• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
رسالۀ لب اللباب/ شرح درس/ مقالات

19 اکتبر, 2024

کد مطلب : 32364

برشی از کتاب چلچراغ سلوک

عبادت برای نفس

عشق الهی مانند آهن‌ربا، احرار و عشاق را جذب می‌کند. آن‌ها چون محبّ واقعی خدا هستند، جاذبه‌ای در وجودشان ایجاد شده است که همیشه دوست دارند قرآن و نماز بخوانند، از خدا بگویند و با خدا گفتگو کنند، و با او انس بگیرند؛ چون محبت خدا در دلشان قرار دارد.

عبادت برای نفس

مرحوم علامه طهرانی «در اثر تأمّل و دقّت واضح خواهد شد که عبادتِ دو دسته اوّل به حقیقت صحیح نیست؛ زیرا عبادت آن‌ها به خدا و برای خدا نبوده و مرجع عبادت آن‌ها به خودپرستی است و در واقع آن‌ها خود را پرستیده‌اند نه خدای تعالی را؛ چون بازگشت عبادت آن‌ها به همان علائق و مشتهیات نفسانی است»{۱}

 اگر شما نماز بخوانی به این‌ نیت که من جهنم نروم یا به بهشت بروم، خلوص نیت شما مورد شک و تردید است؛ چون نیّت برای خدا نبوده و نماز از ریشه باطل است، اگرچه رفع تکلیف ظاهری شده باشد؛ بنابراین باید خودت را درست کنی و شباهتی به احرار در خودت داشته باشی،

عزیزمن! این‌که می‌گویی من نوری نمی‌بینم یا مکاشفه و… ندارم همه این‌ها از مشتهیات نفس است و اگر دنبال این‌ها هستی هنوز خالص نشده‌ای.

«و چون خودپرستی با خداپرستی جمع نمی‌شود؛ بنابراین باید بر حسب نظریّه اوّل، این جماعت به خدا کافر بوده و خدا را منکر باشند.»

اگر شما خوب نگاه کنید آن‌هایی که دسته اولی یا دومی هستند، چون پرستش واقعی از خدا ندارند، اگر کافر نباشند در حکم کافر هستند.

«لیکن چون قرآن کریم به نصّ خود اصل خداپرستی را فطری  بشر بیان فرموده و هرگونه تغییر و تبدیلی را در خلقت نفی نموده است. «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ»{۲} »

اگر بگویی در وجود من، فطرت توحیدی هست و هنگام نیت نماز به آن فطرت اشاره کنی، امکان دارد در این اشاره شما  یک خلوصی باشد که نماز را از مرز بطلان دور نگه دارد.

ایشان می‌خواهد برای مسلمان‌هایی که خدا را عبادت می کنند وجه صحیحی درست کند؛ یعنی نمی‌توانیم به بشری که خدا را عبادت می‌کند بگوییم به طور کلی از جاده خداپرستی کنار رفته است، بلکه بهتر است بگوییم هنوز به جاده توحید نرسیده است.

«بنابراین انحراف بشر از جاده خداپرستی نیست، بلکه از جاده توحید است که خدا را در فعل و صفت واحد نمی‌دانند و غیر او را با او سهیم و شریک می‌کنند؛ لذا قرآن در همه‌جا برای اثبات توحید خداوند و نفی شرک از او قیام فرموده است».

 حضرت علی علیه السلام فرموده‌اند: «وَجَدتُکَ اَهلاً لِلعِبَادَهِ فَعَبَدتُکَ»{۳}؛ خدایا! از آن‌جا که تو صلاحیت معبود شدن داری من هم تو را عبادت می‌کنم.

کسی که از عذاب خدا ترس داشته باشد و برای فرار از آن عبادت کند، مسئله عذاب را در نیتش وارد کرده است، او خود خدا را نمی‌خواهد، بلکه آزادی از جهنم را می‌خواهد؛ لذا توحید خالص ندارد؛ هم‌چنین کسی که بهشت را در نیتش وارد کند،

او هم خلوص کامل ندارد و بهشت خدا را می‌خواهد نه خود خدا را. کسی که می‌گوید: اگر من را جهنّم هم ببری فقط تو را می‌پرستم، این شخص فقط و فقط برای دوستی‌خدا، خدا را می‌خواهد.

«شرک جلی» یعنی کسی که واقعاً یک صنمی را در خانه عبادت می‌کند. ممکن است صنم و بت انسان در قلبش باشد؛ یعنی بت نفس را عبادت ‌کند. عزیز من! بت شکنی نفس به مراتب از شکستن بت ظاهری خیلی بالاتر است.

حضرت علی علیه السلام که بالای شانه پیغمبرصل الله علیه و آله و سلم  رفت و بت‌ها را شکست، پیش‌تر بت نفس را از بین برده بود. این‌که آدم بتواند بت نفس را بشکند خیلی سخت است؛ لذا قرآن در همه جا برای اثبات توحید خداوند و نفی شرک از او قیام فرموده است که باید شرک خفی، انانیّت و حجاب‌های نفسانی را بشکنی و از بین ببری.

 همه ما می‌گوئیم بنده خدا و خداپرست هستیم و مثل مشرکین مکه نیستیم که چهار دیوار کعبه را از اصنام پر کرده بودند، ولی غافل از این‌که در درون و باطن خود گرفتار بت نفس می‌باشیم. اگر مدعیان خداپرستی خودشان را از شرک خفی پاک کنند، موحّد خواهند بود؛ لذا می‌فرماید: انحراف بشر از جاده خداپرستی نیست بلکه از جاده توحید است.

«و بر این اساس دو دسته اول را در منظور خود سهیم و شریک می‌دانند و در عین خداپرستی نیز از خود پرستی دست باز نمی‌دارند و فعل خود را در عبادات برای هر دو منظور به‌جا می‌آورند و این همان شرک است».

 دو منظور، خوف از جهنم و تحصیل نعمت‌های بهشتی است. اگر انسان این‌ها را در کنار خداپرستی و توحید کامل در نظر بگیرد، شرک خفی می‌شود. اگر عبادت و خدا پرستی تنها برای خداست، باید تنها خدا را در نظر گرفت؛ لذا ایشان برای هر دو شرک متوسل به آیات قرآنی در مورد شرک می‌شود.

«و در حقیقت این دو گروه، مشرک به خدای متعال می‌باشند که به نص قرآن برای آن آمرزشی نیست. (اِنَّ اللّهَ لَا یَغفِرُ اَن یُشرَکَ بِهِ وَ یَغفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاءُ {۴})؛ بنابراین عبادت آن‌ها ابداً مثمر ثمر نبوده و آن‌ها را به خدای متعال نزدیک نخواهد ساخت».

خداوند گناه شرک را نمی‌آمرزد و گناه پایین‌تر از گناه شرک را برای هر کس که بخواهد می‌آمرزد. عبادت عبید و عبادت تجار، عبادت مشرکانه است و عبادت آن‌ها ابداً مثمر ثمر نیست؛ یعنی در این دنیا نمی‌توانند به توحید برسند. اساسا عموم مردم در این وادی نیستند ‌که به سوی خدا بروند و خدا را بشناسند و معرفت خدا را پیدا کنند، در فکر و ذهنشان نمی‌آید.

«دسته سوم خدا را بر اصل محبت می‌پرستند که همان عبادت احرار است. در بعضی از روایات وارد است که «تِلکَ عِبَادَهُ الکِرَامِ»{۵} این همان عبادت صحیحه واقعیه است و به آن نمی‌رسند مگر پاکان درگاه الهی . فَهَذَا مَقَامٌ مَکنُونٌ (لَا یَمَسُهُ اِلاَّ المُطَهَرُونَ{۶})».

 دسته سوم خدا را بر اصل محبت می‌پرستند و چون عاشق خدا هستند به این معرفت رسیده‌‌اند و دلشان پر از محبت خداست. ایشان خدا را منعم می‌دانند؛ بنابراین این‌ها افکار و راه دیگری دارند.

در برخی روایات از عبادت ایشان با تعبیر دیگری یاد می‌کند و می‌فرماید: «تِلکَ عِبَادَهُ الکِرَامِ»؛ عبادت ‌آن‌ها عبادت‌ کریمان، بزرگواران و اهل کرامت است. وقتی امام علیه السلام  از افرادی که کرام هستند تعریف کند، نشان می‌دهد که عبادت آن‌ها مافوق عبادت دو دسته اول است؛

لذا علامه تأکید دارد این همان عبادت حقیقی است که ما این نوع عبادت را می‌توانیم از توحید خدا به دست آوریم.

«محبت عبارت است از انجذاب؛ یعنی کشیده‌شدن چیزی به سویی و حقیقتی. دسته سوم گروهی هستند که پایه عبادت و پرستش خود را بر محبت و کشش به سوی خدا قرار داده و غیر از کشیده شدن به سوی او و تقرب به حضرت او هیچ مقصود و منظوری ندارند و صرفاً همان انجذابی که از ناحیه محبوب در خود حس می‌کنند داعی و محرّک آن‌ها به سوی محبوب و موجب حرکت آن‌ها بدان حریم است».

گروه سوم یک طایفه ممتازی هستند. ایشان شب و روز تزکیه نفس کردند، اگر یک وقت خطایی کردند تا صبح گریه می‌کنند که خدایا ما را ببخش! کارهای ایشان روی حساب و کتاب هست. مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاقبه دارند. با خودشان کار می‌کنند که به مقصود الهی خود نایل شوند. جدول مراقبه دارند و خدا را برای خدا می‌خواهند نه برای بهشت و جهنم.

آیا خدایی که آفریدگار و منعم ماست و این همه به ما لطف کرده، شایستگی ندارد که ما پیشانیمان را بر روی زمین بگذاریم و فقط برای خودش «سُبحَانَ رَبِّیَ الاَعلَی وَ بِحَمدِهِ» بگوییم؟ آیا چنین خدایی صلاحیت ندارد ما رکوع کنیم و فقط برای خودش «سُبحَانَ رَبِّیَ العَظِیمِ وَ بِحَمدِهِ» بگوییم؟

عزیزمن! عظمت، جلالت و نعمت‌های خدا را متذکر شو و در مقابل این عظمت، خضوع کن و خدا را از روی عشق و محبت عبادت ‌نما. عشق الهی مانند آهن‌ربا، احرار و عشاق را جذب می‌کند. آن‌ها چون محبّ واقعی خدا هستند، جاذبه‌ای در وجودشان ایجاد شده است که همیشه دوست دارند قرآن و نماز بخوانند، از خدا بگویند و با خدا گفتگو کنند، و با او انس بگیرند؛ چون محبت خدا در دلشان قرار دارد.

 محبّت همان جذبه الهی است که عاشق پایه عبادت و پرستش خود را بر مبنای آن قرار داده‌ است؛ یعنی احساس می‌کند که از طرف خدا هم یک کششی هست که او را به طرف عالم بالا می‌کشد.

عشق به خداوند

همان‌طور که بین زن و مرد عشق و علاقه پیدا می‌شود، در قلب سالکِ اهل مراقبه هم عشقِ الهی شکل می‌گیرد و موجب می‌شود که با خدای خودش انس و الفت پیدا کند. عاشق به فکر جهنم و بهشت نیست و فقط به فکر محبوب و معشوق است. ما دیدیم بعضی‌ها گرفتار عشق مجازی شدند و از عشق مجازی پلی به سوی عشق حقیقی زده‌اند.

افرادی که اول به عشق مجازی مبتلا می‌شوند و بعد دنبال عشق الهی می‌روند، خیلی موفق‌تر هستند؛ یعنی می‌فهمند در عالمِ عشق و عاشقی چه‌کار باید کنند، با خدا چگونه صحبت کنند و با محبوب خودشان چگونه انس و الفت بگیرند. اگر خداوند آن‌ها را در قعر جهنم ببرد باز هم می‌گویند: خدا.{۷}  هر بلایی در زندگیشان ببینند، از خدا دست نمی‌کشند.

 وقتی نماز و قرآن می‌خوانند، از ناحیه محبوبشان انجذابی در دل حس می‌کنند، آخر شب برمی‌خیزند و با خدا خلوت می‌کنند. همواره احساس می‌کنند که جذبه‌ای در وجودشان هست و ایشان را به سمت معشوق حقیقی سوق می‌دهد.

 آدم بی‌احساس و بی‌تفاوت به چه دردی می‌خورد؟ عزیزان! بینی و بین اللّه فکر کنید، آدم که نباید فقط احساسش در امور ملموس و مادی باشد، یک مقدار هم احساسات خودمان را در امور معنوی هزینه کنیم. ما که همسر و بچه‌مان را دوست داریم، آیا واقعاً خدا را به همین میزان دوست داریم


پی نوشت:

۱- لب اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب

۲- روم(۳۰) آیه۳۰٫

۳- محمدتقی مجلسی، روضه المتقین، ج‏۲، ص۴۱٫

۴- خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‌بخشد. نساء(۴) آیه۴۸٫

۵- شیخ طوسی، أمالی، ص۳۸؛ شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج ۱، ص ۵۴٫

۶- واقعه(۵۶) آیه۷۹٫

۷- فَهَبْنِی یا إِلَهِی وَ سَیدِی وَ مَوْلاَی وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ ؛ اى خدا و آقا و مولا و پروردگارم، بر فرض که بر عذابت شکیبائى ورزم، ولى بر فراقت چگونه صبر کنم؟ مفاتیح الجنان، دعای کمیل.

منبع: کتاب چلچراغ سلوک در شرح رساله «لب اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب»، بخش چهارم: شرح تفصیلی طریق و کیفیّت سیر الی اللّه- از تألیفات آیت الله حاج شیخ محمدصالح کمیلی خراسانی حفظه الله
علاقه‌مندان جهت خرید و مطالعه کتاب می توانند از طریق همین لینک اقدام فرمایند.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=32364

مطالب مشابه

  • شرح کتاب چهل حدیث- شرح حدیث شانزدهم با موضوع صبر
  • اصول سیر و سلوک چیست؟
  • شرح کتاب چهل حدیث- ادامه شرح حدیث یازدهم با موضوع تفکر
  • شرح کتاب چهل حدیث- ادامه شرح حدیث یازدهم با موضوع تفکر
  • شرح کتاب چهل حدیث- ادامه شرح حدیث یازدهم با موضوع تفکر
  • شرح کتاب چهل حدیث- شرح حدیث یازدهم با موضوع تفکر
  • شرح کتاب چهل حدیث- شرح حدیث یازدهم با موضوع فطرت
  • شرح کتاب چهل حدیث- ادامه شرح حدیث دهم با موضوع هوای نفس
  • شرح کتاب چهل حدیث- شرح حدیث دهم با موضوع هوای نفس
  • هفت آفت حرص در کلام حضرت امام صادق (ع)

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه شعبان
  • مناسبتها
  • نمازها

اعمال ماه شعبان

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مناسبتها و فضایل ماه شعبان

سوم شعبان:

ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام است.

به گفته «شیخ طوسى» در «مصباح»، ولادت آن حضرت ( طبق روایتى از امام حسن عسکرى علیه السلام) در روز پنج شنبه، سوم شعبان سال سوم هجرى واقع شده است.

چهارم شعبان:

ولادت حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام است. (سال ۲۶ هجرى)

پنجم شعبان:

ولادت امام زین العابدین على بن الحسین علیهماالسلام است. (سال ۳۸ هجرى)

یازدهم شعبان:

ولادت حضرت على بن الحسین (علی اکبر) علیهما السلام است. (سال ۴۳هجرى)

پانزدهم شعبان:

میلاد مسعود منجى عالم بشریّت، حضرت حجّه بن الحسن امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف مى‌باشد که در سال ۲۵۵ هجری، در «سامرّا» واقع گردید.

 

فضیلت ماه شعبان

ماه شعبان یکى از عزیزترین ماه هاى اسلامى و یادآور خاطره هاى بزرگ است که از همه مهمتر، میلاد مبارک سالار شهیدان کربلا، امام حسین علیه السلام در سوم ماه، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در چهارم ماه، حضرت سجاد علیه السلام در پنجم ماه و همچنین میلاد فرخنده حضرت بقیّه اللّه الاعظم حضرت مهدی منتظرعلیه السلام در پانزدهم ماه است که فضاى این ماه را به بوى ولایت عطرآگین ساخته است.

در فضیلت این ماه، همین بس که ماه پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نامیده شده و هنگامى که آن حضرت(ص) هلال ماه را مشاهده می فرمود، دستور مى دادند کسى در سراسر مدینه ندا دهد که:

"اى مردم! این ماه، ماه من است، خدا رحمت کند کسى که مرا بر ماه من یارى دهد، یعنى آن را روزه بدارد".

مرحوم محدّث قمى، حدیثى را از تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام در فضیلت روز اوّل ماه شعبان نقل نموده که در واقع مربوط به تمام ماه شعبان است، این حدیث بسیار پرمعنا و در عین حال بسیار مفصّل است که ایشان آن را تلخیص کرده است: "امیر مؤمنان على علیه السلام روز اوّل ماه شعبان گروهى را مشاهده کردند که در مسجد نشسته اند و سخنان بیهوده و ناآگاهانه، درباره قضا و قدر مى گویند و صداى جار و جنجالشان فضا را پر کرده، حضرت(ع) فرمودند: این گونه سخنان را رها کنید! امروز روز اوّل ماه شعبان است و از این نظر شعبان نامیده شده که مرکز شعبه ها و شاخه هاى خیرات و نیکى هاست، شعبه هاى خیراتِ نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهى از منکر و نیکى به پدر و مادر و همسایگان و صدقه به نیازمندان و اصلاح در میان مردم و مانند آن است."

سپس امام علی علیه السلام به حدیثى از رسول اکرم صلى الله علیه وآله اشاره فرمودند که خلاصه اش چنین است: "پیامبر(ص) فرمودند: روز اوّل ماه شعبان که مى شود، خداوند امر مى فرماید درهاى بهشت باز شود و دستور مى دهد به درخت «طوبى» که شاخه هایش را به مردم دنیا نزدیک کند و منادى از سوى پروردگار صدا مى زند که این شاخه هاى درخت «طوبى» در دسترس شماست، به آنها بیاویزید که شما را به سوى بهشت مى برد و از شاخه هاى درخت «زقّوم» بپرهیزید و به آن چنگ نزنید که شما را به سوى دوزخ مى کشاند، سپس افزودند: به خدایى که مرا به رسالت برگزیده سوگند! که هر کس در این روز به سراغ یکى از کارهاى خیر برود، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته و او را به سوى بهشت مى کشاند و هر کس به سراغ یکى از کارهاى شرّ برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» چنگ زده و او را به سوى دوزخ مى کشاند.

سپس آن حضرت(ص)، نمونه هایى از اسباب چنگ زدن به شاخه هاى درخت «طوبى» را برشمرده و فرمودند: هر کس (علاوه بر نمازهاى واجب) در این روز، نماز مستحبّى بخواند یا روزه بگیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و مادر و فرزند، یا خویشاوندان، یا همسایگان، صلح و صفا ایجاد کند، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته است!

همچنین کسى که بدهى خود را به مردم ادا کند، یتیمى را کفالت نماید یا سبک مغزى را از تعرّض به آبرو و ناموس مردم بازدارد و کسى که قرآن بخواند یا شکر نعمت هاى او را بجا آورد، بیمارى را عیادت کند، به پدر و مادر نیکى نماید، مؤمنى را تشییع جنازه کند و یا هر کار خیر دیگرى انجام دهد، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» آویخته است.

سپس افزودند: قسم به آن کس که مرا به نبوّت مبعوث کرد، هر کس به سراغ درى از درهاى شرّ و گناه در این ماه برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» آویخته که او را به آتش مى کشاند، کسى که در نماز واجب خود کوتاهى نماید، یا نیازمندى نزد او آید و شرح بیچارگى خود را بدهد و او توان حلّ مشکل آن نیازمند را داشته باشد ولى کوتاهى کند و دست او را نگیرد، یا عذر بدهکار بیچاره اى را نپذیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و فرزند، یا خویشاوندان و همسایگان و دیگر مؤمنان، اختلاف و نفاق بیندازد، یا بدهى خود را به مردم انکار کند، یا از رسیدگى به کار یتیمان خوددارى نماید، یا به سراغ خوانندگى هاى مجالس لهو و فساد برود، یا ظلم ها و گناهان خویش را بشمرد و به آن افتخار کند!، یا از همسایه بیمارش عیادت نکند، یا پدر و مادرش را از خود، ناخشنود سازد ... همه اینها سبب درآویختن به شاخه هاى درخت «زقّوم» است که انسان را به جهنّم مى برد"

این حدیث شریف و پرمعنا، راههاى سعادت و شقاوت را با ذکر یک مثال معنوى به روشنى بیان کرده و طُرُق خودسازى و تهذیب نفس و خدمت به خلق و عبودیّت خالق را در این ماه مشخّص نموده است. همچنین نسبت به اسباب بدبختى و محرومیّت از سعادت هشدار داده است که براى همه ماههاى سال راه گشا است، به‌ویژه در ماه شعبان که سرآغاز حرکت جدیدى به سوى نیکى ها و پاکى هاست.

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

نمازهای وارده برای تمام شب­های ماه شعبان

برگرفته از کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس (ره)

 

نماز شب اول ماه شعبان:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در اولین شب از ماه شعبان صد رکعت نماز بگزاردکه در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را نیز یک بار بخواند، پس بعد از تمام شدن نماز٬ سوره حمد را۵۰ باربخواند به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت٬ اگر بنده­ای این نمازرا گزارده و روزه بگیرد٬ خداوند تعالی از او شر اهل آسمان و زمین و شیاطین و پادشاهان را دفع می کند و از اوهفتاد هزار گناه کبیره رامی آمرزد و از او عذاب قبر را بر می­دارد و فرشتگان نکیر و منکر او را نمی­ترسانند و در حالی از قبرش بیرون می­آید که صورتش به مانند ماه شب چهارده است و از صراط به مانند برق عبور کرده ونامه­اش به دست راست او داده می شود.(اقبال الاعمال، ص۱۹۳)

نمازی دیگر برای شب اول:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب اول ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی بعد از حمد سوره توحید را پانزده بار بخواند، خدای تعالی به او پاداش دوازده هزار شهید را عنایت کرده و برای او عبادت دوازده سال را می‌نویسد و از گناهانش به مانند روزی که از مادرمتولد شده بیرون می آید و خداوند برای هر آیه از قرآن٬ کاخی در بهشت به او عنایت می کند. (همان، ص۱۹۳)

نماز شب دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی­ که در شب دوم از ماه شعبان٬ ۵۰رکعت نماز بگذارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های اخلاص و فلق و ناس را نیز یکبار بخواندخداوند به فرشتگان کرام الکاتبین فرمان می دهد که: بر بنده ام گناهی ننویسید تا این که یک سال بر او بگذرد و خداوند برای او بهره ای در عبادت اهل آسمان و زمین قرار می دهد و به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت ٬ از عبادت آن شب جز بدکار یا منافق یا فاجر دوری نمی‌گزیند و فضیلت زیادی ذکر کرده اند.(همان، ص ۲۰۱)

نماز شب سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:  کسی که در شب سوم ماه شعبان دو رکعت نماز بخواند که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را ۲۵ بار بخواند، خداوند در روز قیامت برای او هشت باب بهشت رامی‌گشاید و هفت باب جهنم را به روی او می­بندد و به او هزار لباس ابریشمی و هزارتاج می‌پوشاند. (همان، ص ۲۰۱)

نماز شب چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهارم ماه شعبان چهل رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و ۲۵ بار سوره توحید را بخواند خداوند برای او به ازاء هر رکعتی پاداش یک میلیون سال را نوشته و برای او برای هر سوره ای٬ یک میلیون شهر می‌سازد و خداوند به اوپاداش یک میلیون شهید را عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۰۳)

نماز شب پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پنجم از شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را پانصد بار بخواند و پس از سلام بر پیامبرهفتاد بار درود(صلوات) رساند،خداوند برای او هزار حاجت از حاجت های دنیایی و آخرتی او را برآورده می سازد وبه تعداد ستارگان آسمان٬ شهر در بهشت به او عنایت می فرماید. (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب ششم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب ششم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یکبار و سوره توحید را ۵۰ بار بخواند٬ خداوند او را برخوشبختی می‌گیرد و قبرش را گشادمی‌کند و در حالی از قبرش بیرون می‌آید که صورتش به مانند ماه است و می‌گوید: «اشهد انّ لا اله الا الله و انّ محمدا عبده و رسوله». (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و سوره توحید را صد بار بخواند و در رکعت دوم سوره حمدرا یک بار و  آیهالکرسی راصد بار بخواند، مرد و زن مومنی نیست که این نماز را می‌گزارد مگر این که خداوند تعالی دعایش را اجابت کرده و حوائجش را برآورده می سازد و برای او هر روزپاداش شهیدی می نویسد و بر او گناهی نمی‌باشد. (همان،ص ۲۰۴)

نماز شب هشتم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب هشتم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و آیه «ءامن الرسول» را تا آخر آن ٬ پنج بار و سوره توحیدرا پانزده مرتبه بخواند و در رکعت دوم سوره حمد را یک بار و آیه آخر سوره کهف «قل انما انا بشر مثلکم» را یک بارو پانزده بار سوره توحید رابخواند ٬ پس اگر گناهانش بیشتر از کف دریا باشد ٬ خداوند او را تا پاک نکند ازدنیا نمی برد٬ و گویا که تورات وانجیل و زبور و قرآن را خوانده باشد) .همان، ص ۲۰۵)

نماز شب نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نهم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و ده بار سوره نصر را بخواند، خداوند حتما جسدش را بر آتش حرام می‌کند و به او برای هر آیه ای ثواب دوازده شهید از شهدا بدر و ثواب علما را عنایت می کند. (همان، ص ۲۰۵)

نماز شب دهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دهم ماه شعبان٬ چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و آیه الکرسی را یک بار و سوره کوثر را سه بار بخواند، پس کسی که این نماز رابگزارد خداوند به فرشتگانش می‌فرماید: صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزاردرجه برای او بالا ببرید وصد هزار در برای او باز کنید و برای همیشه بر او نبندید و او و پدر و مادرش وهمسایگانش آمرزیده می شوند. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب یازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب یازدهم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره جحد( کافرون ) را ده بار بخواند، به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت این نماز را به جز مومن دارای ایمان کامل نمی‌گزارده و خداوند به اوبرای هر رکعتی باغی از باغ های بهشت عنایت می‌کند.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب دوازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دوازدهم از ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد  که درهر رکعتی سوره حمد را یکبار و سوره تکاثر را ده بار بخواند خداوند گناهان چهل ساله او را می‌آمرزد و برای او چهل درجه بالا می‌برد و برای او چهل هزار فرشته طلب آمرزش می کنند و برای اوثواب کسی که شب قدر رادرک کرده باشد است.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب سیزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سیزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره تین را یک بار بخواند، گویا که دویست برده ازفرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را آزاد کرده باشد و از گناهانش به مانند روزی که از مادر متولد شده بیرون می‌آید و خداوند دوری از آتش را به او عنایت می‌فرماید و با من (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و  ابراهیم علیه السلام هم نشین می‌شود. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب چهاردهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهاردهم از ماه شعبان چهاررکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره والعصر را پنج بار بخواند خداوند برای اوپاداش نمازگزاران از آدم تا روزقیامت را می نویسد و در حالی او را بر می انگیزد که صورتش از آفتاب و ماه درخشانتر است و آمرزیده می شود. (همان، ص ۲۰۷)

نماز شب پانزدهم ماه شعبان (شب ولادت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف):رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پانزدهم میان مغرب و عشاء چهار رکعت نماز بگزراد کهدر هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اخلاص را ده بار بخواند (در روایت دیگرییازده بار) و پس از تمام شدن نماز ده بار بگوید : «یا رَبِ‏ اغْفِرْ لَنَا» و نیز ده بار بگوید: «یَا رَبِ‏ارْحَمْنَا» و ده بار بگوید: «یا رَبِّ تُبْ عَلَیْنَا» و بیست و یکبار سوره اخلاص را بخواند و آنگاه ده بار بگوید: «سُبْحَانَ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَى وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ هُوَ عَلى‏کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر»، خداوند تعالی (دعای) او را مستجاب و حوائج او را در دنیا و آخرت برآورده میسازد و نامه اش را به دست راست او می‌دهد و تا سال آینده در نگهبانی خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۰۸)

نمازی دیگر در شب نیمه شعبان جهت دیدن پیامبر(ص) در خواب:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب نیمه شعبان با بهترین  شکلیخود را پاکیزه نموده و دو لباس تمیز بپوشد آن گاه به سوی مصلایش آمده و نماز عشاء را بخواند، آن گاه دورکعت نماز بگزارد که دررکعت اول بعد از حمد سه آیه اول سوره بقره٬ آیه الکرسی و سه آیه اخر سوره بقره) ءامَنَ الرّسول)را بخواند و در رکعت دوم سوره حمد و بعد سوره ناس را هفت بار و فلق را هفت بار و اخلاص رانیز هفت بار بخواند٬ آنگاه سلام داده و بعد از آن چهار رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره یس و در رکعتدوم سوره دخان و در رکعت سوم سوره سجده و در رکعت چهارم سوره مُلک را بخواند. ( البته بعد از سوره حمد وهنگام قرائت آیه سجدهبه سجده رفته و دوباره بلند شود و نماز را ادامه دهد )آن گاه بعد از آن صد رکعتبگزارد که در هر رکعتی سورهاخلاص را ده بار و الحمد الله را یک بار بخواند خداوند برای او ٬ سه حاجت رابرآورده می‌سازد یا در دنیا یا در آخرت آنگاه اگر بخواهد که مرا در این شب ببیند(در خواب)٬ می‌بیند. (همان، ص ۲۱۵)

نماز شب شانزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شانزدهم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی حمد و آیه الکرسی را یک بار و سوره اخلاص را پانزده بار بخواند، پس خداوند تعالی به من فرمود: کسی که دورکعت نماز را بگزارد به مانند آن چه را که به تو پیامبریت دادم به او می دهم ودر بهشت برای او هزار کاخ بنا می کنم. (همان، ص ۲۳۶)

نماز شب هفدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفدهم ماه شعبان٬ دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را هفتاد و یک بار بخواند، پس وقتی که نمازش تمام شد هفتاد بار استغفار گوید از جایش بلند نمی‌شود تا این که خداوند او را آمرزیده و بر او گناهی نمینویسد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب هجدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هجدهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را ۵ بار بخواند، خداوند هر حاجتی را که در آن شب می خواهد می دهد و اگر او را بدبخت آفریده باشد، پس خوشبخت قرار می‌دهد و اگر در همین سال بمیرد شهید از دنیا می‌رود. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب نوزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نوزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره مُلک را ۵ بار بخواند خداوند گناهان گذشته وآینده اش را می‌آمرزد و نمازهایی که بعد از آن می خواند را می پذیرد و اگر پدر و مادرش در آتش باشد، آن‌ها رااز آتش بیرون می‌آورد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب بیستم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیستم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ۱۵ بار بخواند به خدایی که مرا بدرستی به پیامبری برانگیخت از دنیا نمی رود، مگر این که در خواب جای خود را در بهشت دیده و با فرشتگان مقرب محشور می‌شود. (همان،ص۲۳۸)

نماز شب بیست و یکم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و یکم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره های حمد و اخلاص و فلق و ناس را بخواند، خداوند برای او به تعداد ستارگان آسمان حسنه نوشته و به تعداد آن درجات او را بالا می‌برد و به تعداد آن بدی‌های او را میزداید. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و دوم ماه شعبان دورکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره های حمد و جحد ( کافرون ) را یک بار و اخلاص را ۱۵ بار بخواند، خداوند تعالی نام او را در نام های راستگویان می‌نویسد و در روز قیامت با گروه مرسلین می‌آید در حالی که او در پوشش خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و سوم شعبان سی رکعت نماز بگزارد که درآن سوره های حمد و زلزال را یک بار بخواند، خداوند تعالی غل و غش را از دل او می‌زداید و از کسانی استکه خداوند سینه‌اش را برای اسلام گشوده و او را در حالی بر می انگیزاند که صورتش به مانند ماه شب چهارده است. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و چهارم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ده بار بخواند، خداوند تعالی با آزادی او از جهنم رهایی از عذاب وعذاب قبر و حساب کوتاه و دیدار آدم و نوح و پیامبران و شفاعت ٬ اکرامش می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و پنجم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد و تکاثر را یک بار بخواند، خداوند تعالی به او پاداش آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و ثواب هفتاد پیامبر عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و ششم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و ششم از ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و آیه «ءامَنَ الرّسول» را ده بار بخواند، خداوند تعالی او را از آفت‌های دنیا و آخرت سلامت می دارد و در روز قیامت خداوند تعالی شش نور به او عنایت می‌فرماید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اعلی «سبح اسم ربک الاعلی» را ده بار بخواند، خداوندبرای او یک میلیون حسنه نوشته و یک میلیون بدی را از او رفع کرده و یک میلیون درجه او را بالا می برد و اورا با تاجی از نور می‌آراید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هشتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هشتم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد و اخلاص و فلق و ناس را یک بار بخواند، خداوند تعالی او رادر حالی از قبر بر می‌انگیزاند که صورتش به مانند شب چهارده است و هراس های روز قیامت را از او دفع می‌کند. (همان،ص۲۴۱)

نماز شب بیست و نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و نهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های تکاثر و فلق و ناس و اخلاص را ده مرتبه بخواند، خداوند تعالی پاداش کوشندگان را به او داده و میزانش سنگین و به او در حساب تخفیف داده می‌شود و ازصراط به سرعت برق می گذرد. (همان، ص ۲۴۱)

نماز شب سی ام:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سی ام شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی بعد از «حمد» سوره «اعلی» را ده بار بخواند، پس از اتمام نیز بر پیامبر(ص) صد بار درود (صلوات)برساند، پس به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، خداوند برای او یک میلیون شهر در بهشت جاودان بالا میبرد و اگر اهل آسمان‌ها و زمین برای شمارش پاداش او گرد آیند توانایی آن را نداشته و خداوند برای او هزار حاجت را برآورده می‌سازد. (همان، ص ۲۴۱)

***

 

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد