بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح کتاب مصباح‌الشریعه باب ذکر

بسم‌الله الرحمن الرحیم ولا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی‌الله علی‌محمد (ص) و آل محمد (ص)

بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح کتاب مصباح‌الشریعه باب ذکر

امام صادق (ع) می‌فرماید آن‌ها که یاد خدا را از روی صدق و حقیقت انجام می‌دهند درواقع چنین کسانی مطیع خدا هستند اما آن‌ها که از روی غفلت ذکر را انجام می‌دهند حالا چه زبانی باشد یا قلبی؟ یک‌وقت هست که یاد خدا را درگذشته خود می‌بیند یعنی می‌بیند که خداوند درگذشته  او را یادکرده است و ذکر کرده است یک‌وقتی این بنده خدا  اصلاً نه نام نه اسم و نه ذکری می‌بیند اصلاً آن بنده وجودی نمی‌بیند که قابل‌ذکر باشد و این خدا بود که او را خلق کرده و آفرید یعنی در تمام مراحل گذشته او این خدا بوده که او را یادکرده است  با مهربانی‌هایش باتربیت و پرورش‌هایش با کرم و تفضلش  یک ذاکر این‌گونه فکر می‌کند که من چه بگویم این اوست که زبان را به من داده این اوست که دل به من داده است این اوست که آموزش تمام این مسائل را عنایت کرده و داده است اینجاست که می‌بینیم این ذکری که امام صادق (ع) از بندگان خدا می‌خواهد که ذکر را واقعی و از روی صدق و راستی و حقیقت بگویند نه آن ذکری است که تنها به زبان گفته می‌شود بدون توجه قلب و یا نه آن ذکری است که با توجه قلب ولی با خودنمایی‌های نفس گفته می‌شود بلکه بالاتر از همه این ذکرها آن ذکری درست است که بنده خداوند را با آن اطاعت کرده است در آن ذکر غفلت، معصیت، اهانت و توهین و تحقیر خداوند نیست درصورتی‌که اگر ابتدا بنده خدا با خود فکر کند که یا ذاکر کل مذکور یا در دعای کمیل حضرت علی (ع) می‌فرماید خدایا ذکر تو نسبت به من در قدیم و گذشته‌ها بوده است لذا من خود را در ذکر نمی‌بینم هرچه می‌بینم از طرف توست و با خود می‌گوید خدایا تو این عنایت واقعی را به من دادی که من شایستگی را پیدا کردم که تو را یاد کنم و این شایستگی را تو به من دادی و من این را در خودم تولید نکردم حالا اگر ذکر به این نحو سوم باشد نه ذکر به زبان بدون قلب و نه ذکر با قلب که این قلب و زبان خود را ببیند بلکه نوعی دیگر باشد از این دو بالاتر همان‌طور که قبلاً گفته شد که این ذکر گوینده ذکر خدا را ببیند و خود را نبیند این نوع سوم موردنظر امام صادق (ع) است و این ذکر، ذکر حقیقی است و با این ذکر است که می‌شود گفت بنده خدا از خدا اطاعت کرده است؛ اما آن‌کسی که هنوز در او هستی‌های ذکر باشد و خودی‌های ذکر باشد او معصیت‌کار است.
 حالا چگونه می‌شود که ما ذکر خوب را انجام دهیم باید ببینی که با این ذکر پیشرفت دارید و هدایت می‌شوید معلوم می‌شود که آن ذکر تو را به مقصد نزدیک می‌کند و اما اگر دیدی که هر چه ذکر می‌گویی چله‌نشینی می‌کنی و ختومات و اذکار و نماز و دعا هم انجام می‌دهی  اما هیچ فرقی نکرده‌ای  مصداق این ضرب‌المثل هستی احمد بود همان‌که بوده و همواره سر جایت می‌گردی و نورانیت ذکر در تو به وجود نمی‌آید و هیچ شیرینی در خود نمی‌بینی مثل قوم موسی که چهل سال گرفتار ضلالت و گمراهی شدند یعنی شب که می‌خوابیدند و صبح بلند می‌شدند می‌گشتند و می‌گشتند مثلاً فرض کنید می‌خواستند شهری بروند مصر بروند جایی بروند صبح‌ها می‌گشتند و دوباره شب می‌خوابیدند باز صبح بلند می‌شدند می‌گشتند تا چهل سال آن‌ها گرفتار بلا بودند تا بعد خدا به آن‌ها لطف کرد و راه را نشان داد بعضی‌ها درراه خدا دچار ضلالت می‌شوند چون از اول کار آن‌ها خودنمایی بوده و در ذکرها و عبادت‌ها اگر می‌خواهی بفهمی که ذکرت معصیت است باید بفهمی که شما آیا از حیرت و ضلالت بیرون آمدی؟ از گرفتاری نفس بیرون آمدی یا نه؟ اگر دیدی بیرون نیامدی و سر جایت می‌گردی و پیشرفت نداری معلوم می‌شود که این اذکار بجای اینکه شما را متواضع و خاضع و فروتن کند و نیستی را در شما ایجاد کند بیشتر شما را بزرگ کرده و گرفتار ضلالت و معصیت شده‌ای. در شناخت اطاعت و معصیت خدا باید ببینی ذکرت ذکر واقعی است یا ذکرت غفلت است اگر ذکرت واقعی است این مصداق اطاعت است اگر دیدی ذکرت رسوبات و مایه‌های غفلت است بدان که چنین ذکری مصداق معصیت و گناه خواهد بود حالا امام صادق (ع) راهکارهای رسیدن به ذکر واقعی و حقیقی را بیان می‌کند راهکار اول این است که شما وقتی در مجلس ذکری می‌نشینی اول باید قلبت را حاضر کنی و قلب را قبله و راهنمای زبان قرار دهید در نهج‌البلاغه آمده است که احمق اول حرف می‌زند و بعداً فکر می‌کند و بعد می‌بیند در حرف‌هایش پشیمانی به همراه دارد اما عاقل همیشه اول قلبش را آماده می‌کند و فکر را می‌کند و اندیشه می‌کند بعد به زبان می‌آورد؛ بنابراین دیگر پشیمانی به همراه نخواهد داشت حضرت می‌گوید اگر می‌خواهی ذکر واقعی انجام دهی اول باید قلب را صادقانه آماده کنی بعد زبان را به‌کارگیری یعنی سه کار را باید انجام دهی که بتوانی این زبان به تکلم دربیاید یعنی سه کار قبل از تکلم زبان است و این سه کار خیلی واجب است برای کسی که بخواهد زبان به ذکر خدا گویا کند. باید قلب را متوجه آن ذکر کنی و تکان دهید دوم اینکه باید این ذکر با تفکر و تعقل باشد و سوم اینکه پسند ایمان خدایی چگونه است؟ آیا رضایت خدا و ایمان تحصیل شده یا نه؟ حال من در سومی این‌طور می‌فهمم که گاهی اوقات مشغول ذکری می‌شویم که شاید از آن ذکر یک کار دیگری واجب‌تر باشد خوب رضایت الهی در آن ذکر به دست نیامده است چون شرط این بود که ایمان باید تأیید کند و اگر شریعت و ایمان و خدا وقتی ذکر شما را و این اذکار شما را تأیید نمی‌کند باز اینجا کار ذاکر لنگ می‌ماند چرا می‌گوییم که باید قلب حاضر باشد در زمان ذکر، به خاطر اینکه خدا تنها به زبان نگاه نمی‌کند هم به‌ظاهر و هم به سر و باطن نگاه می‌کند خداوند هم آگاه به عمق دل شماست و هم به کارهای آشکار و علنی شما یعنی خداوند همان‌طور که به کارهای علنی و آشکار بنده مطلع است به امور باطنی و پنهانی درونی او نیز آگاه است وقتی ما خدا را در این مرتبه بدانیم که خدا در سر مستتر و باطن و سینه ما آگاه است و او از اولین نیت و داعی ما اطلاع دارد زیرا در قلب هم مراتبی وجود دارد بنابراین ایجاب می‌کند که ذاکر خود را در مجلس ذکر آماده کند و باید این معنا حالی‌اش شده باشد که خداوند فقط به لفظ توجه نمی‌کند بلکه دوست دارد بنده‌اش از عمق دلش به یاد او باشد وقتی ذکر را می‌گوید اگر در دل افکار و خواطر دیگری باشد زبان هم مرتب ذکر بگوید و یک ساعت و دو ساعت ذکرهای بلند و طولانی را بیان می‌کند اما دل جای دیگر کار می‌کند. خدا می‌گوید من این ذکر را از شما نمی‌خواهم  زیرا دلت پیش من نیست. لذا این ذکر کفر و معصیت می‌شود و قسوت ایجاد می‌کند.

حالا ما چه‌کار کنیم که این‌چنین  ذکری که خدا و امام صادق (ع) از ما خواسته است و این‌طوری باشیم باخدا موقع ذکر و قرآن و دعا حالات و صفات و اخلاق ما باخدا این‌گونه باشد. حالا ما چکار کنیم تا ذکر با این خصوصیات گفته شود. یکی اینکه تو خود را محتضر بدانی مثل یک مؤمنی که جان می‌دهد چقدر به یاد خداست چون دارد همه‌چیز را از دست می‌دهد نه مال نه فرزند نه عیال هیچ‌کس و هیچ‌چیز جز یاد خدا و خود خدا به کار او نمی‌آید لذا آیا مسلمانی که به حال احتضار افتاده فقط زبان او گویای ذکر خداست و یا دل و روح او نیز ذکر خدا می‌گوید؟ این محتضر هم‌زبان و هم دل و هم روح او گویای یاد خداست برای اینکه او منقطع شده از اسباب و دست او خالی‌شده چطور می‌شود که دلش یاد خدا نباشد؟ چطور می‌شود؟ دل و روح و جانش به یاد خداوند است لذا می‌فرمایند مثل آن آدمی که نفس‌های آخر جان دادنش است آن‌طور باید در مجلس ذکر بنشینی و ذکر بگویی همان‌طور که در نماز هم فرمودند که در هر نمازی که می‌خواند فکر کنی آخرین نماز است که می‌خوانی و بعدازآن عزرائیل یا قابض الارواح جان شما را می‌گیرد وقتی این‌جوری فکر کنید که این آخرین نماز من است خوب دقت می‌کنید که بهترین نماز را انجام دهید زیرا بعدازآن موفق نخواهید بود. لذا سالک همواره باید یاد مرگ باشد چون انسان اگر در هرلحظه یاد عزرائیل و جان دادن و مرگ و این‌ها بود دیگر سعی می‌کند کار این دقیقه را به دقیقه دیگر نیندازد و سعی می‌کند در بهترین حال و ذکر و وضعیتی باشد در هرلحظه و آن از عمرش چون می‌خواهد از دنیا مفارقت کند و راه دیگر این است که شما با خود این تجسم را انجام دهید یعنی تجسم کنید که محتضر و جان دادن و عالم برزخ همه را پشت سر گذاشته‌اید و رسیده‌اید به صحرای محشر و صحرای محشر محل عدل الهی است و بازخواست می‌شوید و همه‌چیز شما آشکار می‌شود و آنجا چه جور حواستان را جمع می‌کنید در مجلس ذکر هم باید این‌گونه حواستان جمع باشد. اگر این‌جور فکر کردیم دیگر در امرونهی خداوند و وعده‌ووعیدهای خداوند کم نمی‌گذاریم و تکالیف و احکام را درست انجام می‌دهیم دیگر یک دقیقه از عمرت حاضر نیستی درجایی صرف کنی که خداوند دستور داده در آنجاها نباید باشی؛ بنابراین جایی که خدا گفته باشید حضور دارید و درجایی که گفته نباید باشید در آنجا حضور ندارید. اگر انسان درمجموع کارهایش این‌گونه بود نه‌فقط در موقع ذکر و نماز اگر انسان توانست با خودکاری کند که این نفس را وادار کند که همیشه مشغول باشد که ببیند دستور خدا چیست و کجا باید عمر گران‌بها را صرف کند و کجا باید باشد که آنجا طاعت خداست در آنجا نباید باشد که جای معصیت خداست. اگر دنبال این‌همه کار باشید و وقت خود را مستغرق کند در این معانی آن‌وقت در یک ساعت مجلس ذکر دیگر راحت می‌شود و آن ذکر را به‌راحتی انجام می‌دهد. راهکار دیگر گریه است چرا انسان گریه را از دست بدهد؟ قبل از شروع ذکر باید مقداری فکر کند شب اول قبر را یاد کند گناهانش را یاد کند مردن و عزرائیل را یاد کند و مواقع روز قیامت را یاد کند بعد کم‌کم که گریه‌اش آمد و اشک او جاری شد و دل را خوب محزون کرد و خوف و خشیت الهی در دل او وارد شد آن‌وقت بگوید یا ا… یعنی دل را با آب گریه حزن و خوف الهی بشورد. پس این سه راهکار بیان شد. اول این بود که قلب قبله انسان باشد راهکار دوم این بود که موقع ذکر انسان حال محتضر را داشته باشد یا حالتی که در پیشگاه خدا می‌ایستد و خدا او را بازخواست می‌کند و راهکار سوم این است که قبل از ذکر گریه در خود ایجاد کند و حزن را در دل وارد کند. حالا راهکار چهارم خیلی مهم است و این بعد از سه راهکار قبلی است و آن این است که پیش خود فکر کن که آیا تو هستی که ذکر خدا را می‌گویی یا این خداست که ترا در این مراحل گذاشته و تا اینجا رسانده پس این خدا بوده که ترا یادکرده و لطف و محبت درباره تو داشته است پس اینجا باید ذکر او را یاد کنی بعد ذکر خود را باید اول بفهمی که این خدا بوده که ترا به اینجا رسانده و خدا بوده که درگذشته از تو یادکرده است بااینکه خود غنی و بی‌نیاز بوده است برای اینکه یک دنیایی که پر از آدم و انسان است خداوند همه را نابود می‌کند. تا حالا چند تا جنگ جهانی شده است اگر برای او مهم بود این‌ها را نگه می‌داشت پس معلوم می‌شود که خدا بی‌نیاز است از بشر و این بشر وقتی معصیت و غفلت کند گرفتار غضب خدا می‌شود و همه از بین می‌رود و هیچ‌کس نمی‌ماند اصلاً همه انبیاء و اولیا و دنیا و عزرائیل و فرشتگان، جن و انس همه و همه از بین می‌روند و می‌میرند. این دلیل بی‌نیازی خداوند است اگر خداوند تعلق به این‌همه بندگان داشت و این تعلق در ذات او بود که نباید مردنی در کار باشد پس این مردن دلیل بی‌نیازی خداوند است شما باید فکر کنید که این‌قدر من نباید ذکر خود را ببینم و آن‌قدر نماز شب و دعاها  و علم  و دانش خود را ببینم بلکه بگویم که خداوند است که مرا تا اینجا رسانده است و مرا یادکرده است و او از من و امثال من بی‌نیاز است و باید بی‌نیازی خداوند و نیازمندی خودمان را بفهمیم  حالا اگر بی‌نیازی خدا و نیازمندی خودمان را فهمیدیم و غنای مطلق او و عجز و فقر مطلق خود را فهمیدیم البته نه به زبان.

ممکن است ما به هزاران بار به زبان بگوییم من گدایم من  گدایم … ولی گدای واقعی نباشیم و به زبان بگوییم زیرا گدایی آثاری دارد و فقر و عجز در باطن انسان باید ظهور کند. اگر توانستی خدا را یاد کنی و ذکر خودت را نبینی و باور کن که چنین ذکری مثل عسل شیرین خواهد بود زیرا محبوب و معشوق را یاد کردی تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز چرا این‌قدر به خود وابسته شدی  یک مقدار هم به او وابسته شو بعد ببین این ذکر چه حلاوت و شیرینی دارد آن شیرینی این ذکر بالاتر می‌رود و تمام‌تر و کامل‌تر می‌شود چرا؟ چون او ترا یادکرده است وقتی پی ببری که همه و همه از ذکر و یاد او بوده و از اول و تا آخر اوست این را اگر شما واقعاً از ته دل به آن پی ببری خواهی فهمید که چنین ذکری هم  شیرین‌تر و هم جلیل‌تر و هم بالاتر و هم کیفیت آن بهتر است از این‌که تو بخواهی او را یاد کنی چون همه‌اش تجلیات او در نظر تو می‌آید مثالی بزنیم لیلی و مجنون عاشق و معشوق بودند یک‌دفعه مجنون خود را در کنار لیلی دید لیلی به او گفت تو که شب و روز گریه می‌کردی و مرتب از من می‌پرسیدی حالا که رسیدی چه باکی داری؟ من نزد تو هستم. گفت من تو را نمی‌خواهم لیلی گفت چرا؟ گفت من به‌ظاهر تو نگاه نمی‌کنم من می‌بینم تو در دل من جای داری من دیگر جسم ظاهری تو را نمی‌خواهم. اگر انسان واقعاً ذکر خدا را در دل خود راسخ و ثابت کند و دیگر خود را در دعا و ذکر نبیند این تجلیات الهی آن‌قدر ارزش پیدا می‌کند دیگر برای خودش هیچ محل و اعرابی نخواهد ماند. حالا ما می‌خواهیم بفهمیم که ما این مجاهدت و مبارزات با نفس کردیم آیا می‌شود بفهمیم که آیا ذکر ما همان ذکر مطلوب است و همان ذکر خداپسندانه است.
آقا امام صادق (ع) می‌فرمایند اگر می‌خواهی بفهمی باید این نشانه‌ها را در ذکر ببینی اگر این شش نشانه را در ذکرها پیدا کردید این ذکر صادق و خالص از شما سرزده است.۱-    باید ببینی که آیا وقتی ذکر می‌گویی دلت نرم می‌شود یا نه؟ ۲- آیا جلالت و هیبت و عظمت خدا را در دل تو واردشده که شرم و حیا خداوند در دل تو بیاید اگر دیدی از ذکر شرم و حیا و جلالت و عظمت خداوند سراسر قلب تو را گرفته همان ذکر حقیقی را انجام دادی و ذکر مجازی نیست همان‌طور که می‌گویند عشق دو گونه است عشق حقیقی و عشق مجازی. ۳- باید ببینی که دلت شکسته شده یا نه؟ خدا می‌گوید من آنجایی هستم که دلت شکسته شده است. اگر دلت شکسته شد معلوم می‌شود ذکرت حقیقی است. ۴- از علائم ذکر حقیقی این است که کرم و فضل خدا را ببینی در نعمت‌ها و ذکرها. ۵- باید ببینی در عمرت از قبل از بلوغ تا حالا هر کار خیری که انجام دادی مثل نماز و روزه و انفاق و بذل مال و طاعت و عبادت … و این طاعت و عبادت هم زیاد است. از همان ابتدا بنده خوبی بودی اما این‌ها را بیاید مقایسه کنید. می‌بینی قابل قیاس نیست؛ بنابراین باید تمام طاعت و عبادت‌ها و خیرات در نظرت کوچک بیاید اگر توانستی کوچک کنی و بگویی هر چه بوده از جانب تو بوده است اینجاست که ذکر واقعی را درست انجام دادی. ۶- باید ذکر را فقط برای خدا انجام دهی و نه برای کرامات و مکاشفه و … حالا ما فهمیدیم که اگر ذکر صادقانه باشد یعنی ذکری که او ما را یاد کند ما او را یاد کنیم باید این نشانه‌ها یکی بعد از دیگری برای ذاکر حاصل شود ۱-خضوع ۲-حیا ۳-شکستگی دل ۴-کرم و فضل او را در دل دیدن ۵-طاعت و عبادت را کوچک شمردن ۶-خالص کردن و پاک کردن ذکر این‌ها علامت ذکر صحیح و ذکری است که خدا ما را یاد می‌کند؛ اما نشانه‌های ذکر مخالف یعنی ذکرهایی که ما خود را در ذکر می‌بینیم.۱-وقتی ذکر می‌گویی بعداً از ذکر نفس را بزرگ می‌بینی و دوست داری که نشان دهی این نشان دادن فقط برای این نیست که برای خلق خدا بگوید که اسم‌ورسم و شهرت برای خود درست کند گاهی اوقات آدم می‌خواهد این را به خود نشان دهد و به خودش  بگوید بله ما موفق شدیم نماز شبی بخوانیم حالا نماز شب شما در مقابل آن‌همه عبادت‌های حضرت علی (ع) که شبی هزار رکعت نماز می‌خواندند که حضرت علی جای خودش  در حالات علامه امینی صاحب کتاب الغدیر خواندم که ایشان بعضی از شب‌های عمرشان موفق می‌شدند هزار رکعت نماز بخوانند اگر یک فرد عادی بتواند هزارکعت نماز بخواند آن‌وقت  که شما کل نماز شبتان چند دقیقه شده است چرا خودت را بزرگ می‌بینی تا لذا اگر ذکر خود را با او جدا کنی و ذکر مخالف  بجای خضوع و خشوع، ریا، تظاهر کاری در شما ایجاد می‌کند.۲- دومین علامت ذکر همراه غفلت و ظلمت است در انسان ایجاد عجب و خودپسندی می‌کند. ۳- سفاهت و نادانی و احمقی را در او ایجاد می‌کند شما دیدید که آدم‌هایی که زیاد ذکر می‌گویند اصلاً عقلشان هم این‌جوری است آدم که پای صحبت‌های آن‌ها می‌نشیند گاهی حرف‌هایی می‌زنند و بی میزان حرف می‌زنند من دیدم شما هم دیدید این‌همه پرحرفی نشانه‌های کم‌عقلی است چه پرحرفی دنیا چه پرحرفی که دل انسان  در ذکر نباشد چه فرقی می‌کند آن‌هم دنیاست چون حجاب ایجاد می‌کند و آن‌هم کم‌عقلی ایجاد می‌کند.  ۴- به‌وسیله این ذکر تواضع و فروتنی شما نسبت به   خدا و اولیای خدا زیاد می‌شود و خلق‌وخوی تو با افراد خانواده و فامیل خوب می‌شود  زیرا ذکر خوب آدم را خوش‌خلق می‌کند و برخوردهای او خوب می‌شود. ذکر را که همراه غفلت ایجاد خشونت و عصبانیت  می‌کند این خشونت را با مردم بکار می‌گیرد تا یک نفر حرف میزند حوصله ندارد ذکری است که آدم را زمین‌گیر می‌کند. ۵- طاعت‌ها و عبادت‌های خود را زیاد می‌بیند. ۶- فضل و کرم خدا را فراموش می‌کند. ۷- اگر ذکرت خوب باشد تو را  به خدا نزدیک می‌کرد اینکه ذکر می‌گویی ولی فاصله‌داری یعنی در امر حلال و حرام و جاهایی که خدا گفته نباشی ولی می‌بینی در آنجا هم حضور داری این ذکر که می‌گویی این سبب دوری از خدا در شما شده است.