بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح مصباح‌الشریعه باب تواضع

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

و صلی الله علی محمد(ص) و آل محمد(ص)

بخش چهارم؛ باب هشتم؛ تواضع

بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح مصباح‌الشریعه باب تواضع

تفسیر سوره ملک

   آن خدایی که ملک و قدرت بدست اوست مبارک و بزرگوار باد؛ چنین خدایی که بر همه چیز تواناست و مرگ و زندگی را برای بشر آفریده است؛ چون مرگ و حیات هر دو فعل خداست. شما را با مرگ و حیات می‌آفریند. با قبض و بسط و نشیب و فراز و با صبر و بی‌صبری شما را امتحان می‌کند تا احسن العمل بدست بیاید. ببین چه خدای مهربان و توانمندی داریم. خدایی که هفت طبقه آسمان بالای سر ما را آفرید؛ در آسمان‌ها و خلقت‌های او، نه شکاف، نقصان، بی‌نظمی و ضعفی به چشم می‌خورد. چشم بصر را بکار بگیر. دقت کن در آفرینش و اسرار این آفرینش؛ ببین آیا در جایی از این نظام هماهنگ خدا، فتور، سستی، ضعف و شکافی پیدا می‌کنی؟ پیدا نخواهد شد و این بصر حسرتمند دوباره برمی‌گردد و لا اله الا الله می‌گوید. در هر نظری و در هر تفکری به رموز این خلقت و قدرت پی برده و به کوتاهی خود پی می‌برد و می‌بیند که هنوز دستش به جایی نرسیده؛ انگشت حسرت به دهان گرفته و آن خیالی را که در اول فکر می‌کرد که راه بسی کوتاه است، حالا می‌فهمد که راه طولانی است و سالک از این حسرت‌ها و پی بردن‌ها راه بهتر را پیدا می‌کند. شما گفتاری را چه آهسته بگویید و چه آن گفته‌ها و پندارهای خود را در دل مخفی کنید یا به زبان بیاورید، او آگاه است و می‌داند که در کنج سینه شما چه می‌گذرد؛ پس مراقبت و حضور او را در خود بیشتر کنید و حرمت او را به دل بگیرید.

چگونه می‌شود که او این علم و آگاهی را نداشته باشد! آیا می‌شود که خالق و آفریدگار از مخلوقش و از آنچه که او را ساخته و پرورش داده و آفریده و تربیت کرده، خبر نداشته باشد؟ پس به علم و آگاهی او پی ببرید و مراقبت را زیاد کنید؛ ” الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر”. آیا آن خدایی که خلق را آفریده عالم به اسرار آن‌ها نیست؟ در حالی‌که او بر باطن و ظاهر همه امور عالم آگاه است؛ (آیه ۱۴ سوره ملک) و در سوره علق آیه ۱۴ می‌فرماید: ” الم یعلم بان الله یری” یعنی آیا او ندانست که خداوند می‌بیند.

با این جملات می‌شود مراقبه را زیاد کرد . لطیف از لطافت است و اشاره به پنهان بودن علم و آگاهی اوست. در آخرین سجده نمازهایمان می‌خوانیم ” یا لطیف ارحم عبدک الضعیف” چرا اسماء دیگر را نمی‌گوییم؟ چرا در سجده به جای لطیف، علیم را نمی‌گوییم؟ لطیف، آگاهی و علم اوست که علم او یک امر لطیف و دقیق است. به‌طوری که چه بسا بشر اطلاع نداشته باشد و یک وقت، همه آشکار شود! لذا یکی از اسماء روز قیامت ” یوم تبلی السرائر ” است. یعنی تمام پنهانی‌ها و سرائر، روی آب می‌آید؛ همه دست انسان می‌آید. این در قیامت است و در قیامت عارف هم  هست؛ یعنی برای خود عارف هم قیامتی پیش می‌آید و به تمام رموز و کارهای خدا و به تمام حکمت‌های خدا پی می‌برد؛ ولی باید صبر کند تا به آن وضعیتی که بعداً باید برای او پیش بیاید برسد و عجله نکند. چرا پی نمی‌بری که این خدا بوده است که شما را در این عالم آورده و خلق فرموده است و شما را خلیفه الله کرده است؟ چرا به حقیقت حکمت و نشأتتان پی نمی‌برید؟ بگو ای حبیب ما، او خدایی است که ” انشأکم” است و “جعل لکم السمع” است و گوش و چشم و فؤاد که قلب است همه و همه داده خداست. فقط شکرگذار او باشید. اما افرادی کمی در بین بشر هستند که سپاسگزار و شاکر نعمت‌های خدا هستند. ما فهمیدیم کسی که شکر مخلوق را بجا نیاورده نمی‌تواند شکر خالق را بجا بیاورد! تا کسی نیکی و احسان کرد، زود باید تشکر کرد؛ و این عادت و رسم شده که باید تشکر کرد؛ و این تشکر و سپاس از مخلوق هم ممدوح است. اگر ما از مخلوق تشکر نکنیم از خالق تشکر نکردیم؛ ولی یک مقدار به باطن حدیث پی ببریم. محتوای حدیث چه می‌خواهد بگوید؟ آیا می‌خواهد بگوید که شما فقط به زبان، شکر و سپاسگزاری کنید و بگویید خانم یا آقا زحمت کشیدید که سفره پهن کردید؟ آیا منظور از این حدیث آن است که ما فقط به زبان بیاوریم و تعریف و تمجید و شکرگزاری کنیم و چنین و چنان؟

ببینید ما اول را می‌گوییم و آخر حدیث را از یاد می‌بریم! اول حدیث را مخلوق گفته و آخر آن را خالق گفته است. این مخلوق را باید به خالق نسبت دهید؛ اگر می‌توانید این مخلوق را به خالق نسبت دهید؛ اگر برای تو شکر مخلوق، شکر خالق است، این تشکر و سپاسگزاری را بکن؛ ولی اگر می‌دانید که این شکرها و سپاسگزاری‌ها تو را بیشتر پایین می‌آورد و تنزل می‌دهد و تو را از ذکر خدا غافل می‌کند نکن! زیرا خداوند در قرآن فرمودند: “قلیل ماتشکرون”. این‌ها شکر مخلوق را می‌کنند ولی شکر خالق را نمی‌کنند!حرف اینجاست که یک وقتی امری دایر می‌شود بین اینکه یک کاری را آدم خوب انجام دهد، آن را خوب انجام دهد. ولی وقتی یک کاری را نمی‌تواند خوب انجام دهد، اصلاً انجام ندهد؛ چون اگر بنا باشد بد انجام دهد و از آن کار کفر ، شرک و تکبر و عجب در بیاید، اصلاً آدم آن کار را انجام ندهد و صبر کند تا آن معنویت را قوی کند؛ و بتواند اگر جایی شکر مخلوق هم می‌کند، بگوید این مخلوق سببی بوده است؛ این سببی بوده که کار صورت گرفته وگرنه هر چه بوده از جانب او بوده است اما او خواسته که از این مجرا و کانال صورت بگیرد و بالاخره کارهای خدا توسط مخلوقین صورت می‌گیرد؛ اما یک وقت فقط دست مخلوق را می‌بینیم ولی دست خالق را نمی‌بینیم و این کفر است،؛نباید این‌جور باشد. یک وقت هم در ضمن این‌که دست مخلوق را می‌بینیم دست خالق را هم می‌بینیم و یک وقت از این هم بالاتر، فقط دست خالق را می‌بینیم. یعنی درست است که ما از این بنده خدا تعریف و تمجید می‌کنیم اما دل کجا کار می‌کند؟ دل طرف خداست. دل به ظاهر، شکر این بنده را می‌کند ولی چون توحید او قوی است این را هم که می‌بینید به عنوان یک خدا می‌بینید؛ او را به عنوان مظهر جریان اسباب و کار و افعال خدا می‌بینید؛ اگر این‌طور است این هیچ بدی ندارد و خیلی هم خوب است؛ اگر بینش او توحیدی شد و توحید افعالی او نیز قوی است در این صورت می‌خواهد حرفی بزند و شکر بکند. بله گاهی اوقات بیان می‌کند و نمی‌تواند هم نگوید؛ گاهی بی‌اختیار و  بی‌طاقت می‌شود؛ یعنی دست خدا را در موجودات می‌بیند و نمی‌تواند تعریف نکند و نگوید؛ زیرا جمال الهی را در و دیوار و همه چیز می‌بییند؛ لذا نمی‌تواند حرف نزند چون جمال الهی و معنویت در او به حدی رسیده که نمی‌تواند نگوید! البته بعضی که کتمان می‌کنند، قوی‌تر هستند؛ این جهات را در رفت‌و‌آمد‌ها و معاشرت‌ها مد نظر داشته باشید. این جلسه بحث تواضع را بیان می‌کنیم و می‌خواهیم اثبات کنیم که این تواضع با آن تواضع مشهور که علمای اخلاق می‌گویند فرق دارد. چون ایشان می‌فرمایند”تواضع فی ذات الله”یعنی می‌خواهد نیستی نفس را مطرح کند. باید خودسازی شما در تواضع قوی شده باشد که خدا را ببینی و در ذات خدا ذوب شده باشی؛  و اگر در ذات خدا ذوب شدی و خود را در برابر خدا ناچیز و خاک دیدی آن‌وقت شما یک فرد متواضع هستی. پس این تواضع فنایی و عرفانی است نه تواضعی که در علم اخلاق مطرح می‌شود و بیان می‌کنند که انسان متواضع اول باید سلام کند؛ یا کارهای تواضع‌آمیز انجام دهد. مثلاً کفش جفت کند؛ پایین مجلس بنشیند و از این حرف‌ها که در مورد تواضع گفته شده است. اما این تواضع با آن فرق دارد. آن تواضع که از اول تا آخر می‌خوانیم، تواضع فنایی و الهی است که نیستی نفس ما باید جایگزین هستی او شود؛ این مراقبت دارد و مجاهدت‌هایی می‌طلبد. اگر کسی به این مرحله از فنای نفس رسید و تواضع را در خود محقق دید، قهراً آن تواضع اخلاقی خود به خود از او سر می‌زند. نمی‌شود عارف و سالکی به این مرحله از تواضع برسد ولی تواضع در خلق نداشته باشد و تکبر در خلق داشته باشد! کسی که تمام جهان را از خدا می‌داند، تواضعش در برابر پدر و مادر و بزرگان و خدا و … خیلی بیشتر می‌شود.

 دیگر او هرچه را که می‌بیند و کرنش و تواضع می‌کند در واقع اشیاء را از او می‌بیند و تمام این تواضع‌ها به نیت اوست و دیگر چیزی از وجود او نمانده که بخواهد تکبر و بزرگی کند.

اما چیزهایی که موجب تکبر می‌شود عبارت‌اند از: لباس، مسکن، مال، زن و فرزند، فامیل، علم، قدرت، منصب، مکاشفات و کرامات، عبادت‌ها، زیبایی، ماشین و حتی شغل! مثلاً ممکن است شغل آرایشگری برای زن تکبرآور باشد؛ زیرا وقتی زن به خودش می‌پردازد و به جنبه جسمانی خود توجه می‌کند، ممکن است برای او عجبی از آن آرایش‌ها ایجاد شود؛ اگر شغلی این‌طور باشد باید نفس را زیر پا گذاشت و آن شغل را رها کرد. نباید شغلی داشته باشید که شما را از یاد خدا غافل کند و تکبر‌آور و غرورآور باشد و شما را بخواهد به خود مغرور کند؛ بنابراین اگر شغلی بخواهد تکبرآور باشد بهتر است سراغ شغل دیگری بروید. مثلاً بعضی از زنان در مجالس، لباس می پوشند و  پیش خود می‌گویند من این لباس را می‌پوشم تا از همه بالاتر باشم؛ اگر به این نیت بپوشد صحیح نیست! ولی یک وقت نه، خداوند به او توان مالی داده است و او بدون قرض کردن و بدون اینکه شوهرش را به زحمت بیندازد می‌تواند لباسی برای خود تهیه کند و اثر نعمت‌های الهی را بر خود پیدا کند؛ زیرا خداوند زیباست و این جمال را از بنده می‌خواهد.

بنابراین اگر می‌خواهید مجلسی بروید باید حتماً فلان لباس و .. باشد لزومی ندارد. البته در شأن و حدود شخص  لازم است شأنیات زن و مرد ، اقتضا می‌کند در  نفقه، در لباس، در ماشین در مسکن و وسایل زندگی باید شئونات آن خانواده رعایت شود؛ یعنی اگر این شئونات رعایت نشود این نوعی کسر برای موقعیت اجتماعی انسان است. پس در این مورد جایز است. ولی تا اندازه‌ای که این شئونات برای فرد غرور‌آور و تکبر‌آور نباشد و انسان خدا را فراموش نکند؛ حتی فقها هم می‌گویند این حدود و حدهای شئونات رعایت بشود و حتی به این اموال در حد شئونات فرد خمس تعلق نمی‌گیرد. همانط‌ور که گفتیم این شئونات نباید برای فرد غرورآور باشد و باعث شود که انسان خدا را فراموش کند؛ زیرا افراد با یکدیگر فرق دارند. مثلاً یک زنی هست که اگر وسایل خانه را زینت کند آن‌ها او را از یاد خدا غافل می‌کند. پس چرا باید این‌کار را بکند؟ ولی یک زن دیگر قدرت روحی بالایی دارد و اصلاً به آن‌ها توجهی ندارد.

 در بدست آوردن مسکن هم باید انسان توجه کند. الان رسم شده است که آشپزخانه را باز درست می‌کنند و خانم معذب است و پرده می‌زنند؛ چرا از اول یک خانه‌ای تهیه نمی‌کنند که آشپزخانه آن اسلامی باشد؟ چرا از اول مسکنی نمی‌خرند که با جهات شرعی و اسلامی منطبق باشد؟ بعضی از معمارهایی که در ایران کار می‌کنند، معمارهای اسلامی نیستند؛ حتی برخی از هتل‌ها دستشویی فرنگی دارند و توالت اسلامی در آنجا وجود ندارد! یا دستشویی بعضی از آن‌ها رو به قبله است! این نشان می‌دهد که معمار یا اصلاً مسلمان نبوده یا نمازخوان نبوده است. اینکه انسان می‌خواهد مسکنی تهیه کند باید از پشت بام‌های دیگر به آشپزخانه، اتاق‌ها و … اشراف نداشته باشد. نهی شده که مسکنی تهیه کنید که مشرف به خیابان باشد. اگر مرد توجه نمی‌کند، زن نباید راضی شود که در این خانه‌ها زندگی کند. لذا کراهت دارد و می‌گویند خانه زن را جایی قرار ندهی که اشراف به همسایه یاخیابان دارد. این‌ها در روایات نهی شده است. حلیه المتقین را بخوانید؛ خصوصیات، خانه، لباس و … را بیان می‌کند. البته همه جا خودنمایی کردن بد نیست و بعضی جاها خودنمایی استثنا شده است. مثلاً اگر در خانه زنی زینت نکند این شوهر منحرف می‌شود؛ زیرا این شوهر با زن‌ها برخورد دارد؛ مثلاً پوشاک فروشی دارد مثلاً مغازه‌ای دارد که زن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ بنابراین واجب است که این زن مرد را از گناه حفظ کند. بعضی از زن‌ها می‌آیند در راه عبادت و خدا و عرفان، دیگر از شوهرداری کم می‌گذارند و از کارهایی که باید برای شوهر انجام دهند، کم می‌گذارند و می‌گویند ما دیگر اهل زهد و تقوا هستیم و دیگر ما را چه به این کارها؟ در صورتی‌که شما تنها نیستید! اگر تنها باشید، اختیار با خودت است ولی شما که تنها نیستید. شما باید وظیفه خود را انجام دهید، آن هم برای خدا نه برای شوهرت و هیچ چشم‌داشتی نباید از شوهر داشته باشی. شما باید خود را برای شوهر زینت کنید چه شوهر به شما توجه کند یا توجه نکند.

گاهی مال باعث تکبر می‌شود. گاهی زیبایی زن برای مرد و خودش ایجاد غرور می‌کند. لذا زنی که زیبایی زیاد ندارد باید شکر خدا را بجا بیاورد. زیرا اگر زیبایی بعضی زن‌ها و دختران را داشت ممکن بود گناه کند؛ یا حتی اگر زیبایی بعضی زن‌ها و دختران را داشت، باید ببیند چه افرادی از آن‌ها خواستگاری می‌کنند و آن‌ها صورت را می‌خواهند و سیرت نمی‌خواهند؛ شما از خواستگار می‌توانید بفهمید که نیت آن خواستگار چیست؟ از کجا معلوم که فقط برای زیبایی دختر شما آمده است. چون دختر تو زیباست آمده پس این خواستگار برای زیبایی دختر تو آمده است و نه برای سیرت دختر شما. گاهی پدر دختر وضع مالی خوبی دارد و نیت خواستگار مال دختر است نه خود دختر.

اما آن خواستگاری خوب است که این‌طور مسائل را برای خود مطرح نکند و فقط نجابت و عفت زن را برای خود مطرح می‌کند و مهم است که اگر چنین خواستگاری آمد نباید او را رد کنید و کراهت دارد که زن را برای جمال و مال گرفت.

تواضع، فنای در ذات است. اگر این تواضع بدست بیاید، مشکلات قابل حل است و حتی تکبر هم نمی‌ماند اما به شرطی که تواضع واقعاً بدست آید. خوبی سیر و سلوک این است که حواس انسان را درباره نحوه حرف زدن، نشستن، آمدن، رفتن، نحوه برخورد کردن جمع می‌کند.  بنابراین کسی که در راه خدا وارد می‌شود اهل مراقبه هم می‌شود؛ خود به خود اهل تواضع نیز هست؛ زیرا مراقب است که افعال و حرکاتش طوری باشد که خدا راضی باشد.

اگر تواضع زبان داشت و به زبان می‌آمد می‌گفت که شما آن تواضع را که پیدا کرده‌اید به خاطر آن است که من به ارزش‌ها و رموز پنهانی تواضع پی بردم. ارزش‌های پنهانی تواضع چیست؟ این چه نوع تواضعی است که شما را باید به راز پایانی تواضع برساند؟ راز تواضع همان فنا در ذات خداست؛ این تواضع‌های عملی و اخلاقی باید شما را به آن مرحله برساند؛ شما وقتی در وجودتان به فنای ذات برسید از معرفت الهی و توحید سر در می‌آورید و در آن هنگام حجاب‌ها برداشته می‌شود و می‌فهمید که کاره‌ای نیستید. تکبر از حجاب انسان پیدا می‌شود. وقتی تواضع حقیقی را در بهترین مرتبه بدست آوردی، آنجا که حجاب‌ها و انانیت‌ها به‌کلی ذوب شده و رفته و سالک از آخرین سر منزل از منازل راه می‌رسد و آن سر منزل، سر منزل توحید کلی است که برای یک عبد بدست می‌آید.

امام صادق (ع) می‌فرمایند: این تواضع للله و فی الله باشد. اگر فی الله و لله نباشد تکبر است! چرا تکبر است؟ چون شما غرق نعمت هستید و منعم را نمی‌بینید زیرا به هر چه دست بگذارید، زائل است و شما غافل از پدید آورنده آن نعمت شده‌اید و این‌طور است که انسان غرق در مال و نعمت و زیبایی می‌شود و آن‌کس که آن زیبایی را به او داده است نمی‌بیند و فراموش می‌کند. وقتی روبروی آینه می‌ایستید این دعا را بخوانید که خدایا همان‌طور که این زیبایی را به من دادی اخلاق من را هم زیبا کن. بنابراین این مطلب نشان می‌دهد که نباید روبروی آینه بایستید و به ابرو و جهات زینت خود نگاه کنید و آرایش کنید و غرق در آرایش شوید و خدای خود را فراموش کنید. لذا می‌گویند اگر تواضع فی الله و للله نبود تکبرات هم کفر است؛ زیرا کبر یعنی توجه به خود و غفلت از خدا.

