• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۱۸ مرداد , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور/ مقالات

22 جولای, 2026

کد مطلب : 33947

مشروعیت بیعت سلوکی در عرفان اسلامی

مستندات بیعت سلوکی در اسلام

بیعت سلوکی به عنوان پیمانی میان سالک و استاد، از آموزه‌های شناخته‌شده در بسیاری از مکاتب عرفانی است که درباره مشروعیت آن از منظر منابع اسلامی دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است.

مستندات بیعت سلوکی در اسلام

روح الله هاشمی پیکر

چکیده

بیعت سلوکی به عنوان پیمانی میان سالک و استاد، از آموزه‌های شناخته‌شده در بسیاری از مکاتب عرفانی است که درباره مشروعیت آن از منظر منابع اسلامی دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است. این پژوهش با هدف بررسی مشروعیت بیعت سلوکی در عرفان اسلامی، با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر آیات قرآن، روایات اهل‌بیت(ع) و دیدگاه‌های فقهی، به تبیین مفهوم و ماهیت بیعت و امکان انطباق آن بر رابطه استاد و شاگرد در سلوک عرفانی می‌پردازد. بررسی مفهوم لغوی و اصطلاحی بیعت، سیره مسلمانان در صدر اسلام و تحلیل بنای عقلا نشان می‌دهد که حقیقت بیعت، ایجاد التزام به تبعیت از صاحب صلاحیت در قلمرو صلاحیت اوست و اختصاصی به حوزه حکومت و سیاست ندارد. بر همین اساس، رجوع سالک به استاد واجد شرایط و تعهد به پیروی از رهنمودهای او در چارچوب کتاب، سنت و احکام شریعت، از مصادیق همین حقیقت بوده و از مبانی عقلایی و شرعی برخوردار است. در عین حال، مشروعیت اصل بیعت سلوکی به معنای تأیید همه شیوه‌ها و مصادیق رایج آن در برخی مکاتب عرفانی نیست، بلکه اعتبار آن منوط به احراز صلاحیت استاد، عدم مخالفت با شریعت و پرهیز از اثبات هرگونه ولایت مستقل یا اطاعت مطلق برای وی است.

کلیدواژه: بیعت، بیعت سلوکی، عرفان اسلامی، سلوک عرفانی، استاد سلوک، مشروعیت، بنای عقلا.

بیعت سلوکی به عنوان پیمانی میان سالک و استاد، از آموزه‌های رایج در بسیاری از مکاتب عرفانی و سلوکی به شمار می‌رود و همواره به عنوان مقدمه‌ای برای ورود به مسیر تربیت معنوی و التزام به دستورات استاد مطرح بوده است. با این حال، مشروعیت این نوع بیعت از منظر قرآن، سنت و سیره اهل‌بیت(ع) همواره محل بحث و گفت‌وگو بوده و دیدگاه‌های متفاوتی درباره آن ارائه شده است؛ به‌ویژه آنکه در منابع اسلامی، بیعت غالباً در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و دینی مطرح شده و تعمیم آن به حوزه سلوک و تربیت معنوی نیازمند دلیل و مستند شرعی است. ازاین‌رو، تبیین حقیقت بیعت، بررسی ماهیت آن در اسلام و ارزیابی امکان انطباق آن بر رابطه استاد و شاگرد در سلوک عرفانی، از مباحثی است که می‌تواند در داوری درباره مشروعیت یا عدم مشروعیت بیعت سلوکی نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. این مقاله با تکیه بر منابع معتبر اسلامی، درصدد بررسی مشروعیت بیعت سلوکی در عرفان اسلامی و تبیین مبانی آن است.

در لغت عرب، بیعت در اصل از ماده «بیع» است و به معنای متولی کردن و عقد تولیت، دست به هم دادن برای ایجاب بیع یا ایجاب اطاعت آمده است. راغب اصفهانی نیز می‌گوید: «بیعت؛ یعنی اطاعت سلطان را در برابر عطاى اندکش پذیرفت.»

علامه طباطبایی (ره) مبتنی بر همین معنا، ذیل آیه ۱۰ سوره مبارکه فتح می‌نویسد: «کلمه “بیعت” یک نوع پیمان است که بیعت‌کننده خود را مطیع بیعت‌شونده مى‏سازد … و چون رسم عرب (و همچنین در ایران) این بود که وقتى مى‏خواستند معامله را قطعى کنند، به یکدیگر دست مى‏دادند، و گویا با این عمل مسئله نقل و انتقال را نشان مى‏دادند -چون نتیجه نقل و انتقال که همان تصرف است، بیشتر به دست ارتباط دارد- لذا دست به دست یکدیگر مى‏زدند، و به همین جهت دست زدن به دست دیگرى در هنگام بذل اطاعت را “مبایعه” و”بیعت” مى‏خواندند، و حقیقت معنایش این بود که بیعت‌کننده دست خود را به بیعت‌شونده مى‏بخشید، و به سلطانِ بیعت‌شونده مى‏گفت: این دست من مال تو است، هر کارى مى‏خواهى با آن انجام بده.»؛ به عبارت دیگر از منظر ایشان حقیقت بیعت، اطاعت بیعت‌کننده از بیعت‌شونده است.

ابن خلدون نیز درباره بیعت آورده است: «بیعت پیمان بستن برای فرمانبرداری و اطاعت است. بیعت‌کننده با امیر خویش پیمان می‌بست که در امور مربوط به خود و مسلمانان تسلیم نظر او باشد و در هیچ چیز از امور مزبور با او به ستیز برنخیزد و تکالیفی را که بر عهده وی می‌نهد و وی را به انجام دادن آن مکلف می‌سازد، اطاعت کند، خواه آن تکالیف به دلخواه او باشد و خواه مخالف میلش. چنین مرسوم بود که هر گاه با امیر بیعت می‌کردند و برآن پیمان می‌بستند، دست خود را به منظور استواری و تاکید پیمان، در دست امیر می‌گذاشتند و چون این شیوه به عمل فروشنده و خریدار شبیه بوده است، آن را بیعت نامیده‌اند که مصدر باع (خرید – فر وخت) می‌باشد و از طریق مصافحه کردن با دست‌ها بیعت انجام می‌شود و مفهوم آن در عرف لغت و تداول شرع همین است.»

حضرت آیهالله مکارم شیرازی در کتاب انوار الفقاهه خود، بحث مفصلی در ادله مشروعیت بیعت دارند که خلاصه آن چنین است: «بیعت با پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) به هیچ وجه منشأ و سبب ولایت آنان بر امت نبوده است؛ زیرا ولایت ایشان، منصبی الهی و انتصابی از جانب خداوند متعال بوده که صراحتاً در قرآن کریم مانند آیه (النَّبِیُّ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)؛ و سنت قطعی نبوی (مانند واقعه غدیر) بیان گردیده است. بیعت در این موارد، صرفاً به مثابه اعلام انقیاد، وفاداری، تجدید پیمان اطاعت و آمادگی برای فداکاری در راه اهداف الهی بوده و هیچ‌گونه نقش ایجادی یا انتخابی در تثبیت ولایت ایشان نداشته است. تحقق دخول در دین اسلام نیز منوط به شهادتین و اقرار به مبدأ و معاد بوده و بیعت، شرط لازم برای آن نبوده است.

همچنین بیعت با فقیه جامع‌الشرایط در عصر غیبت نیز، مشابه بیعت با معصومین (ع) در دوران حضور، صرفاً تأییدی بر پذیرش ولایت انتصابی ایشان است که ناشی از نصب عام الهی و شرعی از سوی ائمه معصومین (ع) می‌باشد. در این فرض، بیعت، واجد هیچ‌گونه نقش ایجادی در مشروعیت ولایت فقیه نیست، بلکه صرفاً اعلام پذیرش عملی و آمادگی برای رجوع به او در امور حسبیه و قضائیه است. حتی در صورت پذیرش بیعت به عنوان یک عقد مستقل که وجوب وفای به آن محل بحث است، روایات وارده ناظر به لزوم التزام عملی به مفاد آن هستند، نه تعیین شرایط و اوصاف بیعت‌کننده و یا بیعت‌شونده؛ لذا اطلاق ادله بیعت، بر هر دو دسته اعم از فقیه و غیر فقیه (در صورت احراز صلاح ظاهری) جاری خواهد بود، که این امر در تعارض با مدعای محدودسازی ولایت صرفاً به فقیه از منظر بیعت است و مفهوم عام‌تری را مستفاد می‌سازد.»

به لحاظ تاریخی نیز بیعت در عرب پیش از اسلام رسمی برای تأیید رهبری و سپردن مقام‌های مهم بود که پس از آن در تاریخ اسلام نیز جایگاه مهمی یافت. در سیره پیامبر(ص)، نخستین بیعت را ایمان و همراهی حضرت علی(ع) و حضرت خدیجه(س) دانسته‌اند و پس از آن «بیعت عشیره» در یوم‌الدار رخ داد که تنها حضرت علی(ع) با پیامبر(ص) بیعت کرد. از مهم‌ترین بیعت‌های دوران مکه نیز بیعت نخست و دوم عقبه بود که در موسم حج انجام شد و به‌ویژه بیعت دوم، زمینه هجرت پیامبر(ص) به مدینه را فراهم کرد. مفاد این پیمان‌ها شامل پرهیز از شرک، دزدی، قتل فرزندان، بهتان و نافرمانی در کار نیک بود.

در مدینه نیز بیعت‌های مهمی مانند بیعت آغاز هجرت، هنگام حرکت به بدر،  بیعت رضوان در حدیبیه، و بیعت مردان و زنان در فتح مکه صورت گرفت. آخرین بیعت در زمان پیامبر(ص)، بیعت غدیر با حضرت علی(ع) در سال دهم هجری بود که به ولایت ایشان مربوط می‌شد. پس از رحلت پیامبر(ص)، بیعت بیشتر جنبه سیاسی یافت و برای تعیین خلیفه و حاکم اسلامی به کار رفت؛ از ماجرای سقیفه و بیعت با ابوبکر گرفته تا بیعت با عمر، عثمان، امام علی(ع)و امام حسن(ع). همچنین در تاریخ شیعه، بیعت مردم کوفه با مسلم بن عقیل به نیابت از امام حسین (ع) و بیعت مردم خراسان با امام رضا(ع) برای ولایت‌عهدی نیز از نمونه‌های مهم به شمار می‌آید.

بررسی کاربرد بیعت در صدر اسلام نشان می‌دهد که اگرچه موضوعات و اشخاص بیعت‌شونده متفاوت بوده‌اند، اما در همه این موارد، عنصر مشترک، التزام و اعلام آمادگی برای اطاعت از کسی بوده است که از صلاحیت لازم برخوردار بوده است. ازاین‌رو، می‌توان گفت ماهیت بیعت در حقیقت عقد و پیمانی بین بیعت‌کننده و بیعت‌شونده است مبتنی بر اینکه بیعت‌کننده از بیعت‌شونده در اموری خاص یا عام اطاعت کند و حتی اگر عقد و پیمان بودن آن را نپذیریم، نهایتا الزامی است که بیعت‌کننده برای اطاعت از بیعت‌شونده در زمینه‌ای که دارای صلاحیت است، بر عهده خود ایجاد می‌کند و آن را به بیعت‌شونده اعلام می‌کند.

چنین معنایی از بیعت در عرف، عقل و شرع پذیرفته شده است. در عرف عمومی، پدیده اطاعت از متخصصان در حوزه‌های تخصصی امری رایج و پذیرفته‌شده است؛ همچنان‌که شاگرد از توصیه‌های استاد دانشگاه استفاده کرده و رشد علمی می‌نماید، بیمار نسبت به تشخیص پزشک خود مطیع و منقاد است و کارفرما برای ساختن بنا طبق نقشه و تحت نظارت مهندس، ساختمان را بنا می‌کند. این پدیده از نظر عقلی مبتنی بر قاعده مسلم «رجوع الجاهل الی العالم» بوده و در سیره عقلا نیز متقن و معتبر شمرده می‌شود؛ زیرا ضریب خطای عالم در مقایسه با جاهل به مراتب کمتر است. از منظر شرعی نیز چنین التزامی نه تنها فاقد هرگونه مناط حرمت یا کراهت است، بلکه امری ممدوح و پسندیده به شمار می‌رود. بر همین اساس، تقلید مقلد از مرجع تقلید در احکام شرعی جایز دانسته شده و این همان مبنایی است که جواز پیروی از متخصص در حوزه‌های دینی را توجیه می‌کند.

بر این اساس، هرگاه رابطه‌ای بر پایه تخصص، هدایت و صلاحیت شکل گیرد و طرف مقابل نیز آگاهانه خود را ملتزم به تبعیت در همان حوزه صلاحیت کند، حقیقت بیعت تحقق یافته است؛ هرچند این رابطه در قلمرو سیاست نباشد. بنابراین، اگر استاد سلوک واجد شرایط علمی و اخلاقی لازم باشد و شاگرد نیز صرفاً در محدوده هدایت معنوی خود را ملتزم به تبعیت از او سازد، چنین التزامی از حیث ماهیت، تفاوتی با اصل بیعت نخواهد داشت.

بیعت سلوکی نیز از همین قبیل است و در حقیقت، الزامی است که شاگرد برای تبعیت از استاد بر عهده خود ایجاد می‌کند؛ این التزام دقیقاً همان مفادی است که امام سجاد (ع) در رساله حقوق به عنوان حق استاد بر شاگرد بیان نموده است. ایشان در این روایت تعظیم و بزرگداشت استاد را مطرح کرده و می‌فرماید: «وَ أَمَّا حَقُّ سَائِسِکَ بِالْعِلْمِ فَالتَّعْظِیمُ لَهُ وَ التَّوْقِیرُ لِمَجْلِسِهِ وَ حُسْنُ الِاسْتِمَاعِ إِلَیْهِ وَ الْإِقْبَالُ عَلَیْهِ وَ الْمَعُونَهُ لَهُ عَلَى نَفْسِکَ فِیمَا لَا غِنَى بِکَ عَنْهُ مِنَ الْعِلْمِ بِأَنْ تُفَرِّغَ لَهُ عَقْلَکَ وَ تُحَضِّرَهُ فَهْمَکَ وَ تُزَکِّیَ لَهُ قَلْبَکَ وَ تُجَلِّیَ لَهُ بَصَرَکَ بِتَرْکِ اللَّذَّاتِ وَ نَقْصِ الشَّهَوَاتِ وَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّکَ فِیمَا أَلْقَى إِلَیْکَ رَسُولُهُ إِلَى مَنْ لَقِیَکَ مِنْ أَهْلِ الْجَهْلِ فَلَزِمَکَ حُسْنُ التَّأْدِیَهِ عَنْهُ إِلَیْهِمْ وَ لَا تَخُنْهُ فِی تَأْدِیَهِ رِسَالَتِهِ وَ الْقِیَامِ بِهَا عَنْهُ إِذَا تَقَلَّدْتَهَا وَ لَا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّه‏»؛ حق استاد آن است که او را بزرگ دارى و مجلسش را محترم شمارى و درست به گفتارش گوش سپارى و دل به او دهى و وى را در آموزش دانشى که به آن نیازمندى، یارى دهى؛ یعنى فکر و فهمت را در کف او نهى و حضور ذهن داشته باشى و با وانهادن لذت‌ها و کاستن شهوت‌ها قلبت را براى او پاک کنى و دیدگانت را جلا دهى و بدانى که در آن چه به تو مى‌آموزد پیک او هستى. به هر نادانى برمى‌خورى باید پیام استاد را خوب به او برسانى و چون این رسالت را پذیرفتى بر توست که در ابلاغ و انجام آن خیانت نورزى. ولا حول ولا قوه الاّ باللّه.

همچنین فقها توقیع شریف «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‌ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا»؛ به عنوان مستندی اساسی در ابوابی چون قضا، تقلید و ولایت فقیه مورد استناد قرار می‌دهند و چنین استدلال می‌نمایند که فقها و عالمانِ احکام شرعی، مصداق «رُواهِ حدیثِنا» هستند؛ اما قلمرو این حدیث، فراتر از فقهای متعارف احکام است و شامل سایر عالمان دین که در حوزه‌های تخصصی علمی خود صاحب‌نظر هستند، نیز می‌شود. به عنوان مثال، فقیهی که عمر خود را وقف علوم قرآنی کرده و در تفسیر و تبیین آن تبحر دارد، یا فقیهی که با ژرف‌نگری در مبانی دین و شریعت، به معارف سلوکی و عرفانی دست یافته و توانایی هدایت دیگران در این مسیر را داراست، نیز می‌توانند مصادیق این روایت شمرده شوند.

از مجموع آنچه گذشت، روشن می‌شود که بیعت سلوکی به معنای ایجاد ولایت جدید یا اعطای جایگاهی فراتر از حدود شرعی به استاد نیست، بلکه التزامی است که سالک با اختیار خود برای بهره‌مندی از هدایت علمی و تربیتی استاد بر عهده می‌گیرد. همان‌گونه که رجوع به فقیه در استنباط احکام، مراجعه به پزشک در درمان بیماری و مراجعه به سایر متخصصان در حوزه‌های تخصصی، بر پایه پذیرش صلاحیت علمی آنان استوار است، پیروی سالک از استاد سلوک نیز در صورتی که استاد واجد شرایط علمی، اخلاقی و عملی لازم باشد، از همین قاعده عقلایی تبعیت می‌کند و بیعت، چیزی فراتر از اعلام این التزام و پایبندی نخواهد بود.

بر این اساس، مشروعیت بیعت سلوکی نه از آن جهت است که بیعت به خودی خود منشأ ولایت یا سبب مشروعیت استاد باشد، بلکه از آن روست که حقیقت بیعت، التزام به تبعیت از صاحب صلاحیت در قلمرو صلاحیت اوست؛ حقیقتی که شواهد عرفی، بنای عقلا و آموزه‌های شرعی بر آن دلالت دارند. ازاین‌رو، بیعت سلوکی تنها در صورتی قابل پذیرش است که استاد در چارچوب موازین شریعت، دارای صلاحیت لازم برای هدایت معنوی باشد و مفاد بیعت نیز از حدود احکام و آموزه‌های اسلام فراتر نرود؛ در غیر این صورت، چنین التزامی فاقد مبنای شرعی خواهد بود.

البته اثبات مشروعیت اصل بیعت سلوکی، به معنای تأیید همه شیوه‌ها و مصادیقی که در برخی مکاتب عرفانی و طریقت‌های صوفیه با عنوان بیعت رواج یافته است، نیست. مشروعیت این بیعت، همانند هر رابطه دینی دیگر، مقید به رعایت ضوابط شرع و حدود اختیارات استاد است؛ ازاین‌رو، تنها بیعتی را می‌توان مشروع دانست که در آن، استاد واجد صلاحیت علمی، اخلاقی و عملی برای هدایت معنوی باشد، مفاد بیعت در چارچوب کتاب و سنت قرار گیرد و هیچ‌گونه ولایت مستقل، اطاعت مطلق یا حکمی برخلاف شریعت برای وی اثبات نشود. بنابراین، مشروعیت اصل بیعت سلوکی، ملازمه‌ای با صحت همه مصادیق و آداب رایج آن در برخی جریان‌های عرفانی ندارد و هر مورد باید به صورت مستقل بر اساس موازین شرعی ارزیابی شود.

این نوشتار با بررسی مفهوم لغوی و اصطلاحی بیعت، سیره اسلامی، بنای عقلا و مستندات روایی، نشان داد که حقیقت بیعت، التزام به پیروی از صاحب صلاحیت در قلمرو صلاحیت اوست و اختصاصی به حوزه سیاست ندارد. بر همین اساس، بیعت سلوکی نیز در صورتی که به معنای تعهد سالک به پیروی از استاد واجد شرایط و در چارچوب کتاب و سنت باشد، از مبانی عقلایی و شرعی برخوردار است. در مقابل، هرگونه توسعه این مفهوم به اطاعت مطلق یا اثبات ولایت مستقل برای استاد، خارج از قلمرو مشروعیت بیعت در آموزه‌های اسلامی خواهد بود.

منابع

قرآن کریم.

ابن بابویه، محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمه – تهران، چاپ: دوم، ۱۳۹۵ق.

ابن سیده، على بن اسماعیل، المحکم و المحیط الأعظم، دار الکتب العلمیه – بیروت، چاپ: اول، ۱۴۲۱ ه.ق.

ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول – قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ / ۱۳۶۳ق.

احمدى میانجى، على، مکاتیب الأئمه علیهم السلام – قم، چاپ: اول، ۱۴۲۶ق.

اربلى، على بن عیسى، کشف الغمه فی معرفه الأئمه (ط – القدیمه) – تبریز، چاپ: اول، ۱۳۸۱ق.

بن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه ابن خلدون، مترجم: محمدپروین گنابادی، چاپ: اول، ۱۳۳۶ ه.ش.

حسنی، هاشم معروف، جنبشهای شیعی در تاریخ اسلام، مترجم: محمدصادق عارف، آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۷۹ ه.ش.

راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، دار القلم – بیروت، چاپ: اول، ۱۴۱۲ ه.ق.

شهیدی، سیدجعفر، بیعت و چگونگی آن در تاریخ اسلام، کیهان اندیشه، شماره ۲۶، تهران، ۱۳۶۸ ه.ش.

شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه – قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ ق.

صاحب، اسماعیل بن عباد، المحیط فى اللغه، عالم الکتب – بیروت، چاپ: اول، ۱۴۱۴ ه.ق.

طباطبایى، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامى – ایران – قم، چاپ: ۵، ۱۳۷۴ ه.ش.

طبری، ابن جریر، تاریخ الرسل و الملوک وصله تاریخ الطبری، بینا، بیتا.

عسکری، مرتضی، سقیفه : بررسی نحوه شکل گیری حکومت پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، منیر، تهران، چاپ: دوم، ۱۳۸۵ ه.ش.

فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، نشر هجرت – قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۹ ه.ق.

قاسمی، ظافر، نظام الحکم فی الشریعه و التاریخ الاسلامی، دار النفائس، بیروت، ۱۹۸۵ م.

قرشى، على اکبر، قاموس قرآن، دار الکتب الاسلامیه – تهران، چاپ: ششم، ۱۳۷۱ ه.ش.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط – بیروت) – بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.

مکارم شیرازی، ناصر، انوار الفقاهه (کتاب البیع)، مدرسه الامام على بن ابى طالب( ع)، قم، چاپ: اول، ۱۴۲۵ ه.ق.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=33947

مطالب مشابه

  • تحلیل فقهی، اصولی و عرفانیِ مفهوم «نماز قلبی»
  • نماز قلبی، ادله و مستندات
  • دستخط مبارک حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی در پاسخ به سوالی پیرامون “نماز قلبی”
  • روشنگری برخی ابهامات منتسب به عرفان اهل بیتی(۴)
  • روشنگری برخی ابهامات منتسب به عرفان اهل بیتی(۳)
  • روشنگری برخی ابهامات منتسب به عرفان اهل بیتی(۲)
  • روشنگری برخی ابهامات منتسب به عرفان اهل بیتی(۱)
  • اشتباه در نماز عید فطر فرقه نعمت‌اللهی گنابادیه
  • بوسیدن دست زنان توسط یوسف مردانی
  • جنایتی داعش‌گونه در غائله گلستان هفتم

نظرات

  1. علوی گفت:
    2026-07-28 در 09:07

    متشکریم از توضیحات و استدلال مفید شما

    پاسخ

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه صفر
  • مناسبات
  • فضیلت

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد