باب ۱۶ کتاب منازل السائرین : منزل زهد

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین

 موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری

منزل : ۱۶ منزل زهد

شرح:

یکی از منازل راه زهد است. موضوع زهد در قرآن و روایات بسیار آمده است. البته این منزل تقریباً از منازل ابتدائی یک سالک هست. خواجه زهد را به سه گروه تقسیم می‌کند: مبتدئین، متوسطین و پایانی‌ها. در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام واردشده که در قرآن آیه‌ای هست که زهد را به‌صورت خیلی واضح بیان می‌کند.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرمایند:

«الزُّهْدُ کُلُّهُ بَیْنَ‏ کَلِمَتَیْنِ‏ مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ[۲]‏ وَ مَنْ لَمْ یَأْسَ عَلَى الْمَاضِی وَ لَمْ یَفْرَحْ بِالْآتِی فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَیْه‏»

«تمام زهد در دو جمله از قرآن است که می‌فرماید: ((تا برای آنچه ازدست‌داده‌اید تأسف نخورید و به آنچه به شما داده است، دل‌بسته و شادمان نباشید…))؛ و هر کس بر رفته‌ها تأسف نخورد و به آنچه می‌آید شاد نگردد، زهد را تمام و کمال به دست آورده است.»[۳]

 این دل نبستن خودش تعریفی از زهد است. در غیر روایات هم تعبیری هست که می‌گویند: «لَیس الزهد أن لا تملک شیئاً، بل الزهد أن لا یملکَکَ شیء» «زهد این نیست که از مال دنیا چیزی در دست نداشته باشی، بلکه زهد واقعی این است که هیچ‌چیز نفس تو را در ملکیت و اسارت خود درنیاورد و این وقتی است که تو نفساً و قبلاً در دل مالک هیچ‌چیز نباشی، یعنی اگر در ظاهر مالک شرعی بودی باش ولی در باطن نباید تعلّق به آن داشته باشی و این هم تعریف دیگری از زهد بود.

خواجه برای زهد از سوره هود آیه‌ای آورده که در آن کلمه زهد نیست ولی مفهوم آن مفهوم زهد است،

 «قال الله عزّوجلّ: بقیّه الله خیرٌ لکم»، درست است که «بقیه‌الله» یکی از القاب امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف هست و ما می‌گوییم حضرت بقیّه الله که وجود نازنین آن حضرت بقیه مِن السلف یعنی باقیمانده‌ای از این خاندان است و این آیه هم از آیاتی است مفسّرین که آن را در شأن آن حضرت بیان می‌کنند، اما وقتی خواجه این آیه را می‌آورد منظورش از بقیه‌الله یعنی آنچه باقی می‌ماند آن برای شما خیر است. نباید به دنیایی که فانی است توجه کرد. باید به سرای باقی رفت و به بقا الهی توجه کرد. بقائی که عرفا می‌گویند بعد از فنا به دست می‌آید. در آیه‌ای دیگر هم می‌فرماید: «ما عِندَکُم یَنفَد وما عِند الله باقٍ»[۴] «آنچه پیش شما است از بین رفتنی است ولی آنچه نزد خداست ماندنی است»، پس این آیه را خواجه می‌آورد تا ما بفهمیم باید به سرای باقی، به اموری که باقی و ماندگار است توجه کنیم و نسبت به آنچه غیر باقی است زهد بورزیم. خواجه برای تعریف زهد می‌فرماید: (الزهد إسقاط الرغبه عن الشیء بالکلّیّه)

زهد آن است که شما به‌طورکلی میل و رغبتت را از هر چه غیر خداست ساقط کرده و فقط دل را به خدا بدهی. و این‌همه چیز را در بردارد: از دنیا و آخرت گرفته تا منازل در این راه، سیر و سلوک و هر آنچه را که بتوان روی آن اسم گذاشت و اعتبار داد. همه این اعتباریات را باید از ذهن زدوده و فقط توحیدی و وحدتی بود و فقط خدا را در دل داشت. حتی از کرامات و مکاشفات و هر چیز دیگری باید گذشت.

بعد از تعریف زهد، خواجه انواع زهد را بیان کرده و شدت و ضعف در مراتب زهد را تبیین می‌فرماید:

 «و هو للعامّه قربه، و للمرید ضروره، و للخاصّه خسّه»

 برای عوام و عموم اگر بخواهند به زهد بپردازند آن را امری مستحب می‌دانند نه واجب. امری که آن را قربت الی الله انجام می‌دهند. می‌گویند: زهد بورزیم که به خدا نزدیک شویم، مثل هر عمل نافله و مستحبی که صورت می‌گیرد.

 للمرید ضروره، اما طبقه دوم از مردم مریدان الله هستند. این‌ها که به مقام ارادت و محبت الهی رسیده و دل را از عشق و محبت خدا پرکرده‌اند، زهد از غیر خدا را یک امر واجب و ضروری برای خودشان می‌دانند نه اینکه یک امر مستحبی باشد، بنابراین نگاه مرید به زهد نگاه برتری است نسبت به نگاه عموم.

للخاصّه خسّه، و اما خواص که گروه برتر هستند، نگاهشان به زهد نگاهی همراه با خسّت و پستی است. آن‌ها از زهد به‌کلی گذشته‌اند و در وادی زهد نیستند که از زهد حرف بزنند.

و بعد هم خواجه در درجه سوم می‌فرماید:

«الزهد فی الزهد»؛ یعنی زهد بورزی از زهد، از زهدی که برای خودت درست کردی این زهد را هم نبینی، و این‌یک زهد عالی‌تر است.

این زهد به سه درجه تقسیم می‌شود: «الزهد فی الشبهه، الزهد فی الفضول، الزهد فی الزهد»،

«و هو علی ثلاث درجات: الدرجه الاولی الزّهد فی الشّبهه بعد ترک الحرام بالحذر عن المعتبه و الأنَفه عن المنقصه و کراهه مشارکه الفسّاق»

درجه اول و پایین‌تر مراتب زهد این است که شخص از چیزهایی که بین حلال و حرام مشتبه است، یعنی از شبهه‌ها زهد بورزد. ترک حرام که زهد نیست. اتیان واجبات و ترک محرمات را در همه جوانب باید داشته باشند. اصلاً این امور را در مراتب زهد ذکر نمی‌کند؛ زیرا برای سالک اتیان واجبات و ترک محرمات مسئله‌ای طبیعی است و اولین قدم برای سالک ترک معصیت است. لذا ایشان اصلاً این موضوع را مطرح نکرده و به زهد در امور مشتبه اشاره دارد، درحالی‌که عوام از امور مشتبه پرهیز ندارند. حضرت رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «…وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَکَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَکَ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَم» هر کس به شبهات عمل کند مرتکب حرام خواهد شد و از جایی که نمی‌داند هلاک می‌گردد. ‏[۵]

اموری هستند که نه حلالِ بَیّن هستند و نه حرامِ بَیّن، بلکه یک امری است که برای شخص مشتبه است و نمی‌داند. وقتی‌که نداند و برایش معلوم نباشد و بخواهد مرتکب بشود اینجا باید بداند که درنهایت گرفتار حرام خواهد شد و خداوند او را بازخواست و معاتبه می‌کند که چرا امور مشتبه را انجام دادی؟ چرا غذای مشتبه را خوردی؟ راه مشتبه را رفتی؟ لباس مشتبه را پوشیدی؟

مرحوم خواجه در ادامه بیان می‌کند چه عواملی در وجود انسان می‌تواند این درجه از زهد را ایجاد کند.

۱: «بالحذرعن المعتبه»، پرهیز و واهمه از عِتاب الهی در نَفسِ شما؛ یعنی آیا خودت را در حذر و دوری از عتاب‌های خداوندی قرار می‌دهی؟ آیا از معاتبات و سرزنش‌هایی که بعداً پیش خواهد آمد واهمه داری؟ اگر کسی از عتاب‌ها و عذاب‌های خداوند حقیقتاً بترسد و در پی فرار و نجات از آن‌ها باشد، از شبهات پرهیز خواهد کرد.

عامل دوم: «الأنفه من المنقصه»، پرهیز از اینکه نقصی در صفات شما و راه شما ایجاد شود. ارتکاب امور مشتبه برای سالک نوعی نقص مهم و معنوی است. زاهد می‌خواهد خودش را از نواقص پاک‌کرده و رو به کمالات قدم بردارد؛ چنین کسی اگر بخواهد مرتکب شبهات شود دیگر کاری نکرده و خود را در نقص و سستی نگه‌داشته است. پس اگر بخواهی خودت را از آنچه که موجب نقص است دور کنی، چاره‌ای جز زهد ورزیدن نسبت به شبهات نداری. این‌گونه است که انسان برای مبتلا نشدن نقص‌ها در مسیر زهد قدم می‌گذارد.

راهکار سوم: «کراهه مشارکه الفساق»، اهل فسق و فجور همواره در اعمال مشتبه و حرام غرق هستند. اگر کسی در نفس خود از اینکه شبیه و همراه و هم‌سنخ این‌ها باشد، احساس کراهت و انزجار کند طبیعتاً برای جدا شدن و فاصله گرفتن از این‌چنین افراد، از امور مشتبه پرهیز خواهد کرد. سالک نباید در کارهایی که اهل فسق می‌کنند همکاری و مشارکت داشته باشد. آن‌ها دنبال مال مشتبه، لقمه حرام و … می‌روند چون فاسدند.

پس درجه اول، زهد در امور مشتبه است.

اما بعدازاینکه سالک این مرحله را گذراند و وارد مرحله بعدی شد دیگر نه حرام انجام می‌دهد و نه واجبی از او ترک می‌شود و نه شبهه‌ای را مرتکب می‌گردد. بلکه به سراغ کم کردن حلال‌ها می‌رود و از حلال‌های وقت‌گیر هم می‌گذرد. مشتبه نیست، حلال است؛ ولی بازهم دنبال حلال نمی‌رود و به کمترین مقدار از دنیا اکتفا می‌کند برای اینکه وقتش صرف چیزهای دیگر نشود بلکه صرف خدا بشود و لذا حداقل و حد کفاف را در امور دنیا در نظر می‌گیرد. حضرت علی علیه‌السلام درباره دنیا می‌فرمایند: «الدنیا حلالها حساب و حرامها عقاب.»[۶] آنچه در این دنیاست یا حرام است که اگر انسان بخواهد مرتکب بشود باید عِقاب الهی را متحمل بشود؛ و یا حلال است که انسان اگر دنبال حلال هم باشد و حلال روی حلال جمع کند، باید روز قیامت حسابش را بپردازد که این حلال چطور جمع شده و از چه راهی و از کجا آورده و در چه راهی خرج کرده است؟

 این هم یک نوع زهد است و این زهد در حلال است. اگر آن اولی زهدِ در شُبههِ بود این زهدِ در حلال است:

 «والدرجه الثانیه: الزهد فی الفضول و مازاد علی المسکه و البلاغ من القوت، باغتنام التفرع الی عماره الوقت و حسم الجاش و التحلی بحلیه الانبیاء و الصدیقین.»

فضول به معنای اشیا زائد در امور زندگی سالک است که خواجه آن را به‌طور واضح‌تر بیان می‌کند و می‌فرماید:

«و ما زاد علی المسکه و البلاغ من القوت» یعنی مازاد بر حاجت و نیازی که انسان از دنیا دارد. مسکه یعنی چیزهایی که داشتن و نگه‌داری آن‌ها خیلی واجب است. سالک چیزهایی را که از امور لازم و ضروری زندگی است استفاده می‌کند ولی مازاد آن را حذف کرده و در استفاده از آن زهد می‌ورزد و به دنبال آن نمی‌رود. هم‌چنین در این مرتبه از زهد به دنبال مازاد بر قوت هم نمی‌رود. البته قوت افراد تحت نفقه‌اش را به‌قدر کفاف تأمین می‌کند.

«باغتنام التفرّغ إلی عماره الوقت و حسم الجأش، والتحلّی بحلیه الأنبیاء و الصدّیقین».

 خواجه پس از بیان ویژگی‌های این درجه نیز برای آن راهکارهایی بیان می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر به ما می‌گوید که چه چیزی در وجود سالک باعث می‌شود به این درجه از زهد برسد.

می‌فرماید: به این خاطر در فضول زهد می‌ورزد که به دنبال فراغت و سبک‌بالی برای رسیدن به اهداف مهم‌تر است. او فراغت و دوری از فضولات را می‌خواهد و غنیمت می‌شمرد تا به‌وسیله‌ آن به سه چیز برسد.

اول: عماره الوقت، می‌خواهد وقت خود را با یاد خدا آباد کند. وقت برای سالک ارزش دارد. او آنات عُمر و اوقات را غنیمت می‌شمارد. روشن است اگر بخواهد وقت خود را با یاد خدا آباد کند دیگر نمی‌شود به دنبال دنیا، به این‌طرف و آن‌طرف بدود، مثل شیفت‌های زیاد کاری و … بلکه به‌اندازه نیاز و مصرف از دنیا برمی‌دارد و باقی وقت خود را صرف خلوت باخدا و توجه به او می‌کند.

دوم: حَسم الجأش، یعنی قطع طمع و آز در این دنیا. سالک فضولات را کنار می‌گذارد چراکه می‌داند طلب فضولات، انسان را بیش‌ازپیش حریص و مایل به دنیا خواهد کرد. پس به دنبال فضولات نمی‌رود تا تمایل و حرصش به دنیا را ریشه‌کن کند.

 سوم: و التحلی بحلیه الأنبیاء و الصّدیقین، دیگر اینکه که می‌خواهد حالت پیغمبران و صدیقان را پیدا کنید. یعنی همان‌طور که آن‌ها خود را به این زهد، آرایش و زیور می‌دادند، او هم در این راه خود را با همان زیور معنوی، آرایش می‌دهد. و این بسیار ارزشمند است. تمام انبیاء و اولیاء و صدّیقین این‌ها کسانی هستند که به‌هیچ‌عنوان وقتشان را در دنیا صرف نمی‌کنند. مگر ضرورت بالایی باشد که بخواهند توجه به امر دنیا کنند و از طرفی هر چه که به دست بیاورند درراه خدا بذل و بخشش می‌کنند. سالک هم برای شبیه کردن خود به این اولیای خاص الهی، دست از طلب اضافات برمی‌دارد.

و اما درجه سوم زهد که خواجه آن را «الزهد فی الزهد» نامیده است، مسئله‌ای باطنی و بسیار دقیق است که اهل باطن بیشتر آن را متوجه می‌شوند. فهم این مرتبه مشروط به این است که انسان ازنظر باطن آن‌قدر پیشرفت کرده باشد که بتواند درک کند. زهد در حلال و زهد در شبهه معلوم است و شما می‌توانید امور مشتبه را تشخیص دهید. مثلاً اگر کسی سال خمسی نداشته باشد یا در حلال و حرام مالش دقت نکند مالش مشتبه می‌شود. یا در امور ظاهری و عملی و در تشخیص مقدار چیزهای لازم و ضروری زندگی کار آسان است و انسان می‌تواند بفهمد که چقدر لازم دارد یا چه چیزهایی را لازم ندارد؛ اما اگر سالک بخواهد در امر باطن زهد بورزد، امری بسیار دقیق و ظریف است و باید به آن توجه کرد. این‌یک زهد عارفانه است.

هرچند زهدی که در آن دو درجه زهد در مشتبه و زهد در فضول بیان کردیم، امری مطلوب است ولی می‌فرماید باید نسبت به این دو هم بی‌تفاوت باشد و زهد بورزد، نه اینکه آن درجات را نداشته باشد، آن‌ها را داشته و گذرانده که به مرتبه سوم رسیده است. منظور این است که نباید در نظرش بیاید که من زاهد عابدی هستم، خودم را از زُهد گذراندم و چنین و چنان …

در ادامه، مرحوم خواجه نشانه‌های زهد در زهد را بیان می‌کنند تا روشن شود چه کسی واقعاً به این درجه رسیده است:

«و هو بثلاثه اشیاء، و استواء الحالات عندک و الذهاب عن شهود الاکتساب، ناظرا الی وادی الحقائق»

 نشانه اول این است: باستحقار ما زهدت فیه، یعنی آنچه را که قبلاً از آن‌ها دوری کرده و زهد ورزیدی، در نظرت کوچک بیاید.

 کسی که سیر و سلوکش او را به مقام توحید رسانده، او دیگر نه به دنیا نگاه می‌کند و نه به آخرت. نه به مشتبه توجه دارد نه به فضول. به هیچ‌چیز توجه ندارد و توجه او منحصر به توحید است. او فردی وحدتی و توحیدی است که هیچ‌چیز او را مشغول نکرده و همه‌چیز برای او در مقابل این امر مهم، مستحقر و حقیر و پَست است. حتی آن اموراتی که قبلاً برایش بزرگ می‌آمد الآن به علت تمرین بسیار، برایش چیزی نیست و دنبال یک هدف بزرگ‌تر است.

 نشانه دوم: و استواء الحالات عندک، اینکه حالت غنا و فقر برای سالک یکی شود. اگر همه جمع بشوند و دنیا را برای خود ببرند او نظاره‌گر است و اصلاً برایش مهم نیست. رگ حسادتی در او نیست که به برتری دیگران حسد بورزد. مثلاً اگر در خانواده برادرش از او بالاتر باشد، یا همسایه‌اش از او بالاتر باشد، اصلاً در این وادی‌ها نیست که ناراحت بشود. می‌گوید هر که دنیا را می‌خواهد، آن را برای خود ببرد. اگر دشمن آن را می‌خواهد، ببرد. اگر کافر می‌خواهد، ببرد… من اهل دنیا نیستم و خودم را آلوده نمی‌کنم. حالات برایتان مساوی باشد و هیچ‌چیزی در دلت نباشد.

 و نشانه‌ سوم بالاترین درجه‌ زهد این است که: و الذهاب عن شهود الاکتساب، ناظراً الی وادی الحقائق، شما در جستجوی حقائق هستی و می‌کوشی که حقائق باطن برایت طلوع کند، پس دیگر دنبال کسب پول و مال و مقام و موقعیت نیستی چون دنبال حقایق هستی، حقایق انسان را بازمی‌دارد از اینکه بخواهد دنبال ظواهر برود. این مرتبه سخت‌تر و مشکل‌تر است، ولی در این مرتبه هم عده خاصی هستند که در آن زُهد دارند. این زهد عارفانه‌ی خوبی هست که حافظ هم از آن زیاد تعریف می‌کند.

۱۳- زهد، صد میدان:

میدان سیزدهم زهد است از میدان یقظه زهد زاید؛ یعنی شما وقتی به یقظه و آگاهی به پوچی دنیا و پوچی اعتبارات و غیر خدا رسیدید، دل شما قهراً به دنبال زهد خواهد رفت. قوله تعالی: «بقیه‌الله خیرٌ لکم» که در صد میدان هم ایشان همین آیه را آورده است.

زهد در سه چیز است: «در دنیا، در خلق، در خود»، هر که دولت این جهان را از دشمن خویش دریغ ندارد در این جهان او زاهد باشد.

 می‌فرماید که یک نوع زهد، زهد در دنیا است، زهد در دنیا یعنی اینکه اگر دشمن همه این دنیا را برای خود تملک کند بگوید ارزشی ندارد و برایش مهم نباشد. اگر سالک دنیا را این‌طور ببینید، به مرتبه زهد در دنیا رسیده است. البته زهد را بعضی این‌گونه معنا کرده‌اند که زهد ترک دنیا، ترک عُقبی، ترک مُولا و زهد ترک ترک‌هاست. این دیگر عجیب است، یک نوع زهد این است: که دنبال دنیا نباشی، نوع دیگر اینکه: در دل به دنبال ثواب و عِقاب نباشی و آخرت را کنار بگذاری. نوع دیگر اینکه: مولای خودت را تَرک کنی و نگویی من مولا دارم من خدا دارم، همه‌چیز را ازآنجا ببینی و افاضاتی که ازآنجا به شما می‌شود. زهد دیگر ترکِ ترک‌هاست؛ یعنی به‌کلی ترک هائی را که قبلاٌ داشتی، اصلاٌ در نظرت جلوه نکند.

 خواجه در اینجا می‌گوید ترک دنیا که ترک دنیا را معنی کرد سپس می‌گوید زهد در خلق. حال ببینم که ترک خلق چگونه است؟

 حضرت علی علیه‌السلام در خطبه متقین می‌فرماید: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ” می‌گوید: غیر خدا در نظرشان کوچک می‌آید وقتی خدا را در نظرشان بزرگ بیاورند. متقین این‌طور هستند وقتی خدا در نظرشان بزرگ می‌آید غیر خدا در نظرشان خوار است؛ یعنی به خاطر مردم غصه نمی‌خورد که چرا فلانی دارد و من ندارم؟ در بین خانم‌ها و آقایان، افرادی هستند که رَشک و حسد می‌برند که چرا او از من جلوتر زده و من عقب ماندم.

به هرکه آزَرم خَلق وی را در خَلق مُداهنه نکند در خلق زاهد است؛ زهد در خلق این است که اگر دید خلق دنیا را می‌برند این هیچ اهمیتی ندهد و خودش را ناراحت نکند، بردند که بردند مُداهِنه نکند، مُداهِن از دِهْن است و دِهْنْ از روغن است، یعنی اینکه روغن‌مالی نکند و رنگ ندهد و سازگاری با آن‌ها نکند و با آن‌ها نباشد. زهد را در خلق بورزد و خالق را ببیند و خلق را نبیند،

 زهد دیگر زهد در خلق زاهد است، اینکه در خودت هم زهد بورزی.

می‌فرماید: «و هر که به چشم پسند در خود ننگرد در خود زاهد شده است». هر کس که خود را به چشم پسند نبیند و عُجب او را نگیرد و بگوید که من هم‌کاره‌ای هستم و کار ما تمام‌شده و ما به‌جایی رسیدیم. هر کس به چشم پسند به خودش ننگرد درواقع زاهد شده. به خودش توجه ندارد و از خودی خودش می‌گذرد و توجه او به خدای خود است.

 نشانه‌های زهد در دنیا سه چیز است: یاد مرگ، قناعت به قوت، صحبت بادرویشان.

می‌گوید: «اگر می‌خواهی که بفهمی که شما در دنیا زهد پیدا کردی باید ببینی که چقدر به یاد مرگ هستی. اگر همیشه به یاد مرگ هستی یعنی دیگر دنیا در نظرت خوار هست، اگر فقط به‌اندازه قوتِ لایموت خودت از این دنیا برداشت می‌کنی و قانع هستی و طمعی را که دیگران دارند، شما نداری، این هم علامت این است که شما نسبت به دنیا بی‌توجه هستی؛ و اگر از صحبت بادرویشان، (درویشان در اینجا منظور فقرا است) و از رفاقت با اهل مسکنت و فقر ناراحت نمی‌شوی، نشانه‌ی این است که به امور دنیا توجهی نداری.»

می‌گویند که حضرت علی علیه‌السلام با خاکی‌ها و مسکینان می‌نشست و با آن‌ها غذا می‌خورد، امام موسی بن جعفر علیه‌السلام با برده‌ها و بنده‌ها غذا می‌خورد. اگر سالک چنین روحیه خاکی داشته باشد و فقیر و غنی برایش فرقی نکند نشانه‌ی بی‌توجهی او به امور دنیاست.

و اما زهد در خلق: (چه وقت خالق در نظرتان بزرگ و خلق در نظرتان خوار است و کارهایت را برای خالق انجام می‌دهی؟) سه نشانی دارد: دیدن سَبقِ حُکم، استقامت قَدَر، عجز خلق.

عجز خلق واضح است یعنی اینکه سالک بفهمد که خلق خدا به هرجایی که برسند، به مال و ثروت و قدرت و … آخرش بازهم عاجز هستند، چون همه قدرت‌ها از آن خداست، اگر شخص عَجز خلق را درک کند دیگر کارهایش را برای خلق نمی‌کند بلکه برای خدا انجام می‌دهد؛ و این وقتی حاصل است که عَجز خودش را به دست آورد. اگر عجز خود را به دست آورد عَجز دیگران را هم می‌فهمد.

استقامتِ قدر یعنی بداند که در دنیا به هر کس به‌قدر مقداری که از طرف خدا تعیین‌شده است، می‌رسد.

یعنی تو چه‌کاره هستی که بگویی که چرا فلانی دارد و من ندارم؟ چون ارزاق خدای متعال تقسیم‌شده و هر کس روزی خودش را می‌خورد.

و سَبْقِ حُکم: یعنی اینکه بدانی حاکم خداست و حکومت او بر روی مردم سایه انداخته و او در علم و حکم سبقت‌گرفته است. او حکم می‌کند که هرکسی چه چیزی داشته باشد. همه‌چیز به مشیت خداست و همه‌چیز با دست خدا درست‌شده است. کسانی که به طمع می‌افتند و خود را ناراحت کرده و خود را به تلاش بی‌خود می‌اندازند در آخرش هیچ‌چیز به دست نمی‌آورند…چون در روایت داریم که اگر کسی که به مقدار رزق و روزی که خداوند برایش تعیین کرده راضی نباشد خودش را به فلاکت انداخته است. پس سَبْقِ حکم الهی، استقامت قدر و اندازه‌های الهی و عجز خلق را هم در نظر بگیریم تا کارهایمان نسبت به خلق محدود شود و تمام توجهاتمان به خالق باشد، خالقی که خدا آفریننده تمام امور است.

و اما نشانه‌های زهد در خود؛ یعنی اینکه سالک چگونه نسبت به خودش بزرگ‌بینی و عُجب و غرور نداشته باشد و زهد در خود داشته باشد. این هم سه علامت دارد:

نشانه اول: شناخت کیدِ دیوْ: دیو یعنی دیوِ نَفسِ اَمّاره؛ یعنی از دیو نَفسِ اَمّاره غافل نشود، چون نَفس انسان را فریب می‌دهد. هم دنیا فریب می‌دهد و هم‌نفس فریبنده است. نفس خواسته­هائی دارد و شیطان هم غافل ننشسته، وساوسی هم هست. سالک باید راه‌های تسلط بر نَفْسش را بفهمد و کیدهای آن را بشناسد. در این صورت است که نسبت به خودش زهد ورزیده است.

نشانه دوم: ضعف خود را بفهمد. انسان در مقابل خدا ضعیف هست، حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: مسکین بن آدم؛ ابن آدم ضعیف و مسکین است.

 بعد می‌فرماید: «یـَنـْظـُرُ بـِشـَحـْمٍ، وَ یـَتـَکَلَّمُ بِلَحْمٍ، وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ، تقتله الجرعه،تنته العرقه» این انسانی که آن‌قدر به خودش می‌بالد از یک پشّه ناراحت می‌شود، اگر انسان عرقی در بدنش بماند باعث بدبویی و آزار دیگران می‌شود. پس انسان ضعیف است، انسانی که نمی‌تواند عرق را از خود دور کند و مرتب باید حمام و نظافت و شستشو کند تا بو ندهد، همین دلیل ضعف اوست.

تقتله جرعه، اگر جرعه‌ای آب به گلویش برود خفه می‌شود. او با یک عدسی به دنیا نگاه می‌کند و با یک استخوان کوچک در گوش می‌شنود، با یک‌تکه گوشت چندین ساعت حرف می زند -البته از یک‌جهت قدرت‌نمایی خداست- ولی از طرفی ضعف و عجز و فقر انسان به خدا را نشان می‌دهد. اگر انسان ضعف خودش را بفهمد نسبت به خودش زهد می‌ورزد و می‌فهمد که آدم ضعیفی هست و دیگر تکبّر و بزرگ‌بینی نمی‌کند.

و همچنین تاریکی استدراج: یعنی اینکه اگر یک انسانی به فرض میلیاردر شد و خیلی مال و صحت و خدم‌وحشم و… این‌ها روزبه‌روز برایش بیشتر و بیشتر می‌شود و حالا از کجا معلوم که خداوند او را دوست دارد و آیا این نشانه دوستی خداست؟ شاید این‌یک آزمایش و امتحان الهی است و یک استدراج است به‌تدریج می‌دهد و یک‌دفعه زمین می‌زند، اگر این‌طور باشد پس درنتیجه انسان ضعیف است و دوم اینکه خدا او را اداره کند، نمی‌تواند خودش را اداره کند، البته به‌عنوان‌مثال شخصی آمد خدمت امام و گفت: آقا خداوند به من نعمت زیاد داده و نمی‌دانم شاید استدراج و اِمهال باشد و خداوند دارد به من مهلت می‌دهد و من نمی‌توانم از امتحان خدا دربیایم، پس چکار کنم؟

امام فرمود: آیا حق این نعمت‌هایی را که خداداده، اَدا می‌کنی یا نه؟ آیا این نعمت‌ها موجب شُکر بیشتر تو شده یا نه؟ در این مال و نعمتی که خداداده که حق خدا را اَدا می‌کنی، حق النّاس را اَدا می‌کنی و مرتباً شُکر و سپاس خدا را می‌کنی، بدان از عذاب استدراج، از مَکرِ استدراج تو مأمون خواهی بود، ولی اگر باعث شده که قساوتت بیشتر شده و کِبر و بزرگی افزایش‌یافته و رحمی نسبت به فقرا و دیگران نداری، بدان که این مال برای تو نوعی عذاب است؛ و همچنین قوا و کارهای دیگری که انسان انجام می‌دهد و باید همیشه در حَذَر و خوف الهی باشد.

و صلی‌الله علی‌محمد و آله الطاهرین


[۲]. سوره حدید آیه ۲۳

[۳]. نهج البلاغه (فیض الاسلام)، حکمت ۴۳۱

[۴]. سوره نحل آیه ۹۶

[۵]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی (ط – الإسلامیه) – ج‏۱؛ ص ۶۸

[۶]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی (ط – الإسلامیه)- ج ۲ ص ۴۵۹، ح ۲۳

باب ۱۳ کتاب منازل السائرین : منزل اشفاق

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۳ منزل اشفاق متن عربی...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۷/۱۸

باب ۸ کتاب منازل السائرین: منزل فرار

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸ منزل فرار...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۱

باب ۱۸ کتاب منازل السائرین: منزل تبتل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۸ منزل تبتل متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۰

باب ۸۴ کتاب منازل السائرین : منزل حیات

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸۴ منزل حیات متن عربی :...

تاریخ انتشار: یکشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۹

باب ۱۷ کتاب منازل السائرین : منزل ورع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۷ منزل ورع متن عربی...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۸

باب ۴ کتاب منازل السائرین : منزل انابه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴ منزل انابه متن عربی...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۶

باب ۲۷ کتاب منازل السائرین : منزل توکل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۲۷ منزل توکل متن عربی...

تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۵

باب ۱۴ کتاب منازل السائرین : منزل خشوع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل :۱۴ منزل خشوع متن عربی : ۱۴٫...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۴

باب ۱ کتاب منازل السائرین : منزل یقظه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱ منزل یقظه متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

باب ۴۲ کتاب منازل السائرین : منزل عزم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴۲ منزل عزم متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...
اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاع‌رسانی در خصوص زمان و مکان برگزاری جلسات دهه دوم فاطمیه ۱۴۴۱ ه.ق به اطلاع همراهان گرامی می‌رساند به حول و...