مبحث امروز بسیار جنبه نورانی و معرفتی دارد که مبحث معرفت و رضا و تسلیم الهی است.

نشانه‌ای از اهل سلوک

در شرح و توضیح پیرامون حدیث نورانی و شریف از رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق (علیه السلام) باید چنین بگوییم؛ شخصی که به معرفت حقه الهی واصل می‌شود، چنین فرد سالکی که طی مراحل و مراقبتی در عرفان نظری و عملی کرده باید نشانه‌هایی در او پیدا شده باشد و نشانه مهم او این است که ظاهر شخص عارف، کالبد و قالب بدنی و ظاهر تن و جسم او با خلق و مردم معاشرت و برخورد دارد، اما قلب و جان و روح او همیشه در هرحال تنها و تنها شیفته محبوب و یگانه منجی خداست.

یعنی حاضر نیست که قلب خود را به کسی غیر محبوبش دهد و اگر محبت کس دیگری هم هست توانسته است محبت‌های دیگر را در خودش هضم کند. اگر محبت همسر و فرزند و عیال و نعمت‌های خدادادی دارد این همه محبت‌ها و عواطف و احساساتی که باید باشد و نمی‌تواند یک انسان این غرایز و نیازها را در خود نبیند این نیازهایی است که برای انسان هست ولی کاری که عارف می‌کند این است که می‌تواند همه آنها را در یک خط و منهج و یک وادی بیاندازد و می‌تواند از لحاظ دیگر و از درون خود و از لحاظ نیت این آیه‌ها را لله و فلله، مع الله کند می‌تواند نیت را تصحیح و تطهیر کند و خودش را برای خدا قرار دهد. اگر حرفی می‌زند، نشست و برخاستی می‌کند، اگر هر کاری در خانه می کند اگر هر نوع و حرکتی دارد اینها را قبل از آن حرکت انگیزه اش را یک انگیزه الهی و خدایی کند.

جسم عارف با مردم و دلش با خداست

در ظاهر مردم از دل او خبر ندارند و مردم ظاهر او را می‌بینند که بلند می‌شود، می‌نشیند و صحبت می‌کند، اما دل و نیات دل جای دیگر کار می‌کند. درون و انگیزه‌های این کارها و حرکات او یک دعاوی باطنی و پنهانی در باطن، و دل نورانی عارف است ولی مردم از آن خبر ندارند حرکت در ظاهر را می‌بینند و فکر می‌کنند این هم یکی از خودشان است.

ما با مرحوم آقای حداد سالها معاشرت داشتیم ایشان وقتی در خیابان راه می‌رفت و جایی باهم راه می‌رفتیم دیگران اصلا توجهی به ایشان نداشتند، چون خود مردم که اهل سیر و سلوک نبودند و ایشان هم خیلی قیافه ساده‌ای داشت حالا اگر یک نفری می‌خواست خیلی در مورد ایشان حرف بزند چون لباسشان مثل لباس خدمه آستان امام حسین و حضرت ابوالفضل علیهما السلام بوده است که اسم لباسها کشیده بوده است و مردم مرحوم آقای حداد را یکی از مردم عادی و یکی از خدام آستان می‌دانستند، اما این مرد درون او چه آتشی بود چه غوغایی و چه عشقی بود جز خواص کسی درک نمی‌کرد که او چه کاره هست، و ایشان بیشتر بعد از رحلتش آن هم توسط شاگردانش از خاطرات و بیان نشانه‌ها ایشان را به مردم معرفی می کردند در کتابها و همایشها ایشان را معرفی می کردند.

