• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
رسائل عرفانی

21 می, 2012

کد مطلب : 169

رساله نور الوحده

رساله نور الوحده

رساله نور الوحده

ترجمه رساله نورالوحده از رسائل مهم عرفانی

رساله نور الوحده

هذا رساله المسمی بنور الوحده من تصنیفات حضره قدوه المحققین و برهان المدققین عارف بالله خواجه عبدالله المعروف بخواجه حوراء المتخلص بمغربی قدس الله سره و افاض علی الطالبین فتوحه.  شب جمعه مبارک در عُرس خواجه بهاء الدین المعروف به نقشبندی (قدس سره) سیم ربیع الاول فی سنه ۱۰۵۳ اتفاق افتاد و شروع به اظهار این اسرار واقع شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله که حقیقت از آفتاب روشن تر است وجمال وحدت از مرات کثرت به همه حال در نظر!

بیست بند اول رساله نور الوحده

  1. ای سید!از حقیقت تو به سوی تو راهی است. اگر به چشم همت مطالعه فرمائی، چنان دانم که از صورت به حقیقت رسی و بعد موهوم از میانه برخیزد. 
                                                  
  2. ای سید!یکی از بُعد خبر دهد وآن را وجهی بود ودیگری از قرب نشان می دهد وآن را سببی باشد. حقیقت تو به زبان این رساله با تو حرف می زند، بر وحدت اطلاع دهد که آنجا قرب است و نه بُعد، و چون آفتاب وحدت طلوع فرماید، بُعد و قرب عین وحدت باشد.
     
  3. ای سید!هر فرقه با فرقه دیگر در نزاع و جدال است مگر اهل وحدت که ایشان با همه یکی اند، اگر چه هیچکدام با او یکی نیست.
     
  4. ای سید!اهل وحدت از مذاهب مختلفه متضاده ومشارب متنوعه متناقضه، مشرب خوب و لطیف و روحانی و مذهب عام و شامل حال و وجدانی انتزاع نماید. ایشان را جز این، مذهبی خاص و مشربی مخصوص نیز می باشد. چنانچه در گفتگو آید وگفته شود که متکلم چنین گفت و حکیم چنین گفت و صوفی چنان.
     
  5. ای سید!وحدت باطن کثرت است وکثرت ظاهر وحدت و حقیقت در هر دو یکی است
  6. ای سید!موجود یکی است که به صورت موهوم متعدد می نماید.

  7. ای سید!تو را از وحدت به کثرت آورده اند و از یگانگی به دوئی وا نموده اند به جهت حکمتی که او سبحانه داند و بندگان خاص او نیز به اعلام او دانند. و تو را چنان ساختند که از وحدت سابقه هیچ خبر نداری و از آن حال در تو اثری پیدا نیست، بلکه تمام عالم را حق سبحانه و تعالی از وحدت به کثرت آورده. بعد از آن چندی از بندگان را بی واسطه به خود آشنا ساخته، از کثرت به وحدت برده و راه وصول از کثرت به وحدت را تعلیم فرموده، به کثرت فرستاده، چنانچه ایشان در کثرت وحدت می دیدند و به ایشان فرموده که به دیگران تعلیم این طریقه نمایند. ایشان امتثال امر نموده، اعلام آن طریقه نمودند. هر که برآن راه عمل کرده و پیروی آن جماعت بزرگواران نموده، ازکثرت به وحدت پیوسته و از دوگانگی به یگانگی رسیده.آن جماعت بزرگواران انبیایند وآن راه وصول شریعت و طریقت است.
     
  8. ای سید!شریعت عبارت از فعلی چند وترکی چند است که آن را درکتب فقهی، فقها بیان کرده اند و طریقت عبارت از تهذیب اخلاق است یعنی تبدیل اوصاف ذمیمه به اوصاف حمیده،که آن را سفر در وطن نیز گویند و تعبیر به سلوک نیز نمایند وآن در کتب مشایخ مسطور و درکتاب امام محمد غزالی به تفضیل مذکور است و بعضی آداب و اشغال که مشایخ آن را وضع کرده اند داخل طریقت است.
     
  9. ای سید!احکام شرعی که مبنای آن اثنینیت است به خاصیت موصل به وحدت است و سرّ آن را خداوند و خاصان او می دانند. پس، از اتصال اعمال که مربوط به کثرت بود به سوی وحدت اشارت است به آنکه کثرت عین وحدت است
  10. ای سید!نماز و روزه و حج و زکات و امثال اینها که موصل به وحدتند بالخاصیه است که خالصاً لله مودّی شوند چنان که شرط کرده اند و معنای آن همه کس را به فهم در نگنجد و هرکس را تا چه معنا به خاطر رسد. اما آنچه طالب وحدت را ضرور است، آن است که تصورکند که نیّت کردم نماز گذارم یا روزه گیرم مثلاً برای حقیقت خود وجود آن، یعنی یافت او که او را گم کرده ام و می خواهم که به وسیله این عبادت، وحدت که عین الله طلوع نماید.

  11. ای سید!عابد اوست و معبود اوست. عابد است در مرتبه تقیید و معبود است در مرتبه اطلاق وتمییز در مراتب از امور عقلیه است و موجود نیست مگر یک حقیقت که هستی صرف است.
     
  12. ای سید!چون نیک بنگری، اخلاق ذمیمه که رفع آنها در طریقت واجب است همه مبنی و مشعر است بر بیگانگی و دوئی و اخلاق حمیده که تحصیل آنها لازم است هم مخبر و معلِم است از آشنائی و یگانگی. پس طالب وحدت را چاره نیست از شریعت و طریقت، اگر چه سرّ اتصال در اول او را معلوم نباشد و در ثانی اگر تامّلی نماید به شرط مناسبت غالباً بفهمد، چنانچه اشارتی به آن کردیم.
     
  13. ای سید!این همه اشغال و اذکار و مراقبات وتوجهات و طرق سلوک که مشایخ وضع نموده اند برای رفع اثنینیت موهومه است. پس بدان که فاصل میان وحدت که حق است به صورت کثرت می نماید، و یکی است که بسیار در نظر می آید، چنانچه احول یکی را دو می بیند و چنانچه نقطه جواله به صورت دایره دیده می شود و چنانچه قطره باران به شکل خط در نظر می آید. پس وحدت عین کثرت است وکثرت عین وحدت، یعنی عابد که درکثرت است همان معبود است در وحدت به ذات و صفات خود در افعال وآثار
  14. ای سید!عارفی رفیع مرتبه می فرمود که درویشی تصحیح خیال است یعنی غیر حق در دل نماند، الحق که خوب می فرمود.

