بیانات آیت الله کمیلی خراسانی با موضوع شرایط مریدی و ارادت (بخش اول)

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»

شرح و تهذیب کتاب قوت‌القلوب ابوطالب مکی جلد اول، الفصل السابع و العشرون، فصل ۲۷ از فصول کتاب با عنوان «فیه كتاب أساس المريدين»؛ قسمت اول

 

دانلود صوت بیانات آیت الله کمیلی حفظه الله در شرح کتاب قوت القلوب

تاریخ سخنرانی: ۱۳۹۷/۰۹/۲۶

مدت زمان : ۰۰:۲۶:۳۷

حجم فایل: ۱۲٫۱ مگابایت

دانلود فایل صوتی


متن بیانات :

«الفصل السابع و العشرون فيه كتاب أساس المريدين‌ قال بعض العلماء: الخلق محجوبون بثلاث، حب الدرهم، و طلب الرئاسة و طاعة النساء. و قال بعض العارفين: الذي قطع العباد عن الله عزّ و جلّ ثلاثة أشياء، قلة الصدق في الإرادة. و الجهل بالطريق، و نطق علماء السوء بالهوى. و قال بعض علمائنا: إذا كان المطلوب محجوبا و الدليل مفقودا و الاختلاف موجودا لم ينكشف الحق، و إذا لم ينكشف الحق تحير المريد. و اعلم أن المريد لا بدّ له من خصال سبع: الصدق في الإرادة و علامته إعداد العدة و لا بدّ له من التسبب إلى الطاعة و علامة ذلك هجر قرناء السوء و لا بدّ له من المعرفة بحال نفسه و علامة ذلك استكشاف آفات النفس و لا بدّ له من مجالسة عالم باللّه و علامة ذلك إيثاره على ما سواه و لا بد له من توبة نصوح فبذلك يجد حلاوة الطاعة و يثبت على المداومة و علامة التوبة قطع أسباب الهوى و الزهد فيما كانت النفس راغبة فيه و لا بدّ له من طعمة حلال لا يذمّها العلم و علامة ذلك الحلال المطالبة عنه و حلول العلم فيه يكون بسبب مباح وافق فيه حكم الشرع و لا بدّ له من قرين صالح يؤازره على ذلك و علامة القرين الصالح معاونته على البر و التقوى و نهيه إياه عن الإثم و العدوان. »

ایشان در این فصل به بررسی موارد زیر می‌پردازند:

۱- پایه‌های اصلی ارادت و مریدی در طریق الی الله ذکر می‌شود.

۲- شرایط یک مرید با خدا، استاد و با طریقت چگونه است؟

۳- صفات، آداب و شرایط یک سالک چگونه است؟

۴- یک فرد چگونه می‌تواند مؤهِلات و صلاحیت‌های این راه را داشته باشد؟ و راهکارها و شرایط چیست؟

از باب مثال، می‌فرمایند که باید این حالت‌ها در سالک پیدا شود و راهکارهایی نیز برای پیدا شدن این حالت‌ها ارائه می‌دهند. ایشان از هفت صفت نام می‌برند؛

صفات و ویژگی‌های مرید سالک

۱- حتماً باید مریدِ سالک در ارادتش، صادق، راستگو و راست‌رفتار باشد.

۲- اگر این ارادت در او پیدا شد باید به دنبال این باشد که از نظر علم شریعت احکام را یاد بگیرد، به واجبات عمل کند و محرمات را ترک کند.

۳-خویشتن شناسی کند؛ یعنی در خود فرو رود و به بررسی و شناسایی عیوب خویش بپردازد، رذایل را ترک و فضایل را در خود ایجاد کند.

۴- حتماً با فرد عارف یا شخصی که این راه را رفته باشد و بر این راه تسلط دارد، مجالست و همنشینی کند؛ بنده همنشینی را این‌گونه تفسیر می‌کنم که منظورش از عارف، همان عارف استاد است. ایشان به همنشینی تعبیر نموده اما وقتی شخصی با عارفی ملازم شد در واقع او را به استادی پذیرفته است.

۵- باید توبۀ نصوح داشته باشد و این توبه باید به صورت مداوم باشد. این‌‌طور نیست که یک روز برود و توبه‌ای کند و بعد دیگر تمام شود؛ این توبه باید تا آخر راه همراهش باشد.

۶- باید به غذا و طعامش نظر کند؛ طعامی که وارد شکم می‌شود حتماً باید طعام حلال باشد؛ چون لقمۀ حرام یا لقمه‌ای که شبهۀ قوی دارد تأثیر می‌گذارد؛ غذا و خوراک بر روحیۀ سالک تأثیر می‌گذارد و نمی‌گذارد در این راه ترقی کند.

۷- و در نهایت باید برای خود یک رفیقِ راه انتخاب کند. رفیق راه، غیر از استاد است؛ چون استاد با او مشورت می‌کند و به او رهنمود می‌دهد؛ ولی رفیق راه، شاگرد همان استاد است. استاد، شاگردهای متعددی دارد. باید ببیند در مجموعۀ شاگردان استاد که در جلسات هستند، در شهرها هستند، یا در محله‌اش هستند، و در کلاس یا جلسات هفتگی همراهش هستند، کدام‌یک با روحیاتش سازگار هستند و با او منسجم می‌شوند. باید از یک نفر که رفیق راه است به عنوان یک مدد استفاده کند؛ باهم رفاقت داشته باشند؛ با یکدیگر رفت‌و‌آمد کنند؛ در صورت متأهل بودن به همراه خانمش به منزلشان برود و او نیز به منزلشان بیاید؛ و با یکدیگر رفاقت داشته باشند، نه زیارت! رفاقت با زیارت فرق می‌کند. در زیارت آدم می‌رود و یک شخص عالم، مؤمن یا فردی را می‌بیند. ولی رفاقت از زیارت بالاتر است؛ یعنی باید رفیق و دوستش باشد. این مسیر به نحوی  است که آدم به رفیق نیز نیاز دارد. اگر رفیق و استاد نباشد، شیطان رفیقش می‌شود و او را از راه به بیراهه خواهد کشانید. برای یک سالک واجب و لازم است که این شرایط هفتگانه را داشته باشد.

 اکنون عبارت را از روی متن می‌خوانیم.

موانع ورود به سیر و سلوک در بیان بعضی از علماء

«قال بعض العلماء: الخَلق محجوبون بثلاث»: «حب الدرهم، و طلب الرياسة وطاعة النساء»

«قال بعض العلماء: الخَلق محجوبون بثلاث»: بعضی از علماء گفته‌اند: خلق خدا به علت حجابی که دارند، نمی‌توانند این راه را پیدا و در این مسیر سیر کنند. آن‌ها سه حجاب‌ دارند.

 حجاب اول: «حب الدرهم»؛ به مال دنیا توجه بسیاری دارند؛ و به دنیا، درهم و دینار محبت دارند.

حجاب دوم: «و طلب الرئاسة»؛ طالب ریاست و کسب موقعیتی در اجتماع هستند.

حجاب سوم: «وطاعة النساء»؛ از زن‌ها فرمانبرداری می‌کنند. مثلاً آقا، خانمی دارد که به او می‌‌گوید نباید به جلسه بروی؛ نباید بیدار شوی و نماز شب بخوانی. در واقع خانمش سد راهِ پیشرفتش شده است. زن فقط در موضوع «حق مطالبۀ حقوق» می‌تواند از همسرش مطالبۀ حقوق کند و این حقوق نیز محدود و معین است. این حقوق برای زن چیست؟ اما بعضی از خانم‌ها، مطالبات بیشتری از همسرشان دارند.

موانع ورود به سیر و سلوک در بیان بعضی از عرفاء

«وقال بعض العارفين: الذي قطع العباد عن الله عزّ وجلّ ثلاثة أشياء؛ قلة الصدق في الإرادة، والجهل بالطريق، ونطق علماء السوء بالهوى» 

«وقال بعض العارفين: الذي قطع العباد عن الله عزّ وجلّ ثلاثة أشياء»: بعضی از عرفا گفته‌اند، آنچه موجب شده است تا بندگان وارد این راه سیر و سلوک نشوند، سه چیز است. چون این راه سیر و سلوک، برای عموم بندگان خداست؛ راه معرفت است؛ راه قرب خداست؛ شما از هر نظر که نگاه کنید، واجب است و مستحب نیست؛ یعنی از نظر اخلاقی و شرعی واجب است؛ هدف از خلقت‌ ما چه بوده است؟ آیا جز این است که معرفت الله داشته باشیم؟ معرفت نفس نیز باید قبل از معرفت الله تحصیل شود.

شما برای تحصیل معرفت نفس می‌بایست در این راه قدم بگذارید، همین‌طوری که نمی‌شود! حالا چه چیز مانع شده است؟! ابوطالب مکی می‌فرمایند:

«الثلاثة أشياء»؛ ایشان سه عامل را مطرح می‌فرمایند. سالک باید عوامل «قلة الصدق في الإرادة، والجهل بالطريق، ونطق علماء السوء بالهوى» را از سر راه خویش بردارد.

شرح «قلة الصدق في الإرادة؛

عامل اول آن است که ما ارادت صادقانه به خداوند و این مسیر نداریم؛ چون صدق ارادت نداریم لذا باید برویم و ارادتمان را درست کنیم. به زبان نمی‌شود بگوئیم ما سالک الی الله هستیم؛ ما مؤمن و شیعه و چنین و چنان هستیم! این‌ها با ادعا درست نمی‌شوند. بلکه این‌ها واقعیت می‌طلبند. لذا ما باید واقعیت این ارادت را در خودمان تحصیل کنیم.

شرح «و الجهل بالطريق»؛

عامل دوم آن است که ما نسبت به راه وصول الی الله جاهل و نادان هستیم. اگر بخواهیم دانا شویم حتماً باید به استاد مراجعه کنیم و شرایط و آداب این راه را رعایت کنیم.

شرح «نطق علماء السوء بالهوى»؛

عالمان سوء، روحانی نماها، حتی در کسبه‌، افرادی می‌آیند و راهمان را سد می‌کنند. می‌گویند که آقا یک وقت وارد عرفان نظری و عرفان عملی نشوید! آن‌جا با مشکل مواجه می‌شوید؛ آن‌جا مثلاً شما را در وحدت‌الوجود می‌برند؛ آن‌جا کافر و چنین و چنان خواهید شد. این‌ها حرف‌هائی است که مخالفان عرفان و عالمان ‌سوء می‌زنند. این افراد نیز این ‌حرف‌ها را از روی هواهای نفسانیشان و نه از روی حقیقت می‌زنند. و الا باید خودشان در درجۀ اول قرار بگیرند. یعنی قبل از اینکه این راه را با تبلیغ برای دیگران مسدود کنند، باید ابتدا به عنوان یک عالم آن حجاب‌هائی را که مانع می‌شود تا باور کند چنین راه سیر و سلوکی و چنین وصول الی الله‌‌ای هست را رفع نماید.

موانع ورود به سیر و سلوک الی الله

«و قال بعض علمائنا: إذا كان المطلوب محجوباً و الدليل مفقوداً و الاختلاف موجوداً لم ينكشف الحق، و إذا لم ينكشف الحق تحير المريد»؛

این مطلب در مقدمه، قبل از شرایط هفت‌گانه‌ای است که توضیح داده شد. ایشان ابتدا موانع را بیان می‌کند. اینکه چرا با راه سیر و سلوک آشنائی نداریم؟ چرا آن را باور نمی‌کنیم؟ ایشان می‌فرمایند موانعی وجود دارد و سپس با استفاده از گفتۀ علماء و عرفاء این موانع را به ترتیب و یک‌به‌یک بیان می‌کنند. سپس وارد این مبحث می‌شوند که وقتی این موانع را برطرف کردید و خواستید وارد این راه شوید بیایید و ببینید که شرایط راه چیست؟! سپس از متخصصان این راه ‌مطلب دیگری را بیان می‌کند.

۱- «إذا كان المطلوب محجوباً»:

برای شما مطلوب و هدف وصول الی الله یک امر محجوب و مستوری است. این مسئله، یک مسئلۀ مادی نیست! آقا وقتی شما می‌خواهید با هواپیما، ماشین یا هر وسیلۀ حمل‌ونقل دیگری از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر سفر کنید بسیار مشخص و معلوم است که سوار وسیلۀ نقلیه‌ای می‌شوید و به هدف می‌رسید. این مطلب در عالم ظاهر و امور مادی محسوس و ملموس است و شما نیز می‌توانید آن را متوجه بشوید. ولی «سیر الی الله» و «وصول الی الله»، یک سیر داخلی، درونی و باطنی است و ما باید دقت بیشتری داشته باشیم. پس اگر می‌خواهیم متوجه معانی دقیق و لطیف سیر و سلوک، معنویت و عرفان شویم، باید در آن‌ها بسیار دقیق شویم. پس مطلوب حقیقی برای ما محجوب است.

۲- «و الدليل مفقوداً»: دلیل هم که استاد است، نیست! استادهای استاد‌نما هستند؛ ولی استادِ واقعیِ کاملیِ که شما بخواهید سراغش بروید تا برای شما راه را راهنمائی کند، آن هم نیست!

۳- از موانع دیگر سد این راه، «و الاختلاف موجوداً» است. اختلاف وجود دارد؛ بعضی‌ آدم را می‌ترسانند. می‌گویند: آقا یک وقت نزدیک نشوی؛ به این راه وارد نشوی؛ اگر وارد این راه شوی از همه چیز باز می‌مانی؛ اخطار می‌کنند! یک عده نیز تشویق می‌کنند. می‌گویند بیا و در این راه وارد شو؛ می‌رسی؛ حالا ما با این اختلاف روبرو شد‌ه‌ایم و یک حرکتِ کاملی نیز در این راه نمی‌کنیم؛ یعنی می‌بینیم که هدف برای ما روشن نیست! استاد نداریم! و بین علماء نیز اختلاف است!

 «لم ينكشف الحق»؛ در این وضعیت، حق چگونه می‌تواند برای شما روشن شود؟

«و إذا لم ينكشف الحق تحير المريد»؛ و اگر حق برای مرید ظاهر نشود یعنی یک حجت و راهی، برای او روشن نشود، وارد این راه نمی‌شود و متحیر می‌ماند که چکار کند. بنابراین ایشان برای اینکه این موانع رفع شود و حق برایمان روشن شود و از باطل دور شویم و این حیرت و تردید را از خود دفع کنیم، راهکار می‌دهد و سپس آن‌ها را بیان می‌کند.

لذا می‌فرماید: «و اعلم أن المريد لابدّ له من خصال سبع»؛ این شرایط را باید بدست بیاورد.

«الصدق في الإرادة» صدق در ارادت داشته باشد. حال ما کوشش کردیم تا ارادتمان را در این مسیر صادقانه به وجود بیاوریم. شروع کردیم و با خودمان نیز کار کردیم؛ حالا می‌خواهیم نشانه‌اش را بفهمیم که آیا ارادت ما تکمیل شده است یا خیر؟ ایشان می‌فرمایند:

شرط اول: «و علامته إعداد العُدة»؛ علامت اینکه شما صادق هستی یا نه، این است که شما بروی و عُدّه و عدد را آماده کنید. چطور برای جنگ با دشمن می‌فرمایند: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»؛ وقتی جنگ با دشمن اسلحه، عُده و مؤونت می‌طلبد؛ آن وقت این راه، که راه پر خطری است و انسان با وسوسه‌های شیطانی و نفسانی روبرو می‌شود، آیا بدون «عُدّه» می‌توانیم «ارادت» پیدا کنیم؟! پس باید بروی و عُدّه را پیدا کنی تا ارادتت نیز تکمیل شود.

شرط دوم: «و لا بدّ له من التسبب إلى الطاعة و علامة ذلك هَجرُ قُرَناء السوء»؛ ایشان می‌فرمایند که باید طاعت خدا یعنی عمل به واجبات و ترک محرمات را به دست بیاوری. طاعت الهی بدون شریعت و اطاعت خدا امکان‌پذیر نیست. به عنوان مثال بعضی‌ در این راه، ادعا می‌کنند که ما رسیدیم و دیگران را نیز می‌توانیم همراه خودمان ببریم. اما وقتی شما به آن‌ها نزدیک می‌شوید متوجه می‌شوید که بر خلاف شرع عمل می‌کنند. انسان چگونه می‌تواند با خلاف شرع به خدا نزدیک بشود؟! لذا شرط دوم این است که انسان مطیع اوامر الهی باشد. آقای ابوطالب! حالا ما چگونه بفهمیم که داریم اوامر الهی را انجام می‌دهیم و نواهی الهی را ترک می‌کنیم؟ شما یک نشانی بده! حالا نشانی چیست؟

«و علامة ذلك هجر قرناء السوء»؛ نشانی آن است که آیا شما خودت را از مخالفین عبادت و طاعت الهی جدا کرده‌ای یا با آن‌ها نیز رفاقت داری؟! این دو با یکدیگر سازش ندارند! آن‌ها شما را در راه شریعت و انجام فرائض سست می‌کنند. پس ابتدا باید قرین سوء، رفیق بد و آن‌هایی که شما را در این راه شل می‌کنند، کلاً کنار بگذارید و در عوض آن‌هائی را که به شما مدد و کمک می‌دهند و همدرد و هم‌فکر شما هستند، برای خودت انتخاب کنی.

شرط سوم: «و لا بدّ له من المعرفة بحال نفسه وعلامة ذلك استكشاف آفات النفس»؛ شرط سوم همان‌طور که عرض نمودیم، خویشتن‌شناسی است. باید احوالت را بدانی؛ باید عیب‌هایت را شناسائی و اصلاح کنی؛ من از کجا بفهمم؟! ایشان می‌فرمایند: راه و نشانۀ این که شما به خودت مشغول شده‌ای این است که «استكشاف آفات النفس»؛ آسیب‌شناسی کنی. ببینی آیا در وجودت کینه‌ای هست؟ بغضی هست؟ حسدی هست؟ این رذایل هست یا نیست؟ چقدر در ترک رذایل توفیق پیدا کرده‌ای؟ وقتی آفت‌ها را یکی بعد از دیگری بفهمی نشانۀ این است که داری با خودت کار می‌کنی؛ خویشتن شناسی می‌کنی و می‌خواهی که خودت را اصلاح کنی.

شرط چهارم: «و لابدّ له من مُجالسة عالم بالله و علامة ذلك إيثاره على ماسواه». شرط چهارم، داشتن استاد است؛ یعنی شما باید بروید، بگردید و یک عالم بالله را پیدا کنید و با او همنشینی کنید و از او درس بگیرید. مانند مجلسی که باهم نشسته‌ایم. حالا از کجا بفهمم که واقعاً استاد دارم و عالم بالله را پیدا کرده‌ام؟!

ایشان می‌فرمایند: علامتش «إيثاره على ماسواه» است؛ یعنی بیائی و این عالم را بر غیر عالم یعنی بر آن‌هائی که در این راه نیستند و وارد نیستند، ایثار کنی. اگر دیدی که شما واقعاً به استاد و راهنما علاقه داری و هر کجا جلسه‌ و کلاسی دارد در کلاسش حاضر می‌شوی و از او دستور می‌گیری و رهنمودهایش را اجرا می‌کنی، نشانۀ آن است که شما استاد داری. و الا استاد این نیست که شعار بدهیم! همانند بعضی‌ که شعار رهبری می‌دهند و می‌گویند ما مقلد و تابع رهبر هستیم، ولی در عمل این‌گونه نیستند. تقلید از مرجع تقلید یک شعار نیست! تقلید یعنی آیا شما رسالۀ مرجع را خریداری کرده‌ای؟! آیا آن را خوانده‌ای؟! چقدر از این مسائل را فهمیده‌ای؟! تقلید واقعی این‌طور است، شعار که نیست!

در عرفان نیز همین‌طور است. استاد عرفانی را که انسان می‌خواهد برای خود انتخاب کند، به صرف اینکه بگوید من شاگرد فلانی هستم، تمام نمی‌شود. باید ببینی که «بینی و بین الله» چقدر تبعیت داری؟ چقدر اطاعت داری؟ استادت را چقدر قبول داری؟ چقدر از رهنمودها و دستورات سیر و سلوکی را که به شما داده است انجام داده‎اید و انجام می‌دهید؟ شما باید متوجه این‌ها بشوی. پس یکی از نشانه‌های پیدا نمودن استاد، ایثار نمودن استاد بر دیگران است. به‌عنوان مثال بعضی شرکت در مجلس درسمان را جزء اولویت‌های آخرشان گذاشته‌اند. یعنی اگر وقت اضافه‌ای پیدا کنند سر کلاس درس حاضر می‌شوند! و الا در کلاس شرکت نمی‌کنند. این‌طور نمی‌شود! کلاس‌ درس اخلاق و عرفان، کلاس مهمی است. از طرفی شما می‌بینید که استاد ضمن بیان مطالب از طریق نفسش به شما یک غذای معنوی می‌دهد، و در همان جلسه نیز تربیت می‌شوید و مسائل را می‌گیرید. ما نباید از این مجالس غافل شویم.

شرط پنجم: «و لا بد له من توبة نصوح فبذلك يجد حلاوة الطاعة و يثبت على المداومة و علامة التوبة قطع أسباب الهوى و الزهد فيما كانت النفس راغبة فيه»؛ شرط پنجم توبۀ دائم نصوح است. نصوح از باب نصیحت و شفقت است. یک توبۀ صادقانه، فقط با استغفار حاصل نمی‌شود. حالا بنشین و چهار هزار بار استغفرالله بگو! اگر شما توبۀ عملی یعنی توبه‌ای که واقعاً توبه باشد را به‌موقع انجام دادی، آن‌وقت «يجد حلاوة الطاعة» حاصل می‌شود؛ یعنی بعد از آن‌که با خودت نشستی، گریه کردی، إنابت و توبه کردی، بلند شو و دو رکعت نماز بخوان. اگر دیدی در آن دو‌ رکعت یک شیرینی هست یا وقتی در هنگام قنوت، دست‌ها را به بالا می‌بری و دعا می‌کنی، رکوع و سجود می‌کنی از آن حالت کسالت و غفلت و از آن حالتی که در نماز توجهت به سمت مسائل مادی و مالی و امثال این‌ها می‌رفت اثری نیست یا از گفتن ایاک نعبد و ایاک نستعین، واقعا لذت معنوی می‌بری به‌نحوی‌که دوست داری نماز را طولانی کنی و با خداوند بیشتر حرف بزنی؛ نشانۀ آن است که توبۀ واقعی انجام داده‌ای.

«ويثبت على المداومة»؛ این طاعت و حلاوت، یک حلاوت و طاعتِ وقتی، آنی و گذرا نیست. یعنی هر زمان نماز بخوانی این حالت برایت پیش می‌آید. هر زمان سجده کنی، زیارت حضرت معصومه «سلام الله علیها» بروی، یک کار عبادی، خیری و الهی انجام دهی، می‌بینی روحیه‌ا‌ت باز می‌شود، نشاط، حلاوت و شیرینی پیدا می‌کنی. این نشانۀ قبول شدن توبه به درگاه الهی است. و الا اگر به هزار طریق توبه کنیم و سپس بخواهیم یک یا الله بگوئیم، شیرینی‌اش را نمی‌فهمیم. چون این «یا الله» گفتن همانند یا الله‌هائی است که مردم می‌گویند، این‌طور نمی‌شود! لذا می‌فرماید:

«و التوبة قطع أسباب الهوى»؛ اگر قصد داری تا بفهمی که آیا توبۀ واقعی انجام داده‌ای، باید ببینی که چه میزان از خواسته‌ها‌ی نفسانیت را توانسته‌ای کنار بگذاری. چقدر توانسته‌ای در اموری که نفس به آن رغبت داشته است زهد کنی. اگر دیدی که رغبت‌های دنیوی از شما زایل شده است، نشانۀ آن است که توبۀ واقعی و کاملی را انجام داده‌ای.

شرط ششم: «ولا بدّ له من طعمة حلال لايذمّها العلم»؛ طعام باید حلال باشد. منظور از لفظ علم در این کتاب یا منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری، علم شریعت است. ایشان می‌فرمایند: برای تفکیک حلال از حرام، باید علم شریعت را بخوانید تا متوجه شوید طعامی را که می‌خورید، مذمت نکرده باشد.

«و علامة ذلك الحلال المطالبة عنه و حلول العلم فيه يكون بسبب مباح وافق فيه حكم الشرع»؛ ایشان می‌فرمایند: چگونه متوجه شوم که آیا هنگام غذا خوردن دقت می‌کنم که غذایم، حلال باشد و حرام نباشد؟ یک نشانه‌اش این است که باید به قلب و نفست نگاه کنی که آیا دقت و احتیاط می‌کند؟ آیا مطالبۀ حلال دارد؟ یا نه هر طور که شد اعم از مشتبه، حرام، هر کس دعوتش کرد، هرجا می‌رود و هرجور می‌خورد! اگر نفسش مطالبۀ حلال داشت، مشخص می‌شود که دنبال حلال است.

«وحلول العلم فيه»؛ یکی اینکه باید علم شریعت را در همین مسئلۀ حلال و حرام بدست آورد. حال ما این حلال را از چه سببی می‌توانیم بدست بیاوریم؟ می‌فرمایند: یکی از اسباب طعام حلال، کسب حلال است. باید ببینیم پولی را که تحصیل می‌کند و با آن برای اهل و عیالش غذائی را می‌خرد و به منزل می‌آورد از چه طریقی بدست آورده است. پس یک سببِ تحصیلِ طعامِ حلال، سبب مباح است. یعنی مجوز شرعی داشته باشد که «وافق فيه حكم الشرع» موافق با حکم شرع باشد.

شرط هفتم، «لا بدّ له من قرين صالح يؤازره على ذلك»؛ باید رفیق و قرینِ صالح و شایسته‌ای پیدا کند. رفیق صالح و شایسته چکار می‌کند؟ «يؤازره على ذلك»؛ به او کمک می‌کند تا در این مسیر پیشرفت کند. حالا از کجا بفهمم که تمامی رفقایم، آدمهای خوبی هستند؟

«و علامة القرين الصالح معاونته على البر والتقوى و نهيه إياه عن الإثم و العدوان»؛ آیا می‌خواهی بفهمی که در بین رفقایت، رفیق شایسته‌ای پیدا کرده‌ای یا نه؟!

باید ببینی که آیا این فردی که با او رفیق شده‌ای، در کار نیک، حرف نیک، راه نیک و بر و تقوی به شما کمک می‌دهد. اگر شما خواستی مرتکب خلاف و گناهی شوی، آیا به شما می‌گوید که آقا این کار را نکن! آیا شما را از گناه و عدوان و امثال آن نهی می‌کند؟! اگر دیدی که رفیقی داری که امر به تقوا و نهی از اثم و گناه می‌کند بدان که این فرد، رفیق خوبی است و با چنین رفیقی می‌توانی ادامه بدهی.

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

آغاز دروس اخلاق عرفانی و خارج فقه حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در سال 1399
همزمان با شروع سال تحصیلی 1400-1399حوزه‌های علمیه، تدریس دروس خارج فقه و اخلاق عرفانی توسط حضرت آیت الله کمیلی خراسانی از روز شنبه مورخ 5...
اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم شب شهادت حضرت رقیه«سلام الله علیها»
به حول و قوه الهی مراسم شب شهادت حضرت امام رقیه «سلام الله علیها» با سخنرانی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در مسجد...
اطلاع رسانی در خصوص مجالس عزاداری دهه اول محرم 1442 ه.ق
این مراسم هر شب به صورت لایو (زنده) بعد از نماز مغرب و عشا از طریق صفحه رسمی مرکز تحقیقاتی توحید در اینستاگرام به آدرس...
اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام»
به اطلاع می‌رساند به حول و قوه الهی مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام» با سخنرانی فقیه عارف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «...
نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...