• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
شرح قوت القلوب

2 آوریل, 2019

کد مطلب : 22266

متن بیانات+شرح قوت القلوب

بیانات آیت الله کمیلی خراسانی با موضوع شرایط مریدی و ارادت (بخش دوم)

صاحب نفس می‌تواند بوسیله جوع، سهر، صمت و خلوت، صفات شریرۀ نفس را آرام کند.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

 

بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»

شرح و تهذیب کتاب قوت‌القلوب ابوطالب مکی جلد اول، الفصل السابع و العشرون، فصل ۲۷ از فصول کتاب با عنوان «فیه كتاب أساس المريدين»؛ قسمت دوم

تاریخ سخنرانی: ۱۳۹۷/۱۰/۰۲


متن بیانات :

الفصل السابع و العشرون فیه کتاب أساس المریدین

«فهذه الخصال السبع قوّت الإرادة لا قوام لها إلا بها و يستعين على هذه السبع بأربع هن أساس بنيانه و بها قوة أركانه، أوّلها الجوع، ثم السهر، ثم الصمت، ثم الخلوة. فهذه الأربع سجن النفس و ضيقها و ضرب النفس و تقييدها بهن يضعف صفاتها و عليهن تحسن معاملاتها و لكل واحدة من الأربع صنعة حسنة في القلب. فأما الجوع فإنه ينقص من دم القلب فيبيضّ و في بياضه نوره و يذيب شحم الفؤاد و في ذوبه رقته و رقته مفتاح كل خير لأن في القسوة مفتاح كل شر و إذا نقص دم القلب ضاق مسلك العدوّ منه لأن دم القلب مكانه فإذا رق القلب ضعف سلطان العدوّ منه لأن في غلظ القلب سلطانه و الفلاسفة يقولون إن النفس كلية الدم و حجتهم في ذلك أن الإنسان إذا مات لم يفقد من جسمه إلا دمه مع روحه. و العلماء منهم قالوا: الدم هو مكان النفس و هذا هو الصحيح لأنه مواطئ لما في التوراة سمعت أن في التوراة مكتوبا: يا موسى لا تأكل العروق فإنها مأوى كل نفس و هذا مصدق للحديث الذي روي أن الشيطان يجري من ابن آدم مجرى الدم فضيقوا مجاريه بالجوع و العطش. و قد عبر علماء الكوفة عن الدم بالنفس فقالوا: إذا مات في الماء من الهوام ما ليس له نفس سائلة لم ينجس يعنون الخنافس و الصراصر و العناكب، ففي الجوع نقصان الدم و نقصانه ضيق مسلك العدوّ و ضعف مسكن النفس لسقوط مكانها. و في خبر عن عيسى عليه السلام: يا معشر الحواريين جوّعوا بطونكم و عطشوا أكبادكم و أعروا أجسادكم لعل قلوبكم ترى الله عزّ و جلّ يعني بحقيقة الزهد و صفاء القلب. فالجوع مفتاح الزهد و باب الآخرة و فيه ذلّ النفس و استكانتها و ضعفها و انكسارها و في ذلك حياة القلب و صلاحه و أقل ما في الجوع إيثار الصمت و في الصمت السلامة و هي غاية للعقلاء.».

در جلسۀ قبل، مبحث مربوط به شرایط مریدی و ارادت را از فصل بیست و هفتم کتاب قوت القلوب آغاز نمودیم. به این مطلب رسیدیم که شخص مرید به هفت صفت نیاز دارد که عبارتند از:

۱- ارادتش به خدا در این راه صادقانه باشد؛

۲- عمل به واجب و ترک حرام کند؛

۳- خویشتن‌شناسی و معرفت نفس را پیدا کند؛

۴- با عارف یعنی استاد، همنشینی داشته باشد؛

۵- توبه نصوح؛

۶- طعام حلال؛

۷- رفیق راه؛

در جلسه گذشته هفت مورد فوق یک به یک توضیح داده شد. در این جلسه، مطالبی گفته می‌شود از چهار صفت یا چهار کاری که برای یک سالک بسیار لازم است. این چهار صفت برای هفت موردِ ذکر شده، کمک هستند. به عبارت دیگر برای دسترسی سریع‌تر به هفت موردی که از آن‌ها نام برده شد باید از این چهار صفت کمک بگیریم.

این چهار مورد عبارتند از:

۱- جوع و گرسنگی؛

۲- ریاضتِ شب بیداری؛

۳- سکوت و صمتِ زبان؛

۴- عزلت و خلوت گرفتن از مردم؛

البته ایشان، «ذکر به دوام» را نیز در پنجمین مورد ذکر می‌کنند که در این خصوص در شعری آمده است:

«صمت و جوع و سهر و عزلت و ذکری به دوام/ ناتمامان جهان را کند این پنج تمام»

شاید ایشان در آینده اشاره‌ای به «ذکر به دوام» داشته باشند که در گذشته نیز به آن اشاره‌ای داشته‌اند. اما صحبت در خصوص این چهار مورد است.

ایشان می‌فرماید:

«فهذه الخصال السبع»؛ خصلت‌های هفتگانه، شامل صدق در ارادت، عمل به واجب و ترک حرام، خویشتن‌شناسی، استاد، توبۀ نصوح، طعام حلال و رفیق راه هستند.

«قُوْت الإرادة»؛ قوت را در این عبارت، قوّت نخوانید بلکه قُوْت الاراده است. عنوان کتاب نیز «قُوْت‌القلوب» است نه قوّت ‌القلوب. قُوْت به مفهوم طعام، طعام دل‌ها و غذای دل‌ها است. غذای معنوی دل چیست؟ موارد هفتگانه‌ای که از آن‌ها نام برده شد، طعامی برای ارادت مرید است. یعنی مرید برای تقویت ارادتش باید از چهار خصیصۀ گرسنگی، بیداری، سکوت و خلوت تغذیه کند.

«لا قوام لها الأ بها»؛ ارادت هیچ‌گاه، قُرص و محکم نمی‌شود مگر بوسیله چهار امری که از آن‌ها نام برده شد.

«و یستعین علی هذه السبع بأربع»؛ می‌فرماید: برای خصلت‌های هفتگانه باید از چهار مورد گرسنگی، بیداری شب، سکوت و خلوت کمک بگیرد.

«هن اساس بنیانه»؛ که این چهار مورد، اساس و بنیان هستند.

«و بها قوة ارکانه»؛ این چهار مورد که قوّت ارکان این هفت خصلت هستند عبارتند از:

۱- «اولها الجوع»؛ گرسنگی

۲- «السهر»؛ بیداری و سحرخیزی

۳- «الصَمت»؛ سکوت

۴– «الخلوة»؛ خلوت

«فهذه الأربع سجن النفس و ضیقها»؛ اگر شما بخواهید نفس اماره را کنترل کنید و آن را در یک ضیق و تنگنا، حبس و سجن کنید و به آن ریاضت بدهید، باید این چهار مورد را انجام دهید. چون هریک از این موارد یک نوع محدودیت و ریاضت برای نفس هستند. به عنوان مثال اگر گرسنگی را در نظر بگیرید، نفس به طور مداوم طالب پرخوری است نه کم‌خوری. اگر بیداری شب را در نظر بگیرید، نفس انسان طالب است که مدام بخوابد، استراحت و تن‌پروری کند. اگر بخواهید صمت و سکوت را انجام دهید، نفس مخالفت می‌کند. چون نفس، طالب پرحرفی است لذا باید ریاضت بکشید. همچنین نفس در موضوع عزلت و خلوت می‌گوید: چرا می‌خواهی در خلوت بروی! باید اجتماعی شوی و وارد جامعه شوی. بنابراین این چهار مورد برای یک سالک لازم است. البته اگر سالکی از طریق خودسازی به کمال برسد و سپس وارد اجتماع شود و به حکومت، سیاست یا هر جای دیگر ورود پیدا کند، می‌تواند کار خوب انجام دهد. می‌تواند علاوه بر خود، جامعه را نیز حفظ کند؛ ولی تا وقتی خود را نساخته، نباید وارد جامعه شود. حرف عرفا نیز همین است نه اینکه بگویند در خانه بنشین، جایی نرو و هیچ کاری انجام نده! آنها می‌گویند: ابتدا خودسازی کن و به خودت رسیدگی کن سپس اگر خواستی به دیگران نیز رسیدگی کن. لذا از این بابت مشکلی وجود ندارد.

«و ضرب النفس و تقییدها»؛ نفست را می‌توانی با این چهار مورد، «ضَرْب»، یعنی آن را بزنی، بشکنی و از بحران و فوران پایین بیاوری و «و تقییدها» مهارش کنی.

«بهن یضعف صفاتها»؛ صاحب نفس می‌تواند بوسیله جوع، سهر، صمت و خلوت، صفات شریرۀ نفس را آرام کند.

«و علیهن تحسن معاملاتها»؛ با این چهار مورد، معاملات و تعاملات نفس خوب می‌شود و از آن شرارت دست بر می‌دارد.

«و لکل واحدة من الأربع صنعة حسنة فی القلب»؛ هریک از این چهار خصلت، یک صنعت و کار خیلی زیبایی برای دل انسان دارد‌. گرسنگی برای دل یک زینتی دارد. سحرخیزی نیز همین‌طور است. اگر روایات مربوط به سحر خیزی را بخوانید آمده است که در سحرخیزی حتی زیبایی صورت نیز در انسان ایجاد می‌شود. یعنی اگر انسانی بخواهد از نظر صورت، خوشگل و زیبا شود -که البته سیرت در جای خود است- باید نماز شب بخواند. پس این خصلت‌ها صنعت حسنه‌ای در دل دارند. حال ببینیم صنعت حسنۀ هریک از این چهار خصلت چیست؟

«فأما الجوع فإنه ینقص من دم القلب فیُبیضّ»؛ گرسنگی، جلوی خون‌های ضخیم شده‌ای که از بدن با حجم بسیار وارد قلب می‌شود را می‌گیرد؛ چون پرخوریِ مدام، تولید خون می‌کند و باعث تولید چربی و چیزهای بسیار دیگری می‌شود. از جمله باعث کثیفی خونِ دل و بدن می‌شود. افرادی که بسیار پرخور هستند به فشار خون مبتلا می‌شوند.

«فیبیض»؛ دل با جوع و گرسنگی دادن به نفس، سفید و روشن می‌شود.

«و فی بیاضه نوره»؛ آن غلظت‌ها با سفید شدن خون گرفته می‌شود و در قلب تولید نور می‌کند. ضمیر «نوره» به قلب بر می‌گردد.

«و یذیب شحم الفؤاد»؛  سپس چربی‌ها و پیه‌هایی که از خون وارد دل می‌شود را آب می‌کند.

«و فی ذوبه رِقّته»؛ با ذوب شدن و آب شدن این چربی‌ها در بدن، قلب «رِقّته» رقیق می‌شود. پس قساوت و سنگدلی به علت فساد معده، چرکی خون و غلظت خون است. اما گرسنگی، سبب کم‌خوری می‌شود و به تدریج باعث سلامتی بدن و قلب و همچنین شکستگی قلب می‌شود. مثلاً وقتی در ماه رمضان روزه می‌گیرید چقدر در هنگام ظهر، دل رقیق می‌شود.

«و رقته مفتاح کل خیر»؛ اگر دل رقیق شود آن وقت کلید هر خیری بوسیله این رِقّت است.

«لأن فی القسوة مفتاح کل شرّ»؛ چون خاصیت قسوت این است که وقتی انسان، قسی شد آن وقت یک راهی برای شرور و گناه و امثال آن پیدا می‌شود.

«و إذا نقص دم القلب ضاق مسلک العدوّ منه»؛ می‌فرماید: اگر توانستی پرخوری نکنی و خون در بدن صاف و پاک شود و به میزان لازم وارد قلب شود تا قلب خاشع شود و بیاض و نور پیدا کند، آن وقت، -«مسلک العدو» در این عبارت منظور از عدو شیطان است- شما با این گرسنگی و ریاضت جلوی نفوذ وسوسه‌های شیطانی را گرفته‌اید و نمی‌گذارید شیطان وارد خون شود. چرا؟ چون در روایت آمده که مجرای خون همان مجرای وساوس شیطانی است.

«لأن دم القلب مکانه»؛ می‌فرماید: خونی که در بدن جریان دارد، مرکز فرماندهی‌اش در قلب است.در روایت آمده است که «إن الشیاطین فی ابن آدم تجری مجری الدم»؛ یعنی جریان نفوذ وسوسه‌های شیطانی از طریق همین رگ‌ها و خون‌هایی است که در بدن است و تجمع آن نیز در سینه است. لذا می‌بینید که این سینه است که محل تجمع وسوسه‌های نفسانی و شیطانی می‌شود. پس اگر بخواهید راه شیطان را ببندید باید ریاضت و گرسنگی بکشید.

«فإذا رَقّ القلب ضعف سلطان العدو منه»؛ پس با رقیق شدن قلب، سلطنتی که شیطان بر سینه شما داشت مرتفع و ضعیف می‌شود. چرا؟

«لأن فی غلظ القلب سلطانه»؛ چون سلطنت شیطان در قساوت‌ دل، غلظت ‌خون و پرخوری است. شیطان می‌آید و در دل شما جایگاهی پیدا می‌کند. اما خداوند در اثر جوع در قلب شما حاکم می‌شود.

«و الفلاسفة یقولون: إن النفس کلیة الدمّ و حجتهم»؛ فلاسفه قدیم گفته‌اند که نفس انسانی همانند کلیه‌ای است که انسان دارد. این نفس کلیه‌ای از خون است. شما در واقع با کشتن این فوران و غلظت خون، نفس و شیطان را کشته‌ای. فلاسفه برای نشان دادن این مطلب که بیشتر نفسیّتِ نفس اماره از خون است، چه حجت و دلیلی آورده‌اند؟

«فی ذلک أن الإنسان إذا مات لم یفقد من جسمه إلا دمه مع روحه»؛ دلیلشان این است که وقتی آدم می‌میرد، خونش نیز می‌میرد و روح هم از بدن جدا می‌شود. پس فعالیت خون در بدن تا هنگامی است که هنوز نمرده است. پس انسان به وسیله خون زنده است. لذا نفس انسانی، همان نفسی که در بدن است و در حال تحرک است و این جانی که در بدن است، قوامش به همان خون است.

«و العلماء منهم قالوا: الدم هو مکان النفس»؛ علمایی از فلاسفه که شاید منظور ایشان از علما، عرفایی از فلاسفه بوده باشد، نیز همین مطالب را بیان کرده‌اند. ایشان گفته‌اند که جایگاه این خون در نفس است. با از بین رفتن خون دیگر نفسی برای انسان باقی نمی‌ماند. چون قوام نفس به خون است. پس برای اینکه انسان بتواند به کمالات دست پیدا کند باید این خون رقیق، پاک و تمیز شود. بعد ابوطالب می‌فرماید:

«و هذا هو الصحیح»؛ این حرف علماء یا فلاسفه، حرف درستی است چرا؟

«لأنه مواطی لما فی التوراة»؛ چون کلام ایشان مطابق با آن چیزی است که در توراتِ حضرت موسی کلیم آمده است.

«سمعت أن فی التوراة مکتوبا»؛ ابوطالب می‌گوید: من شنیدم، یعنی من در کتاب نخوانده‌ام اما به من گفته‌اند که این نوشته در تورات آمده است. این نوشته چیست؟

«یا موسی لا تأکل العروق»؛ به موسی در تورات خطاب شده است که ای موسی! عروق را نخور. عروق جمع عِرق به مفهوم رگ است. که منظور از عروق، خونی است که در رگها جریان دارد. می‌فرماید: ای موسی! خون را نخور. همان‌طور که می‌دانید خون از نجاسات است. البته این مطلب که خداوند به او می‌فرماید خون را نخور، یک معنا و نکتۀ عرفانی دارد.

«فإنها مأوی کل نَفْسٍ یا «نَفَسٍ»؛ این خون یا این عروق پر از خون، جایگاه هر نَفَس یا نَفْس انسانی است. چون تا این خون نباشد، انسان زنده نیست. بعد می‌فرماید گفتۀ تورات مطابق با حدیثی است که از اهل بیت علیهم‌السلام و یا از پیغمبر آمده است.

«و هذا مصداق للحدیث الذی روی»؛ اما مشخص نیست که این حدیث از چه کسی و از کدام معصوم است، ظاهراً از پیامبر باشد.

«إن الشیطان یجری من ابن آدم مجری الدم»؛ این روایت مشهور است، شیطان در نفس فرزند آدم نفوذ دارد. شیاطین از چه راهی وارد می‌شوند؟ «مجری الدم»؛ از راه همان مجرای رگ‌هایی که خون در آن جریان دارد. بعد در همین حدیث آمده است که:

«فضیقوا مجاریه بالجوع و العطش.»؛ پس شما بیایید و مجاری شیطان را بوسیله گرسنگی و تشنگی تنگ کنید. وقتی انسان روزه می‌گیرد هم گرسنه و هم تشنه می‌شود.

«و قد عبرّ علماء الکوفة عن الدم بالنفس»؛ می‌فرماید: اصلاً عالمان کوفه آمده‌اند و گفته‌اند که خون، همان نفس است و از آن جدا نیست.

«فقالوا: إذا مات فی الماء من الهوام ما لیس له نفس سائله لم ینجس»؛ گفتند که اگر از هوام، حشرات، جنبنده‌هایی بمیرند و در آب هم باشند و اینها نفس جهنده -خون جهنده – نداشته باشند؛ چون ما در تزکیه حیوان می‌گوییم که باید خون جهنده داشته باشد لذا باید چهار رگش را برید تا گوشتش حلال بشود؛ جاندارانی که در آب می‌میرند چون نفس سائله و جهنده ندارند، «لم یَنْجِس» نجاست ندارند و نجس نمی‌شوند.

«یُعَنون الخنافس و الصراصر و العناکب»؛ از بین «هوام» کدام‌یک، نفس سائله ندارند؟ سوسک‌ها، عنکبوت‌ها و صرصره‌هایی که شب‌ها خیلی صدا می‌کنند نمونه‌ای از حیواناتی هستند که نفس سائله ندارند.

«ففی الجوع نقصان الدم، و نقصانه ضیق مسلک العدوّ، وضعف مسکن النفس، لسقوط مکانها»؛ بنا به گفتۀ علمای کوفه منظور از خون، همان نفس است و حیوانی که نفس سائله و جهنده نداشته باشد در واقع طاهر است؛ انسان نیز همین‌طور است. انسان نیز باید بکوشد تا از طریق ریاضت، جوع و گرسنگی همانند حیوانی که نفس سائله ندارد، نفسش کشته شود و همانند آن شود. از این باب تعبیر کرده‌اند و این مسئله نفس سائله حیوانی را پیش آورده‌اند. سپس ایشان نتیجه می‌گیرند که خون انسان در اثر جوع و گرسنگی، کم می‌شود و از آن پرخونی پاک می‌شود.

«نقصانه ضیق مسلک العدوّ»؛ و وسوسه‌های شیاطین جریان پیدا نمی‌کنند.

«و ضعف مسکن النفس، لسقوط مکانها»؛ و نفس شرور در انسان ضعیف می‌شود. انسان با ضعیف شدن نفس شرور از دست نفس أماره نجات پیدا می‌کند چرا؟ «لسقوط مکانها»؛ چون جایگاه آن بوسیلۀ جوع و گرسنگی ساقط شده و پایین آمده است.

«و فی خبر عن عیسی علیه السلام: یا معشر الحواریین، جوِّعوا بطونکم»؛ حضرت عیسی -علیه السلام- به حواریون فرموده است: شکم‌هایتان را گرسنه نگه دارید.

«وعطِّشوا أکبادکم»؛ و به جگرتان تشنگی دهید.

«وأعروا أجسادکم»؛ و بدنتان را برهنه کنید که منظور تفاخر نداشتن به لباس است.

«لعل قلوبکم تری الله عزّوجلّ»؛ شاید با انجام دادن این کارها، دلتان خدا را رؤیت کند و خدا را در باطن رؤیت کنید. حضرت امام چهارم در یکی از مناجات خمسه عشر [مناجات المریدین] می‌فرمایند: «رؤیتک حاجتی»؛ خدایا می‌خواهم با تو دیدار کنم ولی این دیدار نه به چشم ظاهر بلکه با چشم قلب است.

«یعنی بحقیقة الزهد، و صفاء القلب»؛ یعنی رؤیت خداوند در دل، بوسیلۀ زهد، ریاضت و صفای دل میسور می‌شود.

«فالجوع مفتاح الزهد»؛ پس فایدۀ گرسنگی این است که راهی برای زهدورزی از محبت دنیاست.

«و باب الاخرة»؛ و دری از آخرت به روی شما باز می‌شود.

«وفیه ذُلّ النفس»؛ و نفس در مقابل شما خوار می‌شود.

«و استکانتها»؛ و این نفس مسکین می‌شود و ذلت و مسکنت پیدا می‌کند.

«و ضعفها»؛ و ضعیف می‌شود.

«وانکسارها»؛ و شکسته می‌شود و بسیاری از خواسته‌های نفس از بین می‌رود. در این صورت:

«و فی ذلک حیاة القلب»؛ قلب زنده می‌شود؛ قلب و دلی که قبلاً مرده بود با وارد شدن از این راه، زنده می‌شود.

«و صلاحه»؛ و دل نیز صلاح پیدا می‌کند و از آن مفاسد و رذائل قلبی نجات پیدا می‌کند.

سپس می‌فرماید:

«و اقل ما فی الجوع ایثار الصمت »؛ کمترین چیزی که از جوع و گرسنگی حاصل می‌شود، صمت و سکوت است. لذا ایشان جوع را در ابتدا و قبل از صمت آورده‌اند. اگر انسان رعایت کند و شروع به کم‌خوری کند و معدۀ خود را با هر چیزی پر نکند و به آن گرسنگی دهد حالا این گرسنگی در لباس روزه گرفتن، رژیم گرفتن، ترک حیوانی یا راه‌های دیگری باشد، مثلاً انسان یک چیزهایی را برای خودش قرار بدهد که جوع در آن صدق کند به نحوی که دیگر میل زیادی به غذا نداشته باشد و کم بخورد در آن صورت در اثر این کم‌خوری، کم‌گویی نیز حاصل می‌شود. چون آدمی که پُرخوری می‌کند، شهوت شکم به زبان می‌زند و مدام می‌خواهد حرف بزند. اما آدمی که گرسنه و تشنه است حال صحبت کردن ندارد. صحبت نکردن را بوسیله جوع می‌توان تمرین کرد تا این سکوت به تدریج ملکه شود. اگر در گذشته کم‌گویی برایش سخت بود اکنون به راحتی می‌تواند کم‌گویی می‌کند.

«و فی الصَمت السلامة»؛ اگر اهل صموت و سکوت شوی، سلامتی از گناه و سلامتی بدن حاصل می‌شود؛ آقایی را می‌شناختیم که بعد از وفاتش بر روی سنگ مزارش نوشته بودند: شیخ‌السکوت.

«وهی غایة العقلاء»؛ و این برای عاقلان، هدفی است. چون فرد واقعاً عاقل نسبت به خود دلسوز است، به نفس ظلم نمی‌کند و با استفاده از مطالب عرفا راه وصول الی الله برایش میسور می‌شود. پس نتیجه‌گیری درس امروز این است که به کم‌خوری که از آن کم‌گویی نیز منتج می‌شود اهمیت بدهیم.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=22266

مطالب مشابه

  • شرایط مریدی و ارادت / بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح کتاب قوت القلوب (بخش چهارم)
  • شرح قوت القلوب شرایط مریدی و ارادت (بخش سوم) بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی
  • شرح قوت القلوب شرایط مریدی و ارادت (بخش اول) بیانات آیت الله کمیلی خراسانی
  • موانع ورود به سیر و سلوک در بیان بعضی از عرفا
  • اهميت نیت عمل سالک در وصول الي الله

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه شعبان
  • مناسبتها
  • نمازها

اعمال ماه شعبان

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مناسبتها و فضایل ماه شعبان

سوم شعبان:

ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام است.

به گفته «شیخ طوسى» در «مصباح»، ولادت آن حضرت ( طبق روایتى از امام حسن عسکرى علیه السلام) در روز پنج شنبه، سوم شعبان سال سوم هجرى واقع شده است.

چهارم شعبان:

ولادت حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام است. (سال ۲۶ هجرى)

پنجم شعبان:

ولادت امام زین العابدین على بن الحسین علیهماالسلام است. (سال ۳۸ هجرى)

یازدهم شعبان:

ولادت حضرت على بن الحسین (علی اکبر) علیهما السلام است. (سال ۴۳هجرى)

پانزدهم شعبان:

میلاد مسعود منجى عالم بشریّت، حضرت حجّه بن الحسن امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف مى‌باشد که در سال ۲۵۵ هجری، در «سامرّا» واقع گردید.

 

فضیلت ماه شعبان

ماه شعبان یکى از عزیزترین ماه هاى اسلامى و یادآور خاطره هاى بزرگ است که از همه مهمتر، میلاد مبارک سالار شهیدان کربلا، امام حسین علیه السلام در سوم ماه، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در چهارم ماه، حضرت سجاد علیه السلام در پنجم ماه و همچنین میلاد فرخنده حضرت بقیّه اللّه الاعظم حضرت مهدی منتظرعلیه السلام در پانزدهم ماه است که فضاى این ماه را به بوى ولایت عطرآگین ساخته است.

در فضیلت این ماه، همین بس که ماه پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نامیده شده و هنگامى که آن حضرت(ص) هلال ماه را مشاهده می فرمود، دستور مى دادند کسى در سراسر مدینه ندا دهد که:

"اى مردم! این ماه، ماه من است، خدا رحمت کند کسى که مرا بر ماه من یارى دهد، یعنى آن را روزه بدارد".

مرحوم محدّث قمى، حدیثى را از تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام در فضیلت روز اوّل ماه شعبان نقل نموده که در واقع مربوط به تمام ماه شعبان است، این حدیث بسیار پرمعنا و در عین حال بسیار مفصّل است که ایشان آن را تلخیص کرده است: "امیر مؤمنان على علیه السلام روز اوّل ماه شعبان گروهى را مشاهده کردند که در مسجد نشسته اند و سخنان بیهوده و ناآگاهانه، درباره قضا و قدر مى گویند و صداى جار و جنجالشان فضا را پر کرده، حضرت(ع) فرمودند: این گونه سخنان را رها کنید! امروز روز اوّل ماه شعبان است و از این نظر شعبان نامیده شده که مرکز شعبه ها و شاخه هاى خیرات و نیکى هاست، شعبه هاى خیراتِ نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهى از منکر و نیکى به پدر و مادر و همسایگان و صدقه به نیازمندان و اصلاح در میان مردم و مانند آن است."

سپس امام علی علیه السلام به حدیثى از رسول اکرم صلى الله علیه وآله اشاره فرمودند که خلاصه اش چنین است: "پیامبر(ص) فرمودند: روز اوّل ماه شعبان که مى شود، خداوند امر مى فرماید درهاى بهشت باز شود و دستور مى دهد به درخت «طوبى» که شاخه هایش را به مردم دنیا نزدیک کند و منادى از سوى پروردگار صدا مى زند که این شاخه هاى درخت «طوبى» در دسترس شماست، به آنها بیاویزید که شما را به سوى بهشت مى برد و از شاخه هاى درخت «زقّوم» بپرهیزید و به آن چنگ نزنید که شما را به سوى دوزخ مى کشاند، سپس افزودند: به خدایى که مرا به رسالت برگزیده سوگند! که هر کس در این روز به سراغ یکى از کارهاى خیر برود، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته و او را به سوى بهشت مى کشاند و هر کس به سراغ یکى از کارهاى شرّ برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» چنگ زده و او را به سوى دوزخ مى کشاند.

سپس آن حضرت(ص)، نمونه هایى از اسباب چنگ زدن به شاخه هاى درخت «طوبى» را برشمرده و فرمودند: هر کس (علاوه بر نمازهاى واجب) در این روز، نماز مستحبّى بخواند یا روزه بگیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و مادر و فرزند، یا خویشاوندان، یا همسایگان، صلح و صفا ایجاد کند، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته است!

همچنین کسى که بدهى خود را به مردم ادا کند، یتیمى را کفالت نماید یا سبک مغزى را از تعرّض به آبرو و ناموس مردم بازدارد و کسى که قرآن بخواند یا شکر نعمت هاى او را بجا آورد، بیمارى را عیادت کند، به پدر و مادر نیکى نماید، مؤمنى را تشییع جنازه کند و یا هر کار خیر دیگرى انجام دهد، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» آویخته است.

سپس افزودند: قسم به آن کس که مرا به نبوّت مبعوث کرد، هر کس به سراغ درى از درهاى شرّ و گناه در این ماه برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» آویخته که او را به آتش مى کشاند، کسى که در نماز واجب خود کوتاهى نماید، یا نیازمندى نزد او آید و شرح بیچارگى خود را بدهد و او توان حلّ مشکل آن نیازمند را داشته باشد ولى کوتاهى کند و دست او را نگیرد، یا عذر بدهکار بیچاره اى را نپذیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و فرزند، یا خویشاوندان و همسایگان و دیگر مؤمنان، اختلاف و نفاق بیندازد، یا بدهى خود را به مردم انکار کند، یا از رسیدگى به کار یتیمان خوددارى نماید، یا به سراغ خوانندگى هاى مجالس لهو و فساد برود، یا ظلم ها و گناهان خویش را بشمرد و به آن افتخار کند!، یا از همسایه بیمارش عیادت نکند، یا پدر و مادرش را از خود، ناخشنود سازد ... همه اینها سبب درآویختن به شاخه هاى درخت «زقّوم» است که انسان را به جهنّم مى برد"

این حدیث شریف و پرمعنا، راههاى سعادت و شقاوت را با ذکر یک مثال معنوى به روشنى بیان کرده و طُرُق خودسازى و تهذیب نفس و خدمت به خلق و عبودیّت خالق را در این ماه مشخّص نموده است. همچنین نسبت به اسباب بدبختى و محرومیّت از سعادت هشدار داده است که براى همه ماههاى سال راه گشا است، به‌ویژه در ماه شعبان که سرآغاز حرکت جدیدى به سوى نیکى ها و پاکى هاست.

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

نمازهای وارده برای تمام شب­های ماه شعبان

برگرفته از کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس (ره)

 

نماز شب اول ماه شعبان:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در اولین شب از ماه شعبان صد رکعت نماز بگزاردکه در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را نیز یک بار بخواند، پس بعد از تمام شدن نماز٬ سوره حمد را۵۰ باربخواند به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت٬ اگر بنده­ای این نمازرا گزارده و روزه بگیرد٬ خداوند تعالی از او شر اهل آسمان و زمین و شیاطین و پادشاهان را دفع می کند و از اوهفتاد هزار گناه کبیره رامی آمرزد و از او عذاب قبر را بر می­دارد و فرشتگان نکیر و منکر او را نمی­ترسانند و در حالی از قبرش بیرون می­آید که صورتش به مانند ماه شب چهارده است و از صراط به مانند برق عبور کرده ونامه­اش به دست راست او داده می شود.(اقبال الاعمال، ص۱۹۳)

نمازی دیگر برای شب اول:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب اول ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی بعد از حمد سوره توحید را پانزده بار بخواند، خدای تعالی به او پاداش دوازده هزار شهید را عنایت کرده و برای او عبادت دوازده سال را می‌نویسد و از گناهانش به مانند روزی که از مادرمتولد شده بیرون می آید و خداوند برای هر آیه از قرآن٬ کاخی در بهشت به او عنایت می کند. (همان، ص۱۹۳)

نماز شب دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی­ که در شب دوم از ماه شعبان٬ ۵۰رکعت نماز بگذارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های اخلاص و فلق و ناس را نیز یکبار بخواندخداوند به فرشتگان کرام الکاتبین فرمان می دهد که: بر بنده ام گناهی ننویسید تا این که یک سال بر او بگذرد و خداوند برای او بهره ای در عبادت اهل آسمان و زمین قرار می دهد و به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت ٬ از عبادت آن شب جز بدکار یا منافق یا فاجر دوری نمی‌گزیند و فضیلت زیادی ذکر کرده اند.(همان، ص ۲۰۱)

نماز شب سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:  کسی که در شب سوم ماه شعبان دو رکعت نماز بخواند که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را ۲۵ بار بخواند، خداوند در روز قیامت برای او هشت باب بهشت رامی‌گشاید و هفت باب جهنم را به روی او می­بندد و به او هزار لباس ابریشمی و هزارتاج می‌پوشاند. (همان، ص ۲۰۱)

نماز شب چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهارم ماه شعبان چهل رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و ۲۵ بار سوره توحید را بخواند خداوند برای او به ازاء هر رکعتی پاداش یک میلیون سال را نوشته و برای او برای هر سوره ای٬ یک میلیون شهر می‌سازد و خداوند به اوپاداش یک میلیون شهید را عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۰۳)

نماز شب پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پنجم از شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را پانصد بار بخواند و پس از سلام بر پیامبرهفتاد بار درود(صلوات) رساند،خداوند برای او هزار حاجت از حاجت های دنیایی و آخرتی او را برآورده می سازد وبه تعداد ستارگان آسمان٬ شهر در بهشت به او عنایت می فرماید. (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب ششم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب ششم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یکبار و سوره توحید را ۵۰ بار بخواند٬ خداوند او را برخوشبختی می‌گیرد و قبرش را گشادمی‌کند و در حالی از قبرش بیرون می‌آید که صورتش به مانند ماه است و می‌گوید: «اشهد انّ لا اله الا الله و انّ محمدا عبده و رسوله». (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و سوره توحید را صد بار بخواند و در رکعت دوم سوره حمدرا یک بار و  آیهالکرسی راصد بار بخواند، مرد و زن مومنی نیست که این نماز را می‌گزارد مگر این که خداوند تعالی دعایش را اجابت کرده و حوائجش را برآورده می سازد و برای او هر روزپاداش شهیدی می نویسد و بر او گناهی نمی‌باشد. (همان،ص ۲۰۴)

نماز شب هشتم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب هشتم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و آیه «ءامن الرسول» را تا آخر آن ٬ پنج بار و سوره توحیدرا پانزده مرتبه بخواند و در رکعت دوم سوره حمد را یک بار و آیه آخر سوره کهف «قل انما انا بشر مثلکم» را یک بارو پانزده بار سوره توحید رابخواند ٬ پس اگر گناهانش بیشتر از کف دریا باشد ٬ خداوند او را تا پاک نکند ازدنیا نمی برد٬ و گویا که تورات وانجیل و زبور و قرآن را خوانده باشد) .همان، ص ۲۰۵)

نماز شب نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نهم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و ده بار سوره نصر را بخواند، خداوند حتما جسدش را بر آتش حرام می‌کند و به او برای هر آیه ای ثواب دوازده شهید از شهدا بدر و ثواب علما را عنایت می کند. (همان، ص ۲۰۵)

نماز شب دهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دهم ماه شعبان٬ چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و آیه الکرسی را یک بار و سوره کوثر را سه بار بخواند، پس کسی که این نماز رابگزارد خداوند به فرشتگانش می‌فرماید: صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزاردرجه برای او بالا ببرید وصد هزار در برای او باز کنید و برای همیشه بر او نبندید و او و پدر و مادرش وهمسایگانش آمرزیده می شوند. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب یازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب یازدهم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره جحد( کافرون ) را ده بار بخواند، به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت این نماز را به جز مومن دارای ایمان کامل نمی‌گزارده و خداوند به اوبرای هر رکعتی باغی از باغ های بهشت عنایت می‌کند.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب دوازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دوازدهم از ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد  که درهر رکعتی سوره حمد را یکبار و سوره تکاثر را ده بار بخواند خداوند گناهان چهل ساله او را می‌آمرزد و برای او چهل درجه بالا می‌برد و برای او چهل هزار فرشته طلب آمرزش می کنند و برای اوثواب کسی که شب قدر رادرک کرده باشد است.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب سیزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سیزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره تین را یک بار بخواند، گویا که دویست برده ازفرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را آزاد کرده باشد و از گناهانش به مانند روزی که از مادر متولد شده بیرون می‌آید و خداوند دوری از آتش را به او عنایت می‌فرماید و با من (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و  ابراهیم علیه السلام هم نشین می‌شود. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب چهاردهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهاردهم از ماه شعبان چهاررکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره والعصر را پنج بار بخواند خداوند برای اوپاداش نمازگزاران از آدم تا روزقیامت را می نویسد و در حالی او را بر می انگیزد که صورتش از آفتاب و ماه درخشانتر است و آمرزیده می شود. (همان، ص ۲۰۷)

نماز شب پانزدهم ماه شعبان (شب ولادت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف):رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پانزدهم میان مغرب و عشاء چهار رکعت نماز بگزراد کهدر هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اخلاص را ده بار بخواند (در روایت دیگرییازده بار) و پس از تمام شدن نماز ده بار بگوید : «یا رَبِ‏ اغْفِرْ لَنَا» و نیز ده بار بگوید: «یَا رَبِ‏ارْحَمْنَا» و ده بار بگوید: «یا رَبِّ تُبْ عَلَیْنَا» و بیست و یکبار سوره اخلاص را بخواند و آنگاه ده بار بگوید: «سُبْحَانَ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَى وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ هُوَ عَلى‏کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر»، خداوند تعالی (دعای) او را مستجاب و حوائج او را در دنیا و آخرت برآورده میسازد و نامه اش را به دست راست او می‌دهد و تا سال آینده در نگهبانی خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۰۸)

نمازی دیگر در شب نیمه شعبان جهت دیدن پیامبر(ص) در خواب:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب نیمه شعبان با بهترین  شکلیخود را پاکیزه نموده و دو لباس تمیز بپوشد آن گاه به سوی مصلایش آمده و نماز عشاء را بخواند، آن گاه دورکعت نماز بگزارد که دررکعت اول بعد از حمد سه آیه اول سوره بقره٬ آیه الکرسی و سه آیه اخر سوره بقره) ءامَنَ الرّسول)را بخواند و در رکعت دوم سوره حمد و بعد سوره ناس را هفت بار و فلق را هفت بار و اخلاص رانیز هفت بار بخواند٬ آنگاه سلام داده و بعد از آن چهار رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره یس و در رکعتدوم سوره دخان و در رکعت سوم سوره سجده و در رکعت چهارم سوره مُلک را بخواند. ( البته بعد از سوره حمد وهنگام قرائت آیه سجدهبه سجده رفته و دوباره بلند شود و نماز را ادامه دهد )آن گاه بعد از آن صد رکعتبگزارد که در هر رکعتی سورهاخلاص را ده بار و الحمد الله را یک بار بخواند خداوند برای او ٬ سه حاجت رابرآورده می‌سازد یا در دنیا یا در آخرت آنگاه اگر بخواهد که مرا در این شب ببیند(در خواب)٬ می‌بیند. (همان، ص ۲۱۵)

نماز شب شانزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شانزدهم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی حمد و آیه الکرسی را یک بار و سوره اخلاص را پانزده بار بخواند، پس خداوند تعالی به من فرمود: کسی که دورکعت نماز را بگزارد به مانند آن چه را که به تو پیامبریت دادم به او می دهم ودر بهشت برای او هزار کاخ بنا می کنم. (همان، ص ۲۳۶)

نماز شب هفدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفدهم ماه شعبان٬ دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را هفتاد و یک بار بخواند، پس وقتی که نمازش تمام شد هفتاد بار استغفار گوید از جایش بلند نمی‌شود تا این که خداوند او را آمرزیده و بر او گناهی نمینویسد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب هجدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هجدهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را ۵ بار بخواند، خداوند هر حاجتی را که در آن شب می خواهد می دهد و اگر او را بدبخت آفریده باشد، پس خوشبخت قرار می‌دهد و اگر در همین سال بمیرد شهید از دنیا می‌رود. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب نوزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نوزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره مُلک را ۵ بار بخواند خداوند گناهان گذشته وآینده اش را می‌آمرزد و نمازهایی که بعد از آن می خواند را می پذیرد و اگر پدر و مادرش در آتش باشد، آن‌ها رااز آتش بیرون می‌آورد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب بیستم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیستم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ۱۵ بار بخواند به خدایی که مرا بدرستی به پیامبری برانگیخت از دنیا نمی رود، مگر این که در خواب جای خود را در بهشت دیده و با فرشتگان مقرب محشور می‌شود. (همان،ص۲۳۸)

نماز شب بیست و یکم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و یکم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره های حمد و اخلاص و فلق و ناس را بخواند، خداوند برای او به تعداد ستارگان آسمان حسنه نوشته و به تعداد آن درجات او را بالا می‌برد و به تعداد آن بدی‌های او را میزداید. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و دوم ماه شعبان دورکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره های حمد و جحد ( کافرون ) را یک بار و اخلاص را ۱۵ بار بخواند، خداوند تعالی نام او را در نام های راستگویان می‌نویسد و در روز قیامت با گروه مرسلین می‌آید در حالی که او در پوشش خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و سوم شعبان سی رکعت نماز بگزارد که درآن سوره های حمد و زلزال را یک بار بخواند، خداوند تعالی غل و غش را از دل او می‌زداید و از کسانی استکه خداوند سینه‌اش را برای اسلام گشوده و او را در حالی بر می انگیزاند که صورتش به مانند ماه شب چهارده است. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و چهارم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ده بار بخواند، خداوند تعالی با آزادی او از جهنم رهایی از عذاب وعذاب قبر و حساب کوتاه و دیدار آدم و نوح و پیامبران و شفاعت ٬ اکرامش می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و پنجم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد و تکاثر را یک بار بخواند، خداوند تعالی به او پاداش آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و ثواب هفتاد پیامبر عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و ششم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و ششم از ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و آیه «ءامَنَ الرّسول» را ده بار بخواند، خداوند تعالی او را از آفت‌های دنیا و آخرت سلامت می دارد و در روز قیامت خداوند تعالی شش نور به او عنایت می‌فرماید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اعلی «سبح اسم ربک الاعلی» را ده بار بخواند، خداوندبرای او یک میلیون حسنه نوشته و یک میلیون بدی را از او رفع کرده و یک میلیون درجه او را بالا می برد و اورا با تاجی از نور می‌آراید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هشتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هشتم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد و اخلاص و فلق و ناس را یک بار بخواند، خداوند تعالی او رادر حالی از قبر بر می‌انگیزاند که صورتش به مانند شب چهارده است و هراس های روز قیامت را از او دفع می‌کند. (همان،ص۲۴۱)

نماز شب بیست و نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و نهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های تکاثر و فلق و ناس و اخلاص را ده مرتبه بخواند، خداوند تعالی پاداش کوشندگان را به او داده و میزانش سنگین و به او در حساب تخفیف داده می‌شود و ازصراط به سرعت برق می گذرد. (همان، ص ۲۴۱)

نماز شب سی ام:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سی ام شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی بعد از «حمد» سوره «اعلی» را ده بار بخواند، پس از اتمام نیز بر پیامبر(ص) صد بار درود (صلوات)برساند، پس به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، خداوند برای او یک میلیون شهر در بهشت جاودان بالا میبرد و اگر اهل آسمان‌ها و زمین برای شمارش پاداش او گرد آیند توانایی آن را نداشته و خداوند برای او هزار حاجت را برآورده می‌سازد. (همان، ص ۲۴۱)

***

 

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد