شرح باب بیست و دوم کتاب مصباح الشریعه با موضوع آداب حج

بسم‌الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب‌العالمین و صلی‌الله علی‌محمد و آله الطاهرین

دانلود فایل صوتی شرح باب بیست و دوم کتاب مصباح الشریعه با موضوع آداب حج توسط آیت‌الله کمیلی خراسانی

مدت زمان: ۳۳:۱۵

حجم فایل:  ۲۶,۷ مگابایت

دانلود فايل صوتي


بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی در شرح باب بیست و دوم کتاب مصباح الشریعه

با موضوع آداب حج

 

متن عربی:

الباب الثانی و العشرون في الحج‏

«قَالَ الصَّادِقُ ‏إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَكَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَبْلِ عَزْمِكَ مِنْ كُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجابِ كُلِّ حَاجِبٍ وَ فَوِّضْ أُمُورَكَ كُلَّهَا إِلَى خَالِقِكَ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ فِي جَمِيعِ مَا يَظْهَرُ مِنْ حَرَكَاتِكَ وَ سُكُونِكَ وَ سَلِّمْ لِقَضَائِهِ وَ حُكْمِهِ وَ قَدَرِهِ وَ دَعِ الدُّنْيَا وَ الرَّاحَةَ وَ الْخَلْقَ وَ اخْرُجْ مِنْ حُقُوقٍ تَلْزَمُكَ مِنْ جِهَةِ الْمَخْلُوقِينَ وَ لَا تَعْتَمِدْ عَلَى زَادِكَ وَ رَاحِلَتِكَ وَ أَصْحَابِكَ وَ قُوَّتِكَ وَ شَبَابِكَ وَ مَالِكَ مَخَافَةَ أَنْ یَصِيروُا لَكَ عَدُوّاً وَ وَبَالًا فَإِنَّ مَن ادَّعَى رِضَا اللَّهِ وَ اعتَمَدَ عَلَى شَي‏ءٍ صَيَّرَهُ عَلَيهِ عَدُوًّا وَ وَبَالًا لِيَعْلَمَ أَنَّهُ لَيْسَ قُوَّةٌ وَ لَا حِيلَةٌ وَ لَا لِأَحَدٍ إِلَّا بِعِصْمَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ تَوْفِيقِهِ وَ اسْتَعِدَّ اسْتِعْدَادَ مَنْ‏ لَا يَرْجُو الرُّجُوعَ وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ وَ رَاعِ أَوْقَاتَ فَرَائِضِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سُنَنَ نَبِيِّهِ وَ مَا يَجِبُ عَلَيْكَ مِنَ الْأَدَبِ وَ الِاحْتِمَالِ وَ الصَّبْرِ وَ الشُّكْرِ وَ الشَّفَقَةِ وَ السَّخَاءِ وَ إِيْثَارِ الزَّادِّ عَلَى دَوَامِ الْأَوْقَاتِ ثُمَّ اغْتَسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَةِ الْخَالِصَةِ ذُنُوبَك وَ الْبَسْ كِسْوَةَ الصِّدْقِ وَ الصَّفَاءِ وَ الْخُضُوعِ وَ الْخُشُوعِ وَ أَحْرِمْ عَنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ يَمْنَعُكَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَحْجُبُكَ عَنْ طَاعَتِهِ وَ لَبِّ بِمَعْنَى إِجَابَةٍ صَافِيَةٍ خَالِصَةٍ زَاكِيَةٍ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي دَعْوَتِكَ لَهُ مُتَمَسِّكاً بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَ طُفْ بِقَلْبِكَ مَعَ الْمَلَائِكَةِ حَوْلَ الْعَرْشِ كَطَوَافِكَ مَعَ الْمُسْلِمِينَ بِنَفْسِكَ حَوْلَ الْبَيْتِ وَ هَرْوِلْ هَرْوَلَةً مِنْ هَوَاكَ وَ تَبَرِّياً مِنْ جَمِيعِ حَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ وَ اخْرُجْ مِنْ غَفْلَتِكَ وَ زَلَّاتِكَ بِخُرُوجِكَ إِلَى مِنًى وَ لَا تَمَنَّ مَا لَا يَحِلُّ لَكَ وَ لَا تَسْتَحِقُّهُ وَ اعْتَرِفْ بِالْخَطَایَا بِالْعَرَفَاتِ وَ جَدِّدْ عَهْدَكَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى بِوَحْدَانِيَّتِهِ وَ تَقَرَّبْ إِلَيْهِ ذَائِقَهُ بِمُزْدَلِفَةَ وَ اصْعَدْ بِرُوحِكَ‏ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى بِصُعُودِكَ إِلَى الْجَبَلِ وَ اذْبَحْ حَنْجَرَتَیِ الْهَوَى وَ الطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبِيحَةِ وَ ارْمِ الشَّهَوَاتِ وَ الخَسَاسَةَ وَ الدَّنَاءَةَ وَ الْأَفْعَالَ الذَّمِيمَةَ عِنْدَ رَمْيِ الْجَمَرَاتِ وَ احْلِقِ الْعُيُوبَ الظَّاهِرَةَ وَ الْبَاطِنَةَ بِحَلْقِ رَأسِكَ وَ ادْخُلْ فِي أَمَانِ اللَّهِ تَعَالَى وَ كَنَفِهِ وَ سَتْرِهِ وَ حِفْظِهِ وَ كِلَائِهِ مِنْ مُتَابَعَةِ مُرَادِكَ بِدُخُولِ الْحَرَمِ وَ زُرِ الْبَيْتَ مُتَحَفِّفاً لِتَعْظِيمِ صَاحِبِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ وَ جَلَالِهِ وَ سُلْطَانِهِ وَ اسْتَلِمِ الْحَجَرَ رِضًى بِقِسْمَتِهِ وَ خُضُوعاً لِعَظَمَتِهِ وَ دَعْ مَا سِوَاهُ بِطَوَافِ الْوَدَاعِ وَ صَفِّ رُوحَكَ وَ سِرَّكَ لِلِقَاءِ اللَّهِ تَعَالَى يَوْمَ تَلْقَاهُ بِوُقُوفِكَ عَلَى الصَّفَا وَ كُنْ ذَا مُرُوَّةٍ مِنَ اللَّهِ بِفِنَاءِ أَوْصَافِكَ عِنْدَ الْمَرْوَةِ وَ اسْتَقِمْ عَلَى شُرُوطِ حَجِّكَ وَ وَفَاءِ عَهْدِكَ الَّذِي عَاهَدْتَ بِهِ مَعَ رَبَّكَ وَ أَوْجَبْتَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ اعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَفْتَرِضِ الْحَجَّ وَ لَمْ يَخُصَّهُ مِنْ جَمِيعِ الطَّاعَاتِ إِلّا بِالْإِضَافَةِ إِلَى نَفْسِهِ بِقَوْلِهِ تَعَالَى‏ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا (وَ لَا شَرَعَ نَبِيُّهُ) سُنَّةً فِي خِلَالِ الْمَنَاسِكِ عَلَى تَرْتِيبِ مَا شَرَعَهُ إِلَّا لِلِاسْتِعْدَادِ وَ الْإِشَارَةِ إِلَى الْمَوْتِ وَ الْقَبْرِ وَ الْبَعْثِ وَ الْقِيَامَةِ وَ فَصَّلَ بَيَانَ السَّبْقِ مِنْ دُخُولِ الْجَنَّةِ أَهْلُهَا وَ دُخُولِ النَّارِ أَهْلُهَا بِمُشَاهَدَةِ مَنَاسِكِ الْحَجِّ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى آخِرِهَا لِأُولِي الْأَلْبَابِ وَ أُولِي النُّهَى‏».

باب بیست و دوم از ابواب صدگانۀ کتاب مصباح الشریعه در خصوص آداب حج و زیارت‌خانۀ خدا است. امام صادق (ع) آداب عرفانی و معنوی حج را در این باب بیان فرموده‌اند و فقها شرایط و احکام حج را در رسالهٔ منسک حج، گفته‌اند. اما حضرت [در این باب] به اسرار و آداب واقعهٔ حج نظر دارد.

«قَالَ الصَّادِقُ إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَكَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَبْلِ عَزْمِكَ مِنْ كُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجابِ كُلِّ حَاجِبٍ»؛ امام صادق (ع) می‌فرمایند: زمانی که اراده می‌کنی تا عازم زیارت بیت‌الله شوی، باید آداب معنوی حج را در خودت پیدا کنی. از جملۀ آداب فرموده‌اند:

«فَجَرِّدْ قَلْبَكَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ دلت را فقط باید برای خداوندی که صاحب عزت، جلالت و عظمت است فارغ سازی.

«مِنْ قَبْلِ عَزْمِكَ مِنْ كُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجَابِ کُلِّ حَاجِبٍ»؛ قبل از اینکه عزیمت کنی و بار سفر ببندی و به [زیارت] خانهٔ خدا بروی، حالا چه در عمره، حج واجب وحج مستحب باید دلت را از هرچه که تو را مشغول می‌کند و از همهٔ حجاب‌هایی که تو را از رفتن به‌سوی خدا بازمی‌دارد، فارغ کنی.

«وَ فَوِّضْ أُمُورَكَ كُلَّهَا إِلَى خَالِقِكَ»؛ و تمام امور ریز و درشتت را باید به خدایی که آفریدگارت بوده، واگذار کنی.

«وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ فِي جَمِيعِ مَا يَظْهَرُ مِنْ حَرَكَاتِكَ وَ سُكُونِكَ»؛ همچنین واجب است که در همهٔ آنچه از حرکات و سکون‌ات ظاهر می‌شود بر خدا توکل کنی؛ یعنی خودت را کاملاً به خدا بسپاری و هیچگونه اضطراب و نگرانی نداشته باشی که بگویی من می‌خواهم به مسافرت دوری بروم؛ همهٔ امورت را به خدا بسپار.

«وَ سَلِّمْ لِقَضَائِهِ وَ حُكْمِهِ وَ قَدَرِهِ»؛ و خودت را تسلیم قضا و قدر و حکم خدا کن؛ چون وقتی انسان خود را به خدا بسپارد و تسلیم کند، دیگر نباید اضطرابی داشته باشد، هرچه هم خواست پیش بیاید، پیش بیاید.

«وَ دَعِ الدُّنْيَا وَ الرَّاحَةَ وَ الْخَلْقَ»؛ دنیا را پشت سرت بینداز و با آن وداع کن؛ با راحتیِ در دنیا وداع کن؛ با خلق‌الله وداع کن؛ خدا را در نظر بگیر.

«وَ اخْرُجْ مِنْ حُقُوقٍ تَلْزَمُكَ مِنْ جِهَةِ الْمَخْلُوقِينَ»؛ قبل از سفر خانهٔ خدا باید حق‌الناس را ادا کنی. اگر به ذمه‌ات چیزی است که به مردم مربوط است، اگر حقی را اجحاف کرده‌ای و مردم از تو طلبی دارند، باید آن‌ها را قبل از رفتن، صاف‌ کنی.

«وَ لَا تَعْتَمِدْ عَلَى زَادِكَ وَ رَاحِلَتِكَ وَ أَصْحَابِكَ وَ قُوَّتِكَ وَ شَبَابِكَ وَ مَالِكَ»؛ یک‌وقت نکند که اعتماد و تکیه‌گاهت به زاد و توشه‌ات باشد! «راحله»، یعنی آن اعتماد به هواپیما و وسیله‌ای که با آن سفر می‌کنی؛ بگویی که من را [این وسیله] می‌رساند.

«وَ أَصحَابِکَ»؛ و تکیه‌گاهت، دوستانت باشد که همراهشان هستی. [و بگویی] من در این کاروان می‌روم و آن‌ها به من کمک می‌کنند.

«وَ قُوَّتِکَ»؛ تکیه‌گاهت قوّت جسمی خودت باشد و بگویی که ما عافیت و قوت داریم. همهٔ این‌ [موارد] در معرض خطر است و ممکن است از دست برود.

«وَ شَبَابِکَ»؛ و به جوانی و زورت نگاه نکن.

«وَ مَالِکَ»؛ و به مال‌ات نیز نگاه نکن.

چرا نباید به آن‌ها نگاه کنی؟

«مَخَافَةَ أَنْ یَصِيروا لَكَ عَدُوًّا و َوَبَالًا»؛ روزی ممکن است مواردی را که در نظر گرفته‌ای به دشمن تبدیل شوند و برای تو وزر و وبال شوند.

«فَإِنَّ مَن ادَّعَى رِضَا اللَّهِ وَ اعتَمَدَ عَلَى شَي‏ءٍ صَيَّرَهُ عَلَيهِ عَدُوًّا  و وبَالاً»؛ اگر کسی بخواهد نفاق به خرج دهد؛ از یک‌ سو بگوید که من می‌خواهم رضایت خدا را در کارهایم به دست بیاورم و از سوی دیگر به خدا توجه نکند و اعتمادش به اموری باشد که نام بردیم. اگر تکیه‌گاهش به خدا نباشد و دروغ بگوید؛ [یعنی] به زبان بگوید ولی به دل نگوید؛ می‌فرماید: همین خدای توانا با این بنده چکار می‌کند؟

«صَيَّرَهُ عَلَيهِ عَدُوًّا وَ وَبَالاً»؛ همین خدایی که از او روی‌گردان است و با خدا اِعمال نفاق می‌کند و به او دروغ می‌گوید، تمامی آنچه را که تکیه‌گاهش بوده به دشمنی علیه او تبدیل می‌کند. خدا این کار را انجام می‌دهد. می‌گوید بندۀ من! به من دروغ می‌گویی؟ حالا ببین چکار می‌کنم. چرا خدا چنین کاری می‌کند؟ یک حکمتی دارد.

«لِيَعْلَمَ أَنَّهُ لَيْسَ قُوَّةٌ وَ لَا حِيلَةٌ وَ لَا لِأحَدٍ إِلَّا بِعِصْمَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ تَوْفِيقِهِ»؛ آن‌ها را به دشمن تبدیل می‌کند تا این بندۀ خدا به خودش بیاید و بفهمد که به خدا دروغ می‌گوید؛ از یک ‌طرف می‌گوید من می‌خواهم رضایت خدا را به دست بیاورم و از سوی دیگر نیز می‌خواهد رضایت مخلوق را به دست بیاورد و اعتمادش نیز به چیزهایی است که در مقابل قدرت خدا هیچ ارزشی ندارد؛ لذا وقتی خدا آن‌ها را به دشمن تبدیل کرد و متوجه شد که آن‌ها به دردش نمی‌خورند و بازهم باید به‌سوی خدا برگردد، متوجه می‌شود که آن‌ها هیچ قوتی از خودشان ندارند، هیچ حول و قوه‌ای ندارند و هیچ‌کس نمی‌تواند کاری برای او انجام دهد؛ و به او کمک دهد مگر اینکه خدا بخواهد.

«وَ اسْتَعِدَّ اسْتِعْدَادَ مَنْ‏ لَا يَرْجُو الرُّجُوع»؛ خودت را چنان آماده کن و به خدا بسپار که نگویی حالا می‌روم و کارهایم را انجام می‌دهم، حج هم می‌کنم، و سپس به سوی خانه، خانواده و زندگی‌ام برمی‌گردم؛ یعنی این امید را به خودت نده؛ یعنی به خودت توجه نکن، خودت را به خدا بسپار، از کجا معلوم شاید هم برنگشتی!

«وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ»؛ باید با آن‌هایی که همسفر می‌شوی، خوش‌اخلاق و خوش‌برخورد باشی و همنشین خوبی برای آن‌ها باشی.

«وَ رَاعِ أَوْقَاتَ فَرَائِضِ اللَّهِ تَعَالَى»؛ باید مراعات کنی؛ وقتی‌که فریضه و واجبی پیش می‌آید، فریضۀ الهی را زود انجام بدهی؛ یعنی باید نمازهایت را در اوقات نماز به‌وقت بخوانی؛ چون سفر است؛ یک‌وقت می‌بینی که پس و پیش می‌شود و از دست می‌رود.

«وَ سُنَنَ نَبِيِّهِ»؛ و همچنین تا آنجایی که مقدورت هست در ادای سنت‌ها و مستحبات کوتاهی نکنی.

«وَ مَا يَجِبُ عَلَيْكَ مِنَ الْأَدَبِ وَ الِاحْتِمَالِ وَ الصَّبْرِ وَ الشُّكْرِ وَ الشَّفَقَةِ وَ السَّخَاءِ وَ إِيْثَارِ الزَّادِّ عَلَى دَوَامِ الْأَوْقَاتِ»؛ سنن الهی زیاد است. آدابی هست؛ باید صبر و تحمّلت زیاد باشد؛  در این سفر باید شکر و سپاس الهی، شفقت، دلسوزی و سخاوت داشته باشی. دائم باید آداب و سننی را که نام بردیم، رعایت کنی؛ و اگر کسی احتیاجی داشت، زاد خودت را ایثار کنی و به او بدهی.

«ثُمَّ اغْتَسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَةِ الْخَالِصَةِ ذُنُوبَك»؛ باید گناهانت را با آب خالص بشویی. شاید حضرت منظور دیگری غیر از غسل توبه [داشته‌اند]؛ یعنی اشک‌هایی باشد که یک توبه‌کننده می‌ریزد و از خدا طلب بخشش می‌کند.

«وَ الْبَسْ كِسْوَةَ الصِّدْقِ وَ الصَّفَاءِ وَ الْخُضُوعِ وَ الْخُشُوعِ»؛ وقتی می‌خواهی عازم حج خدا شوی، باید قبل از لباس احرام، لباس صداقت، راستی، صفا، خضوع و خشوع را بر خودت بپوشانی؛ باید این لباس‌های معنوی را قبل از لباسِ احرام ظاهری در خودت پیدا کنی.

«وَ أَحْرِمْ عَنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ يَمْنَعُكَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ این لباس احرامی که حاجی می‌پوشد و بیست‌وپنج چیز بر او حرام می‌شود، می‌گوید تو باید احرام معنوی داشته باشی؛ به این معنا که ازآنچه تو را از یاد خدا غافل می‌کند احرام بپوشی و آن‌ها را بر خودت حرام کنی.

«وَ يَحْجُبُكَ عَنْ طَاعَتِهِ»؛ و آن چیزهایی که تو را از اطاعت خدا بازمی‌دارد.

«وَ لَبِّ بِمَعْنَى إِجَابَةٍ صَافِيَةٍ خَالِصَةٍ زَاكِيَةٍ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ آنجا که می‌روی، بعد ازآنکه دو پارچۀ احرام را پوشیدی و نیت کردی، باید با زبان تلبیه بگویی:

«لَبَّيْكَ‏ اللَّهُمَ‏ لَبَّيْكَ‏ لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْك‏». این تلبیه به زبان است؛ ولی تلبیۀ تو باید همراه با زبان، تلبیۀ واقعی و حقیقی باشد. تلبیۀ حقیقی به این صورت است که بگویی خدایا من ندای تو را که فرموده بودی «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» اجابت کردم؛ من دعوت تو را لبیک گفتم و به این دیار مقدس آمدم، ولی این اجابت از دعوت خدا باید به صورت صاف، زلال و خالص برای خدا باشد. یک‌وقت در آن، تظاهر، ریا و اسم در کردنی نباشد.

«فِي دَعْوَتِكَ لَهُ»؛ این خدا بود که تو را خواست و آمدی.

«مُتَمَسِّكاً بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى»؛ باید به طناب محکم خدا تمسک کنی.

«وَ طُفْ بِقَلْبِكَ مَعَ الْمَلَائِكَةِ»؛ خانۀ خدا رفتی و می‌خواهی هفت شوط طواف کنی، در ظاهر بدنت طواف می‌کند ولی در باطن چه؟ می‌فرماید آن طواف را درون دلت ببر؛ و با دلت طواف کن و بدان که دور خانۀ خدا همراه با فرشتگان الهی هستی.

«مَعَ المَلاَئِکَةِ حَوْلَ الْعَرْشِ كَطَوَافِكَ مَعَ الْمُسْلِمِينَ بِنَفْسِكَ حَوْلَ الْبَيْتِ»؛ یک طواف، طواف قلب است که به همراه ملائکة الله است؛ ملائکه‌ای که دور عرش خدا طواف می‌کنند؛ تو چنین نیتی داشته باش؛ چون می‌گویند دل مؤمن عرش خداست؛ بنابراین همراه با آن طوافی که در ظاهر داری در دل طواف داشته باش؛ این طواف قلبی نباید از آن طواف با مسلمانان، دور خانۀ خدا کمتر باشد.

«وَ هَرْوِلْ هَرْوَلَةً مِنْ هَوَاكَ وَ تَبَرِّياً مِنْ جَمِيعِ حَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ»؛ وقتی حاجی برای سعی صفا و مروه می‌رود، در وسط مسیر جایی است که می‌گویند مستحب است هروله کند، یعنی پا و شانه را تکان دهد و ‌کمی با سرعت برود؛ چون می‌گویند حضرت هاجر «سلام‌الله علیها» برای پیدا کردن آب برای فرزندش حضرت اسماعیل به این صورت در آمد، یعنی با سرعت هروله کرد. از دور سراب آبی را دید و به آن‌طرف ‌رفت؛ در راه بازگشت، دید که از پایین پای فرزندش اسماعیل  آبی به قدرت خدا منفجر شده و چشمه‌ای به وجود آمده است. می‌فرمایند: هروله‌ای که هاجر در آن روز کرد و حاجی‌ها امروز انجام می‌دهند؛ و تو هم که داری هروله می‌کنی؛ هروله به مفهوم شتافتن به‌سوی خدا است؛ هروله، یعنی از حول و قوه‌ات بیرون بیایی و حول و قوۀ خدا را در نظر بگیری. این‌ها اسراری است که امام صادق دربارۀ واجبات حج بیان می‌کنند.

«وَ اخْرُجْ مِنْ غَفْلَتِكَ وَ زَلَّاتِكَ بِخُرُوجِكَ إِلَى مُنًى»؛ «مُنی» به معنای آرزویی است که حاجی که به سرزمین منی رفته در پیشگاه خدا انجام داده است. در دعا می‌خوانیم «يَا مُنَى‏ قُلُوبِ‏ الْمُشْتَاقِين‏»؛ ای آرزوی دل‌های عاشقان. حالا به سرزمین منی که رسیدی اعمالی ]وارد شده است[. باید نیت کنی که خدایا با رفتن به منی می‌خواهم خودم را از غفلت و گناهانم بیرون کنم.

«وَ لَا تَمَنَّ مَا لَا يَحِلُّ لَكَ»؛ منی به معنای آرزو و تمنی است که حجاج به آنجا می‌روند؛ درواقع آرزوی خود را در عطیه‌ها و هدیه‌های الهی منحصر می‌کنند. آرزو باید، آرزوهای خدایی باشد و لذا می‌فرماید: نباید تمنا و آرزویی کنی که حلال و مورد رضای خدا نباشد. آرزوهای خود را باید در آنچه خدا اجازه داده منحصر کنی، نه آن چیزهایی که حلال نیست.

«وَ لَا تَسْتَحِقُّهُ»؛ نباید آنچه را که مستحقش نیستی از دلت بگذرانی.

«وَ اعْتَرِفْ بِالْخَطَایَا بِالْعَرَفَاتِ»؛ اما در عرفات چه سری است؟ می‌فرماید: عرفات از اعتراف است. آنجا که می‌روی باید گناهانت را  یک‌به‌یک در نظر بیاوری؛ اعتراف کنی؛ و بگویی که من گناه کردم و از خدا بخشش بخواهی.

«وَ جَدِّدْ عَهْدَكَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى بِوَحْدَانِيَّتِهِ»؛ در عرفات با خداوند تجدید عهد و بیعت کن. در اینکه توحید خدا را در دلت در نظر آوری.

«وَ تَقَرَّبْ إِلَي الله ذَائِقَهُ بِمُزْدَلِفَةَ»؛ نام دیگر سرزمین مشعرالحرام، مزدلفه است؛ آنجا که می‌روی باید ذوقت را به خدای خودت نزدیک کنی و ذائقۀ معنوی و الهی داشته باشی.

«وَ اصْعَدْ بِرُوحِكَ‏ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى بِصُعُودِکَ إِلَى الجَبَلِ»؛ آنگاه‌که به روی کوه مشعرالحرام می‌روی باید روحت را به ملأ اعلی ببری.

«وَ اذْبَحْ حَنْجَرَتَیِ الْهَوَى وَ الطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبِيحَةِ»؛ موقعی که برای قربانی به کشتارگاه می‌روی، هوا و طمع، خواسته‌ها و اطماع نفسانیت را در راه خدا قربانی کن.

«وَ ارْمِ الشَّهَوَاتِ وَ الخَسَاسَةَ وَ الدَّنَاءَةَ»؛ وقتی برای رمی جمرات می‌روی، نیت کن که من می‌خواهم شهوت‌ها، آرزوها، خواسته‌های نفسانی، خساست و پستی‌ام را از خودم رمی و دور کنم.

«وَ الْأَفْعَالَ الذَّمِيمَةَ عِنْدَ رَمْيِ الْجَمَرَاتِ»؛ خدایا با سنگ زدنم می‌خواهم اخلاق زشت و کارهای مذموم و بد و زشتی را که دارم از خودم دور کنم.

«وَ احْلِقِ الْعُيُوبَ الظَّاهِرَةَ وَ الْبَاطِنَةَ بِحَلْقِ رَأسِکَ»؛ وقتی می‌خواهی حلق سر کنی، یعنی سرت را بتراشی که در سفر اول واجب است، چنین نیت کن: خدایا من می‌خواهم عیوب ظاهری و باطنی‌ام را بتراشم و از خودم زایل کنم.

«وَ ادْخُلْ فِي أَمَانِ اللَّهِ تَعَالَى وَ كَنَفِهِ وَ سَتْرِهِ وَ حِفْظِهِ وَ كِلَائِهِ مِنْ مُتَابَعَةِ مُرَادِكَ بِدُخُولِ الْحَرَمِ»؛ حال که می‌خواهی بعد ازانجام این اعمال به مکه برگردی و به حرم الهی و خانۀ خدا وارد شوی، نیت کن که این سرزمین، سرزمین امن الهی است؛ بنابراین من باید خودم را در امن الهی وارد کنم. من می‌خواهم خودم را در حمایت، ستر و حفظ خداوندی وارد کنم. وقتی به داخل خانۀ خدا پای می‌گذاری، این‌طور نیت کن.

«وَ زُرِ الْبَيْتَ مُتَحَفِّفاً لِتَعْظِيمِ صَاحِبِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ وَ جَلَالِهِ وَ سُلْطَانِهِ»؛ وقتی دور خانۀ خدا می‌خواهی طواف و زیارت کنی، باید نیت کنی که خدایا من فقط این در و دیوار را طواف نمی‌کنم؛ من به دنبال صاحب این خانه هستم؛ می‌خواهم با جلالت و سلطنت خدا آشنا شوم. این‌ها را در نظر بیاور.

«وَ اسْتَلِمِ الْحَجَرَ رِضًى بِقِسْمَتِهِ وَ خُضُوعاً لِعَظَمَتِهِ»؛ وقتی برایت میسور شد که به حجرالأسود دست بزنی، بگو: خدایا من به آنچه در قضا و قَدَرت برایم تقدیر کرده‌ای یا از رزق و روزی‌ات برایم قسمت کرده‌ای، راضی هستم؛ خدایا من در برابر عظمتت خاضع و خوار هستم.

«وَ دَعْ مَا سِوَاهُ بِطَوَافِ الْوَدَاعِ»؛ طواف وداع آخرین طواف مستحبی است که حاجی می‌کند. در هنگام طواف وداع باید با غیر خدا وداع کنی. نیتت در وداع این باشد که خدایا من این طواف را با تو می‌کنم؛ یعنی من از غیر تو وداع کردم و فقط تو مورد نظرم خواهی بود.

«وَ صَفِّ رُوحَكَ وَ سِرَّكَ لِلِقَاءِ اللَّهِ تَعَالَى يَوْمَ تَلْقَاهُ بِوُقُوفِكَ عَلَى الصَّفَا»؛ وقتی از خانۀ خدا فارغ شدی و خواستی به سمت سعی در صفا و مروه بروی، پایت را که بر روی کوه صفا گذاشتی، نظرت یک امر معرفتی و معنوی باشد؛ یعنی بگو: خدایا من به کوه صفا آمده‌ام تا با سرّ، روح و باطنم تو را ملاقات کنم. خداوندا پروردگارا من برای چنین امر بزرگی، خودم را آماده کرده‌ام.

«وَ كُنْ ذَا مُرُوَّةٍ مِنَ اللَّهِ بِفِنَاءِ أَوْصَافِكَ عِنْدَ الْمَرْوَةِ»؛ آنگاه‌ که به روی کوه مروه می‌روی پایت که به کوه رسید، باید مروه یعنی با مروت باشی و خودت را با مردانگی و مروت فانی کنی. اوصاف خلقی خودت را از بین ببری. این مردانگی و مروت است.

«وَ اسْتَقِمْ عَلَى شُرُوطِ حَجِّكَ وَ وَفَاءِ عَهْدِكَ الَّذِي عَاهَدْتَ بِهِ مَعَ رَبِّكَ وَ أَوْجَبْتَهُ إِلَی يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ بعد از اتمام اعمالت، بگو: خدایا من چنین حجّی را با آداب و شرایطی که گفته شد، انجام دادم. وقتی می‌خواهی به‌طرف وطنت بروی، بگو: خدایا من در این راه و مسیر، با استقامت و پایداری و وفاداری به عهد و بیعتی که با تو [بسته‌ام] تا روز قیامت خواهم ماند.

«وَ اعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَفْتَرِضِ الْحَجَّ وَ لَمْ يَخُصَّهُ مِنْ جَمِيعِ الطَّاعَاتِ إلّا بِالْإِضَافَةِ إِلَى نَفْسِهِ»؛ ای کسی که قصد خانۀ خدا کرده‌ای، بدان در بین همۀ فرایض و عبادت‌هایی که خدا بر مسلمانان واجب کرده، فریضۀ حج را فقط به خودش نسبت داده است؛ و در قرآن می‌فرماید: « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا»؛ کلمهٔ (لِلَّهِ) در این آیه، یعنی این حج باید برای خدا صورت بگیرد. اینکه (لِلَّهِ) فرموده، یعنی در واقع حج خانهٔ خدا را به خودش نسبت داده است. پس او را باید در حج پیدا کنیم. همان‌طوری که در قرآن آمده است باید حج ما یک حج عرفانی و الهی باشد. امیدواریم که از این بیان اسراری که امام صادق فرموده بتوانیم حج کامل و حقیقی و دارای آثار معرفتی را انجام دهیم. خداوندا! پروردگارا ما را به چنین حج و با چنین آداب و اسراری موفق بدار.

«وَ لَا شَرَّعَ نَبِيُّهُ سُنَّةً فِي خِلَالِ الْمَنَاسِكِ عَلَى تَرْتِيبِ مَا شَرَعَهُ إِلَّا لِلِاسْتِعْدَادِ وَ الْإِشَارَةِ إِلَى الْمَوْتِ وَ الْقَبْرِ وَ الْبَعْثِ وَ الْقِيَامَةِ»؛ امام صادق در این جملات می‌فرمایند: پیغمبر خدا نیز مانند خدا در آیهٔ شریفه‌ای که قبلاً بیان شد: «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» که خداوند در بین عبادات و طاعاتش، حج خانه‌اش را به خود اختصاص داده است. کلمهٔ (لِلَّه) در این آیه ]بیانگر این مطلب است[ که فریضۀ حج برای خدا صورت می‌گیرد و این تشریع حج در ضمن احکام قرآنیِ الهی از جانب خدا بوده است. پیامبر خدا نیز در پیرامون فرموده‌های خداT مناسک، اعمال و فرایضی را بر حاجیان واجب نموده است.

«وَ لَا شَرَّعَ نَبِيُّهُ سُنَّةً فِي خِلَالِ الْمَنَاسِكِ عَلَى تَرْتِيبِ مَا شَرَعَهُ إِلَّا لِلِاسْتِعْدَادِ»؛ پیغمبر تشریعات (سنت‌های) حج را که در خلال مناسک و اعمال حج صورت می‌گیرد را به همان ترتیبی بیان فرموده است که خداوند احکام حج را تشریع کرده است؛ یعنی گفتهٔ پیغمبر، گفتهٔ خداست. «أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُول.» بعد می‌فرماید:

«إِلَّا لِلِاسْتِعْدَادِ وَ الْإِشَارَةِ إِلَى الْمَوْتِ»؛ از اول تا به آخر اعمال و سنن حج، صحنه‌ای از محشر و قیامت است تا بشر به مسئلهٔ مرگ، قبر، حشر و قیامت توجه پیدا کند و خود را آماده سازد. وقتی به حج می‌رویم، می‌بینیم که همهٔ مردان با دو تکه پارچهٔ سفید [هستند.] که یکی را بر دوش [می‌اندازند] و دیگری را به‌عنوان لنگ به بدن می‌بندند. لباس زنان نیز سفید است؛ این سفیدی و احرام، حکایت از کفن میت دارد که وقتی می‌خواهد بمیرد، او را باید با پارچۀ سفید کفن کنند. منظره‌ای از مردن و صحرای محشر را نشان می‌دهد؛ آن هنگام که مردم از قبرهایشان بیرون می‌آیند و جمعیت بسیاری در محکمهٔ عدل الهی حضور پیدا می‌کنند. میلیون‌ها حاجی نیز باهم اعمال را به‌صورت مشترک انجام می‌دهند؛ مشعرالحرام، عرفات، منا، طواف خانۀ خدا و سعی بین صفا و مروه. پس این دستورات الهی و پیامبری برای این اعمال و مناسک حج تشریع نشده مگر به خاطر اسرار و حکمت‌هایی که عبارتند از: استعداد و آماده شدن و اشارات عرفانی به مسئلهٔ موت، قبر، بعث و قیامت.

«وَ فَصَّلَ بَيَانِ السَّبْقِ مِنْ دُخُولِ الْجَنَّةِ أَهْلُهَا وَ دُخُولِ النَّارِ أَهْلُهَا بِمُشَاهَدَةِ مَنَاسِكِ الْحَجِّ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى آخِرِهَا لِأُولِي الْأَلْبَابِ وَ أُولِي النُّهَى‏»؛ مناسک عملی حج، طوری است که سبقت مردم را نشان می‌دهد؛ گروهی جزء بهشتیان و اهل بهشت هستند و خود را به بهشت می‌رسانند؛ گروهی نیز در مخالفت و سرپیچی از امر خدا داخل جهنم می‌شوند که این حالت را در مشاهدۀ مناسک و اعمال حج می‌بینیم.

«مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى آخِرِهَا»؛ از ابتدا تا انتهای اعمال حج می‌بینیم که رموز و اسراری در این اعمال است که حکایت از مسئلۀ قیامت می‌کند.

«لِأُولِي الْأَلْبَابِ وَ أُولِي النُّهَى‏»؛ البته این پندگیری و کشف اسرار عرفانی به صاحبان لبّ، یعنی عقل و اندیشه و صاحبان خِرَد اختصاص دارد. آن‌ها می‌توانند چنین اسرار نابی را از این مناسک و اعمال حج کشف کنند.

امیدواریم که خداوند توفیق زیارت خانۀ خدا را بدهد؛ و توفیق [انجام] این اعمال را با چشم بصیرت و با درک حکمت از این مناسک و اعمال حج پیدا کنیم.

وَ صَلَّی اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین.

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...