• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : جمعه, ۲۵ اردیبهشت , ۱۴۰۵

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
    • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
  • مطالبی پیرامون تصوف باطله و عرفان های نوظهور
شرح قوت القلوب

2 آوریل, 2019

کد مطلب : 22266

متن بیانات+شرح قوت القلوب

بیانات آیت الله کمیلی خراسانی با موضوع شرایط مریدی و ارادت (بخش دوم)

صاحب نفس می‌تواند بوسیله جوع، سهر، صمت و خلوت، صفات شریرۀ نفس را آرام کند.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

 

بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»

شرح و تهذیب کتاب قوت‌القلوب ابوطالب مکی جلد اول، الفصل السابع و العشرون، فصل ۲۷ از فصول کتاب با عنوان «فیه كتاب أساس المريدين»؛ قسمت دوم

تاریخ سخنرانی: ۱۳۹۷/۱۰/۰۲


متن بیانات :

الفصل السابع و العشرون فیه کتاب أساس المریدین

«فهذه الخصال السبع قوّت الإرادة لا قوام لها إلا بها و يستعين على هذه السبع بأربع هن أساس بنيانه و بها قوة أركانه، أوّلها الجوع، ثم السهر، ثم الصمت، ثم الخلوة. فهذه الأربع سجن النفس و ضيقها و ضرب النفس و تقييدها بهن يضعف صفاتها و عليهن تحسن معاملاتها و لكل واحدة من الأربع صنعة حسنة في القلب. فأما الجوع فإنه ينقص من دم القلب فيبيضّ و في بياضه نوره و يذيب شحم الفؤاد و في ذوبه رقته و رقته مفتاح كل خير لأن في القسوة مفتاح كل شر و إذا نقص دم القلب ضاق مسلك العدوّ منه لأن دم القلب مكانه فإذا رق القلب ضعف سلطان العدوّ منه لأن في غلظ القلب سلطانه و الفلاسفة يقولون إن النفس كلية الدم و حجتهم في ذلك أن الإنسان إذا مات لم يفقد من جسمه إلا دمه مع روحه. و العلماء منهم قالوا: الدم هو مكان النفس و هذا هو الصحيح لأنه مواطئ لما في التوراة سمعت أن في التوراة مكتوبا: يا موسى لا تأكل العروق فإنها مأوى كل نفس و هذا مصدق للحديث الذي روي أن الشيطان يجري من ابن آدم مجرى الدم فضيقوا مجاريه بالجوع و العطش. و قد عبر علماء الكوفة عن الدم بالنفس فقالوا: إذا مات في الماء من الهوام ما ليس له نفس سائلة لم ينجس يعنون الخنافس و الصراصر و العناكب، ففي الجوع نقصان الدم و نقصانه ضيق مسلك العدوّ و ضعف مسكن النفس لسقوط مكانها. و في خبر عن عيسى عليه السلام: يا معشر الحواريين جوّعوا بطونكم و عطشوا أكبادكم و أعروا أجسادكم لعل قلوبكم ترى الله عزّ و جلّ يعني بحقيقة الزهد و صفاء القلب. فالجوع مفتاح الزهد و باب الآخرة و فيه ذلّ النفس و استكانتها و ضعفها و انكسارها و في ذلك حياة القلب و صلاحه و أقل ما في الجوع إيثار الصمت و في الصمت السلامة و هي غاية للعقلاء.».

در جلسۀ قبل، مبحث مربوط به شرایط مریدی و ارادت را از فصل بیست و هفتم کتاب قوت القلوب آغاز نمودیم. به این مطلب رسیدیم که شخص مرید به هفت صفت نیاز دارد که عبارتند از:

۱- ارادتش به خدا در این راه صادقانه باشد؛

۲- عمل به واجب و ترک حرام کند؛

۳- خویشتن‌شناسی و معرفت نفس را پیدا کند؛

۴- با عارف یعنی استاد، همنشینی داشته باشد؛

۵- توبه نصوح؛

۶- طعام حلال؛

۷- رفیق راه؛

در جلسه گذشته هفت مورد فوق یک به یک توضیح داده شد. در این جلسه، مطالبی گفته می‌شود از چهار صفت یا چهار کاری که برای یک سالک بسیار لازم است. این چهار صفت برای هفت موردِ ذکر شده، کمک هستند. به عبارت دیگر برای دسترسی سریع‌تر به هفت موردی که از آن‌ها نام برده شد باید از این چهار صفت کمک بگیریم.

این چهار مورد عبارتند از:

۱- جوع و گرسنگی؛

۲- ریاضتِ شب بیداری؛

۳- سکوت و صمتِ زبان؛

۴- عزلت و خلوت گرفتن از مردم؛

البته ایشان، «ذکر به دوام» را نیز در پنجمین مورد ذکر می‌کنند که در این خصوص در شعری آمده است:

«صمت و جوع و سهر و عزلت و ذکری به دوام/ ناتمامان جهان را کند این پنج تمام»

شاید ایشان در آینده اشاره‌ای به «ذکر به دوام» داشته باشند که در گذشته نیز به آن اشاره‌ای داشته‌اند. اما صحبت در خصوص این چهار مورد است.

ایشان می‌فرماید:

«فهذه الخصال السبع»؛ خصلت‌های هفتگانه، شامل صدق در ارادت، عمل به واجب و ترک حرام، خویشتن‌شناسی، استاد، توبۀ نصوح، طعام حلال و رفیق راه هستند.

«قُوْت الإرادة»؛ قوت را در این عبارت، قوّت نخوانید بلکه قُوْت الاراده است. عنوان کتاب نیز «قُوْت‌القلوب» است نه قوّت ‌القلوب. قُوْت به مفهوم طعام، طعام دل‌ها و غذای دل‌ها است. غذای معنوی دل چیست؟ موارد هفتگانه‌ای که از آن‌ها نام برده شد، طعامی برای ارادت مرید است. یعنی مرید برای تقویت ارادتش باید از چهار خصیصۀ گرسنگی، بیداری، سکوت و خلوت تغذیه کند.

«لا قوام لها الأ بها»؛ ارادت هیچ‌گاه، قُرص و محکم نمی‌شود مگر بوسیله چهار امری که از آن‌ها نام برده شد.

«و یستعین علی هذه السبع بأربع»؛ می‌فرماید: برای خصلت‌های هفتگانه باید از چهار مورد گرسنگی، بیداری شب، سکوت و خلوت کمک بگیرد.

«هن اساس بنیانه»؛ که این چهار مورد، اساس و بنیان هستند.

«و بها قوة ارکانه»؛ این چهار مورد که قوّت ارکان این هفت خصلت هستند عبارتند از:

۱- «اولها الجوع»؛ گرسنگی

۲- «السهر»؛ بیداری و سحرخیزی

۳- «الصَمت»؛ سکوت

۴– «الخلوة»؛ خلوت

«فهذه الأربع سجن النفس و ضیقها»؛ اگر شما بخواهید نفس اماره را کنترل کنید و آن را در یک ضیق و تنگنا، حبس و سجن کنید و به آن ریاضت بدهید، باید این چهار مورد را انجام دهید. چون هریک از این موارد یک نوع محدودیت و ریاضت برای نفس هستند. به عنوان مثال اگر گرسنگی را در نظر بگیرید، نفس به طور مداوم طالب پرخوری است نه کم‌خوری. اگر بیداری شب را در نظر بگیرید، نفس انسان طالب است که مدام بخوابد، استراحت و تن‌پروری کند. اگر بخواهید صمت و سکوت را انجام دهید، نفس مخالفت می‌کند. چون نفس، طالب پرحرفی است لذا باید ریاضت بکشید. همچنین نفس در موضوع عزلت و خلوت می‌گوید: چرا می‌خواهی در خلوت بروی! باید اجتماعی شوی و وارد جامعه شوی. بنابراین این چهار مورد برای یک سالک لازم است. البته اگر سالکی از طریق خودسازی به کمال برسد و سپس وارد اجتماع شود و به حکومت، سیاست یا هر جای دیگر ورود پیدا کند، می‌تواند کار خوب انجام دهد. می‌تواند علاوه بر خود، جامعه را نیز حفظ کند؛ ولی تا وقتی خود را نساخته، نباید وارد جامعه شود. حرف عرفا نیز همین است نه اینکه بگویند در خانه بنشین، جایی نرو و هیچ کاری انجام نده! آنها می‌گویند: ابتدا خودسازی کن و به خودت رسیدگی کن سپس اگر خواستی به دیگران نیز رسیدگی کن. لذا از این بابت مشکلی وجود ندارد.

«و ضرب النفس و تقییدها»؛ نفست را می‌توانی با این چهار مورد، «ضَرْب»، یعنی آن را بزنی، بشکنی و از بحران و فوران پایین بیاوری و «و تقییدها» مهارش کنی.

«بهن یضعف صفاتها»؛ صاحب نفس می‌تواند بوسیله جوع، سهر، صمت و خلوت، صفات شریرۀ نفس را آرام کند.

«و علیهن تحسن معاملاتها»؛ با این چهار مورد، معاملات و تعاملات نفس خوب می‌شود و از آن شرارت دست بر می‌دارد.

«و لکل واحدة من الأربع صنعة حسنة فی القلب»؛ هریک از این چهار خصلت، یک صنعت و کار خیلی زیبایی برای دل انسان دارد‌. گرسنگی برای دل یک زینتی دارد. سحرخیزی نیز همین‌طور است. اگر روایات مربوط به سحر خیزی را بخوانید آمده است که در سحرخیزی حتی زیبایی صورت نیز در انسان ایجاد می‌شود. یعنی اگر انسانی بخواهد از نظر صورت، خوشگل و زیبا شود -که البته سیرت در جای خود است- باید نماز شب بخواند. پس این خصلت‌ها صنعت حسنه‌ای در دل دارند. حال ببینیم صنعت حسنۀ هریک از این چهار خصلت چیست؟

«فأما الجوع فإنه ینقص من دم القلب فیُبیضّ»؛ گرسنگی، جلوی خون‌های ضخیم شده‌ای که از بدن با حجم بسیار وارد قلب می‌شود را می‌گیرد؛ چون پرخوریِ مدام، تولید خون می‌کند و باعث تولید چربی و چیزهای بسیار دیگری می‌شود. از جمله باعث کثیفی خونِ دل و بدن می‌شود. افرادی که بسیار پرخور هستند به فشار خون مبتلا می‌شوند.

«فیبیض»؛ دل با جوع و گرسنگی دادن به نفس، سفید و روشن می‌شود.

«و فی بیاضه نوره»؛ آن غلظت‌ها با سفید شدن خون گرفته می‌شود و در قلب تولید نور می‌کند. ضمیر «نوره» به قلب بر می‌گردد.

«و یذیب شحم الفؤاد»؛  سپس چربی‌ها و پیه‌هایی که از خون وارد دل می‌شود را آب می‌کند.

«و فی ذوبه رِقّته»؛ با ذوب شدن و آب شدن این چربی‌ها در بدن، قلب «رِقّته» رقیق می‌شود. پس قساوت و سنگدلی به علت فساد معده، چرکی خون و غلظت خون است. اما گرسنگی، سبب کم‌خوری می‌شود و به تدریج باعث سلامتی بدن و قلب و همچنین شکستگی قلب می‌شود. مثلاً وقتی در ماه رمضان روزه می‌گیرید چقدر در هنگام ظهر، دل رقیق می‌شود.

«و رقته مفتاح کل خیر»؛ اگر دل رقیق شود آن وقت کلید هر خیری بوسیله این رِقّت است.

«لأن فی القسوة مفتاح کل شرّ»؛ چون خاصیت قسوت این است که وقتی انسان، قسی شد آن وقت یک راهی برای شرور و گناه و امثال آن پیدا می‌شود.

«و إذا نقص دم القلب ضاق مسلک العدوّ منه»؛ می‌فرماید: اگر توانستی پرخوری نکنی و خون در بدن صاف و پاک شود و به میزان لازم وارد قلب شود تا قلب خاشع شود و بیاض و نور پیدا کند، آن وقت، -«مسلک العدو» در این عبارت منظور از عدو شیطان است- شما با این گرسنگی و ریاضت جلوی نفوذ وسوسه‌های شیطانی را گرفته‌اید و نمی‌گذارید شیطان وارد خون شود. چرا؟ چون در روایت آمده که مجرای خون همان مجرای وساوس شیطانی است.

«لأن دم القلب مکانه»؛ می‌فرماید: خونی که در بدن جریان دارد، مرکز فرماندهی‌اش در قلب است.در روایت آمده است که «إن الشیاطین فی ابن آدم تجری مجری الدم»؛ یعنی جریان نفوذ وسوسه‌های شیطانی از طریق همین رگ‌ها و خون‌هایی است که در بدن است و تجمع آن نیز در سینه است. لذا می‌بینید که این سینه است که محل تجمع وسوسه‌های نفسانی و شیطانی می‌شود. پس اگر بخواهید راه شیطان را ببندید باید ریاضت و گرسنگی بکشید.

«فإذا رَقّ القلب ضعف سلطان العدو منه»؛ پس با رقیق شدن قلب، سلطنتی که شیطان بر سینه شما داشت مرتفع و ضعیف می‌شود. چرا؟

«لأن فی غلظ القلب سلطانه»؛ چون سلطنت شیطان در قساوت‌ دل، غلظت ‌خون و پرخوری است. شیطان می‌آید و در دل شما جایگاهی پیدا می‌کند. اما خداوند در اثر جوع در قلب شما حاکم می‌شود.

«و الفلاسفة یقولون: إن النفس کلیة الدمّ و حجتهم»؛ فلاسفه قدیم گفته‌اند که نفس انسانی همانند کلیه‌ای است که انسان دارد. این نفس کلیه‌ای از خون است. شما در واقع با کشتن این فوران و غلظت خون، نفس و شیطان را کشته‌ای. فلاسفه برای نشان دادن این مطلب که بیشتر نفسیّتِ نفس اماره از خون است، چه حجت و دلیلی آورده‌اند؟

«فی ذلک أن الإنسان إذا مات لم یفقد من جسمه إلا دمه مع روحه»؛ دلیلشان این است که وقتی آدم می‌میرد، خونش نیز می‌میرد و روح هم از بدن جدا می‌شود. پس فعالیت خون در بدن تا هنگامی است که هنوز نمرده است. پس انسان به وسیله خون زنده است. لذا نفس انسانی، همان نفسی که در بدن است و در حال تحرک است و این جانی که در بدن است، قوامش به همان خون است.

«و العلماء منهم قالوا: الدم هو مکان النفس»؛ علمایی از فلاسفه که شاید منظور ایشان از علما، عرفایی از فلاسفه بوده باشد، نیز همین مطالب را بیان کرده‌اند. ایشان گفته‌اند که جایگاه این خون در نفس است. با از بین رفتن خون دیگر نفسی برای انسان باقی نمی‌ماند. چون قوام نفس به خون است. پس برای اینکه انسان بتواند به کمالات دست پیدا کند باید این خون رقیق، پاک و تمیز شود. بعد ابوطالب می‌فرماید:

«و هذا هو الصحیح»؛ این حرف علماء یا فلاسفه، حرف درستی است چرا؟

«لأنه مواطی لما فی التوراة»؛ چون کلام ایشان مطابق با آن چیزی است که در توراتِ حضرت موسی کلیم آمده است.

«سمعت أن فی التوراة مکتوبا»؛ ابوطالب می‌گوید: من شنیدم، یعنی من در کتاب نخوانده‌ام اما به من گفته‌اند که این نوشته در تورات آمده است. این نوشته چیست؟

«یا موسی لا تأکل العروق»؛ به موسی در تورات خطاب شده است که ای موسی! عروق را نخور. عروق جمع عِرق به مفهوم رگ است. که منظور از عروق، خونی است که در رگها جریان دارد. می‌فرماید: ای موسی! خون را نخور. همان‌طور که می‌دانید خون از نجاسات است. البته این مطلب که خداوند به او می‌فرماید خون را نخور، یک معنا و نکتۀ عرفانی دارد.

«فإنها مأوی کل نَفْسٍ یا «نَفَسٍ»؛ این خون یا این عروق پر از خون، جایگاه هر نَفَس یا نَفْس انسانی است. چون تا این خون نباشد، انسان زنده نیست. بعد می‌فرماید گفتۀ تورات مطابق با حدیثی است که از اهل بیت علیهم‌السلام و یا از پیغمبر آمده است.

«و هذا مصداق للحدیث الذی روی»؛ اما مشخص نیست که این حدیث از چه کسی و از کدام معصوم است، ظاهراً از پیامبر باشد.

«إن الشیطان یجری من ابن آدم مجری الدم»؛ این روایت مشهور است، شیطان در نفس فرزند آدم نفوذ دارد. شیاطین از چه راهی وارد می‌شوند؟ «مجری الدم»؛ از راه همان مجرای رگ‌هایی که خون در آن جریان دارد. بعد در همین حدیث آمده است که:

«فضیقوا مجاریه بالجوع و العطش.»؛ پس شما بیایید و مجاری شیطان را بوسیله گرسنگی و تشنگی تنگ کنید. وقتی انسان روزه می‌گیرد هم گرسنه و هم تشنه می‌شود.

«و قد عبرّ علماء الکوفة عن الدم بالنفس»؛ می‌فرماید: اصلاً عالمان کوفه آمده‌اند و گفته‌اند که خون، همان نفس است و از آن جدا نیست.

«فقالوا: إذا مات فی الماء من الهوام ما لیس له نفس سائله لم ینجس»؛ گفتند که اگر از هوام، حشرات، جنبنده‌هایی بمیرند و در آب هم باشند و اینها نفس جهنده -خون جهنده – نداشته باشند؛ چون ما در تزکیه حیوان می‌گوییم که باید خون جهنده داشته باشد لذا باید چهار رگش را برید تا گوشتش حلال بشود؛ جاندارانی که در آب می‌میرند چون نفس سائله و جهنده ندارند، «لم یَنْجِس» نجاست ندارند و نجس نمی‌شوند.

«یُعَنون الخنافس و الصراصر و العناکب»؛ از بین «هوام» کدام‌یک، نفس سائله ندارند؟ سوسک‌ها، عنکبوت‌ها و صرصره‌هایی که شب‌ها خیلی صدا می‌کنند نمونه‌ای از حیواناتی هستند که نفس سائله ندارند.

«ففی الجوع نقصان الدم، و نقصانه ضیق مسلک العدوّ، وضعف مسکن النفس، لسقوط مکانها»؛ بنا به گفتۀ علمای کوفه منظور از خون، همان نفس است و حیوانی که نفس سائله و جهنده نداشته باشد در واقع طاهر است؛ انسان نیز همین‌طور است. انسان نیز باید بکوشد تا از طریق ریاضت، جوع و گرسنگی همانند حیوانی که نفس سائله ندارد، نفسش کشته شود و همانند آن شود. از این باب تعبیر کرده‌اند و این مسئله نفس سائله حیوانی را پیش آورده‌اند. سپس ایشان نتیجه می‌گیرند که خون انسان در اثر جوع و گرسنگی، کم می‌شود و از آن پرخونی پاک می‌شود.

«نقصانه ضیق مسلک العدوّ»؛ و وسوسه‌های شیاطین جریان پیدا نمی‌کنند.

«و ضعف مسکن النفس، لسقوط مکانها»؛ و نفس شرور در انسان ضعیف می‌شود. انسان با ضعیف شدن نفس شرور از دست نفس أماره نجات پیدا می‌کند چرا؟ «لسقوط مکانها»؛ چون جایگاه آن بوسیلۀ جوع و گرسنگی ساقط شده و پایین آمده است.

«و فی خبر عن عیسی علیه السلام: یا معشر الحواریین، جوِّعوا بطونکم»؛ حضرت عیسی -علیه السلام- به حواریون فرموده است: شکم‌هایتان را گرسنه نگه دارید.

«وعطِّشوا أکبادکم»؛ و به جگرتان تشنگی دهید.

«وأعروا أجسادکم»؛ و بدنتان را برهنه کنید که منظور تفاخر نداشتن به لباس است.

«لعل قلوبکم تری الله عزّوجلّ»؛ شاید با انجام دادن این کارها، دلتان خدا را رؤیت کند و خدا را در باطن رؤیت کنید. حضرت امام چهارم در یکی از مناجات خمسه عشر [مناجات المریدین] می‌فرمایند: «رؤیتک حاجتی»؛ خدایا می‌خواهم با تو دیدار کنم ولی این دیدار نه به چشم ظاهر بلکه با چشم قلب است.

«یعنی بحقیقة الزهد، و صفاء القلب»؛ یعنی رؤیت خداوند در دل، بوسیلۀ زهد، ریاضت و صفای دل میسور می‌شود.

«فالجوع مفتاح الزهد»؛ پس فایدۀ گرسنگی این است که راهی برای زهدورزی از محبت دنیاست.

«و باب الاخرة»؛ و دری از آخرت به روی شما باز می‌شود.

«وفیه ذُلّ النفس»؛ و نفس در مقابل شما خوار می‌شود.

«و استکانتها»؛ و این نفس مسکین می‌شود و ذلت و مسکنت پیدا می‌کند.

«و ضعفها»؛ و ضعیف می‌شود.

«وانکسارها»؛ و شکسته می‌شود و بسیاری از خواسته‌های نفس از بین می‌رود. در این صورت:

«و فی ذلک حیاة القلب»؛ قلب زنده می‌شود؛ قلب و دلی که قبلاً مرده بود با وارد شدن از این راه، زنده می‌شود.

«و صلاحه»؛ و دل نیز صلاح پیدا می‌کند و از آن مفاسد و رذائل قلبی نجات پیدا می‌کند.

سپس می‌فرماید:

«و اقل ما فی الجوع ایثار الصمت »؛ کمترین چیزی که از جوع و گرسنگی حاصل می‌شود، صمت و سکوت است. لذا ایشان جوع را در ابتدا و قبل از صمت آورده‌اند. اگر انسان رعایت کند و شروع به کم‌خوری کند و معدۀ خود را با هر چیزی پر نکند و به آن گرسنگی دهد حالا این گرسنگی در لباس روزه گرفتن، رژیم گرفتن، ترک حیوانی یا راه‌های دیگری باشد، مثلاً انسان یک چیزهایی را برای خودش قرار بدهد که جوع در آن صدق کند به نحوی که دیگر میل زیادی به غذا نداشته باشد و کم بخورد در آن صورت در اثر این کم‌خوری، کم‌گویی نیز حاصل می‌شود. چون آدمی که پُرخوری می‌کند، شهوت شکم به زبان می‌زند و مدام می‌خواهد حرف بزند. اما آدمی که گرسنه و تشنه است حال صحبت کردن ندارد. صحبت نکردن را بوسیله جوع می‌توان تمرین کرد تا این سکوت به تدریج ملکه شود. اگر در گذشته کم‌گویی برایش سخت بود اکنون به راحتی می‌تواند کم‌گویی می‌کند.

«و فی الصَمت السلامة»؛ اگر اهل صموت و سکوت شوی، سلامتی از گناه و سلامتی بدن حاصل می‌شود؛ آقایی را می‌شناختیم که بعد از وفاتش بر روی سنگ مزارش نوشته بودند: شیخ‌السکوت.

«وهی غایة العقلاء»؛ و این برای عاقلان، هدفی است. چون فرد واقعاً عاقل نسبت به خود دلسوز است، به نفس ظلم نمی‌کند و با استفاده از مطالب عرفا راه وصول الی الله برایش میسور می‌شود. پس نتیجه‌گیری درس امروز این است که به کم‌خوری که از آن کم‌گویی نیز منتج می‌شود اهمیت بدهیم.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=22266

مطالب مشابه

  • شرایط مریدی و ارادت / بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح کتاب قوت القلوب (بخش چهارم)
  • شرح قوت القلوب شرایط مریدی و ارادت (بخش سوم) بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی
  • شرح قوت القلوب شرایط مریدی و ارادت (بخش اول) بیانات آیت الله کمیلی خراسانی
  • موانع ورود به سیر و سلوک در بیان بعضی از عرفا
  • اهميت نیت عمل سالک در وصول الي الله

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

امام رضا علیه السلام، نماد فضیلت‌ها
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه ذی القعده
  • مناسبتها
  • فضیلت

اعمال ماه ذی القعده

اعمال ماه ذی القعده

مناسبات ماه ذی القعده

ماه ذى القعده ، نخستین ماه ازماههاى حرام است که در آنها جنگ، حتّى با دشمنان اسلام حرام است; مگر این که جنگ برمسلمین تحمیل شود (سه ماه دیگر از ماههاى حرام، ذى الحجّه، محرّم و رجب است) آتش بس در این چهار ماه وسیله اى براى آرامش جامعه و توفیق براى حجّ وعبادت، حلّ مشکلات اقتصادى و بازنگرى در امر جنگ و یافتن نقطه پایان براى آن و سپس مرهم نهادن بر زخم هاى جانکاه ناشى از آن است. ماهى است که زوّار خانه خدا از اطراف و اکنافِ جهان به سوى خانه خدا حرکت مى کنند، گروهى به مدینه مى روند و قبر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و قبور ائمّه هدى(علیهم السلام) را زیارت مى کنند و آثار تاریخى که در جاى جاى این خاستگاه اسلامى وجود دارد را مى بینند و غرق لذّات روحانى مى شوند (هرچند نابخردان و جاهلان، بسیارى از این آثار عظیم و گرانقدر را از میان برده اند) گروه دیگرى راهى مکّه مى شوند و با انجام مناسک «عمره تمتّع» در انتظار مراسم بزرگ عبادى سیاسى حج مى نشینند و با طواف کعبه و شرکت درصفوف پرشکوه جماعت، روح و جانشان را تازه مى کنند . سیّد بن طاووس در فضیلت این ماه مى گوید: «ماه ذى القعده ماهى است که به هنگام شدّت و گرفتارى، زمان خوبى براى دعاست، و براى رفع ظلم و ستم و دعا بر ضد ظالم مؤثّر است. همچنین مى گوید: «این ماه «ماه اجابت دعاها» نامیده شده است; لذا باید اوقاتش را غنیمت شمرد و در آن روزه حاجت گرفت.

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد