفْسى‏ مِثْلَها،

و درجه و مرتبه مرا نزد مردم بلند مگردان مگر آنکه مرا به همان اندازه نزد خودم پست گردانى،

وَلاتُحْدِثْ لى عِزّاً ظاهِراً اِلاّ اَحْدَثْتَ لى ذِلَّهً باطِنَهً عِنْدَ نَفْسى بِقَدَرِها

و عزتى آشکار برایم ایجاد مکن مگر که به همان اندازه در باطنم خاکسار سازى.

راه دستیابی به اطمینان و آرامش کامل.

موضوع بحث، آرامش روحی یک دانشجو است و اینکه این آرامش در چه چیزهایی می‌تواند باشد. آیه «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» در قرآن و یا کلمات «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِی مُطْمَئِنَّهً بِقَدَرِکَ رَاضِیَهً بِقَضَائِکَ» تا به آخر زیارت امین الله اشاره به این موضوع دارد. اگر انسان بتواند از مراتب پایین نفس به نفس مطمئنه برسد به طور حتم آن اطمینان و آرامش کامل را خواهد یافت. اما چون برای همگان میسور نیست و این آرامش شدت و ضعف دارد لذا به جملاتی از صحیفه سجادیه حضرت امام زین العابدین علیه‌السلام که شاهدی بر این معانی است بسنده می‌شود.

«أللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَلاتَرْفَعْنى فِى‏ النّاسِ دَرَجَهً اِلاّ حَطَطْتَنى عِنْدَ نَفْسى‏ مِثْلَها»، این جمله حکایت از خودسازی روحانی و نفسانی انسان دارد. می‌فرماید: خدایا اگر در نزد مردم قصد بالا بردن نام و موقعیتم را داری، مرا درون نفسم طوری قرار بده که همیشه در پیشگاهت حالت خشوع و ذلت را داشته باشم. به عبارت دیگر در جامعه و بین مردم، درجه و حیثیت مرا بالا مبر مگر به همان اندازه که بالا می‌بری در درونم احساس بندگی و خضوع و خشوع داشته باشم. این نشان می‌دهد که موقعیت‌های اجتماعی از هر نوع و قماشی، می‌توانند انسان را به تکبر و غرور بکشانند. لذا حضرت از خداوند این خضوع در نفس را در هر حالتی طلب می‌کنند. این برای ما الگویی است که اگر به دنبال یافتن آرامش و گرفتار نشدن در اسات نفس و خواسته‌های نفس اماره هستیم حتماً می‌‌بایست از این اسارت خودمان را خارج نماییم.

راهکارهای مصون ماندن از شرور و آفات نفس.

اکنون چه راهکارهایی برای مصون ماندن انسان از شُرور و آفات نفس و به سر بردن در حصن الهی وجود دارد؟ چهار دستورِ مشارطه در صبحگاه، مراقبه در اثنای روز تا قبل از خواب، محاسبه قبل از خواب و در مرحله چهارم معاقبه و تنبیه نفس لازم است. انسان برای عمل نمودن به این چهار دستور اخلاقی که طبق اجماع علمای اخلاق برای خودسازی نفس امری واجب و لازم تلقی می‌شود، نیازمند تمرین و تهیه جدول خانه‌بندی شده برای ثبت کارهای لازمی است که در اثنای روز انجام می‌دهد. انسان می‌تواند در تمامی کارهایش قصد قربت کند و همه را نوعی عبادت منظور کند. این امکان برای انسان مهذبی که قصد تهذیب نفس را دارد، لازم است. در این برگه می‌بایست تمامی کارهایی که نیازمند تنظیم اوقات است، اینکه در هر ساعتی چه برنامه‌ای دارد اعم از درس‌های حوزوی و یا دانشگاهی که برای خدا خوانده می‌شود و ساعاتی را که به آن‌ها اختصاص می‌دهد، ثبت کند.

یادگیری علوم نافع یک واجب کفائی است.

امروزه دانشگاه و حوزه دست به دست یکدیگر داده‌اند و آن مفارقت بین دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه که در زمان شاه به روحانیت اجازه ورود به دانشگاه‌ها را نمی‌دادند وجود ندارد. امروزه نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها وجود دارد و روحانی سر کلاس حاضر می‌شود؛ و بر خلاف گذشته معارف دینی در دانشگاه‌ها تدریس و به آن‌ها نمره داده می‌شود. این نشان می‌دهد که دانشگاه و حوزه از یک نظام اخلاقی و یک نظام مورد رضایت الله برخوردار است. در دانشگاه‌ها علومی که مورد نیاز جامعه است تدریس می‌شود. علوم به دو دسته علوم نافع و علوم مضر تقسیم‌بندی می‌شود. اگر در کشورهای غربی علومی با آثار بد و سوء تدریس می‌شود، آن علوم در کشور ما وجود ندارد. لذا تدریس و تدرّس و تعلیم و تعلّم این علوم همانند علوم حوزوی یک نوع واجب کفایی است. چرا واجب کفایی است؟ برای اینکه نظام جامعه و نظام خلقت متوقف نشود. یعنی همان‌طوری که جامعه نیازمند مجتهد، امام جماعت و قاضی است، به مهندس، پزشک و … نیز احتیاج دارد. تمامی این علوم به نحوی که در ارتباط با تنظیم اجتماع و به منظور رفع نیازهای جامعه و مردم باشد از نظر مسئله فقهی و شرعی یک واجب کفایی شرعی است.

کفائی به مفهوم من به الکفایه است.

کفایی به مفهوم من به الکفایه است. یعنی باید به میزان نیاز جامعه به این علوم، افرادی آن را تحصیل و به حد کفایت برسانند تا از دیگران ساقط شود. پس تا زمانی که افرادی به سمت این علوم نروند یادگیری آن‌ها به گردن همه هست. همانند نماز واجبی که همه می‌بایست بخوانند تمامی افراد نیز می‌بایست به دنبال چنین علومی بروند و پس از کسب تخصص به جامعه خدمت کنند. واجب کفایی در علوم حوزوی امری مسلم است. در علوم دانشگاهی نیز اگر برای تنظیم امور جامعه و اجتماع به آن نیاز است، واجب کفایی می‌شود. انجام این واجب دینی کفایی قهراً نیازمند قصد قربتی است که درس خواندن برای خدا باشد. بسیاری درس را برای گرفتن مدرک می‌خوانند تا به سراغ شغلی بروند که اگر برای تأمین امور زندگی و آینده باشد، امری واجب و لازم محسوب می‌شود. بالاخره آن جوان و آقایی که قصد ازدواج دارد برای تامین نفقات زندگی می‌بایست به دنبال کسب و کاری باشد. چنین کسبی امری واجب است و مقدمه آن نیز تحصیل همین علوم است. بنابراین می‌تواند واجب فردی یا واجب اجتماعی باشد. انسان می‌تواند در نیتش به خلوصی برسد و عرضه بدارد که خدایا! من برای مرضات تو این‌ کار را انجام می‌دهم. لذا این عمل همانند خواندن نماز شب می‌شود. یعنی عمل شما همانند نماز خواندن یک عمل عبادتی می‌شود. امام چهارم در دعای مکارم الاخلاق می‌فرمایند که انسان ممکن است در اثر تحصیل این علوم به مقام و منصب و مرتبه‌ای در جامعه برسد و موقعیتی برای او فراهم شود که بعضاً سبب فریفتگی و ایجاد غرور شود و باعث شود به منافع دنیوی و فردی خویش بچسبد و از خدمت‌رسانی به مردم و آنچه که مرضات خداوندی است غافل شود. لذا انسان به یک نیروی باطنی نیاز دارد. این نیروی باطنی، خودسازی و خشوعی است که در باطن برای شخص ایجاد می‌شود. فرمودند: «لاتَرْفَعْنى فِى ‏النّاسِ دَرَجَهً»، درجه مرا بالا مبر مگر اینکه، « اِلاّ حَطَطْتَنى عِنْدَ نَفْسى‏ مِثْلَها » به همان اندازه‌ای که علمی و مقامی پیدا می‌کنم به همان اندازه نیز در خلوت با تو و در هنگام سجود و خواندن دعا احساس کنم که بنده گنهکار و ذلیل و خوار تو هستم. انسان این ذلت نفس را باید در خودش به طور مستمر داشته باشد. این‌طور نباشد که سحری بلند شود و نماز شبی بخواند و دعایی کند.

ذکر یا حاضری  یا ناظری.

بنده خدا در تمامی اوقات به حضور در پیشگاه الهی و وارد کردن حضور خدا در دل نیازمند است. برای این حضور ذکر شریف «یا حاضر یا ناظر» بسیار مؤثر است. مخصوصاً اگر انتهای این ذکر حرف «ی» متکلم وحده اضافه شود. مفهوم ذکر «یا حاضر یا ناظر» این است که ای خدایی که همیشه با من هستی و همیشه بر کارها و اعمال من نظارت داری!  این ذکر، اسمی از اسماء الهی است و برای عموم است. ولی یک وقت شما ذکر «یا حاضری» را به مفهوم «ای خدایی که همراه من حضور داری» می‌گویید و این حضور را به خودت نسبت می‌دهی. این ذکر شما را در محضر خدا قرار می‌دهد. حضرت امام فرمودند: که همه ما در این دنیا در محضر خدا هستیم و در محضر خدا معصیت نکنیم. مفهوم این دعای شریف نیز این است که ما باید در محضر الهی، خاضع و خاشع باشیم و ذکر «یا حاضری یا ناظری» مخصوصاً اگر به دوام گفته شود بسیار مؤثر است. البته می‌گویند چهار چیز است که ناتمامان جهان را تمام می‌کند. یکی «ذکر به دوام» است که عرفا گفته‌اند که انسان همیشه باید در حال ذکر باشد. اصل و اساس ذکر آن یاد قلبی است تا انسان بتواند یاد خدا را در دلش بکارد. اگر این حالت حضور قلبی پیدا شود به همراهش آرامش را نیز می‌آورد. چرا؟ چون مانع از غرق شدن شما در مسائل دنیوی و مادّی می‌شود. یاد خدا سبب ایجاد حالتی در انسان می‌شود که سبب خروج از تعینات و محدودیت‌های عالم طبیعت می‌شود و انسان را به یک فضای مطلق و مجرد و یک فضای آرامش معنوی و الهی که در آنجا هیچ غم و غصه‌ای وجود ندارد، وارد می‌سازد. وقتی خداوند را همیشه در دلتان داشته باشید؛ تمامی حوائج و خواسته‌هایتان را با خدا در میان بگذارید؛ شب و روز و با تمرینات پیاپی خدا را با خودتان حاضر و ناظر بدانید دیگر غفلتی برای انسان به وجود نخواهد آمد و روز به روز  نیز گناهان، معصیت‌ها و غفلت‌ها کمتر می‌شود.

انسان نباید ابتدا و انتهای خویش را فراموش کند.

« وَلاتُحْدِثْ لى عِزّاً ظاهِراً اِلاّ اَحْدَثْتَ لى ذِلَّهً عند نفسی بقدرها »، جمله دوم تأکید جمله اول است. امام چهارم می فرمایند: خدایا برای من نزد مردم یک عزت در ظاهر احداث نکن مگر به همان مقداری که این عزت ظاهری و این نام نیک و موقعیت خوبی که برای من در اجتماع و جامعه پیش آمده مرا از خشوع باطن باز ندارد. یعنی در هنگام ورود به خلوت خویش بگویم که خدایا من سلول منی گندیده‌ای در رحم مادر بودم. انسان نباید خودش را فراموش کند. ابتدا در رحم مادر چه بود؟ «یابن ادَم أَوَّلُکَ جِیفَه وَ أخِرُکَ جِیفَه». ابتدایش از یک چیز گندیده بود بعد هم که زیر خاک می‌رویم آنجا حضرت امام هادی علیه السلام می‌فرمایند: «أَینَ الوُجُوهُ الَّتِی کَانَت مُنعَمَهً، مِن دُونِها تُضرَبُ الأستَارُ وَ الکُلَلُ؟ ناداهُم صارخ مِن بَعدِ دَفنِهِم، أینَ الأساور وَ التِیجان و الحلَلُ، فَأَفصَحَ القَبر عنهم حین ساء لهم، تلک الوجوه علیها الدود تنتقل»، متوکل ملعون خلیفه دهم از خلفای بنی عباس آقا امام هادی علیه السلام را در نیمه شب با سر و پای برهنه به مجلس شراب دعوت نمود. از دیوار خانه آقا به منزلشان وارد شدند و آقا را در حالی که به عبادت و نماز مشغول بودند پیش خلیفه آوردند. خلیفه نیز بر روی صندلی سلطنت به عیش و نوش مشغول بود. سپس خلیفه از امام خواست برای او آواز بخواند تا او عیش کند، شراب بنوشد و مست کند. یعنی امام معصوم در مقابل این چنین شخصی قرار داشتند. وقتی این چنین داستان‌هایی را از ائمه بزرگوار می‌خوانیم، لرزه بر انداممان می‌افتد. لذا با خواندن این داستان‌ها، مشکلات بزرگ، آسان و تحمل و توکل و صبر انسان نیز زیاد می‌شود. این همه را از سیرت ائمه می توانیم یاد بگیریم. سپس جام شراب را به آقا تقدیم می‌کند. آقا می‌فرمایند شراب بر ائمه حرام شده است. به آقا می‌گوید حالا که شراب نمی‌نوشید برای من آواز و شعر بخوانید. آقا فرمودند من آوازه خوان نیستم. سپس حضرت شروع به خواندن این اشعار نمود. گفته می‌شود که متوکل ملعون این‌قدر گریه کرد که ریش نحسش از کثرت اشک‌ها خیس شد. گریه ملعون به خاطر تأثیر کلام امام هادی علیه السلام بود ولی تأثیرش آنی بود و بعد از آن متوکل به عیش و نوشش مشغول گشت و همه را فراموش نمود. همانند افرادی که می‌آیند و با یک هیجان و شوری، مطالب عرفانی را می شنوند و می‌گویند حاج آقا به ما دستورالعملی بدهید. مدتی نیز هستند اما چون پشتکار ندارند آن را رها می‌کنند و به سر جای اولشان باز می‌گردند. «باتوا على قلل الأجبال تَحرِسُهُم غُلبُ الرِّجال فلم تنفعهم القلل» ای متوکل! پادشاهانی قبل از تو آمدند و رفتند و در قله‌های کوه، قصر و کاخ زدند. این‌ها حارث و محافظینی داشتند اما وقتی مرگ به سراغشان آمد از آن بالا به سرازیری قبر وارد شدند. پس از مدتی صورت‌هایی که به ناز بر روی تخت و سریر قرار داشتند کرم زدند و گوشت بدنشان تبدیل یافت. البته بدن اولیاء الله تغییر نمی‌کند اما همه که اینگونه نیستند.

انسان همواره در معرض گناه است.

انسان تفکر نماید که بالاخره مرگ و حساب و کتابی وجود دارد و این دنیا بیهوده آفریده نشده است و یک نظمی هست. ما آمدیم یکی دو روزی در این دنیا بمانیم و بعد برویم. نیامدیم که اینجا بمانیم. پس معاد و آخرت و آن سرنوشتی که برای همه هست چطور می‌شود؟ اگر ما واقعاً به خدا ایمان داریم به معاد نیز ایمان داریم. اگر اعتقاد به اصول دین نتواند در ما ایجاد یک تحول و خودسازی کند که در مقابل این نفس اماره که هر روز مرتکب گناهی می‌شود، گناهان هم که یکی دو تا نیست؛ در یک کتابی دویست گناه ذکر شده بود. چندین نوع گناه وجود دارد و به سه دسته شرعی، اخلاقی و عرفانی تقسیم بندی می‌شود. گناه کبیره و صغیره داریم؛ این‌ها شامل گناهان بسیاری می‌شود. برای زبان چهل گناه ذکر نموده‌اند؛ چشم، دست، گوش و پا چقدر گناه می‌کنند و این بسیار عجیب است؛ لذا اگر یک نیروی بازدارنده تقوایی و الهی در نفس نباشد انسان همیشه در معرض گناه است. ادعیه، کلمات و مواعظ اهل بیت سبب محفوظ ماندن انسان می‌شود. امام سجاد می‌فرمایند: « فَإِذَا کَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ»، می‌دانید مرتع یعنی چه؟ مرتع یعنی چراگاه. همانند گوسفندانی که در مراتع می‌چرند؛ خدایا اگر عمر من در این دنیا به چراگاهی برای شیاطین تبدیل شود و آنها بخواهند بر روی من اثر بگذارند و مرا وسوسه نمایند و مرا از تو جدا نمایند، «فَاقْبِضْنِی إِلَیْکَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُکَ إِلَیَّ»، جان و عمر من را بگیر تا در این دنیا نباشم. اگر ماندن در این دنیا سبب ارتکاب گناهی پشت گناهی دیگر شود چه فایده‌ای برای من دارد! پس تا گناه کمتری دارم از این دنیا بروم. اگر عمر من چراگاهی برای گناهان و شیاطین و وسوسه‌ها باشد که شیطان حقیقتی است و قسم خورده است که همه را گمراه می‌کند، «لاغوینهم اجمعین». فقط یک طایفه را مستثنی نموده است. «الا عبادک منهم المخلَصین». مخلِصین نفرموده، بلکه مخلَصین گفته است. عزیزان یک مُخلِص فاعلی و یک مُخلَص اسم مفعول است. یک زمان شخصی فاعل اخلاص است یعنی در راه بدست آوردن آن خلوص کامل است که به وی مخلِص می‌گویند. ولی یک زمان دیگر خالص خالص شده است که به وی مخلَص می‌گویند. پس «الناس کلهم هالکون الا العالِمون » این هم مضمون حدیث است تمامی مردم مگر عالمان و دانشمندان در هلاکت هستند. « و العالِمون کلهم هالکون الا العامِلون» و تمامی عالمان مگر آن‌ها که به علمشان عمل نموده‌اند در هلاکتند. «و العاملون کلهم هالکون الا المخلِصون» اهل عمل نیز می‌بایست اهل اخلاص باشند و الا هلاک هستند. در انتها نیز می‌فرمایند «و المخلِصون فی خطر عظیم»! یعنی اگر به این مرحله نیز رسیدی یک مَخاطِری هست چون هنوز مخلَص نشده‌ای. همانند طلایی که به زرگری برده می‌شود و سپس زرگر بخواهد آن را آب نماید می‌بایست هر آنچه که در داخل این خشت طلا وجود دارد از آن گرفته شود تا به عیار ۱۸ و یا ۲۴ تبدیل شود. لذا آن را در آتش آب می‌کند. ان شاء الله در این شبهای ماه شعبان که ماه رسول الله است آتش عشق خدا همراه با سوز و گداز در وجودمان پیدا شود. ماه رجب ماه امیرالمؤمنین، ماه شعبان ماه رسول الله و ماه رمضان ماه خدا است. صلواتی عنایت بفرمایید.

عوامل مصون ماندن جوان .

رمضان اسمی از اسماء الله است. لذا عده‌ای گفته‌اند که ادب نمایید و همینطور عریان رمضان نگویید بلکه شهر الرمضان بگویید. چون رمضان اسم خدا است لذا شهر الله می‌شود. رمضان وقتی اسم خدا شد مثل اینکه الله، ماه الله بگویید. در بعضی از احادیث در معنای رمضان دیده‌ام که خداوند، بخشنده گناهان بندگانش است. «یَرمِضِ الذنوب». اگر به سوی خدا رفتید همانند آن آتشی که می‌سوزاند، اگر سوز و گدازش تمامی وجودتان را بر بگیرد و خود را در حضور خدا حس کنید و هیبت و جلالت الهی در دلتان رسوخ کند حتماً شما را متغیر می‌کند. اگر این تغیّر حاصل نشود بنا به آیه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم»، خدا هیچ تغییری را در وجودتان ایجاد نمی‌کند مگر اینکه خودتان بخواهید. باید بخواهند و در راه بیایند! مجاهده کنند و به جهاد اکبر وارد شوند و الا کشتن دشمن بیرونی کار سختی نیست. ولی کشتن این نفس خیلی مشکل است! اینکه انسان بتواند هواها و خواسته‌های نفسانی را بکشد. ما چون در مرز هشتاد سالگی هستیم شاگرد جدیدی در اخلاق و عرفان قبول نمی‌کنیم؛ کسی که قصد ورود به وادی معارف را دارد به یک دوره اخلاق نظری و عملی همانند کتاب معراج السعادات نیازمند است. یک دوره احکام روز یعنی احکام عملی مبتلا به را می بایست فرا بگیرد؛ چون گفته‌اند شریعت، مقدمه‌ طریقت و طریقت، مقدمه‌ حقیقت است. اگر شریعت را بکار بگیرید راه افتاده‌اید و به حقیقت و توحید می‌رسید. پس برای شخصی که می‌خواهد سالک الی الله شود لازم است یک دوره احکام را ولو احکام تقلیدی را کامل بخواند. چون  بجز تعداد محدودی مجتهد، همه مقلد هستند. همان طور که در هر علمی به کارشناس آن علم مراجعه می‌شود، کارشناس احکام نیز هست و انسان نیز می بایست احکام را ولو از راه تقلید یاد بگیرد. عزیزان یک دوره عقاید نیز لازم است. عقاید همانند خداوند، صفات الهی، نبوت، امامت و معاد می بایست با دلایل مستدل و عقلانی و براهین اثبات شود. تقلید در این امور حرام است. چون شما می‌خواهید اعتقاد پیدا کنید. تقلید فقط برای احکام عملی مجاز است. در خصوص مسائل فکری که هدف حصول یقین و اعتقاد است باید حتما تحقیق کنید تا به نتیجه برسید. برخی از دانشجویان در دانشگاه مرتد می‌شوند. تحصیل در دانشگاه بجای آن‌که سبب ایجاد یقین و بصیرت در دانشجو شود باعث می‌شود که از دین برگردد و مرتد شود. هنگامی که پای صحبتشان می‌نشینی حالا نماز که نمی‌خواند؛ نخواند! نماز و روزه‌ای نیز در کار نیست؛ اما به اصل مبدا این جهان اشکال می‌گیرد! ای کاش شبهه اعتقادی برای او ایجاد شود چون می‌توان رفع شبهه نمود ولی می‌بینید که اینگونه نیست و در حد انکار موضع می‌گیرد! هرکس با او مباحثه کند قبول نمی‌کند! گاهی عرفان‌های نوظهور سبب انحراف انسان می‌شود.  امروزه بسیاری با افکار جوان بازی می‌کنند؛ او را متغیر و به بیراهه می‌کشانند و حال چگونه بیاید و برگردد. در فقه اسلام مرتد ملی قابل توبه است ولی مرتد فطری را باید اعدام کنند. البته در صدد بیان مسائل فقهی نیستیم اما باید بسیار هشیار باشیم و یک زمان طوری نشود که خدای ناکرده در اثر آمدن به دانشگاه و فرا گیری این علوم دچار غروری شویم که دین را کنار بگذاریم. این اخطاری است تا بیشتر مراقب باشیم؛ مجامع دینی، هیئت‌های دینی، زیارت عاشورا، دعای توسل و مداحی را از دست ندهیم که تمامی اینها جوان را نگاه می‌دارد ما به آنچه که سبب محفوظ ماندنمان در راه خدا می‌شود نیاز داریم تا خدای ناکرده ایمانمان ضعیف نشود. از خداوند مسئلت داریم که یاریمان دهد و در فرج ولی خود امام زمان تعجیل بفرماید. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...