البته آنهایی که اهل الله هستند آنها اگر شخص عارف را نبینند در باطن که سنخیت پیدا می‌شود این توسل‌های معنوی پیدا می‌شود حالا این شخص چه در قید حیات باشد و چه در قید ممات باشد حتی شده که شخص بسیار نورانی را در خواب می‌بیند و در بیداری هم می‌بیند خوب اگر این نورانیت در درون شما نبود این شخص را باآن نورانیت در عالم رویا نمی دید این نشان می‌دهد که در خود شما خمیره‌ای درست شده است که این حالت برای شما پیش می‌اید و بعد در بیداری می‌بینید که این همان آقایی بوده که در عالم رویا دیده اید یا عکس شخصی از اموات را می‌بینید و از بزرگانی که رفته‌اند تطبیق می‌دهید آن کسی را که در عالم رویا دیدید همان صاحب عکس است این مسئله روح و معنا می‌شود که این ارتباط از باطن با ارواح صورت می گیرد عارف جسمش با عوام الناس است ولی قلبش با خداست اگر بخواهد از یاد خدا یک چشم بهم زدن غافل شود و دوبار به هوش آید و بفهمد غفلتی که از او سر زده از شوق و عشق داد می زند چرا چنین حالتی به من دست داد و او عشق به حالت اول دارد که برگردد به حالت اول لذا ممکن است مردن واقعی به او دست دهد مثل همامی که در مقابل خطبه امیر المومنین صفات متقین را برای او بیان کرد یا اینکه می‌خواهد تفسیر کند مثل آن میت برای او این حالت پیش می آید یا موت نفسانی برای او پیش آید باید این نفس اش را بمیراند و ضایع کند بر آن شور و عشقی که برای او پیش می آید، می خواهد جبران کند عقلش را و می‌گوید من باید بمیرم منی که با محبوبم بود چرا یک لحظه باید از او غافل شوم این ارزش عشق و محبت را چشیده و این حلاوت عشق را چشیده ولذا نمی‌خواهد از او غافل شود لذا داد و بیداد او بلند می‌شود.

امام (ع) یکی یکی صفات و نشانه‌ها و اوصاف عارف را بیان می‌کند تمام سر و اسرار و امانت های الهی همه در این عارف خلاصه شده و از این عارف بروز می‌کند عارف گنجینه اسرار الهی و معدن انوار توحیدی است و راهنمای رحمت برای مردم است راهنمای رحمت و مهربانی و خیلی با شفقت و خیلی با محبت.

ما از آقای حداد آنچه را که خاطرمان می اید بیشتر جنبه عطوفت، مهربانی و لطف روحی او بود که بر ایشان غالب بود خیلی عجیب بود خیلی مهربان بودند بخصوص کسانیکه به ایشان گرایش داشتند با آنها مثل یک پدر بود حالا این مهربانی عارفی است که بنده خداست پس مهربانی خدا چقدر است مهربانی پیغمبر چقدر است مهربانی امام زمان (عج) چقدر است مهربانی امام حسین (ع) چقدر است اینها باید خیلی مهربانیشان بیشتر باشد در این راه هرچه آدم پیش می‌رود باید مهربانتر شود و مهربانی خدا در او جلوه کند لذا حاضر نیست یه ذره نعمت را دور بریزد و حاضر نیست یک ذره آزارش به مورچه برسد حاضر نیست که یک نفر از دست او رنج بکشد چون مهربان است و مهربانی خدا در او جلوه کرده است لذا این مهربانی یک امر ذاتی شده است نه یک امر عرضی یکی هست که خود را از راه تصنع بسازد و مهربان کند ولی یکنفر جلوه گاه تجلیات رحمت و عطوفت و مهربانی است امام می فرماید یکی دیگر از صفات عارف این است که ( مطیعه یعنی اسبی است که حامل شخصی است یا مرکوبی را گویند که حامل راکب باشد به آن اسب یا مرکوب مطبه گویند) عارف حامل علوم الهی است مثل آن اسبی که حامل شخصی است که بر او سوار است این همه قلب و باطنش مرکبی است برای آن معرفت و انواری که از جانب خدا بر قلب او بروز و ظهور می کند اگر می خواهی فضل خدا را ببینی  یک عارف را زیارت کنید و ببینید عارف چقدر فاضل و عادل است و کرم دارد اگر اینجوری باشد و عارفی به این درجه رسیده باشد این دیگر باید نسبت به خلق خدا بی نیاز باشد و طمع از خلق بریده باشد و دیگر مراد و خواسته ای ندارد جز خدا دیگر دنیا برای او مهم نباشد و بی نیاز باشد چون یکی چیزی پیدا کرده از همه ی اینها بالاتر است از خلق بالاتر است و از دنیا بالاتر است از خواسته‌هایش بالاتر است و آن خدا و اخلاق الهی و آن خدا و صفات الهی و آن خدا و توصیه الهی و آن خدا و انوار الهی است وقتی او را دارد دیگر چه نیازی دارد چون معدن قدرت در او طلوع کرده و آن وجود توانمند در وجود او اثر گذاشته است پس با خدای جهان در ارتباط نزدیک قرار گرفته و دیگر چه نیازی دارد به غیر خدا، چه نیازی دارد هرچه ببیند از خدا ببیند و هرچه بگوید به خدا می‌گوید و هرچه ببیند با او هست لذا دیگر نمی‌تواند تنزل کند و پایین بیاید کسی که رفته بالا دیگر پایین نمی‌آید مثلا هواپیما که دارد در آسمان پرواز می‌کند اینکه درزمین نمی تواند راه برود اگر در زمین هم راه برود کمی راه می‌رود. حالا بعضی روحشان آسمانی می‌شود و از آنجا فطرتشان طلوع می‌کند دیگر این نمی‌تواند با غیر خدا انس داشته باشد چیزهای دیگر و وظایف دیگر که یک سالک دارد را به عنوان گفته و دستور او انجام می‌دهد. یک زن برای اینکه ناشزه نشود وظایف زن و شوهری‌اش را انجام می‌دهد پس باز نشات گرفته از دستور خداست او باید خدا را در نظر بگیرد. اصلا وقتی می خواهد حرفی بزند اول فکر کند که این حرف سنجیده و حکمت امیز است و حرفی است که بدرد بخور باشد و خدا از آن خوشش بیاید یا نه اگر آن حرف را خدا خوشش نیاید نمی‌گوید و هیچ اشاره‌ای و هیچ حرکتی از او سر نمی‌زند مگر با دستور و رضایت خدا و همچنین از اینها همه بالاتر آن دمی که نفس می‌زند حالا چقدر آدم نفس می‌کشد و اگر ایشان بخواهد بشمرد چقدر آمارش زیاد می شود و اگر انسان نفس نفس نزند اصلا زنده نیست عارف حاضر نیست که حتی یک نفس از دهانش بیرون بیاید مگر با یاد و ذکر خدا یعنی وقتی می‌خوابد باذکر خدا آن نفس های آخری که هم می‌زند بایاد خدا می‌زند و بنابراین و قتی می خوابد باذکر خدا می‌خوابد و وقتی بیدار می‌شود با یاد و ذکر خدا بیدار می شود لذا آدم وقتی از خواب بیدار می‌شوند با یاد و ذکر خدا بیدار می‌شود لذا قبل از اینکه وضویی بگیرد و نمازی بخواند وقتی از خواب بیدار می‌شود اول یک سجده شکر بجا بیاورد که شکرت خدا که دوباره مرا به این دنیا آوردی و چه قدرها بودند که خوابیدند و اصلا بیدار نشدند حالا خواب یک نمونه است امام می‌فرمایید هر نفس با مدد اوست و هر نفسی با یک مدد از مددهای اوست و در هر نفس انسان مرتب زنده می شود و مرده می‌شود این نفس که بالا و پایین می‌رود این در هر نفس با یاد خداست و نعمت حیات را نعمتی بزرگ برای خود می‌شمارد امام سجاد (ع) می‌فرماید که مردن من از پلک چشم هم نزدیک تر است یعنی یا من هو اقرب الیه من حبل الورید  یعنی خدا به من انقدر نزدیک است که من باید به یاد او باشم. باالله مثل بسم الله الرحمن الرحیم است حالا بسم الله الرحمن الرحیم یعنی چه ؟ علمای صرف و نحو می‌گویند که باید فعلی را تقدیر کنی و باید بگویی استعینو بسم الله یعنی کمک می‌گیرم با نام خداوند بخشنده مهربان مثل ایاک نعبد و و ایاک نستعین در اینجا ب در علم صرف بیان می‌کند این ب استعانت است کمک گرفتن است خدایا هر اشاره و هر حرکت و هر نطق و هر چیز من با کمک توست این باالله است. حالا للله یعنی چه للله یعنی اگر با کمک تو خدایا حرکتی کردم که بالله است این عملی را که انجام می‌دهم این حرکت نطق و اشاره و هر کاری که نیت می‌کنم یعنی برای خداست این می‌شود للله یعنی اگر زنی سفره‌ایی را برای شوهرش پهن می‌کند باید نیت او این باشد که این برای خداست نه برای این شوهر که سر سفره است اگر کاری برای او می‌کنم همه را برای خدا نیت می‌کنم نه فقط نمازم را برای خدا نیت کنم بلکه تمام کارها را هم مثل نماز برای خداست. حالا من الله یعنی چه ؟ من برای ابتدای هر کاری می‌آید حالا من الله یعنی چه ؟ یعنی خدایا شروع کار من از تو است درست که من کمک از تو می گیرم و درست که کارم را برای تو انجام می‌دهم اما این شروع کار از کجا شروع شده؟ خلقت من از کجا شده؟ اصل و نشات من از کجاست؟ این را هم تو به من دادی من که از خودم چیزی نداشتم از خدا آمده این حرکت، این قدرت، این نفس زدن ، این نفس همه از خدا آمده مگر ما می‌توانیم بدون اینکه او ما را بیاورد در این جهان و خلق کند و بیافریند و نفس و جان به ما بدهد مگر ما می‌توانیم نفس بزنیم، پس اول آنهم از خداست من الله می‌خواهد بگوید اولش هر کاری از خداست بالله کمک از خداست و غایت از کار برای خدا باشد و هدف برای خدا باشد للله بعد مع الله یعنی چه؟ شما کمک از خدا گرفتی و نیت هم از برای انجام آن عمل از خدا گرفتی و شروع کار هم از خدا دانستی اما آیا باید حضور خدا را در خود احساس کنی؟ این معیت اینکه خداوند می‌گوید و هو معکم اینما کنتم او با شما هست هرجا که باشید این در لفظ و قرآن خواندن آسان است آیا معیت آنرا پیدا کردید یا نه؟ این معیت و حضور الهی را از آن اول تا آخر برنامه‌هایمان پیدا کردیم یا نه؟ حالا اگر اینگونه شد یک عارف یعنی بالله وللله و من الله و مع الله درست شد نه با زبان بلکه در ذات درست شد حالا ببینیم چه لذتی دارد، چنین عارفی  چه لذتی می‌برد کسی که اینجوری شد با خدا و معامله کند دیگر همیشه در ریاض قدس خداست ، در بوستانهای پاک الهی قدم می‌گذارد و این گلها و خرمی‌های معنوی و الهی را یکی بعد از دیگری کشف می‌کند چرا چون بالله شد، للله شد، من الله شده، مع الله شد، از لطیفه‌هایی که خدا به او کرم می کند از همین لطیفه‌ها توشه بر می‌دارد برای خود خدا از خودش مصرف می‌کند از لطیفه‌های کرم و فضل خدا توشه می‌گیرد بعد از این زاد و توشه که بر می‌دارد برای خدا مصرف می‌کند و به خدا نزدیک می‌شود یعنی از خدا گرفته و به او پس می‌دهد این خیلی حرف است خیلی معنا است و آخر آن معرفت را اینگونه تمام می‌کند که اشتباه کار ما اینست که می گوییم مسلمان هستیم و مومن هستیم و شیعه هستیم و بعد  می‌گوییم حالا که ما اینجوری هستیم برویم سراغ معرفت و معرفت پیدا کنیم یعنی چون ایمان داریم برویم معرفت پیدا کنیم امام (ع) می‌فرماید این اشتباه است اینگونه فکر مکن ایمان حقیقتی فرع بر معرفت است یکی از شاخه‌های معرفت ایمان است شما اساس کار را در خود پیدا کنید اساس اینست که شما اول شناخت و معرفت پیدا کنی و عارف بشوی و عارف سالک کاملی شوی آن نشانه های الهی در تو پیدا شود و آن بی‌نیازی از خلق و مراد دنیا در خودت پیدا شود اگر اینها پیدا شد آنوقت می‌توانی بگویی من مومن‌ام و می‌توانی از معرفت بهره و میوه‌ایی و ثمره‌ایی بگیری در غیر اینصورت غلط است که بگویی من مومن هستم این ایمان تحقیقی نیست تقلیدی است تقلید یعنی کورکورانه یعنی شخصی که در یک خانواده مومن و نژاد مومنی بدنیا بیاید و بزرگ شود و مرد می‌گویند خدایی است بهشتی هست جهنمی است و آخرتی است من هم می گویم بله این ایمان تقلیدی است این اسمش ایمان نیست تا آن معرفت در باطن انسان تقویت نشود آن معرفت عرفانی خداوندی در وجود انسان پیش نیاید و آن تجلیات الهی در قلب انسان خطور نکند در واقع ایمان هم نداشته ایمان را شما باید از معرفت بگیرید ایمان یعنی تصدیق و باور به گفته‌های خدا وند چه وقت این باور می آید؟ این باور چه وقت پر و بال پیدا می‌کند؟ وقتی پرو بال پیدا می‌کند که شما دل را به آن بدهید آن اصل و اساس و معرفت و شناخت را بدهی این ایمان پیدا شود. اگر ما تصدیق داریم که بهشت و جهنم است اگر تصدیق داریم که عذاب جهنمی وجود دارد این تصدیق اثرش در اعمال ما ظاهر شده یا نه؟ چون یقین و معرفت را اگر قوی کنیم این ایمان و تصدیق و باور زیاد می‌شود.

خواجه عبدالله انصاری : از یافت الله نور ایمان آید  نه به نور ایمان یافت الله آید.

حلاج گفت: اوکه به نور ایمان الله را جوید همچنان است که به نور ستاره خورشید را جوید.

محبت خدا

امام صادق (ع) در مورد عشق و محبت خدا بیان می‌دارد که دل مومن وقتی از عشق خدا پر شد دیگر کسی نمی‌تواند در این...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۲۵

بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح مصباح‌الشریعه باب سی و هفتم «منافق»

بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم €Œوصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۳

وسوسه

بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم €Œوصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین باب سی ونهم از کتاب مصباح...

تاریخ انتشار: جمعه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۲

حکمت

بسم الله الرحمن الرحیم حکمت مافوق دانش های بشری و علومی است که دانشمندان بدست می آورند. حکمت چشمه ای است که در با طن...

تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۰

حسد

بسم‌الله الرحمن الرحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی‌الله علی محمد و آله الطاهرین         در راه سیر و سلوک گاهی...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۹

بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح کتاب مصباح‌الشریعه باب ذکر

بسم‌الله الرحمن الرحیم ولا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی‌الله علی‌محمد (ص) و آل محمد (ص) بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در...

تاریخ انتشار: جمعه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۵

تفکر

قال الصّادق علیه السّلام: اعتبر بما مضى من الدّنیا، هل بقى على احد، او هل احد فیها باق، من الشّریف و الوضیع، و الغنىّ و...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۴

باب۳۶ ـ نکوهش غرور

بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم €Œوصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین باب سی و ششم در نکوهش...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۴

بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح مصباح‌الشریعه باب تواضع

بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد(ص) و آل محمد(ص) بخش چهارم؛ باب هشتم؛ تواضع...

تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۳

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...