کلمه خدا یعنی چه؟ چرا به خدا می‌گویند خدا؟ این کلمه خدا از خودی است. یعنی تنها خودی تو، اوست و خودی‌های دیگر هم خودی‌های ناخودی است. آقای خامنه‌ای در مورد خودی و ناخودی بحث داشتند که افراد انقلابی و ضد انقلابی را به خودی و ناخودی تعبیر می‌کردند حالا ما هم از این خودی و ناخودی در عرفان استفاده می‌کنیم. خودی در عرفان یعنی خدا را ببینی و غیر خدا را فراموش کنی و خود لفظ خدا هم یعنی اینکه خودی واقعی فقط برای اوست. اگر شما از خودت گفتید، خود این اشتباه است من نمی‌دانم بعضی در خانه را می‌زنند و او از پشت در می‌گوید: منم. آیا این درست است که ما بگوییم من. این منم یعنی در واقع ما در منیت خود هستیم. عارف نمی‌گوید منم. می‌شود از لفظ دیگری استفاده کنیم که تعبیر بهتری داشته باشد.

هرکس تواضع حقیقی برای خدا کرد و تواضع او برای خدا باشد خداوند او را بر مجموعه‌ای از بندگانش برتری می‌دهد. حالا این سئوال پیش می‌آید که چرا خداوند بر تمام بندگان نفرموده بلکه فرموده‌اند بر جمع کثیری از بندگان برتری می‌دهد؟ چون تواضع مراتب دارد و خداوند او را بر همه بندگان ترجیح نمی‌دهد. برتری نسبت به آن‌هایی هستند که کفار هستند و یا مؤمنینی که پایین‌تر از او هستند و بر آن‌هایی که بالاتر هستند برتری ندارد؛ مثلاً از انبیاء و ائمه برتری ندارد چون ایمان و تواضع مراتب دارد لذا بر کثیری از بندگان برتری داشته و بر آن خواص برتری ندارد. در غیر این صورت خداوند عادل نبود.

اعراف چیست و جایگاه آن‌ها کجاست؟ در دنیاست یا در آخرت؟ چرا خداوند می‌فرمایند که هر گروهی با سیمایشان مشخص می‌شوند؟ اعراف جمع مکسر عارف است. عارفین جایگاه مخصوصی دارند و از ایشان به اولیاء و انبیاء و محمد و آل محمد تفسیر شده است که در روز محشر از طرف خداوند مأمور می‌شوند به حساب خلق خدا برسند؛ گروهی که سیمایشان جهنمی است بر روی چهره آن‌ها جهنم را می‌نویسند و بر روی چهره گروهی که سیمایشان بهشتی است، بهشت می‌نویسند. لذا می‌توان متوجه شد که اشخاص بهشتی هستند یا جهنمی. حالا چرا این آیه از سوره اعراف را مطرح کرده است؟ چون آن‌که به تواضع روحی و الهی می‌رسد از چهره‌اش مشخص و نمایان است؛ چهره نورانی دارد هم برای اهل آسمان یعنی فرشتگان او را می‌شناسند هم برای شخص عارف که روی زمین است می‌تواند این را تشخیص دهد. عرفا هم از چهره آن شخص را می‌شناسند چرا؟ چون از ریشه کار کرده است. چون متواضعی بوده از ریشه خودسازی باطنی کرده است لذا اهل سیما شده و سیما هم در وجود است. تواضع باعث قبولی عبادت است در غیر این‌صورت عبادت قبول نیست. چرا؟ تواضع از خواص مقربین است. کسی که عبادت می‌کند خدا را باید واقعاً برای آن عظمت خاضع باشد. ذکر سجده و ذکر رکوع و فعل رکوع و سجده همه تواضع روحی و حقیقی را در بردارد و اگر این چنین نباشد مثلاً نماز شبی یا عبادتی بکند و خودش را فقط ببیند فایده‌ای ندارد لذا گفتیم بعضی اوقات خود عبادت منشأ تکبر است. گاهی اوقات استاد اگر تشخیص دهد به خود شخص یک مدت دستور می‌دهد که نباید مستحب را انجام دهید تا حالت عوض شود. در قرآن کریم داریم که به جاهل باید سلام دهید؛ حالا وظیفه ما در برابر جاهل چیست؟ سلام در اینجا یعنی سکوت کنیم و برخورد نکنیم؛ چون او مسائل الهی و عرفانی را نمی‌فهمد. بنابراین نباید با او مجادله کنید. خداوند به پیغمبر امر کرده است که باید برای آن‌ها که پیرو پیامبر هستند تواضع کنید. حالا این چه خصوصیتی است که برای پیروانش دستور داده است نه برای همه مؤمنین؟ این نشان می‌دهد که تواضع مراتبی دارد؛ یعنی شخصی که به شخص دیگری نزدیک شود با او خودمانی‌تر و نزدیک‌تر می‌شود لذا مرید او می‌شود. ببینید استاد و مرید در علم عرفان مطرح می‌شود هرچه ارادت شاگرد به استاد بیشتر شود، استاد بیش‌تر می‌تواند حرف دل را به او بگوید و بیش‌تر می‌تواند موضوع عرفان و معرفت را به او بفهماند؛ چون درصد پذیرش و قبولی او نسبت به حرف‌های او بیش‌تر شده است. حتی این را می‌توانیم بگوییم این ارادتی که استاد به شاگرد دارد صد مرتبه از ارادت از شاگرد و مرید به استاد بیش‌تر است و آن شاگرد هم اصلاً متوجه نیست؛ فکر می‌کند که این ارادت را باید خودش اعمال کند. مهربانی پیغمبر به امت و مسلمانان مخصوصاً به صحابه حقیقی‌اش به‌مراتب بیشتر از ارادت و مهربانی آن‌ها به پیغمبر بوده است و مهربانی خداوند هم به مراتب از مهربانی بنده به خداوند بیشتر است. خداوند می‌فرماید: تو یک وجب پیش من بیا، من یک ذراع به تو نزدیک می‌شوم؛ این نشان می‌دهد که ارادت خدا به بنده خیلی بیشتر از بنده به خداست و تواضع، خشوع و خضوع و خشیت الهی را در بردارد و حیا و شرم را زیاد می‌کند. اگر بخواهید تواضع در نفس بروز کند مثل یک گیاه که باید رشد کند -توجه کنید- باید از همین راه‌ها رشد کند؛ شما به دنبال حیا و شرم و خضوع و خشوع باشید تا آن تواضع هم در شما رشد کند؛ در همین راه قدم گذارید و خارج از این راه نروید که خدای نکرده باعث تکبر و نیات منفی در شما نشود تا همه‌اش مثبت در مثبت باشد. منفی در این راه بکار نیاید. و در انتها آن تواضع باید منتهی به تواضع ذاتی و حقیقی بشود؛ آنجا که برای آن شخص شرافت تام ایجاد می‌شود.

محبت خدا

امام صادق (ع) در مورد عشق و محبت خدا بیان می‌دارد که دل مومن وقتی از عشق خدا پر شد دیگر کسی نمی‌تواند در این...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۲۵

بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح مصباح‌الشریعه باب سی و هفتم «منافق»

بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم €Œوصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۳

وسوسه

بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم €Œوصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین باب سی ونهم از کتاب مصباح...

تاریخ انتشار: جمعه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۲

معرفت

مبحث امروز بسیار جنبه نورانی و معرفتی دارد که مبحث معرفت و رضا و تسلیم الهی است. نشانه‌ای از اهل سلوک در شرح و توضیح...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۱

حکمت

بسم الله الرحمن الرحیم حکمت مافوق دانش های بشری و علومی است که دانشمندان بدست می آورند. حکمت چشمه ای است که در با طن...

تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۱۰

حسد

بسم‌الله الرحمن الرحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی‌الله علی محمد و آله الطاهرین         در راه سیر و سلوک گاهی...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۹

بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح کتاب مصباح‌الشریعه باب ذکر

بسم‌الله الرحمن الرحیم ولا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی‌الله علی‌محمد (ص) و آل محمد (ص) بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در...

تاریخ انتشار: جمعه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۵

تفکر

قال الصّادق علیه السّلام: اعتبر بما مضى من الدّنیا، هل بقى على احد، او هل احد فیها باق، من الشّریف و الوضیع، و الغنىّ و...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۴

باب۳۶ ـ نکوهش غرور

بسم الله الرّحمن الرّحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم €Œوصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین باب سی و ششم در نکوهش...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۵/۰۶/۰۴

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...