متن بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی «حفظه‌الله» در شرح فرازهایی از دعای افتتاح (جلسۀ ۱۱)

دانلود صوت بیانات آیت الله کمیلی خراسانی حفظه الله در شرح دعای شریف افتتاح در ماه مبارک رمضان ۱۴۴۰

تاریخ سخنرانی: چهارم ماه رمضان المبارک ۱۴۴۰

مدت زمان: ۳۴:۴۸ دقیقه

حجم فایل: ۱۶ مگابایت

دانلود فایل صوتی سخنرانی


 

بسم‌الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صلی‌الله علی‌محمد و اله الطاهرین

متن بیانات آیت‌الله کمیلی خراسانی «حفظه‌الله» در شرح فرازهایی

از دعای افتتاح(جلسۀ ۱۱)

«الْحَمْدُ لِلَّهِ خَالِقِ الْخَلْقِ، بَاسِطِ الرِّزْقِ، فَالِقِ الْإِصْبَاحِ، ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ، وَ الْفَضْلِ وَ الْإِنْعَامِ، الَّذِي بَعُدَ فَلا يُرَى، وَ قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوَى، تَبَارَكَ وَ تَعَالَى. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَيْسَ لَهُ مُنَازِعٌ يُعَادِلُهُ، وَ لا شَبِيهٌ يُشَاكِلُهُ، وَ لا ظَهِيرٌ يُعَاضِدُهُ، قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الْأَعِزَّاءَ، وَ تَوَاضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمَاءُ، فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ مَا يَشَاءُ»؛

 

دعای شریف افتتاح، دعایی است که در ماه مبارک رمضان قرائت می‌شود؛ مصدر این دعا از آقا حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) است؛ و دارای معارف و مضامین بسیاری بلندی است. مضامین این دعا عمومی و همگانی است و به مکان و زمان خاصی اختصاص ندارد؛ لذا می‌شود تمام یا بخشی از آن را در غیر ماه مبارک رمضان نیز خواند. بنده بخش آخر این دعا را از حفظ دارم و در تمام طول سال در قنوت و در نماز جماعت می‌خوانم. علت آن است که این دعا به سه بخش تقسیم‌بندی می‌شود؛ بخش اول راجع به صفات و اسما ذوالجلال و ذوالجمال الهی است. بخش میانی آن راجع به ذکر صلوات و درود و رحمت الهی بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) است؛ بخش انتهایی دعا مربوط به امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) است. شما می‌توانید فرازهایی از این دعا را که راجع به آن بزرگوار است، حفظ کرده یا در برگۀ کوچکی بنویسید و بخوانید.

مثلاً این فراز دعای افتتاح:

«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ، وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ»؛

این فراز مربوط به دولت کریمۀ اهل‌بیت و دولت حقۀ امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) است. در این فراز به خداوند عرضه می‌داریم که: خدایا ما به چنین دولتی رغبت داشته و دوست داریم و می‌خواهیم که به آن برسیم؛ چون با برپایی چنین دولتی، حق به حق‌دار می‌رسد؛ از مظلومین حمایت می‌شود؛ منشأ اقامۀ عدل در دنیا می‌شود. اسلام عزیز می‌شود (تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ)؛ و مسلمانان (اهله) عزیز می‌شوند. نفاق و منافقین به‌کلی زدوده، ذلیل و خوار می‌شوند و در دولت امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) نخواهند بود (وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ). چرا از چنین مضامین عالی غفلت می‌کنیم؟ فرازهایی از این دعا در گذشته شرح و تفسیر شده است. فرازی از این دعای شریف را برای امشب که شب جمعۀ اول ماه مبارک رمضان است، انتخاب کرده‌ایم که به شرح و توضیح  آن پرداخته می‌شود.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ خَالِقِ الْخَلْقِ، بَاسِطِ الرِّزْقِ، فَالِقِ الْإِصْبَاحِ، ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ، وَ الْفَضْلِ وَ الْإِنْعَامِ، الَّذِي بَعُدَ فَلا يُرَى، وَ قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوَى، تَبَارَكَ وَ تَعَالَى. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَيْسَ لَهُ مُنَازِعٌ يُعَادِلُهُ، وَ لا شَبِيهٌ يُشَاكِلُهُ، وَ لا ظَهِيرٌ يُعَاضِدُهُ، قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الْأَعِزَّاءَ، وَ تَوَاضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمَاءُ، فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ مَا يَشَاءُ»؛ (صلوات بر محمد و آل محمد)

در فرازهایی که قرائت شد به دوازده صفت از صفات پروردگاری اشاره‌شده است. این صفات از دهان مبارک ولی‌الله و حجت‌الله امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) که در حد اعلای معرفت هستند بیان‌شده است. حضرت، خداوند را این‌گونه برای ما معرفی می‌کنند. بخشی از این صفات، صفات جلالی خدا و بخشی دیگر راجع به صفات جمالی خداوند است.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ خَالِقِ الْخَلْقِ»؛ اینکه خدا را با این صفات تمجید، تمحید و ستایش می‌کنیم به علت همان صفاتی است که بعد از حمد معارف خداوندی ذکر می‌شود. تمامی این‌ها استحقاق چنین حمدی را دارد؛ چون ما هرکسی را ستایش و حمد نمی‌کنیم! بلکه ما آن خدایی را حمد می‌کنیم که ما را آفریده (خالق الخلق) و تمامی مخلوقات از آن اوست؛ حتی بنده عرض می‌کنم که علاوه بر خلقت طبیعی باید ببینید که در خلقت مصنوعی، مخترعین با چه علمی به چنین معرفتی رسیده‌اند و این صنعت را اختراع کرده‌اند؟ چنین مغزی را چه کسی به آن‌ها داده است تا توانسته‌اند چنین اختراعی کنند؟ لذا در خلقت طبیعی و خلقت غیرطبیعی، همه به چنین خدای آفریدگاری بازگشت دارند. موحد هیچ فرقی در این جهان نمی‌گذارد؛ همه‌چیز از جمله ذرات موجود در جهان را به خدا اسناد می‌دهد. دید توحیدی می‌خواهد تا خالق را شناسایی کنیم و تعظیم، حمد، رکوع، سجود، خضوع و خشوع خود را منحصر به او کنیم.

«بَاسِطِ الرِّزْقِ» از صفات جمالی خدا است. اسماء الهی یا قابض هستند که مرتبط با صفات جلال است؛ یا باسط‌ هستند و به صفات جمال مربوط می‌شود. وقتی‌ سالک وارد قبض می‌شود در صفات جلال الهی فرو می‌رود و هیبت خدا را در دل احساس می‌کند. سالک نباید بین حال قبض و بسط فرق بگذارد؛ چون هر دو از جانب خدا است. ممکن است آن‌هایی که همیشه در انبساط‌ هستند، دچار غرور و آن‌هایی که همواره در حال قبض‌ هستند، دچار یأس شوند. پس به این دو بال خوف‌ورجا نیاز است. مقصود از رزق در جملۀ «بَاسِطِ الرِّزْقِ»، فقط ارزاق مادی نیست؛ ارزاق معنوی به‌مراتب بالاتر از ارزاق دوروزۀ دنیا است. بسیاری از مردم به همین رزق دنیوی چشم دوخته‌اند؛ اما وقتی سالک در عوالم باطن فرو می‌رود متوجه می‌شود که دریایی از رحمت و ارزاق معنوی خدا در آنجا وجود دارد.

«فالِقِ الْإِصْبَاحِ»؛ چه کسی جز خداوند سپیدۀ صبح را برای این جهان به تلألؤ درمی‌آورد؟ در ادعیه آمده است: «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيل». با درآمدن سپیده‌دم، ظلمت شب باید کنار برود  تا روز و آفتاب بیاید و عالم روشن ‌شود. ما به روز و شب نیاز داریم. نباید بین این دو فرق بگذاریم. خداوند شب را برای استراحت آفریده ولی آن‌قدر بعضی را طمع دنیا فراگرفته که سه نوبت کار می‌کنند. چگونه می‌توان با سه نوبت کار کردن برای عبادت، تفکر در معارف الهی و انجام برنامه‌های سلوکی وقت پیدا کرد؟ چرا انسان خودش را گم می‌کند؟ مگر این دنیا، پلی برای آخرت نیست؟! مگر این دنیا هدف غایی نیست؟! چرا آن را باوجود هدف نبودن، هدف قرار می‌دهیم؟ پس صفت [فالِقِ الْإِصْبَاحِ] از صفات جمالی خدا است؛ چون یک‌دفعه می‌بینیم که یک نوری از شکم تاریکی بلند می‌شود و یک فجر و انفجاری در شکم این ظلمت رخ می‌دهد و فجر منفجر می‌شود. همین انفجار نور و روشنایی است که گسترده می‌شود و دنیا را فرامی‌گیرد و مردم را به فعالیت و معیشت می‌کشاند. چرخش نظام خلقت با همین لیل و نهار است.

«ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ، وَ الْفَضْلِ وَ الْإِنْعَامِ» خداوند هم صاحب جلالت مقدرت و هم صاحب کرم، تفضل، انعام و احسان است. ما چنین خدایی را پرستش می‌کنیم. چگونه می‌توانیم به چنین خدایی نزدیک شویم؟ با خواندن چنین کلمات و صفاتی و تفکر در آن‌ها. بنشینیم و تفکر کنیم و ببینیم که چقدر خداوندِ بزرگِ عظیم بر ما منت نهاده تا با همین معارفی که توسط اهل‌بیت علیهم‌السلام در این ادعیه آمده است این شناخت را در خود ایجاد کنیم.

«الَّذِي بَعُدَ فَلا يُرَى»؛ خداوند بعید و قریب است؛ یعنی خداوند، جامع صفات متضاد است. برای اولیاءش نیز این‌چنین است. شاعر دربارۀ حضرت علی (علیه‌السلام) می‌گوید: «هُوَ الْبَکّاءُ فِی الِمحْرابِ لَیْلًا وَ الضَّحاک اذَا اشْتَدَّ الضَّرابُ»

اگر بخواهید علی را در شب پیدا کنید در محراب عبادت به مناجات، گریه و بکاء باخدا مشغول است. هم او که در شب برای خدای خود این‌گونه روی خاک خضوع و ذلت افتاده است و آن‌طور گریه و ناله می‌کند در روز کجاست؟ می‌بینید که در روز همراه پیامبر در جنگ‌ها است! حضرت در غزوات و جنگ‌هایی که پیامبر حضور نداشت و حتی در آن سه جنگی که بعد از  رحلت پیامبر پیش ‌آمد [همانند] شیر دلاور بود و به روی دشمن می‌خندید و ضربه می‌زد (وَالضَّحاک اذَا اشْتَدَّ الضَّرابُ). این‌یک نمونه از تضاد صفاتی است که در علی بوده و آن‌ها را توانسته باهم جمع کند. در شب آن‌طور و در روز این‌چنین باشد. خدای علی چگونه است؟ خدای علی نیز همین‌طور است. از یک‌جهت می‌بینیم که خدا را نمی‌توانیم با چشم سر رؤیت کنیم اما با چشم دل می‌شود. پس خداوند در دسترس ما نیست. از جهت دیگر خداوند آن‌قدر به ما نزدیک است که از رگ گردن نیز نزدیک‌تر است (يا مَنْ هُوَ أقْرَبُ إلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ). در همین دعا نیز می‌خوانیم: «و قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوَى»؛ این خدا آن‌قدر به ما نزدیک است که نجوای قلبی و درونی ما را حس می‌کند و شاهد آن نجوا است. لذا از خداوند نمی‌توانیم چیزی را مخفی کنیم. خداوند حتی از آن ذرات سر مستتر که در اعماق دل ما است خبر دارد چه برسد به آنچه در ظاهر است. حال با دانستن اینکه خداوند شهد نجوی است و از  ته دل خبر دارد چقدر لازم است که مراقبه را قوت دهیم! چقدر باید این دل را نظیف، پاک و طاهر نگه‌داریم تا یک‌وقت خدایی ناکرده خداوند از شک و شبهه دل یا رذایل باطن ما آگاه نشود. اگر خداوند این رذایل را ببیند ما چه‌کار خواهیم کرد؟

«تَبَارَكَ وَ تَعَالَى»؛ یعنی هم وجود خداوند برای ما برکت و مبارک است و هم مقامش بلند و متعالی است.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَيْسَ لَهُ مُنَازِعٌ يُعَادِلُهُ»؛ خداوند هیچ منازعی ندارد؛ یعنی خدای دومی وجود ندارد که بخواهد باخدای اول جنگ کند. خدا یکی است. این‌طور نیست که برای خداوند کسی باشد که اهل نزاع باشد، بخواهد با او دربیفتد و معادل با آن خدا یک خدای دیگری باشد (یُعادِلُه). اصلاً این مسئله از نظر علم کلام مطرح نیست؛ چون اگر دو خدا وجود داشته باشد، خدای روز می‌گوید من روز را می‌خواهم و خدای شب می‌گوید من شب می‌خواهم، لذا این دو خدا باهم نزاع می‌کنند و این معقول نیست (لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا). اگر زمین و آسمان دو خدا داشتند دیگر زمین و آسمانی در کار نبود؛ چون باهم منازعه می‌کردند.  مگر یک مملکت می‌تواند دو رئیس‌جمهور داشته باشد؟ لذا از این جمله استفاده می‌شود که خدا کفو و معادلی ندارد (لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ). خداوند نظیر، همتا و شریکی ندارد.

«وَ لا شَبِيهٌ يُشَاكِلُهُ»؛ شبیه همان شریک است. ابداً کسی که بخواهد هم‌شکل و مانند او باشد وجود ندارد.

«وَ لا ظَهِيرٌ يُعَاضِدُهُ»؛ خداوند منازع، شبیه و ظهیری ندارد. «ظهیر» یعنی کسی که بخواهد پشتوانه‌ای برای خدا باشد. «معاضد» به معنای معاون است که به شخصی کمک می‌دهد. در این قسمت از دعا می‌خوانیم: خدایا تو هیچ‌گاه به ظهیر و معینی که تو را اعانت کند و به تو کمک دهد نیاز نداشته‌ای. تو به چنین معینی نیاز نداری.

«قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الْأَعِزَّاءَ»؛ خدا آن‌قدر عزیز است که اعزاء و عزیزان دیگر در مقابل او هیچ هستند و همه مقهور عزت او هستند. حضرت علی (علیه‌السلام) [در خطبه روز عید فطر] می‌فرمایند: «تَعَزَّزَ بِالْبَقَاءِ وَ ذَلَّلَ خَلْقَهُ بِالْمَوْتِ وَ الْفَنَاءِ». خدایا بقا و سرمدیت از آن توست. لازمۀ حیات ابدیت تو این است که بندگان و مخلوقاتت مقهور و محکوم این عزت، باشند. لازمه حیات همیشگی‌ تو این است که بندگانت به‌واسطۀ قدرت و سلطه‌ات، مقهور حکم‌ تو باشند و در مقابل آن حیات بمیرند؛ یعنی هر چیزی را از طریق ضدش می‌توانیم بشناسیم. اگر سیاهی در مقابل سفیدی نبود، سفیدی و سیاهی معنایی داشت. اگر روز در مقابل شب نبود، شب و روز مفهومی نداشتند. اگر [تمام مخلوقات] خداوند نمیرند چگونه می‌توان حیات سرمدی و ابدی را برای خدا اثبات کرد. در اخبار معراج آمده است که بعد از آنکه به امر الهی تمامی مخلوقات به‌جز سه ملائکۀ مقرب خداوند جبرائیل، میکاییل و اسرافیل قبض روح می‌شوند خداوند به حضرت عزرائیل دستور می‌دهد که آن‌ها را نیز قبض روح کند. همگی از بین می‌روند و حضرت عزراییل تنها می‌ماند. فرشته‌ای که از ابتدای خلقت دنیا باقدرت خداوند ارواح بسیاری را قبض کرده است (قابض الارواح؛ ملک الموت)؛ ملکی که بر همه ملائکه تسلط داشته است و قبض تمامی جن و انس به دست او بوده است. بنده در روایت خواند‌ه‌ام عزرائیل درحالی‌که سر به زیر دارد به سمت جلو حرکت می‌کند و سپس می‌ایستد. سپس خداوند به او می‌گوید: مُتْ (بمیر) [يَا مَلَكَ الْمَوْتِ] سپس او نیز می‌میرد. سپس صدای خداوند بلند می‌شود و می‌فرماید: «لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ». امروز پادشاهی جهان از آن کیست؟ آن‌ها که آمدند و ادعای فرعونیت و سلطنت کردند، کجا هستند؟ سپس خداوند می‌فرماید: «لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ». این مطلب راجع به قهاریت خداوند است. انسان باید قهاریت خدا را حس کند. این‌طور نباشد که فقط به سراغ صفات جمالی خداوند برویم. باید قاهریت و قهاریت در ما تأثیر کند. خود را در دست خدا ذلیل و خاضع ببینیم و چیزی نبینیم. اینجاست که می‌فرماید: «قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الْأَعِزَّاءَ، وَ تَوَاضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمَاءُ»؛ عظماء در مقابل عظیمتش صغیر و ناچیز هستند و نمی‌توانند از عظمت خود چیزی بگویند. نمرود کجا رفت؟ صدام چه شد؟ کجا رفت آن فرعونی که در تاریخ نوشته‌اند، پانصد سال حکومت کرد؟ بعد از مدتی در دریا غرق شد! بالاخره قهاریت و بزرگی خداوند این‌گونه است و همان‌طور که رحمت و مهربانی‌اش را حس می‌کنیم باید عظمت، بزرگی و جلالت خدا را نیز در خود حس کنیم. خداوندی که او را با صفات قاهر، عظیم، بزرگ، تنها، بعید، قریب، فالق الاصباح و خالق الخلق نام بردیم جامع جمیع قدرت‌ها و نیرومندترین نیروها می‌شود.

وقتی این‌گونه شد:

«فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ مَا يَشَاءُ»؛ ما یشاء یعنی چه؟ یعنی مشیت و اراده خداوند به هرچه تعلق بگیرد از طریق قدرت، عظمت و بزرگی‌اش، می‌تواند آن را در همان لحظه ایجاد ‌کند مقتضای چنین عظمت و قدرتی این است که هرچه را که بخواهد انجام می‌دهد و هیچ‌کس در مقابل اراده او حق سؤال  فضولی کردن ندارد. مصادیق آن عبارت‌اند از: «لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ» (آیه ۲۳ سوره انبیاء) یا «إنّ الله علی کلّ شیءٍ قدیرٌ». خدا بر هر چیزی توانا است. وقتی با خواندن دوازده صفت موجود در جملات دعای افتتاح این معرفت حاصل شد که چنین خدای بزرگی داریم باید در مقابل او حالت بندگی، ذلت و عبودیت داشته باشیم؛ و خدا را به خود نزدیک، مقضی‌المرام و قاضی الحاجات بدانیم؛ و این‌قدر در خانۀ خلق خدا نرویم! بلکه به سراغ آن خالق و رازق بزرگ برویم. خدا می‌داند که بعضی از کارهایمان نشان‌دهندۀ شبهه در رازقیت خدا است! بعضی از صبح که بیدار می‌شوند به این فکر می‌کنند که سر برج شود تا حقوق بگیرند! یا مغازه را باز کند چون تصور می‌کند مغازه به او روزی می‌دهد! یا کارفرما سر ماه حقوق می‌دهد! واقعاً این چه اعتقادی است که داریم؟ ما کجا و رازقیت پروردگار کجا! این‌ها جز یک سبب، کاره‌ای نیستند! اگر خداوند می‌خواست، می‌توانست از طریق این اسباب، رزق ندهد. همان‌طور که در داستان‌ها آمده برای بعضی رزق‌های غیبی می‌آمد. می‌گویند موقع ساخت مسجد سید در اصفهان، سید هر روز دستش را در زیر تشک می‌کرد و پول کارگران را پرداخت می‌کرد. پس ارزاق غیبی نیز هست و می‌رسد. چرا این‌قدر باید ضعیف باشیم و تمام فکرمان به دست بندگان خدا باشد؟ بلکه نباید آن‌ها را چیزی بدانیم. باید بگوییم خداوند این‌ها را برای ما درست کرده است. اگر خداوند نمی‌گفت که به مغازه برو، در آن را بازکن و در مغازه بنشین ما اصلاً به مغازه نمی‌رفتیم. خداوند این برنامه‌ها را برای تمشیۀ امور و نظام خلقت قرار داده است. باید به دنبال کسب‌وکار برویم. اگر این کسب را خدایی نکرده همانند بتی برای خود قرار دهیم که این به ما روزی می‌دهد می‌شود همان بت‌پرستانی که فقط متوجه بت بودند. می‌گفتند این بت است که به ما روزی می‌دهد. خدای ما بت است. امیدواریم که این‌گونه نباشیم و همیشه در خود رازقیت، کرم و فضل خدا را حس کنیم. همیشه با او تعامل داشته باشیم و حاجات، مطالب و خواسته‌هایمان را به در خانه او ببریم.

دعای آخر مجلس

«أللّهُمَّ وَفِّقنَا لِمَا تُحِبُّ وَ تَرضَی؛ و لا تکلنا الی انفسنا طرفة عین ابدا؛ اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِيقَ الطَّاعَةِ؛ اللهم تقبل صیامنا و صلواتنا و ادعیتنا فی هذاالشهر العظیم.»

پروردگارا ثوابی از این مجلس نثار اموات و گذشتگان به خصوص آیت‌الله سید محمد محسن طهرانی، پدرش علامه سید محمدحسین طهرانی و استاد ما و ایشان مرحوم سید هاشم حداد «رضوان الله تعالی علیه» که دوازدهم این ماه، سالروز رحلت ایشان است، بفرست. پدر و مادر ما را غریق رحمت بفرما. اموات مؤمنین و مؤمنات را ببخش و بیامرز. جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری اجمالاً صلوات جلیل و غرایی بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...