دوازدهم ماه رمضان سالگرد رحلت حضرت آقای حداد (ره)

۱۲ ماه مبارک رمضان , سالگرد رحلت ملکوتی عارف کامل آیت الحق حاج سید هاشم موسوی حداد (ره)

به مناسبت سی و چهارمین سالگرد رحلت حضرت آقای حداد انارالله مرقده گزیده ای از فرمایشات ایشان که در کتاب غرق حضور آمده , جهت نورانیت قلوب اهل ایمان و توجه بیشتر سالکان الی الله به عالم قدس و دریافتهای باطنی اهل معرفت تقدیم می گردد :

درک کودک

 طفل اگرچه زبان ندارد ، ادراک می کند و روحش در دوران کودکی اگر چه در محل یا در محال معصیت برده شود ، آن جرم و گناه او را آلوده می کند . و اگر در محل یا محال ذکر و عبادت و علم برده شود ، آن پاکی و صفا را به خود می گیرد .

دعوای صوری

اگر با مردم یا فرزندان خود دعوا می کنی ، صوری بکن که نه خودت اذیت شوی و نه به آنها صدمه ای برسد . اگر از روی جدّ دعوا کنی ، برای طرفین صدمه دارد و عصبانیت جدی ، هم برای تو ضرر دارد و هم برای طرف .

لذت نفس از عبادت

حضرت آقا حاج سید هاشم بسیاری از کارهای نیکو را از حظوظ نفسانیّه می‌شمردند و می‌فرمودند: غالباً مجالسی را که بعضی از سالکین تشکیل می‌دهند و در آن‌ها شعر می‌خوانند، از حظوظ نفس است. گرچه لذت معنوی برند، حظّ نفس است. بسیاری از اذکار و اوراد را مردم برای اغراض نفسانی و حظوظ آن به‌جای می‌آورند. قرآنی را که تلاوت می‌کنند، اگر به زیبایی جلد و ورق و خط توجه داشته باشند، یا روی رحل مشبّک بخوانند و آن رحل موثّر در حالت قرائتشان باشد، حظوظ نفس است. سجّاده ساده و سفید مطلوب است، سجّاده‌های زیبا و منقّش و ملوّن، حظوظ نفس است. تربت سیدالشهدا (علیه‌السلام) اگر به‌صورت مُهرهای معمولی گرچه ناصاف باشد، تربت است ولی اگر صاف بودن آن مدّ نظر گرفته شود، حظوظ نفس است. باید درست ملاحظه شود که شیطان تا کجا دایره‌ مأموریت خود را توسعه داده و در سجده‌گاه مؤمن شیعه، آن‌هم روی تربت پاک آن زمین مقدس، دوست دارد اثر خود را به‌جای گذارد. تسبیح‌های زیبا که در ذکر انسان مؤثر است، همگی حظوظ نفس است و هکذا عمامه و عبا و ردا و غیره از آن چیزهایی که در عبادت، نماز، دعا، زیارت، تلاوت، ذکر و ورد مؤمن مؤثّر باشد. خواستن خواب‌ها و رؤیاهای معنوی و روحانی، از حظوظ نفس است. طلبیدن مکاشفات، اتصال با عالم غیب، اطلاع بر ضمایر، عبور از آب‌وهوا و آتش، تصرّف در مواد کائنات و شفا دادن مریضان، همگی حظوظ نفسند.

تربیت ، استاد ، تکامل

ملازمین نقل کرده اند: روزی در خدمت ایشان بودیم و از زیارت قبور بر می گشتیم. در راه که می آمدیم ، متوجه جماعتی شدیم که مشغول خشت زدن بودند . ایشان به محض آنکه چشمشان به آن ها افتاد ، فرمودند :
” مطلب تازه ای برایم منکشف گردیده است و آن اینکه تربیت انسان عیناً مانند همین خشت هاست که این کارگران روی آن مشغولند.
خاک هر چند که بیشتر قابل بوده وچسبنده باشد ، خود به خود خشت نمی گردد ، بلکه به مقداری آب نیاز دارد تا خلط ومزج در آن صورت بگیرد . بعد هم لازم است که روی آن ها کار شود تا ذرات آن به هم بپیوندد و بعد هم شکل مکعب به خود بگیرد.
بر همین منوال ، نفوس انسان ها نیز نیاز به تربیت استادی دارد که آن ها را از حالت استعداد محض به فعلیت ارتقا دهد.خوف وسرور ، قبض و بسط ، وعده و وعید واشتغال به اعمالی لازم است که با تحقق آن ها باید به “توحید کامل ” دست یافت واین فقط با تدبیر ، تصرف ، تعلم ، و تربیتی که استاد کامل از عهده آن بر می آید ، متحقق می شود ومدت درازی هم وقت می خواهد ، والا نفوس به حالات اولیه خود باقی مانده ، بی هیچ تبدلی به آغوش مرگ می خزند.
اخذ تربیت زیر نظر یک استاد کامل و توانمند ، درست مثل فعل و انفعالاتی است که روی گل ها برای درست کردن خشت صورت می گیرد و برای بهره برداری آماده گردد .
زمینی که در پهنه گیتی به چشم می خورد ، حتی اگر هزار سال هم به همین منوال باقی بماند و باران بر آن ببارد و خورشید بر آن بتابد ، هیچ گاه تحولی در آن صورت نمی پذیرد و گامی به سوی خشت شدن برداشته نمی شود. این دست یک مربی خارجی است که دگرگونی را سبب می شود و قابل را در حیز فعلیت قرار می دهد .

درخواست مکاشفه

من تعجب می کنم از این دسته از سالکین که مکاشفه می خواهند! چشم باز کنند، همه این عالم مکاشفات است. مکاشفه تنها دیدن صورت در زاویه به صورت خاص یا حالت استثنایی نیست، هر چه کشف از اراده و اختیار و علم و قدرت  و حیات حضرت حق کند مکاشفه است. چشم باز کن و بنگر که این عالم خارج، هر ذره اش مکاشفه است و حاوی عجایب و غرایب که فکر را به منتهای آن دسترس نیست.

اهل بیت معجزه اند

وجود خود ائمه بزرگ ترین معجزه هستند و افعال آنان، حیا و میتاً همه معجزه است و انسان نباید فقط اعجاز آنان را در موارد استثنائی بجوید و از یک دریچه به عظمتشان نظاره کند.

نگو من

یکی از شاگردان ایشان بعضی وقت ها دچار نوعی خود بینی می شد . یک روز به آقای حداد گفت : ” من این کار را انجام داده ام ، من فلان چیز را بخشیدم ، من فلان ثواب را کردم . ” آقای حداد با لحن تند و فریاد به او گفت : هی نگو من من ومن را از زبانت بینداز ! این من ، برای تو نیست ، آن زمانی که تشییع کنندگان جنازه ات را بلند می کنند ، در حالی که می گویند لا اله الا الله ، در آن موقع آیا قادری بگویی من ؟ !

دعای مردم

من می بینم در همه حرم های مشرفه ، مردم خود را به ضریح می چسبانند و با التجا و گریه و دعا می گویند وصله ای بر وصله های لباس پاره ما اضافه کن تا سنگین تر شود . کسی نمی گوید این وصله را بگیر از من تا من سبک تر شوم ولباسم ساده تر و لطیف تر شود !

نامه سید هاشم به یکی از شاگردان

” بسم الله الرحمن الرحیم . التوحید نور ، و الشرک نار . التوحید یحرق جمیع سیئات الموحدین و الشرک نار یحرق جمیع حسنا المشرکین – والسلام .
به نام خداوند بخشنده مهربان . توحید نور است و شرک آتش است . توحید می سوزاند جمیع زشتی های موحدین را و شرک آتش است که می سوزاند حمیع خوبی های مشرکین را . والسلام

چرا دین خدا را عوض می کنید ؟

در موسم حج ، یک شب با رفقا در ” مسجد الخیف ” بودیم ، دیدیم مرحوم حاج سید احمد زنجانی ، با تعداری از حجاج تهرانی و ایرانی نشسته و از وضع نامناسب طهارت ونجاست حجاج ومعابر ، سخت دلگیر و ناراحت است . گویا در هنگامه های دخولشان به مسجد ، ترشحی به لباسشان شده بود که موجبات ناراحتی شدیدشان را فراهم آورده و اعتراضشان را سبب شده بود . او با تندی می گفت : ” خداوندا ، بار الها ، می خواهیم در مسجدت دو رکعت نماز با طهارت بخوانیم ، مگر این عرب ها و مردم می گذارند ؟ ”
من وقتی این سخنان را از او شنیدم ، پرخاش نموده ، در مقام توضیح گفتم :
” مرید مردی ، از حضور استاد خود به حضور بزرگی رفت . بزرگ از او پرسید که استادتان به شما چه چیز یاد داده است ؟ مرید جواب داد : اینکه به طاعات خداوندی ملتزم باشیم و گناهان را ترک نمائیم . او این ها را به ما آموخته است.
بزرگ در مقام جواب گفت : اینکه مجوسی گری است . او چرا شما را به این امر نکرده است که یکسره به سوی خدا بروید وتوجه تان به جنابش باشد ؟ ! چرا به شما نگفته است که غیر خدا را دور ریخته و فراموش کنید ؟
آقا جان من ! چرا دین خدا را عوض می کنید ؟ چرا شریعت را وارد پیچ وخم می نمائید ؟ چرا مردم را از خدا بریده و به اعمالشان سوق می دهید ؟ مگر دین رسول الله دین آسانی و راحتی نیست ؟ مگر حضرت نفرموده است : ” بعثت علی شریعه سهله سمحه ” من بر شریعتی بدون گیر وبند و قابل اغماض و گذشت و آسان مبعوث گشته ام ؟
مگر حضرات معصومین نفرمود‌ه اند که هر چیز – به هر شکل و صورت و در هر زمان و مکان – طاهر است، مگر آن وقت که علم یقینی بر نجاستشان حاصل شود ؟ پس چرا شما مطلب را واژگون نموده ، به عکس می گوئید که همه چیز نجس است تا اینکه به طهارتشان علم یقینی پیدا کنیم ؟ ! چرا دست از سر مردم بر نمی دارید ؟چرا مردم را با پیغمبرشان و این دین سهل و سمحه آزاد نمی گذارید ؟ ! چرا راه توجه و انقطاع به خدا را می بندید ؟ چرا روی دری که باز است ، قفل می زنید ! ؟ همه کسانی که به حج آمده اند ، باید از میقات که احرام می بندند تا وقت تقصیر و قربانی که از احرام خارج می شوند ، توجه‌شان به خدا باشد . غیر از خدا را نه ببینند و نه بشنوند و ذهنشان حتی یک لحظه نیز از توجه به خدا منقطع نگردد .
اعمال را که نباید استقلالی دید . درست است که در طواف و نماز و … تکالیفی متوجه انسان است ، ولی تمام این اعمال باید به منظور توجه به خدا باشد نه صحت و بطلان عمل . این همان مجوسیت محض است که خداوند واحد را پنهان نموده ، دو خدای ” عمل خوب و عمل بد ” را به جای آن نشانده است .
این مردم بدبخت را درست از همان لحظه ای که وارد میقات می شوند تا آن هنگام که از احرام خارج می شوند ، از خدا جدا می کنید . چون درست از لحظه نخستین احرام این تشویش را درست می کنید که مبادا ترشحی به احرامم برسد ، مبادا شانه ام از خدا منحرف شود ، مبادا از مطاف بیرون شوم ، مبادا طواف نسائی که انجام می دهم باطل شود و تا آخر عمرم زن بر خانه ام حرام شود.

هیچ یک از این ها در شریعت نیامده است. تمام نمازهای معمولی و این طواف ها درست است. منتها شما می آیید این ها را باطل می کنید و مهر بطلان بر آن ها می کوبید و ترشح آب های مشکوک را نجس حساب می کنید . این ضایع کردن حج مردم است. حاجی که از میقات باید با خدا باشد ، از همان ابتدای احرام از خدا منصرف می شود و فقط انصراف و تشویش دستگیرش می شود تا اینکه عمل تمام می شود . آن وقت از عمل که فارغ شود ، تازه به یاد خدا می افتد . تمام این قبیل احتیاط هایی که در این موارد اعمال می شود و مستلزم توجه به نفس عمل و نتیجتاً غفلت از خداست ، بدون استثناء غلط است . کجا در زمان رسول الله این احتیاط های عسر و حرج ساز بود ؟ اصل اولی عدم عسر وحرج است . اصل اولی قرآن کریم ( وتبتل الیه تبتیلا ) است . یک سره به خدا روی آوردن و از همه بریدن .
احتیاطی که استاد ما مرحوم قاضی در ضمن حدیث شریف عنوان بصری به شاگردانشان توصیه می کردند ، این بود که ” خذ بالاحتیاط فی جمیع ما تجد الیه سبیلا ” ، هر جا که راهی به سوی احتیاط داشتی ، آن را پیشه خود بساز . منظور این است که انسان راهی به خدا باز کند ، نه اینکه احتیاط موجب سد طریق شده ، راه توجه و ابتهال نفس را ببندد . مقصود از احتیاط هائی که در شریعت وارد شده ، این است که یقین تولید کند و ایمان مومن را مستحکم کند ، نه اینکه وی را در تزلزل مشوش نماید و عملی مثل بیت الله الحرام را برایش به سان عقوبتی سنگین مجسم کند ! این همان مجوسیت محض است و ما نباید تردیدی در این به خرج دهیم که همه غذاها ، مسافران ، میهمان خانه ها و آشامیدنی های آنان حلال و طاهر است و نیز همه آب های مترشحه از ناودان ها و جوی ها ، مگر اینکه علم به نجاست حاصل شود.
ای آقای من ! برخیز و نمازت را بر جای بیاور و با قطراتی که بر روی لباس پاشیده ، اصلاً فکر نجاست و طهارت را هم مکن که بدون شک چنین کاری از تسویلات شیطانی است که می خواهد انسان را از فیض عظیم نماز و بیتوته در این مسجد شریف محروم کند…. “

ایثار لازمه سالک

حضرت آقا پیوسته می فرمودند: ” این راه مستلزم ایثار و از خود گذشتگی است ، بعضی از رفقای ما تنبلند و حاضر به انفاق و ایثار نیستند ، لذا متوقف می مانند. من برای ملاقات و دیدار آن ها زیاد به کاظمین (علیهما السلام ) می روم و شب ها و روزها می مانم، و لیکن این کافی نیست، زیرا در مجالس انس و مذاکرات، پیوسته ذکر جمال می شود، و وجد و نشاطی حاصل می گردد ، اما همین که بخواهم گوشی از کسی بگیرم، همه فرار می کنند و کسی باقی نمی ماند . بالاخره بدون جلال که کار درست نمی شود ولهذا من متحیرم در کار بسیاری از ایشان ، آن گاه با چه لطایف الحیلی و چه رمزهایی که نه کاسه بشکند و نه دست بسوزد ، باید بعضی از اوقات، آنان را وادار به امری خلاف طبع و میلشان بنمایم تا فی الجمله تمکینی پیدا نمایند و راهشان استوار گردد.

ارزش عالم عامل

ارزش عالم عامل از دنیا و آخرت بیشتر است ، از هر چه به تصور آید بیشتر است.

مرد نیست

می گوید : ” کسی که افعال و حالاتش در هر زمانی ، مطابق قرآن و سنت نباشد و خود را متهم نداند ، نام او را در دیوان مردان ثبت نکنید.

گریه از خوف و شوق

برای خدا گریستن یا از شدت شوق یا از خوف فراق و هجران ، از اشد طاعات و مثوبات است.

معنی ولایت

معنی ولایت این است : عبودیت محضه در برابر ربوبیت مطلقه ، ذلت محضه در برابر عزت مطلقه ، تنها در این صورت است که ولی خدا متحقق به ولایت تامه بوده ، اراده و اختیاری از پیش خود ندارد و لذا هر اراده و اختیاری که در وی مشهود است ، عین اسماء وصفات خداوندی است که در وجود او ظهور و بروز یافته است،عین نور خورشید و شعاع آن که در آب و آینه منعکس شده باشد . این است معنی درست ولایت .

بنا بر آنچه ذکر شد ، می گوییم : ائمه دارای مقام ولایت مطلقه کلیه هستند ، به این معنی نیست که هر چه بخواهند ، بتوانند در مقام خارج متحقق سازند ! بلکه به این معناست که در خارج ، اراده و اختیاری بیش نیست و آن  “اراده الله ” و اختیار الهی است.

بر این اساس این درست نیست که از مقام ولایت ، تنها انتظار و توقع برخی کرامات و معجزات را داشته باشیم و دیگر هیچ ! اگر چشم باز کنیم و خوب به واقعیتهای هستی نگاه کنیم ، از آسمان تا زمین و از ستارگان و افلاک تا انسان و حیوان و نبات و از جماد تا فرشته و دیو و پری ، هرچه ببینیم و بنگریم ، همه از ولایت و شئون و آثار ولایت است.

خطر جدائی ولایت از توحید

این خطر ، خط عظیمی است که انسان ولایت را از توحید جدا بداند ، همانطور که امروزه در کربلا از بقایای شیخیه جماعتی بدین گونه وجود دارند و در مشهد مقدس هم عده ای از شیخیه مذهب هستند که بدون ادعای شیخی گری ، از مرام و عقیده آن ها حمایت می کنند.

غیب گویی مرتاض

با تجربه اثبات شده است که بعضی از مرتاضان گاو پرست هندی ، در برابر آن حیوان زبان بسته ، ساکت و مودب ایستاده و با توجهی که اعمال می کنند ، می توانند از حرکات و سکنات آن گاو ، خبر از غیب دهند ، مثلاً وقتی گاو دمش را به سمت راست حرکت می دهد ، از انقلاب و خونریزی در یک بخش کره زمین اطلاع می دهند و بعد ها معلوم می شود که همان گونه هم شده و خبر کاملاً صحیح از آب در می آید . چه ارتباطی میان حرکت دم گاو و حوادث بزرگی که دنبال آن به وقوع می پیوندد ، وجود دارد ؟ آیا حرکت دم سبب چنین حوادثی می شود یا این که هر دو ، مسبب از اسباب دیگر هستند ؟
جوابی که ایشان به مسئله فوق می دهند ، از این قرار است :
” هیچ یک از اینها نیستند ، بلکه علت این موضوع ، از جهت ربط و ارتباط قوی همه موجودات به یکدیگر است. توضیح اینکه چون آن مرتاض خود را به درجه کشف وحدت ” نظام رابطی عالم ” رسانیده است ، از هر حرکت و سکونی – هرچند بی اهمیت و جزئی – می تواند از جمیع تغییرات و تبدلات و نیز سکون و حرکت های عالم خبر دهد و این اختصاصی هم به دم گاو ندارد. از حرکات پا و بدن و چشم و گوش های حیوان نیز می توان عین همان خبر ها را داد د موضوع منحصر به گاو پرست هم نیست.
با حرکت بلبل ، تکان خوردن یک گل ، سرازیر گشتن آب و باد و باران و طلوع و غروب ها نیز می توان از این خبر ها داد ، زیرا نظام مدیریت و عالم امر جهان ، یکی بیش نیست و آن نظام و امر وحدانی در هر لحظه ، موجب تغییر و تبدیل تمام ذرات عالم است ، بنا بر این ، با کشف و مشاهده هر تغییری ، به واسطه ارتباط های مستقیم و غیر قابل تبدیلی که با آن نظام وجود دارد ، می توان به تغییرات موجود در این نظام پی برد.
نهایت اینکه گاو پرست به خاطر ریاضت های نفسانی ای که کشیده است ، با روح کلی گاو ارتباط برقرار نموده ، نفسش از راه گاو ، با ” نظام واحد ” رابطه ای برقرار کرده است و او بدین وسیله توانسته است که از دریچه این ارتباط ، به رموز مخفی و اسرار غیبی پی ببرد.
اگر کس دیگری ، کلاغ پرست یا ستاره و خورشید پرست باشد ، او نیز می تواند از طریق آن ها به نفوس کلیه شان بپیوندد و سپس به نظام واحده ، بار یابد و از چیزهائی خبر دهد.اما ما معتقدیم که چون انسان اشرف مخلوقات است ، بنا براین او نباید نفس خود را در نفوس پایین تر مشابه خود ، فانی سازد. به دلیل اینکه این فنا ، مستلزم سقوط و انحطاط درجه بالای انسانیت او بوده ، او را از رتبه والای خود پایین می آورد.
بر همین اساس است که در شریعت کامله ، گاو پرست و ستاره پرستی و … ممنوع است و انسان مجاز نیست که حتی ملائکه و فرشتگان را بپرستد ، چون وجود آن ها ضعیف تر از وجود انسان است.

علت ظهور مدعیان سید حسنی

حضرت آقا می فرمودند : ” امان از دست این مدعیان امام زمان و این سید حسنی ها که هر چند دوره یکبار طلوع می کنند و تا فساد و فتنه ای بر پا ننمایند ، آرام نمی نشینند. این ها همه در اثر خود سرانه رفتار کردن و بدون استاد ماهر راه رفته و به حقیقت پیوسته ، به ریاضت ها مشغول شدن و به اعمال کثیره استحبابیه و روزه های متوالی و بیداری های شب بی رویه واجتناب از اغذیه محلله بدون اذن و اجازه استاد پیدا می گردد.

اقسام خطورات ذهنی

” خاطرات بر چهار قسم است :
اول _ الهی . خاطره الهی خاطره ای است که انسان را از خود منصرف نموده ، به خدا توجه دهد.ثمره چنین توجهی قرب به خداست.
دوم _ شیطانی و آن خاطره ای است که انسان را از خدا غافل نموده ، غضب و حسد و کینه را بر دل برویاند.
سوم _ ملکوتی و آن خاطره ای است که انسان را به عبادت و تقوا سوق دهد.
چهارم _ نفسانی و آن عبارت است از اینکه انسان به سمت زینت های دنیوی و شهوات تمایل پیدا کند . در این میان انسان دارای توانایی است که می تواند تمام این خاطرات را از صور قبیح خود به ” حسن و حسنات ” بدل نماید و تمام آن ها را در راه خدا استخدام نماید و حتی جمع آوری مال و شهوت و جلب زینت هم برای خدا باشد ، نه برای نفس و غیر خدا . باز انسان دارای قوه ای است که می تواند ، تمام خاطرات را به خاطرات الهی و ملکوتی تبدیل نموده ، همه چیز را از خدا نشان دهد وطوری رنگ قداست گیرد که غیر از خدا چیزی و کسی را ننگرد . . . “

دنیا و عارفان

کراراً می فرمود : همه عالم و عالمیان با عرفاء با لله در مقام مخامصه و منازعه هستند.

راه درک معارف

غالب مسائل معارف الهی ، یلکه همه آن مسائل ، بدون ادراک توحید شهودی ، قابل ادراک نیست . مسئله جبر و تفویض و امر بین الامرین ، مسئله طینت و خلقت ، مسئله سعادت و شقوت ، مسئله قضا و قدر ، مسئله لوح و قلم و عرش و کرسی ، مسئله ازل و ابد و سرمد ، مسئله ربط حادث به قدیم ، مساله دعا و اجابت آن و امثال ذالک از مسائل کثیره ای که در این باب ذکر می شود ، همه وهمه با توحید حضرت حق _ جل و علا _ حل شده است و بدون آن لا ینحل است.

دعای علقمه

کمال زیارت عاشورا ، به دعای علقمه است.

دعای مادی از اهل بیت (علیهم السلام)

” بسیاری از ادعیه را می بینیم که از پیامبر (صلی الله علیه و آله ) و ائمه (علیهم السلام ) در امور مادی و روزمره یا امور معنوی مانند قرب به خدا وارد شده است. آیا این ادعیه برای ماست یا اینکه آن ها همان طور که از ظاهر دعا پیداست ، برای خودشان دعا می کنند ؟ ” ایشان بعد از کمی تامل ، جواب دادند : ” پیامبر و ائمه ( علیهم السلام ) در میان تمام کائنات ، فقیرترین مردم به سوی خداوند هستند ، به خاطر معرفتشان به خدا ، به همین دلیل حاجتشان و خواسته شان به خداوند بیشتر از سایر مخلوقات و دائمی است و از خداوند ، رحمت و کمک طلب می کنند . همان طور که در قرآن کریم آمده است : ” ای مردم شما فقیرانید به سوی خداوند. “

تجرد

سید هاشم حداد در پاسخ به کسی که سوال می کند ” تجرد چیست ؟ ” پاسخ می دهد :

” تجرد عبارتست از شناخت بالمشاهده انسان و اینکه حقیقت وی غیر از این ظاهر و مظاهر است . نقل شده است که مردی برای اینکه ” خود ” را گم نکند ، کدویی را سوراخ نموده ، به گردن خود آویخته بود. او از اینکه با داشتن این علامت تا آن روز خود را گم نکرده بود و بعد نیز هیچ گاه گم نمی شد ، به شدت خوشحال بود.

شبی با کسی همسفر شد و او در نیمه های شب ، این کدوی بزرگ را از گردن او باز کرده ، به گردن خود بست و آهسته به خواب رفت.صبحگاه که مالک کدو از خواب برخاسته ، دید که کدو در گردنش نیست ، به حیرت فرو رفته و از اینکه خود را گم کرده باشد ، کمی نگران شد . وقتی ملاحظه کرد که کدو را از گردن دوستش آویخته است ، با خود گفت : شاید من رفیقم هستم که خوابیده است ، زیرا این همان علامت است.
در هر حال ، او مدتی به همین منوال در حیرت بود و مرتب می گفت : چه اتفاقی افتاده است که من عوض شده ام ؟ ” اگر من منم ، پس کو کدوی گردنم ؟ ”
او احساس می کرد که مرد خوابیده ، اوست و این زمزمه را با خود می نمود : ” اگر تو منی ، پس من کیم و اگر من منم ، پس کو کدوی گردنم ؟! … “

معنای اخلاص

این تعریف سید هاشم از اخلاص است : ” پرهیز و بیزاری جستن از هر نیرو و قوه ای ، مگر نیرو و قوه الهی . “

همه ما سایه ایم

ابو موسی محیی می گوید : ” در اولین زیارتی که در مسجد سهله دیدار کردم ، همراه سید حداد و جمعی از دوستان بودیم . در مقام امام صادق (علیه السلام) نشستیم. سید حداد به من نگاهی کرد و فرمود : به چه می نگری ؟ گفتم : به شخصی گفت : چه کار می کند ؟ گفتم : ایستاده و نماز می خواند. گفت : آیا سایه اش را می بینی ؟ گفتم : بله . گفت : همه ما مثل آن سایه هستیم و آن اصل ، غیر از ماست.هنگامی که او حرکت می کند ، ما هم حرکت می کنیم. “

توحید

توحید بر عارف نور و روشنایی است و خداوند عارف را به توحید خویش مشغول می کند ، چنان که به بهشت و قصرها توجه نمی کند و او را با توحید انس می دهد و همنشین می شود . او به وسیله توحید فانی است و غرق در معنا و از قید وبند رها است . علوم در توحید فانی می شود . عارف بر فرزند و خانواده افتخار نمی کند و کسی را در عبادت پروردگارش شریک نمی کند . توحید نور ، بلکه ریشه هر نوری است و هرچه غیر از آن است ، حجاب و پرده است .

توبه عارف

عارف حقیقتاً در هر لحظه ای از همه اعمالش که از او صادر شده ، به سوی خداوند بازگشت می کند ، بازگشت شرعی و توبه حقیقی . توبه شرعی از مخالفت ها و گناهان و توبه حقیقی از هر نیرو و کمکی ، جز قدرت و قوه الهی . پس عارف در زندگی دنیا که خانه تکلیف است ، در همه حالات و در همه اوقاتش تائب است .

کمک به خلق خدا

روزی از ایشان سوال شد چه کاری انسان را به خدا نزدیک تر می کند ؟ فرمودند : ” کمک به خلق خدا . “

پیروی از دستورات شرع

اگر از آنچه پیامبر و ائمه فرموده اند یک ذره تخطی کنی ، جا می مانی . اخلاق را صد در صد موثر می دانستند و در مورد دیگران ، سفارش به صفا و صمیمیت می کردند .

هّم و غّم سالک

باید تمام هم و غم سالک ، همان مقصود و مطلوب اصلی اش باشد . روزی یکی نزد ایشان می آید و می گوید :  ” کرامتی برای من حاصل شده است . ” سید حداد از او می پرسد : ” آن کرامت چیست ؟ ” شاگرد جواب می دهد : ” دیدم روی آب ایستاده ام و بی اراده حرکت می کنم ” . سید حداد جواب می دهد : ” اهمیتی به آن نده ، چیز عجیبی نیست ، چرا که چوب خشک هم روی آب می ایستد و حرکت می کند ” .

افشای سرّ منصور حلاج

منصور حلاج استاد نداشت و همین موجب خطرات برای وی شد و با اینکه اصل مطالبش همان مطالب سایر عرفاست ، چون فاش کننده اسرار الهی بود ، خلقی را به فتنه و فساد انداخت و سرش را بالای دار برد .

عنایت امام حسین (ع) به سالکان

سید حداد می گفت که شخصی در مکاشفه دید امام حسین (ع) مشغول جمع کردن خارهای بیابان هستند ، از ایشان می پرسند شما چه می کنید ؟ می فرمایند : ” راه سالکان خدا را صاف و هموار می کنم . “

توصیف عارف

” لیس لعارف علاقه و لا لمحب شکوی و لا لعبد دعوی و لا لخائف من الله قرار ”
” عارف وابستگی ندارد و برای محب شکایتی وجود ندارد . برای بنده ادعایی نیست و کسی که خوف از خدا دارد ، قرار و آرامش ندارد . “

امام زمان ( علیه السلام )

ایشان همان رویه استادشان سید علی قاضی را داشتند و می گفتند انسان باید از راه معرفت به آقا امام زمان (ع) برسد و اگر در معرفت قوی شود ، دیگر نیازی به زیارت جسمانی حضرت ندارد. در خودش آقا را می بیند و حس می کند ! آنچه بر انسان واجب است ، همین درک حضور معرفتی و نوری آقاست ، نه حضور جسمانی . می گفتند امام زمان (علیه السلام ) را باید در قلب دید. می گفتند شما نروید دنبال فتح و فتوحات و … سالک باید اول به معرفت امام برسد و اگر به آن معرفت رسید ، دیگر احساس نمی کند که امام از خودش جداست که دنبال او به این طرف و آن طرف برود ….

همت عالی

همتی عالی دار ، به چیز های کوچک قانع مشو ، این قدر دور خود نگرد ، به او بسپار و جلو برو . مرد باید عالی همت باشد . حیف است کسی که می خواهد به محضر سلطان سلطان السلاطین حضور یابد ، در راه مثلاً از گدای سر گذر چیزی بخواهد . ( قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون )

شرک

شرک آن است که غیر از خدا را در کارها موثر بدانید.

عبد مثل مرده است

یکی از شاگردان از قول سید حداد نقل می کند : ایشان می گفت : غسال ، مرده را به هر طرف بیندازد ، می افتد ، اراده ندارد و مطیع است . عبد هم باید در برابر خدا چنین باشد .

صداقت

یکی از شاگردان می گوید : حضرت حق – جل و علا – خودش می شکند و خودش التیام می دهد ، خودش مریض می کند و خودش شفا می بخشد . این ها همه عشق بازی با اطوار و شئون خود اوست و در حقیقت شکستن و التیام دادن ، دو شکل مختلف دارد و از یک مبدا حکایت می کند ، هر دو محبت است .
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد                      ای عجب من عاشق این هر دو ضد
عالم سراسر عشق است ، عشق مظاهر با مظاهر و در حقیقت ، عشق خود با خود .

مخلص به مقصد می رسد

پسر ایشان می گوید : به قول والد ، انسان خالص می رسد . اول و آخر اخلاص . بدون اخلاص انسان به جایی نمی رسد.

شکر راحتی

می فرمود : ” خدا را شکر کنید که این ها نصیب شما شده ، در گذشته ، کسی که آتش عشق به جانش می افتاد ، باید مسافت های طولانی می پیمود ، خطر دزد و راهزن ، گرگ و درنده ها و … بود ، اگر به سلامت می رسید ، معلوم نبود کسی را پیدا کند یا اگر کسی را یافت ، واقعاً اهل باشد “

فنای طفل و فنای سالک

طفل تا شش ماهگی در حال فناست . کم کم پدر و مادر و اطرافیان او را به این دنیا مشغول می کنند و خداوند حب و علاقه طفل را به دل پدر و مادر می اندازد که کار بچه معطل نباشد ، والا بچه تلف می شود . همین طور است کار سالکین که به مدارج بالا می رسند ، خداوند نمی گذارد کار آن ها معطل بماند و اشخاص مامور می شوند که به زندگی آن ها برسند.

مظاهر خدا در حج

مرحوم حداد در مورد سفر حج می فرمود : ” مسجد الخیف در سرزمین منا خیلی عجیب بود و غالب اوقات ایام التشریق را در آنجا به سر می بردیم . داستان توحید در تمام مظاهر و اعمال حج بسیار ظاهر و قوی بود ، بالاخص در مسجد الحرام و مسجد الخیف .

عشق ، علت گذر از نفس

کسی که عشق و محبت به خدا پیدا کند ، دیگر به رذایل و زشتی ها رو نمی کند ، چون محبوب نمی پسندد . جرقه ای در دل او روشن می شود تا کم کم زشتی ها و نفسانیات را از بین ببرد.

عشق

عشق همه چیز را می گیرد ، حتی اوهام را از بین می برد.
 

به روح عارف کامل حجه الحق انسان العین و العین الانسان , موحد عظیم الشان حضرت آقای حاج سید هاشم موسوی حداد ( رضوان الله علیه ) صلواتی هدیه بفرمایید .

هر ساله به مناسبت رحلت آیت الحق حاج سید هاشم موسوی حداد (ره) مراسم یابودی بصورت خصوصی همراه با افطار و اطعام توسط آیت الله کمیلی به منظور بزرگداشت و تجلیل از استاد بزرگوارشان برگزار می شود.

اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم شب شهادت حضرت رقیه«سلام الله علیها»
به حول و قوه الهی مراسم شب شهادت حضرت امام رقیه «سلام الله علیها» با سخنرانی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله» در مسجد...
اطلاع رسانی در خصوص مجالس عزاداری دهه اول محرم 1442 ه.ق
این مراسم هر شب به صورت لایو (زنده) بعد از نماز مغرب و عشا از طریق صفحه رسمی مرکز تحقیقاتی توحید در اینستاگرام به آدرس...
اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام»
به اطلاع می‌رساند به حول و قوه الهی مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام» با سخنرانی فقیه عارف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «...
نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...