باب ۱ کتاب منازل السائرین : منزل یقظه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین

 موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری

منزل : ۱ منزل یقظه


متن عربی :

قسم البدایات

فأمّا قسم البدایات فهو عشره أبواب و هی: الیقظه و التوبه و المحاسبه و الإنابه و التفکّر و التذکّر و الاعتصام و الفرار و الریاضه و السماع.

۱٫ باب الیقظه

قال اللّه عزّ و جلّ: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ»[1] القومه للَّه هی الیقظه من سنه الغفله و النهوض من‏ ورطه الفتره؛ و هی أوّل ما یستنیر قلب العبد بالحیاه لرؤیه نور التنبیه. و الیقظه هی ثلاثه أشیاء: الأوّل لحظ القلب إلى النعمه، على الإیاس من عدّها و الوقوف على حدّها و التفرّغ إلى معرفه المنّه بها و العلم بالتقصیر فی حقّها؛ و الثانی مطالعه الجنایه و الوقوف على الخطر فیها و التشمّر لتدارکها و التخلّص من ربقها و طلب النجاه بتمحیصها؛ و الثالث الانتباه لمعرفه الزیاده و النقصان فی‏ الأیّام و التنصّل عن تضییعها و النظر إلى‏ الضنّ بها، لیتدارک فائتها و یعمر باقیها. فأمّا معرفه النعمه، فإنها تصفو بثلاثه أشیاء: بنور العقل و شیم برق المنّه و الاعتبار بأهل البلاء. و أمّا مطالعه الجنایه، فإنها تصحّ بثلاثه أشیاء: بتعظیم الحقّ و معرفه النفس و تصدیق الوعید؛ و أمّا معرفه الزیاده و النقصان فی‏ الأیام، فإنها تستقیم بثلاثه أشیاء: بسماع العلم و إجابه دواعی الحرمه و صحبه الصالحین؛ و ملاک ذلک کلّه‏ وجوب خلع العادات.


شرح:

فأمّا قسم البدایات فهو عشره أبواب و هی: الیقظه و التوبه و المحاسبه و الإنابه و التفکّر و التذکّر و الاعتصام و الفرار و الریاضه و السماع. در بخش اول منازل السائرین بخشی است به نام بدایات. بدایات یعنی امور ابتدایی و منزل‌های ابتدایی یک سالک در سیر الی الله. بدایات از یقظه شروع می­شود، به دنبال یقظه، توبه و به دنبال آن محاسبه و به دنبال آن انابت و رجوع الی الله و به دنبال آن تفکر و بعد از آن تذکر است. پس از آن، اعتصام یعنی اعتماد و چنگ زدن به حبل‌الله، سپس «فرار» یعنی فرار از نفس به‌سوی خدا و بعد از آن «ریاضت» یعنی نفس را ریاضت دادن و پس از آن «سماع» یعنی گوش دادن به آیات حق است. البته منظور گوش دل است که دل را به آیات حق، احادیث و هر چه که بنده را به خدا نزدیک کند متوجه می­کند.

منزل اول این کتاب، باب یقظه است. قال اللّه عزّ و جلّ: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثنی وَ فُرادَی»[2]، خداوند در این آیه می­فرماید: ای حبیب ما به این امّت بگو: من شما را موعظه می­کنم آن‌هم یک موعظه. ـدر خانه اگر کس است یک حرف بس استـ بِواحِدَه یعنی با یک جمله موعظه من تمام می­شود. حالا موعظه­ ای که خدا به وسیله پیغمبرش به ما رسانده، چیست؟

أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثنی وَ فُرادَی، این‌که قیام کنید و از نفس و هواهای نفس بیرون بیایید؛ بیرون آمدن و قیام کردنی که لله باشد، برای کرامت و کشف و مسائلی که امروزه در بعضی فرقه­ها است نباشد. خالص و مخلص و پاک، برای خدا قیام کنید. مثنی یعنی دسته‌جمعی و گروهی و فرادی یعنی تنهایی.

 جایی که رفیق و استاد و جلسه و مجموعه ­ای هست که کمک شما هستند همراه این­ها سیر کنید ـیدالله مع الجماعه و اگر هم دیدید درجایی جلسه و رفیقی نیست که از آن‌ها کمک بگیرید، باید به‌طور انفرادی راهتان را ادامه بدهید و از راه بازنایستید.

القومه للَّه هی الیقظه من سنه الغفله، خواجه در مورد کلمه تَقُومُوا که در قرآن آمده، می­فرماید: این قیام، همان یقظه است؛ یعنی وقتی نفس، آگاهی و بیداری پیدا کند، از عوالم نفس، هواها و خواسته­های نفسانی بیرون بیاید و جرقه­ای در دل ایجاد گردد و پنجره­ ای در دل‌ باز شود، در واقع این همان قیام لله و قیام عرفانی است؛ و این قیام، پرهیز از لحظه­ای غفلت و چرت زدن است. همان‌طور که در آیه‌الکرسی آمده است (لا تاخذه سنه و لانوم) خدا را نه چرت می­گیرد و نه خواب؛ یعنی سالک حاضر نیست به‌اندازه یک چرت زدن هم از یاد خدا غفلت کند.

و النهوض من‏ ورطه الفتره قیام لله یعنی اینکه شما از سستی­ها، کسالت­ها، تنبلی­ها و اسارت نفس برخیزی.

و هی أوّل ما یستنیر قلب العبد بالحیاه لرؤیه نور التنبیه، می­فرماید که یقظه، نقطه اول نورانیت قلب و اولین گامی است که سالک در باطن به‌سوی خدا برمی‌دارد و این نورانیت قلب بدین‌جهت است که نور آگاهی و بیداری را در دل می­بیند. قلب بنده خدا، زنده می­شود و حیات پیدا می­کند. وقتی دل ‌زنده شد، نور آگاهی و یقظه را می­بیند و متوجه می­شود که غیر از این عالم ظاهر، عالم دیگری در پیش است. چنانچه گفته ­اند ذکر «یا حیّ یا قیّوم» برای حیات دل خیلی مؤثر است، دل را زنده کرده و از مردگی و افسردگی بیرون می­آورد.

و الیقظه هی ثلاثه أشیاء، یقظه از سه چیز ترکیب شده است:

«الأوّل لحظ القلب إلى النعمه، على الإیاس من عدّها و الوقوف على حدّها و التفرّغ إلى معرفه المنّه بها و العلم بالتقصیر فی حقّها»

اما قدم اول یقظه که برای مبتدیان می­باشد این است که دل ملاحظه کند و سپاسگزار و شکرگزار نعمت­های الهی باشد. همیشه و در هر حال متوجه داده­ها و نعمت­های الهی باشد و غافل از این نباشد که خدا منعم است و نعمت­ها را از هر جهت مثل باران سرازیر می­کند. اگر قبل از یقظه، این آگاهی برای او وجود نداشت، منعم را با نعمت نمی­دید و فقط نعمت را ملاحظه می­کرد، حالا که دل او آگاه شده، در هر نعمتی، منعم را همراه آن می­بیند.

لحظ القلب إلى النعمه، على الإیاس من عدّها، می­فرماید که اگر دل بخواهد با نور یقظه­ ای که در آن ایجاد شده به حضرت منعم توجه کرده و نعمت­های الهی را درباره خود احساس کند، چهار نشانی دارد:

الإیاس من عدّها، یعنی مأیوس شدن از شمارش. نعمت­های خدا درباره شما از زمان بودن در اصلاب و ارحام تا رسیدن به امروز که وزنت به هفتاد هشتاد کیلو رسیده است، از زمانی که فقط یک سلول بودی و از میان میلیون­ها سلول، یک سلول در رحم مادر قرار گرفت و تبدیل به نطفه­ای شد که در شکم مادر، کم‌کم رشد کرد و پرورش یافت تا زمانی که وقت تولدش رسید. باید این نعمت­ها را از گذشته­ها درباره خودت بشماری و بشماری تا ببینی به کجا می­رسی؟ چند میلیارد می­شود؟ دو میلیارد؟ چند کتاب می­شود؟ و آخر به اینجا می­رسی که (وَ إِن تَعُدُّوا ِنعمَهَ اللهِ لا تُحصُوها)[۳] هرقدر که بشماری آمار از دستت بیرون می­رود. نعمات الهی بسیار است. آیات آفاقی و آیات انفسی، نعمت­های درونی و نعمت­های بیرونی، نعمت­های ظاهری و باطنی و … نمی­توانی این نعم الهی را درصدها کتاب هم روی کاغذ بیاوری. این امر نشانه این است که شما بر نعمت­های خدا واقف شدی و فهمیدی که یک منعم بزرگ همیشه همراه توست.

و الوقوف على حدّها، اما نشانه دوم این است که بر حدود نعمت­های خداوندی واقف و آگاه شوی و این حدود تا اندازه‌ای برایت روشن شود. این علم لدنی به نعمت­های خدا و این یقظه و آگاهی در موضوع نعمت­های الهی برای شما حاصل شود. اگر قبلاً غافل بودی، الان دیگر غافل نیستی.

و التفرّغ إلى معرفه المنّه بها، اما نشانه دوم این‌که بتوانی دل را به شناخت نعمت­های الهی فارغ کنی. در گذشته و حال خود نظر کنی و ببینی که هرچه هست از دست منّت و فضل و کرم خداست نه صلاحیت و استحقاق تو. بدانی که اگر خدا تو را حفظ نمی­کرد و دست‌گیری نمی­نمود، در چاه می­افتادی و نابود می­شدی. پس انسان باید بر الطاف الهی شناخت پیدا کند و آن را تشخیص دهد.

و العلم بالتقصیر فی حقّها، نشانه چهارم این‌که وقتی آگاهی و یقظه در تو ایجاد شد، باید به قصور خود در حق نعمت­ها علم پیدا کنی و بدانی که توان ادای حق نعم الهی را نداری. هرقدر که نماز بخوانی، سجده کنی، الحمد لله بگویی و کارهای خیر انجام بدهی نمی­توانی شکر این نعمت­ها را به‌جا آوری. (به وجود آمدن این دیدگاه) احتیاج به علم و معرفت دارد. اگر دیدی این معرفت در دل شما ایجاد شده، بدان که دل شما نورانی است و آگاهی پیدا کرده است.

«و الثانی مطالعه الجنایه و الوقوف على الخطر فیها و التشمّر لتدارکها و التخلّص من ربقها و طلب النخاه بتمحیصها»

یقظه در درجه دوم و بالاتر که برای متوسطان است یعنی اینکه با نور یقظه و آگاهی که در شما ایجاد شده، گذشته­ها، جنایت­های نفس و فرورفتن در هواها را در محضر خداوند مطالعه و بررسی کنید. جنایت فقط این نیست که آدم کشی کنی. وقتی سالک یک‌لحظه در منیّت خودش فرو برود و در مقابل خدا بت‌پرستی نفس بکند، این برای اهل سلوک جنایتی بزرگ است.

خواجه در راهکارهای مطالعه و بررسی جنایت­های گذشته می­فرماید:

  1. و الوقوف على الخطر فیها، بر این حقیقت واقف شوی که این گناهان و رذایل اخلاقی و غفلت­ها و خطاها چه قدر برای تو خطر درست کرده بود. به خطر این­ها آگاه شوی. اگر قبلاً به این خطرها توجه نداشتی، الآن باید توجه کنی.
  2. و التشمّر لتدارکها، راهکار دوم اینکه باید برای تدارک مافات و جبران گذشته­هایی که از تو فوت شده کمر همت ببندی و باقی مانده عمر را تدارک کنی و نگذاری که این باقی مانده هم مثل گذشته شود.
  3. و التخلّص من ربقها، راهکار سوم باید با این یقظه و آگاهی که در دل پیدا شده، خودت را از بند و اسارت گناهان خلاصی بدهی و دیگر زیر بار گناه و پیامدها و عواقب آن نروید.
  4. و طلب النجاه بتمحیصها، راهکار چهارم اینکه همواره با تمحیص نفس، نجات را طلب کنی. تمحیص این است که نفس خود را با گریه با ناله با ذکر با سجده یا با رفاقت خوبان، با مطالعه و … کاملاً پاک‌سازی کنی. خودت می­دانی که چگونه می­توانی این تمحیص را عملی بسازی و باید با خودت چه‌کار کنی، باید با خودت کار کنی. این هم مرتبه دوم از مراتب یقظه.

«و الثالث الانتباه لمعرفه الزیاده و النقصان فی‏ الأیّام و التنصّل عن تضییعها و النظر إلى‏ الضنّ بها، لیتدارک فائتها و یعمر باقیها»

 اما مرتبه سوم یقظه که از آن دو تا بالاتر است الانتباه لمعرفه الزیاده و النقصان فی‏ الأیّام یقظه قلبی باید شما را به جایی برساند که حال تنبه و بیداری در شما ایجاد شود و این حال تنبه و بیداری و آگاهی، شما را به آنجا برساند که آنچه را موجب رشد یا باعث نقص در وجود شما می­شود بشناسید. همچنین افراط و تفریط­هایی را که در ایام عمر برای شما پیش آمده، شناسایی کنید تا دوباره گرفتار آن‌ها نشوید.

و التنصّل عن تضییعها، این ضمیر «تضعییها» و ضمایر بعدی، همه به ایام برمی‌گردد؛ یعنی از تضییع عمرت بگریزی و ایام عمرت را ضایع نکنی. با مراقبه و محاسبه و نوشتن جدول مراقبه مواظب باشی آن افراط و تفریط­های گذشته ـ خدای نکرده ـ برنگردد. افراط یعنی از آنچه شرع مقدس برای شما مقرر کرده پا جلوتر بگذاری و نقصان و تفریط یعنی از واجبات دینی و مستحبات و چیزهایی که مطلوب خدا است کم بگذاری.

و النظر إلى‏ الضنّ بها، ما دوتا ظن داریم؛ یک ظن با ظاء داریم که به یقین و ظن مربوط می­شود و از حالات نفس است. گاهی نفس به چیزی یقین پیدا می­کند و گاهی نفس به یک ‌چیزی گمان پیدا می­کند. سوءظن وحسن ظن هم از همین باب است. ولی یک ضن دیگر داریم که با ضاد است. امام صادق (علیه‌السلام) به‌عنوان بصری در آخر کلامشان فرمودند: دیگر حرف‌ها تمام شد، بلند شو برو. بعد فرمودند: «فَإنّی امرءٌ ضَنینٌ بِنَفسِی» یعنی من به خودم ضنین هستم و نمی‌خواهم عمر و وقتم را تلف کنم. گذران عمر برایم خیلی مهم است، باید به ذکر و نمازم برسم. باید به اوقاتی که تنظیم کرده­ام اهمیت بدهم.

در درجه سوم از یقظه، سالک به جایی می­رسد که مراقب است یک لحظه از وقتش فوت نشود. وقت را طلا می­داند و به آن اهمیت می­دهد. لذا گفته­اند: صوفی ابن‌الوقت است.

لیتدارک فائتها و یعمر باقیها، چرا سالک این‌قدر به نفس خود ضنین است، به وقتش اهمیت می­دهد و نمی­گذارد لحظه­ای از اوقاتش تلف شود؟ به این منظور است که بتواند اوقات فوت‌شده گذشته را تدارک کرده و باقی مانده عمرش را آباد کند و نگذارد مثل گذشته­ها خراب شود. سپس خواجه راهکارهایی را به ما نشان می­دهد که به آن خواص یقظه که ذکر شد دست پیدا کنیم؛ یعنی چگونه وارد عمل شویم و با کمک چه عواملی به شناسایی نعمت­های الهی و بررسی گناهان گذشته و دوری از افراط و تفریط برسیم و نور یقظه در دل سالک فعال شود.

«فأمّا معرفه النعمه، فإنها تصفو بثلاثه أشیاء: بنور العقل و شیم برق المنّه و الاعتبار بأهل البلاء»

می‌فرماید که برای صفا پیدا کردن نعمت­های الهی و پیدا کردن شناخت نسبت به آن‌ها باید از سه راهکار استفاده کنی:

  1. بنور العقل، راهکار اول اینکه عقلت باید نورانی باشد نه عقل آلوده به طبیعت؛ زیرا با جرقه­ای که بر دلت خورده باید عقلت را به کار بگیری و با استفاده از نور چراغ عقل که خدا به شما داده، تعقل کنی و در نعمت­های خدا بیندیشی و با تفکر دریابی که خداوند چقدر در اطراف تو برایت نعمت قرار داده است.
  2.  شیم برق المنّه، راهکار دوم: شیم از استشمام است، استشمام یعنی بو و رایحه؛ مثلاً فلان گل را در دل حس کردن. عامل دوم این است که تفکر کنی و ببینی برق منت و فضل الهی خداوند به کجا خورده است و آن لطف خاصی که خدا درباره شما داشته، کجا بوده است؟ تا آن لطف خاص را استشمام کنی و از آن بو برده و آگاه شوی.
  3. و الاعتبار بأهل البلاء، راهکار سوم که خیلی مهم و بسیار روشن و واضح مثل آفتاب است و کارش هم خیلی آسان است: و الاعتبار بأهل البلاء، عبرت گیری از کسانی که اهل بلا و گرفتاری شده­اند. مخصوصاً گفته‌شده اگر کسی را دیدید که اهل بلا بود و نواقصی در او وجود داشت – مثلاً وقتی با کسی که شل و کور است یا نقص عضوی در بدن دارد و یا ناقص‌الخلقه است – برخورد کردید و از کنارش گذشتید، آهسته بگو: «ﺍﻟْﺤَﻤْﺪُ ﻟِﻠَّﻪِ ﺍﻟَّﺬِﯼ ﻋَﺎﻓَﺎﻧِﯽ ﻣِﻤَّﺎ ﺍﺑْﺘَﻠَﺎﮎَ ﺑِﻪِ ﻭَﻓَﻀَّﻠَﻨِﯽ علیک وﻋَﻠَﯽ ﮐَﺜِﯿﺮٍﻣِﻤَّﻦْ ﺧَﻠَﻖَ»[4]؛ شکر خدایی را که مرا از این بلا که این شخص گرفتار شده، دور کرد و به من عافیت داد.

 خوب است به بیمارستان­ها و بهزیستی و جاهایی که افراد گرفتار هستند بروی و از آنجا عبرت بگیری تا به سلامتی خود و نعمت­های خدا توجه کنی و شکرگزار باشی. اگر این کارها را انجام بدهی، آن وقت نعمت­های خدا را می­فهمی. اگر انسان خودش را با کسانی که کمبود­هایی دارند مقایسه کند قدر نعمت­ها را می­داند. بعضی­ها فقیر هستند و شکوه از فقر می­کنند، ولی همان فردی که شکوه می­کند از خودش فقیرتر هم هست، اگر به فقیرتر از خودش توجه کند، آرامش پیدا می­کند. با خودش می­گوید فقیرتر از من هم هست و خدا را شکر می­کند، ولی اگر بخواهد به بالاتر از خود، به تجار و اغنیاء و ثروتمندان نگاه کند، همیشه باید در زندگی خود ناله کند.

«و أمّا مطالعه الجنایه، فإنها تصحّ بثلاثه أشیاء: بتعظیم الحقّ و معرفه النفس و تصدیق الوعید»

 برای قسم دوم که فرموده بود ما باید به گناهان و جنایت­های خودمان برگردیم و مطالعه کنیم، راهکارهایی را ارائه می­دهد:

  1. بتعظیم الحقّ، راهکار اول برای بررسی گناهان و پی بردن به جنایات نفس خویش این است که حق‌تعالی و وجود حضرت احدیت را در دل خود بپروراند و عظمت خدا را در دلش یاد کند. اگر جلالت و عظمت خدا را به دست آورد آن وقت می­فهمد که در محضر حضرت حق چقدر بی‌ادبی کرده، چقدر گناه مرتکب شده و چقدر جسارت و نافرمانی کرده است. اگر پدر شما به شما بگوید این کار را انجام بده و شما جلوی او بایستی و بگویی انجام نمی­دهم یا اینکه مخالفت کنی، این بی‌ادبی و بی‌حرمتی نیست؟ آن وقت ارزش پدر بیشتر است یا خدایی که پدرها را خلق کرده ونعمت­ها را آفریده است؟ می­فرماید: خدا را تعظیم کنید تا به حقارت خودت پی ببرید.
  2. معرفه النفس، و ببینی این نفسی که همین طوری به وجود آمد، بدانی کجا بودی و کجا هستی و کجا خواهی رفت؟ اگر این معرفت پیدا شود، آن وقت خواهی فهمید که چه قدر جنایت کرده­ای.
  3. تصدیق الوعید، گفته شد که یک وعده داریم و یک وعید؛ وعده در امر خوب است، مثلاً وعده به بهشت و وعید تهدید به عذاب خداست. اگر دیدی دلت عذاب خدا و جهنم را باور می­کند، آن وقت خوف پیدا می­شود و خوف عامل کنار گذاشتن گناهان به‌طور کلی می­شود.

«و أمّا معرفه الزیاده و النقصان فی‏ الأیام، فإنها تستقیم بثلاثه أشیاء: بسماع العلم و إجابه دواعی الحرمه و صحبه الصالحین؛ و ملاک ذلک کلّه‏ وجوب خلع العادات.»

 اما چگونه پی ببریم که در ایام عمرمان چه قدر زیاده ­روی و افراط و چقدر تفریط و کم­روی کرده­ ایم؟ چگونه بفهمیم راه رشد و ترقی وجودمان چیست و عامل سقوط و پسرفتمان چه چیزی است؟ می­فرماید: این هم سه راهکار دارد:

  1. بسماع العلم، راهکار اول اینکه علم را بشنوی. منظور از این علم، علم شریعت است. به کلاس علم شریعت بروی و ببینی خداوند در علم شریعت چه قوانین و دستوراتی داشته است. آن وقت می­فهمی درگذشته چه قدر مخالف با شریعت و چقدر موافق با شریعت عمل کردی. می­فهمی که کجا زیاده­روی و کجا کم­روی کردی؟ وقتی میزان را دستورهای شرع خدا قرار دهی این زیاده و کمی را می­فهمی و درصدد جبران برمی‌آیی.
  2. إجابه دواعی الحرمه، راهکار دوم انگیزه­هایی که از حرمت الهی در دل پیدا می­شود، زود به دنبال آن بروی. همه دستورات خداوند، حرمت­های الهی و حریم خدا هستند. نباید نسبت به حریم خدا تجاوز کرد. اگر دیدی دلت طالب حفظ حرمت­های الهی است، بدان که دیگر نمی­خواهی از جاده شرع پا بیرون بگذاری. یکجا جلو بروی و یکجا کم بگذاری.
  3. صحبه الصالحین، صالحین یعنی خوبان و اهل صلاح. برو با اهل صلاح هم‌نشین شو. اگر با اهل صلاح هم‌نشین شوی، خلق ‌و خوی آن‌ها در شما تأثیر می­کند و اگر تأثیر کرد، دیگر افراط و تفریط در کارهایتان پیدا نمی­شود؛ چون اهل صلاح مقید هستند که کاری را زیاده از آنچه مطلوب خدا است، یا کمتر از آن انجام ندهند و در راه خدا مستقیم و معتدل باشند. تو هم وقتی با آن‌ها رفاقت کردی، اخلاق و رفتار حسنه کسب می­کنی و اوضاعت خوب می­شود.

و در آخرین جمله فرمود: و ملاک ذلک کلّه‏ وجوب خلع العادات برای این­که در کارهایت کم و زیاد پیدا نشود، باید تشریفات و رسومات عرفی و کلا همه عادات، مانند اسراف در مهمانی­ها، عروسی­ها و … را خلع کنی و کنار بگذاری؛ چون این عادات با شریعت تطبیق نمی­کند، همه را خلع و ترک کن.

و سید بحرالعلوم (ره) در رساله سیر و سلوک می­فرماید: در بیست و پنج منزل از منازل اهل سلوک، اولین منزل آن ترک العادات است. اولین قدم این است که برخلاف عرف راه برود. عرف، عرف ائمه نیست. عرف، عرف پیغمبر نیست. عرف جامعه است که باید آن‌ها را ترک کرد.

 

 

 


[۱]. سبأ، ۴۶٫

 

[۲]. همان.

 

[۳]. النّحل، ۱۸٫

 

[۴] عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: إِذَا رَأَیْتَ الرَّجُلَ مَرَّ بِهِ الْبَلَاءُ فَقُلِ- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَافَانِی مِمَّا ابْتَلَاکَ‏ بِهِ‏ وَ فَضَّلَنِی عَلَیْکَ وَ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقَ وَ لَا تُسْمِعْهُ. هنگامی‌که کسی را دیدی که مبتلا به بلایی شده است، طوری که صدایت بگوش او نرسد بگو: شکر خدایی را که مرا از این بلایی که تو در آن گرفتار شده­ای عافیت بخشید و بهره­ام از فضل خودش را از بیشتر از تو و بسیاری از مخلوقاتش قرار داد. الکافی (ط – الإسلامیه)؛ ج‏2؛ ص ۵۶۵

 

باب ۱۳ کتاب منازل السائرین : منزل اشفاق

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۳ منزل اشفاق متن عربی...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۷/۱۸

باب ۸ کتاب منازل السائرین: منزل فرار

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸ منزل فرار...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۱

باب ۱۸ کتاب منازل السائرین: منزل تبتل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۸ منزل تبتل متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۲۰

باب ۸۴ کتاب منازل السائرین : منزل حیات

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۸۴ منزل حیات متن عربی :...

تاریخ انتشار: یکشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۹

باب ۱۷ کتاب منازل السائرین : منزل ورع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۱۷ منزل ورع متن عربی...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۸

باب ۴ کتاب منازل السائرین : منزل انابه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴ منزل انابه متن عربی...

تاریخ انتشار: پنج شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۶

باب ۲۷ کتاب منازل السائرین : منزل توکل

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۲۷ منزل توکل متن عربی...

تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۵

باب ۱۴ کتاب منازل السائرین : منزل خشوع

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل :۱۴ منزل خشوع متن عربی : ۱۴٫...

تاریخ انتشار: سه شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۴

باب ۴۲ کتاب منازل السائرین : منزل عزم

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۴۲ منزل عزم متن عربی...

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

باب ۴۵ کتاب منازل السائرین : منزل یقین

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین  موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری منزل : ۹ منزل یقین متن عربی...

تاریخ انتشار: شنبه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۱

اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام»
به اطلاع می‌رساند به حول و قوه الهی مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام» با سخنرانی فقیه عارف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «...
نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...