• اردو
  • France
  • English
  • فروشگاه اینترنتی
  • ارسال سئوال

امروز : یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴

صفحه ورود

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟ بستن
ورود نسخه قدیم ارسال سوال

نمایش منو

    • خانه
    • آشنایی با استاد
      • مصاحبه و رسانه
      • دیدار با علما
      • خاطرات
    • اخبار
    • سخنرانی ها
      • سخنرانی اخلاقی
      • سخنرانی عرفانی
      • شرح ادعیه و احادیث
    • متون عرفانی
      • کشکول المطالب
      • رسائل عرفانی
      • نامه ها و گفتگوها
      • اشعار عرفانی
      • عرفان در کلام رهبری
      • واژه های عرفانی
    • شرح درس
      • المطالب السلوکیه
      • منازل السائرین
      • مصباح الشریعه
      • قوت القلوب
      • رسالۀ لب اللباب
      • دعای مکارم الاخلاق
      • مباحث فقهی
    • کتابخانه
      • آثار و تالیفات استاد
      • آثاری درباره استاد
      • کتب مورد توصیه ی استاد
    • مقالات
      • عرفان بانوان
    • نگارخانه
    • کلیپ تصویری
    • فروشگاه
    • ارسال سوال
    • گلچین پرسش و پاسخ
  • خانه
  • آشنایی با استاد
    • مصاحبه و رسانه
    • دیدار با علما
    • خاطرات
  • اخبار
  • سخنرانی ها
    • سخنرانی اخلاقی
    • سخنرانی عرفانی
    • شرح ادعیه و احادیث
  • متون عرفانی
    • کشکول المطالب
    • رسائل عرفانی
    • نامه ها و گفتگوها
    • اشعار عرفانی
    • عرفان در کلام رهبری
    • واژه های عرفانی
  • شرح درس
    • المطالب السلوکیه
    • منازل السائرین
    • مصباح الشریعه
    • قوت القلوب
    • رسالۀ لب اللباب
    • دعای مکارم الاخلاق
    • مباحث فقهی
  • کتابخانه
    • آثار و تالیفات استاد
    • آثاری درباره استاد
    • کتب مورد توصیه ی استاد
  • مقالات
    • عرفان بانوان
  • نگارخانه
  • کلیپ تصویری
  • فروشگاه
  • ارسال سوال
  • گلچین پرسش و پاسخ
احادیث عرفانی/ بیانات آیت الله کمیلی/ بیانات عرفانی آيت الله كميلي/ ذی الحجه/ ذی القعده/ شرح ادعیه و احادیث/ شرح درس/ شرح مصباح الشریعه/ ویژه نامه

11 می, 2024

کد مطلب : 32026

شرح مصباح الشریعه- باب 22 (متن بیانات+ارسال صوت)

آداب عرفانی و معنوی حج

حضرت آیت الله کمیلی خراسانی: باب بیست و دوم از ابواب صدگانۀ کتاب مصباح الشریعه در خصوص آداب حج و زیارت‌خانۀ خدا است. امام صادق (ع) آداب عرفانی و معنوی حج را در این باب بیان فرموده‌اند و فقها شرایط و احکام حج را در رسالهٔ منسک حج، گفته‌اند. اما حضرت [در این باب] به اسرار و آداب واقعهٔ حج نظر دارد.

دانلود صوت بیانات حضرت آیت الله کمیلی خراسانی در شرح باب ۲۲ از کتاب مصباح الشریعه با موضوع آداب حج 

 

مدّت زمان ۳۳:۱۵ دقیقه

 

7.2MB- دانلود


متن عربی:

الباب الثانی و العشرون فی الحج‏

«قَالَ الصَّادِقُ ‏إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَکَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَبْلِ عَزْمِکَ مِنْ کُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجابِ کُلِّ حَاجِبٍ وَ فَوِّضْ أُمُورَکَ کُلَّهَا إِلَى خَالِقِکَ وَ تَوَکَّلْ عَلَیْهِ فِی جَمِیعِ مَا یَظْهَرُ مِنْ حَرَکَاتِکَ وَ سُکُونِکَ وَ سَلِّمْ لِقَضَائِهِ وَ حُکْمِهِ وَ قَدَرِهِ وَ دَعِ الدُّنْیَا وَ الرَّاحَهَ وَ الْخَلْقَ وَ اخْرُجْ مِنْ حُقُوقٍ تَلْزَمُکَ مِنْ جِهَهِ الْمَخْلُوقِینَ وَ لَا تَعْتَمِدْ عَلَى زَادِکَ وَ رَاحِلَتِکَ وَ أَصْحَابِکَ وَ قُوَّتِکَ وَ شَبَابِکَ وَ مَالِکَ مَخَافَهَ أَنْ یَصِیروُا لَکَ عَدُوّاً وَ وَبَالًا فَإِنَّ مَن ادَّعَى رِضَا اللَّهِ وَ اعتَمَدَ عَلَى شَی‏ءٍ صَیَّرَهُ عَلَیهِ عَدُوًّا وَ وَبَالًا لِیَعْلَمَ أَنَّهُ لَیْسَ قُوَّهٌ وَ لَا حِیلَهٌ وَ لَا لِأَحَدٍ إِلَّا بِعِصْمَهِ اللَّهِ تَعَالَى وَ تَوْفِیقِهِ وَ اسْتَعِدَّ اسْتِعْدَادَ مَنْ‏ لَا یَرْجُو الرُّجُوعَ وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَهَ وَ رَاعِ أَوْقَاتَ فَرَائِضِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سُنَنَ نَبِیِّهِ وَ مَا یَجِبُ عَلَیْکَ مِنَ الْأَدَبِ وَ الِاحْتِمَالِ وَ الصَّبْرِ وَ الشُّکْرِ وَ الشَّفَقَهِ وَ السَّخَاءِ وَ إِیْثَارِ الزَّادِّ عَلَى دَوَامِ الْأَوْقَاتِ ثُمَّ اغْتَسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَهِ الْخَالِصَهِ ذُنُوبَک وَ الْبَسْ کِسْوَهَ الصِّدْقِ وَ الصَّفَاءِ وَ الْخُضُوعِ وَ الْخُشُوعِ وَ أَحْرِمْ عَنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَمْنَعُکَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَحْجُبُکَ عَنْ طَاعَتِهِ وَ لَبِّ بِمَعْنَى إِجَابَهٍ صَافِیَهٍ خَالِصَهٍ زَاکِیَهٍ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی دَعْوَتِکَ لَهُ مُتَمَسِّکاً بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى وَ طُفْ بِقَلْبِکَ مَعَ الْمَلَائِکَهِ حَوْلَ الْعَرْشِ کَطَوَافِکَ مَعَ الْمُسْلِمِینَ بِنَفْسِکَ حَوْلَ الْبَیْتِ وَ هَرْوِلْ هَرْوَلَهً مِنْ هَوَاکَ وَ تَبَرِّیاً مِنْ جَمِیعِ حَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ وَ اخْرُجْ مِنْ غَفْلَتِکَ وَ زَلَّاتِکَ بِخُرُوجِکَ إِلَى مِنًى وَ لَا تَمَنَّ مَا لَا یَحِلُّ لَکَ وَ لَا تَسْتَحِقُّهُ وَ اعْتَرِفْ بِالْخَطَایَا بِالْعَرَفَاتِ وَ جَدِّدْ عَهْدَکَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى بِوَحْدَانِیَّتِهِ وَ تَقَرَّبْ إِلَیْهِ ذَائِقَهُ بِمُزْدَلِفَهَ وَ اصْعَدْ بِرُوحِکَ‏ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى بِصُعُودِکَ إِلَى الْجَبَلِ وَ اذْبَحْ حَنْجَرَتَیِ الْهَوَى وَ الطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبِیحَهِ وَ ارْمِ الشَّهَوَاتِ وَ الخَسَاسَهَ وَ الدَّنَاءَهَ وَ الْأَفْعَالَ الذَّمِیمَهَ عِنْدَ رَمْیِ الْجَمَرَاتِ وَ احْلِقِ الْعُیُوبَ الظَّاهِرَهَ وَ الْبَاطِنَهَ بِحَلْقِ رَأسِکَ وَ ادْخُلْ فِی أَمَانِ اللَّهِ تَعَالَى وَ کَنَفِهِ وَ سَتْرِهِ وَ حِفْظِهِ وَ کِلَائِهِ مِنْ مُتَابَعَهِ مُرَادِکَ بِدُخُولِ الْحَرَمِ وَ زُرِ الْبَیْتَ مُتَحَفِّفاً لِتَعْظِیمِ صَاحِبِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ وَ جَلَالِهِ وَ سُلْطَانِهِ وَ اسْتَلِمِ الْحَجَرَ رِضًى بِقِسْمَتِهِ وَ خُضُوعاً لِعَظَمَتِهِ وَ دَعْ مَا سِوَاهُ بِطَوَافِ الْوَدَاعِ وَ صَفِّ رُوحَکَ وَ سِرَّکَ لِلِقَاءِ اللَّهِ تَعَالَى یَوْمَ تَلْقَاهُ بِوُقُوفِکَ عَلَى الصَّفَا وَ کُنْ ذَا مُرُوَّهٍ مِنَ اللَّهِ بِفِنَاءِ أَوْصَافِکَ عِنْدَ الْمَرْوَهِ وَ اسْتَقِمْ عَلَى شُرُوطِ حَجِّکَ وَ وَفَاءِ عَهْدِکَ الَّذِی عَاهَدْتَ بِهِ مَعَ رَبَّکَ وَ أَوْجَبْتَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ اعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَفْتَرِضِ الْحَجَّ وَ لَمْ یَخُصَّهُ مِنْ جَمِیعِ الطَّاعَاتِ إِلّا بِالْإِضَافَهِ إِلَى نَفْسِهِ بِقَوْلِهِ تَعَالَى‏ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا (وَ لَا شَرَعَ نَبِیُّهُ) سُنَّهً فِی خِلَالِ الْمَنَاسِکِ عَلَى تَرْتِیبِ مَا شَرَعَهُ إِلَّا لِلِاسْتِعْدَادِ وَ الْإِشَارَهِ إِلَى الْمَوْتِ وَ الْقَبْرِ وَ الْبَعْثِ وَ الْقِیَامَهِ وَ فَصَّلَ بَیَانَ السَّبْقِ مِنْ دُخُولِ الْجَنَّهِ أَهْلُهَا وَ دُخُولِ النَّارِ أَهْلُهَا بِمُشَاهَدَهِ مَنَاسِکِ الْحَجِّ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى آخِرِهَا لِأُولِی الْأَلْبَابِ وَ أُولِی النُّهَى‏».

باب بیست و دوم از ابواب صدگانۀ کتاب مصباح الشریعه در خصوص آداب حج و زیارت‌خانۀ خدا است. امام صادق (ع) آداب عرفانی و معنوی حج را در این باب بیان فرموده‌اند و فقها شرایط و احکام حج را در رسالهٔ منسک حج، گفته‌اند. اما حضرت [در این باب] به اسرار و آداب واقعهٔ حج نظر دارد.

«قَالَ الصَّادِقُ إِذَا أَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَکَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَبْلِ عَزْمِکَ مِنْ کُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجابِ کُلِّ حَاجِبٍ»؛ امام صادق (ع) می‌فرمایند: زمانی که اراده می‌کنی تا عازم زیارت بیت‌الله شوی، باید آداب معنوی حج را در خودت پیدا کنی. از جملۀ آداب فرموده‌اند:

«فَجَرِّدْ قَلْبَکَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ دلت را فقط باید برای خداوندی که صاحب عزت، جلالت و عظمت است فارغ سازی.

«مِنْ قَبْلِ عَزْمِکَ مِنْ کُلِّ شَاغِلٍ وَ حِجَابِ کُلِّ حَاجِبٍ»؛ قبل از اینکه عزیمت کنی و بار سفر ببندی و به [زیارت] خانهٔ خدا بروی، حالا چه در عمره، حج واجب وحج مستحب باید دلت را از هرچه که تو را مشغول می‌کند و از همهٔ حجاب‌هایی که تو را از رفتن به‌سوی خدا بازمی‌دارد، فارغ کنی.

«وَ فَوِّضْ أُمُورَکَ کُلَّهَا إِلَى خَالِقِکَ»؛ و تمام امور ریز و درشتت را باید به خدایی که آفریدگارت بوده، واگذار کنی.

«وَ تَوَکَّلْ عَلَیْهِ فِی جَمِیعِ مَا یَظْهَرُ مِنْ حَرَکَاتِکَ وَ سُکُونِکَ»؛ همچنین واجب است که در همهٔ آنچه از حرکات و سکون‌ات ظاهر می‌شود بر خدا توکل کنی؛ یعنی خودت را کاملاً به خدا بسپاری و هیچگونه اضطراب و نگرانی نداشته باشی که بگویی من می‌خواهم به مسافرت دوری بروم؛ همهٔ امورت را به خدا بسپار.

«وَ سَلِّمْ لِقَضَائِهِ وَ حُکْمِهِ وَ قَدَرِهِ»؛ و خودت را تسلیم قضا و قدر و حکم خدا کن؛ چون وقتی انسان خود را به خدا بسپارد و تسلیم کند، دیگر نباید اضطرابی داشته باشد، هرچه هم خواست پیش بیاید، پیش بیاید.

«وَ دَعِ الدُّنْیَا وَ الرَّاحَهَ وَ الْخَلْقَ»؛ دنیا را پشت سرت بینداز و با آن وداع کن؛ با راحتیِ در دنیا وداع کن؛ با خلق‌الله وداع کن؛ خدا را در نظر بگیر.

«وَ اخْرُجْ مِنْ حُقُوقٍ تَلْزَمُکَ مِنْ جِهَهِ الْمَخْلُوقِینَ»؛ قبل از سفر خانهٔ خدا باید حق‌الناس را ادا کنی. اگر به ذمه‌ات چیزی است که به مردم مربوط است، اگر حقی را اجحاف کرده‌ای و مردم از تو طلبی دارند، باید آن‌ها را قبل از رفتن، صاف‌ کنی.

«وَ لَا تَعْتَمِدْ عَلَى زَادِکَ وَ رَاحِلَتِکَ وَ أَصْحَابِکَ وَ قُوَّتِکَ وَ شَبَابِکَ وَ مَالِکَ»؛ یک‌وقت نکند که اعتماد و تکیه‌گاهت به زاد و توشه‌ات باشد! «راحله»، یعنی آن اعتماد به هواپیما و وسیله‌ای که با آن سفر می‌کنی؛ بگویی که من را [این وسیله] می‌رساند.

«وَ أَصحَابِکَ»؛ و تکیه‌گاهت، دوستانت باشد که همراهشان هستی. [و بگویی] من در این کاروان می‌روم و آن‌ها به من کمک می‌کنند.

«وَ قُوَّتِکَ»؛ تکیه‌گاهت قوّت جسمی خودت باشد و بگویی که ما عافیت و قوت داریم. همهٔ این‌ [موارد] در معرض خطر است و ممکن است از دست برود.

«وَ شَبَابِکَ»؛ و به جوانی و زورت نگاه نکن.

«وَ مَالِکَ»؛ و به مال‌ات نیز نگاه نکن.

چرا نباید به آن‌ها نگاه کنی؟

«مَخَافَهَ أَنْ یَصِیروا لَکَ عَدُوًّا و َوَبَالًا»؛ روزی ممکن است مواردی را که در نظر گرفته‌ای به دشمن تبدیل شوند و برای تو وزر و وبال شوند.

«فَإِنَّ مَن ادَّعَى رِضَا اللَّهِ وَ اعتَمَدَ عَلَى شَی‏ءٍ صَیَّرَهُ عَلَیهِ عَدُوًّا  و وبَالاً»؛ اگر کسی بخواهد نفاق به خرج دهد؛ از یک‌ سو بگوید که من می‌خواهم رضایت خدا را در کارهایم به دست بیاورم و از سوی دیگر به خدا توجه نکند و اعتمادش به اموری باشد که نام بردیم. اگر تکیه‌گاهش به خدا نباشد و دروغ بگوید؛ [یعنی] به زبان بگوید ولی به دل نگوید؛ می‌فرماید: همین خدای توانا با این بنده چکار می‌کند؟

«صَیَّرَهُ عَلَیهِ عَدُوًّا وَ وَبَالاً»؛ همین خدایی که از او روی‌گردان است و با خدا اِعمال نفاق می‌کند و به او دروغ می‌گوید، تمامی آنچه را که تکیه‌گاهش بوده به دشمنی علیه او تبدیل می‌کند. خدا این کار را انجام می‌دهد. می‌گوید بندۀ من! به من دروغ می‌گویی؟ حالا ببین چکار می‌کنم. چرا خدا چنین کاری می‌کند؟ یک حکمتی دارد.

«لِیَعْلَمَ أَنَّهُ لَیْسَ قُوَّهٌ وَ لَا حِیلَهٌ وَ لَا لِأحَدٍ إِلَّا بِعِصْمَهِ اللَّهِ تَعَالَى وَ تَوْفِیقِهِ»؛ آن‌ها را به دشمن تبدیل می‌کند تا این بندۀ خدا به خودش بیاید و بفهمد که به خدا دروغ می‌گوید؛ از یک ‌طرف می‌گوید من می‌خواهم رضایت خدا را به دست بیاورم و از سوی دیگر نیز می‌خواهد رضایت مخلوق را به دست بیاورد و اعتمادش نیز به چیزهایی است که در مقابل قدرت خدا هیچ ارزشی ندارد؛ لذا وقتی خدا آن‌ها را به دشمن تبدیل کرد و متوجه شد که آن‌ها به دردش نمی‌خورند و بازهم باید به‌سوی خدا برگردد، متوجه می‌شود که آن‌ها هیچ قوتی از خودشان ندارند، هیچ حول و قوه‌ای ندارند و هیچ‌کس نمی‌تواند کاری برای او انجام دهد؛ و به او کمک دهد مگر اینکه خدا بخواهد.

«وَ اسْتَعِدَّ اسْتِعْدَادَ مَنْ‏ لَا یَرْجُو الرُّجُوع»؛ خودت را چنان آماده کن و به خدا بسپار که نگویی حالا می‌روم و کارهایم را انجام می‌دهم، حج هم می‌کنم، و سپس به سوی خانه، خانواده و زندگی‌ام برمی‌گردم؛ یعنی این امید را به خودت نده؛ یعنی به خودت توجه نکن، خودت را به خدا بسپار، از کجا معلوم شاید هم برنگشتی!

«وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَهَ»؛ باید با آن‌هایی که همسفر می‌شوی، خوش‌اخلاق و خوش‌برخورد باشی و همنشین خوبی برای آن‌ها باشی.

«وَ رَاعِ أَوْقَاتَ فَرَائِضِ اللَّهِ تَعَالَى»؛ باید مراعات کنی؛ وقتی‌که فریضه و واجبی پیش می‌آید، فریضۀ الهی را زود انجام بدهی؛ یعنی باید نمازهایت را در اوقات نماز به‌وقت بخوانی؛ چون سفر است؛ یک‌وقت می‌بینی که پس و پیش می‌شود و از دست می‌رود.

«وَ سُنَنَ نَبِیِّهِ»؛ و همچنین تا آنجایی که مقدورت هست در ادای سنت‌ها و مستحبات کوتاهی نکنی.

«وَ مَا یَجِبُ عَلَیْکَ مِنَ الْأَدَبِ وَ الِاحْتِمَالِ وَ الصَّبْرِ وَ الشُّکْرِ وَ الشَّفَقَهِ وَ السَّخَاءِ وَ إِیْثَارِ الزَّادِّ عَلَى دَوَامِ الْأَوْقَاتِ»؛ سنن الهی زیاد است. آدابی هست؛ باید صبر و تحمّلت زیاد باشد؛  در این سفر باید شکر و سپاس الهی، شفقت، دلسوزی و سخاوت داشته باشی. دائم باید آداب و سننی را که نام بردیم، رعایت کنی؛ و اگر کسی احتیاجی داشت، زاد خودت را ایثار کنی و به او بدهی.

«ثُمَّ اغْتَسِلْ بِمَاءِ التَّوْبَهِ الْخَالِصَهِ ذُنُوبَک»؛ باید گناهانت را با آب خالص بشویی. شاید حضرت منظور دیگری غیر از غسل توبه [داشته‌اند]؛ یعنی اشک‌هایی باشد که یک توبه‌کننده می‌ریزد و از خدا طلب بخشش می‌کند.

«وَ الْبَسْ کِسْوَهَ الصِّدْقِ وَ الصَّفَاءِ وَ الْخُضُوعِ وَ الْخُشُوعِ»؛ وقتی می‌خواهی عازم حج خدا شوی، باید قبل از لباس احرام، لباس صداقت، راستی، صفا، خضوع و خشوع را بر خودت بپوشانی؛ باید این لباس‌های معنوی را قبل از لباسِ احرام ظاهری در خودت پیدا کنی.

«وَ أَحْرِمْ عَنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَمْنَعُکَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ این لباس احرامی که حاجی می‌پوشد و بیست‌وپنج چیز بر او حرام می‌شود، می‌گوید تو باید احرام معنوی داشته باشی؛ به این معنا که ازآنچه تو را از یاد خدا غافل می‌کند احرام بپوشی و آن‌ها را بر خودت حرام کنی.

«وَ یَحْجُبُکَ عَنْ طَاعَتِهِ»؛ و آن چیزهایی که تو را از اطاعت خدا بازمی‌دارد.

«وَ لَبِّ بِمَعْنَى إِجَابَهٍ صَافِیَهٍ خَالِصَهٍ زَاکِیَهٍ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ آنجا که می‌روی، بعد ازآنکه دو پارچۀ احرام را پوشیدی و نیت کردی، باید با زبان تلبیه بگویی:

«لَبَّیْکَ‏ اللَّهُمَ‏ لَبَّیْکَ‏ لَبَّیْکَ لَا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْک‏». این تلبیه به زبان است؛ ولی تلبیۀ تو باید همراه با زبان، تلبیۀ واقعی و حقیقی باشد. تلبیۀ حقیقی به این صورت است که بگویی خدایا من ندای تو را که فرموده بودی «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا» اجابت کردم؛ من دعوت تو را لبیک گفتم و به این دیار مقدس آمدم، ولی این اجابت از دعوت خدا باید به صورت صاف، زلال و خالص برای خدا باشد. یک‌وقت در آن، تظاهر، ریا و اسم در کردنی نباشد.

«فِی دَعْوَتِکَ لَهُ»؛ این خدا بود که تو را خواست و آمدی.

«مُتَمَسِّکاً بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى»؛ باید به طناب محکم خدا تمسک کنی.

«وَ طُفْ بِقَلْبِکَ مَعَ الْمَلَائِکَهِ»؛ خانۀ خدا رفتی و می‌خواهی هفت شوط طواف کنی، در ظاهر بدنت طواف می‌کند ولی در باطن چه؟ می‌فرماید آن طواف را درون دلت ببر؛ و با دلت طواف کن و بدان که دور خانۀ خدا همراه با فرشتگان الهی هستی.

«مَعَ المَلاَئِکَهِ حَوْلَ الْعَرْشِ کَطَوَافِکَ مَعَ الْمُسْلِمِینَ بِنَفْسِکَ حَوْلَ الْبَیْتِ»؛ یک طواف، طواف قلب است که به همراه ملائکه الله است؛ ملائکه‌ای که دور عرش خدا طواف می‌کنند؛ تو چنین نیتی داشته باش؛ چون می‌گویند دل مؤمن عرش خداست؛ بنابراین همراه با آن طوافی که در ظاهر داری در دل طواف داشته باش؛ این طواف قلبی نباید از آن طواف با مسلمانان، دور خانۀ خدا کمتر باشد.

«وَ هَرْوِلْ هَرْوَلَهً مِنْ هَوَاکَ وَ تَبَرِّیاً مِنْ جَمِیعِ حَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ»؛ وقتی حاجی برای سعی صفا و مروه می‌رود، در وسط مسیر جایی است که می‌گویند مستحب است هروله کند، یعنی پا و شانه را تکان دهد و ‌کمی با سرعت برود؛ چون می‌گویند حضرت هاجر «سلام‌الله علیها» برای پیدا کردن آب برای فرزندش حضرت اسماعیل به این صورت در آمد، یعنی با سرعت هروله کرد. از دور سراب آبی را دید و به آن‌طرف ‌رفت؛ در راه بازگشت، دید که از پایین پای فرزندش اسماعیل  آبی به قدرت خدا منفجر شده و چشمه‌ای به وجود آمده است. می‌فرمایند: هروله‌ای که هاجر در آن روز کرد و حاجی‌ها امروز انجام می‌دهند؛ و تو هم که داری هروله می‌کنی؛ هروله به مفهوم شتافتن به‌سوی خدا است؛ هروله، یعنی از حول و قوه‌ات بیرون بیایی و حول و قوۀ خدا را در نظر بگیری. این‌ها اسراری است که امام صادق دربارۀ واجبات حج بیان می‌کنند.

«وَ اخْرُجْ مِنْ غَفْلَتِکَ وَ زَلَّاتِکَ بِخُرُوجِکَ إِلَى مُنًى»؛ «مُنی» به معنای آرزویی است که حاجی که به سرزمین منی رفته در پیشگاه خدا انجام داده است. در دعا می‌خوانیم «یَا مُنَى‏ قُلُوبِ‏ الْمُشْتَاقِین‏»؛ ای آرزوی دل‌های عاشقان. حالا به سرزمین منی که رسیدی اعمالی ]وارد شده است[. باید نیت کنی که خدایا با رفتن به منی می‌خواهم خودم را از غفلت و گناهانم بیرون کنم.

«وَ لَا تَمَنَّ مَا لَا یَحِلُّ لَکَ»؛ منی به معنای آرزو و تمنی است که حجاج به آنجا می‌روند؛ درواقع آرزوی خود را در عطیه‌ها و هدیه‌های الهی منحصر می‌کنند. آرزو باید، آرزوهای خدایی باشد و لذا می‌فرماید: نباید تمنا و آرزویی کنی که حلال و مورد رضای خدا نباشد. آرزوهای خود را باید در آنچه خدا اجازه داده منحصر کنی، نه آن چیزهایی که حلال نیست.

«وَ لَا تَسْتَحِقُّهُ»؛ نباید آنچه را که مستحقش نیستی از دلت بگذرانی.

«وَ اعْتَرِفْ بِالْخَطَایَا بِالْعَرَفَاتِ»؛ اما در عرفات چه سری است؟ می‌فرماید: عرفات از اعتراف است. آنجا که می‌روی باید گناهانت را  یک‌به‌یک در نظر بیاوری؛ اعتراف کنی؛ و بگویی که من گناه کردم و از خدا بخشش بخواهی.

«وَ جَدِّدْ عَهْدَکَ عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى بِوَحْدَانِیَّتِهِ»؛ در عرفات با خداوند تجدید عهد و بیعت کن. در اینکه توحید خدا را در دلت در نظر آوری.

«وَ تَقَرَّبْ إِلَی الله ذَائِقَهُ بِمُزْدَلِفَهَ»؛ نام دیگر سرزمین مشعرالحرام، مزدلفه است؛ آنجا که می‌روی باید ذوقت را به خدای خودت نزدیک کنی و ذائقۀ معنوی و الهی داشته باشی.

«وَ اصْعَدْ بِرُوحِکَ‏ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى بِصُعُودِکَ إِلَى الجَبَلِ»؛ آنگاه‌که به روی کوه مشعرالحرام می‌روی باید روحت را به ملأ اعلی ببری.

«وَ اذْبَحْ حَنْجَرَتَیِ الْهَوَى وَ الطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبِیحَهِ»؛ موقعی که برای قربانی به کشتارگاه می‌روی، هوا و طمع، خواسته‌ها و اطماع نفسانیت را در راه خدا قربانی کن.

«وَ ارْمِ الشَّهَوَاتِ وَ الخَسَاسَهَ وَ الدَّنَاءَهَ»؛ وقتی برای رمی جمرات می‌روی، نیت کن که من می‌خواهم شهوت‌ها، آرزوها، خواسته‌های نفسانی، خساست و پستی‌ام را از خودم رمی و دور کنم.

«وَ الْأَفْعَالَ الذَّمِیمَهَ عِنْدَ رَمْیِ الْجَمَرَاتِ»؛ خدایا با سنگ زدنم می‌خواهم اخلاق زشت و کارهای مذموم و بد و زشتی را که دارم از خودم دور کنم.

«وَ احْلِقِ الْعُیُوبَ الظَّاهِرَهَ وَ الْبَاطِنَهَ بِحَلْقِ رَأسِکَ»؛ وقتی می‌خواهی حلق سر کنی، یعنی سرت را بتراشی که در سفر اول واجب است، چنین نیت کن: خدایا من می‌خواهم عیوب ظاهری و باطنی‌ام را بتراشم و از خودم زایل کنم.

«وَ ادْخُلْ فِی أَمَانِ اللَّهِ تَعَالَى وَ کَنَفِهِ وَ سَتْرِهِ وَ حِفْظِهِ وَ کِلَائِهِ مِنْ مُتَابَعَهِ مُرَادِکَ بِدُخُولِ الْحَرَمِ»؛ حال که می‌خواهی بعد ازانجام این اعمال به مکه برگردی و به حرم الهی و خانۀ خدا وارد شوی، نیت کن که این سرزمین، سرزمین امن الهی است؛ بنابراین من باید خودم را در امن الهی وارد کنم. من می‌خواهم خودم را در حمایت، ستر و حفظ خداوندی وارد کنم. وقتی به داخل خانۀ خدا پای می‌گذاری، این‌طور نیت کن.

«وَ زُرِ الْبَیْتَ مُتَحَفِّفاً لِتَعْظِیمِ صَاحِبِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ وَ جَلَالِهِ وَ سُلْطَانِهِ»؛ وقتی دور خانۀ خدا می‌خواهی طواف و زیارت کنی، باید نیت کنی که خدایا من فقط این در و دیوار را طواف نمی‌کنم؛ من به دنبال صاحب این خانه هستم؛ می‌خواهم با جلالت و سلطنت خدا آشنا شوم. این‌ها را در نظر بیاور.

«وَ اسْتَلِمِ الْحَجَرَ رِضًى بِقِسْمَتِهِ وَ خُضُوعاً لِعَظَمَتِهِ»؛ وقتی برایت میسور شد که به حجرالأسود دست بزنی، بگو: خدایا من به آنچه در قضا و قَدَرت برایم تقدیر کرده‌ای یا از رزق و روزی‌ات برایم قسمت کرده‌ای، راضی هستم؛ خدایا من در برابر عظمتت خاضع و خوار هستم.

«وَ دَعْ مَا سِوَاهُ بِطَوَافِ الْوَدَاعِ»؛ طواف وداع آخرین طواف مستحبی است که حاجی می‌کند. در هنگام طواف وداع باید با غیر خدا وداع کنی. نیتت در وداع این باشد که خدایا من این طواف را با تو می‌کنم؛ یعنی من از غیر تو وداع کردم و فقط تو مورد نظرم خواهی بود.

«وَ صَفِّ رُوحَکَ وَ سِرَّکَ لِلِقَاءِ اللَّهِ تَعَالَى یَوْمَ تَلْقَاهُ بِوُقُوفِکَ عَلَى الصَّفَا»؛ وقتی از خانۀ خدا فارغ شدی و خواستی به سمت سعی در صفا و مروه بروی، پایت را که بر روی کوه صفا گذاشتی، نظرت یک امر معرفتی و معنوی باشد؛ یعنی بگو: خدایا من به کوه صفا آمده‌ام تا با سرّ، روح و باطنم تو را ملاقات کنم. خداوندا پروردگارا من برای چنین امر بزرگی، خودم را آماده کرده‌ام.

«وَ کُنْ ذَا مُرُوَّهٍ مِنَ اللَّهِ بِفِنَاءِ أَوْصَافِکَ عِنْدَ الْمَرْوَهِ»؛ آنگاه‌ که به روی کوه مروه می‌روی پایت که به کوه رسید، باید مروه یعنی با مروت باشی و خودت را با مردانگی و مروت فانی کنی. اوصاف خلقی خودت را از بین ببری. این مردانگی و مروت است.

«وَ اسْتَقِمْ عَلَى شُرُوطِ حَجِّکَ وَ وَفَاءِ عَهْدِکَ الَّذِی عَاهَدْتَ بِهِ مَعَ رَبِّکَ وَ أَوْجَبْتَهُ إِلَی یَوْمَ الْقِیَامَهِ»؛ بعد از اتمام اعمالت، بگو: خدایا من چنین حجّی را با آداب و شرایطی که گفته شد، انجام دادم. وقتی می‌خواهی به‌طرف وطنت بروی، بگو: خدایا من در این راه و مسیر، با استقامت و پایداری و وفاداری به عهد و بیعتی که با تو [بسته‌ام] تا روز قیامت خواهم ماند.

«وَ اعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَفْتَرِضِ الْحَجَّ وَ لَمْ یَخُصَّهُ مِنْ جَمِیعِ الطَّاعَاتِ إلّا بِالْإِضَافَهِ إِلَى نَفْسِهِ»؛ ای کسی که قصد خانۀ خدا کرده‌ای، بدان در بین همۀ فرایض و عبادت‌هایی که خدا بر مسلمانان واجب کرده، فریضۀ حج را فقط به خودش نسبت داده است؛ و در قرآن می‌فرماید: « وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا»؛ کلمهٔ (لِلَّهِ) در این آیه، یعنی این حج باید برای خدا صورت بگیرد. اینکه (لِلَّهِ) فرموده، یعنی در واقع حج خانهٔ خدا را به خودش نسبت داده است. پس او را باید در حج پیدا کنیم. همان‌طوری که در قرآن آمده است باید حج ما یک حج عرفانی و الهی باشد. امیدواریم که از این بیان اسراری که امام صادق فرموده بتوانیم حج کامل و حقیقی و دارای آثار معرفتی را انجام دهیم. خداوندا! پروردگارا ما را به چنین حج و با چنین آداب و اسراری موفق بدار.

«وَ لَا شَرَّعَ نَبِیُّهُ سُنَّهً فِی خِلَالِ الْمَنَاسِکِ عَلَى تَرْتِیبِ مَا شَرَعَهُ إِلَّا لِلِاسْتِعْدَادِ وَ الْإِشَارَهِ إِلَى الْمَوْتِ وَ الْقَبْرِ وَ الْبَعْثِ وَ الْقِیَامَهِ»؛ امام صادق در این جملات می‌فرمایند: پیغمبر خدا نیز مانند خدا در آیهٔ شریفه‌ای که قبلاً بیان شد: «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا» که خداوند در بین عبادات و طاعاتش، حج خانه‌اش را به خود اختصاص داده است. کلمهٔ (لِلَّه) در این آیه ]بیانگر این مطلب است[ که فریضۀ حج برای خدا صورت می‌گیرد و این تشریع حج در ضمن احکام قرآنیِ الهی از جانب خدا بوده است. پیامبر خدا نیز در پیرامون فرموده‌های خداT مناسک، اعمال و فرایضی را بر حاجیان واجب نموده است.

«وَ لَا شَرَّعَ نَبِیُّهُ سُنَّهً فِی خِلَالِ الْمَنَاسِکِ عَلَى تَرْتِیبِ مَا شَرَعَهُ إِلَّا لِلِاسْتِعْدَادِ»؛ پیغمبر تشریعات (سنت‌های) حج را که در خلال مناسک و اعمال حج صورت می‌گیرد را به همان ترتیبی بیان فرموده است که خداوند احکام حج را تشریع کرده است؛ یعنی گفتهٔ پیغمبر، گفتهٔ خداست. «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُول.» بعد می‌فرماید:

«إِلَّا لِلِاسْتِعْدَادِ وَ الْإِشَارَهِ إِلَى الْمَوْتِ»؛ از اول تا به آخر اعمال و سنن حج، صحنه‌ای از محشر و قیامت است تا بشر به مسئلهٔ مرگ، قبر، حشر و قیامت توجه پیدا کند و خود را آماده سازد. وقتی به حج می‌رویم، می‌بینیم که همهٔ مردان با دو تکه پارچهٔ سفید [هستند.] که یکی را بر دوش [می‌اندازند] و دیگری را به‌عنوان لنگ به بدن می‌بندند. لباس زنان نیز سفید است؛ این سفیدی و احرام، حکایت از کفن میت دارد که وقتی می‌خواهد بمیرد، او را باید با پارچۀ سفید کفن کنند. منظره‌ای از مردن و صحرای محشر را نشان می‌دهد؛ آن هنگام که مردم از قبرهایشان بیرون می‌آیند و جمعیت بسیاری در محکمهٔ عدل الهی حضور پیدا می‌کنند. میلیون‌ها حاجی نیز باهم اعمال را به‌صورت مشترک انجام می‌دهند؛ مشعرالحرام، عرفات، منا، طواف خانۀ خدا و سعی بین صفا و مروه. پس این دستورات الهی و پیامبری برای این اعمال و مناسک حج تشریع نشده مگر به خاطر اسرار و حکمت‌هایی که عبارتند از: استعداد و آماده شدن و اشارات عرفانی به مسئلهٔ موت، قبر، بعث و قیامت.

«وَ فَصَّلَ بَیَانِ السَّبْقِ مِنْ دُخُولِ الْجَنَّهِ أَهْلُهَا وَ دُخُولِ النَّارِ أَهْلُهَا بِمُشَاهَدَهِ مَنَاسِکِ الْحَجِّ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى آخِرِهَا لِأُولِی الْأَلْبَابِ وَ أُولِی النُّهَى‏»؛ مناسک عملی حج، طوری است که سبقت مردم را نشان می‌دهد؛ گروهی جزء بهشتیان و اهل بهشت هستند و خود را به بهشت می‌رسانند؛ گروهی نیز در مخالفت و سرپیچی از امر خدا داخل جهنم می‌شوند که این حالت را در مشاهدۀ مناسک و اعمال حج می‌بینیم.

«مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى آخِرِهَا»؛ از ابتدا تا انتهای اعمال حج می‌بینیم که رموز و اسراری در این اعمال است که حکایت از مسئلۀ قیامت می‌کند.

«لِأُولِی الْأَلْبَابِ وَ أُولِی النُّهَى‏»؛ البته این پندگیری و کشف اسرار عرفانی به صاحبان لبّ، یعنی عقل و اندیشه و صاحبان خِرَد اختصاص دارد. آن‌ها می‌توانند چنین اسرار نابی را از این مناسک و اعمال حج کشف کنند.

امیدواریم که خداوند توفیق زیارت خانۀ خدا را بدهد؛ و توفیق [انجام] این اعمال را با چشم بصیرت و با درک حکمت از این مناسک و اعمال حج پیدا کنیم.

وَ صَلَّی اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین.

Your browser does not support this audio
لینک کوتاه : https://www.komeily.com/?p=32026

مطالب مشابه

  • بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
  • ویژه نامه مبعث پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم)
  • توصیه حضرت آیت الله کمیلی برای حل مشکل جامعه اسلامی و مردم
  • بسته صوتی شهادت حضرت امام کاظم «علیه‌السلام»
  • در باب تفاوت عرفان و تصوف
  • راه رسیدن به عشق الهی
  • بیانیه حضرت آیت اللّٰه کمیلى در محکومیت اغتشاشات دى ماه ۱۴۰۴ و لزوم حمایت از رهبرى
  • شریعت و فرقه های نوظهور
  • سخنرانی‌های آیت الله کمیلی خراسانی «حفظه الله»-فاطمیه ۱۴۴۵ و ۱۴۴۶
  • شرح کتاب چهل حدیث- شرح حدیث شانزدهم با موضوع صبر

نظرات

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک نمایید.

کلام استاد

کلیپ صوتی

زیارت و دیدار حضرت صاحب الزمان (عج)

Your browser does not support this audio

ویژه نامه

بسته صوتی نیمه شعبان المعظم
خرید کتاب اخلاق اهل بیتی
خرید کتاب چهل چراغ سلوک
خرید کتاب مطلع معرفت نفس
خرید کتاب سرچشمه راز و نیاز
خرید کتاب صد منزل دل
کانال رسمی آیت الله کمیلی خراسانی در پیام رسان ایتا

تقویم سلوکی

  • اعمال ماه شعبان
  • مناسبتها
  • نمازها

اعمال ماه شعبان

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

مناسبتها و فضایل ماه شعبان

سوم شعبان:

ولادت با سعادت امام حسین علیه السلام است.

به گفته «شیخ طوسى» در «مصباح»، ولادت آن حضرت ( طبق روایتى از امام حسن عسکرى علیه السلام) در روز پنج شنبه، سوم شعبان سال سوم هجرى واقع شده است.

چهارم شعبان:

ولادت حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام است. (سال ۲۶ هجرى)

پنجم شعبان:

ولادت امام زین العابدین على بن الحسین علیهماالسلام است. (سال ۳۸ هجرى)

یازدهم شعبان:

ولادت حضرت على بن الحسین (علی اکبر) علیهما السلام است. (سال ۴۳هجرى)

پانزدهم شعبان:

میلاد مسعود منجى عالم بشریّت، حضرت حجّه بن الحسن امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف مى‌باشد که در سال ۲۵۵ هجری، در «سامرّا» واقع گردید.

 

فضیلت ماه شعبان

ماه شعبان یکى از عزیزترین ماه هاى اسلامى و یادآور خاطره هاى بزرگ است که از همه مهمتر، میلاد مبارک سالار شهیدان کربلا، امام حسین علیه السلام در سوم ماه، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در چهارم ماه، حضرت سجاد علیه السلام در پنجم ماه و همچنین میلاد فرخنده حضرت بقیّه اللّه الاعظم حضرت مهدی منتظرعلیه السلام در پانزدهم ماه است که فضاى این ماه را به بوى ولایت عطرآگین ساخته است.

در فضیلت این ماه، همین بس که ماه پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نامیده شده و هنگامى که آن حضرت(ص) هلال ماه را مشاهده می فرمود، دستور مى دادند کسى در سراسر مدینه ندا دهد که:

"اى مردم! این ماه، ماه من است، خدا رحمت کند کسى که مرا بر ماه من یارى دهد، یعنى آن را روزه بدارد".

مرحوم محدّث قمى، حدیثى را از تفسیر امام حسن عسکرى علیه السلام در فضیلت روز اوّل ماه شعبان نقل نموده که در واقع مربوط به تمام ماه شعبان است، این حدیث بسیار پرمعنا و در عین حال بسیار مفصّل است که ایشان آن را تلخیص کرده است: "امیر مؤمنان على علیه السلام روز اوّل ماه شعبان گروهى را مشاهده کردند که در مسجد نشسته اند و سخنان بیهوده و ناآگاهانه، درباره قضا و قدر مى گویند و صداى جار و جنجالشان فضا را پر کرده، حضرت(ع) فرمودند: این گونه سخنان را رها کنید! امروز روز اوّل ماه شعبان است و از این نظر شعبان نامیده شده که مرکز شعبه ها و شاخه هاى خیرات و نیکى هاست، شعبه هاى خیراتِ نماز، روزه، زکات، امر به معروف و نهى از منکر و نیکى به پدر و مادر و همسایگان و صدقه به نیازمندان و اصلاح در میان مردم و مانند آن است."

سپس امام علی علیه السلام به حدیثى از رسول اکرم صلى الله علیه وآله اشاره فرمودند که خلاصه اش چنین است: "پیامبر(ص) فرمودند: روز اوّل ماه شعبان که مى شود، خداوند امر مى فرماید درهاى بهشت باز شود و دستور مى دهد به درخت «طوبى» که شاخه هایش را به مردم دنیا نزدیک کند و منادى از سوى پروردگار صدا مى زند که این شاخه هاى درخت «طوبى» در دسترس شماست، به آنها بیاویزید که شما را به سوى بهشت مى برد و از شاخه هاى درخت «زقّوم» بپرهیزید و به آن چنگ نزنید که شما را به سوى دوزخ مى کشاند، سپس افزودند: به خدایى که مرا به رسالت برگزیده سوگند! که هر کس در این روز به سراغ یکى از کارهاى خیر برود، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته و او را به سوى بهشت مى کشاند و هر کس به سراغ یکى از کارهاى شرّ برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» چنگ زده و او را به سوى دوزخ مى کشاند.

سپس آن حضرت(ص)، نمونه هایى از اسباب چنگ زدن به شاخه هاى درخت «طوبى» را برشمرده و فرمودند: هر کس (علاوه بر نمازهاى واجب) در این روز، نماز مستحبّى بخواند یا روزه بگیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و مادر و فرزند، یا خویشاوندان، یا همسایگان، صلح و صفا ایجاد کند، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» درآویخته است!

همچنین کسى که بدهى خود را به مردم ادا کند، یتیمى را کفالت نماید یا سبک مغزى را از تعرّض به آبرو و ناموس مردم بازدارد و کسى که قرآن بخواند یا شکر نعمت هاى او را بجا آورد، بیمارى را عیادت کند، به پدر و مادر نیکى نماید، مؤمنى را تشییع جنازه کند و یا هر کار خیر دیگرى انجام دهد، به یکى از شاخه هاى درخت «طوبى» آویخته است.

سپس افزودند: قسم به آن کس که مرا به نبوّت مبعوث کرد، هر کس به سراغ درى از درهاى شرّ و گناه در این ماه برود، به یکى از شاخه هاى درخت «زقّوم» آویخته که او را به آتش مى کشاند، کسى که در نماز واجب خود کوتاهى نماید، یا نیازمندى نزد او آید و شرح بیچارگى خود را بدهد و او توان حلّ مشکل آن نیازمند را داشته باشد ولى کوتاهى کند و دست او را نگیرد، یا عذر بدهکار بیچاره اى را نپذیرد، یا میان دو همسر، یا پدر و فرزند، یا خویشاوندان و همسایگان و دیگر مؤمنان، اختلاف و نفاق بیندازد، یا بدهى خود را به مردم انکار کند، یا از رسیدگى به کار یتیمان خوددارى نماید، یا به سراغ خوانندگى هاى مجالس لهو و فساد برود، یا ظلم ها و گناهان خویش را بشمرد و به آن افتخار کند!، یا از همسایه بیمارش عیادت نکند، یا پدر و مادرش را از خود، ناخشنود سازد ... همه اینها سبب درآویختن به شاخه هاى درخت «زقّوم» است که انسان را به جهنّم مى برد"

این حدیث شریف و پرمعنا، راههاى سعادت و شقاوت را با ذکر یک مثال معنوى به روشنى بیان کرده و طُرُق خودسازى و تهذیب نفس و خدمت به خلق و عبودیّت خالق را در این ماه مشخّص نموده است. همچنین نسبت به اسباب بدبختى و محرومیّت از سعادت هشدار داده است که براى همه ماههاى سال راه گشا است، به‌ویژه در ماه شعبان که سرآغاز حرکت جدیدى به سوى نیکى ها و پاکى هاست.

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

نمازهای وارده برای تمام شب­های ماه شعبان

برگرفته از کتاب اقبال الاعمال سید بن طاووس (ره)

 

نماز شب اول ماه شعبان:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در اولین شب از ماه شعبان صد رکعت نماز بگزاردکه در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را نیز یک بار بخواند، پس بعد از تمام شدن نماز٬ سوره حمد را۵۰ باربخواند به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت٬ اگر بنده­ای این نمازرا گزارده و روزه بگیرد٬ خداوند تعالی از او شر اهل آسمان و زمین و شیاطین و پادشاهان را دفع می کند و از اوهفتاد هزار گناه کبیره رامی آمرزد و از او عذاب قبر را بر می­دارد و فرشتگان نکیر و منکر او را نمی­ترسانند و در حالی از قبرش بیرون می­آید که صورتش به مانند ماه شب چهارده است و از صراط به مانند برق عبور کرده ونامه­اش به دست راست او داده می شود.(اقبال الاعمال، ص۱۹۳)

نمازی دیگر برای شب اول:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب اول ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی بعد از حمد سوره توحید را پانزده بار بخواند، خدای تعالی به او پاداش دوازده هزار شهید را عنایت کرده و برای او عبادت دوازده سال را می‌نویسد و از گناهانش به مانند روزی که از مادرمتولد شده بیرون می آید و خداوند برای هر آیه از قرآن٬ کاخی در بهشت به او عنایت می کند. (همان، ص۱۹۳)

نماز شب دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی­ که در شب دوم از ماه شعبان٬ ۵۰رکعت نماز بگذارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های اخلاص و فلق و ناس را نیز یکبار بخواندخداوند به فرشتگان کرام الکاتبین فرمان می دهد که: بر بنده ام گناهی ننویسید تا این که یک سال بر او بگذرد و خداوند برای او بهره ای در عبادت اهل آسمان و زمین قرار می دهد و به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت ٬ از عبادت آن شب جز بدکار یا منافق یا فاجر دوری نمی‌گزیند و فضیلت زیادی ذکر کرده اند.(همان، ص ۲۰۱)

نماز شب سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:  کسی که در شب سوم ماه شعبان دو رکعت نماز بخواند که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را ۲۵ بار بخواند، خداوند در روز قیامت برای او هشت باب بهشت رامی‌گشاید و هفت باب جهنم را به روی او می­بندد و به او هزار لباس ابریشمی و هزارتاج می‌پوشاند. (همان، ص ۲۰۱)

نماز شب چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهارم ماه شعبان چهل رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و ۲۵ بار سوره توحید را بخواند خداوند برای او به ازاء هر رکعتی پاداش یک میلیون سال را نوشته و برای او برای هر سوره ای٬ یک میلیون شهر می‌سازد و خداوند به اوپاداش یک میلیون شهید را عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۰۳)

نماز شب پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پنجم از شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره توحید را پانصد بار بخواند و پس از سلام بر پیامبرهفتاد بار درود(صلوات) رساند،خداوند برای او هزار حاجت از حاجت های دنیایی و آخرتی او را برآورده می سازد وبه تعداد ستارگان آسمان٬ شهر در بهشت به او عنایت می فرماید. (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب ششم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب ششم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یکبار و سوره توحید را ۵۰ بار بخواند٬ خداوند او را برخوشبختی می‌گیرد و قبرش را گشادمی‌کند و در حالی از قبرش بیرون می‌آید که صورتش به مانند ماه است و می‌گوید: «اشهد انّ لا اله الا الله و انّ محمدا عبده و رسوله». (همان، ص ۲۰۴)

نماز شب هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و سوره توحید را صد بار بخواند و در رکعت دوم سوره حمدرا یک بار و  آیهالکرسی راصد بار بخواند، مرد و زن مومنی نیست که این نماز را می‌گزارد مگر این که خداوند تعالی دعایش را اجابت کرده و حوائجش را برآورده می سازد و برای او هر روزپاداش شهیدی می نویسد و بر او گناهی نمی‌باشد. (همان،ص ۲۰۴)

نماز شب هشتم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب هشتم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در رکعت اول سوره حمد را یک بار و آیه «ءامن الرسول» را تا آخر آن ٬ پنج بار و سوره توحیدرا پانزده مرتبه بخواند و در رکعت دوم سوره حمد را یک بار و آیه آخر سوره کهف «قل انما انا بشر مثلکم» را یک بارو پانزده بار سوره توحید رابخواند ٬ پس اگر گناهانش بیشتر از کف دریا باشد ٬ خداوند او را تا پاک نکند ازدنیا نمی برد٬ و گویا که تورات وانجیل و زبور و قرآن را خوانده باشد) .همان، ص ۲۰۵)

نماز شب نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نهم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و ده بار سوره نصر را بخواند، خداوند حتما جسدش را بر آتش حرام می‌کند و به او برای هر آیه ای ثواب دوازده شهید از شهدا بدر و ثواب علما را عنایت می کند. (همان، ص ۲۰۵)

نماز شب دهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دهم ماه شعبان٬ چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و آیه الکرسی را یک بار و سوره کوثر را سه بار بخواند، پس کسی که این نماز رابگزارد خداوند به فرشتگانش می‌فرماید: صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزاردرجه برای او بالا ببرید وصد هزار در برای او باز کنید و برای همیشه بر او نبندید و او و پدر و مادرش وهمسایگانش آمرزیده می شوند. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب یازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب یازدهم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره جحد( کافرون ) را ده بار بخواند، به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت این نماز را به جز مومن دارای ایمان کامل نمی‌گزارده و خداوند به اوبرای هر رکعتی باغی از باغ های بهشت عنایت می‌کند.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب دوازدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب دوازدهم از ماه شعبان دوازده رکعت نماز بگزارد  که درهر رکعتی سوره حمد را یکبار و سوره تکاثر را ده بار بخواند خداوند گناهان چهل ساله او را می‌آمرزد و برای او چهل درجه بالا می‌برد و برای او چهل هزار فرشته طلب آمرزش می کنند و برای اوثواب کسی که شب قدر رادرک کرده باشد است.(همان، ص ۲۰۶)

نماز شب سیزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سیزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره تین را یک بار بخواند، گویا که دویست برده ازفرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را آزاد کرده باشد و از گناهانش به مانند روزی که از مادر متولد شده بیرون می‌آید و خداوند دوری از آتش را به او عنایت می‌فرماید و با من (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و  ابراهیم علیه السلام هم نشین می‌شود. (همان، ص ۲۰۶)

نماز شب چهاردهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب چهاردهم از ماه شعبان چهاررکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره والعصر را پنج بار بخواند خداوند برای اوپاداش نمازگزاران از آدم تا روزقیامت را می نویسد و در حالی او را بر می انگیزد که صورتش از آفتاب و ماه درخشانتر است و آمرزیده می شود. (همان، ص ۲۰۷)

نماز شب پانزدهم ماه شعبان (شب ولادت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف):رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب پانزدهم میان مغرب و عشاء چهار رکعت نماز بگزراد کهدر هر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اخلاص را ده بار بخواند (در روایت دیگرییازده بار) و پس از تمام شدن نماز ده بار بگوید : «یا رَبِ‏ اغْفِرْ لَنَا» و نیز ده بار بگوید: «یَا رَبِ‏ارْحَمْنَا» و ده بار بگوید: «یا رَبِّ تُبْ عَلَیْنَا» و بیست و یکبار سوره اخلاص را بخواند و آنگاه ده بار بگوید: «سُبْحَانَ الَّذِی یُحْیِی الْمَوْتَى وَ یُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَ هُوَ عَلى‏کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر»، خداوند تعالی (دعای) او را مستجاب و حوائج او را در دنیا و آخرت برآورده میسازد و نامه اش را به دست راست او می‌دهد و تا سال آینده در نگهبانی خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۰۸)

نمازی دیگر در شب نیمه شعبان جهت دیدن پیامبر(ص) در خواب:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :کسی که در شب نیمه شعبان با بهترین  شکلیخود را پاکیزه نموده و دو لباس تمیز بپوشد آن گاه به سوی مصلایش آمده و نماز عشاء را بخواند، آن گاه دورکعت نماز بگزارد که دررکعت اول بعد از حمد سه آیه اول سوره بقره٬ آیه الکرسی و سه آیه اخر سوره بقره) ءامَنَ الرّسول)را بخواند و در رکعت دوم سوره حمد و بعد سوره ناس را هفت بار و فلق را هفت بار و اخلاص رانیز هفت بار بخواند٬ آنگاه سلام داده و بعد از آن چهار رکعت نماز بگزارد که در رکعت اول سوره یس و در رکعتدوم سوره دخان و در رکعت سوم سوره سجده و در رکعت چهارم سوره مُلک را بخواند. ( البته بعد از سوره حمد وهنگام قرائت آیه سجدهبه سجده رفته و دوباره بلند شود و نماز را ادامه دهد )آن گاه بعد از آن صد رکعتبگزارد که در هر رکعتی سورهاخلاص را ده بار و الحمد الله را یک بار بخواند خداوند برای او ٬ سه حاجت رابرآورده می‌سازد یا در دنیا یا در آخرت آنگاه اگر بخواهد که مرا در این شب ببیند(در خواب)٬ می‌بیند. (همان، ص ۲۱۵)

نماز شب شانزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شانزدهم ماه شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی حمد و آیه الکرسی را یک بار و سوره اخلاص را پانزده بار بخواند، پس خداوند تعالی به من فرمود: کسی که دورکعت نماز را بگزارد به مانند آن چه را که به تو پیامبریت دادم به او می دهم ودر بهشت برای او هزار کاخ بنا می کنم. (همان، ص ۲۳۶)

نماز شب هفدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هفدهم ماه شعبان٬ دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را هفتاد و یک بار بخواند، پس وقتی که نمازش تمام شد هفتاد بار استغفار گوید از جایش بلند نمی‌شود تا این که خداوند او را آمرزیده و بر او گناهی نمینویسد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب هجدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب هجدهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و اخلاص را ۵ بار بخواند، خداوند هر حاجتی را که در آن شب می خواهد می دهد و اگر او را بدبخت آفریده باشد، پس خوشبخت قرار می‌دهد و اگر در همین سال بمیرد شهید از دنیا می‌رود. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب نوزدهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب نوزدهم از ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره مُلک را ۵ بار بخواند خداوند گناهان گذشته وآینده اش را می‌آمرزد و نمازهایی که بعد از آن می خواند را می پذیرد و اگر پدر و مادرش در آتش باشد، آن‌ها رااز آتش بیرون می‌آورد. (همان، ص ۲۳۷)

نماز شب بیستم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیستم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ۱۵ بار بخواند به خدایی که مرا بدرستی به پیامبری برانگیخت از دنیا نمی رود، مگر این که در خواب جای خود را در بهشت دیده و با فرشتگان مقرب محشور می‌شود. (همان،ص۲۳۸)

نماز شب بیست و یکم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و یکم از ماه شعبان هشت رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره های حمد و اخلاص و فلق و ناس را بخواند، خداوند برای او به تعداد ستارگان آسمان حسنه نوشته و به تعداد آن درجات او را بالا می‌برد و به تعداد آن بدی‌های او را میزداید. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و دوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و دوم ماه شعبان دورکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره های حمد و جحد ( کافرون ) را یک بار و اخلاص را ۱۵ بار بخواند، خداوند تعالی نام او را در نام های راستگویان می‌نویسد و در روز قیامت با گروه مرسلین می‌آید در حالی که او در پوشش خداوند تعالی است. (همان، ص ۲۳۸)

نماز شب بیست و سوم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و سوم شعبان سی رکعت نماز بگزارد که درآن سوره های حمد و زلزال را یک بار بخواند، خداوند تعالی غل و غش را از دل او می‌زداید و از کسانی استکه خداوند سینه‌اش را برای اسلام گشوده و او را در حالی بر می انگیزاند که صورتش به مانند ماه شب چهارده است. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و چهارم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و چهارم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره نصر را ده بار بخواند، خداوند تعالی با آزادی او از جهنم رهایی از عذاب وعذاب قبر و حساب کوتاه و دیدار آدم و نوح و پیامبران و شفاعت ٬ اکرامش می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و پنجم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و پنجم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد و تکاثر را یک بار بخواند، خداوند تعالی به او پاداش آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و ثواب هفتاد پیامبر عنایت می‌کند. (همان، ص ۲۳۹)

نماز شب بیست و ششم:رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و ششم از ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد را یک بار و آیه «ءامَنَ الرّسول» را ده بار بخواند، خداوند تعالی او را از آفت‌های دنیا و آخرت سلامت می دارد و در روز قیامت خداوند تعالی شش نور به او عنایت می‌فرماید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هفتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هفتم ماه شعبان دو رکعت نماز بگزارد که درهر رکعتی سوره حمد را یک بار و سوره اعلی «سبح اسم ربک الاعلی» را ده بار بخواند، خداوندبرای او یک میلیون حسنه نوشته و یک میلیون بدی را از او رفع کرده و یک میلیون درجه او را بالا می برد و اورا با تاجی از نور می‌آراید. (همان، ص ۲۴۰)

نماز شب بیست و هشتم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و هشتم ماه شعبان چهار رکعت نماز بگزارد که در هر رکعتی سوره حمد و اخلاص و فلق و ناس را یک بار بخواند، خداوند تعالی او رادر حالی از قبر بر می‌انگیزاند که صورتش به مانند شب چهارده است و هراس های روز قیامت را از او دفع می‌کند. (همان،ص۲۴۱)

نماز شب بیست و نهم:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب بیست و نهم ماه شعبان ده رکعت نماز بگزارد که در هررکعتی سوره حمد را یک بار و سوره های تکاثر و فلق و ناس و اخلاص را ده مرتبه بخواند، خداوند تعالی پاداش کوشندگان را به او داده و میزانش سنگین و به او در حساب تخفیف داده می‌شود و ازصراط به سرعت برق می گذرد. (همان، ص ۲۴۱)

نماز شب سی ام:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در شب سی ام شعبان دو رکعت نمازبگزارد که در هر رکعتی بعد از «حمد» سوره «اعلی» را ده بار بخواند، پس از اتمام نیز بر پیامبر(ص) صد بار درود (صلوات)برساند، پس به خدایی که مرا به راستی به پیامبری برانگیخت، خداوند برای او یک میلیون شهر در بهشت جاودان بالا میبرد و اگر اهل آسمان‌ها و زمین برای شمارش پاداش او گرد آیند توانایی آن را نداشته و خداوند برای او هزار حاجت را برآورده می‌سازد. (همان، ص ۲۴۱)

***

 

تبلیغات

پایگاه تخصصی عرفان عملی شیعی

    • بیانات عرفانی آيت الله كميلي
    • اخبار و اطلاعیه ها
    • کشکول المطالب
    • دستورالعمل سالکان مبتدی
    • ویژه نامه ها
    • ترنم حداد

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به آیت الله محمد صالح کمیلی خراسانی مي باشد