باب ۲۷ کتاب منازل السائرین : منزل توکل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین

 موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری

منزل : ۲۷ منزل توکل


متن عربی :

۲۷- باب التوکّل‏

قال اللّه عزّ و جلّ: وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ‏[1].

التوکّل کله الأمر کلّه إلى مالکه، و التعویل على وکالته. و هو من أصعب منازل العامّه علیهم، و أوهى‏ السبل عند الخاصّه، لأنّ الحقّ قد وکل الأمور کلّها إلى نفسه، و أیأس‏ العالم من ملک شی‏ء منها. و هو على ثلاث درجات، کلّها تسیر مسیر العامّه. الدرجه الأولى التوکّل مع الطلب و معاطاه السبب، على نیّه شغل النفس، و نفع الخلق، و ترک الدعوى. و الدرجه الثانیه التوکّل مع إسقاط الطلب و غضّ العین عن السبب، اجتهادا فی تصحیح التوکل و قمع تشرّف النفس، و تفرّغا إلى حفظ الواجبات. و الدرجه الثالثه التوکّل مع معرفه التوکّل النازعه إلى الخلاص من علّه التوکّل، و هو أن یعلم أنّ ملکه الحقّ تعالى للأشیاء ملکه عزّه، لا یشارکه فیها مشارک، فیکل شرکته إلیه. فإن من ضروره العبودیه أن یعلم العبد أنّ الحق هو مالک الأشیاء وحده.


شرح:

قبل از ورود به بحث، لازم به ذکر است که درباره‌ی مفهوم «واگذار کردن امور به خدا» الفاظی نزدیک به هم و با مفاهیم مشترک واردشده است. گاهی در قرآن و احادیث و روایات تعبیر به «توکل» و گاهی تعبیر به «تسلیم» و «رضا» و گاهی هم تعبیر به «تفویض» می‌شود. مثلاً: «و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد»[2] اما این تعابیر، فرق‌هایی باهم دارند. «توکل» یک‌مرتبه‌ی بدایتی، در راه واگذار کردن امور به خداست. بعد ازآن «تفویض» و سپس «تسلیم» است. این‌ها هرچند به هم نزدیک‌اند، اما پس از شرح خواهید دید که تفاوت‌هایی باهم دارند. قال الله عزوجل: «و علی الله فتوکلوا ان کنتم مؤمنین»[3].

«التوکّل کله الأمر کلّه إلى مالکه»؛ توکل یعنی اینکه بنده‌ی خدا کلیه‌ی امور را به مالک واگذار کند. توکل از وکالت و وکیل گرفتن است؛ مانند وکیل دادگستری که برای کار موکل خود، از او وکالت تام‌الاختیار می‌گیرد تا در اموری که لازم است وکالت کرده و از طرف او نزد قاضی صحبت کند. پس یکی وکیل است که وکالت را قبول می‌کند و یکی موکل که وکیل می‌گیرد و وکالت خود را به او می‌سپارد و یکی هم امور وکالتی که انجام می‌شود. این‌ها صورت ظاهری (و دنیایی) از توکل است؛ اما وکالتی که بندگان نسبت به خدا دارند به چه معناست؟ اگر بگوییم به این معناست که شما می‌خواهی خدا را از طرف خودت وکیل کنی؛ در این صورت شما مالک هستی و خدا را می‌خواهی وکیل کنی. دقت کنید این چه معنایی است؟ البته در قرآن هم داریم: «فاتخذه وکیلا»[4] یعنی خدا را وکیل خودتان قرار دهید.

 ببینید چه خدای مهربانی داریم، با اینکه او مالک ما و همه‌چیز ماست. اما می‌فرماید: «بیا من را وکیل خودت قرار بده». این چه معنی دارد که بنده‌ی ضعیف و فقیر، خدای عظیم الشان را از طرف خود وکیل کند. باید بنده یک، چیزی داشته باشد که بخواهد خدا را وکیل خود کند!

کمی فکر کنید آیا این معنی درست است؟ واقعاً این بی‌حیایی و بی‌شرمی است که بخواهیم توکل را به این شکل معنی کنیم. البته کسانی که می‌خواهند فرق بین توکل و تسلیم و تفویض را برای عامه بیان کنند، غیرازاین تعبیر، که: «خدا را وکیل خودت و امور زندگی‌ات قرار بده و خودت را به خدا بسپار»؛ نمی‌توان تعبیر دیگری را بکار برد. لذا می‌گویند توکل را به هر شکلی هم که معنی کنیم، این معنی مربوط به خاصه نخواهد بود. این مربوط به عامه است.

 یک فردی که سالک الی الله است و همه‌چیز را در راه خدا داده و یقین دارد و این مسئله برایش وجدانی است که: «خدا مالک امورش است». نمی‌گوید: «خدا وکیل من است.» چون باهم جور درنمی‌آید. لذا ایشان می‌فرماید: «این مطلب برای عامه است. تعریفی که در ابتدا برای توکل می‌کند، می‌فرماید: توکل این است که همه‌ی امور را به مالک خودت توکیل کنی و بدهی و بگویی او مالک و وکیل امور من است.

 «و التعویل على وکالته»؛ یعنی به وکیلت اعتماد کنی. او را وکیل تام‌الاختیار خودت بدانی. «و هو من أصعب منازل العامّه علیهم» و آن منزل دشواری است برای عامه که بخواهند همه‌چیزشان را به خدا واگذار کنند.

اما برای خاصه می‌فرماید: «و أوهى‏ السبل عند الخاصّه»؛ یعنی این راه برای خاصه راحت‌ترین راه است. خاصه متوجه‌اند که نمی‌توانند، در چیزی که مربوط به آن‌ها نیست، بخواهند دیگری را وکیل خود کنند. البته وقتی بحث بر سر ظواهر و قوانین شرع است و مثلاً شما ملکی، ماشینی، زمینی و … دارید و مشکلی پیش می‌آید اینجا یک شخص غریبه را وکیل خود می‌کنید تا از طرف شما وکیل شود و مشکل شمارا حل کند. اینجا یک ملکیت اعتباری وجود دارد – هرچند که مالک حقیقی خداست – و برحسب قانون شرع مالک هستی و ملکیت اعتباری داری و اگر اینجا بگوییم ملکیت نیست باید کمونیست شویم چون در آن نظام مالکیت فردی نیست و هیچ فردی حق تملک ندارد؛ درحالی‌که در اسلام هم «مالکیت فردی» و هم «مالکیت جمعی» و حتی «مالکیت بیت‌المال» وجود دارد. اما وقتی از منظر عرفان نگاه می‌کنی، می‌بینی این ملکیتی که شریعت قرار داده؛ برای گذران امور دنیایی است. برای این است که نظام دنیا روی نظم باشد و فقط نمی‌شود گفت: «و لله ملک السموات والارض»[5] چون اگر در ظاهر بگوییم «خدا مالک است»؛ پس نظم امور (ظاهری) کجا می‌رود؟ ظلم و تعدی و حق و حقوق چه می‌شود؟ لذا باید تا زنده‌ایم در این دنیا از قوانین ملکیت شرعی متابعت کنیم. اما همین شخصی که برای خودش اعتباری شرعی قائل است، وقتی وارد سیر و سلوک می‌شود، می‌گوید: گرچه ملکی دارم اما این ملکیت، اعتباری و موقت و مربوط به عالم ظاهر است و از دیدگاه الهی، او مالک من است، من چه‌کاره‌ام که بگویم ملکیت دارم؟! و به همین جهت است که ایشان می‌گوید این امر برای خاصه روشن است ولی برای عامه روشن نیست، باید توکل را به عامه تفهیم کرد.

 ولی خاصه از توکل عبور کرده‌اند و می‌خواهند سریع‌تر به تفویض و تسلیم و مراتب بالا برسند. «لأنّ الحقّ قد وکل الأمور کلّها إلى نفسه، و أیأس‏ العالم من ملک شی‏ء منها»؛ می‌فرماید: به این دلیل برای خواص آسان است که می‌دانند همه‌ی امور دست حق‌تعالی است. همه از آن خودش است. «و أیأس‏ العالم من ملک شی‏ء منها» خدا همه‌ی عالم را مأیوس کرده، از اینکه یک‌ذره‌ای مالک بر عالم و جهان باشند. هیچ‌کس نمی‌تواند در مقابل مالکیت خدا و ملکیت خدا حرفی بزند. (همان‌طور که هم در قرآن و هم در ادعیه داریم که): «مالک یوم‌الدین»[6]. «انت المالک و انا المملوک و هل یرحم المملوک الا المالک».[7] با این تفاسیر ما چه گردن‌درازی کنیم؟ چه بگوییم؟ بعد می‌فرماید:

«و هو على ثلاث درجات، کلّها تسیر مسیر العامّه»، توکل برای عامه سه درجه است، این درجات مربوط به عامه الناس است نه خاصه‌ی سالکین الی الله. همه‌ی این مراتب سه‌گانه مربوط به عامه است نه خاصه. خاصه باید سراغ تسلیم و رضا بروند و به آن منازل برسند.

 «الدرجه الأولى التوکّل مع الطلب و معاطاه السبب، على نیّه شغل النفس، و نفع الخلق، و ترک الدعوى»؛ مرتبه‌ی اول توکل این است که هم توکل باشد و هم طلب باشد؛ یعنی شخصی که می‌خواهد خدای خودش را در امورش وکیل کند، نظرش به اسباب هم هست و اسباب را هم طلب می‌کند. در اسباب و مسببات غوطه‌ور ‌است. مسبِّب را و دستی که پشت پرده است را نمی‌بیند. چون در این عالم طبیعت گرفتار است و نفس خود را به آن مشغول کرده است. لذاست که نیتش هم این است که: من می‌روم سرکار، کاسبی می‌کنم، پول درمی‌آورم و این‌ها باعث می‌شود هم من بیکار نباشم و هم نفعی از من به خلق برسد.

 منظور از «و ترک الدعوى»، اینکه اگر طلبی در نفس باشد در توکل شرط نکنیم. ادعا نکنیم که:«چیزی از خود من هم هست. من دارم توکل می‌کنم.».

 «و الدرجه الثانیه التوکّل مع إسقاط الطلب و غضّ العین عن السبب، اجتهادا فی تصحیح التوکل و قمع تشرّف النفس، و تفرّغا إلى حفظ الواجبات»؛ درجه دوم، توکل هست اما دیگر طلب نیست؛ و این‌یک درجه بالاتر است.

هرچند گاهی می‌رود، در مغازه را باز می‌کند و کاسبی می‌کند؛ اما در نفسش هیچ خواسته‌ای نیست که آن را طلب کند. همه را از آن خدا می‌بیند. «و غضّ العین عن السبب»؛ یعنی چشمش را هم از اسباب می پوشاند و مثلا اینکه من دارم می‌روم کاسبی می‌کنم و… . به آن توجه نمی‌کند. دست خدا را می‌بیند نه دست بشر را. چرا؟ به خاطر اینکه «اجتهادا فی تصحیح التوکل»: یعنی می‌خواهد توکلش را درست کند. «و قمع تشرّف النفس»؛ یعنی با خودش برخورد می‌کند تا آن خواسته‌ی نفس که او را مشغول اسباب و ظواهر کرده، قمعش کند. آن را بکوبد و خوارش کند. «و تفرّغا إلى حفظ الواجبات» و دیگر آن واجباتی که خداوند به گردنش قرار داده را بتواند حفظ کند و انجام دهد. افرادی که صرف وقت در امور دینی و واجبات نمی‌کنند کلیه‌ی وقتشان صرف در امور دنیا می‌شود، این به خاطر ضعف در توکل است. ولی کسی که توکل دارد، هم‌وغمش واجبات الهی است.

«و الدرجه الثالثه التوکّل مع معرفه التوکّل النازعه إلى الخلاص من علّه التوکّل»، توکل درجه سوم از همه بالاتر است. توکلی باشد که همراه با معرفت باشد یعنی اینکه علت را نبیند. برای توکل، خودش را نیاورد و بداند که همه‌ی ملکیت از آن حق‌تعالی است. در دعای عرفه می‌خوانیم: «خدایا رضای تو به دست‌تو است و من اگر بخواهم با یک علتی، با یک عبادتی و… رضای تو را به دست آورم، در واقع رضای تو معلول کار من می‌شود.»[8]. مگر خدا، تحت تأثیر کسی قرار می‌گیرد که شخص بخواهد کارهایی بکند تا خدا را از خودش خشنود کند؟! البته این‌ها حرف‌های بزرگی است. این را هرکسی نمی‌فهمد. کسانی این‌ها را می‌فهمند که اهل معرفت هستند، کسانی که وقتی نماز می‌خوانند از نمازشان هم توبه می‌کنند. هر کاری که می‌کند؛ می‌گوید: «من نکردم، خدا به من این توفیق را داد.» پس ما در کارهایمان نباید علتی برای رضای خدا ببینیم. رضایت خدا دست خودش است؛ تحت تأثیر ما قرار نمی‌گیرد. حتی برای خودش هم در کارهایی که خودش می‌کند، علتی قرار نداده است. فلذا اینجاست که ایشان می‌فرماید: «علت را باید برداشت.»

 حال چگونه علت را برداریم؟ می‌فرماید: «و هو أن یعلم أنّ ملکه الحقّ تعالى للأشیاء ملکه عزّه، لا یشارکه فیها مشارک»؛ باید به این یقین برسد که ملکیت حق‌تعالی، ملکیت اختصاصی است. در قرآن هم داریم: «لمن الملک الیوم لله الواحد القهار»[9]. لذا این ملکیت از آن خداست و یک عزت و اختصاصی، برای اوست. هیچ‌کس نمی‌تواند شرکت کند. حتی انبیاء و جبرئیل هم نمی‌توانند در ملکیت خدا شرکت کنند، همه مملوک هستیم. «فیکل شرکته إلیه»؛ نمی‌شود که هم بخواهد با خدا در ملکیت شریک شود و هم بخواهد او را وکیل بگیرد. «فإن من ضروره العبودیه أن یعلم العبد أنّ الحق هو مالک الأشیاء وحده»؛ ضرورت عبودیت و بندگی، اقتضا می‌کند که شما به این یقین برسی که: «من عبدم، او مالک من است.». «حق‌تعالی مالک همه‌چیز است.». بنابراین در مرتبه سوم باید به این یقین برسد تا توکلش درست شود.

پیغمبر اکرم صلوات اللّه علیه و آله فرمودند: «تواناتر کسی است که به خدا توکل کند. سعادتمندتر، کسی است که پرهیزکاری پیشه کند؛ و غنی‌ترین کسی است که روزی خدایی را استوارتر از دارایی خودش بداند، او فردی سعادتمند است. خواجه در صد میدان می‌فرماید: «از میدان بصیرت، میدان توکل زاید».

قوله تعالی: «و علی الله فتوکلوا ان کنتم مؤمنین»[10]. «فعلیه توکلوا ان کنتم مسلمین»[11].

این آیه، با آیه‌ای که در منازل السائرین آورده متفاوت است. در آنجا می‌فرماید: «ان کنتم مؤمنین»

ولی در اینجا می‌فرماید: «ان کنتم مسلمین»؛ یعنی اگر مسلمان هستید باید به خدا واگذار کنید. نشانه‌ی اسلام شما این است که توکل داشته باشید. بعد می‌فرماید: «توکل، قنطره­ی یقین است. عماد ایمان و محل اخلاص است. توکل بر سه درجه است: یکی به تجربه دیگر به ضرورت سوم به حقیقت. به تجربه، آن است که می‌کوشند تا به توکل برسند؛ و این حال مکتسبان است. و ضرورت آن است که بداند که به دست کسی چیزی نیست و حیلت کردن -این در و آن در زدن- سودی ندارد». خیلی‌ها، وقتی روزی‌شان در دستگاه تقسیم الهی، مقسوم نباشد؛ مدام این در و آن در می‌زنند و بعد هم می‌بینند هیچ نبوده چون همه‌چیز دست «او» بوده. دست خودشان نیست. خیال می‌کند با فعالیت و تلاش خودش می‌تواند. البته این را هم‌ عرض کنم که ما باید برای کسب حلال فعالیت کنیم، اما آن را یک سبب بدانیم نه همه‌چیز؛ چون کار کردن را خدا فرموده. در مکاتیب قطب شیرازی عبارتی آمده که «اگر خدا به من نمی‌گفت برو کارکن، من در خانه می‌نشستم». به عبارتی اگر دنبال کسب‌وکار هستیم فقط به خاطر امر خداست. نه اینکه این کار را بتی در مقابل خدا قرار دهیم؛ و بگوییم روزی ما ازآنجاست؛ چون شرک و کفر است. بعد می‌فرماید: «بداند که به دست کسی چیزی نیست. حیلت کردن سودی ندارد؛ و در سبب را بر خود ببندد و بیارامد»؛ یعنی خودش را مضطرب و پراکنده نکند و در آرامش تام باشد. اگر به دنبال کار رفت و چیزی گیرش نیامد، قسمتش نبوده؛ نباید مضطرب شود. چرا زن و بچه را مضطرب و ناراحت کنیم؟ و این حال «منتظران» است.

«مکتسبان»، کسانی هستند که دنبال کسب هستند می‌خواهند توکل را از راه کسب به دست بیاورند؛ اما «منتظران»، منتظر یک حقیقت هستند که می‌خواهند حقیقت توکل بر آن‌ها آشکار شود. «حقیقت» آن است که بداند عطا و منع به حکمت است. اگر درجایی شما فعالیت کردی و به (هدفت) نرسیدی، بگو: روزی من در این راه نبوده است. چرا خودت را ناراحت می‌کنی؟ آنجایی که می‌دهد روی حکمت است؛ آنجایی هم که نمی‌دهد؛ روی حکمت است. خودش مصلحت دانسته تو چرا اضطراب می‌کنی؟ و در ادامه این مفهوم را بیان می‌کند که خدا را به خود مهربان بدانی و از مهربانی خدا، غفلت نکنی و راضی باشی به آنچه که خداوند برای تو روزی آورده و تقسیم کرده.

این را برای هر برنامه‌ای باید در نظر داشت، حتی در سیر و سلوک، اگر می‌بینی باید چهل سال بمانی تا به یک جایی برسی، باید بمانی. برای چه این در و آن در می‌زنی و شتاب‌زدگی می‌کنی؟ چرا از این استاد به آن استاد، از این کتاب به آن کتاب و…؟ روزی اگر قرار باشد برسد می‌رسد، فرقی هم ندارد روزی مادی باشد یا روزی معنوی باشد.  اگر کسی در غاری نشیند که راهگذر خلایق، بر وی نبود و آنجا گیاهی نبود و بگوید: «من توکل می‌کنم.» این حرام است که وی در هلاک خویش پا گذاشته و سنت حق سبحانه‌وتعالی را در کار اقسام و ارزاق خلق ندانسته است. درست نیست که ما در خانه بنشینیم و دنبال کار نرویم و بگوییم: خدا روزی دهنده است؛ و توکل را این‌گونه تفسیر کنیم.

خدا در این نظام خلقت، امر کرده تا ما فعالیت کنیم؛ و اگر کسی در خانه‌اش بنشیند، پس‌کارها چه می‌شود؟

اگر قرار باشد همه در خانه بنشینند و دست روی دست بگذارند که نظم نظام جهان برهم می‌خورد. امور جهان چگونه خواهد گذشت؟ ما در عالم ظاهر و عالم خلقت هستیم. پزشک و مهندس و صنعت‌گر و… نیاز داریم. با گفتن توکل دارم و در غار نشستن، این‌ها چگونه خواهد گذشت؟

در حدیث قدسی آمده: اگر مریض شدی باید به دکتر رجوع کنی. من خاصیت شفا را در همین گیاهان و دواها قرار داده‌ام. تو می‌خواهی بگویی خدا من را مریض کرده، خدا هم باید من را شفا دهد؟[۱۲].

یا اینکه می‌گویند: «آن‌که دندان داده نان دهد.» پس من دیگر دنبال کسب روزی حلال نروم. آیا این درست است؟ به‌جای این کارها، بیایید نیتتان را درست کنید. عقیده‌تان را درست کنید. این خلق را از آن خدا ببین. کسب‌وکار و روزی و … را با یک دید جهانی توحیدی ببینید. اگر دیدتان عوض شود؛ دید توحیدی و جهانی، داشته باشید، دیگر آسوده می‌شوید. ولی اگر در همان غفلت‌هایی که مردم هستند، شما هم بخواهید در این غفلت‌ها باشید و اسباب را ببینید نه مسبب را، شما هم همین گرفتاری و مشکلات را خواهید داشت.

 لذا آن‌هایی که توکلشان قوی است در یک حالت آرامشی به سر می‌برند. اگر رفت و چیزی به دستش نیامد می‌گوید: امروز نداشتیم. می‌گویند که مرحوم قاضی چهار همسر داشتند و زن‌ها می‌گفتند که کارکن، می‌گفت: روزی که می‌رسد ما به شما می‌دهیم روزی هم که نمی‌رسد، ما هم نداریم[۱۳].

از خداوند مسئلت داریم که ما را آگاه و واقف کند به آنچه مرضی خودش است.

    

 


[۱]– مائده: ۲۳٫

[۲]– غافر: ۴۴٫

[۳]– مائده: ۲۳٫

[۴]– مزمل: ۹٫

[۵]– آل عمران: ۱۸۹٫

[۶]– فاتحه: ۴٫

[۷]– فرازی از مناجات امیر المومنین علی علیه‌السلام در مسجد کوفه.

[۸]– فرازی از دعای عرفه.

[۹]– غافر: ۱۶٫

[۱۰]– مائده: ۲۳٫

[۱۱]– یونس: ۸۴٫

[۱۲]– مقدادی اصفهانی، علی. نشان از بی نشانه ها، ت‍ه‍ران‌: انتشارات ج‍م‍ه‍وری‌، ۱۳۷۴، ص۲۶.

[۱۳]– زندگی نامه آیت الحق قاضی. جلد اول این کتاب را مرور کردم و این مطلب را نیافتم. شاید در دو جلد دیگر باشد و فعلا من به آن دو جلد دسترسی نداشتم.

باب ۱۳ کتاب منازل السائرین : منزل اشفاق

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۳ منزل اشفاق متن عربی...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۷/۱۸

باب ۸ کتاب منازل السائرین: منزل فرار

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸ منزل فرار...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۱

باب ۱۸ کتاب منازل السائرین: منزل تبتل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۸ منزل تبتل متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۰

باب ۸۴ کتاب منازل السائرین : منزل حیات

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸۴ منزل حیات متن عربی :...

تاریخ انتشار: یکشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۹

باب ۱۷ کتاب منازل السائرین : منزل ورع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۷ منزل ورع متن عربی...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۸

باب ۴ کتاب منازل السائرین : منزل انابه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴ منزل انابه متن عربی...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۶

باب ۱۴ کتاب منازل السائرین : منزل خشوع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل :۱۴ منزل خشوع متن عربی : ۱۴٫...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۴

باب ۱ کتاب منازل السائرین : منزل یقظه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱ منزل یقظه متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

باب ۴۲ کتاب منازل السائرین : منزل عزم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴۲ منزل عزم متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

باب ۴۵ کتاب منازل السائرین : منزل یقین

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۹ منزل یقین متن عربی...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۱

اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام»
به اطلاع می‌رساند به حول و قوه الهی مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام» با سخنرانی فقیه عارف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «...
نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...