باب ۴۵ کتاب منازل السائرین : منزل یقین

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین

 موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری

منزل : ۹ منزل یقین


متن عربی :

۴۵. باب الیقین‏

قال اللّه عزّ و جلّ: «وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ‏»[1].

الیقین مرکب الآخذ فی هذا الطریق. و هو غایه درجات العامّه، و قیل أوّل خطوه الخاصّه. و هو على ثلاث درجات: الدرجه الأولى علم‌الیقین. و هو قبول ما ظهر من الحقّ و قبول ما غاب للحقّ و الوقوف على ما قام بالحقّ. و الدرجه الثانیه عین‌الیقین. و هو الغنى بالاستدراک عن الاستدلال و عن الخبر بالعیان و خرق شهود حجاب العلم. و الدرجه الثالثه حقّ­الیقین. و هو إسفار صبح الکشف ثمّ الخلاص من کلفه الیقین ثمّ الفناء فی حقّ­الیقین.[۲]


شرح:

 منزل ۴۵ از بخش اصول منازل السائرین منزل یقین است. قال اللّه عزّ و جلّ: «وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ‏»[1]، بر روی زمین نشانه­هایی برای اهل یقین است. موقنین اهل یقین هستند که نشانه­ها را کشف می­کنند و خدا را در این نشانه­ها می­بینند.

الیقین مرکب الآخذ فی هذا الطریق؛ «آخذ فی الطریق» یعنی کسی که وارد راهی شده و آن را طی می­کند. در اینجا منظور همان سالک الی الله است که وارد راه خدا شده و به­سوی او حرکت می­کند. این راه رفتن باید با یک مرکبی باشد. همان­طور که در عالم ظاهر برای رفتن از نقطه ­ای به نقطه دیگر با یک وسیله سیر می­کنید، در باطن هم باید یک مرکبی باشد که سوار آن مرکب شوید، بعد سفر باطنی کنید.

خواجه می­فرماید: «یقین» حکم آن مرکب و وسیله را دارد. (الیقین مرکب الآخذ).

اگر سالک دستش از یقین خالی شود، جای آن «شک» و «ظلمت» و «تاریکی» و «تردید» خواهد آمد. لذا ما همیشه باید به یقین متمسک شویم.

و هو غایه درجات العامّه؛ می­فرماید که اگر می­خواهی از حال عوام­ الناس بیرون بیایی و خاص شوی و با خواص باشی، باید یقین پیدا کنی. چون عوام، اهل یقین و دنبال یقین نیستند که بتوانند یقین را در باطنشان پیدا کنند.

اگر امروزه در احوال عوام بنگرید می­بینید که اسلامشان شناسنامه ­ای، تقلیدی و وراثتی است، مثلاً اگر در کوچه و خیابان از کسی بخواهید چند دلیل عقلانی برای اثبات معاد بیاورد، می­بینید که نمی­تواند. حتی دیگر آن صفای قدیم هم نیست. در قدیم مردم ساده بودند، گرفتار این همه منیّت و ثروت و غرور و زندگی ماشینی نبودند. زندگی ماشینی از جهاتی خوب است اما از جهاتی هم غرور آور است. در قدیم از همین مردم ساده، مثلاً از یک پیرزن می­پرسیدند: چه دلیلی برای اثبات خدا داری؟ می­گفت: از این دوک نخ‌ریسی که در دستم هست[۲] و برای اثبات خدا دلیل می­آورد، یا مثلاً یک اعرابی شترسوار در بیابان، از شترش دلیل می­آورد.

این­ها به خاطر آن صفا و سادگی و بلاهت باطنی بود که می­گویند: «أکثر أهل الجنه البُله»[3]،[۴] بیشتر اهل بهشت اهل بلاهت هستند. باباطاهر هم در مورد این افراد، در اشعارش می­گوید: «هرّ از برّ ندانند»[5].

برای رسیدن به یقین باید راه­های مختلف را بررسی نمود؛ حال می­خواهد یقین استدلالی باشد یا یقین علمی باشد یا یقین عینی باشد. خواجه در تعریف یقین، اول بیان نمود که یقین حکم یک مرکب را دارد. سپس بیان نمود که یقین، آخرین درجه از درجات عوام است، یعنی کسی که از حالت عمومی و از آن ظنون و گمان و شکوک خارج شده و وارد یقین می­گردد، به آخرین مرتبه از مراتب عوام‌الناس و اولین مرتبه از مراتب خواص وارد شده است. چرا که خواجه در ادامه فرموده: و قیل أوّل خطوه الخاصّه یعنی گفته شده، قائلی هست که خواسته یقین را اولین گام خواص معرفی کند؛ بنابراین یقین آخرین قدم عامه و اولین قدم خاصه است.

سپس می­فرماید: و هو على ثلاث درجات، یقین سه درجه دارد: ضعیف، متوسط و قوی.

مثال­هایی در مدارس خوانده­اید: مثلاً معلم، ابتدا در کلاس، آتش را از جنبه کلامی و استدلالی معرفی می­کند. بعد به آزمایشگاه می­برد تا کاملاً بفهمند که گرما و سوزانندگی دارد؛ و این­ها مراتب یقین است.

الدرجه الأولى علم‌الیقین؛ و هو قبول ما ظهر من الحقّ

 درجه اول «علم‌الیقین» است و آن عبارت است از آنچه که از حق پدیدار گشته است را بپذیرد. در عالم ظاهر، نشانه­ ها و آیات انفسی و آفاقی وجود دارد. سالک از نظر علمی در این دانش­ها و در نشانه­های حق سیر می­کند؛ آن­ها را پیدا می­کند و می­پذیرد. اگر قبول کرد، در واقع به «یقین علمی» رسیده است.

و قبول ما غاب للحقّ، یعنی قبول آنچه برای حق ناپدید گشته است. به عبارتی، قبول مغیباتی که حق‌تعالی دارد. در ابتدای سوره بقره می­خوانید که «ذٰلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»، یعنی ایمان به غیب داشتن؛ زیرا که همه چیز ظاهر نیست بلکه عوالمی هم هست که در آینده باید به آن­ها برسیم، ولی شما باید ایمان داشته باشید تا به آنجا برسید. اگر ایمان نداشته باشید و موضعتان، موضع شک و جهل و انکار و جهود باشد، چگونه می­خواهید برسید؟

لذا می­فرماید: هم آیات ظاهری و هم وعده­های غیبی الهی را باید از جنبه علمی بپذیری تا یک نوع «علم‌الیقین» بشود.

و الوقوف على ما قام بالحقّ،  واقف شدن بر آنچه به دست حق بر پا شده است، یعنی آگاهی و اشراف پیدا می­کند به آن چیزهایی که با قدرت حق قیام پیدا کرده است؛ و این­ها هم همان نشانه­ها هستند.

بنابراین، مرحله اول فقط نشانه ­هاست. آیات و نشانه­هایی است که یا در کلاس درس برایش بیان می­کنند، یا خودش به طبیعت می­رود و می­گردد و آن­ها را یافته و وقوف پیدا می­کند؛ اما کلاً همه این موارد در عالم جستجو و عالم علم است نه در عالم باطن. عالم باطن رنگ دیگری دارد و آن را در درجه دوم گفته است.

خواجه در کتاب صد میدان در مورد درجات یقین تعابیر دیگری هم می­کند که می­توانند در فهم مطلب مؤثر واقع شوند. یک تعبیرشان این است که:

«علم یقین، استدلالی است»، پس همان‌طور که از لفظ «علم­ الیقین» برداشت می­شود، علم یعنی دانش و استدلال علمی. تعبیری دیگر که در همان کتاب فرموده این است که «علم یقین، مطالعت است» و این­که «علم یقین از سماع روید»، یعنی «علم‌الیقین» سمعی و شنیدنی است. می­نشینی و گوش می­کنی، امّا هنوز پیدایش نکرده­ای. و باز می­فرماید: «علم یقین، سبب شناختن است»، یعنی شخص به دنبال اسباب می­رود؛ زیرا که جهان اسباب و مسببات است. چرا به جای «مسبّب» به دنبال «سبب» هستید؟

و الدرجه الثانیه عین‌الیقین؛ و هو الغنى بالاستدراک عن الاستدلال

درجه دوم «عین‌الیقین» است.، یعنی به وسیله استدراک از استدلال بی‌نیاز شده است. در درجه اول شما به دنبال دلیل بودی؛ اما حالا پس از آنکه دلیل را تمام کردی در درجه دوم می­خواهی خودت درک کنی و آن علم­ها در باطنت نقش پیدا کرده و از عرفان نظری به عرفان عملی برسی. اینجاست که دیگر از استدلال علمی بی­نیاز می­شوی. عین به معنی چشم است، یعنی به چشم رؤیت کند. سالک در این مرحله می­بیند و درک می­کند. در صد میدان هم فرموده: «عین یقین، استدراکی است». این­ها واقعیت است. چون انسان تا حدی، به کتاب و استدلال نیازمند است؛ اما زمانی که آن­ها را به کار گرفت و راه افتاد، می­خواهد آن­ها را در خود پیدا کند و دیگر به دنبال الهامات درونی خود است. سالک در عین‌الیقین، اشراقی شده است، یعنی در دلش الهام می­گیرد. به همین خاطر است که در صد میدان فرموده: «عین یقین، از الهام روید».

و عن الخبر بالعیان، خبر در همان علم است. در درجه دوم چون عیان را به دست آورده، دیگر از خبر بی­نیاز می­شود. چیزهایی را به عین رؤیت کرده، مکاشفاتی را می­بیند و می­فهمد. لذا در صد میدان می­گوید: «عین یقین، مکاشفت است».

و خرق شهود حجاب العلم، خرق به معنی پاره کردن است و چون علم حجاب است، معنای عبارت این است که به‌وسیله درک باطنی، بتوانی حجاب­ها و تاریکی‌های علم را پاره کنی و در علم توقف نکنی.

به قول خواجه در صد میدان، «عین یقین، از سبب باز رستن است»، یعنی باید از عالم اسباب بیرون بیایی و به دنبال «مسبّب» اصلی که خداست، بگردی. این­هایی که فقط به دانش خودشان می­بالند، بدانند که در حجاب هستند؛ چون علم غرور آور است. اگر انسان علامه دهر شود و عمل نداشته باشد و نتیجه­ای از آن علمش نبرد، چه فایده­ای دارد؟. علامه در توحید بشود و به علوم توحیدی دست پیدا کند. به فصوص الحکم و فلسفه دست پیدا کند، اما فقط بنشیند و مدام «إن قلت قلت» بگوید، رأی من این­طور، رأی فلانی آن­طور و …، خب، آخرش که چه؟! بعضی از بزرگان بودند که کتاب­هایی در علوم نوشتند و علامه شدند، اما چون علم را به کار نبستند، وارونه شدند: ضدانقلاب، ضد اسلام، ضد امام و… .

و الدرجه الثالثه حقّ الیقین

برای تعریف «حق الیقین» می­فرماید: و هو إسفار صبح الکشف، یعنی تابش نور، کشف در باطن سالک و ظهور حقیقت توحید در او. همان حقیقتی که در صد میدان هم از آن سخن می­گوید: «حق یقین، حقیقت است». این بیان اشاره دارد به داستان کمیل بن زیاد نخعی (رضوان‌الله تعالی علیه) که از محضر امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در مورد حقیقت پرسش نمود و حضرت پس از پرسش­های پیاپی کمیل فرمودند: «أطف السراج قد طلع الصبح»[6]، چراغ را خاموش کن، صبح دمید. چقدر حرف و سخن! خاموش!

در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

ثمّ الخلاص من کلفه الیقین، یعنی رهایی از رنج یقین. دیگر از آن کلفت­ها و رنج و زحمت یقین که عبارت بود از علمی و استدلالی و استدراکی و… رهایی یابد. دیگر می­خواهد خودش را دریافت کند. چرا که «حق یقین، مشاهدت است» و «حق یقین، از عیان روید». این­ها بیانی است که خود ایشان در صد میدان آورده­اند؛ بنابراین «حق الیقین»، عینیّت است. عینیّت تامّ و کامل است. این را هم بدانید رفقا! که تقلاّ و مجاهدت لازم است؛ نمی­شود که دست روی دست گذاشت و هیچ کاری نکرد و گفت: باید از بالا بیاید!

خیر، اولش تمام این­ها هست، یعنی اول راه، زحمت­ها و کلفت­ها و مشقت­ها و بالا و پایین شدن­ها هست؛ ولی وقتی به حق­الیقین برسی، می­گوید: الخلاص من کلفه الیقین. دیگر در حق­الیقین برای یقینت هم نمی­خواهد زحمت بکشی؛ چون به تو افاضه می­شود.

ثمّ الفناء فی حقّ الیقین، آخرین مرحله این است که فنای تامّ در حق پیدا کنی، به حق برسی و حق را هم از خودت دور نکنی. حقیقت همان حق است. حق هم تجلیات دارد و تجلیات هم جایش همین دل بنده است. در دل عبد است که این تجلیات حاصل می­شود. قبلاً گفته بودیم که در هر مرتبه­ای یک برقی هست که راهت را روشن می­کند. فکر نکن راه تمام شده است. مثلاً وقتی رفتی به عین­الیقین، باز برقی از حق­الیقین می­آید که بدانی هنوز راه تمام نشده است. این برق­ها هست؛ اما آخرش این است که دیگر به مقام ثبات و طمأنینه برسی. تمام این برق­ها و کشفیاتی که شما در طی این راه دیده­ای، همه ته­نشین شود؛ زیرا این برق­ها مثل زبد یا همان موج دریاست که می­آید و نمی­ماند.

 مسائل سلوکی باید در دل بنشیند و قوت پیدا کند. باید انسان به مرحله سکون و اطمینان برسد. شاید فکر کنید بعضی مسائل در کتاب منازل تکراری است. اما بدانید که این تکرار دلیل دارد. فرض کنید شما چیزی دارید که خیلی کمیاب است و در دسترس همه نیست. مدام می­نشینید و توصیفش می­کنید تا بعد آن را نشان دهید. برای سالک هم همین­طور است. اگر یک چیزهایی گفته می­شود که سنگین است، فعلاً باید تعبّدی قبول کرد تا پرده­ها کنار رود. همان­طور که در مناجات شعبانیه داریم: «حتی تخرق ابصار القلوب حجب النّور». ان‌شاءالله پرده­ها پاره شود تا پشت پرده را ببینیم.


[۱]. ذاریات، ۲۰٫

[۲]. روزی پیامبر اکرم (ص) با اصحاب خویش از کنار پیرزنی عبور کردند که با چرخ‌دستی نخ‌ریسی می­کرد. از او پرسید: خدا را به چه دلیل شناختی؟ پیرزن دستش را که به دسته چرخ بود، برداشت و چرخ ایستاد. پیرزن گفت: به این دلیل؛ همچنان که این چرخ‌دستی نیاز دارد برای چرخیدن، چرخ عظیم جهان که همواره در گردش است، دستی مقتدر می­گرداند.

[۳]. حَدَّثَنَا أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ (ع) قَالَ قَالَ النَّبِیُّ (ص)‏ دَخَلْتُ الْجَنَّهَ فَرَأَیْتُ أَکْثَرَ أَهْلِهَا الْبُلْهَ‏ قَالَ قُلْتُ مَا الْبُلْهُ‏ فَقَالَ الْعَاقِلُ فِی الْخَیْرِ الْغَافِلُ عَنِ الشَّرِّ الَّذِی یَصُومُ فِی کُلِّ شَهْرٍ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ. (ابن‌بابویه، محمد بن على، معانی الأخبار، ص ۲۰۳، قم، چاپ: اول، ۱۴۰۳ ق).

[۴]. بُله: منظور کسی است که از کار شر غفلت دارد.

[۵]. دوبیتی باباطاهر که می‌فرماید:

خوشا آنان که هر از بر ندانند          نه حرفی وانویسند و نه خوانند

چو مجنون سر نهند اندر بیابان          ازین گو گل روند آهو چرانند

[۶]. هاشمى خویى، میرزا حبیب‌الله، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج ۱۹، ص ۲۴۷، انتشارات اسلامیه، تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۰ ق؛ شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، ج ۲، ص ۱۱، انتشارات اسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۷ ش

باب ۱۳ کتاب منازل السائرین : منزل اشفاق

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۳ منزل اشفاق متن عربی...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۷/۱۸

باب ۸ کتاب منازل السائرین: منزل فرار

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸ منزل فرار...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۱

باب ۱۸ کتاب منازل السائرین: منزل تبتل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۸ منزل تبتل متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۰

باب ۸۴ کتاب منازل السائرین : منزل حیات

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸۴ منزل حیات متن عربی :...

تاریخ انتشار: یکشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۹

باب ۱۷ کتاب منازل السائرین : منزل ورع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۷ منزل ورع متن عربی...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۸

باب ۴ کتاب منازل السائرین : منزل انابه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴ منزل انابه متن عربی...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۶

باب ۲۷ کتاب منازل السائرین : منزل توکل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۲۷ منزل توکل متن عربی...

تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۵

باب ۱۴ کتاب منازل السائرین : منزل خشوع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل :۱۴ منزل خشوع متن عربی : ۱۴٫...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۴

باب ۱ کتاب منازل السائرین : منزل یقظه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱ منزل یقظه متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

باب ۴۲ کتاب منازل السائرین : منزل عزم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴۲ منزل عزم متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...