باب ۹ کتاب منازل السائرین : منزل ریاضت

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین

 موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری

منزل : ۹ منزل ریاضت


متن عربی :

۹٫ باب الریاضه

قال اللّه عزّ و جلّ: «وَ الَّذِینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ»[1].

الریاضه تمرین النفس على قبول الصدق؛ و هی على ثلاث درجات:

ریاضه العامّه تهذیب الأخلاق بالعلم و تصفیه الأعمال‏ بالإخلاص و توفیر الحقوق فی المعامله.

و ریاضه الخاصّه حسم التفرّق و قطع الالتفات إلى المقام الذی جاوزه و إبقاء العلم یجرى مجاریه.

و ریاضه خاصّه الخاصّه تجرید الشهود و الصعود إلى الجمع و رفض المعارضات و المعاوضات.[۲]


شرح:

قال اللّه عزّ و جلّ: «وَ الَّذِینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ»[3]؛ مؤمنان کسانی هستند که آنچه را وظیفه دارند به‌جا می­آورند، اما در دل­هایشان نگران هستند. ریاضت ابتدا از دل شروع می‌شود: وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ، یعنی دل کاملاً ریاضت کشیده و خود را از موانع و مزاحمات و رذایل تخلیه کرده باشد؛ در چنین قلبی حتماً خوف و خشیت الهی جای دارد. یک معنای ریاضت هم همین خوف درونی سالک است.

الریاضه تمرین النفس على قبول الصدق، در تعریف ریاضت می­گویند که نَفسِ خود را آن­قدر ریاضت و تمرین داده باشی که به مرحله باور، تصدیق و ایمان رسیده و در نَفس هیچ­گونه شک و تردیدی در حقانیت گفته­ها و فرموده­های خداوند متعال نداشته باشی. پس حقیقت ریاضت در عرفان، آماده‌­سازی نَفس با عِلم و عَمل برای طی کردن مراحل سیر و سلوک است. و اما ریاضت به سه درجه تقسیم شده است:

«ریاضه العامه، ریاضه الخاصه و ریاضه خاصه الخاصّه»

در باب ریاضت عامه این‌گونه بیان‌ فرموده:

ریاضه العامّه تهذیب الأخلاق بالعلم، مرحله اول از ریاضت عامّه این است که نَفس خود را به آداب الهی تأدیب کنند، یعنی آداب و سُنَنی که در علم شریعت و در تعالیم اهل‌بیت (علیهم‌السلام) آمده است. اخلاق را با علم شریعت و با آدابی که وارد شده تهذیب کنیم. این مسئله برای عامه مردم قابل‌ درک است.

و تصفیه الأعمال‏ بالإخلاص، مرحله دوم ریاضت عامه، یعنی سالک بتواند اعمال خود را از ریا و نِفاق و شِرک پاک کند که از این عمل تعبیر به اخلاص می‌شود، یعنی کاملاً اعمال و افعال خود را برای تقرب به خدا و خالصانه انجام دهد.

و توفیر الحقوق فی المعامله، و مرحله سوم در ریاضت عامه این­که سالک بتواند رعایت حق‌الناس را کند و در معامله و رفتار با مردم، حقوق آن­ها را مطابق با عدل و انصاف انجام دهد. در روابطش با خانواده، با همکاران و سایر افراد و در دادوستدها، در برخوردها و در قول و فعلی که از زبان و رفتارش صادر می­شود، رعایت حقوق آن­ها را بکند. این کار هم احتیاج به‌نوعی ریاضت دارد؛ زیرا هرکسی تهذیب اخلاق، اخلاص و رعایت عدل در اتیان حقوق الناس را ندارد. به هر حال همین مقدار ریاضت عامّه است و دو مرتبه دیگر کیفیت خیلی بالاتری دارند که توضیح داده خواهد شد. بعضی­ها هم در باب اخلاص این حدیث را گفته­اند: «من أخلص للّه أربعین صباحا ظهرت له ینابیع الحکمه من قلبه إلى لسانه»[4]، یعنی برای رسیدن به مرحله اخلاص، نیاز به انجام اربعینیاتی هم هست؛ چون حدیث از رسول خداست که فرموده است: کسی که بتواند چهل روز خودش را برای خدا خالص کند، خدای متعال چشمه­های حکمت را از قلب بر زبانش جاری می­کند. حالا خالص کردن یعنی چه؟ یعنی اعمال و افعال و نیّات خود و ظاهر و باطنش را به مرحله اخلاص در بیاورد. هر چه تمرین بیشتر باشد تا چهل روز کم‌کم این ملکه پیدا خواهد شد.

حافظ می‌گوید:

شنیدم سحرگه رهرویی در سرزمینی

همی گفت این معما با قرینی

که ای صوفی شراب آنگه شود صاف

که در شیشه بماند اربعینی

 

 

«و ریاضه الخاصّه حسم التفرّق و قطع الالتفات إلى المقام الذی جاوزه و إبقاء العلم یجرى مجاریه»

و اما ریاضت خواص: در مرحله بالاتر، بعد از تحصیل تهذیب اخلاق و اخلاص و ادای حقوق مردم، باید گامی بالاتر بگذاریم و این خصوصیات در ما پیدا شود:

۱٫ حسم التفرّق، ریشه‌کن نمودن تفرقه. ما چگونه می­توانیم خودمان را از پراکندگی و تفرقه نجات دهیم؟ منظور از ریشه‌کن کردن تفرق این است که تمام میل­های نَفسانی ما، میل­های الهی باشد. میل به ماسوی الله نداشته باشیم و همه فضای وجودمان از معانی الهی و توحیدی پرشده باشد. در این مورد، تفرقه در مقابل جمع و وحدت در مقابل کثرت هم گفته­اند، یعنی از تفرقه تعبیر به کثرت و همچنین تعبیر به پراکندگی در مقابل جمع هم شده است که انسان حواس و افکارش را جمع کند.

شعری هم از حافظ به‌عنوان شاهد آمده است:

چنان پُر شد فضای سینه از دوست

که فکر خویش گم شد از ضمیرم

 

و اما مطلب دیگری که ایشان در ریاضت خواص می­فرماید:

۲٫ و قطع الالتفات إلی المقام الذی جاوزه، قطع التفات به مقامی که از آن عبور نموده است، یعنی به مقام و مرحله­ ای که از آن تجاوز و عبور کرده است، دیگر برنگردد و توجهی نکند. بالاخره وقتی انسان مقامی را طی می­کند برایش شیرین و جذاب و لذت‌بخش است و لذا ممکن است تمایل پیدا کند که بیشتر متوجه آن مقام باشد و از حالات مربوط به آن لذت ببرد. اما این باعث کندی حرکت او و فراموش شدن راهی است که در پیش دارد؛ بنابراین باید چشم بر آنچه تا به حال به دست آورده ببندد و تمام توجهش را معطوف آینده­اش کند.

البته این به معنای انکار نعمت­های خدا و احساس توقف و یأس نیست. سالک هرقدر که جلوتر رود می­تواند متوجه شود که درگذشته کجا بوده؟ کجا سیر کرده؟ الآن کجاست؟ نسبت به گذشته چقدر حالاتش عوض شده است؟ معاملات او باخدا، با خانواده و با مردم چقدر تغییر کرده؟ دید او، بینش او، رفتار و اقوال او چقدر عوض شده است؟ وقتی با بعضی افراد که مدتی در سیر و سلوک بوده­ اند‌ صحبت می‌­شود واقعاً امیدوار هستند و آثار اذکار و اعمال روی آن­ها مشهود است. سالک هر چه جلوتر می­رود، گذشته را بهتر می­فهمد. حال اگر سالکی بگوید من مانند گذشته­ ام هستم و تغییری نکرده­ ام، واقعاً کفران نعمت کرده است. اگر این بیان را به استاد خود بگوید، با دوستان خود مطرح کند یا در پیشگاه خداوند عرضه بدارد، کُفران نعمت است. بالاخره این جلسات تأثیر خود را می­گذارد. این گریه­ها و ناله­ها، این توجّهات و توسلات مؤثر است. چرا انسان این­ها را تضییع کند؟ این امر مانند آن است که خدا نعمتی به انسان بدهد ولی کفران نعمت کند و بگوید نه خدا نداده است.

انسان باید مقداری به خودش امید بدهد و بگوید: خدایا تو را شکرگزارم که مدتی در این راه بودم، چیزهایی فهمیدم و تغییراتی حاصل شد. چرا مُدام آیه‌ یأس بخوانیم و ناامید باشیم؟ این امیدها و شکر نعمت­ها لازم است. فقط نباید به حد دلبستگی به پیشرفت­ها و توقف در سیر برسد. پس نه سرخوش شدن از گذشته و غافل شدن از آینده خوب است و نه فراموش کردن گذشته و یاس از آینده. بالاخره خداوند توّاب است و توبه انسان را قبول می­کند. حالا اگر مرتب بگوییم خدا نمی­بخشد و ما مثل گذشته هستیم و هیچ تغییری در ما حاصل نشده؛ از نظر او کفران نعمت است. این­ها چیزهایی است که انسان را به عقب برمی‌گرداند و حالت یأس ایجاد می­کند که البته این حالت هم خوب نیست. بنابراین خواجه می­گوید: به چیزهایی که گذشته، نگاه نکن؛ به جلو توجه کن. ببین چقدر از راهی که در پیش داری، باقی مانده؟ باید آن­هایی را که باقی مانده، تکمیل کنی.

۳٫ و إبقاء العلم یجری مجراه، و اما آن جمله­ای که می­فرماید: ابقاء العلم یجری مجراه، یعنی همین­طور که در مقامات باطنی سیر و صعود می­کند، این علم شریعتی را که به دست آورده هم بکار ببندد. هر علمی را در جا و زمان خود به کار گرفته و بگذارد در مجرایش جریان داشته باشد. پس بکار بردن و حفظ و ابقای علم در مقام و مجرای خاص خود، سومین مرحله از ریاضت خاصّه است.

بعضی از سالکین در خلال سیر معنوی‌شان وقفه­هایی در عمل به شریعت پیدا می­کنند. ایشان می­فرمایند که باید علم و دانشی را که به دست آورده به کار گرفته و پیش رود. منظور خواجه از کلمه علم، علم شریعت است. می­فرماید: تعالیم و آدابی را که به او رسیده، بکار گرفته و آن­ها را ادامه بدهد و در عمل به آن­ها وقفه و توقف نکرده و با آن­ها مخالفت نکند. مشایخ طریقت این وقفه را سوء ادب می­دانند؛ چون وقتی موجِّه و راهنمایی دارد که او را ارشاد به این امر می­کند که وقفه نکن، او باید گوش کند و پیش رود.

اما مرحله و گام بالاتر در قدم‌های ریاضت، ریاضت خاص الخاص است که خیلی عمیق­تر و دقیق­تر است:

«و ریاضه خاصّه الخاصّه تجرید الشهود و الصعود إلى الجمع و رفض المعارضات و المعاوضات»

تجرید شهود، یعنی این­که سالک آن­قدر در آداب و اعمال و سنن با خودش کار کرده باشد و نفس را ریاضت داده باشد که از جنبه باطن به مقام شهود رسیده باشد، یعنی اسماء و صفات الهی را در خود ببیند، مُتّصف به اخلاق الهی و صفات الهی شود و علایق و کثرات را از خود دور کند. این ریاضت فوق‌العاده‌ای است که هرکسی به آن دست پیدا نمی­کند.

و اما این­که فرمود، صعود به جمع؛ در این مورد گفته‌شده که این مرتبه بعد از مرحله فنا به دست می­آید. وقتی انسان فنای از تعلّقات پیدا کرد، حالت جمعی برایش پیش می­آید که می­تواند بین ظاهر و باطن جمع کند. هم می­تواند ادای وظایف و حقوق کرده، جنبه­های کثرتی را که لازم هست، رعایت کند و هم جنبه­های توحیدی و وحدتی لازم را رعایت کند. این امر خیلی مشکل است که انسان بتواند هم ادای حق‌الله کند وهم ادای حق‌الناس. بتواند هر چیزی را در موضع خودش انجام دهد، این‌یک حالت جمع‌الجمعی می­خواهد.

از این بالاتر و رفض المعارضات و المعاوضات است که این هم باز یک حالت توحیدی بالاتری است؛ چون شما باید نه در خودت تعارضی ببینی و نه عوض و معاوضه‌ای در خودت و در معاملات و دادوستدهای الهی از خدا بخواهی. هیچ‌گونه چشم‌داشتی نداشته باشی که خداوند به تو پاداش دهد. یا این­که بگویی خداوندا من این کار را انجام می­دهم به خاطر این‌که فردا چنین و چنان باشد. وقتی اراده عبد در اراده الهی مُندَکّ و هضم شود، وقتی این دو اراده باهم یکی شده و خواسته خودش با خواسته خدا یکی گردد و از هم جدا نشود، دیگر تعارضی بین خواسته خودش با خواسته خدا نمی­بیند و آن وقتی است که دیگر کار معاوضه­ای نمی­کند، عِوَض نمی­خواهد و منتظر مزدی نیست.

کسانی که اهل مزد و اهل تجارت هستند، همان­گونه که در دادوستد دنیایی، به دنبال توسعه‌ در امور تجارتی و معاملاتی هستند، در کارهای اُخروی و معنوی­شان هم می­خواهند این‌طور برخورد کنند که این می­شود همان عباده التجار که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: من این‌طور خدا را عبادت نمی­کنم، بلکه خدا را از آن جهت که أهل للعباده، شایسته عبادت است عبادت می­کنم[۵]. پس چشم­داشتی به عوض­های الهی نباید داشت و این وقتی اتّفاق می­افتد که از کثرات بیرون آمده باشد، آثار خلقی از او زایل شده باشد. دیگر در اینجا چون جلوه حق در او پیدا شده، بقایش هم بقا بالله شده است. اینجا دیگر این حالت تعارض یا حالت معاوضه در نَفس او نخواهد بود. او فقط و فقط منتظر است که ببیند خواسته او چیست؟ از بالا چه نظری به او می­شود؟ عیناً مثل یک برده، مثل عبدی که مولا او را از بازار می­خرد و به خانه می­آورد.

آیا از خودش اراده­ و اختیاری دارد؟ یا این­که منتظر است ببیند مولا چه طور با او رفتار می­کند؟ همواره دستش به دست مولاست. هیچ ‌چیز ندارد و مملوک است. مولا او را خریده و به خانه آورده است. پس نفقه، مکان، خواب و کارهایش همه با مولا هست. او فقط آنجا ایستاده ببیند مولا به او چه می­گوید؟ چه‌کار کند؟ هر چیزی او گفت انجام دهد. وقتی یک برده نسبت به ارباب خود این­گونه است، آن وقت ما مخلوقات نسبت به این مالک بزرگ، خالق بزرگ نباید این‌طور باشیم؟ پس همه چون و چراها باید برود. همه‌ اعتراض­ها، همه این نق­نق­ها و گلایه­ها باید از بین برود.

این از طرفی و از طرف دیگر سؤال این است که آیا ما خودمان با اختیار خودمان به این دنیا آمده­ایم؟ آیا با اختیار خودمان از این دنیا می­رویم؟ آیا این رزق­های آسمانی معنوی و مادی برای ما تقدیر و اندازه­گیری و تقسیم نشده است؟ اگر واقعاً ما معتقدیم ‌که او برای ما می­خواهد و مقدرات، مقدراتی است که او برای بندگانش می­خواهد، پس این بنده هر چه برای او تقدیر شده، همان به او می­رسد. حالا بر سرش داد بزند یا نزند، همان است. پس دیگر چرا معارضت می­کند؟ چرا معاوضات می­کند؟ او باید ببیند ازآنجا چه می­رسد؟ چون واقع امر این‌طور است. باید آدم به واقع امر برسد. وقتی به‌ واقع امر رسید دیگر هیچ حرفی ندارد. سیر و سلوک هم برای همین است. ریاضت­ها هم برای همین است. این تقسیم ریاضاتی که تا حالا صحبت کردیم برای همین است که انسان به یک نتیجه برسد.

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایان بنوازد آشنا را

چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی

دل و جان فدای رؤیت بنما عذار ما را

 

بنابراین در مرحله اعلی از مراحل ریاضت، کلاً معارضات را کنار می­گذارد، کلاً معاوضات را کنار می­گذارد و منتظر است ببیند که از جانب او چه می­رسد. برای اهل صدق و یقین، فضولی و دخالت در کارهای خدا ممنوع است. کسی که اهل سلوک است، کسی که ریاضت­های مشروعه کشیده و پا در این راه گذاشته، تسلیم و رضایش از دست نمی­رود، بلکه روزبه‌روز بر مقام تسلیم و رضای او افزوده می­شود.

از خدا بخواهیم و هم دعا و هم حرکت کنیم. برکت از او حرکت از ما. چون به ما فرمان داده که ما باید حرکت کنیم، باید جهادی کنیم، باید بخواهیم. هرچند که گفتیم واقع همان است که او ما را می­چرخاند و او مُدبّر ماست؛ اما بازهم گفته است که باید حرکت کنیم. باید جهاد کنیم و جمع بین این دو را اهل معنا می­فهمند که جمع بین این دو چگونه باید باشد.

 حافظ هم شعری دارد که مضمونش این است که:

گرچه وصالش نه به کوشش دهند

هرقدر ای دل که توانی بکوش

 

مضمونش این است که هرچند آن مقامات بالا را به سعی و کوشش تو نمی­دهند و افاضه­ای است و چیزی نیست که حتماً مثلاً علت این باشد که شما چون رفتی و خواستی بدهند. این علت نیست، افاضه­ای است ولی می­گوید هرچند که درواقع این‌چنین است ولی تو تا توانی بکوش، یعنی سعی را باید بکنی.

خداوندا! پروردگارا! بیش‌ازپیش بر مراتب سعی و عطش و طلب و وجد و شعف ما بیفزا.


[۱]. المؤمنون، ۶۰٫

 

[۲] خواجه عبدالله انصارى، منازل السائرین، صص ۴۵ و ۴۶، تصحیح علی شیروانی، دار العلم – تهران، چاپ: اول، ۱۴۱۷ ق.

 

[۳]. المؤمنون، ۶۰٫

 

[۴]. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار، ج ۶۷، ص ۲۴۹، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.

 

[۵]. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار، ج ۴۱، ص ۱۴، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق. شرح نهج البلاغه ابن میثم ج ۱ ص ۸۱٫

 

باب ۱۳ کتاب منازل السائرین : منزل اشفاق

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۳ منزل اشفاق متن عربی...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۷/۱۸

باب ۸ کتاب منازل السائرین: منزل فرار

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸ منزل فرار...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۱

باب ۱۸ کتاب منازل السائرین: منزل تبتل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۸ منزل تبتل متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۰

باب ۸۴ کتاب منازل السائرین : منزل حیات

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸۴ منزل حیات متن عربی :...

تاریخ انتشار: یکشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۹

باب ۱۷ کتاب منازل السائرین : منزل ورع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۷ منزل ورع متن عربی...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۸

باب ۴ کتاب منازل السائرین : منزل انابه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴ منزل انابه متن عربی...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۶

باب ۲۷ کتاب منازل السائرین : منزل توکل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۲۷ منزل توکل متن عربی...

تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۵

باب ۱۴ کتاب منازل السائرین : منزل خشوع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل :۱۴ منزل خشوع متن عربی : ۱۴٫...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۴

باب ۱ کتاب منازل السائرین : منزل یقظه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱ منزل یقظه متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

باب ۴۲ کتاب منازل السائرین : منزل عزم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴۲ منزل عزم متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام»
به اطلاع می‌رساند به حول و قوه الهی مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام» با سخنرانی فقیه عارف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «...
نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...