۸- درگذشته ایامی که ذکر پشت ذکر انجام می‌دادید از این ذکرها بجای اینکه بین شما و خدا انسی ایجاد کند و شما را نزدیک کند و عشق و علاقه به این ذکر پیدا کنی و شیرینی ذکر برای شما پیش بیاید می‌بینید که وقتی اسم خدا و امامان را نزد تو می‌آورند تنفر و وحشت در دل تو ایجاد می‌شود. آن‌هایی که دوستان خدا هستند وقتی اسم خدا می‌آید در نزد آن‌ها دل آن‌ها می‌لرزد و حاضر هستند تمام هستی خود را درراه خدا بدهند به خاطر یک الله گفتن ولی یک شخصی هم هست که هر چه الله گویند بجای اینکه قلبش نرم شود تنفر و وحشت پیدا می‌کند پس معلوم می‌شود  ذکر حقیقی نبوده است.
دو نوع ذکر داریم یک نوع ذکر ذکری است که از روی غفلت ایجاد نشده و خالص و خوب است و دل هم همراه آن ذکر بوده است اما آن را بخواهید با نوع دوم مقایسه کنید می‌بینید زمین تا آسمان فرق می‌کند حالا ما نوع دوم را می‌گوییم تا با آن مقایسه کنید ذکری که از این بالاتر است این است که این ذکر صادقانه و از روی حقیقت انجام‌شده است و این ذکری است که کاملاً غیر خدا را از دل بیرون کرده باشید یعنی وقتی خدا را یاد می‌کنی و همراه خدا خطورات دیگر در ذهن شما ایجاد نمی‌شود حالا شما ممکن است بگویید من نمی‌توانم این ذکر را انجام دهم  این ذکر را پیغمبر (ص) و امام زمان (عج) انجام می‌دهند من که نمی‌توانم انجام دهم ما هم می‌گوییم شما امروز و دو هفته دیگر و ماه دیگر هم نمی‌توانید انجام دهید باید یک مدتی بگذرد ولی این را شما محال ندانید که ما نمی‌رسیم نگویید که ما یا باید ذکر را با غفلت  بگوییم یا بادلمان می‌توانیم بگوییم ولی اینکه محبت غیر خدا را از دل بیرون کنیم بعد ذکر خدا را بگوییم خیلی مشکل است  خوب، ما هم نمی‌گوییم مشکل نیست ولی بدانید که همچین ذکری پیدا می‌شود و این را در پیش دارید اگر آدم درست درراه خدا قدم بردارد چون خیلی‌ها رسیدند ما هم مثل آن‌ها که رسیده‌اند می‌رسیم هیچ مشکلی نیست  که حل نشود چه مادی چه معنوی همه قابل‌حل هستند پیغمبر (ص) در دعا می‌فرماید: خدایا من نمی‌توانم ذکر تو را بگویم  این تو هستی که ذکر می‌گویی یا ذاکر غیر مذکور تو هستی و ثنا و مجد داری. من چه هستم که ذکر تو بگویم. پیغمبر (ص) با آن جلالت و بزرگواری می‌گوید من نمی‌توانم ذکر تو را بگویم و عاجز هستم و ذکر خدا را قبل از ذکر خود می‌بیند و نعمت‌های خدا می‌بیند و الطاف خدا را می‌بیند در حال و آینده. پس اگر پیغمبر (ص) این‌گونه می‌فرماید پس ما باید چه بگوییم ما که مقام پیغمبری نداریم پس ما اصلاً ذکر خود را نباید ببینیم ما باید آن‌قدر در فنا رفته باشیم که خود را نبینیم باید بدانید در مقام عجز و فقر است و تا خدا ذکر نکند اصلاً نمی‌تواند ذکر بگوید.                                                                                                        

محبت خدا

امام صادق (ع) در مورد عشق و محبت خدا بیان می‌دارد که دل مومن وقتی از عشق خدا پر شد دیگر کسی نمی‌تواند در این...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۲۵

بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح مصباح‌الشریعه باب سی و هفتم «منافق»

بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم €Œوصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۳

وسوسه

بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم €Œوصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین باب سی ونهم از کتاب مصباح...

تاریخ انتشار: جمعه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۲

معرفت

مبحث امروز بسیار جنبه نورانی و معرفتی دارد که مبحث معرفت و رضا و تسلیم الهی است. نشانه‌ای از اهل سلوک در شرح و توضیح...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۱

حکمت

بسم الله الرحمن الرحیم حکمت مافوق دانش های بشری و علومی است که دانشمندان بدست می آورند. حکمت چشمه ای است که در با طن...

تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۰

حسد

بسم‌الله الرحمن الرحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی‌الله علی محمد و آله الطاهرین         در راه سیر و سلوک گاهی...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۹

محبت

بسم الله الرحمن الرحیم بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح منازل السائرین؛ منزل محبت آنچه پایه و اصل است، محبت صادقانه و حقیقی است، محبت...

تاریخ انتشار: جمعه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۵

تفکر

قال الصّادق علیه السّلام: اعتبر بما مضى من الدّنیا، هل بقى على احد، او هل احد فیها باق، من الشّریف و الوضیع، و الغنىّ و...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۴

باب۳۶ ـ نکوهش غرور

بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم €Œوصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین باب سی و ششم در نکوهش...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۴

اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام»
به اطلاع می‌رساند به حول و قوه الهی مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام» با سخنرانی فقیه عارف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «...
نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...