  15. ای سید!چون حجاب جزخیال نیست، رفع حجاب به خیال باید کرد و شب و روز در فکر وحدت باید بود.
  16. ای سید!اگر سعادت می خواهی واحد باش و واحد شدن آن است که از توّهم دوئی برآیی، واحد بودن آن است که در وحدت و بر وحدت همیشه باشی و تفرقه خاطر و غم و اندوه از دوئی است. چون دوئی از دل برود، آرام و قرار میسّر گردد، چنانچه تا ابد به هیچ غم مبتلا نگردد و در دو جهان آسودگی حاصل شود، چه آسودگی در عدم است.   در عدم افکندم آخر خویش را             وارهاندم جان پر تشویش را
  17. ای سید!چون به حقیقت توحید برسی و وحدت صفت تو گردد، دانی که نسبت تو به حق بعد از سلوک هیچ نیفزوده است، همان نسبت است که پیش از سلوک بوده بلکه نسبت تو به حق پیش از وجود و بعد از وجود یکی است.
  18. ای سید!دانستی و پیدا کردی و یقین بهم رسانیدی که به هیچ آب وآتش زایل نگردد که از ازل تا ابد حق تعالی موجود است و بس و هرگز دیگری موجود نشده و توّهم باطل اعتباری ندارد. زید را بیماری پیدا شد که خود را عمرو دانست و از مردم از اوصاف زید شنیده، در طلب او شد. چون به علاج های خوب بیماری او رفع شد، عمرو هیچ جا نبود، زید بود و بس. سی مرغ قصد سیمرغ نمودند. چون به منزلگاه سیمرغ رسیدند، خود را سیمرغ دیدند. پس حق تعالی خود را به صفتهای خود می دانست، این حقیقت چیزهاست و بعد ازآن خود را به این صفتها وانمود. آن عالم این است. این جا غیر کجاست و غیر کجا موجود شد؟
  19. ای سید!چون حقیقت کار اینچنین دانستی و معلوم تو شد که بُعد و قرب و مسافت همه از توّهم توست،کی دوری بود که نزدیکی حاصل شود وکی جدائی داشتی که پیوستگی پیدا کند؟ در عالم اگر هزار سال فکر کنی، غیر از حقیقت مطلقه که عین وحدت است هیچ نیابی بلکه هیچ ذاتی و هیچ صفتی و هیچ جنسی و هیچ جهتی چه خارجی و چه ذهنی و چه وهمی به هم نرسد که غیر او بوده، همه اوست و اوست همه.
  20. ای سید!هرچه در ادراک می درآید، اوست و هر چه در ادراک نمی درآید اوست.آنچه را وجود گویند ظهور اوست وآنچه او را عدم گویند بطون اوست، اول اوست، آخر اوست، باطن اوست، ظاهر اوست،مطلق اوست، مقید اوست،کلی اوست، جزئی اوست، منزه اوست، مشبه اوست.

     بیست بند دوم رساله نور الوحده

  1. ای سید!باآنکه همه اوست، از همه پاک است. این اطلاق او نسبتی دیگر است. غیر آن اطلاق که او همه است یا عین همه. در این اطلاق هیچ کشفی و عقلی و فهمی نرسد، “ویحذرکم الله نفسه ” اینجاست.
     
  2. ای سید!شهود او در مراتب ظهور اوست وگاهی از مراتب بیرون بود و این شهود کالبرق الخاطف باشد ودوام او مستحیل است، وحصول او و عدم او مقتضای جامعیت انسانی است که مظهر اسم “الله” است.
     
  3. ای سید!عارف را بالاتر از این مقامی نیست و در این مقام فنای کلی و انعدام صرف است و این از اقسام کلیه قیامت است.
     
  4. ای سید!این معارف دراین مقام به تقریب نوشته شد.آنچه سالک را ضروری است، همان فکر وحدت است که دربالا نوشته شد. باید که شب و روز دراین سعی باشد که کثرت موهومه که به عنوان غیریت درنظر می درآید، از نظرساقط شده و مرآت وحدت شود و سالک جز یکی نبیند و جز یکی نخواند و جز یکی نداند.
     
  5. ای سید!طریق دیگر این است که “لا اله” یعنی: این همه چیزها که مشهودند نیستند، به این معنا که گم اند در وحدت ذات و مستهلکند در وی.”الّا الله” یعنی وحدت ذات به صورت این چیزها ظاهراست و در نظرها مشهود. پس اشیاء باطنند و او ظاهر است در اشیاء. پس او هم ظاهراشیاء باشد، هم باطن اشیاء و جز ظاهر و باطن چیز دیگر نیست. پس اشیاء اشیاء نباشد بلکه حق باشد و نام اشیاء بر اشیاء اعتباری بود که این نیز عین حق است.
     
  6. ای سید!طریق مراقبه از کلمات سابقه به وجوه مختلفه می توان فهمید. مراقبه عبارت از ملاحظه معنای وحدت است، به هرچه که توان کرد. اگر ملاحظه الفاظ وتخیل آنها واسطه تعقل معانی گردد آن را ذکر گویند، الفاظ هرچه بود خواه”لا اله الّا الله” خواه “الله” تنها، و اگر بی تخیل الفاظ تعقل معانی کند، مراقبه و توجه بود و وجوه او بسیار است چنانچه از کتب بزرگان معلوم توان کرد، و مقصود آن است که معنای وحدت در دل قرار گیرد، و ذکر لفظ “الله”چنان است که به حقیقت قلبیه به توسط تصور مضغه صنوبریه متوجه گشته، از این حیثیت که این حقیقت مظهر حق است تخیل لفظ”الله”بکند و بر وی اطلاق نماید
  7. ای سید!اگر به خود متوجه شوی وتوانی این وجه را درست گردانی،کار به آسانی صورت می گیرد.

  8. ای سید!بدن تو صورت و مظهر روح توست و غیر از او نیست و این هر دو صورت جسمی و روحی موهومند. چون لفظ “الله” به خیال گویی و به آن حقیقت که به صورت این دو موهوم ظاهر است متوجه گردی و دانی که من همانم، امید است که شهود شهادت وحدت در کثرت میسر شود، و هر چه در نظر تو آید، باید بدانی که صورتی دارد و روحی دارد وحقیقتی دارد، چه صورت، ملک و ناسوت اوست و روح او ملکوت اوست و حقیقت او جبروت و لاهوت اوست که عبارت از ذات و صفات حق است، یعنی وجه خاص به آن شیء که عین حقیقت مطلقه است.
     
  9. ای سید!جبروت صفات است و لاهوت ذات است و صفات غیر ذات نیست. آری! در کشف و شهود مغایرتی اعتباری روی می دهد و آن در مقام حصول تجلیات صفات ذاتیه است، و تا اینجا ذات و صفات را در یک مرتبه اعتبار کردیم به جهت عینیت.
     
  10. ای سید!عالم علم حق است که به تجلی ذات که “الف” اشارت به اوست ظهور نموده و علم عین ذات است.
     
  11. ای سید!حقیقت مطلقه ظهورات بی نهایت دارد اما کلیات او پنج است: ظهور اول ظهور علم اجمالی است، ظهور دوم ظهور علم تفصیلی است، ظهور سوم ظهور صور روحانیه است، ظهور چهارم ظهور صور مثالیه است، ظهور پنجم ظهور صور جسمانیه است و اگر ظهور انسانیه را جدا بگیری ظهورات کلیه شش بود. این ظهورات را تنزلات خمسه و یا سته گویند و حضرات نیز گویند.
     
  12. ای سید!انسان جامع همه ظهورات است و بیان این جامعیت به وجوه کثیره می توان کرد.
     
  13. ای سید!باید بدانی که حقیقت انسانی در همه مراتب به صورتی که مناسب آن مرتبه باشد ظهوری دارد. همه حقایق، صور آن حقیقت است و این به مرتبه مقدم است بر همه حقایق، اگر چه به ظهور پایان از همه افتاده است.
     
  14. ای سید!اول سوره فاتحه که اول قرآن مجید است “الحمد لله” واقع شده و معنای آن این است که جنس حامدیت و محمودیت مخصوص اوست. به هر حال و به هرصفت و به هرجا و به هر صورت غیر او حامد و محمودی نیست.
     
  15. ای سید!اول سوره بقره “الم” واقع شده. الف اشارت است به احدیت که الف اول اوست و لام اشارت است به علم که لام وسط اوست و میم اشاره است به عالم که میم آخر اوست. یعنی احدیت صورت علم گرفت و علم صورت عالم.
     
  16. ای سید!آنچه تو را ضروری است تعقل معنای وحدت است و پیوسته در آن مراقب بودن و به تفضیل این معارف وارسیدن. در اول امر هیچ در کار نیست. چون به عنایت الهی وحدت در دل نشیند و خیال دوئی مرتفع گردد، تو را صفائی رو خواهد داد که همه علوم و حقایق بر تو مکشوف خواهد شد و خفیه ای نخواهد ماند. تا کثرت از نظر نرفته و تا توهم دویی باقی است، علوم صحیحه مشکل است که روی نماید.
     
  17. ای سید!چند روزی ریاضتی بر خود باید گرفت و انفاس را مصروف این اندیشه باید ساخت تا خیال باطل از میان به در رود و خیال حق به جای آن نشیند.
     
  18. ای سید!تا این خیال در تو قرار نگرفته و باطن تو را فرا نگرفته، به هیچ چیز متوجه نباید شد و چون این خیال در تو قرار گرفت وتفرقه و دویی برطرف شد، هیچ چیز تو را مزاحم نمی تواند شد، چه نکته موهوم و باطل وجود حق تو را مزاحم نشود.
     
  19. ای سید!نسبت حق به عالم چون نسبت آب است به برف، بلکه نزدیک تر از آن باید دانست، و یا چون نسبت طلا به زیورها که از آن درست می نمایند، و یا چون نسبت گل به ظروفی که از آن ساخته شود و اینها همه یکی است.
     
  20. ای سید!رابطه میان عالم و حق هم “مِن” است، چه عالم از او ناشی است و با وی است، و هم کلمه “إلی” است، چه عالم به سوی او راجع است و این صدور و رجوع هم در ازل است و هم در ابد، و هم در جمیع اوقات زمانی، چه در هر آن عالم به حقیقت رود و از حقیقت برآید چون موج از دریا، و هم کلمه ” فی” است، چه عالم در حق است و حق در عالم، که به وجهی آن مظهر است و به وجهی این مظهر است، و هم کلمه “مع ” است،چه معیت ذاتی و صفانی و فعلی بی شبهه متحقق است و هم کلمه “هو” است، چه عالم عین حق است و حق عین عالم، و هم کلمه ” لیس” است، چه به وجهی عالم عالم است و حق حق، نه عالم حق است و نه حق عالم است.

بیست بند سوم رساله نور الوحده

  1. ای سید!حق به وجهی از همه روابط منزه است و میان عالم و حق رابطه نیست، این اعتبار را “لا تعین” خوانند.
     
  2. ای سید! هر که حق را به این وجه بشناسد، حق را به وجهی ممکن شناخته باشد.
     
  3. ای سید!اول سالک را به اسم “ظاهر” متوجه باید شد و به یقین باید دانست که او پیداست به همه صورت و معانی، و هیچ صورتی و هیچ معنایی نیست که جز او بود. این معنا را مکرر نوشته ام، به جهت تاکید باز می نویسم و مقصود این است که فکر وحدت را لازم خود باید داشت و خود را در این فکر گم می باید کرد. چون در این فکر استغراق حاصل شود، از اسم “باطن” نیز بهره مندی خواهد یافت.
     
  4. ای سید!اگر سالها به عبادت و طاعت و اذکار اشتغال نمایی و از وحدت غافل باشی، از وصل محرومی، اگر چه احوال وکیفیات غریبه روی نماید و انوار و واقعات جلوه گر گردد.
     
  5. ای سید!حالی را که آن را وصل توهم کنی و ثمره آن حال علم وحدت نباشد، به حقیقت آن وصل نیست. آنچه ظاهر گشته مرتبه ای است از مراتب ظهور، نه مقصود حقیقی که مطلق است و ظاهر در همه و عین همه، تا چیزی ظاهر شود و به وجهی از وجوه با شیئی از اشیاء مغایرت دارد آن منزل و مقصود نیست.
     
  6. ای سید!هر گاه حقیقت این چنین باشد، از اول تو را مراقبه مطلق ضروری است تا مسافتی نماند.
     
  7. ای سید!تفرقه و جدائی تا زمانی است که همه را یکی نمی دانی و نمی بینی. چون همه را یکی دانستی و دیدی، از تفرقه و دویی خلاص شدی و وصل میسر شد.
     
  8. ای سید!میان تو و مقصود راهی نیست که او را جدا از خود و غیر از خود می دانی. چون دانستی که تو نیستی، اوست و بس، راه نماند. جمعیت و آزادی و معرفت نفس و معرفت حق و غنای مطلق و وصل وکمال قرب اینجا حاصل شد وکار تمام گشت.
     
  9. ای سید!چون به این مقام رسیدی که خود را ندیدی و او را دیدی، آلودگی دنیا وآخرت در حق تو یکی شد و فنا و بقا و خیر و شر و وجود و عدم وکفر واسلام و موت و حیات و طاعت و معصیت عقب ماند. بساط مکان و زمان درنوردیده شد.
     
  10. ای سید!چون تو نماندی، هیچ چیز نماند که همه چیزها به تو و اندیشه تو وابسته است.
     
  11. ای سید!بدان که همه چیز در توست و هیچ چیز بیرون از تو وجودی ندارد و چون خود را از همه چیز خالی کردی، هیچ چیز نماند.
     
  12. ای سید!تو را وجود جز در حق نیست همه چیزها در تو موجودند. چون خود را به حق بردی، در آن دریای بیکران خود را انداختی یعنی به این صفت، آنجا همه چیزها با تو درآن دریا گم شد.
     
  13. ای سید!اگر نیک دریابی انانیت که از تو سر می زند از تو نیست و تو آن جسم و روح نیستی در تمام عالم نیز یک أنا گوست که انانیت او در همه جا ظاهر و جلوه گر است.
     
  14. ای سید!علامت وصول به حقیقت مطلقه آن است که انانیت که از تو سر می زند از همه چیزها آن توانی گفت. اینجا معلوم می شود که حجاب جز تعین انانیت نیست.
     
  15. ای سید!همان یک ذات است که ذاتها شد و همان ذات است که اول علم شده و دیگر بار به صورت علم های جهان شده، و همان ذات است که از قدرت خود قدرت ها است و همان ذات است که از ارادت خود ارادت ها است و همان ذات است که به سمع خود سمع ها است وبه بصر خود بصرها است و به حیات خود حیات ها است و به فعل خود فعل ها است و به کلام خود کلام ها است و علی هذا القیاس، و همان ذات است که به هستی خود هستی ها است.
     
  16. ای سید!هرچه به عالم ظهور آمده، در ذات پوشیده. بعد از آن ذات به صورت او در علم خود اولاً، درعین خود ثانیاً جلوه فرموده، ذات رنگ او گرفت و او رنگ ذات، وآنچه پوشیده بود در ذات بالقطع عین ذات بود که غیر شیء در شیء نبود. پس آن ذات خود، به خود معاملت کرده و عاشقی ورزیده و بندگی و خداوندی در میان آورده وکارخانه ازلی و ابدی برپا کرده.
     
  17. ای سید!تو خود را خیال کن که هنوز آنجائی که بودی در ازل، تا آزاد شوی و دیگر روی تفرقه و غم و بلا نبینی.
     
  18. ای سید!روح تو اوست که به او زنده ای و دل تو اوست که به او دانائی، و بصر تو اوست که به او بینایی، و سمع تو اوست که به او می شنوی، و دست تو اوست که به او می گیری و پای تو اوست که به او میروی.
     
  19. ای سید!هر جزء و عضو تو از اجزاء و اعضای ظاهر و باطن تو اوست که به او تویی.
     
  20. ای سید!اویی و تویی و منی، هر سه صفت اوست و دیگری در میان نیست.

بیست و هفت بند پایانی رساله نور الوحده

  1. ای سید!توحید صفت واحد است، نه من و تو. تا من وتو باقی است، اشتراک است نه توحید.
     
  2. ای سید!چون تو رفتی فناست و چون او در میان آمد بقاست.
     
  3. ای سید!سلوک سعی توست در رفع اثنینیت و جذبه رفتن توست به وحدت.
     
  4. ای سید!با همه اشیاء نیازمندی کن که عین مطلوب تواند، و با دشمن دوستی ورز که نیز عین مقصود توست.
     
  5. ای سید!با خود نیز با نظر محبت ناظر باش که تو نیز عین محبوبی.
     
  6. ای سید!اینها در سلوک ضروری است.
     
  7. ای سید!بد و نیک را در دریای وحدت انداز تا آشنای حقیقت شوی.
     
  8. ای سید!سخن وحدت را اگر بسیار گوییم اندک است و اگر اندک گوییم بسیار است. بدایت این معرفت درنهایت مندرج است و نهایت او در بدایت. تا چند گویم و تا چند نویسم؟ نه من می گویم و نه من می نویسم. حقیقت خود، به خود در گفتگوست.
     
  9. ای سید!چون به خواب روی، نیت کن که به عالم بطون می روم و رجوع به حقیقت خود میکنم. چون بیدار شوی بدان که به عالم ظهور آمده ای و از بطون به ظهور تنزل نمودی، و باید که در هر سحر برخیزی و استغفار کنی و بگویی که ای حقیقت من! مرا به خود کش و مرا از خود مپوش، ونماز و تهجد کنی و سوره “یس” اگر یاد داشته باشی در نماز یا بعد از نماز بخوانی که مختار خواجه بنای دین و دنیای ماست. بعد از آن به فکر وحدت مشغول باشی تا نماز صبح برسد و چون از نماز صبح فارغ شوی،تا برآمدن آفتاب خواهی نخواهی مستقبل القبله به مراقبه وحدت باشی. چون آفتاب طلوع کند چهار رکعت نماز به دو سلام گذارده شود و سوره “یس” یک بار بخوانی و اگر در چهار رکعت توانی خواند بهتر است. همچنین بعد از هر نماز سوره “یس” یک بار بخوان که فواید بسیار دارد اما در وقت طلوع فجر قرآن مجید فکر وحدت است.
     
  10. ای سید!بدان که خود عبادت خود کند وخود کلام خود می خواند الا عند الضروره و بگو که ای حقیقت من! مرا به خود بکش و مرا از من مپوش و از دویی برآر.
     
  11. ای سید!سالک را هم آداب در طریقت ضروری است و تفضیل آن آداب در این رساله گنجایش ندارد، اما از اختیار اختصاری ضرور است که گفته شود. اما آنچه طالب را توان نوشت این است که خواب کمتر کند، چون ضرور شود وغالب آید، به آن اندیشه که گفتیم خواب کند و طعام و شراب باید که اندک باشد، بخورد در شبانه روزی یکبار و اگر صائم بود بهتر است و باید که از پریشانی لقمه احتراز کند که از اسباب دوئی و بیگانگی و وهم باطل است و هر چه درشرع منع است و هر چه در طریقت بد است همه اینچنین است. این قاعده را نیکو یاد دار که ضروری است.
     
  12. ای سید!باید سخن کمتر کنی و در خلوتها و صحراها تنها مراقبه و ملاحظه وحدت می کرده باشی.
     
  13. ای سید!سخن بسیار کردن دل را درجنبش آرد وتفرقه باز دهد و از کسب وحدت و یگانگی غافل سازد. جز به ضرورت حرف مزن و هرچه گویی مختصر گوی و اندیشه وحدت را یک لمحه از خود جدا مکن. چون در مجالس بنشینی، بیشتر مقید مشو، مبادا غفلتی واقع شود و سعی کن تا آن کثرت مرآت وحدت شود ومقوی گردد.
     
  14. ای سید!در اخفای این اندیشه خود را به تنها حسب الامکان سعی باید کرد و این کلمات را به همه کس نباید نمود مگر با مخصوصان خود.
     
  15. ای سید!به اولاد و غلام و بیگانه و آشنا و دشمن و دوست،آشنایی به وحدت باید کرد و همه را به نظر اخلاص و به چشم حقیقت بین باید دید.
     
  16. ای سید!نزاع و جدال مطلق از میان بردار و انکار را بالکلیه از میان بردار تا وحدت ظهور نماید و بسیار سعی باید کرد تا خشم وغضب سخت ظهور نکند. لب و درون چه گنجایش دارد؟ همه معذور باید داشت، چه درون خانه چه بیرون خانه و با فرزندان، متعلقان و بیگانگان مثل آب حیات باید بود واگر کسی باتو بدی کند زنهار ازآن دل بد نکنی و نرنجی و او را از خود خوش و رضا داری و مکافات بدی به نیکویی کنی، این کلی است و درطریقت تنها نشستن وتنها بودن دخل تمام در جمعیت دارد.
     
  17. ای سید!حال طالب از دو حال بیرون نیست: یا از تعلقات ظاهر دارد و یا نه. اگر ندارد، معامله آن آسان است، او را باید که از همه قطع کرده و در خلوت یا درصحرا نشیند و به حقیقت خود متوجه شود تا زمانی که حقیقت متجلی شود و وهم دویی برخیزد،آن زمان به هر روش که باشد گنجایش دارد، و اگر تعلقات ظاهر دارد وحقوق شرعی را متوجه است، باید که به قدر ضرورت به آن پردازد اما باید که اجتناب تمام کند که خلاف شریعت و طریقت واقع نشود و از ملاحظه وحدت که حقیقت است بالکلیه غافل نشود، و می باید که شبها در این کار بسیار بکوشد و رقبه وحدت باشد و روز را هم چند ساعت برای این کار معین کند و روز به روز می افزوده باشد تا آنکه این معنا غلبه کند و ازهمه وارهاند.
     
  18. ای سید!وقتی که معنای وحدت غالب آید و لطف الهی ظهور نماید،همه حقوق از تو ادا خواهد شد و تو را با هیچ کس و هیچ چیز کاری نخواهد بود. خداوند وکیل تو خواهد شد و به جای تو او خواهد بود و تو در میان نه ای.
     
  19. ای سید!صحبت دنیا و اهل دنیا در طریق سلوک مضر است، اما کسی که گرفتار است و نمی توان ازآن قطع کردن، به ضرورت اجتناب تمام باید کرد که چیزی واقع نشود که با شریعت یا طریقت جنگ داشته باشد. اگر تقصیر رود، باید که رجوع نموده، تدارک نماید و ملاحظه وحدت هرگز از دست نباید داد.
     
  20. ای سید!در لباس تکلف نباید کرد واز فقر با خود چیزی باید داشت.
     
  21. ای سید!همیشه حاضر دل باید بود و از گذشته و آینده یاد نباید کرد، وملاحظه وحدت هرگز از دست نباید داد.
     
  22. ای سید!بدان که هیچ مرگی بدتر از غفلت از وحدت نیست و هیچ عذابی بدتر و سخت تر از عذاب دوری از حقیقت خود نه. از این مرگ و از این عذاب ترسان بوده، متوجه وحدت باید بود ویقین باید دانست که همه یکی است و غیر از یکی موجود نیست. هرقدر که این اندیشه غالب است، سعادت در اوست. چون از وهم دویی برآید، قیامت بر او واقع شود و در جنت شهود تا ابد الآبدین آسوده.
     
  23. ای سید!این چنین دولت هرگاه در دنیا میسر شدنی است، چون است که درآن سعی نمی کنی و غافل می باشی؟
     
  24. ای سید!قیامت بر همه چیز و همه کس آمدنی است وآن رجوع همه است به وحدت، اما بعد از آنکه ظهور کل واقع شود، اگر چه همه از اصل خود برآمده باشند، لذنی که می باید، همه را روی ندهد مگر برآنها که اینجا قیامت برآنها گذشته باشد.پس باید که سعی کنی که آن معنا که موعود است تو را اینجا روی نماید تا آسودگی حاصل شود ولذتی که  می باید دست دهد.
     
  25. ای سید!مقصود همین است که وهم دویی برخیزد وتو نمانی و او بماند و بس. همه انبیا و اولیا بر این اتفاق کرده اند و در کتب الهیه و حدیث وکلمات اولیا دلایل این بسیار است، وعظمای هر فرقه به وحدت قائلند و همه به یک زبان به این رفته اند که غیرحق موجودی نیست، عالم صورت اوست و ظهور اوست و بس. به خاطر هست که شواهد این مطالب درکتاب علی حده نوشته شود و از دلایل عقلیه استنباط او کرده، نیز پاره ای آورده شود ان شاء الله سبحانه.
     
  26. ای سید!امروز که آخر الزمان است و نزدیک رسیده که آفتاب حقیقت از مغرب خلقیت طلوع نماید، از آنجا که پیش از طلوع آفتاب، انوار وآثار ظاهر می شود و اسرار  توحید از زبان خاص و عام به اختیار و بی اختیار فهمیده و نافهمیده سر می زند، طالب را باید که خود را جمع ساخته، خود را از خود نپوشد تا حقیقت وحدت کما ینبغی بر وی جلوه گر شود و به گفتگوی زبانی اکتفا نشود.
  27. ای سید!الله مطلق و محمد(ص) بر حق، والحمدلله اولاً و آخراً و ظاهراً وباطناً و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین الاخیار الابرار الانجاب،

تمّ الکتاب بعون الملک الوهاب.


مجموعه رسائل عرفانی 

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=169

مطالب مشابه

  • معرفی کتاب قوت القلوب في معاملة المحبوب و وصف طريق المريد إلی مقام التوحيد
  • رساله سیر و سلوک منسوب به سید مهدی بحرالعلوم (ره)
  • رساله زادالسالک
  • رساله ی وجودیه
  • زاد السالک از حکیم الهی و محدث عارف ملا محسن فیض کاشانی (ره)

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه شعبان
  • مناسبتها
  • نمازها

اعمال ماه شعبان

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مناسبتها و فضایل ماه شعبان

سوم شعبان:

ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام است.

به گفته «شیخ طوسى» در «مصباح»، ولادت آن حضرت ( طبق روایتى از امام حسن عسکرى علیه السلام) در روز پنج شنبه، سوم شعبان سال سوم هجرى واقع شده است.

چهارم شعبان:

ولادت حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام است. (سال ۲۶ هجرى)

پنجم شعبان:

ولادت امام زین العابدین على بن الحسین علیهماالسلام است. (سال ۳۸ هجرى)

یازدهم شعبان:

ولادت حضرت على بن الحسین (علی اکبر) علیهما السلام است. (سال ۴۳هجرى)

پانزدهم شعبان:

میلاد مسعود منجى عالم بشریّت، حضرت حجّه بن الحسن امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف مى‌باشد که در سال ۲۵۵ هجری، در «سامرّا» واقع گردید.

 

فضیلت ماه شعبان

ماه شعبان یکى از عزیزترین ماه هاى اسلامى و یادآور خاطره هاى بزرگ است که از همه مهمتر، میلاد مبارک سالار شهیدان کربلا، امام حسین علیه السلام در سوم ماه، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در چهارم ماه، حضرت سجاد علیه السلام در پنجم ماه و همچنین میلاد فرخنده حضرت بقیّه اللّه الاعظم حضرت مهدی منتظرعلیه السلام در پانزدهم ماه است که فضاى این ماه را به بوى ولایت عطرآگین ساخته است.

در فضیلت این ماه، همین بس که ماه پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نامیده شده و هنگامى که آن حضرت(ص) هلال ماه را مشاهده می فرمود، دستور مى دادند کسى در سراسر مدینه ندا دهد که:

"اى مردم! این ماه، ماه من است، خدا رحمت کند کسى که مرا بر ماه من یارى دهد، یعنى آن را روزه بدارد".

مرحوم محدّث قمى، حدیثى را از تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام در فضیلت روز اوّل ماه شعبان نقل نموده که در واقع مربوط به تمام ماه شعبان است، این حدیث بسیار پرمعنا و در عین حال بسیار مفصّل است که ایشان آن را تلخیص کرده است: "امیر مؤمنان على علیه السلام روز اوّل ماه شعبان گروهى را مشاهده کردند که در مسجد نشسته اند و سخنان بیهوده و ناآگاهانه، درباره قضا و قدر مى گویند و صداى جار و جنجالشان فضا را پر کرده، حضرت(ع) فرمودند: این گونه سخنان را رها کنید! امروز روز اوّل ماه شعبان است و از این نظر شعبان نامیده شده که مرکز شعبه ها و شاخه هاى خیرات و نیکى هاست، شعبه هاى خیراتِ نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهى از منکر و نیکى به پدر و مادر و همسایگان و صدقه به نیازمندان و اصلاح در میان مردم و مانند آن است."

سپس امام علی علیه السلام به حدیثى از رسول اکرم صلى الله علیه وآله اشاره فرمودند که خلاصه اش چنین است: "پیامبر(ص) فرمودند: روز اوّل ماه شعبان که مى شود، خداوند امر مى فرماید درهاى بهشت باز شود و دستور مى دهد به درخت «طوبى» که شاخه هایش را به مردم دنیا نزدیک کند و منادى از سوى پروردگار صدا مى زند که این شاخه هاى درخت «طوبى» در دسترس شماست، به آنها بیاویزید که شما را به سوى بهشت مى برد و از شاخه هاى درخت «زقّوم» بپرهیزید و به آن چنگ نزنید که شما را به سوى دوزخ مى کشاند، سپس افزودند: به خدایى که مرا به رسالت برگزیده سوگند! که هر کس در این روز به سراغ یکى از کارهاى خیر برود، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته و او را به سوى بهشت مى کشاند و هر کس به سراغ یکى از کارهاى شرّ برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» چنگ زده و او را به سوى دوزخ مى کشاند.

سپس آن حضرت(ص)، نمونه هایى از اسباب چنگ زدن به شاخه هاى درخت «طوبى» را برشمرده و فرمودند: هر کس (علاوه بر نمازهاى واجب) در این روز، نماز مستحبّى بخواند یا روزه بگیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و مادر و فرزند، یا خویشاوندان، یا همسایگان، صلح و صفا ایجاد کند، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته است!

همچنین کسى که بدهى خود را به مردم ادا کند، یتیمى را کفالت نماید یا سبک مغزى را از تعرّض به آبرو و ناموس مردم بازدارد و کسى که قرآن بخواند یا شکر نعمت هاى او را بجا آورد، بیمارى را عیادت کند، به پدر و مادر نیکى نماید، مؤمنى را تشییع جنازه کند و یا هر کار خیر دیگرى انجام دهد، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» آویخته است.

سپس افزودند: قسم به آن کس که مرا به نبوّت مبعوث کرد، هر کس به سراغ درى از درهاى شرّ و گناه در این ماه برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» آویخته که او را به آتش مى کشاند، کسى که در نماز واجب خود کوتاهى نماید، یا نیازمندى نزد او آید و شرح بیچارگى خود را بدهد و او توان حلّ مشکل آن نیازمند را داشته باشد ولى کوتاهى کند و دست او را نگیرد، یا عذر بدهکار بیچاره اى را نپذیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و فرزند، یا خویشاوندان و همسایگان و دیگر مؤمنان، اختلاف و نفاق بیندازد، یا بدهى خود را به مردم انکار کند، یا از رسیدگى به کار یتیمان خوددارى نماید، یا به سراغ خوانندگى هاى مجالس لهو و فساد برود، یا ظلم ها و گناهان خویش را بشمرد و به آن افتخار کند!، یا از همسایه بیمارش عیادت نکند، یا پدر و مادرش را از خود، ناخشنود سازد ... همه اینها سبب درآویختن به شاخه هاى درخت «زقّوم» است که انسان را به جهنّم مى برد"

این حدیث شریف و پرمعنا، راههاى سعادت و شقاوت را با ذکر یک مثال معنوى به روشنى بیان کرده و طُرُق خودسازى و تهذیب نفس و خدمت به خلق و عبودیّت خالق را در این ماه مشخّص نموده است. همچنین نسبت به اسباب بدبختى و محرومیّت از سعادت هشدار داده است که براى همه ماههاى سال راه گشا است، به‌ویژه در ماه شعبان که سرآغاز حرکت جدیدى به سوى نیکى ها و پاکى هاست.

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

نمازهای وارده برای تمام شب­های ماه شعبان

برگرفته از کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس (ره)

 

نماز شب اول ماه شعبان:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در اولین شب از ماه شعبان صد رکعت نماز بگزاردکه در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را نیز یک بار بخواند، پس بعد از تمام شدن نماز٬ سوره حمد را۵۰ باربخواند به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت٬ اگر بنده­ای این نمازرا گزارده و روزه بگیرد٬ خداوند تعالی از او شر اهل آسمان و زمین و شیاطین و پادشاهان را دفع می کند و از اوهفتاد هزار گناه کبیره رامی آمرزد و از او عذاب قبر را بر می­دارد و فرشتگان نکیر و منکر او را نمی­ترسانند و در حالی از قبرش بیرون می­آید که صورتش به مانند ماه شب چهارده است و از صراط به مانند برق عبور کرده ونامه­اش به دست راست او داده می شود.(اقبال الاعمال، ص۱۹۳)

نمازی دیگر برای شب اول:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب اول ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی بعد از حمد سوره توحید را پانزده بار بخواند، خدای تعالی به او پاداش دوازده هزار شهید را عنایت کرده و برای او عبادت دوازده سال را می‌نویسد و از گناهانش به مانند روزی که از مادرمتولد شده بیرون می آید و خداوند برای هر آیه از قرآن٬ کاخی در بهشت به او عنایت می کند. (همان، ص۱۹۳)

نماز شب دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی­ که در شب دوم از ماه شعبان٬ ۵۰رکعت نماز بگذارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های اخلاص و فلق و ناس را نیز یکبار بخواندخداوند به فرشتگان کرام الکاتبین فرمان می دهد که: بر بنده ام گناهی ننویسید تا این که یک سال بر او بگذرد و خداوند برای او بهره ای در عبادت اهل آسمان و زمین قرار می دهد و به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت ٬ از عبادت آن شب جز بدکار یا منافق یا فاجر دوری نمی‌گزیند و فضیلت زیادی ذکر کرده اند.(همان، ص ۲۰۱)

نماز شب سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:  کسی که در شب سوم ماه شعبان دو رکعت نماز بخواند که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را ۲۵ بار بخواند، خداوند در روز قیامت برای او هشت باب بهشت رامی‌گشاید و هفت باب جهنم را به روی او می­بندد و به او هزار لباس ابریشمی و هزارتاج می‌پوشاند. (همان، ص ۲۰۱)

نماز شب چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهارم ماه شعبان چهل رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و ۲۵ بار سوره توحید را بخواند خداوند برای او به ازاء هر رکعتی پاداش یک میلیون سال را نوشته و برای او برای هر سوره ای٬ یک میلیون شهر می‌سازد و خداوند به اوپاداش یک میلیون شهید را عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۰۳)

نماز شب پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پنجم از شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را پانصد بار بخواند و پس از سلام بر پیامبرهفتاد بار درود(صلوات) رساند،خداوند برای او هزار حاجت از حاجت های دنیایی و آخرتی او را برآورده می سازد وبه تعداد ستارگان آسمان٬ شهر در بهشت به او عنایت می فرماید. (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب ششم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب ششم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یکبار و سوره توحید را ۵۰ بار بخواند٬ خداوند او را برخوشبختی می‌گیرد و قبرش را گشادمی‌کند و در حالی از قبرش بیرون می‌آید که صورتش به مانند ماه است و می‌گوید: «اشهد انّ لا اله الا الله و انّ محمدا عبده و رسوله». (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و سوره توحید را صد بار بخواند و در رکعت دوم سوره حمدرا یک بار و  آیهالکرسی راصد بار بخواند، مرد و زن مومنی نیست که این نماز را می‌گزارد مگر این که خداوند تعالی دعایش را اجابت کرده و حوائجش را برآورده می سازد و برای او هر روزپاداش شهیدی می نویسد و بر او گناهی نمی‌باشد. (همان،ص ۲۰۴)

نماز شب هشتم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب هشتم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و آیه «ءامن الرسول» را تا آخر آن ٬ پنج بار و سوره توحیدرا پانزده مرتبه بخواند و در رکعت دوم سوره حمد را یک بار و آیه آخر سوره کهف «قل انما انا بشر مثلکم» را یک بارو پانزده بار سوره توحید رابخواند ٬ پس اگر گناهانش بیشتر از کف دریا باشد ٬ خداوند او را تا پاک نکند ازدنیا نمی برد٬ و گویا که تورات وانجیل و زبور و قرآن را خوانده باشد) .همان، ص ۲۰۵)

نماز شب نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نهم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و ده بار سوره نصر را بخواند، خداوند حتما جسدش را بر آتش حرام می‌کند و به او برای هر آیه ای ثواب دوازده شهید از شهدا بدر و ثواب علما را عنایت می کند. (همان، ص ۲۰۵)

نماز شب دهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دهم ماه شعبان٬ چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و آیه الکرسی را یک بار و سوره کوثر را سه بار بخواند، پس کسی که این نماز رابگزارد خداوند به فرشتگانش می‌فرماید: صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزاردرجه برای او بالا ببرید وصد هزار در برای او باز کنید و برای همیشه بر او نبندید و او و پدر و مادرش وهمسایگانش آمرزیده می شوند. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب یازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب یازدهم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره جحد( کافرون ) را ده بار بخواند، به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت این نماز را به جز مومن دارای ایمان کامل نمی‌گزارده و خداوند به اوبرای هر رکعتی باغی از باغ های بهشت عنایت می‌کند.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب دوازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دوازدهم از ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد  که درهر رکعتی سوره حمد را یکبار و سوره تکاثر را ده بار بخواند خداوند گناهان چهل ساله او را می‌آمرزد و برای او چهل درجه بالا می‌برد و برای او چهل هزار فرشته طلب آمرزش می کنند و برای اوثواب کسی که شب قدر رادرک کرده باشد است.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب سیزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سیزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره تین را یک بار بخواند، گویا که دویست برده ازفرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را آزاد کرده باشد و از گناهانش به مانند روزی که از مادر متولد شده بیرون می‌آید و خداوند دوری از آتش را به او عنایت می‌فرماید و با من (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و  ابراهیم علیه السلام هم نشین می‌شود. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب چهاردهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهاردهم از ماه شعبان چهاررکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره والعصر را پنج بار بخواند خداوند برای اوپاداش نمازگزاران از آدم تا روزقیامت را می نویسد و در حالی او را بر می انگیزد که صورتش از آفتاب و ماه درخشانتر است و آمرزیده می شود. (همان، ص ۲۰۷)

نماز شب پانزدهم ماه شعبان (شب ولادت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف):رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پانزدهم میان مغرب و عشاء چهار رکعت نماز بگزراد کهدر هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اخلاص را ده بار بخواند (در روایت دیگرییازده بار) و پس از تمام شدن نماز ده بار بگوید : «یا رَبِ‏ اغْفِرْ لَنَا» و نیز ده بار بگوید: «یَا رَبِ‏ارْحَمْنَا» و ده بار بگوید: «یا رَبِّ تُبْ عَلَیْنَا» و بیست و یکبار سوره اخلاص را بخواند و آنگاه ده بار بگوید: «سُبْحَانَ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَى وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ هُوَ عَلى‏کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر»، خداوند تعالی (دعای) او را مستجاب و حوائج او را در دنیا و آخرت برآورده میسازد و نامه اش را به دست راست او می‌دهد و تا سال آینده در نگهبانی خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۰۸)

نمازی دیگر در شب نیمه شعبان جهت دیدن پیامبر(ص) در خواب:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب نیمه شعبان با بهترین  شکلیخود را پاکیزه نموده و دو لباس تمیز بپوشد آن گاه به سوی مصلایش آمده و نماز عشاء را بخواند، آن گاه دورکعت نماز بگزارد که دررکعت اول بعد از حمد سه آیه اول سوره بقره٬ آیه الکرسی و سه آیه اخر سوره بقره) ءامَنَ الرّسول)را بخواند و در رکعت دوم سوره حمد و بعد سوره ناس را هفت بار و فلق را هفت بار و اخلاص رانیز هفت بار بخواند٬ آنگاه سلام داده و بعد از آن چهار رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره یس و در رکعتدوم سوره دخان و در رکعت سوم سوره سجده و در رکعت چهارم سوره مُلک را بخواند. ( البته بعد از سوره حمد وهنگام قرائت آیه سجدهبه سجده رفته و دوباره بلند شود و نماز را ادامه دهد )آن گاه بعد از آن صد رکعتبگزارد که در هر رکعتی سورهاخلاص را ده بار و الحمد الله را یک بار بخواند خداوند برای او ٬ سه حاجت رابرآورده می‌سازد یا در دنیا یا در آخرت آنگاه اگر بخواهد که مرا در این شب ببیند(در خواب)٬ می‌بیند. (همان، ص ۲۱۵)

نماز شب شانزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شانزدهم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی حمد و آیه الکرسی را یک بار و سوره اخلاص را پانزده بار بخواند، پس خداوند تعالی به من فرمود: کسی که دورکعت نماز را بگزارد به مانند آن چه را که به تو پیامبریت دادم به او می دهم ودر بهشت برای او هزار کاخ بنا می کنم. (همان، ص ۲۳۶)

نماز شب هفدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفدهم ماه شعبان٬ دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را هفتاد و یک بار بخواند، پس وقتی که نمازش تمام شد هفتاد بار استغفار گوید از جایش بلند نمی‌شود تا این که خداوند او را آمرزیده و بر او گناهی نمینویسد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب هجدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هجدهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را ۵ بار بخواند، خداوند هر حاجتی را که در آن شب می خواهد می دهد و اگر او را بدبخت آفریده باشد، پس خوشبخت قرار می‌دهد و اگر در همین سال بمیرد شهید از دنیا می‌رود. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب نوزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نوزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره مُلک را ۵ بار بخواند خداوند گناهان گذشته وآینده اش را می‌آمرزد و نمازهایی که بعد از آن می خواند را می پذیرد و اگر پدر و مادرش در آتش باشد، آن‌ها رااز آتش بیرون می‌آورد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب بیستم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیستم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ۱۵ بار بخواند به خدایی که مرا بدرستی به پیامبری برانگیخت از دنیا نمی رود، مگر این که در خواب جای خود را در بهشت دیده و با فرشتگان مقرب محشور می‌شود. (همان،ص۲۳۸)

نماز شب بیست و یکم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و یکم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره های حمد و اخلاص و فلق و ناس را بخواند، خداوند برای او به تعداد ستارگان آسمان حسنه نوشته و به تعداد آن درجات او را بالا می‌برد و به تعداد آن بدی‌های او را میزداید. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و دوم ماه شعبان دورکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره های حمد و جحد ( کافرون ) را یک بار و اخلاص را ۱۵ بار بخواند، خداوند تعالی نام او را در نام های راستگویان می‌نویسد و در روز قیامت با گروه مرسلین می‌آید در حالی که او در پوشش خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و سوم شعبان سی رکعت نماز بگزارد که درآن سوره های حمد و زلزال را یک بار بخواند، خداوند تعالی غل و غش را از دل او می‌زداید و از کسانی استکه خداوند سینه‌اش را برای اسلام گشوده و او را در حالی بر می انگیزاند که صورتش به مانند ماه شب چهارده است. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و چهارم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ده بار بخواند، خداوند تعالی با آزادی او از جهنم رهایی از عذاب وعذاب قبر و حساب کوتاه و دیدار آدم و نوح و پیامبران و شفاعت ٬ اکرامش می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و پنجم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد و تکاثر را یک بار بخواند، خداوند تعالی به او پاداش آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و ثواب هفتاد پیامبر عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و ششم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و ششم از ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و آیه «ءامَنَ الرّسول» را ده بار بخواند، خداوند تعالی او را از آفت‌های دنیا و آخرت سلامت می دارد و در روز قیامت خداوند تعالی شش نور به او عنایت می‌فرماید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اعلی «سبح اسم ربک الاعلی» را ده بار بخواند، خداوندبرای او یک میلیون حسنه نوشته و یک میلیون بدی را از او رفع کرده و یک میلیون درجه او را بالا می برد و اورا با تاجی از نور می‌آراید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هشتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هشتم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد و اخلاص و فلق و ناس را یک بار بخواند، خداوند تعالی او رادر حالی از قبر بر می‌انگیزاند که صورتش به مانند شب چهارده است و هراس های روز قیامت را از او دفع می‌کند. (همان،ص۲۴۱)

نماز شب بیست و نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و نهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های تکاثر و فلق و ناس و اخلاص را ده مرتبه بخواند، خداوند تعالی پاداش کوشندگان را به او داده و میزانش سنگین و به او در حساب تخفیف داده می‌شود و ازصراط به سرعت برق می گذرد. (همان، ص ۲۴۱)

نماز شب سی ام:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سی ام شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی بعد از «حمد» سوره «اعلی» را ده بار بخواند، پس از اتمام نیز بر پیامبر(ص) صد بار درود (صلوات)برساند، پس به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، خداوند برای او یک میلیون شهر در بهشت جاودان بالا میبرد و اگر اهل آسمان‌ها و زمین برای شمارش پاداش او گرد آیند توانایی آن را نداشته و خداوند برای او هزار حاجت را برآورده می‌سازد. (همان، ص ۲۴۱)

***

 

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد