مصائب بزرگی که بر پیامبر «صلی الله علیه و آله» وارد شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح حدیث معروف «لا تعادوا الأیام فتعادیکم»

«لا تعادوا الأیام فتعادیکم»؛ یعنی با روز و شب دشمنی نکنید که آن‌ها هم با شما دشمنی می‌کنند. درباره تفسیر این حدیث آمده است که منظور از عداوت با ایام، عداوت با اصحاب ایام است. روزهای هفته بر  چهارده معصوم تقسیم شده است. پس اگر در روایت آمده که با روزها دشمنی نکنید یعنی با صاحبان این روزها که پیامبر و ال پیامبر هستند دشمنی نکنید. یعنی ولایت و برائت که اصل تبری و تولی هستند را تکمیل  کنید. یک وقت با دشمنان آن‌ها همکاری و سازش نداشته باشید. برای ایام هفته دعا و زیارت وارد شده است.

روز شنبه به شخص شریف پیامبر اسلام محمد مصطفی «صلی الله علیه و آله» اختصاص دارد. به مناسبت شب بیست و هشتم صفر جمله‌ای از این زیارت‌نامه را انتخاب کرده و می‌خوانیم:

شرح بخشی از زیارت‌نامه‌ حضرت رسول‌الله «ص» در روز شنبه

«اللّٰهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ : ﴿وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِيماً ﴾، إِلٰهِى فَقَدْ أَتَيْتُ نَبِيَّكَ مُسْتَغْفِراً تَائِباً مِنْ ذُنُوبِى ، فَصَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَاغْفِرْها لِى، يَاسَيِّدَنا أَتَوَجَّهُ بِكَ وَبِأَهْلِ بَيْتِكَ إِلَى اللّٰهِ تَعَالىٰ رَبِّكَ وَرَبِّى لِيَغْفِرَ لِى.»

خدایا در قران فرموده‌ای که اگر گناهکاران نزد پیامبر بیایند و از حضرت طلب مغفرت بخواهند و پیامبر طلب مغفرت کند تو آن‌ها را می‌آمرزی. ما پیامبری داریم که نبی الرحمه، -«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» – است. در ادامه زیارت‌نامه می‌خوانیم: خدایا من امشب آمده‌ام و در این ساعت به پیامبرت متوسل شده‌ام. آن هم  در حالتی که همه ما داریم از ساحت مقدس پیامبر از تو طلب مغفرت می‌کنیم. «تَائِباً مِنْ ذُنُوبِى» و از گناهانمان داریم توبه می‌کنیم. توجه بفرمایید ما داریم پیامبر رحمه للعالمین را شفیع و واسطه خودمان قرار می‌دهیم. که همان مراقبه قلبی است.

«فَصَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَاغْفِرْها لِى»؛ ما را به برکت صلوات بیامرز. سپس به پیامبر عرضه می‌داریم:

«يَاسَيِّدَنا أَتَوَجَّهُ بِكَ وَبِأَهْلِ بَيْتِكَ إِلَى اللّٰهِ تَعَالىٰ رَبِّكَ وَرَبِّى لِيَغْفِرَ لِى.»؛ این همان زیارت‌نامه‌ای است که هر شنبه می‌خوانیم. یکی از دستورات ما خواندن زیارت‌نامه‌ها و دعاهای ایام هفته است. به پیامبر میگوییم: ای آقایمان، ما به در خانه شما آمده‌ایم. «أَتَوَجَّهُ بِكَ وَبِأَهْلِ بَيْتِكَ» توجه قلبی ما به سمت شما و خاندان شماست تا ما را به سوی مقصد اعلی و توحید، یعنی خدا ببری. «إِلَى اللّٰهِ تَعَالىٰ رَبِّكَ وَرَبِّى»، آن خدایی که پروردگار پیامبر و چون منی است. برای چه؟ تا خدا مرا بیامرزد. در ادامه زیارت‌نامه آمده است که سه مرتبه بگویید:

﴿إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾

سپس می‌خوانیم:

«أُصِبْنا بِكَ يَا حَبِيبَ قُلُوبِنا»، ای دوست دل‌های ما، ای معشوق دل‌های دوستدارانت یا رسول‌الله، «أُصِبْنا بِكَ» ما به وسیله شما که ما شما را نمی‌بینیم و فراق تو را می‌کشیم و دشمنان شما را شهید کردند و از دست ما گرفتند  – دوستان باور کنید اگر سم، قتل و این مسائل نبود چه‌بسا این بزرگواران عمر درازی داشتند؛ یعنی شما می‌خواهید بگویید که فقط امام زمان عمرش طولانی است؟ فقط خضر نبی عمرش طولانی است؟ فقط حضرت عیسی مسیح عمرش طولانی است؟ یا فقط ادریس پیامبر عمرش طولانی است؟ یعنی خداوند نمی‌توانست عمر چهارده معصوم را طولانی کند! این مسئله امکان داشت. ولی  دشمنان نگذاشتند و همۀ آن‌ها را شهید کردند و الا چه‌بسا عمر این‌ها زیاد بود. لذا در این زیارت‌نامه می‌گویید:

«أُصِبْنا بِكَ يَا حَبِيبَ قُلُوبِنا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بک»، به این جمله خوب توجه بفرمایید. ببینید پیامبر کی به رحمت خدا رفته‌اند؟ همان اوایل سنۀ هجری قمری. الآن در سال ۱۴۴۱ ه.ق هستیم. ولی مثل اینکه پیامبر الآن شهید شده است. می‌فرمایند: «اصبنا» یعنی پیامبر امروز از دست رفته است و من مصیبت‌زده شده‌ام. آیا شما این حال را داری یا نه؟ آن حالی که همیشه دلت با پیامبر باشد. همیشه فقدان پیامبر را احساس کنی. می‌گوید دشمن شما را صبح را از دست من گرفت و من مصیبت‌زده‌ام. یعنی این مصیبت، مصیبت من است. مصیبت امام حسین مصیبت من هست. مصیبت پیامبر مصیبت من است. یعنی وقتی پدرت را از دست می‌دهی حالت چطور می‌شود همین‌جا هم باید این‌گونه باشیم.

 «فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بِكَ»؛ چقدر این مصیبت عظیم است. پیامبر از دست ما رفته است!

«حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْىُ»؛ با رفتن پیامبر، وحی آسمان هم دیگر از بین رفت.  اگر پیامبر می‌ماند به‌جای ۲۳ سالی که قران در مکه و مدینه نازل شد چه‌بسا هنوز هم قران در کار بود! هنوز هم جبرائیل می‌آمد. آیا این برای ما مصیبت نیست؟ تفکر کنید آیا مصیبت نیست؟  در این زیارت‌نامه همین مصیبت را دارد مطرح می‌کند. می‌فرماید: انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْىُ. به سبب شهادت رسول‌الله قران  و کلمات وحی کوتاه آمد. اگر عمر پیامبر بیشتر بود جبرییل باز هم می‌آمد و قران می‌آورد. آیا این مصیبت نیست؟

 «وَحَيْثُ فَقَدْنَاكَ»؛ دوم اینکه تو را بین خودمان نمی‌بینیم. ما مسلمانیم و می‌خواهیم پیامبرمان را ببینیم. اما پیامبر را از ما گرفتند.

«فَإِنَّا لِلّٰهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»؛ صلواتی عنایت بفرمایید.

مصیبت بزرگ وارد شده بر پیامبر (بخشی از روایت حدیث قرطاس)

حالا ببینیم چه مصیبت بزرگی بر رسول‌الله وارد شده است؟ با مسمومیت از دنیا رفتن پیامبر یک مسئله اجماعی است و آن را نمی‌شود منکر شد. یعنی حتماً باید یکی مثل امام حسین به کربلا و عاشورا بیاید و جنگ کند و شمر به روی سینه‌اش بیاید و خنجر بگذارد و از دنیا برود سپس بگوییم که ایشان شهید از دنیا رفته است؟! ولی حالا اگر پیامبر را مخفیانه زهر داده باشند و تاریخ هم آن را نقل کرده باشد نباید بگوییم که شهید از دنیا رفته‌اند؟ یا حضرت زهرا که اگر مصیبت‌هایی که بر آن بی‌بی وارد شد و همان مصیبت‌ها نیز سبب شهادت حضرت شد. به‌طوری که می‌خوانیم: « الاسلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده» آیا ما نباید بگوییم که حضرت زهرا با شهادت از دنیا رفته است؟

مصائبی بر قلب پیامبر وارد شد که سبب شد تا پیامبر به حاضرین بفرمایند که: بیرون بروید و در حضور من کشمکش نکنید. این قضیه را اهل سنت هم در کتاب‌هایشان نوشته‌اند. در پاورقی این کتاب نوشته است: صحیح بخاری به مسئله «اِیْتُونی بِدَواةٍ وَ صَحیفَة» اشاره کرده‌اند. این مسئله را ما از کتاب‌های اهل سنت نقل می‌کنیم. اصل داستان به این صورت بوده است که:

پیامبر قبل از وفاتش به بیماری و تب شدیدی مبتلا شدند. گفته‌اند: اولی به مسجد رفت و می‌خواست به‌جای پیامبر نماز بخواند. پیامبر از این موضوع مطلع شدند. -می‌دانید که خانه پیامبر و مسجد پیامبر یکی بوده است. وقتی برای زیارت قبر پیامبر به مدینه می‌روید می‌بینید که مسجدالنبی با ضریح پیامبر یکی است.- فرمودند زیر بغل مرا بگیرید تا به مسجد بروم. در تاریخ نوشته‌اند که حضرت علی «علیه‌السلام» و حضرت فضل بن عباس «علیه‌السلام» به همراه پیامبر به مسجد رفتند. پیامبر می‌خواستند به آن‌ها بفهماند که یک‌وقت جلوتر برنامه‌ریزی نکنند و قضیۀ غدیر را فراموش نکنند. بعد مشکل این است که پیامبر عده‌ای را جلوتر امر فرموده بودند که شما باید به سپاه اسامه بن زید بروید.

دلایل نپذیرفتن خلافت حضرت علی «علیه‌السلام»

می‌دانید آن‌ها به پیامبر اعتراض نمودند که حضرت علی جوان است و اهل دَعابه است. دَعابه یعنی اهل مذاق و شوخی است. خلیفه، پادشاه و سلطان باید یک فرد با هیبت و با جلالت و پیرمرد بزرگسالی باشد. گفتند ما چطور زیر بار جوانی برویم که اهل مذاق و دَعابه است؟ شما را به خدا آیا این دلیل می‌شود که ما بگوییم چون علی این صفت را دارد باید به سراغ فرد دیگری برویم. اگر این‌گونه است پس چطور پیامبر قبل از آنکه از دنیا برود اسامه بن زید را که فردی هجده‌ساله بود به فرماندهی لشکر منصوب کرد و سپس به آن‌ها امر کرد که با سپاه لشکر اسامه بروید. حضرت حکم صادر کردند. چرا به آن‌ها امر کردند که بروند؟ خودتان می‌دانید تا زمینه برای چه کسی درست شود. آن‌ها مخالفت داشتند و با سپاه لشکر نرفتند.

در تاریخ آمده است که وقتی زیر بغل پیامبر را گرفتند و به مسجد رفتند، دیدند که آن‌ها هنوز در مسجد هستند و نرفته‌اند. پیامبر به این موضوع اعتراض داشتند. همان افراد هم کنار بالین پیامبر نشستند و گفتند حضرت هذیان می‌گوید. پیامبر به آن‌ها هشدار دادند و از مسجد به خانه برگشتند. آن‌ها گفتند باید به عیادت پیامبر برویم. دور بالین پیامبر نشستند. پیامبر خواستند از فرصت استفاده کنند لذا دستور دادند و امر مولوی صادر کردند که «إِیتُونی بِدَواةٍ وَ صحیفه أَکتُبْ لَکمْ کتاباً لَاتَضِلُّون بَعْدهُ»؛ بروید یک دوات و قلمی بیاورید تا من وصیت‌نامه‌ای بنویسیم تا دیگر شما گمراه نشوید.

هدف پیامبر از نوشتن وصیت‌نامه

مقصود پیامبر از نوشتن وصیت‌نامه چه بود؟ می‌خواست جانشین بعد از خودش را تعیین کند؛ با وجود اینکه در غدیر خم و جاهای دیگر گفته بود اما می‌خواست آن را یک لحظه قبل از وفاتش نیز بگوید تا آن‌ها اختلاف نکنند. اما دید که همان‌جا دارند اختلاف می‌کنند و بنویسد یا ننویسد خیلی در آن‌ها مؤثر نیست. همان‌جا زیرش زدند و گفتند تب پیامبر شدت یافته و هذیان می‌گوید. دیده‌اید وقتی تب بیماری خیلی شدت یابد و بالا رود یک‌دفعه انسان در حالت خواب و یا حالی هذیان می گوید.

آیا ما می‌توانیم به پیامبر نسبت هذیان‌گویی بدهیم؟ نبوت پیامبر تا آخرین لحظۀ حیاتش از دست نمی‌رود. اگر هذیان‌گو باشد یعنی امامت او هم از دست رفته است. از طرفی این در خواب بوده یا بیداری؟ هذیان را در خواب می‌گویند یا در بیداری؟ پیامبر که بیدار بود و با هوشیاری گفت قلم  و دوات بیاورید تا وصی‌ام را تعیین کنم. مثل فردی قبل از وفاتش بخواهد وصی خود را مشخص کند. این یک چیز معمولی است ولی آن‌ها زیر آن زدند.

در صحیح بخاری آمده است: بی‌درنگ عمر بن خطاب گفت بیماری رسول خدا شدت یافته که دارد چنین سخنی می‌گوید. شما که قران را در اختیار دارید همان کتاب خدا برای ما کافی است. آقایان! عزیزان! کتاب خدا، تفسیر و مفسر نمی‌خواهد؟ بسیاری از آیات قران متشابه دارد؛ شأن نزول دارِد و به تفسیر نیاز دارد. بالاخره پیامبر و ائمۀ اطهاری می‌خواهد تا قران را تفسیر کنند. «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ اَلثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي  أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ أبدا». پیامبر که بارها این مطالب را بیان فرموده‌اند.

نوشته‌اند: بین حاضران نزاع و اختلاف در گرفت به‌طوری که زنان پیامبر از پشت پرده صدا زدند و گفتند خواسته رسول خدا را برآورید. بروید قلم و دوات بیاورید تا پیامبر بنویسد. این چه حرفی است که می‌زنید؟ عمر در پاسخ به زنان پیامبر گفت: ساکت شوید! شما همان زنان همراه یوسف پیامبر هستید. اگر پیامبر بیمار شود برای او اشک می‌ریزید و اگر بهبودی یابد بر او مسلط می‌شوید. این هم پاسخ عمر به زنان پیامبر بوده است؛ زنان پیامبری که امهات المؤمنین هستند. تمام این‌ جراحت‌ها و زخم‌ها از جانب همان‌ افرادی است که دخترشان را به پیامبر دادند و پیامبر هم دو دخترش را به آن‌ها داده بودند. از نظری ظاهری تا این حد به پیامبر نزدیک بودند. اولی، دخترش را به پیامبر داده بود ولی مع ذالک چنین حوادثی پیش می‌آید.

ماجرای ترور پیامبر

مورخین نوشته‌اند در قضیۀ داستان روز هجده ذی‌الحجه بعد از آن‌که قضیۀ غدیر اتفاق افتاد یک عده در مراجعت جلوتر رفته بودند. برنامه‌ای ریخته بودند تا شتر پیامبر از جایی رد شود که در آنجا پایش در یک گودی فرو رود و سقوط کند. سپس بر سر پیامبر بریزند و کار حضرت را تمام کنند. خودشان نوشته‌اند که اسامی این افراد را حذیف یمانی حفظ کرده بود لذا از او ترس داشتند. پیامبر اسامی آن‌ها را به حذیف گفته بود ولی پیامبر آن‌ها را همه‌جا منتشر نکرده بود. فقط حذیفه می‌دانست. حذیف یمانی همراه جابر انصاری و سلمان در مداین بغداد (نیم ساعتی شهر بغداد) دفن شده است. ما در این سفر توفیق نداشتیم به زیارت قبورشان برویم اما در سفر قبلی رفته بودیم. این یک برنامۀ ترور حضرت بود. در این کتاب برنامه ترور دیگری هم آمده است که فرصت بیان آن نیست.

شما حالا ببینید با این همه خون ‌جگر خوردن‌های پیامبر، با این همه مصائب و فشارها با اینکه به حضرت ساحر، مجنون و شاعر می‌گویند – شاعر بد نیست، قریحۀ شعری از هرکسی ساخته نیست که بتواند سرود بگوید. ولی منظور آن‌ها از شاعر، شاعری است که همه‌اش در تخیل است و با خیالش شعر می‌سازد. می‌خواستند مقام پیامبر را پایین بیاورند. چه تهمت‌هایی به پیامبر می‌زدند. می‌گفتند ساحر است! کلامش سحرآمیز است! حتی در گوش‌هایشان را می‌بستند. در قران آمده انگشت‌های خود را در گوششان فرو می‌بردند تا یک‌وقت آیات قرانی که پیامبر می‌خواند به گوششان نخورد. چون می‌گفتند اگر به گوشمان برسد مسحور  و مسلمان می‌شویم. می‌گفتند پیامبر ما را با کلامش سحر می‌کند. گاهی می‌گفتند پیامبر مجنون و دیوانه است چون مثل ما بت‌پرستی نمی‌کند. می‌گفتند پیامبر مجنون است چون می‌گوید وحی بر من نازل می‌شود.

به پیامبر چنین توهین‌ها و جسارت‌هایی کردند. آنقدر پیامبر را اذیت کردند که فرمود: «مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ» پیامبری به اندازه من از امتش نکشیده است. پیامبر آن‌ها را نفرین هم نمی‌کرد و می‌فرمود «الّلهُمَّ اهْدِ قَوْمِیِ فَإِنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ». ولی پیامبر مثل امشبی در حالی که سرش در دامن حضرت علی «علیه‌السلام» بود، جان به جان ‌آفرین تسلیم کرد. علی «علیه‌السلام» فرمود پیامبر در دم آخرت علومی را به من آموخت که از هر علمی، هزار در بر من گشوده شد.

غسل دهندگان پیکر پیامبر

وقتی پیامبر از دنیا رفت چه کسی در غسل و دفن پیکر پیامبر شرکت کرد؟ آن‌هایی که این‌قدر ادعا داشتند کجا رفتند؟ آن‌ها با اینکه پیامبر هنوز زنده بود، رفتند و سقیفۀ بنی ساعده را تشکیل دادند. صبر کنید پیامبر را غسل بدهند؛ تدفین کنند؛ پیکر پیامبر را تشییع کنید و نماز بخوانید. ببینند چقدر تشنه مقام و قدرت بودند که رفتند و مجلس سقیفه را تشکیل دادند. آن‌وقت پیامبر را تنها می گذارند. نوشته‌اند که حضرت را عمویشان عباس، حضرت علی «علیه‌السلام» و جبراییل غسل داده‌اند. و بعد از دفن پیامبر دست به چه کارهایی زدند! سراغ علی «علیه‌السلام» رفتند و ایشان را کشاندند و همین‌طور نسبت به در خانۀ حضرت زهرا چه مصیبت‌هایی وارد شد.

متن روضه خوانی

«مَا ذَا عَلَى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أَحْمَدَ أَنْ لَا یَشَمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِیَا ابتاه صُبَّــــــتْ عَلَیَّ مَصَائِــبُ لَوْ أَنَّهَا صُبَّـتْ عَلَـى الْأَیَّـامِ صِـرْنَ لَیَالِیَا»

آه آه! فرمودند: زهرای من تو اول کسی هستی که از خاندانم به من ملحق می‌شوی. می‌آمد و خاک قبر پدر را در دستش می‌گذاشت و به نزدیک بینی مطهر می‌برد و تربت قبر پدر را استشمام می‌کرد. می‌فرمود: « مَا ذَا عَلَى مَنْ شَمَّ تُرْبَةَ أَحْمَدَ أَنْ لَا یَشَمَّ مَدَى الزَّمَانِ غَوَالِیَا »؛ یعنی بابا چقدر خاک قبرت برای زهرا خوشبو است. حتی برای زهرا از عطر خوشبوی غوالیل که بهترین عطر آن ‌روز بوده خوشبوتر است. سر بیرون بیاور و ببین که با دخترت چه کردند. . صلی الله علیکم یا اهل البیت النبوه.

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...