• فارسی
  • العربية
  • English
  • اردو
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سوال

امروز : چهارشنبه, 2 فروردین , 1402

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعاي مكارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • ارسال سوال
      • گلچيني از پرسش و پاسخ
      • اطلاعیه عدم پذیرش شاگرد سلوکی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • عرفان بانوان
    • خاطرات
    • دیدار با علما
    • مقالات
    • مصاحبه و رسانه
    • کلیپ تصویری
    • نگارخانه
    • اخبار
    • فروشگاه
    • درباره ما
  • خانه
  • آشنایی با استاد
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعاي مكارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • ارسال سوال
    • گلچيني از پرسش و پاسخ
    • اطلاعیه عدم پذیرش شاگرد سلوکی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • عرفان بانوان
  • خاطرات
  • دیدار با علما
  • مقالات
  • مصاحبه و رسانه
  • کلیپ تصویری
  • نگارخانه
  • اخبار
  • فروشگاه
  • درباره ما
اخبار

14 بهمن 1401

کد مطلب : 30117

گزارش نشست نقش ایام الله دهه فجر در تثبیت مراحل انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ادامه مهندسی نظام توحید در تمامی ابعاد حیات انسان است.

بازدیدها: 12

گزارش نشست نقش ایام الله دهه فجر در تثبیت مراحل انقلاب اسلامی

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد هادی هدایت در نشست «نقش ایام الله دهه فجر در تثبیت مراحل انقلاب اسلامی» که همزمان با سالگرد دهه فجر انقلاب اسلامی، با حضور جمعی از طلاب، دانشجویان و اساتید در مؤسسه انوار توحید در قم برگزار شد با استناد به آیه «الرَّحْمَنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَيَانَ» گفت: خداوند متعال هنگامی‌که می‌خواهد عظمت انسان و قدرتی عظیم از او را بیان کند، به «قدرت بیان» اشاره می‌کند؛ «عَلَّمَهُ الْبَيَانَ»، یعنی خداوند متعال به انسان بیان را تعلیم داد. در روایتی که ذیل این آیه بیان شده، از انسان کامل سخن به میان آمده که منظور، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است. امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ذَلِکَ أمیرُالمُؤمِنینَ (علیه‌السلام) علَّمَهُ اللَّهُ تَعَالَی بَیَانَ کُلِّ شَیْءٍ یَحْتَاجُ إِلَیْهِ النَّاسُ». خداوند متعال به امیرالمؤمنین هر آنچه بشر نیاز داشت را تعلیم داد و امیرالمؤمنین بیان آن چیزی است که بشر به آن احتیاج دارد.
استاد دانشگاه در تعریف واژه بیان گفت: بیان در لغت به معنای انکشاف، کشف از حقیقت و واضح کردن بعد از ابهام و اجمال حقیقت است؛ یعنی در موقعیتی که حقیقت به خوبی تبیین نشده و غریب است (غریب از ماده غروب به معنای پنهان شدن)، از پرده غیبت به درآورده شده و نمایان شود.
وی افزود: خداوند متعال در قرآن با عبارت «سُلطانٍ مُّبِينٍ» حجت را با قید مبین بیان کرده لذا قرآن که کتاب قانون است با صفت مبین آمده. وقتی حق برای مردم تکلیف آور بیان شود نمی‌توان از مردم تکلیفی خواست. لذا هرگاه خورشید حقیقت غروب کند، نیاز است که عالمان در مقام تبیین آن برآیند و آن را از ابهام و اجمال، واضح کنند «ومَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ و یا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ» و این تنها راه نجات امت از جهالت است.
استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که چه حقیقتی باید تبیین شود گفت: ما معتقدیم حقیقتی که باید تبیین بشود آن چیزی است که موجب احیای امر اهل‌بیت می‌شود. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:«اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ كُونُوا إِخْوَةً بَرَرَةً مُتَحَابِّينَ فِي اَللَّهِ مُتَوَاصِلِينَ مُتَرَاحِمِينَ تَزَاوَرُوا وَ تَلاَقَوْا وَ تَذَاكَرُوا أَمْرَنَا وَ أَحْيُوهُ»؛ یعنی به یکدیگر متصل باشید، اخوت داشته باشید. به چند امر که در عرض همدیگرند و به یک حقیقت متصل هستند، اخوت می‌گویند. فرمودند: «أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ» ما پدر و مادر شما هستیم؛ لذا تمام امت به یکدیگر متصل می‌شوند. یا به عبارت دیگر به خاطر آن ولایت طولی اهل‌بیت علیهم‌السلام، با یکدیگر ولایت عرضی پیدا می‌کنند.
وی در ادامه گفت: حضرت می‌فرمایند به همدیگر رحم داشته باشید، همدیگر را ملاقات بکنید، باهم اجتماع داشته باشید؛ هدف اجتماع این است که پیرامون ولایت و امر ما باهم گفتگو کنید، یعنی امر ما را از غربت در بیاورید. «رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا» خدا رحمت کند به کسی که امر ما را زنده می‌کند. [قال الرّاوی]: فَقُلْتُ لَهُ: «فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟» راوی می‌گوید امر شما چگونه زنده می‌شود؟ قالَ: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ»؛ یعنی علوم ما را به مردم یاد بدهد. اگر علوم را به مردم یاد دهید هم می‌توانند اطلاعات کسب کنند هم می‌توانند اهل‌بیت علیهم‌السلام را یاری کنند. قالَ: «فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا» اگر مردم زیبایی کلام ما را به دست بیاورند از ما اطاعت می‌کنند و ما را یاری می‌دهند. جوهره عقل علم است و تقویت عقل به همان امری است که از آن درست شده است. هرچه علم یک انسان افزایش یابد قوه عقل هم افزایش می‌یابد.« وَ تِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ ۖ وَ مَا يَعۡقِلُهَآ إِلَّا ٱلۡعَٰلِمُونَ». و «الْعَقْلُ‏ وَ الْعِلْمُ‏ مَقْرُونَانِ‏ فِي قَرَنٍ لَا يَفْتَرِقَانِ وَ لَا يَتَبَايَنَانِ». [عيون الحكم و المواعظ (لليثي)؛ ص ۵۳]
وی خاطرنشان ساخت: امروز با انبوهی از رسانه‌ها در وضع فضای مجازی مواجه بوده و هزاران متخصّص در زمینه‌های هنر، رسانه و علوم ارتباطات، با پشتیبانی مالی و امنیتی انبوه در کار هستند. برای اینکه افکار و مذاق‌ها را در نظام جمهوری اسلامی برگردانند، ایمان‌ها و باورها را تضعیف و تخریب کنند؛ اینکه دیگران برای کشورهای دیگر چه‌کار می‌کنند، بحث‌ دیگری است؛ این هدفی است که متوجّه کشور، مردم، جمهوری اسلامی، باورها و اعتقادات ماست. هزاران دستگاه در این زمینه با پول‌های گزاف و پشتیبانی‌های گوناگون کار می‌کنند. این یک حرکت و جبهه‌ شیطانی است. مقابل این جبهه‌ شیطان چیست؟ جبهه‌ جهاد فی سبیل‌الله.
وی گفت: باید از خودمان بپرسیم که در این جهاد و جنگ بی‌امانی که بین اسلام و کفر، حق و باطل و روایت دروغ و حقیقت وجود دارد، در کجای جبهه ایستاده‌ایم؟ ایشان در نهایت با این جریان طبیعی مسئله را خاتمه می‌دهند که وظیفه اصلی هیئت‌ها موضوع تبیین است.
استاد حوزه و دانشگاه درباره اصول جهاد تبیین گفت: خطبه فدکیه از چند منظر به‌شدت آموزش جهاد تبیین است.

الف- دقت در صورت و شکل تبیین
استاد حوزه گفت: حضرت زینب (سلام‌الله علیها) وقتی می‌خواهد فرم ظاهری مادرش را برای ورود به عرصه جهاد تبیین در قالب خطبه فدکیه به تصویر بکشد می‌فرماید: «حدّثني رجلان من بني هاشم عن زينب بنت عليّ بن أبي طالبع‏ أَنَّهُ لَمَّا أَجْمَعَ‏أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ عَلَى مَنْعِ‏ فَاطِمَةَ ع فَدَكاً وَ بَلَغَهَا ذَلِكَ‏لَاثَتْ‏ خِمَارَهَاعَلَى رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَاوَ أَقْبَلَتْ فِي لُمَةٍمِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُيُولَهَا مَا تَخْرِمُ مِشْيَتُهَا مِشْيَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِي بَكْرٍ- وَ هُوَ فِي حَشَدٍ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ فَنِيطَتْ دُونَهَا مُلَاءَةٌ…»؛ وقتی حضرت فاطمه (س) متوجه شد که آن دو نفر تصمیم دارند ایشان را از فدک منع کنند روسری و مقنعه خود را بر سر پیچید و با چادر کاملاً خود را پوشاند و در هیئتی از خانم‌های بنی‌هاشم به سمت مسجد راه افتاد درحالی‌که چادرش تا روی زمین بلند بود و راه رفتنش با پیامبر اکرم مو نمی‌زد. تا بر ابوبکر وارد شد و او در بین جمعیتی از مهاجرین و انصار بود پس در ابتدا پرده‌ای را بین خود و نامحرم آویزان کرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین هدایت صریح کرد: برای جهاد تبیین باید پوشش، ظاهر و شکل خاص داشت وگرنه تبیین نمی‌تواند صورت بگیرد؛ از شکل و پوشش مجلس هیئت و پوشش افراد متصدی هیئت گرفته تا پوشش قاص (قصه‌گو) هیئت یعنی تبیین‌کننده معارف اهل‌بیت، پوشش مرثیه‌سرا یعنی مداح اهل‌بیت و حتی مخاطبین که آنجا نشسته‌اند.
وی با استناد به قرآن گفت: خداوند متعال می‌فرمایند: «وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا»؛ در مدینه پیچید که همسر عزیز مصر با غلام جوان خود رابطه برقرار کرده و جوانی که در کاخ است را به خودش دعوت کرده و عشقش نسبت به آن جوان «شغفها» یعنی از قلبش بیرون ریخته، قلبش پاره شده و این محبت ظاهر شده است.
وی با اشاره به آیه «إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ» گفت: این مطلب مهم است. وقتی همسر عزیز مصر متوجه شد آن‌ها در موردش این‌طور بیان می‌کنند و برایش نقشه ریخته‌اند، برای اثبات حقانیت خودش تبیینی کرد؛ یعنی یوسف را بیان کرد و او را نشان داد. و آن‌ها را از ابهام و اجمال بیرون آورد. این باعث شد آن‌ها متوجه شوند اگر به جای یوسف و زلیخا بودند، به این فضا مبتلا می‌شدند؛ و آن محبت، ظاهر و بیان می‌شد. لذا برای این تبیین، ظاهر و فضایی را درست کرد که در آن بتواند تبیین بکند. پوششی را آراست؛ «فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ اولاً» آن‌ها را برای مجلس دعوت کرد و تبلیغات کرد. «وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً» مجلس را آراست، برای آن‌ها متکا گذاشت تا اسباب راحت ایشان فراهم بشود و حواس آن‌ها بتواند متجه یوسف باشد. «وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّينًا» به هریک از آن‌ها چاقویی داد تا بتوانند دست خودشان را ببرند، این کنایه است که بتوانند از تعلقات خود جدا و برای یوسف فدا شوند.«وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ»، سپس به یوسف گفت: وارد بشود. آن‌ها یوسف را قبلاً در خیابان دیده بودند اما متوجه او نشده بودند، یوسف از آن غربت درنیامده بود، الآن باید آشکار شود؛ «فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ» تعلقات آن‌ها کنده شد، همگی «شغفها بیوسف» شدند. لذا از آن روز به بعد پیام‌های متعددی برای یوسف از همه زنان مصر می‌آمد و اینجا بود که دیگر یوسف آرزو کرد وارد زندان بشود «قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ» یعنی همه دارند یوسف را به خودشان دعوت می‌کنند، زلیخا در این تبیین پیروز شد. همه دست خود را بریدند، و از تعلقات خود کنده شدند و همه آن‌ها شغفها بحب الیوسف شدند. «وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَذَا بَشَرًا إِنْ هَذَا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ» سپس زلیخا که در این تبیین پیروز شد گفت: «فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ» این همان چیزی است که مرا به خاطرش ملامت می‌کردید. خودتان هم گرفتار شدید «وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ» من او را به خودم دعوت کردم ولی عصمت ورزید. و در ادامه همه گرفتار شدند. «وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِنَ الصَّاغِرِينَ».

ب-عامل ایجاد انگیزه در مخاطب
استاد هدایت با اشاره به عامل ایجاد انگیزه در مخاطب گفت: در فراز دیگری از خطبه فدکیه آمده: «فَجَلَسَتْ ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّةً أَجْهَشَ‏ الْقَوْمُ لَهَا بِالْبُكَاءِ فَارْتَجَّ الْمَجْلِسُ ثُمَّ أَمْهَلَتْ هُنَيْئَة»؛ در مسجد و در پشت پرده نشست سپس ناله‌ای کرد. ناله حضرت فاطمه (س) تمام جمعیت را برای گریه آماده کرد؛ بنابراین مجلس منقلب شد سپس مقداری سکوت اختیار کرد تا مجلس آرام بگیرد. حضرت آمدند خطبه بخوانند اما برخلاف معمول بجای اینکه بایستند، نشستند وناله زدند و مجلس را با این عمل عجیب به هم ریختند. سپس مجلس را آرام کردند و خطبه را شروع کردند. خود این عملیات یعنی می‌خواستند قلوب و اذهان را آماده محتوایی کنند که قرار بود ارائه شود.

ج- اهمیت بیان حمد و شکر در ابتدای تبیین معارف
استاد حوزه با اشاره به فراز دیگری از خطبه افزود: «حَتَّى إِذَا سَكَنَ نَشِيجُ الْقَوْمِ وَ هَدَأَتْ فَوْرَتُهُمْ افْتَتَحَتِ الْكَلَامَ بِحَمْدِ اللَّهِ وَ الثَّنَاءِ عَلَيْهِ وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِهِ»؛ هنگامی‌که ناله‌های مردم تمام شد و صداها خوابید کلام خود را با حمد الهی، ثنا و صلوات بر پیامبر آغاز کرد. عبارت الحمدالله، بیست و سه مرتبه در قرآن وارد شده که در پنج مرتبه با رب‌العالمین همراه شده است. آخرین خواست اهل بهشت نیز حمد خداوند است. «دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَ آخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ آیه ۱۰ سوره یونس». حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز در نهج‌البلاغه خطبه‌های خویش را با حمد شروع می‌کنند. «الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتاحاً لِذِكْرِهِ وَسَبَبَاً لِلْمَزيدِ مِنْ فَضْلِهِ».

وی بیان کرد: فکر اینکه در رأس قدرت یک کشوری کسی باشد که عالم به دین باشد، دلبستگی به دنیا نداشته باشد، بزرگ‌ترین قدرت‌های عالم را به ذلت بکشاند، در طول تاریخ نمونه‌اش را سراغ نداریم. گفتن این جمله ایجاب می‌کند که درباره عظمت این نعمت بیشتر فکر کنیم تا مصداق آیه شریفه شویم که می‌فرماید: اگر از نعمت‌های من قدردانی و شکرگزاری کردید نعمت‌های شما بازهم افزایش پیدا می‌کند؛ خداوند متعال وعده فرموده که حق را پیروز خواهد کرد؛ «يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ، وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ»؛ و وعده داده که حتماً کسانی را که ایمان و عمل صالح داشته باشند و از راه انبیا پیروی کنند آن‌ها را در زمین به قدرت و مدیریت اجتماع برساند؛ «وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا». روزگاری می‌آید که همه این توطئه‌های دشمنان نقش بر آب بشود و مسلمان‌ها دیگر احساس خوف، ترس، هراس و ناامنی در دلشان هم وجود نداشته باشد؛ «وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا». امیدواریم که تحقق این وعده الهی خیلی نزدیک شده باشد؛ «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا وَنَرَاهُ قَرِيبًا». دشمنان اسلام چنین چیزی را خیلی بعید می‌دانند اما پیروان حق این را نزدیک می‌دانند و اراده خدا را بر تحقق این وعده، قطعی و غیرقابل‌تردید می‌دانند.

د- بیان هدف آفرینش
استاد هدایت با اشاره به هدف آفرینش گفت: در بخش دیگری از خطبه فدکیه آمده: «كَوَّنَهَا بِقُدْرَتِهِ وَ ذَرَأَهَا بِمَشِيَّتِهِ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَى تَكْوِينِهَا وَ لَا فَائِدَةٍ لَهُ فِي تَصْوِيرِهَا إِلَّا تَثْبِيتاً لِحِكْمَتِهِ وَ تَنْبِيهاً عَلَى طَاعَتِهِ وَ إِظْهَاراً لِقُدْرَتِهِ تَعَبُّداً لِبَرِيَّتِهِ وَ إِعْزَازاً لِدَعْوَتِه»؛ آن‌ها را به قدرتش تكوين نمود و به اراده‏اش خلقت كرد، بى‏آنكه به آفرينش آن‌ها نياز داشته باشد، يا فایده‌ای از صورت‌بندی آن‌ها عاید ذات پاكش شود جز این‌که مى‏خواست حكمتش را از اين طريق آشكار سازد مردم را به اطاعتش هشدار دهد قدرت بى‏پايان خود را از اين دريچه نشان دهد خلايق را به عبوديت خود رهنمون گردد و دعوت پيامبرانش را از طريق هماهنگى تكوين و تشريع قوت بخشد. در قرآن نیز در چندین آیه به هدف آفرینش اشاره شده از جمله: «وَ مَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَ ٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ»؛ «وَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَيۡهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا فَٱعۡبُدُونِ»؛ «وَ لَقَدۡ بَعَثۡنَا فِی كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَ ٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ ۖ»؛ «اِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ ۚ وَ لِذَٰلِكَ خَلَقَهُمۡ ».
وی افزود: برای همه‌چیز می‌توان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنی است؛ آن‌ها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همه‌ عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویت، عدالت، استقلال، عزت، عقلانیت، برادری، هیچ‌یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمی‌توان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش‌آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزش‌های دینی بوده است و نه از پایبندی به آن‌ها و کوشش برای تحقّق آن‌ها.

‏ه- بیان آثار و فواید قوانین و تکالیف و احکام الهی
استاد حوزه با اشاره به فراز دیگری از خطبه فدکیه تشریح کرد: «فَجَعَلَ اللَّهُ الْايمانَ تَطْهيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ ِ وَ الزَّكَاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَ نَمَاءً فِي الرِّزْقِ وَ الصِّيَامَ تَثْبِيتاً لِلْإِخْلَاصِ وَ الْحَجَّ تَشْيِيداً لِلدِّينِ وَ الْعَدْلَ تَنْسِيقاً لِلْقُلُوبِ وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً لِلْفُرْقَةِ وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَام‏»؛ پس ايمان سبب تطهير شما از شرك، كفر و عصيان؛ و نماز شما وسيله تنزيه شما از كبر و طغيان؛ و زکات باعث تزكيه نفس و زيادتى روزى ابدان؛ و روزه را به‌واسطه ثبوت و دوام شما بر طريق اخلاص و ايمان مقرّر نمود؛ و حج را براى تشييد دين مبين؛ و عدل را از براى تنسيق دل‌های مسلمين؛ و طاعات و عبادات را از براى نظام ملّت و دين و انتظام آئين سيّد المرسلين و امامت ما را وسيله امان از تفرقه و جدائى ميان مؤمنان گردانيد؛ و جهاد را براى عزت اسلام.
در کتاب الأمالي نیز در تصدیق این مطلب آمده است: «حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ، عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ، عَنْ حَبِيبٍ السِّجِسْتَانِيِّ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ)، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)، عَنْ جَبْرَئِيلَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، عَنِ اللَّهِ (تَعَالَى)، قَالَ: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي‏ لَأُعَذِّبَنَ‏ كُلَ‏ رَعِيَّةٍ فِي الْإِسْلَامِ دَانَتْ بِوَلَايَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)، وَ إِنْ كَانَتِ الرَّعِيَّةُ فِي أَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِيَّةً، وَ لَأَعْفُوَنَّ عَنْ كُلِّ رَعِيَّةٍ دَانَتْ لِوَلَايَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ (تَعَالَى) وَ إِنْ كَانَتِ الرَّعِيَّةُ فِي أَعْمَالِهَا طَالِحَةً مُسِيئَةً. قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي يَعْفُورٍ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، مَا الْعِلَّةُ أَنْ لَا دِينَ لِهَؤُلَاءِ، وَ لَا عَتْبَ عَلَى هَؤُلَاءِ قَالَ: لِأَنَّ سَيِّئَاتِ الْإِمَامِ الْجَائِرِ تَغْمِرُ حَسَنَاتِ أَوْلِيَائِهِ، وَ حَسَنَاتِ الْإِمَامِ الْعَادِلِ تَغْمِرُ سَيِّئَاتِ أَوْلِيَائِهِ.»

و- مقایسه دوران جاهلیت و تمدن نوین اسلام پس از انقلاب پیامبر اکرم و تشکیل جامعه اسلامی
حجت‌الاسلام والمسلمین محمد هادی هدایت با اشاره به فراز «وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ؛ شما در پرتگاه جهنم بودید.» از خطبه فدکیه گفت: پس از این معرفی، حضرت دوران جاهلیت را با انقلاب پیغمبر اکرم مقایسه کردند و ضعف معنوی، اجتماعی، مادی و روحی مردم دوره جاهلیت را به تصویر کشیدند. سپس از نقش مجاهدین و رزمندگان اسلام برای پیروزی انقلاب اسلامی پیامبر اکرم روایتگری کردند و کمالات فرمانده سپاه اسلام یعنی امیرالمؤمنین را بیان کردند. این مقایسه خود یکی از مهم‌ترین ارکان تبیین است و می‌توان این مقایسه را تعمیم داد؛ مقایسه تمدن غرب، تمدن شرق و تمدن اسلامی؛ مقایسه وضعیت زنان در جامعه عقب‌مانده جاهلیت (در شرق و غرب) با آن تمدن و کرامتی که پیامبر اکرم (ص) برای زن ایجاد کردند. این مقایسه خود باعث روحیه مطالبه‌گری و روحیه فعال می‌شود. انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ صفر آغاز شد. همه‌چیز علیه ما بود؛ چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه ‌بر وابستگی، فساد، استبداد و کودتایی بودن، اولین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه – و نه به زور شمشیر خود- بر سرِ کار آمده بود و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولت‌های غربی و چه وضع به شدّت نابسامان داخلی و عقب‌افتادگی شرم‌آور در علم و فنّاوری و سیاست و معنویت و هر فضیلت دیگر.

ز- بیان انحرافات بعد از رحلت بنیانگذار انقلاب
استاد حوزه در بخش دیگری از سخنانش گفت: با استناد به فراز «فَلَمَّا اخْتَارَ اللهُ لِنَبِیِّهِ دَارَ أَنْبِیَائِهِ» از خطبه فدکیه، وقتی قرار شد خدا، پیغمبر را برگزیند بعد هم به سوی خویش ببرد سه مشکل اصلی پیش آمد:
۱- «ظَهَرَ فِیکُمْ حَسِیکَةُ النِّفَاقِ»؛ نفاق آشکار شد.
۲- «وَ سَمَلَ جِلْبَابُ الدِّینِ»؛ لباس دین کهنه شد. بدین معنی که لباس دین را کنار زدید. سپس فضای انحراف جامعه بعد از پیغمبر اکرم بیان می‌شود و حضرت شاخص‌هایی را بیان کردند و نفاق را توضیح دادند.
۳- عجله در غصب حاکمیت الهی؛
استاد هدایت افزود: دشمن در این چهل سال، به هرکاری متوسل شد تا این انقلاب را از بین ببرد. از جمله اقدامات دشمن عبارتند از:
۱- ایجاد گروهک‌های تروریستی؛ فقط هفده هزار شهید ترور شده داریم! بزرگ‌ترین قربانی تروریسم هستیم؛ رئیس‌جمهور ما ترور شد؛ نخست‌وزیر ما ترور شد؛ عالی‌ترین مقام قضائی‌ کشور ترور شده؛ در یک روز پانزده وزیر و معاون وزیر ترور شدند؛ در یک روز پانزده نماینده‌ مجلس ترور شدند؛ عالی‌ترین و نورانی‌ترین افراد کشور در زمینه‌های فرهنگی و معنوی و دینی‌ ترور شدند؛ نورانی‌ترین امام جمعه‌ در محراب نماز جمعه ترور شد؛ درخشان‌ترین قاضی‌های کشور ترور شدند؛ عالی‌ترین فرماندگان نظامی‌ ترور شدند؛ بهترین اساتید دانشگاه ترور شدند؛ بهترین روحانیون ترور شدند؛ بهترین دانشجوها و طلبه‌ها ترور شدند. یک مقایسه بکنید بین افرادی که کنار امام (ره) بودند و امام (ره) برای این کشور تربیت کرده بود با سالی که مقام معظم رهبری، به رهبری رسیدند! تئوری پردازان نظام، مثل شهید مفتح و شهید مطهری ترور شدند! چه مانده برای این کشور؟! بعضی‌ می‌گویند اگر امام (ره) کادر نداشت چرا انقلاب کرد؟! مگر گذاشتند کادری بماند؟!
۲- تفرقه قومی؛ هر کاری که توانستند کردند؛ لر را به جان ترک انداختند. عرب را به جان عجم و ایرانی را به جان افغانی در انداختند.
۳- حمله‌ نظامی؛ ۸۷ شهر ایران توسط حزب بعث بمباران شد؛ (درجنگ جهانی فقط دو شهر ژاپن بمباران شد اما در طی جنگ تحمیلی هشتاد و هفت شهر در ایران بمباران شد)، به ۲۶۷۶ روستای کشور آسیب جدی وارد شد. شانزده استان (مستقیم یا غیرمستقیم) درگیر جنگ شدند. خسارت‌های مستقیم تا هزار میلیارد دلار تخمین زده‌ شد. کل میزان فروش نفت خام در هشت سال دفاع مقدس، فقط ۸۶ میلیارد دلار بود! اما خسارت جنگ هزار میلیارد دلار بود. یعنی اگر خسارت جنگ را در آن زمان، به تعداد افراد ایران (حدود ۴۰ میلیون نفر)، حساب می کردند به هر ایرانی با دلار ده هزار تومانی ۲۲۵ میلیون تومان می‌رسید! (ما این‌طور خسارت دیدیم!) بودجه نفتی یعنی ۱۱۱ هزار میلیارد تومان تقسیم بر ۸۰ میلیون ایرانی و سپس تقسیم بر دوارده ماه بکنید به هر نفر کمتر ۱۳۰ هزار تومان می رسد! اگر فقط خسارت جنگ با ده هزار دلار حساب شود به هر نفر ۲۲۵ میلیون تومان می‌رسد.
۴- تحریم و محاصره اقتصادی؛ ناجوانمردانه‌ترین تحریم‌های تاریخ بشریت برای کشور انجام شد. دشمن تصور می‌کرد ایران فقط دو ماه دوام می‌آورد! یکی تحریم سال ۱۳۸۸ بود که بدترین تحریم ما بود. به‌محض وقوع فتنه ۱۳۸۸ سران فتنه نامه‌ای به کنگره‌ آمریکا نوشتند و همان بهانه‌ای شد تا بدترین تحریم تاریخ در کشور رقم بخورد. یک مصداق آن تحریم بنزین بود. شورای امنیت ملی در بیت رهبری تشکیل جلسه داد. مقام معظم رهبری فرمودند: باید کمتر از دو ماه به خودکفایی بنزین برسید. به قرارگاه خاتم سپاه دستور دادند پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس را بزنید! ایران شاهکار تاریخ بشریت را انجام داد و کمتر از دوماِه به خودکفایی بنزین رسید! دولت که عوض شد، خانم ابتکار، مسئول حفاظت محیط ‌زیست کار دشمن را تمام کرد و گفت: تهران آلوده شد. چرا؟! چون بنزین‌های پالایشگاه خلیج‌فارس در آن است که استاندارد نیست. سریع گفته شد: پالایشگاه نفت رو باید تعطیل کنید. اما تا به حال هیچ‌کس نگفت که حتی یک لیتر از بنزین ستاره خلیج‌فارس در تهران استفاده نشده است! هرچه گفته شد پالایشگاه خلیج‌فارس ربطی به تهران ندارد و بنزین تهران از یک جای دیگر است فایده نداشت و در نهایت مجدداً پالایشگاه را تعطیل کردند. نفوذی داخلی کار خودش را انجام داد. بعداً فهمیدند: بالاترین استاندارد را پالایشگاه خلیج‌فارس داشته است.
۵- نفوذ؛ جاسوس داشتیم که با بمب تا بیت امام رسوخ یافت اما بعد متوجه شدند و او را گرفتند. همان روز سرباز سر پست عوض شد. قطب‌زاده رئیس صداوسیما که در ماشینش بمب کار گذاشته بود قصد ورود داشت. سرباز ماشین را متوقف کرد. مسئول گفت: من فلانی هستم. سرباز در جواب گفت: من به این حرف‌ها کاری ندارم. موقع بازرسی صندوق عقب ماشین متوجه شدند داخل آن TNT است. بعداً متوجه شدند از طرف یک مرجع تقلید، مأمور به انجام این کار شده آن مسئول را اعدام کردند و به مرجع تقلید هم عفو اسلامی خورد. نفوذی دیگری نفوذی در جلسه‌ شورای عالی امنیت ملی بمب گذاشت و رجایی و باهنر شهید شدند. این‌قدر این شخصیت موجه بود که گفتند: همه سوختند و برای کشمیری هم در تابوت خالی گل گذاشتند و او را تشییع کردند. بعد گفتند: استخوان که در آتش نمی‌سوزد و از بین نمی‌رود! سپس متوجه شدند به فرانسه رفته! دیگر قرار بود کجا نفوذی داشته باشیم؟! در تیم مذاکره ‌کننده هسته‌ای برجام، جاسوس داشتیم و او را گرفتند. عبدالرسول دُرّی اصفهانی با تابعیت کانادایی نماینده بانک مرکزی و مسئول امور بانکی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ بود. بهمن‌ماه سال ۱۳۹۴ در جریان تقدیر از تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای از حسن روحانی، نشان درجه سه خدمت دریافت کرد. رسانه‌ها یکم مردادماه ۱۳۹۵خبر دستگیری وی را به اتهام جاسوسی منتشر کردند. بعد از مدتی ظریف گفت: «من بین خودم و خدا باید شهادت دهم کما این‌که برای مقامات قضایی هم شهادت دادم ایشان (دری اصفهانی) نقش مؤثری در تأمین منافع ملی داشت».
قبلاً نفوذ کهنه بود و به آن«استعمار کهنه» می‌گفتند، یعنی حمله می‌کردند و کشور را می‌گرفتند که این تمام شد. «استعمار نو» که در آن پهلوی جایگزین قاجار شد و محمدرضا شاه به جای رضاشاه روی کار آمد با استقرار «جمهوری اسلامی» تمام شد. در «استعمار فرا نو» دیگر مسئولان جابه‌جا نمی‌شدند؛ بلکه به ذهن مسئول رسوخ می‌کنند و مسئول همان حرف دشمن را می‌زند. این مسئول؛ آدم بی‌دین، لاابالی و نفوذی نبود. اما توانسته بودند در ذهنش رسوخ پیدا کنند. مثلاً طرف یک فرد مؤمن و مسجدی بود که وقتی دکترا می‌گرفت، یک نظام سکولار تعریف می‌کرد.
۶- تهاجم فرهنگی؛ دشمن در این چهل سال؛ «یک ثانیه» اجازه نداده که «جوان» ما سر از سنگر بلند کند. پشت سر هم دارد سر از تن جوان ما جدا می‌کند. هیچ‌کس در خواب هم نمی‌دید روزی بتوان از طریق تلفن همراه صحنه‌هایی را دید که چهل سال پیش کسی یک ثانیه آن را هم ندیده بود.
۷- تزریق ناامیدی؛ جوان‌های کشور را ناامید کرده و می‌گویند: آخر که چه؟! مثلاً با وجود این همه دکتر بیکار، درس می‌خوانید تا به تعداد بیکاران کشور افزوده شود! فضای کشور را کاملاً سیاه نشان می‌دهند. گویی در این چهل سال اصلاً خدمتی انجام نشده است!

ح- مقابله مستقیم و بی‌پرده در برابر جبهه باطل و اعلام موضع روشن و شفاف
استاد هدایت در بحث آموزش جهاد تبیین ضمن اشاره به فراز دیگری از خطبه فدکیه گفت: «يَابْنَ اَبي‏قُحافَةَ! اَفي كِتابِ اللَّهِ تَرِثُ اَباكَ وَ لا اَرِثُ اَبي؟ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً فَرِيّاً، اَفَعَلى عَمْدٍ تَرَكْتُمْ كِتابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِكُمْ»؛ ای پسر ابی قحافه! آیا در قرآن آمده است که تو از پدرت ارث ببری ولی من از پدرم ارث نبرم؟ همان دروغ واضح و آشکار را نسبت دادید. آیا عمداً کتاب خدا را ترک کردید و پشت سر انداختید؟

ط- مدیریت عواطف اجتماعی
«ثم رمت بطرفها نحو الانصار، فقالت: يا مَعْشَرَ الفتیه وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ بازوان دین خدا وَ حَضَنَةَ یاری‌دهندگان الْاِسْلامِ!… ما هذِهِ الْغَميزَةُ سستی في حَقّي وَ السِّنَةُ چرتعَنْ ظُلامَتي؟اَما كانَ رَسُولُ‏اللَّهِ صَلَّى الل‏َّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ اَبي يَقُولُ: «اَلْمَرْءُ يُحْفَظُ في وُلْدِهِ»، سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ وَ عَجْلانَ ذا اِهالَةٍ، وَ لَكُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ، وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ. اَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ؟… وَ اُزيلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَماتِهِ.»؛ حضرت در این بخش با قدرت عجیبی عواطف اجتماعی را رهبری می‌کنند؛ غیرت خفته مردان را تحریک می‌کنند؛ و در پایان آنان را تشویق به مبارزه مسلحانه برعلیه باطل و طاغوت زمان می‌کنند. در نهایت نیز حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) روضه خواندند و درد دل کردند و فرمودند: «من دارم با شما انصارغصه‌های دلم را بیان می‌کنم». نوع صحبت حضرت زهرا به‌گونه‌ای است که به ندبه منجر می‌شود. در فضای مسجد نیز این فضا ایجاد شد.
ی- موفقیت و پیروزی نهایی حضرت در میدان جهاد تبیین
در نهایت حضرت زهرا (س) پیروز شدند. در جلد ۱۶ شرح نهج‌البلاغه از ابن ابي الحديد آمده: «هَتفوا بِذکر عَلیٍ فخاف مَن اضطِراب الأمر علیهم»؛ همه انصار با صدای بلند ذکر امیرالمومنین (ع) را بیان کردند. «قال: فلما سمع أبو بكر خطبتها شق عليه مقالتها فصعد المنبر و قال: أيها الناس ما هذه الرعة الى كل قالة، أين كانت هذه الأماني فى عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم، ألا من سمع فليقل و من شهد فليتكلم، إنما هو ثعالة شهيده‏ ذنبه»‏. سپس آن فرد بالای منبر رفت و گفت: شما به حرف یک زن گوش می‌دهید؟ و به حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) توهین کرد. نتیجه تبیین حق علیه باطل است. گاهی نیز از توهین بالاتر است و منجر به ضرب و شتم و حتی شهادت خواهد شد. ان شاء الله همه ما به مقام در فضای جهاد تبیین برسیم و بتوانیم مقام شهادت در راه خدا را کسب کنیم.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=30117

مطالب مشابه

  • آماده‌ سازی برای ورود به ماه مبارک رمضان و سال نو
  • نشست تبیین حقیقت فنای عارفانه در حالات و رفتارهای سیدهاشم حداد با تأکید بر رساله هو
  • آخر الزمان به مفهوم پایان دنیا نیست بلکه نشانگر بلوغ تاریخی بشر است که منجر به آغاز دولت مهدوی می‌شود.
  • طلب حقیقی منجی کلیدی‌‌ترین راهکار مقابله با فتنه‌‌های آخر الزمان
  • لزوم تسلیم الهی در بحث ظهور
  • امتحانات الهی برای تقویت انسان است
  • همایش ملی عرفان اهل بیتی
  • نشست عرفان در نهج‌ البلاغه 
  • راهکارهای از بین بردن نفس اماره
  • گزارش تصویری رونمایی از تالیفات آیت الله کمیلی خراسانی در نمایشگاه کتاب دین

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

دستورات آیت الله قاضی برای اشهر ثلاثه
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
غربت عارف
خرید کتاب المطالب السلوکیه
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل

تقویم سلوکی

  • اعمال مشترک رمضان
  • اعمال مخصوص رمضان
  • فضایل ماه رمضان
  • نمازهاى شب هاى رمضان

 اعمال مخصوصِ شب ها یا روزهاى معیّنِ ماه مبارک رمضان

شب اول:

۱ـ به سراغ رؤیت هلال برود که بعضى آن را واجب (کفایى) دانسته اند.

۲ـ وقتى هلال را رؤیت کرد، طبق روایتى از امام صادق(علیه السلام) رو به قبله نماید و دست ها را به آسمان بلند کند و خطاب به هلال کند و بگوید:

رَبّـى وَرَبُّـکَ اللهُ رَبُّ الْعـالَمینَ، اَللّـهُمَّ اَهِلَّـهُ عَلَیْنا بِـالاَْمْـنِ وَالاِْیمانِ، وَالسَّلامَهِ وَالاِْسْلامِ، وَالْمُسارَعَهِ اِلى ما تُحِبُّ وَتَرْضى، اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى شَهْرِنا هذا، وَارْزُقْنا خَیْرَهُ وَعَوْنَهُ، وَاصْرِفْ عَنّا ضُرَّهُ وَشَرَّهُ، وَبَلائَهُ وَفِتْنَتَهُ؛

پروردگار من و پروردگار تو خدا پروردگار جهانیان است خدایا این ماه را بر ما نو کن با امنیّت و ایمان و سلامتى و اسلام و پیشى گرفتن بدانچه تو دوست دارى و خشنود شوى خدایا برکت ده به ما در این ماه و خیر و خوبى و کمک آن را روزى ما کن و بگردان از ما زیان این ماه و شر و بلا و فتنه اش را.

۳ـ «سیّد بن طاووس» (رحمت‌الله علیه) روایت کرده که روزى حضرت امام زین العابدین(علیه السلام) عبور مى‌کرد که نظرش به هلال ماه رمضان افتاد، ایستاد و گفت:

اَیُّهَا الْخَلْقُ الْمُطیعُ الدّائِبُ السَّریعُ، اَلْمُتَرَدِّدُ فى مَنازِلِ التَّقْدیرِ، اَلْمُتَصَرِّفُ فى فَلَکِ التَّدْبیرِ، امَنْتُ بِمَنْ نَوَّرَ بِکَ الظُّلَمَ، وَاَوْضَحَ بِکَ الْبُهَمَ ...

۴ـ مجامعت با حلال خود کند و این از خصوصیات این ماه است و الا در ماه های دیگر جماع در شب اول مکروه است .

۵ـغسل شب اوّل ماه طبق بعضى از روایات مستحب است.

۶ـدر شب اوّل ماه امام حسین(علیه السلام) را زیارت کند، تا گناهانش بخشوده شود.

۷ـ از شب اوّل ماه، شروع به خواندن هزار رکعت نماز ماه رمضان نماید.

۸ـ دو رکعت نماز بخواند که در هر رکعت سوره حمد و سوره انعام را بخواند و از خدا بخواهد تا امور وى را کفایت کند و از آنچه که مى‌ترسد و از بیماری‌ها او را حفظ نماید.

۹ـ این دعا را بخواند که در اعمال شب آخر ماه شعبان نیز آمده است: اَللّهُمَّ إِنَّ هذَا الشَّهْرُ الْمُبارَکُ....

۱۰ـ بعد از نماز مغرب دست‌ها را بلند کند و این دعا را که از امام جواد(علیه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ یا مَنْ یَمْلِکُ التَّدْبیرَ، وَهُوَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ...

۱۱ـ در شب اوّل، این دعا را که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است بخواند:

اَللّـهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ، مُنَزِّلَ الْقُرْآنِ، هذا شَهْرُ رَمَضانَ...

۱۲ـ دعاى بسیار نورانى چهل و چهارم «صحیفه سجّادیّه» نیز مربوط به این شب است.

۱۳ـاز امور مهمّه در این ماه، تلاوت قرآن مجید است که با شروع ماه رمضان، سزاوار است قرآن بسیار تلاوت شود. روایت شده است که حضرت امام صادق(علیه السلام) در وقت تلاوت قرآن قبل از قرائت، این دعاى بسیار پرمعنا را مى خواندند:

اَللّـهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّ هذا کِتابُکَ الْمُنْزَلُ مِنْ عِنْدِکَ عَلى رَسُولِکَ...

۱۴ـ خواندن دعای جوشن کبیر

***

روز اول:

۱ـ غسل کند

۲ـ خود را با گلاب خوشبو سازد

۳ـ دو رکعت نماز بگزارد و در رکعت اوّل سوره حمد و سوره "انّا فتحنا" و در رکعت دوم حمد و هر سوره اى که خواست، بخواند. در روایتى آمده است هر کس این نماز را بخواند خداوند بدى ها را در آن سال از وى دفع کند و تا سال آینده در پناه حمایت خدا باشد.

۴ـ دو رکعت نماز اوّل ماه را به‌جا آورد و صدقه بپردازد

۵ـ بعد از طلوع فجر این دعا را بخواند: اَللّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضانَ، وَقَدِ افْتَرَضْتَ عَلَیْنا صِیامَهُ...

 

شب سیزدهم:

۱ـ غسل کند

۲ـ چهار رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت یک مرتبه حمد و بیست و پنج مرتبه سوره توحید را بخواند.

۳ـ دو رکعت نماز که در شب سیزدهم ماه رجب و شعبان نیز خوانده مى شود; در هر رکعت، بعد از سوره حمد سوره هاى یس، ملک، و توحید را بخواند.

۴ـ خواندن «دعاى مجیر» در شب هاى سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم

 

شب چهاردهم:

در این شب، چهار رکعت نماز مى خواند (هر دو رکعت به یک سلام)، به صورتى که در شب سیزدهم گذشت.

 

شب پانزدهم:

۱ـ غسل کند

۲ـ شش رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، سوره هاى حمد و یس و ملک و توحید را بخواند.

۳ـ صد رکعت نماز، که در هر رکعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره «قل هو اللّه احد» را بخواند. از حضرت امیرالمؤمنین على(علیه السلام) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) روایت شده است که هر کس این عمل را بجا آورد، خداوند ده فرشته را به سوى او بفرستد تا دشمنان را از او دفع کنند و سى فرشته را به هنگام مرگ نزد او بفرستد تا بهشت را به وى بشارت دهند و سى فرشته دیگر، تا او را از آتش دوزخ ایمن دارند.

۴ـ زیارت امام حسین(علیه السلام): از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردند که پاداش کسى که در شب نیمه ماه رمضان کنار قبر امام حسین(علیه السلام) باشد، چیست؟ فرمود: خوشا به حال کسى که در شب نیمه ماه رمضان در کنار قبر امام حسین(علیه السلام) بعد از نماز عشا ده رکعت نماز بگزارد، در هر رکعتى بعد از سوره حمد ده مرتبه قل هو الله احد را بخواند و از آتش دوزخ به خدا پناه ببرد. خداوند نیز به پاداش این عمل، نامش را «آزاد شده از آتش» ثبت فرماید و قبل از آن که بمیرد، فرشتگان به وى بشارت بهشت مى دهند و فرشتگان دیگرى، او را از آتش دوزخ ایمن مى دارند.

 

روز پانزدهم:

روز پانزدهم ماه رمضان سال سوم هجرى، روز ولادت باسعادت امام مجتبى(علیه السلام) است و بنابر (بعضى از اقوال، تولّد امام محمّد تقى(علیه السلام) در سال ۱۹۵ نیز در این روز واقع شده است، البتّه این قول غیرمشهور است)؛ به هر حال این روز، روز بسیار بافضیلتى است و دادن صدقه و خیرات و کمک به مستمندان در این روز پاداش زیادى دارد.

 

شب هفدهم:

این شب، شب بسیار مبارکى است. در این شب، رسول خدا(ص) با لشکر کفّار قریش در سرزمین بدر برخورد کردند و در روز هفدهم، جنگ بدر واقع شد و خداوند متعال لشکریان اسلام را بر مشرکین پیروز گردانید، با آن که مسلمانان از نفرات محدود و ساز و برگ اندک جنگى برخوردار بودند. این پیروزى از بزرگترین فتوحات اسلام است؛ از این رو علما گفته اند که در این روز، غسل و صدقه و شکر خدا بجا آوردن مستحبّ است و عبادت در شب هفدهم فضیلت فراوانى دارد.

***

 

اعمال مشترک شب های قدر:

۱ـ غسل شب قدر: مرحوم «علاّمه مجلسى» فرموده: بهتر است غسلِ شب هاى قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند که نماز مغرب را با غسل بخوانند.

۲ـ دو رکعت نماز بخواند: که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره «قُل هُوَ اللّه» را تلاوت کند و بعد از پایان نماز، هفتاد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ.

در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است: کسى که این عمل را بجا آورد، از جاى خویش برنخیزد مگر این که خداوند متعال او و پدر و مادرش را بیامرزد و خداوند فرشتگان را مأمور مى کند تا سال آینده براى وى حسنات بنویسند... .

۳ـ امام باقر(علیه السلام) درباره عمل دیگر این شب فرمود: قرآن را بگشاید و در برابر خود قرار دهد وبگوید:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَما فیهِ،وَفیهِ اسْمُکَ [الاَْعْظَمُ] الاَْکْبَرُ،وَ اَسْماؤُکَ الْحُسْنى،وَما یُخافُ وَیُرْجى،اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ؛ خدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده ات و آنچه در آن است که در آن است نام بزرگت و نام‌هاى نیکویت و آنچه بدانها ترس و امید شود که قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ.

سپس حاجت خود را از خدا بخواهد.

۴ـ مراسم قرآن به سر گرفتن: به فرموده امام صادق(علیه السلام): قرآن مجید را بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فیهِ، وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ، فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ؛ خدایا به حق این قرآن و به حق آن کس که او را بدین قرآن فرستادى و هر مؤمنى که در آن مدحش کردى و به حق تو بر ایشان زیرا هیچ کس به حق تو از خودت آشناتر نیست.

آنگاه ده مرتبه بگوید: بِکَ یا اللهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) و ده مرتبه بعَلِىٍّ(علیه السلام)و ده مرتبه بِفاطِمَهَ(علیها السلام)و ده مرتبه بِالْحَسَنِ(علیه السلام)و ده مرتبه بِالْحُسَیْنِ(علیه السلام)و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ(علیهما السلام)و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(علیهما السلام)و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد(علیهما السلام)و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر(علیهما السلام)و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى(علیهما السلام)و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ(علیهما السلام)و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد(علیهما السلام)و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ(علیهما السلام)و ده مرتبه بِالْحُجَّهِ(علیه السلام).

در پایان هر حاجتى که دارد از خداوند طلب کند و در تمام این اذکار، نهایت حضور قلب و توجّه به درگاه خدا را حفظ کند. بهتر است اگر مى‌خواهند توسّل گرفته، یا ذکر مصیبتى کنند قبل یا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نکنند.

۵ـ زیارت امام حسین(علیه السلام):به فرموده علاّمه مجلسى، زیارت امام حسین(علیه السلام) در هر یکى از این سه شب، مستحبّ مؤکّد است، و در روایتى آمده است که سبب آمرزش گناهان مى‌شود و اگر دسترسى به زیارت از نزدیک نداشته باشد، از دور زیارت کند.

۶ـ احیا داشتن شب هاى قدر: یعنى این شب را تا صبح بیدار باشد و با عبادت و دعا و تلاوت قرآن و جلسات سخنرانى دینى و پرسش و پاسخ هاى مذهبى و یا مطالعه کتاب هاى تفسیر و عقاید و مواعظ سپرى کند.

در روایتى از امام باقر(علیه السلام) آمده است: هر کس شب قدر را احیا دارد، گناهان او آمرزیده شود، هرچند زیاد باشد، و بهتر است روز قبل مقدارى استراحت کند و غذا و نوشیدنى کمتر بخورد تا خواب بر او غلبه نکند و کسانى که توانایى بر احیا ندارند، بهتر است اوّل شب را استراحت کنند و سحرگاهان بیدار باشند و عبادت نمایند.

۷ـ صد رکعت نماز بگزارد: (هر دو رکعت به یک سلام) که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که اگر توانایى داشته باشد، در هر رکعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره قل هو اللّه را بخواند.

۸ـ مرحوم «شیخ کفعمى» در «مصباح» نقل کرده است که امام زین العابدین(علیه السلام) این دعا را در شب هاى نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم در حالت ایستاده و نشسته و در رکوع و سجود مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِکُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلااَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلى نَفْسى، وَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتى وَقِلَّهِ حیلَتى، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَهِ فى هذِهِ اللَّیْلَهِ، وَاَتْمِمْ عَلَىَّ اتَیْتَنى، فَاِنّى عَبْدُکَ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ، اَلضَّعیفُ الْفَقیرُ الْمَهینُ، اَللّـهُمَّ لاتَجْعَلْنى ناسِیاً لِذِکْرِکَ فیـما اَوْلَیْتَنى، وَلا لاِِحْسانِکَ فیما اَعْطَیْتَنى، وَلا ایِساً مِنْ اِجابَتِکَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى فى سَرّآءَ اَوْ ضَرّآءَ، اَعْطَیْتَنى، اَوْ شِدَّه اَوْ رَخآء، اَوْ عافِیَه اَوْ بَلاء، اَوْ بُؤْس اَوْ نَعْمآءَ، اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ؛

 

خدایا من شام کردم در حالى که بنده خوارى هستم که مالک سود و زیانى براى خویش نیستم و نتوانم از خویشتن پیش آمد ناگوارى را بازگردانم و این مطلبى است که من آن را بر خویش گواهى دهم و به ناتوانى خود و بیچارگیم در برابرت اعتراف دارم. پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد و وفا کن برایم بدانچه بر من و همه مؤمنین و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در این شب و تمام کن بر من آنچه را به من دادى، زیرا که من بنده بی‌نواى مستمند ناتوان تهیدست خوار تو هستم. خدایا مرا فراموشکار از یاد خویش در آنچه به من انعام فرمودى و از احسانت در آنچه به من عطا کردى قرار مده و ناامید از اجابت خویش قرارم مده و اگرچه دیر زمانى طول کشد چه در خوشى و چه در سختى، در دشوارى یا در آسایش، در تندرستى یا گرفتارى، در تنگدستى یا در نعمت، به‌ راستى که تو شنواى دعایى.

 

۹ـ مرحوم «علاّمه مجلسى» مى فرماید: بهترین اعمال در این شب ها طلب آمرزش گناهان و دعا براى امور دنیوى و اخروىاست، هم براى خود و هم براى پدر و مادر و خویشان و برادران مؤمن؛ چه زنده باشند و چه از دنیا رفته باشند و همچنین ذکرهاى مختلفو صلوات بر محمّد و آل طاهرین ایشان(علیهم السلام)، تا آن جا که مقدور است انجام دهد و در بعضى از روایات وارد شده است که دعاى «جوشن کبیر»را در این سه شب بخوانند.

در روایتى آمده است که شخصى خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) رسید و عرض کرد: اگر شب قدر را درک کردم، چه چیزى را از خداوند طلب کنم؟ فرمود: عافیت و سلامتى را بخواه.

***

اعمالِ «مخصوص» هر یک از شب های قدر:

اعمال شب نوزدهم:

۱- صد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ رَبِّى وَ أَتُوبُ إلَیْهِ

۲ـ صد مرتبه بگوید: اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَهَ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ

۳ـ دعایى را که در اعمال روزهاى ماه رمضان ذکر شد (یا ذا الّذی کان...) را بخواند.

۴ـ این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِ الْمَحْتُومِ، وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاَْمْرِ الحَکیمِ فى لَیْلَهِ الْقَدْرِ، وَفِى الْقَضآءِ الَّذى لا یُرَدُّ وَلا یُبَدَّلُ، اَنْ تَکْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ، اَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ، اَلْمَشْکُورِ سَعْیُهُمْ، اَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ، اَلْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فیما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطیلَ عُمْرى، وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى، وَتَفْعَلَ بى کَذا وَکَذا؛

خدایا قرار ده در آنچه حکم کرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى و در آنچه جدا کنى از فرمان حکیمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى که برگشت و تغییر و تبدیلى ندارد که نام مرا در زمره حاجیان خانه محترمت (کعبه) بنویسى آنان که حجشان مقبول و سعیشان مورد تقدیر و گناهانشان آمرزیده و کردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده در آنچه مقدر فرموده اى، که عمر مرا طولانى کرده و روزیم را وسیع گردانى و درباره ام چنین و چنان کنى (به جاى کلمه کذا و کذا، حاجت خود را عرضه دارد)

 

اعمال شب بیست و یکم:

۱ـ دعایى است که در «مصباح المتهجّد» و «کافى» نقل شده است که در شب بیست و یکم خوانده مى شود:

یا مُولِجَ اللَّیْلِ فِى النَّهارِ، وَمُولِجَ النَّهارِ فِى اللَّیْلِ، وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَالْمَیِّت...

۲ـ مرحوم «شیخ کفعمى» از «سیّد بن باقى» نقل کرده است که در شب بیست و یکم مى خوانى:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاقْسِمْ لى حِلْماً یَسُدُّ عَنّى بابَالْجَهْلِ، وَهُدىً تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ کُلِّ ضَلالَه...

۳- به فرموده «شیخ مفید»، در این شب صلوات بسیار فرستد و بر ظالمان و غاصبان حق آل محمّد(علیهم‌السلام) و همچنین بر قاتل امیرمؤمنان(علیه السلام) بسیار لعن و نفرین فرستد و براى خویش و پدر و مادرش و سایر مؤمنان دعا کند.

۴ـ دعا براى وجود مبارک امام زمان(عج) و فرج آن حضرت، یکى دیگر از اعمال این شب است. در روایتى که «سیّد بن طاووس» از حمّاد بن عثمان نقل کرده مى خوانیم: " در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم، امام(ع) از من پرسیدند که آیا غسل کرده اى؟ گفتم: آرى،امام(ع) حصیرى طلبیدند و مرا نیز به کنارشان فراخواندند. آن حضرت(ع) مشغول نماز شدند و من نیز نزدیک آن حضرت(ع) نماز مى خواندم. وقتى که از نمازها فارغ شدیم، آن حضرت دعا کردند و من آمین گفتم، و این کار ادامه داشت تا صبح طلوع کرد. امام(ع) اذان و اقامه گفتند و برخى از خدمتکاران را فراخواند و نماز صبح را به امامت آن حضرت(ع) به‌جا آوردیم.

امام صادق(علیه السلام) بعد از نماز، به تسبیح و تقدیس پروردگار پرداختند و بر پیامبر(ص) درود فرستادند و براى مؤمنان دعا کردند؛ آن‌گاه به سجده رفته و ساعتى در سجده بودند، و در آن مدّت جز صداى نَفَس حضرت(ع) چیزى را نمى شنیدم، سپس دعایى خواندند از جمله در دعایشان عرض کردند:

وَ أسْألُکَ بِجَمیعِ ما سَأَلْتُکَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْکَ مِنْ عَظیمِ جَلالِکَ، ما لَوْ عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُکَ بِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَیْتِهِ، وَ أَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِیائِکَ وَ أَصْفِیائِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ بِهِ تُبیدُ الظّالِمینَ وَ تُهْلِکُهُمْ، عَجِّلْ ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ؛

از تو تقاضا مى کنم به جمیع آنچه که تو را با آن خواندم و آنچه را نخواندم، از عظیم جلال تو که اگر مى دانستم تو را با آن خواندم. از تو مى خواهم بر محمد و اهل بیتش درود بفرستى و اجازه فرج و ظهور کسى را بدهى که با ظهور او گشایشى در کار اولیاى تو و برگزیدگان از خلقت ظاهر مى شود و به وسیله او ظالمان را نابود و هلاک مى سازى. اى پروردگار عالمیان، در ظهورش تعجیل فرما.

 

پس از آن که امام صادق(علیه السلام) سر از سجده برداشتند. عرض کردم: جانم به فدایت! شما براى فرج کسى دعا کردید که با فرج او گشایشى در کار دوستان و اولیاى الهى حاصل خواهد شد؛ مگر آن کس شما نیستید؟

امام(علیه السلام) فرمودند: نه! او قائم آل محمّد(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)است!

نکته:

از شب بیست و یکم، دهه آخر ماه رمضان شروع مى شود که بسیار پرارزش و مغتنم است. در هر شب از شب هاى این دهه، غسل مستحب است و روایت شده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در هر شب از شب هاى دهه آخر ماه رمضان غسل مى کرد. همچنین اعتکاف در مساجد جامع در این دهه مستحب است و فضیلت فراوان دارد و در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان برابر دو حج و دو عمره شمرده شده است.

 

اعمال شب بیست و سوم:

۱-سوره عنکبوت و سوره روم را بخواند که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «هر کس در شب بیست و سوم، سوره هاى عنکبوت و روم را بخواند، به خدا سوگند! اهل بهشت است».

۲ـ هزار مرتبه سوره «إنّا أنزلناه» را بخواند.

۳ـ سوره «حم دخان» را بخواند.

۴ـ این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى، وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى، وَاَصِحَّ لى جِسْمى، وَبَلِّغْنى اَمَلى، وَاِنْ کُنْتُ مِنَ الاَْشْقِیآءِ فَامْحُنى مِنَ الاَْشْقِیآءِ، وَاْکتُبْنى مِنَ السُّعَدآءِ، فَاِنَّکَ قُلْتَ فى کِتابِکَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، «یَمْحُو اللهُ ما یَشآءُ وَیُثْبِتُ، وَعِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ»؛

خدایا دراز کن عمرم را و فراخ کن روزیم را و سالم گردان تنم را و برسانم به آرزویم و اگر در زمره بدبختان هستم تو نامم را ازسلک آنان پاک کن و در زمره سعادتمندانم ثبت کن زیرا تو خودت در کتابى که بر پیامبر مرسلت(ص) نازل فرمودى چنین گفتى: «خدا هر چه خواهد محو مى کند و ثبت مى کند و نزد اوست اصل کتاب».

۵ـ این دعا را که مخصوص شب بیست و سوم است بخواند:

یا رَبَّ لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَجاعِلَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْر، وَرَبَّ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ، وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ، وَالظُّلَمِ والاَْنْوارِ...

۶ـ این دعا را که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است، بخواند:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فیما تَقْضى وَفیما تُقَدِّرُ مِنَ الاَْمْرِالْمَحْتُومِ، وَفیما تَفْرُقُ مِنَ الاَْمْرِ الْحَکیمِ...

۷ـ این دعا را که از امام حسن(علیه السلام) نقل شده است بخواند:

یا باطِناً فى ظُهُورِهِ، وَیا ظاهِراً فى بُطُونِهِ، وَیا باطِناً لَیْسَ یَخْفى، وَیا ظاهِراً لَیْسَ یُرى...

 

سپس هر حاجتى دارى از خدا بطلب.

 

۸ـ همچنین از معصومین(علیهم السلام) روایت شده است که در شب بیست و سوم ماه رمضان، در سجود و ایستاده و نشسته دعاى ذیل را مى خواندند، بلکه مناسب است در تمام ماه رمضان و در زمان‌هاى دیگر پس از تمجید و ستایش خداوند و صلوات بر محمّد و آل طاهرین ایشان علیهم السلام (مثلاً حدّاقل با گفتن اَلْحَمْدُلِلّهِ وَ الصَّلاهُ عَلى رَسُولِ اللّهِ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ)، این دعا خوانده شود:

اَللّـهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى ابآئِهِ...

 

۹ـ همچنین این دعا را در حالى که دستان خود را به سوى آسمان بلند مى کند، بخواند:

یا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ، یا باعِثَ مَنْ فِى الْقُبُورِ، یا مُجْرِىَ الْبُحُورِ، یا مُلَیِّنَ الْحَدِیدِ لِداوُدَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بى کَذا وَ کَذا

اى تدبیر کننده کارها اى برانگیزنده هر که در گورها است اى روان کننده دریاها اى نرم کننده به جاى آهن براى حضرت داود درود فرست بر محمد و آل محمد و نسبت به من چنین و چنان کن.

کلمات کذا و کذا حاجات خود را بخواهد و سپس اضافه کند: اَللَّیْلَهَ اَللَّیْلَهَ، اَلسَّاعَهَ اَلسَّاعَهَ. این دعا را در حال رکوع، سجده، ایستاده و نشسته به طور مکرّر بخوان.

 

۱۰ـ با توجّه به اهمّیّت شب بیست و سوم، غسل، احیا و زیارت امام حسین(علیه السلام) در این شب فضیلت بسیار دارد و همچنین خواندن آن صد رکعت نماز که مشترک میان همه شب هاى قدر است.

«شیخ طوسى» در «تهذیب»، از ابوبصیر روایت کرده است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: « در آن شبى که امید مى رود شب قدر باشد صد رکعت نماز بخوان؛ در هر رکعت (پس از حمد) ده مرتبه سوره توحید را بخوان. ابوبصیر عرض کرد: اگر نتوانستم ایستاده بخوانم، چه کنم؟ فرمود: نشسته بجا آور! گفتم: اگر نتوانم نشسته بخوانم؟ فرمود: در همان حال که در بستر خود دراز کشیده اى، بجا آور.

۱۱ـ مرحوم «علاّمه مجلسى»، در «زاد المعاد» فرموده است: در این شب هر مقدار که ممکن باشد قرآن بخواند و از دعاهاى «صحیفه کامله سجّادیّه» نیز استفاده کند؛ مخصوصاً دعاى مکارم الاخلاق و دعاى توبه.

روزهاى شب قدر را نیز باید حرمت داشت و به عبادت و دعا به سر برد؛ در احادیث فراوانى آمده است که روز قدر نیز در فضیلت مثل شب قدر است.

***

دعاى شب هاى دهه آخر ماه مبارک رمضان

دعاهاى این شب ها بر دو قسم است: نخست دعاهایى که مشترک میان همه شب هاى این دهه است که در هر شب از دهه آخر ماه رمضان خوانده مى شود و دیگر، دعاهایى که مخصوص هر شب از دهه آخر است.

برای خواندن دعاهای مربوطه، به ادعیه و مفاتیح الجنان مراجعه شود.

***

 " فضیلت و اعمال ماه رمضان المبارک "

شیخ صدوق به سند معتبره روایت کرده از حضرت امام رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود از حضرت امیرالمؤ منین (علیه و على اولاده السلام) که فرمود : خطبه اى خواند براى ما روزى حضرت رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله) پس فرمود : اَیُّها النّاس بدرستى که رو کرده است به سوى شما ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش. ماهى است که نزد خدا بهترین ماه ها است و روزهایش بهترین روزها است و شب هایش بهترین شب ها است و ساعت هایش بهترین ساعتها است و آن ماهی است که خوانده اند شمارا در آن بسوى ضیافت خدا و گردیده اید در آن از اهل کرامت خدا . نَفَسهاى شما در آن ثواب تسبیح دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد و عملهاى شما در آن مقبول است و دعاهاى شما در آن مستجاب است . پس سؤ ال کنید از پروردگار خود به نیّت هاى درست و دل هاى پاکیزه از گناهان و صفات ذمیمه که توفیق دهد شما را براى روزه داشتن آن و تلاوتکردن قرآن در آن .

به درستى که شقى و بد عاقبت کسى است که محروم گردد از آمرزش خدا در این ماه عظیم و یاد کنید به گرسنگى و تشنگى شما در این ماه تشنگى و گرسنگى روز قیامت را و تَصدّقکنید بر فقیران و مسکینان خود و تعظیم نمائید پیران خود را و رحم کنید کودکان خود را و نوازش نمائید خویشان خود را و نگاه دارید زبان هاى خود را از آنچه نباید گفت و بپوشید دیدهاى خود را از آنچه حلال نیست شما را در نظر کردن به سوى آن و بازدارید گوش هاى خود را از آنچه حلال نیست شما را شنیدن آن و مهربانى کنید با یتیمان مردم تا مهربانى کنند بعد از شما با یتیمان شما و بازگشت کنید به سوى خدا از گناهان خود و بلند کنید دست هاى خود را به دعا در اوقات نمازهاى خود ، زیرا که وقت نمازها بهترین ساعت ها است که نظر مى کند حق تعالى در این اوقات به رحمت به سوى بندگان خود و جواب مى گوید ایشان را هرگاه او را مناجات کند و لبّیک مى گوید ایشان را هرگاه اورا ندا کنند و مستجاب مى گرداند هرگاه او را بخوانند اى گروه مردمان . به درستى که جان هاى شما در گروِ  کرده هاى شما است ، پس از گرو به در آورید به طلب آمرزش ازخدا و پشت هاى شما گرانبار است از گناهان شما ، پس سبک گردانید آنها را به طول دادن سجده ها و بدانید که حق تعالى سوگند یاد کرده است به عزّت و جلال خود که عذاب نکند نمازگذارندگان و سجده کنندگان در این ماه را و نترساند ایشان را به آتش جهنم در روزقیامت.

ایُّها النّاس هر که از شما افطار دهد روزه دار مؤمنى را در این ماه از براى اوخواهد بود نزد خدا ثواب بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته . پس ‍ بعضى از اصحاب گفتند : یا رسول الله همه ما قدرت بر آن نداریم .  حضرت فرمود : بپرهیزید از آتش جهنم به افطار فرمودن روزه داران اگرچه به نصف دانه خرما باشد و اگر چه به یک شربت آبى باشد ؛ به درستى که خدا این ثواب را مى دهد کسى را که چنین کند اگر قادر بر زیاده از این نباشد.

اَیُّها النّاسُ هر که خُلْق خود را در این ماه نیکو گرداند بر صراط آسان بگذرد در روزى که قدم ها بر آن لغزد و هر که سبک گرداند در این ماه خدمت غلام و کنیز خودرا ، خدا در قیامت حساب او را آسان گرداند و هر که در این ماه شرّ خود را از مردم باز دارد ، حق تعالى غضب خود را در قیامت از او باز دارد و هر که در این ماه یتیم بى پدرى را ، گرامى دارد خدا او را در قیامت گرامى دارد و هر که در این ماه صله واحسان کند با خویشان خود خدا وَصل کند او را به رحمت خود در قیامت و هر که در این ماه قطع احسان از خویشان خود بکند ، خدا در قیامت قطع رحمت از او کند و هر که نماز سنّتى در این ماه بکند خدا براى او برات بیزارى از آتش جهنم بنویسد و هر که در این ماه نماز واجبى را ادا کند خدا عطا کند به او ثواب هفتاد نماز واجب که در ماه هاى دیگر کرده شود و هر که در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد خدا سنگین گرداند ترازوى عمل او را در روزى که ترازوهاى اعمال سبک باشد و کسى که یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسى دارد که در ماه هاى دیگر ختم قرآن کرده باشد.

اَیُّها النّاسُ بدرستى که درهاى بهشت در این ماه گشاده است پس سؤ ال کنید ازپروردگار که آن را به روى شما نبندد ؛ و درهاى جهنّم در این ماه بسته است . پس سؤال کنید از پروردگار تبارک و تعالى به تلاوت کردن قرآن مجید در شب ها و روزهاى این ماه و به ایستادن به نماز و جِدّ و جَهد کردن در عبادت و بجا آوردن نمازها در اوقات فضیلت و کثرت استغفار و دعا

.

فَعَنِ الصّادِقِ علیه السلام : اَنَّهُ مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فى شَهْرِرَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلاّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَهَ

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که در ماه رمضان آمرزیده نشود تا سال آینده آمرزیده نشود مگر آنکه در عرفات حاضر شود

 

و نگاه دارد خودرا از چیزهایى که خدا حرام کرده است و از افطار کردن بر چیزهاى حرام و رفتار کن به حوى که مولاى ما حضرت صادق (علیه السلام) وصیّت نموده و فرموده هرگاه روزه دارى ، مى باید که روزه داری گوش و چشم و مو و پوست و جمیع اعضاى تو ، یعنى از محرّمات بلکه از مکروهات و فرمود باید که روزِ روزه داری تو مانند روزِ افطار تو نباشد ونیز فرموده که روزه نه همین ترک از خوردن و آشامیدن است ؛ بلکه باید در روز روزهنگاه دارید زبان خود را از دروغ و بپوشانید دیده هاى خود را از حرام و با یکدیگرنزاع مکنید و حَسَد مبرید و غیبت مکنید و مجادله مکنید و سوگند دروغ مخورید بلکه سوگند راست نیز و دشنام مدهید و فحش مگوئید و ستم مکنید و بى خردى مکنید و دلتنگ مشوید و غافل مشوید از یاد خدا و از نماز و خاموش باشید از آنچه نباید گفت و صبرکنید و راستگو باشید و دورى کنید از اهل شرّ و اجتناب کنید از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت کردن با مردم و گمان بد بردن و غیبت کردن و سخن چینى کردن و خود را مُشْرِف به آخرت دانید و منتظر فَرَج و ظُهور قائم آل محمّد (علیه السلام) باشید و آرزومند ثوابهاى آخرت باشید و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت بردارید.

بر شما باد به آرام دل و آرام تن و خضوع و خشوع و شکستگى و مذلّت مانند بنده اى که از آقاى خود ترسد و ترسان باشید از عذاب خدا و امیدوار باشید رحمت او را و باید پاک باشد اى روزه دار دل تو از عیبها و باطن تو از حیله ها و مکرها و پاکیزه باشد بدن تو از کثافتها و بیزارى بجوى به سوى خدا از آنچه غیر اوست و در روزه ولایت خودرا خالص گردانى از براى او و خاموش باشى از آنچه حق تعالى نهى کرده است تو را از آندر آشکارا و پنهان و بترسى از خداوند قهار آنچه سزاوار ترسیدن او است در پنهان و آشکار و ببخشى روح و بدن خود را به خداى عزّوجلّ در ایّام روزه خود و فارغ گردانى دل خود را از براى محبّت او و یاد او و بدن خود را به کارفرمائى در آنچه خدا تو را امر کرده است به آن و خوانده است به سوى آن اگر همه اینها را به عمل آورى آنچه سزاوار روزه داشتن است به عمل آورده اى و فرموده خدا را اطاعت کرده اى و آنچه کم کنى از آنها که بیان کردم از براى تو به قدر آن از روزه تو کم مى شود از فضل آن وثواب آن.

به درستى که پدرم گفت : رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله) شنید که زنى در روز روزه اى جاریه خود را دشنام داد . حضرت طعامى طلبید . آن زن را گفت بخور زن.  زن گفت من روزه ام . فرمود : چگونه روزه اى که جاریه خود را دشنام دادى . روزه فقط همین نخوردن و نیاشامیدن تنها نیست . به درستى که حق تعالى روزه را حجابى گردانیده است از سایر امور قبیحه . از کردار بد و گفتار بد . چه بسیار کمند روزه داران و چه بسیارند گرسنگى کشندگان و حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام) فرمود که چه بسیار روزه دارى که بهره اى نیست او را از روزه به غیر از تشنگى و گرسنگى و چه بسیار عبادت کننده اى که نیست او را بهره اى از عبادت به غیر تَعَب . اى خوشا خواب زیرکان که بهتر از بیدارى و عبادت احمقان است و خوشا افطار کردن زیرکان که بهتر از روزه داشتن بى خردان است.

و روایت شده از جابربن یزید از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) که حضرت رسول  (صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله) به جابر بن عبدالله فرمود : اى جابر این ماه رمضان است ، هر که روزه بدارد روز آن را و بایستد به عبادت پاره اى از شبش را و باز دارداز حرام شکم و فَرْج خود را و نگاه دارد زبان خود را ، بیرون رود از گناهان خود مثل بیرون رفتن او از ماه . جابر گفت یا رسول اللّه چه نیکو است این حدیث که فرمودى ،  فرمود : اى جابر  چقدر سخت است این شرطهایى که نمودم . 

 

نمازهاى شب هاى ماه مبارک رمضان

مرحوم «علاّمه مجلسى» در فصل آخر از اعمال ماه رمضان در کتاب «زادالمعاد»، نماز شب هاى ماه رمضان را چنین بیان مى کند: (و با توجّه به این که بهترین اعمال، در ماه مبارک، نماز و قرآن است و این نمازها در بردارنده بسیارى از سوره هاى قرآن است، هرکس هر چند شب را بخواند غنیمت است).

شب اوّل: چهار رکعت; هر رکعت بعد از سوره حمد پانزده مرتبه سوره توحید.

شب دوم: چهار رکعت; در هر رکعت بعد از سوره حمد بیست مرتبه سوره إنَّا أنزلناه.

شب سوم: ده رکعت; در هر رکعت بعد از سوره حمد پنجاه مرتبه سوره توحید.

شب چهارم: هشت رکعت; در هر رکعت بعد از سوره حمد بیست مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

شب پنجم: دو رکعت; در هر رکعت، سوره حمد و پنجاه مرتبه سوره توحید; بعد از سلامِ نماز، صد مرتبه بگوید: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.

شب ششم: چهار رکعت و در هر رکعت سوره حمد و سوره ملک.

شب هفتم: چهار رکعت; در هر رکعت سوره حمد و سیزده مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

شب هشتم: دو رکعت; در هر رکعت سوره حمد و ده مرتبه سوره توحید و پس از سلام نماز، هزار مرتبه بگوید: سبحان اللّه.

شب نهم: شش رکعت میان نماز مغرب و عشا; در هر رکعت سوره حمد و هفت مرتبه آیه الکرسى و پس از اتمام نماز، پنجاه مرتبه بگوید: اَللّهمّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.

شب دهم: بیست رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره توحید.

شب یازدهم: دو رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست مرتبه سوره کوثر.

شب دوازدهم: هشت رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره إنّا أنزلناه.

شب سیزدهم: چهار رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست و پنج مرتبه سوره توحید.

شب چهاردهم: شش رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و سى مرتبه سوره إذا زُلزِلَت.

شب پانزدهم: چهار رکعت; در دو رکعت اوّل بعد از سوره حمد، صد مرتبه سوره توحید، و در دو رکعت دیگر، بعد از سوره حمد، پنجاه مرتبه سوره توحید.

شب شانزدهم: دوازده رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و دوازده مرتبه سوره تکاثر.

شب هفدهم: دو رکعت; در رکعت اوّل، سوره حمد و هر سوره اى که خواست بخواند و در رکعت دوم، سوره حمد و صد مرتبه سوره توحید و بعد از سلام نیز صد مرتبه بگوید: لا إلهَ اِلاَّ اللّهُ.

شب هیجدهم: چهار رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست و پنج مرتبه سوره کوثر.

شب نوزدهم: پنجاه رکعت; با سوره حمد، و پنجاه مرتبه سوره إذا زلزلت.

مرحوم «علاّمه مجلسى» مى گوید: ظاهراً مراد آن است که در هر رکعت یک مرتبه این سوره را بخواند; زیرا در یک شب خواندن دوهزار و پانصد مرتبه سوره «اذا زلزلت» دشوار خواهد بود.

شب‌هاى بیستم تا بیست و چهارم: در هر یک از این شب ها، هشت رکعت نماز بخواند که پس از حمد، هر سوره اى خواست مى خواند.

شب بیست و پنجم: هشت رکعت نماز; در هر رکعت سوره حمد، و ده مرتبه سوره توحید را بخواند.

شب بیست و ششم: هشت رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و صد مرتبه سوره توحید را بخواند.

شب بیست و هفتم: چهار رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و سوره ملک را بخواند و اگر نتوانست، بیست و پنج مرتبه سوره توحید را بخواند.

شب بیست و هشتم: شش رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و صد مرتبه آیه الکرسى، صد مرتبه سوره توحید و صد مرتبه سوره کوثر را بخواند و پس از پایان نماز، صد مرتبه صلوات بفرستد.

مرحوم حاج شیخ عباس قمى مى نویسد: مطابق آنچه که من یافتم بجاى صد مرتبه، ده مرتبه آمده است(که همین مناسب‌تر به نظر مى رسد).

شب بیست و نهم: دو رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست مرتبه سوره توحید را بخواند.

شب سى ام: دوازده رکعت; در هر رکعت سوره حمد، و بیست مرتبه سوره توحید را بخواند و پس از پایان نماز، صد مرتبه صلوات بفرستد.

 

یادآورى: این نمازها هر دو رکعت به یک سلام است و اگر تمام آن‌ها را نتوان بجا آورد، باید هر مقدار که مى‌توان به‌جا آورده شود.

 

 

تبلیغات

وب سايت تخصصي عرفان عملي شيعي

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد