باب ۵ کتاب منازل السائرین : منزل تفکر

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین

 موضوع بحث: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری

منزل : ۵ منزل تفکر


متن عربی :

۵- باب التفکّر

قال اللّه عزّ و جلّ: وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ‏[1] اعلم أنّ التفکّر تلمّس البصیره لاستدراک البغیه. و هو ثلاثه أنواع: فکره فی عین التوحید، و فکره فی لطائف الصنعه، و فکره فی معانى الأعمال و الأحوال. فأمّا الفکره فی عین التوحید، فهی اقتحام بحر الجحود، لا ینجى منه إلّا الاعتصام بضیاء الکشف، و التمسّک بالعلم الظاهر. و أمّا الفکره فی لطائف الصنائع فهی ماء یسقى زرع الحکمه. و أمّا الفکره فی معانى الأعمال و الأحوال، فهی تسهّل سلوک طریق الحقیقه. و إنّما یتخلّص من‏ الفکره فی عین التوحید بثلاثه أشیاء: بمعرفه عجز العقل، و بالإیاس من الوقوف على الغایه، و بالاعتصام بحبل التعظیم. و إنّما تدرک لطائف الصنائع‏ بثلاثه أشیاء: بحسن النظر فی مبادئ المنن، و الإجابه لدواعی الإشارات، و بالخلاص من رقّ الشهوات. و إنّما یوقف بالفکره على مراتب الأعمال و الأحوال بثلاثه أشیاء: باستصحاب العلم، و اتّهام المرسومات، و معرفه مواقع الغیر.


شرح:

از این آیه شریفه استفاده می‌شود که قرآن کریم با این ‌همه آیات و سُوَر به این ‌منظور است که بشر، فکر و عقل و هوش و قلب خود را به کار گیرد؛ و می‌دانید که مسئله فکر مربوط به باطن انسان است نه ظاهر و چون مربوط به امور باطن است، از این آیه به‌خوبی روشن می‌شود که باید باطن را متوجّه کرد.

«اعلم أنّ التفکّر تلمّس البصیره لاستدراک البغیه. و هو ثلاثه أنواع: فکره فی عین التوحید، و فکره فی لطائف الصنعه، و فکره فی معانى الأعمال و الأحوال»؛

 بدان که تفکّر عبارت از جست‌وجو و طلب بصیرت برای دست‌یابی به مطلوب بوده و آن بر سه نوع است: ۱- تفکّر در عین توحید؛ ۲- تفکّر در لطایف آفرینش ؛ ۳- تفکّر در معانی اعمال و احوال.

«فأمّا الفکره فی عین التوحید فهیَ اقتحام بحر الجحود، لا یُنجِی منه إلّا الاعتصام بضیاء الکشف و التمسّک بالعلم الظاهر»؛ تفکّر در عین توحید به معنی فرورفتن و غلتیدن در دریای جحود و انکار است که جز با چنگ زدن و متوسل شدن به نور کشف و تَمسُّک به علم ظاهر نمی‌توان از آن نجات و خلاصی یافت.

وقتی ایشان بَحرِ جحود و دریای انکار را مطرح می‌کند مقصودش این است که شما چیزهایی را به فکرتان عرضه می‌کنید و بعد انکار می‌کنید و می‌گویید خدا کجاست؟ ما که نمی‌بینیم؛ و امثال این فکرها. اگر بخواهی این انکارها را از حقیقت قلبت دفع کنی و اصل وحدت الوجود را اذعان کنی باید به دنبال کشف یقین بروی. باید به دنبال تمسک و عمل و دریافت واقعی و وجدانی از علوم شریعت و علوم ظاهر بروی. بالاخره شما می‌خواهی برای اثبات چیزی به چیز دیگری استدلال کنی و این مستلزم آن است که شما مقداری فکر و استدلال کنی تا به آن واقع برسی.

بنابراین، این نحو از تفکّر، انسان را بعد از انکار به اثبات می‌رساند و در نهایت متوجه می‌شوید که همه این وجودهایی را که شما متعدد می‌دیدید، همه این‌ها حجاب بوده و همه این‌ها طالب را از مطلوب جدا کرده بوده است؛ بنابراین، این تفکر در ابتدای امر، فرورفتن و غلتیدن در ورطه‌های جحود و انکار است تا به مرحله‌ی اثبات برسد.

«و أمّا الفکره فی لطائف الصنعه فهی ماءً یسقی زرع الحکمه»؛ و اما تفکر در لطایف مخلوقات و آفریدگان، آن‌هم آبی است که کِشتِ حِکمت را آبیاری می‌کند. روشن است وقتی شما تفکر کنی در خود، در اعضا و جوارح، در جنبه بشری و مخلوقی انسان و یا در آفریده‌های دیگر خداوند که «لا یحصی و لا یعد»، بیشمار هستند، توانسته‌ای با این‌گونه تفکر، حکمت و معرفت را در خودت پیدا کنی.

 «و امّا الفکره فی معانی الاعمال و الاحوال فهی تُسّهل سلوک طریق الحقیقه»؛ می‌فرماید که تفکر در معانی اعمال و احوال موجب می‌شود که شما به‌آسانی و سهولت راه حقیقت را برای رسیدن به مقصد بپیمایی؛ چرا که اگر شخص متوجه اعمال و احوال خود نباشد و مراقبه‌ و فکری در اعمال و افعال خود نداشته باشد به مقصد نخواهد رسید. تفکر در اینکه عمر و زمانی که از ما می‌گذرد، چه کرده‌ایم؟ کجا بودیم و کجا هستیم باعث حرکت و جنب‌وجوش انسان در راه خداوند می‌شود.

 منظور از تفکر در معنای عمل و حالت انسان این است که به حقایق اعمال و احوال توجه کنیم نه به‌ ظاهر آن‌ها؛ یعنی این‌که ببینیم چه قدر قلبمان، حالمان، کارمان، رفتارمان تحت تأثیر قرارگرفته است. چرا که می‌خواهیم برای خودمان بهره‌ای ببریم و این تا زمانی که این حقایق به دست نیاید تا زمانی که واردات و صادرات ما در قلبمان درست و میزان نشود، عملی نخواهد شد. لذا فهمیدن معنی اعمال و احوال این است که آن‌ها را در عمل با گفته‌های خداوند و شرع تطبیق بدهیم و ببینیم در قلب ما چه معنا و چه حالی پیش‌آمده است.

«و إنّما یُتخّلص من الفکره فی عین التوحید بثلاثه اشیاء: بمعرفه عجز العقل و بالإیاس من الوقوف علی الغایه و بالاعتصام بحبل التعظیم»؛ گفتیم اگر انسان در کُنهِ ذات و عین توحید تفکر کند، او در دریایی از جحود و انکار غوطه‌ور‌می شود. انسان نمی‌تواند؛ یک انسان ضعیف کجا قدرت دارد که به آن ذات واحد احد دسترسی پیدا کند؟!

 امام سجاد (ع) در مناجات عارفین می­فرماید:

«وَ عَجَزَتِ الْعُقُولُ عَنْ إِدْرَاکِ کُنْهِ جَمَالِکَ … وَ لَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَرِیقاً إِلَى مَعْرِفَتِکَ إِلَّا بِالْعَجْزِ عَنْ‏ مَعْرِفَتِک‏[2]»

لذا خواجه در اینجا می‌فرماید: که وقتی شما عقل را به کار بگیری، متوجه می‌شوی که عقل مخلوق، از این‌که خالق را درک بکند، عاجز است. تا خالق، خالق است و شما جنبه مخلوقی داری، او بلندمرتبه‌تر از آن است که او را ادراک کنی. اصلاً آیا می‌شود که یک مُحاط، محیط شود؟! شما تصور کنید ما زیر قبضه و احاطه‌ی او هستیم. وقتی می‌توانیم به آن ذات، علم کامل پیدا کنیم که احاطه‌ی به آن ذات داشته باشیم. در حالی ‌که او محیط است و ما یک حدی داریم. پس هر چه به ما می‌رسد از تجلّیاّت آن ذات است، نه از خود ذات. لذا ایشان در این زمینه می‌فرماید: که شما از سه‌راه می‌توانی متوجه شوی که ما نمی‌توانیم به‌عین توحید برسیم: یک‌راه آن، عجزِ عقل است؛ راه دیگر اینکه که بفهمی ما نمی‌توانیم به آن غایت برسیم و سوم اینکه مقتضای تعظیم است که او در عظمت خود بماند.

تنها با سه‌ راه می‌توان از تفکر در عین توحید خلاصی یافت، که عبارت­اند از:

 راه اول:۱- شناخت عجز و ناتوانی عقل.

راه دوم:۲- نا امیدی از رسیدن و دست‌یابی به‌غایت یعنی توحید.

راه سوم:۳- دست زدن به ریسمان تعظیم.

یعنی این‌که بداند و بفهمد که مقام حق‌تعالی، مقامی عظیم‌تر و رفیع‌تر از آن است که مرغ عقل بتواند پَر بِکِشَد و به آن قله برسد.  در این زمینه بحث زیاد است. فلاسفه بحث کرده‌اند. حُکما بحث کرده‌اند. ولی به‌طورکلی این است که هرچه جلوتر برویم به ضعف و عجز خود بیشتر پی می‌بریم.

«و إنّما تُدرَک لطائف الصنائع بثلاثه اشیاء: بحسن النظر فی مبادیء المنن و الإجابه لدواعی الإشارات و بالخلاص من رقّ الشهوات».

در رابطه با درک لطایف مخلوقات هم از سه‌راه می‌توان به این مطلب توجه کرد:

۱- خوب نظر کردن در مبادی نعمت‌ها. به این صورت که انسان در اسباب و عللی که وجود او متوقّف بر آن است و این‌که خداوند او را از عدم به وجود آورده است و اموری مانند آن تأمل و اندیشه کند.

۲- حقِ نظر و تأمّل نیکو در مبادی نعمت‌ها اشارت‌هایی به دنبال دارد. اشارت‌های لطیفی که بنده را به شُکر مُنعِم و بندگی او فرامی‌خواند. پاسخ مثبت دادن به این‌ دعوت‌ها قدم دیگری در راه درک لطایف مخلوقات است. اگر انسان این نعمت‌ها را ببیند و فکر کند، مُنعِم را می‌تواند در این نعمت‌ها پیدا کند.

۳- از راه وارَسَتن و رها شدن از بند این شهوت‌ها. تا شهوت غالب باشد، این لطایف ملکوتی به دست نمی‌آید. این‌ها لطایف و اشارات است. کسی می‌تواند رمز و اشاره را کشف کند که از وادی شهوات نَفس گذشته و بتواند نکته‌سنج و حَکیم شود و بفهمد که در پشت پرده چه خبر است.

«و إنّما یوقف بالفکره علی مراتب الأعمال و الأحوال بثلاثه أشیاء: باستصحاب العلم و اتّهام المرسومات و معرفه المواقع الغِیَر».

در رابطه با مسئله اَعمال و احوال که ما چطور به حقایق اعمال و رفتار خود پی ببریم، آن‌هم سه‌راه دارد.

 راه اول: باستصحاب العلم، باید با علم پیش برویم. قبلاً گفته‌شده که منظور از علمی که در کتاب منازل السائرین آمده است، همان علم شریعت است. در شریعت اَسراری است… وقتی انسان در این احکام و شرایع غور کرد، می‌بیند که چه اسراری در آن هست. می‌بینید کسانی که اهل معرفت هستند، برای نماز صدها سِرّ بیان می‌کنند. مثلاً رکوع چه سِرّی دارد. سجده چه سری دارد. چرا دست را بلند می‌کنیم و… . این‌ها اسراری است که در علم به احکام نماز به دست می‌آید؛ بنابراین اگر ما بخواهیم به حقیقت نماز که یکی از اعمال ما هست پی ببریم، باید اسرارش را به دست آوریم و این به دست آمدن اَسرار از راه تعقل و اندیشه و تفکر به دست می‌آید.

راه دوم: اتّهام المرسومات، مرسومات، همان رسومات عُرفی است. باید از این‌ها فاصله گرفت. وقتی شما ذهنت را با این رسومات و عُرفِیاّت و اوضاعی که در زندگی روزمره ما است، پُرکنی و ذهن به این رسومات مشغول باشد، دیگر کجا مجالی می‌ماند؟! دیگر کجا آن صفای ذهن و قلب برای درک این معانی دقیق برای انسان پیدا می‌شود؟!

برای اینکه یک انسان ملکوتی و الهی بشود و معانی دقیق احوال و افعال بر او روشن باشد، ضروری است که شما خودت را از عُرف باطل مردم و از رسومات و تعارفات و تشریفاتی که در زندگی دنیوی اهل دنیا هست، جدا کنی. البته نه این‌که بروی و سر کوهی بنشینی و خودت را جدا کنی. این‌طور ‌که نمی‌شود. بنی‌آدم اعضای یک پیکرند. ما باید در همین اجتماع خودمان را درست کنیم. این از ضعف انسان است که بخواهد از جامعه گریزان باشد. اگر توانستید در جامعه باشید و خودتان را درست کنید، آن‌وقت کارکرده‌اید. اگر بروی سر کوهی بنشینی، بعد که نزد مردم برمی‌گردی، آن‌وقت چه‌کار می‌کنی؟! ما باید از این‌همه رسومات، فاصله‌ی قلبی و علمی و ذهنی بگیریم.

 این یک‌منزل مهم برای سالک است. اصلاً سید بحرالعلوم، در رساله‌اش اولین منزل را تَرکِ رسومات می‌داند. چرا ما غافل هستیم؟!

«ومعرفه مواقع الغِیَر». می‌فرماید که راه سومی که انسان می‌تواند به معانی و اَسرار احوال و افعال ِخود پی ببرد این است که مواقع غیرت‌ها را شناسایی کند؛ یعنی جاهایی که غیرت الهی سالک در آنجا تحریک می‌شود و غلبه می‌کند شناسایی گردد. مثلاً وقتی شما می‌خواهی دلت را پر از محبت خدا کنی، اگر بیگانه‌ای بخواهد در این دل وارد شود آیا شما راهش می‌دهی یا نه؟  اگر بخواهد غیری در این دل وارد شود، اگر اهل غیرت باشی و ناموس خود را حفظ کنی، او را راه نمی‌دهی. چطور وقتی کسی می‌خواهد به همسر و ناموس شما نگاه کند، غیرت می‌کنی و می‌گویی کسی نباید به ناموسم نگاه کند. حال چه محبوبی بالاتر از خدا؟! دشمن خدا را در دلت راه می‌دهی؟! اغیار را در دلت راه می‌دهی؟! سالک الی الله باید این مواقع غیرت را شناسایی کند زیرا پس از این شناسایی می‌فهمد که احوالش چطور است.- البته اگر حساسیت به خرج دهد- بعضی افراد اصلاً برایشان مهم نیست که چه می‌کنند چه قدر معصیت و گناه در مقابل او انجام می‌دهند؟ یا اینکه خودش چه‌کارهایی باخدا انجام داده؟ چه افکاری را در ذهنش وارد کرده است. چه وسوسه و چه شُبهه‌هائی را در دلش راه داده است؟ اصلاً هیچ حساسیت و غیرتی نشان نمی‌دهد؛ که آخر بندگی ما کجا رفت؟ چرا باید حالمان این‌طور خراب باشد؟ وقتی این حساسیت نباشد، چه طور می‌توانیم به حقایق اعمال و احوالمان پی ببریم؟! آن‌وقت ما هم مانند مردم اهل ظاهر می‌شویم.

 مردم اهل ظاهر بویی از باطن نمی‌برند، بویی از این حقایق نمی‌برند؛ اما کسی که مخلصانه و مُجِدّانه در این راه قدم گذاشته است باید این نشانه‌ها در او آشکار گردد. نشانه غیرت در او پیدا شود. برائت از دشمنان و یا دوستی با دوستان الهی باید در داخل مرکز قلب حاصل شود واِلاّ اگر ما به‌ظاهر لعن کنیم ولی در قلب و عمل از خودمان غیرت نشان ندهیم و راهمان را از دشمنان خدا جدا نکنیم، چه فایده‌ای دارد؟ کاری که بعضی‌ها در شب عید­الزهرا می‌کنند؛ ما نمی‌گوییم لعن خوب نیست. لعن لازم است کما اینکه لعن در زیارت عاشورا هم آمده است. بلکه ما می­گوییم این لعن لسانی، باید با لعن قلبی یکی باشد، باید ببینیم این در قلبمان هم هست یا نه.

و صلی‌الله علی‌محمد و آل محمد.

 


[۱] – قرآن را بر تو فرستادیم تا بر مردم آنچه را به‌سوی ایشان نازل گشته آشکارسازی شاید که تفکّر کنند. (نحل: ۴۴).

[۲] – عقل‌ها از ادراک کنه جمالت عاجز است … و تو برای خلق، راهی به مقام معرفتت قرار ندادی مگر به اظهار عجز از معرفتت.مفاتیح‌الجنان. مناجات خمس عشر. مناجات العارفین

اطلاع‌رسانی در خصوص برگزاری مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام»
به اطلاع می‌رساند به حول و قوه الهی مراسم روز شهادت حضرت امام رضا «علیه‌السلام» با سخنرانی فقیه عارف حضرت آیت الله کمیلی خراسانی «...
نشست منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله کمیلی نشست علمی «منطق الگوی فقهی اخلاقی کارگزاران سالک در دولت اسلامی» با حضور حضرت آیت‌الله کمیلی خراسانی، رئیس...
سخنرانی آیت الله کمیلی خراسانی به مناسبت ارتحال شیخ محمد صادق کمیلی
بسم الله الرحمن الرحیم روح ملکوتی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی «رضوان الله تعالی علیه» اخوی بزرگوار حضرت آیت الله کمیلی...
شیخ محمد صادق کمیلی محصل خراسانی به لقای معبود شتافتند.
انا لله و انا الیه راجعون بسمه تعالی با تالم روحی و تسلیم در پیشگاه الهی، به اطلاع دوستان می‌رساند برادر گرانقدر حضرت استاد، حضرت...
دعا جهت سلامتی کامل حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد صادق کمیلی
متن درخواست آیت الله کمیلی خراسانی برای دعا، جهت سلامتی کامل حاج شیخ محمد صادق کمیلی   هو الشافی برادر اینجانب حجت الاسلام و المسلمین...
دفع ویروس کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم حضرت آیت الله کمیلی خراسانی روز پنج‌شنبه مورخ ۲۹ اسفندماه ۱۳۹۸ ( مصادف با ۲۴ رجب ۱۴۴۱ ه.ق.) جهت دفع بیماری...
اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم
بسم الله الرحمن الرحیم اطلاعیه مراسم برگزاری جشن ولادت بانوی دو عالم به اطلاع می‌رساند مراسم جشن میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا «سلام...
پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  پیام حضرت آیت اللّه کمیلی خراسانی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بسم اللّه الرحمن الرحیم   تحقق حکومت الهی و اهتزاز...
آغاز سفر تبلیغی حضرت آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس
بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سفر تبلیغی آیت الله کمیلی خراسانی به کشور سوئیس آیت‌الله کمیلی خراسانی روز یک‌شنبه مورخ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، برای انجام...